▪️مهاباد؛ محکومیت پنج نفر از بازداشتشدگان انقلاب ژینا به ۵۰ سال و ۶ ماه حبس
صلاح موسویراد، رحیم شمعی، یاسین مصطفیپور، یهنام راسخنیا و ایرج ابراهیمزاده، پنج شهروند اهل مهاباد و ارومیه که در جریان خیزش انقلابی ژینا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، جمعاً به ۵۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شدند.
به گزارش کولبرنیوز روز یکشنبه پنجم شهریورماه ١۴٠٢، "صلاح موسویراد" ۲۸ ساله فرزند عثمان اهل مهاباد، "رحیم شمعی" ٢٦ ساله فرزند محمد ساکن ارومیه، "یاسین مصطفیپور" ٢۵ ساله فرزند امیر اهل مهاباد، "بهنام راسخنیا" ۴۵ ساله فرزند محمد سلطان اهل مهاباد و "ایرج ابراهیمزاده" ۲۴ ساله فرزند جلال توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری دو مهاباد به ریاست قاضی "سجاد دهقانزاده استمال" به حبس، شلاق و پرداخت جزای نقدی محکوم شدند. براساس حکم صادره، رحیم شمعی به اتهامات «نهیب و تلف نمودن اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، «ساخت و مونتاژ مواد ناریه غیرنظامی» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵ و پرداخت جزای نقدی دو برابر ارزش اقلام مکشوفه در حق صندوق دولت جمهوری اسلامی ایران، «تمرد نسبت به مأمورین نظامی و انتظامی» به تحمل دو سال حبس تعزیری درجه ٦ و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به تحمل یکسال حبس تعزیری درجه ٦ و ٧۴ ضربه شلاق تعزیری، یاسین مصطفیپور به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، «تمرد نسبت به مأمورین نظامی و انتظامی» به تحمل دو سال حبس تعزیری درجه ٦ و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به تحمل یکسال حبس تعزیری درجه ٦ و ٧٤ ضربه شلاق تعزیری، صلاح موسویراد به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل ۴۲ ماه و یک روز حبس تعزیری درجه ۵ و «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، ایرج ابراهیمزاده به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل ۴٢ ماه و یک روز حبس تعزیری درجه ۵ و «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦ و بهنام راسخنیا به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦ و «آتش زدن سند ازدواج متعلق به اصغر محمدی» به تحمل ١٠ سال حبس تعزیری درجه ۴ محکوم شدهاند.
گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://kolbarnews.com/مهاباد؛-محکومیت-پنج-نفر-از-بازداشتشد/
صلاح موسویراد، رحیم شمعی، یاسین مصطفیپور، یهنام راسخنیا و ایرج ابراهیمزاده، پنج شهروند اهل مهاباد و ارومیه که در جریان خیزش انقلابی ژینا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، جمعاً به ۵۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شدند.
به گزارش کولبرنیوز روز یکشنبه پنجم شهریورماه ١۴٠٢، "صلاح موسویراد" ۲۸ ساله فرزند عثمان اهل مهاباد، "رحیم شمعی" ٢٦ ساله فرزند محمد ساکن ارومیه، "یاسین مصطفیپور" ٢۵ ساله فرزند امیر اهل مهاباد، "بهنام راسخنیا" ۴۵ ساله فرزند محمد سلطان اهل مهاباد و "ایرج ابراهیمزاده" ۲۴ ساله فرزند جلال توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری دو مهاباد به ریاست قاضی "سجاد دهقانزاده استمال" به حبس، شلاق و پرداخت جزای نقدی محکوم شدند. براساس حکم صادره، رحیم شمعی به اتهامات «نهیب و تلف نمودن اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، «ساخت و مونتاژ مواد ناریه غیرنظامی» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵ و پرداخت جزای نقدی دو برابر ارزش اقلام مکشوفه در حق صندوق دولت جمهوری اسلامی ایران، «تمرد نسبت به مأمورین نظامی و انتظامی» به تحمل دو سال حبس تعزیری درجه ٦ و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به تحمل یکسال حبس تعزیری درجه ٦ و ٧۴ ضربه شلاق تعزیری، یاسین مصطفیپور به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، «تمرد نسبت به مأمورین نظامی و انتظامی» به تحمل دو سال حبس تعزیری درجه ٦ و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به تحمل یکسال حبس تعزیری درجه ٦ و ٧٤ ضربه شلاق تعزیری، صلاح موسویراد به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل ۴۲ ماه و یک روز حبس تعزیری درجه ۵ و «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦، ایرج ابراهیمزاده به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل ۴٢ ماه و یک روز حبس تعزیری درجه ۵ و «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦ و بهنام راسخنیا به اتهامات «اتلاف و غارت اموال توام با قهر و غلبه» به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵، «مشارکت در تخریب عمدی اموال» به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری درجه ٦ و «آتش زدن سند ازدواج متعلق به اصغر محمدی» به تحمل ١٠ سال حبس تعزیری درجه ۴ محکوم شدهاند.
گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://kolbarnews.com/مهاباد؛-محکومیت-پنج-نفر-از-بازداشتشد/
کولبر نیوز
مهاباد؛ محکومیت پنج نفر از بازداشتشدگان انقلاب ژینا به ۵۰ سال و ۶ ماه حبس
به گزارش کولبرنیوز روز یکشنبه پنجم شهریورماه ١۴٠٢، "صلاح موسویراد" ۲۸ ساله فرزند عثمان اهل مهاباد، "رحیم شمعی" ٢٦ ساله فرزند محمد ساکن ارومیه، "یاسین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوێنێ سێشەممە٧ی خەرمانانی ١٤٠٢،هەڵمەتی لە خۆبوردوانەی ئەندامانی چیاسەوزی مەریوان و خەڵکی ناوچەکە بۆ کونترۆڵ کردنی ئەو ئاگرەی کە لە لایەن دەستوپەیوەندیەکانی کۆماری ئیسلامی بەردرابوە دارستانەکانی دۆڵەناو سەر بەشارۆچکەی دزڵی .
#ژینگە
#شۆڕشی_ژینا
#کۆڵبەر_نیوز
#ژینگە
#شۆڕشی_ژینا
#کۆڵبەر_نیوز
Forwarded from کولبرنیوز | Kolbarnews
▪️ بیوگرافی و روزشمار مبارزاتی کاک فواد مصطفیسلطانی
برگرفته از کتاب: کاک فواد مصطفیسلطانی، بیوگرافی، آرمانها و چگونگی جانباختنش
به قلم: ملکه، رضا و حشمت مصطفیسلطانی
◾️سال ۱۳٢٧ روز هفتم فروردین در روستای آلمانە در منطقە مریوان متولد شد. پدر وی محمدرشید مصطفیسلطانی و مادرش بهیە کهنەپوشی بودند.
◾️سال ١٣٣٣ شروع آموزش ابتدایی در مدرسە قاآنی در آلمانە کە تا کلاس چهارم را در این مدرسە درس میخواند.
◾️سال ١٣٣٧ بە شهر سنندج رفتە و در مدرسە چهارم آبان ثبت نام میکند. قبلاً چند تن از برادرانش در سنندج تحصیل میکردند.
◾️سال ١٣٣٩ وارد دبیرستان رازی سنندج میشود.
◾️سال ١٣٤٢ در دبیرستان هدایت در رشتە ریاضی ادامە تحصیل میدهد.
◾️سال ١٣٤۵ موفق بە اخذ دیپلم شدە و سپس چند ماهی در ادارە دخانیات شهر مریوان مشغول انجام کار میشود.
◾️سال ١٣٤٦ در کنکور سراسری دانشگاهها شرکت میکند و در دوازدە دانشگاە مختلف قبول میشود. تمایل خود فواد این بود کە بە دانشگاە نفت آبادان برود. در امتحان کتبی با نمرە خوب قبول میشود ولی هنگام امتحان شفاهی از وی
میپرسند: «اگر شما را نخست وزیر ایران کنند چکار میکنید؟ »
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/3e5GcuS
برگرفته از کتاب: کاک فواد مصطفیسلطانی، بیوگرافی، آرمانها و چگونگی جانباختنش
به قلم: ملکه، رضا و حشمت مصطفیسلطانی
◾️سال ۱۳٢٧ روز هفتم فروردین در روستای آلمانە در منطقە مریوان متولد شد. پدر وی محمدرشید مصطفیسلطانی و مادرش بهیە کهنەپوشی بودند.
◾️سال ١٣٣٣ شروع آموزش ابتدایی در مدرسە قاآنی در آلمانە کە تا کلاس چهارم را در این مدرسە درس میخواند.
◾️سال ١٣٣٧ بە شهر سنندج رفتە و در مدرسە چهارم آبان ثبت نام میکند. قبلاً چند تن از برادرانش در سنندج تحصیل میکردند.
◾️سال ١٣٣٩ وارد دبیرستان رازی سنندج میشود.
◾️سال ١٣٤٢ در دبیرستان هدایت در رشتە ریاضی ادامە تحصیل میدهد.
◾️سال ١٣٤۵ موفق بە اخذ دیپلم شدە و سپس چند ماهی در ادارە دخانیات شهر مریوان مشغول انجام کار میشود.
◾️سال ١٣٤٦ در کنکور سراسری دانشگاهها شرکت میکند و در دوازدە دانشگاە مختلف قبول میشود. تمایل خود فواد این بود کە بە دانشگاە نفت آبادان برود. در امتحان کتبی با نمرە خوب قبول میشود ولی هنگام امتحان شفاهی از وی
میپرسند: «اگر شما را نخست وزیر ایران کنند چکار میکنید؟ »
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/3e5GcuS
کولبر نیوز
بیوگرافی و روزشمار مبارزاتی کاک فواد مصطفیسلطانی
برگرفته از کتاب: کاک فواد مصطفیسلطانی، بیوگرافی، آرمانها و چگونگی جانباختنشبه قلم: ملکه، رضا و حشمت مصطفیسلطانی
▪️ضربات برای درهم کوبیدن نیروهای پوسیده رژیم باید سنگینتر شود
احمدرضا رادان، فرمانده بدنام نیروهای انتظامی روز دوشنبه ۶ شهریورماه، ترس خود و بقیه کاربدستان رژیم از شعلهورتر شدن جنبش "انقلابی ژینا" را بیان کرد. او در عین حال اذعان نمود که نیروهای پلیس توسط به قول او دشمنان در معرض تضعیف هستند. او پرسنل را تهدید کرد که هر کدام از آنان جرایم عمدی مرتکب شوند، به شدت با آنها برخورد میشود. منظور او از جرایم عمدی سرپیچی از دستورات فرماندهان به هنگام رویارویی محتوم با معترضین زن و مرد میباشد.
رادان، در سخنانش وحشتی را که منعکس میکند، ناشی از این حقیقت است که در گرماگرم جنبش انقلابی ژینا بخشی از نیروهای مسلح از فرامین فرماندهان سرکوبگر سرپیچی کرده و از تیراندازی به معترضین انقلابی خوداری کردند. اطلاعات درز کرده به رسانهها در اسفندماه ۱۴۰۱ این واقعیت را تایید میکند. این اطلاعات متعلق به جلسهای چهار ساعته بود که در دیماه ۱۴۰۱ برگزار گردیده بود. در آن جلسه ۵۸ فرمانده سپاه واقعیات تکان دهندهای را به خامنهای گزارش کردند. این اطلاعات که در ۴۴ صفحه تنظیم شده است توسط گروه هکری ایرانی «بلک ریوارد» کشف و انتشار یافته است.
طبق سند مذکور در آن جلسه فرمانده "سپاه تهران بزرگ" گفته بود: بعضی از سربازانِ وظیفه یا کادرهای نظامی سپاه، به جای انجام فرامین مافوق، نگاهشان به خیابان بود. ازفرمانده سپاه ناحیه امام حسین کرج نقل شده که: چند سرباز وظیفه و یک ستوان، سهمیه انبار سپاه استان البرز را بین مردم فقیر کرج تقسیم کردند و حتی اعضای خانوادههای افسران ارشد به معترضان پیوسته و بازداشت شدهاند. طبق سند درز کرده، فرمانده "سپاه فجر" فارس نیز بحران عقیدتی در نیروهای استان و استعفای بیش از دو هزار نفر تا میانه دیماه را تایید کرده است. فرمانده سپاه استان مرکزی هم گفته است که اعتقاد نیروهایش به نظام نصف شده است. او گفته: نیروی تحت امر من روبرویم سر صف صبحگاهی میایستد، اعتراض میکنند، بازداشت میشوند، دادگاهی میشوند اما خم به ابرو نمیآورند.
برای ادامە بە لینک زیر مراجعە کنید:
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/pGIM1
احمدرضا رادان، فرمانده بدنام نیروهای انتظامی روز دوشنبه ۶ شهریورماه، ترس خود و بقیه کاربدستان رژیم از شعلهورتر شدن جنبش "انقلابی ژینا" را بیان کرد. او در عین حال اذعان نمود که نیروهای پلیس توسط به قول او دشمنان در معرض تضعیف هستند. او پرسنل را تهدید کرد که هر کدام از آنان جرایم عمدی مرتکب شوند، به شدت با آنها برخورد میشود. منظور او از جرایم عمدی سرپیچی از دستورات فرماندهان به هنگام رویارویی محتوم با معترضین زن و مرد میباشد.
رادان، در سخنانش وحشتی را که منعکس میکند، ناشی از این حقیقت است که در گرماگرم جنبش انقلابی ژینا بخشی از نیروهای مسلح از فرامین فرماندهان سرکوبگر سرپیچی کرده و از تیراندازی به معترضین انقلابی خوداری کردند. اطلاعات درز کرده به رسانهها در اسفندماه ۱۴۰۱ این واقعیت را تایید میکند. این اطلاعات متعلق به جلسهای چهار ساعته بود که در دیماه ۱۴۰۱ برگزار گردیده بود. در آن جلسه ۵۸ فرمانده سپاه واقعیات تکان دهندهای را به خامنهای گزارش کردند. این اطلاعات که در ۴۴ صفحه تنظیم شده است توسط گروه هکری ایرانی «بلک ریوارد» کشف و انتشار یافته است.
طبق سند مذکور در آن جلسه فرمانده "سپاه تهران بزرگ" گفته بود: بعضی از سربازانِ وظیفه یا کادرهای نظامی سپاه، به جای انجام فرامین مافوق، نگاهشان به خیابان بود. ازفرمانده سپاه ناحیه امام حسین کرج نقل شده که: چند سرباز وظیفه و یک ستوان، سهمیه انبار سپاه استان البرز را بین مردم فقیر کرج تقسیم کردند و حتی اعضای خانوادههای افسران ارشد به معترضان پیوسته و بازداشت شدهاند. طبق سند درز کرده، فرمانده "سپاه فجر" فارس نیز بحران عقیدتی در نیروهای استان و استعفای بیش از دو هزار نفر تا میانه دیماه را تایید کرده است. فرمانده سپاه استان مرکزی هم گفته است که اعتقاد نیروهایش به نظام نصف شده است. او گفته: نیروی تحت امر من روبرویم سر صف صبحگاهی میایستد، اعتراض میکنند، بازداشت میشوند، دادگاهی میشوند اما خم به ابرو نمیآورند.
برای ادامە بە لینک زیر مراجعە کنید:
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/pGIM1
کولبر نیوز
ضربات برای درهم کوبیدن نیروهای پوسیده رژیم باید سنگینتر شود
احمدرضا رادان، فرمانده بدنام نیروهای انتظامی روز دوشنبه ۶ شهریورماه، ترس خود و بقیه کاربدستان رژیم از شعلهورتر شدن جنبش "انقلابی ژینا" را بیان کرد. او در عین
▪️کشته شدن سه شهروند بلوچ از جمله دو سوختبر بر اثر تصادف خودرو در رودبار
بر اثر تصادف دو دستگاه خودرو پژو ۴۰۵ و پراید در محور رودبار، سه شهروند بلوچ از جمله دو سوختبر جانشان را از دست دادند.
به گزارش کولبرنیوز بامداد روز سهشنبه هفتم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر برخورد دو دستگاه خودرو، پراید و پژو ۴۰۵ سوختبر در محور رودبار به زهکلوت حد فاصله روستای چاهحسن، سه نفر از جمله دو سوختبر جان خود را از دست دادند. هویت این دو سوختبر بلوچ "محمود حیدرزهی" ۳۵ ساله فرزند دادخدا متاهل دارای سه فرزند، و "حمید حیدرزهی" ۳۷ ساله فرزند غمگذار متاهل دارای یک فرزند، هر دو اهل و ساکن روستای اسلامآباد واقع در دهستان جازموریان از توابع شهرستان رودبار استان کرمان میباشند.
هویت دیگر شهروند بلوچ راننده پراید محمد (فامیلی نامشخص) فرزند سیفالله اهل و ساکن روستای چاهعالی واقع در دهستان کولگان از توابع شهرستان رودبار احراز شده است.
ادامە گزارش در لینک زیر:
https://bitly.ws/Tu5s
بر اثر تصادف دو دستگاه خودرو پژو ۴۰۵ و پراید در محور رودبار، سه شهروند بلوچ از جمله دو سوختبر جانشان را از دست دادند.
به گزارش کولبرنیوز بامداد روز سهشنبه هفتم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر برخورد دو دستگاه خودرو، پراید و پژو ۴۰۵ سوختبر در محور رودبار به زهکلوت حد فاصله روستای چاهحسن، سه نفر از جمله دو سوختبر جان خود را از دست دادند. هویت این دو سوختبر بلوچ "محمود حیدرزهی" ۳۵ ساله فرزند دادخدا متاهل دارای سه فرزند، و "حمید حیدرزهی" ۳۷ ساله فرزند غمگذار متاهل دارای یک فرزند، هر دو اهل و ساکن روستای اسلامآباد واقع در دهستان جازموریان از توابع شهرستان رودبار استان کرمان میباشند.
هویت دیگر شهروند بلوچ راننده پراید محمد (فامیلی نامشخص) فرزند سیفالله اهل و ساکن روستای چاهعالی واقع در دهستان کولگان از توابع شهرستان رودبار احراز شده است.
ادامە گزارش در لینک زیر:
https://bitly.ws/Tu5s
کولبر نیوز
کشته شدن سه شهروند بلوچ از جمله دو سوختبر بر اثر تصادف خودرو در رودبار
به گزارش کولبرنیوز بامداد روز سهشنبه هفتم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر برخورد دو دستگاه خودرو، پراید و پژو ۴۰۵ سوختبر در محور رودبار به زهکلوت حد فاصله روستای
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️تولید برق از مواد آشپزخانه توسط کودک دبستانی بلوچ
یک کودک دختر دبستانی بلوچ از ابتداییترین امکانات آموزشی موفق به تولید برق شده است.
این دختر دبستانی بلوچ کلاس چهارم است که توانسته با عزم و اراده و استعداد خود از آب سرکه و چند فلز برق تولید کند.
بلوچستان و کوردستان سرشار از استعدادهایی هستند که فاشیسم جمهوری اسلامی اجازه رشد و شکوفایی را به آنها نداده و نمیدهد.
#بلوچستان
#کوردستان
#انقلاب_ژینا
یک کودک دختر دبستانی بلوچ از ابتداییترین امکانات آموزشی موفق به تولید برق شده است.
این دختر دبستانی بلوچ کلاس چهارم است که توانسته با عزم و اراده و استعداد خود از آب سرکه و چند فلز برق تولید کند.
بلوچستان و کوردستان سرشار از استعدادهایی هستند که فاشیسم جمهوری اسلامی اجازه رشد و شکوفایی را به آنها نداده و نمیدهد.
#بلوچستان
#کوردستان
#انقلاب_ژینا
▪️تهران؛ ممانعت سازمان زندانها از اعزام جعفر ابراهیمی به مرخصی درمانی
سازمان زندانها علیرغم تاکید پزشکی قانونی برای مرخصی درمانی جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران؛ از اعزام او به بیرون از زندان خودداری میکند.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، سازمان زندانها علیرغم تاکید پزشکی قانونی برای مرخصی درمانی جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران؛ از اعزام او به بیرون از زندان خودداری میکند.
بر اساس این گزارش، در حالی است که پزشکی قانونی تشخیص داده است که ضروری است جعفر ابراهیمی، برای گرفتن درمان، به مرخصی درمانی برود؛ با این وجود هنوز زندان اوین اقدامی در این خصوص انجام نداده است.
جعفر ابراهیمی، معلم زندانی، به دلیل مشکلات گوارشی، بر اثر عدم رسیدگی پزشکی تخصصی، وضعیت جسمی وخیمی پیدا کرده است. آقای ابراهیمی، مدتهاست که به دلیل عود بیماری التهاب روده نیاز فوری به درمان دارد.
جعفر ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در تاریخ ١٠ اردیبهشتماه ۱۴۰۱، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. قرار بازداشت آقای ابراهیمی در تاریخ ۱۳ مردادماه برای بار دوم تمدید و سپس حکم پنج سال حبس این فعال صنفی، در تاریخ ٦ آذر ماه ۱۴۰۱، توسط دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا تایید شد.
آقای ابراهیمی، با وجود بیماری، از زمان بازداشتش، همچنان از مرخصی درمانی محروم بودە است و دوران حبس خود را در زندان اوین سپری میکند.
https://kolbarnews.com/تهران؛-ممانعت-سازمان-زندانها-از-اعزا/
سازمان زندانها علیرغم تاکید پزشکی قانونی برای مرخصی درمانی جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران؛ از اعزام او به بیرون از زندان خودداری میکند.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، سازمان زندانها علیرغم تاکید پزشکی قانونی برای مرخصی درمانی جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران؛ از اعزام او به بیرون از زندان خودداری میکند.
بر اساس این گزارش، در حالی است که پزشکی قانونی تشخیص داده است که ضروری است جعفر ابراهیمی، برای گرفتن درمان، به مرخصی درمانی برود؛ با این وجود هنوز زندان اوین اقدامی در این خصوص انجام نداده است.
جعفر ابراهیمی، معلم زندانی، به دلیل مشکلات گوارشی، بر اثر عدم رسیدگی پزشکی تخصصی، وضعیت جسمی وخیمی پیدا کرده است. آقای ابراهیمی، مدتهاست که به دلیل عود بیماری التهاب روده نیاز فوری به درمان دارد.
جعفر ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در تاریخ ١٠ اردیبهشتماه ۱۴۰۱، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. قرار بازداشت آقای ابراهیمی در تاریخ ۱۳ مردادماه برای بار دوم تمدید و سپس حکم پنج سال حبس این فعال صنفی، در تاریخ ٦ آذر ماه ۱۴۰۱، توسط دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا تایید شد.
آقای ابراهیمی، با وجود بیماری، از زمان بازداشتش، همچنان از مرخصی درمانی محروم بودە است و دوران حبس خود را در زندان اوین سپری میکند.
https://kolbarnews.com/تهران؛-ممانعت-سازمان-زندانها-از-اعزا/
کولبر نیوز
تهران؛ ممانعت سازمان زندانها از اعزام جعفر ابراهیمی به مرخصی درمانی
به گزارش کولبرنیوز به نقل از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، سازمان زندانها علیرغم تاکید پزشکی قانونی برای مرخصی درمانی جعفر ابراهیمی بازرس
▪️چند گزیده از سخنان ارزنده #کاک_فوئاد_مصطفیسلطانی در جلسه نقد و برسی فعالیت رفقا پس از دستگیریها، به مناسبت ۴۴مین سالگرد جانباختن کاک فوئاد مصطفیسلطانی
◾آموزش ما از مارکسیسم و رفتن به میان مردم با شیوهی انقلابی، فقط با عمل انقلابی امکانپذیر است. یعنی تنها با عمل انقلابی امکان یاد گرفتن تئوری وجود دارد. (ص۵۸)
◾️به عبارت دیگر تنها تشخیص مبارزات مردم کافی نیست، بلکه باید نقائص آن نیز با شرکت کردن در این مبارزات مطرح شود. از این نظر برای این که مبارزهی مردم بتواند متحدانه باشد، باید به اختلافات داخلی خود مردم برخورد اصولی شود. یعنی اگر افرادی در میان مردم زندگی کنند، در این مبارزات میتوانند اختلافات مردم رادر جهت مشخص سمت و سو داده و در حل آنها نقش موثری داشته باشند. یعنی بتدریج از اشخاصی که از نزدیک با مسائل داخلی آنها تماس دارند هستههای رهبری با شرکت خودِ آنها تشکیل میشود. به عنوان مثال میتوان از تشکیلات گفت، اما تا زمانی که اختلافات خود را بطور اصولی حل نکنیم محال است بتوانیم کاری انجام دهیم. یعنی تجزیه و تحلیل جدا از مسائل واقعی مردم و بدون شرکت مادی در این مسائل فقط منجر به ذهنگرایی میشود. (ص ۱۲۲)
◾️تا زمانی که انسان نسبت به خود برخورد انقلابی نداشته باشد نمیتواند نسبت به دیگران برخورد قاطع داشته باشد. (ص ۱۳۸)
◾️هنگامی که مسائل و مناقشات فردی مطرح است سماجت و لجبازی شدید میشود، در حالی که در یک جریان مردمی مسائل شخصی خیلی کمتر به میان میآید و تنها جریانات تودهای و مردمیست که میتواند معیاری برای آزمایش ما باشد. در صورت عکس آن همیشه انحطاط تشدید میشود. تجربه چند سالهی کار تشکیلاتی این انحطاط را به صورت هر چه بیشترِ بازنشسته شدن افراد نشان داده است. (ص ۱٤٢)
◾️همانطور که گفتم ما در مورد شناخت اپورتونیسمِ روشنفکرانه تجاربی داریم. مثلاً یک نفر که برای ادامه ندادن مبارزه گزارش خودش را به ساواک داده بود تا دستگیر شود. بنظر من سهلانگاریهای شدید و جَرّ و بحثهای غیره منطقی در گذشته ناشی از یک تزلزل قوی بوده است که در عین حال نمیخواستهاند قبول کنند. گاهی این گونه روشنفکران حتی حاضرند تشکیلات و یا روابط خود را هم منهدم کنند تا خودشان مبارزه نکنند. (ص۱٤٦)
◾️ در مواقعی که شخص میداند که نمیتواند سازماندهی کند، بهتر است عملاً در کار و فعالیت شرکت کند و صلاحیت خود را نشان دهد، تا از این طریق بتدریج بتواند سازماندهیاش مورد قبول مردم قرار گیرد. (ص۱۵۸)
◾️ من فکر میکنم دست کشیدن از زندگی خصوصی مرفه عامل مهمی برای انقلابی بودن نیست. بلکه علاوه بر آن باید حاضر به تحمل سختی در راه مبارزه بود. مثلاً زندگی زحمتکشی، تحمل شکنجه و زندان و زندگی پیشمرگانه. (ص۲۵۶)
برگرفته از کتاب: "مباحث کنگره اول کومهله"
ویراستاران: رفقا ملکه مصطفیسلطانی و ساعد وطندوست
#کولبر_نیوز
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
◾آموزش ما از مارکسیسم و رفتن به میان مردم با شیوهی انقلابی، فقط با عمل انقلابی امکانپذیر است. یعنی تنها با عمل انقلابی امکان یاد گرفتن تئوری وجود دارد. (ص۵۸)
◾️به عبارت دیگر تنها تشخیص مبارزات مردم کافی نیست، بلکه باید نقائص آن نیز با شرکت کردن در این مبارزات مطرح شود. از این نظر برای این که مبارزهی مردم بتواند متحدانه باشد، باید به اختلافات داخلی خود مردم برخورد اصولی شود. یعنی اگر افرادی در میان مردم زندگی کنند، در این مبارزات میتوانند اختلافات مردم رادر جهت مشخص سمت و سو داده و در حل آنها نقش موثری داشته باشند. یعنی بتدریج از اشخاصی که از نزدیک با مسائل داخلی آنها تماس دارند هستههای رهبری با شرکت خودِ آنها تشکیل میشود. به عنوان مثال میتوان از تشکیلات گفت، اما تا زمانی که اختلافات خود را بطور اصولی حل نکنیم محال است بتوانیم کاری انجام دهیم. یعنی تجزیه و تحلیل جدا از مسائل واقعی مردم و بدون شرکت مادی در این مسائل فقط منجر به ذهنگرایی میشود. (ص ۱۲۲)
◾️تا زمانی که انسان نسبت به خود برخورد انقلابی نداشته باشد نمیتواند نسبت به دیگران برخورد قاطع داشته باشد. (ص ۱۳۸)
◾️هنگامی که مسائل و مناقشات فردی مطرح است سماجت و لجبازی شدید میشود، در حالی که در یک جریان مردمی مسائل شخصی خیلی کمتر به میان میآید و تنها جریانات تودهای و مردمیست که میتواند معیاری برای آزمایش ما باشد. در صورت عکس آن همیشه انحطاط تشدید میشود. تجربه چند سالهی کار تشکیلاتی این انحطاط را به صورت هر چه بیشترِ بازنشسته شدن افراد نشان داده است. (ص ۱٤٢)
◾️همانطور که گفتم ما در مورد شناخت اپورتونیسمِ روشنفکرانه تجاربی داریم. مثلاً یک نفر که برای ادامه ندادن مبارزه گزارش خودش را به ساواک داده بود تا دستگیر شود. بنظر من سهلانگاریهای شدید و جَرّ و بحثهای غیره منطقی در گذشته ناشی از یک تزلزل قوی بوده است که در عین حال نمیخواستهاند قبول کنند. گاهی این گونه روشنفکران حتی حاضرند تشکیلات و یا روابط خود را هم منهدم کنند تا خودشان مبارزه نکنند. (ص۱٤٦)
◾️ در مواقعی که شخص میداند که نمیتواند سازماندهی کند، بهتر است عملاً در کار و فعالیت شرکت کند و صلاحیت خود را نشان دهد، تا از این طریق بتدریج بتواند سازماندهیاش مورد قبول مردم قرار گیرد. (ص۱۵۸)
◾️ من فکر میکنم دست کشیدن از زندگی خصوصی مرفه عامل مهمی برای انقلابی بودن نیست. بلکه علاوه بر آن باید حاضر به تحمل سختی در راه مبارزه بود. مثلاً زندگی زحمتکشی، تحمل شکنجه و زندان و زندگی پیشمرگانه. (ص۲۵۶)
برگرفته از کتاب: "مباحث کنگره اول کومهله"
ویراستاران: رفقا ملکه مصطفیسلطانی و ساعد وطندوست
#کولبر_نیوز
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اكنون ما هم اینجا
سی آینە، سی گلدان، سی كودك، سی چشمە، سی كبوتر، سی آلالە، سی شعر، بر پای آلالەای این مناسبت بە صف می ایستانیم و در ان هنگام كردستان با لباس كردی سرخش می اید و سی بار پیشانی نورانی فواد سلطانی را می بوسد و در پایان همەهمان بە سی صف با هم بە "المانە" باز میگردیم و آنجا جلوی حیرانی باد آورده، شاهتوت سلطانی را در اغوش می گیریم.
شعر: شیركو بیكس، برای کاک فواد مصطفی سلطانی
ترجمه به فارسی: كاروان مریوان
دکلمه:ریزان حمیدی
سی آینە، سی گلدان، سی كودك، سی چشمە، سی كبوتر، سی آلالە، سی شعر، بر پای آلالەای این مناسبت بە صف می ایستانیم و در ان هنگام كردستان با لباس كردی سرخش می اید و سی بار پیشانی نورانی فواد سلطانی را می بوسد و در پایان همەهمان بە سی صف با هم بە "المانە" باز میگردیم و آنجا جلوی حیرانی باد آورده، شاهتوت سلطانی را در اغوش می گیریم.
شعر: شیركو بیكس، برای کاک فواد مصطفی سلطانی
ترجمه به فارسی: كاروان مریوان
دکلمه:ریزان حمیدی
▪️قسمتی از متن سخنرانی #کاک_فواد_مصطفی_سلطانی
در #مهاباد (تابستان ۱۳۵۸)
"در مورد چگونگی ایجاد اتحادیه دهقانان مریوان"
البته یک مطلب دیگر را هم بگویم: به دلیل همان سابقه مبارزاتی تحول دیگری نیز در مریوان پیش آمد و آن اینکه در واقع در میان روشنفکران افرادی پرورده کرد که نه تنها محصول مبارزات روشنفکری بودند بلکه تا حدودی بخاطر جنبش دهقانی تجاربی نیز بدست آوردند. آنها با دهقانان در همآمیخته و به میانشان رفته بودند. در این پروسه فرهنگ و زبان دهقانان را یاد گرفته بودند، بعضی از فرزندان روستائیان پرورده شده و سنتی ایجاد شده بود. بویژه پارسال تقریباً در همین ایام بود که آخرین بار زحمتکشان روستای دارسیران با خانوادههایشان دار و ندار خویش را جمع کرده و بسوی عراق کوچ کردند.
تعدادی از روشنفکران شهر در این جریان کمکهای زیادی کردند. به میان آنها رفته و کارهای تدارکاتیشان را برعهده گرفته بودند. زحمتکشان دارسیران به مرز کوچ کرده و روشنفکران شهری از زمینهای زراعتیشان مواظبت نموده و گندمها را درو کرده و از محصولاتشان مراقبت کرده و در روستا نگهبانی میدادند. همین همکاری باعث آشنایی عدهای از روشنفکران با مبارزات دهقانی گردیده و پرورده میشدند. عدهای نیز از نظر تئوریک و مطالعه مایه چندانی نداشتند، اما بدلیل حضور عینی در مبارزات شناخت و تجارب کسب کردند. اکنون روشنفکر شهری قادر است در میان دهقانان فعالیت کند، اینها در مجموع عواملی مثبت بودند.
برگرفته از کتاب: #کاک_فواد_مصطفی_سلطانی
تدوین و گردآوری: رفقا ملکه و رضا و حشمت مصطفی سلطانی
#کاک_فواد_مصطفیسلطانی
#انقلاب_ژینا
#کولبر_نیوز
در #مهاباد (تابستان ۱۳۵۸)
"در مورد چگونگی ایجاد اتحادیه دهقانان مریوان"
البته یک مطلب دیگر را هم بگویم: به دلیل همان سابقه مبارزاتی تحول دیگری نیز در مریوان پیش آمد و آن اینکه در واقع در میان روشنفکران افرادی پرورده کرد که نه تنها محصول مبارزات روشنفکری بودند بلکه تا حدودی بخاطر جنبش دهقانی تجاربی نیز بدست آوردند. آنها با دهقانان در همآمیخته و به میانشان رفته بودند. در این پروسه فرهنگ و زبان دهقانان را یاد گرفته بودند، بعضی از فرزندان روستائیان پرورده شده و سنتی ایجاد شده بود. بویژه پارسال تقریباً در همین ایام بود که آخرین بار زحمتکشان روستای دارسیران با خانوادههایشان دار و ندار خویش را جمع کرده و بسوی عراق کوچ کردند.
تعدادی از روشنفکران شهر در این جریان کمکهای زیادی کردند. به میان آنها رفته و کارهای تدارکاتیشان را برعهده گرفته بودند. زحمتکشان دارسیران به مرز کوچ کرده و روشنفکران شهری از زمینهای زراعتیشان مواظبت نموده و گندمها را درو کرده و از محصولاتشان مراقبت کرده و در روستا نگهبانی میدادند. همین همکاری باعث آشنایی عدهای از روشنفکران با مبارزات دهقانی گردیده و پرورده میشدند. عدهای نیز از نظر تئوریک و مطالعه مایه چندانی نداشتند، اما بدلیل حضور عینی در مبارزات شناخت و تجارب کسب کردند. اکنون روشنفکر شهری قادر است در میان دهقانان فعالیت کند، اینها در مجموع عواملی مثبت بودند.
برگرفته از کتاب: #کاک_فواد_مصطفی_سلطانی
تدوین و گردآوری: رفقا ملکه و رضا و حشمت مصطفی سلطانی
#کاک_فواد_مصطفیسلطانی
#انقلاب_ژینا
#کولبر_نیوز
Telegram
attach 📎
▪️کشته شدن یک سوختبر در مرز سراوان
یک سوختبر جوان بلوچ با تیراندازی مستقیم نیروهای اطلاعات سپاه در مرز سراوان جانش را از دست داد.
به گزارش کولبرنیوز روز چهارشنبه ۸ شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای اطلاعات سپاه یک سوختبر بلوچ که با موتورسیکلت در منطقه مرزی سراوان در حرکت بود جان خود را از دست داد. هویت این سوختبر "وحید دهانی" ۲۵ ساله فرزند جانمحمد اهل روستای "جاهکودهی" از توابع شهر سیب و سوران میباشد.
بر اساس این گزارش نیروهای اطلاعات سپاه که در مسیر از قبل کمین زده بودند بدون هشدار و ایست قبلی به سوی این سوختبر که با موتورسیکلت و دو گالن خالی از مرز برمیگشت تیراندازی کردهاند که بر اثر اصابت گلوله، این سوختبر جانش را از دست داده است.
سوختبری از جمله کارهای نامتعارف و خطرآمیزی محسوب میشود که بسیاری از مردم بلوچ در بلوچستان بدلیل نبود شغل مناسب و پایدار اجباراً به آن روی آوردەاند. تصادف، واژگونی خودرو و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی، بخشی از خطراتی هستند که در این راه جان سوختبران را تهدید میکند. با استناد به گزارش فعالین بلوچ در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۱۰۵ سوختبر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی، تصادفات رانندگی و آتش گرفتن خودرو جان خود را از دست داده و ۵۲ تن دیگر نیز طی این حوادث زخمی شدند.
https://kolbarnews.com/کشته-شدن-یک-سوختبر-در-مرز-سراوان/
یک سوختبر جوان بلوچ با تیراندازی مستقیم نیروهای اطلاعات سپاه در مرز سراوان جانش را از دست داد.
به گزارش کولبرنیوز روز چهارشنبه ۸ شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای اطلاعات سپاه یک سوختبر بلوچ که با موتورسیکلت در منطقه مرزی سراوان در حرکت بود جان خود را از دست داد. هویت این سوختبر "وحید دهانی" ۲۵ ساله فرزند جانمحمد اهل روستای "جاهکودهی" از توابع شهر سیب و سوران میباشد.
بر اساس این گزارش نیروهای اطلاعات سپاه که در مسیر از قبل کمین زده بودند بدون هشدار و ایست قبلی به سوی این سوختبر که با موتورسیکلت و دو گالن خالی از مرز برمیگشت تیراندازی کردهاند که بر اثر اصابت گلوله، این سوختبر جانش را از دست داده است.
سوختبری از جمله کارهای نامتعارف و خطرآمیزی محسوب میشود که بسیاری از مردم بلوچ در بلوچستان بدلیل نبود شغل مناسب و پایدار اجباراً به آن روی آوردەاند. تصادف، واژگونی خودرو و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی، بخشی از خطراتی هستند که در این راه جان سوختبران را تهدید میکند. با استناد به گزارش فعالین بلوچ در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۱۰۵ سوختبر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی، تصادفات رانندگی و آتش گرفتن خودرو جان خود را از دست داده و ۵۲ تن دیگر نیز طی این حوادث زخمی شدند.
https://kolbarnews.com/کشته-شدن-یک-سوختبر-در-مرز-سراوان/
کولبر نیوز
کشته شدن یک سوختبر در مرز سراوان
به گزارش کولبرنیوز روز چهارشنبه ۸ شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای اطلاعات سپاه یک سوختبر بلوچ که با موتورسیکلت در منطقه مرزی سراوان در حرکت
▪️نامه سپیده قلیان از زندان اوین: «مهدی یراحی، تو صدای مردمی»
سپیده قلیان خطاب به مهدی یراحی: «کاش این صدای من میلههای زندان اوین را طی کند و به انفرادی تو برسد که بدانی "به نام او که اسم رمز ماست" میمانیم تا پس بگیریم».
سپیده قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای از مهدی یراحی، خوانندهای که به تازگی به دلیل انتشار موزیک «روسریتو» در مخالفت با «حجاب اجباری» بازداشت شد، حمایت کرده و او را «صدای مردم» خوانده است.
متن کامل نامه سپیده قلیان:
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. تو میتوانستی در سمت قدرت بایستی. میتوانستی سفیر حاکمیت باشی و در تورهای اروپایی، نمایش رنگین ایفا کنی تا سفرهی رنگین داشته باشی. اما تو جای دیگری ایستادی. میدانستی هزینه دارد و صدای ما در خوزستان شدی. میدانستی هزینه دارد و صدای «مظاهرات سلمیه» زن عرب شدی. صدای سپیده رشنو در مقاومت علیه حجاب اجباری، صدای توماج، صدای کارگران، زندانیان و تمام آنانی شدی که زادهی رنجاند.
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. من تمام خوزستان که جانم است را با صدای تو گز کردهام. در زمان سیل و در زندان سپیدار با ترانههای تو رقصیدیم و از نو بلند شدیم. من جای تو را در قلب مردم دیدم. همان مردمی که تو و امثال تو را به جرم گفتن از رنجهایشان، چه از سوی دیکتاتوری غالب و چه از سمت دیکتاتورهای مغلوب انگ «تجزیهطلبی» خوردهاند. آنها از همین مردمی بودن، بیشیله و پیله و حتی به غایت معمولی بودنت و اما به شدت یگانه و شگفتانگیزت میترسند.
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. من زندگی را با صدای تو چشیدهام، مهدی یراحی. تو را چیزهای زیادی به من پیوند میزدند. «سفر چرا بمان و پس بگیر» این حرف و صدای تو را تنها کسی درک میکند که انتخاب رفتن و سفر از وطن پیش رویش بوده و اما تصمیم به ماندن و پس گرفتن گرفته است.
من با صدای تو زندگی کردهام، یراحی. موطنم را نفس کشیدهام، تبعید را دوام آوردهام با صدای تو، از اینرو خوب میدانم کار بزرگ تو، نه در روزهای اوج جنبش، که در روزهای اوج سرکوب، در روزهای محبوس شدن صداهای انقلاب رقم خورد. وقتی تمام تلاش دستگاه سرکوب مُسری کردن ترس و سکوت بود، تو سکوت را شکستی و از حیات «زن، زندگی، آزادی» خواندی تا به یاد همه بیاوری که زن، زندگی، آزادی، نه فقط لحظه و برشی از تاریخ، که جنبشی همچنان مداوم است.
حالا دستگاه سرکوب میخواهد تو و صدایی که تا عمیقترین حدود قلبهای مردم رسیده است را با انفرادی و فشار مجبور به اعتراف اجباری کند. این تویی که به خاطر انتشار اعترافات سپیده رشنوی عزیز و قهرمان ما پخش آثارات در صدا و سیمای نکبت جمهوری اسلامی را ممنوع کردی، این تو بودی که به خاطر باز بخشیدن کرامت کارگر فولاد با لباس کارگر به صحنه رفتی، این تو بودی که همزمان هم علیه استبداد خواندی و هم از بیزاری از نکبت جنگ سرودی. و من فکر میکنم کاش این صدای من میلههای زندان اوین را طی کند و به انفرادی تو برسد که بدانی «به نام او که اسم رمز ماست» میمانیم تا پس بگیریم.
سپیده قلیان
بند زنان زندان اوین
سهشنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۲
https://kolbarnews.com/نامه-سپیده-قلیان-از-زندان-اوین-مهدی-یر/
سپیده قلیان خطاب به مهدی یراحی: «کاش این صدای من میلههای زندان اوین را طی کند و به انفرادی تو برسد که بدانی "به نام او که اسم رمز ماست" میمانیم تا پس بگیریم».
سپیده قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای از مهدی یراحی، خوانندهای که به تازگی به دلیل انتشار موزیک «روسریتو» در مخالفت با «حجاب اجباری» بازداشت شد، حمایت کرده و او را «صدای مردم» خوانده است.
متن کامل نامه سپیده قلیان:
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. تو میتوانستی در سمت قدرت بایستی. میتوانستی سفیر حاکمیت باشی و در تورهای اروپایی، نمایش رنگین ایفا کنی تا سفرهی رنگین داشته باشی. اما تو جای دیگری ایستادی. میدانستی هزینه دارد و صدای ما در خوزستان شدی. میدانستی هزینه دارد و صدای «مظاهرات سلمیه» زن عرب شدی. صدای سپیده رشنو در مقاومت علیه حجاب اجباری، صدای توماج، صدای کارگران، زندانیان و تمام آنانی شدی که زادهی رنجاند.
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. من تمام خوزستان که جانم است را با صدای تو گز کردهام. در زمان سیل و در زندان سپیدار با ترانههای تو رقصیدیم و از نو بلند شدیم. من جای تو را در قلب مردم دیدم. همان مردمی که تو و امثال تو را به جرم گفتن از رنجهایشان، چه از سوی دیکتاتوری غالب و چه از سمت دیکتاتورهای مغلوب انگ «تجزیهطلبی» خوردهاند. آنها از همین مردمی بودن، بیشیله و پیله و حتی به غایت معمولی بودنت و اما به شدت یگانه و شگفتانگیزت میترسند.
من با صدای تو زندگی کردهام، مهدی یراحی. من زندگی را با صدای تو چشیدهام، مهدی یراحی. تو را چیزهای زیادی به من پیوند میزدند. «سفر چرا بمان و پس بگیر» این حرف و صدای تو را تنها کسی درک میکند که انتخاب رفتن و سفر از وطن پیش رویش بوده و اما تصمیم به ماندن و پس گرفتن گرفته است.
من با صدای تو زندگی کردهام، یراحی. موطنم را نفس کشیدهام، تبعید را دوام آوردهام با صدای تو، از اینرو خوب میدانم کار بزرگ تو، نه در روزهای اوج جنبش، که در روزهای اوج سرکوب، در روزهای محبوس شدن صداهای انقلاب رقم خورد. وقتی تمام تلاش دستگاه سرکوب مُسری کردن ترس و سکوت بود، تو سکوت را شکستی و از حیات «زن، زندگی، آزادی» خواندی تا به یاد همه بیاوری که زن، زندگی، آزادی، نه فقط لحظه و برشی از تاریخ، که جنبشی همچنان مداوم است.
حالا دستگاه سرکوب میخواهد تو و صدایی که تا عمیقترین حدود قلبهای مردم رسیده است را با انفرادی و فشار مجبور به اعتراف اجباری کند. این تویی که به خاطر انتشار اعترافات سپیده رشنوی عزیز و قهرمان ما پخش آثارات در صدا و سیمای نکبت جمهوری اسلامی را ممنوع کردی، این تو بودی که به خاطر باز بخشیدن کرامت کارگر فولاد با لباس کارگر به صحنه رفتی، این تو بودی که همزمان هم علیه استبداد خواندی و هم از بیزاری از نکبت جنگ سرودی. و من فکر میکنم کاش این صدای من میلههای زندان اوین را طی کند و به انفرادی تو برسد که بدانی «به نام او که اسم رمز ماست» میمانیم تا پس بگیریم.
سپیده قلیان
بند زنان زندان اوین
سهشنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۲
https://kolbarnews.com/نامه-سپیده-قلیان-از-زندان-اوین-مهدی-یر/
کولبر نیوز
نامه سپیده قلیان از زندان اوین: «مهدی یراحی، تو صدای مردمی»
سپیده قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای از مهدی یراحی، خوانندهای که به تازگی به دلیل انتشار موزیک «روسریتو» در مخالفت با «حجاب اجباری»
▪️جواد روحی در زندان نوشهر جان باخت
جواد روحی، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که در زندان نوشهر محبوس بود، به صورت پرابهامی جان خود را از دست داد. جواد روحی در دادگاه پیشین به سه بار اعدام محکوم شده بود اما با نقض حکم در انتظار دادرسی مجدد بود.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از هرانا، جواد روحی، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که در زندان نوشهر محبوس بود، به صورت پرابهامی جان خود را از دست داد. مرکز رسانه قوه قضاییه مدعی شده که آقای روحی به دلیل نامشخص دچار تشنج شده و پس از انتقال به بیمارستان "بهشتی" نوشهر، جان باخته است. جواد روحی در دادگاه پیشین به سه بار اعدام محکوم شده بود اما با نقض حکم در انتظار دادرسی مجدد بود. مجید کاوه وکیل مدافع این زندانی ضمن تایید این خبر، نوشت: متاسفانه حسب اطلاع خانواده موکل جواد روحی، وی ساعاتی پیش در زندان نوشهر فوت شده است.
جواد روحی اواخر سال ١۴٠١، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساری از بابت اتهامات «افساد فیالارض، محاربه، ارتداد از طریق هتک حرمت به قرآن از طریق آتش زدن قرآن کریم و توهین به مقدسات، احتراق و تخریب اموال و تحریک برخی از شهروندان به ایجاد ناامنی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی کشور» به ۳ بار اعدام محکوم شد. دیماه سال ۱۴۰۱، پرونده وی جهت رسیدگى فرجامى به شعبه نهم دیوان عالى کشور ارجاع شده بود.
نهایتاً حکم سه بار اعدام و سایر مجازاتهای جواد روحی، در شعبه نهم دیوان عالی کشور نقض و پرونده وی جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع داده شده بود.
جواد روحی، شهروند معترض ۳۵ ساله و اهل آمل، پیشتر در جریان اعتراضات سراسری در نوشهر بازداشت شده بود.
https://kolbarnews.com/جواد-روحی-در-زندان-نوشهر-جان-باخت/
جواد روحی، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که در زندان نوشهر محبوس بود، به صورت پرابهامی جان خود را از دست داد. جواد روحی در دادگاه پیشین به سه بار اعدام محکوم شده بود اما با نقض حکم در انتظار دادرسی مجدد بود.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از هرانا، جواد روحی، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که در زندان نوشهر محبوس بود، به صورت پرابهامی جان خود را از دست داد. مرکز رسانه قوه قضاییه مدعی شده که آقای روحی به دلیل نامشخص دچار تشنج شده و پس از انتقال به بیمارستان "بهشتی" نوشهر، جان باخته است. جواد روحی در دادگاه پیشین به سه بار اعدام محکوم شده بود اما با نقض حکم در انتظار دادرسی مجدد بود. مجید کاوه وکیل مدافع این زندانی ضمن تایید این خبر، نوشت: متاسفانه حسب اطلاع خانواده موکل جواد روحی، وی ساعاتی پیش در زندان نوشهر فوت شده است.
جواد روحی اواخر سال ١۴٠١، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساری از بابت اتهامات «افساد فیالارض، محاربه، ارتداد از طریق هتک حرمت به قرآن از طریق آتش زدن قرآن کریم و توهین به مقدسات، احتراق و تخریب اموال و تحریک برخی از شهروندان به ایجاد ناامنی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی کشور» به ۳ بار اعدام محکوم شد. دیماه سال ۱۴۰۱، پرونده وی جهت رسیدگى فرجامى به شعبه نهم دیوان عالى کشور ارجاع شده بود.
نهایتاً حکم سه بار اعدام و سایر مجازاتهای جواد روحی، در شعبه نهم دیوان عالی کشور نقض و پرونده وی جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع داده شده بود.
جواد روحی، شهروند معترض ۳۵ ساله و اهل آمل، پیشتر در جریان اعتراضات سراسری در نوشهر بازداشت شده بود.
https://kolbarnews.com/جواد-روحی-در-زندان-نوشهر-جان-باخت/
کولبر نیوز
جواد روحی در زندان نوشهر جان باخت
به گزارش کولبرنیوز به نقل از هرانا، جواد روحی، از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که در زندان نوشهر محبوس بود، به صورت پرابهامی جان خود را از دست داد. مرکز
▪️مردم کارگر و زحمتکش در محور تفکر و عملِ فواد؛ سخنی به مناسبت سالگرد جانباختن کاک فواد مصطفیسلطانی
امروز پنجشنبه نهم شهریورماه ۱۴۰۲ سالروز جانباختن رفیق رهبر و بنیانگذار کومهله کاک فواد مصطفیسلطانی است. کاک فواد سال ۱۳۲۷ شمسی در روستای آلمانه، از توابع شهر مریوان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در روستای آلمانه و سنندج به پایان رسانید. در سال ۱۳۴۵ وارد دانشگاه صنعتی تهران شد و درجه مهندسی برق را از این دانشگاه کسب نمود. در دوران دانشجویی با ادبیات انقلابی و مارکسیستی آشنا شد و در همین رابطه به فعالیتهای سیاسی روی آورد. در سال ۱۳۴۸ همراه با جمعی از همفکرانش، تشکیلاتی کمونیستی را بنیانگذاری کرد که بعداً کومهله نام گرفت. این تشکیلات ابتدا در دانشگاههای تهران و تبریز اقدام به عضوگیری نمود و سپاس دایره فعالیتهای خود را به مراکز کارگری در تهران و تبریز و به شهرها و روستاهای کوردستان، که از نظر بنیانگذاران کومهله مناطق استراتژیک محسوب میشدند، گسترش داد. این تشکیلات چند بار مورد حمله ساواک شاه قرار گرفت و هر بار تعدادی از کادرها و فعالین آن توسط ساواک شاه بازداشت میشدند و مورد شکنجه و آزار قرار میگرفتند. در یکی از این حملات پلیسی در سال ۱۳۵۳، بخش اعظم رهبری کومهله توسط ساواک دستگیر شدند. کاک فواد از جمله دستگیرشدگان این سال بود.
کاک فواد پس از دستگیری در سنندج بلافاصله به زندانِ کمیته مشترک ساواک و شهربانی در تهران منتقل شد. برای مدتی طولانی زیر آزار و شکنجه قرار گرفت، اما دشمن نتوانست روحیهاش را در هم شکند و وی همراه با دیگر همرزمانش اسرار تشکیلات و ادامه کاری آنرا در بیرون زندان با سربلندی حفظ نمود. بعد از ۳ سال از زندانِ قصر در تهران به زندان سنندج منتقل شد و یک سال آخر اسارت خود را در آنجا به سر برد. اعتصاب غذای ٢۴ روزه زندانیان در زندان سنندج که به آزادی وی و جمعی از زندانيان منجر شد، به همت کاک فواد، سازماندهی و به پیروزی رسید. در واقع حضور اجتماعی فواد با رهبری اعتراضات زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم شاه آغاز شد. اگر تا قبل از آن، وی رهبر و سازمانده مبارزاتِ زیرزمینی بود، از آن پس استعداد و تواناییهای وی در عرصه مبارزات اجتماعی و علنی یکی پس از دیگری شکوفا شدند. پس از پایان دوران چهار ساله زندان رگکاک فواد در میان استقبال گرم و کمنظیر مردم آزاد شد و به زادگاهش روستای آلمانه برگشت. ده روز تمام مراسم شادی و استقبال از وی ادامه داشت. فواد دیگر به یکی از چهرههای سرشناس کوردستان و ایران تبدیل شده بود.
کومهله، سازمان کمونیستی که کاک فواد با جمعی از همسنگرانش ۹ سال قبل از آن بنیاد گذاشته بود، همراه با قیام مردم ایران علیه رژیم شاه اعلام موجودیت علنی کرد. نام فواد مصطفیسلطانی و کومهله، در رهبری مبارزات دوره انقلابی ۱۳۵۷، جنبش تودهای در شهر سنندج و تشکیل شوراهای شهر در شهرهای مختلف کوردستان، در کوچ اعتراضی مردم مریوان، در سازمان دادن اتحادیههای دهقانان، در راهپیمایی عظیم تودهای از سنندج به مریوان، در تشکیل اولین دستههای پیشمرگ کومهله، در تشکیل جمعیتهای دمکراتیک، تقریباً در همه شهرهای کوردستان، در صحنه مذاکره باد شمن و بالاخره در سازماندهی مقاومت مسلحانه تودهای در برابر یورش رژیم به کوردستان، درخشید. فواد برای همه این کارهای تاریخی، تنها ۱۱ ماه فرصت داشت. با لشکرکشی جمهوری اسلامی به کوردستان در مردادماه سال ۱۳۵۸ کاک فواد دستاندرکار سازماندهیِ مقاومتِ انقلابی مردم کوردستان بود و نمایندگی کومهله را در جلسات نیروهای اپوزیسیون در شهر بانه که برای سازماندهی مقاومت در جریان بود بر عهده داشت. کاک فواد هنگام شنیدن خبر تیر باران ۹ تن از رفقای ما در مریوان ازجمله دو برادرش حسین و امین، برای تجدید سازمان تشکیلات مریوان، راهی این منطقه شد. طی مدتی کمتر از یک هفته هدفی را که برای خود تعیین کرده بود با موفقیت به انجام رسانید و عازم شهر بانه شد.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://kolbarnews.com/مردم-کارگر-و-زحمتکش-در-محور-تفکر-و-عمل/
امروز پنجشنبه نهم شهریورماه ۱۴۰۲ سالروز جانباختن رفیق رهبر و بنیانگذار کومهله کاک فواد مصطفیسلطانی است. کاک فواد سال ۱۳۲۷ شمسی در روستای آلمانه، از توابع شهر مریوان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در روستای آلمانه و سنندج به پایان رسانید. در سال ۱۳۴۵ وارد دانشگاه صنعتی تهران شد و درجه مهندسی برق را از این دانشگاه کسب نمود. در دوران دانشجویی با ادبیات انقلابی و مارکسیستی آشنا شد و در همین رابطه به فعالیتهای سیاسی روی آورد. در سال ۱۳۴۸ همراه با جمعی از همفکرانش، تشکیلاتی کمونیستی را بنیانگذاری کرد که بعداً کومهله نام گرفت. این تشکیلات ابتدا در دانشگاههای تهران و تبریز اقدام به عضوگیری نمود و سپاس دایره فعالیتهای خود را به مراکز کارگری در تهران و تبریز و به شهرها و روستاهای کوردستان، که از نظر بنیانگذاران کومهله مناطق استراتژیک محسوب میشدند، گسترش داد. این تشکیلات چند بار مورد حمله ساواک شاه قرار گرفت و هر بار تعدادی از کادرها و فعالین آن توسط ساواک شاه بازداشت میشدند و مورد شکنجه و آزار قرار میگرفتند. در یکی از این حملات پلیسی در سال ۱۳۵۳، بخش اعظم رهبری کومهله توسط ساواک دستگیر شدند. کاک فواد از جمله دستگیرشدگان این سال بود.
کاک فواد پس از دستگیری در سنندج بلافاصله به زندانِ کمیته مشترک ساواک و شهربانی در تهران منتقل شد. برای مدتی طولانی زیر آزار و شکنجه قرار گرفت، اما دشمن نتوانست روحیهاش را در هم شکند و وی همراه با دیگر همرزمانش اسرار تشکیلات و ادامه کاری آنرا در بیرون زندان با سربلندی حفظ نمود. بعد از ۳ سال از زندانِ قصر در تهران به زندان سنندج منتقل شد و یک سال آخر اسارت خود را در آنجا به سر برد. اعتصاب غذای ٢۴ روزه زندانیان در زندان سنندج که به آزادی وی و جمعی از زندانيان منجر شد، به همت کاک فواد، سازماندهی و به پیروزی رسید. در واقع حضور اجتماعی فواد با رهبری اعتراضات زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم شاه آغاز شد. اگر تا قبل از آن، وی رهبر و سازمانده مبارزاتِ زیرزمینی بود، از آن پس استعداد و تواناییهای وی در عرصه مبارزات اجتماعی و علنی یکی پس از دیگری شکوفا شدند. پس از پایان دوران چهار ساله زندان رگکاک فواد در میان استقبال گرم و کمنظیر مردم آزاد شد و به زادگاهش روستای آلمانه برگشت. ده روز تمام مراسم شادی و استقبال از وی ادامه داشت. فواد دیگر به یکی از چهرههای سرشناس کوردستان و ایران تبدیل شده بود.
کومهله، سازمان کمونیستی که کاک فواد با جمعی از همسنگرانش ۹ سال قبل از آن بنیاد گذاشته بود، همراه با قیام مردم ایران علیه رژیم شاه اعلام موجودیت علنی کرد. نام فواد مصطفیسلطانی و کومهله، در رهبری مبارزات دوره انقلابی ۱۳۵۷، جنبش تودهای در شهر سنندج و تشکیل شوراهای شهر در شهرهای مختلف کوردستان، در کوچ اعتراضی مردم مریوان، در سازمان دادن اتحادیههای دهقانان، در راهپیمایی عظیم تودهای از سنندج به مریوان، در تشکیل اولین دستههای پیشمرگ کومهله، در تشکیل جمعیتهای دمکراتیک، تقریباً در همه شهرهای کوردستان، در صحنه مذاکره باد شمن و بالاخره در سازماندهی مقاومت مسلحانه تودهای در برابر یورش رژیم به کوردستان، درخشید. فواد برای همه این کارهای تاریخی، تنها ۱۱ ماه فرصت داشت. با لشکرکشی جمهوری اسلامی به کوردستان در مردادماه سال ۱۳۵۸ کاک فواد دستاندرکار سازماندهیِ مقاومتِ انقلابی مردم کوردستان بود و نمایندگی کومهله را در جلسات نیروهای اپوزیسیون در شهر بانه که برای سازماندهی مقاومت در جریان بود بر عهده داشت. کاک فواد هنگام شنیدن خبر تیر باران ۹ تن از رفقای ما در مریوان ازجمله دو برادرش حسین و امین، برای تجدید سازمان تشکیلات مریوان، راهی این منطقه شد. طی مدتی کمتر از یک هفته هدفی را که برای خود تعیین کرده بود با موفقیت به انجام رسانید و عازم شهر بانه شد.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://kolbarnews.com/مردم-کارگر-و-زحمتکش-در-محور-تفکر-و-عمل/
کولبر نیوز
مردم کارگر و زحمتکش در محور تفکر و عملِ فواد؛ سخنی به مناسبت سالگرد جانباختن کاک فواد مصطفیسلطانی
مردم کارگر و زحمتکش در محور تفکر و عملِ فواد؛ سخنی به مناسبت سالگرد جانباختن کاک فواد مصطفیسلطانی
▪️ایلام؛ احضار و بازداشت بختیار محمدزاده توسط اداره اطلاعات
بختیار محمدزاده، شهروند اهل شهرستان دره شهر، پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت شد.
به گزارش کولبرنیوز روز سهشنبه هفتم شهریورماه ١۴٠٢، بختیار محمدزاده، شهروند اهل شهرستان دره شهر، پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت شد. بر اساس این گزارش، بختیار محمدزاده پس از حضور در نهاد امنیتی مذکور بازداشت شده است.
تا زمان تنظیم این خبر از دلایل احضار و بازداشت این شهروند اطلاعی در دسترس نمیباشد.
بختیار محمدزاده، مسئول یک داروخانه واقع در شهرستان درهشهر است. وی در اوایل اسفندماه ١۴٠١ پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت و پس از گذشت حدود دو ماه با تودیع وثیقه سه میلیارد تومانی آزاد شده بود.
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/BOUX7
بختیار محمدزاده، شهروند اهل شهرستان دره شهر، پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت شد.
به گزارش کولبرنیوز روز سهشنبه هفتم شهریورماه ١۴٠٢، بختیار محمدزاده، شهروند اهل شهرستان دره شهر، پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت شد. بر اساس این گزارش، بختیار محمدزاده پس از حضور در نهاد امنیتی مذکور بازداشت شده است.
تا زمان تنظیم این خبر از دلایل احضار و بازداشت این شهروند اطلاعی در دسترس نمیباشد.
بختیار محمدزاده، مسئول یک داروخانه واقع در شهرستان درهشهر است. وی در اوایل اسفندماه ١۴٠١ پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت و پس از گذشت حدود دو ماه با تودیع وثیقه سه میلیارد تومانی آزاد شده بود.
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/BOUX7
کولبر نیوز
ایلام؛ احضار و بازداشت بختیار محمدزاده توسط اداره اطلاعات
به گزارش کولبرنیوز روز سهشنبه هفتم شهریورماه ١۴٠٢، بختیار محمدزاده، شهروند اهل شهرستان دره شهر، پس از احضار به اداره اطلاعات ایلام بازداشت شد. بر اساس این
▪️جانباختن یک سوختبر در شهرستان دشتیاری
یک سوختبر جوان بلوچ بر اثر واژگونی خودرو در محور شهرستان دشتیاری جانش را از دست داد.
به گزارش کولبرنیوز، روز دوشنبه ششم شهریورماه ۱۴۰۲، در پی حادثه جادهای در شهرستان دشتیاری یک سوختبر بلوچ به شدت مجروح شده بود که پس از انتقال به بیمارستان امام علی چهبار جانش را از دست داده است. هویت این سوختبر بلوچ "عارف نوحانی"، فرزند علی محمد و اهل روستای "پت" از توابع شهرستان دشتیاری میباشد.
بر اساس این گزارش، وی پس از واژگونی خودرو بدلیل جراحات وارده به بيمارستان امام علی چابهار منتقل شده ولی در آنجا به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.
سوختبری از جمله کارهای نامتعارف و خطرآمیزی محسوب میشود که بسیاری از مردم بلوچ در بلوچستان بدلیل نبود شغل مناسب و پایدار اجباراً به آن روی آوردەاند. تصادف، واژگونی خودرو و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی، بخشی از خطراتی هستند که در این راه جان سوختبران را تهدید میکند. با استناد به گزارش فعالین بلوچ در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۱۰۵ سوختبر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی، تصادفات رانندگی و آتش گرفتن خودرو جان خود را از دست داده و ۵۲ تن دیگر نیز طی این حوادث زخمی شدند.
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/foBY9
یک سوختبر جوان بلوچ بر اثر واژگونی خودرو در محور شهرستان دشتیاری جانش را از دست داد.
به گزارش کولبرنیوز، روز دوشنبه ششم شهریورماه ۱۴۰۲، در پی حادثه جادهای در شهرستان دشتیاری یک سوختبر بلوچ به شدت مجروح شده بود که پس از انتقال به بیمارستان امام علی چهبار جانش را از دست داده است. هویت این سوختبر بلوچ "عارف نوحانی"، فرزند علی محمد و اهل روستای "پت" از توابع شهرستان دشتیاری میباشد.
بر اساس این گزارش، وی پس از واژگونی خودرو بدلیل جراحات وارده به بيمارستان امام علی چابهار منتقل شده ولی در آنجا به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.
سوختبری از جمله کارهای نامتعارف و خطرآمیزی محسوب میشود که بسیاری از مردم بلوچ در بلوچستان بدلیل نبود شغل مناسب و پایدار اجباراً به آن روی آوردەاند. تصادف، واژگونی خودرو و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی، بخشی از خطراتی هستند که در این راه جان سوختبران را تهدید میکند. با استناد به گزارش فعالین بلوچ در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۱۰۵ سوختبر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی، تصادفات رانندگی و آتش گرفتن خودرو جان خود را از دست داده و ۵۲ تن دیگر نیز طی این حوادث زخمی شدند.
⬇️⬇️⬇️⬇️
https://shorturl.at/foBY9
کولبر نیوز
جانباختن یک سوختبر در شهرستان دشتیاری
به گزارش کولبرنیوز، روز دوشنبه ششم شهریورماه ۱۴۰۲، در پی حادثه جادهای در شهرستان دشتیاری یک سوختبر بلوچ به شدت مجروح شده بود که پس از انتقال به بیمارستان
▪️جمهوری اسلامی عامل سلب امنیت از زندگی مردم ایران است
رژیم جمهوری اسلامی که از تامین کار، نان، دارو، هوای سالم ،آب و برق کافی، مطالبات بازنشستگان و معلمان و پرداخت به موقع حقوق کارگران ناتوان است؛ هر از چندگاهی با انجام مانورهای نظامی در این یا آن مرز، باصطلاح اقتدار نظامی خود را به نمایش میگذارد. هدف از این نمایشها نه قدرتنمایی در مقابل آمریکا و اسرائیل و غیره بلکه اساساً خودِ مردم ایران هستند. رژیم قدرت خود را به رُخ مردم ایران میکشد و اقتدار خود را در مقابل آنان به نمایش میگذارد. در کنار زندان، شکنجه، اعدام و سرکوب معترضین، اینگونه نمایشها نیز بخشی از جنگ روانی با مردمی است که از حاکمیت این رژیم بیزار هستند. سران رژیم در عین حال برای پردهپوشی هدف واقعی خود و برای توجیه ثروتهای کلانی که در این زمینه مصرف میشود، ادعا میکنند که گویا در سایه اقتدار نظامی امنیت مردم را تامین میکنند.
اما واقعیتِ عیان این است که بعد ۴۴ سال از حکومت فاجعهبار اسلامی در ایران آنچه وجود ندارد امنیت است. روزی نیست در آسمان و زمین فاجعه جدیدی گریبان مردم را نگیرد. جادهها به قتلگاه تبدیل شدهاند و روزانه دهها نفر کشته و زخمی میشوند. خشونت در شهرها بیداد میکند و آمار مراجعین به اورژانس بیمارستانها بدلیل درگیری با چاقو و قمه به مشکلی جدی برای بخش درمانی تبدیل شده است.
نظامی که خود باعث ناامن کردن بسیاری از کشورهای منطقه است و در گسترش تروریسم اسلامی و سلب امنیت از شهروندان کشورهای دیگر، در صدر کشورهای جهان قرار دارد، در عین حال خود به عامل مستقیم سلب امنیت از مردم ایران نیز تبدیل شده است. متوسط میزان مرگ و میر به طور کلی، تصویر فاجعهباری از آنچه که در ایران میگذرد به دست میدهند. مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا، مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی، مرگ و میر بر اثر سوانح طبیعی قابل پیشگیری، مرگ و میر کودکان به دلیل مشکلات درمان و تغذیه. تکرار هر روزه مرگ انسانها، چنان عادی شده که انگار حوادثی پیش پا افتادهاند و مردم به تکرار آنها عادت کردهاند. به عنوان فقط یک نمونه به آمار مرگ و زخمی شدن انسانها در جادههای خطرناک و ناامن ایران، با خودروهای فرسوده و غیراستاندارد تولید داخلی نگاه کنید. طبق آمارها سالانه بیش از ۱۷ هزار نفر در جادههای ایران کشته میشوند و البته دهها برابر این رقم زخمی و معلول روی دست این جامعه میگذارد. از این لحاظ ایران به تناسب جمعیت در صدر کشورهای جهان قرار دارد.
امنیت به طور کلی در همه عرصهها از زندگی مردم رخت بر بسته است. سلب امنیت شغلی از کارگران، سلب امنیت جانی از فعالین سیاسی و مدنی، سلب امنیت از کمونیستها و انسانهای سکولار، سلب امنیت از زنان آزادهای که تسلیم قوانین ارتجاعی رژیم نمیشوند، سلب امنیت از پیروان هر آئین و مذهبی که با اسلام تشیع آنهم از نوع دوازده امامی آن، مغایر باشد، سلب امنیت از محیطزیست مردم، کولبر و سوختبری که برای پیداکردن معاش به معنای واقعی کلمه «بخور و نمیر» خانوادهاش در کوه و کمر، بار سنگین بر دوش به استقبال مرگ میرود، اینها همگی مصداق روشن سلب آن امنیتی از زندگی مردم هستند.
این رژیم مسئول مستقیم حداقل بیش از ۶ سال از هشت سال ادامه جنگ ایران و عراق، با آنهمه ویرانی و خسارتهای جانی و مالی که بر مردم این کشور وارد آمد، میباشد. سالهاست که علاوه بر بودجه کلانی که جمهوری اسلامی صرف جنگ در سوریه میکند، هزاران خانواده ایرانی و افغانستانی را هم داغدارِ از دست دادن فرزندانشان در میدانهای این جنگ ارتجاعی کرده است. واقعیت این است که امنیت مردم تنها در صورت رهائی از دست رژیم جمهوری اسلامی ممکن خواهد بود.
https://kolbarnews.com/جمهوری-اسلامی-عامل-سلب-امنیت-از-زندگی-م/
رژیم جمهوری اسلامی که از تامین کار، نان، دارو، هوای سالم ،آب و برق کافی، مطالبات بازنشستگان و معلمان و پرداخت به موقع حقوق کارگران ناتوان است؛ هر از چندگاهی با انجام مانورهای نظامی در این یا آن مرز، باصطلاح اقتدار نظامی خود را به نمایش میگذارد. هدف از این نمایشها نه قدرتنمایی در مقابل آمریکا و اسرائیل و غیره بلکه اساساً خودِ مردم ایران هستند. رژیم قدرت خود را به رُخ مردم ایران میکشد و اقتدار خود را در مقابل آنان به نمایش میگذارد. در کنار زندان، شکنجه، اعدام و سرکوب معترضین، اینگونه نمایشها نیز بخشی از جنگ روانی با مردمی است که از حاکمیت این رژیم بیزار هستند. سران رژیم در عین حال برای پردهپوشی هدف واقعی خود و برای توجیه ثروتهای کلانی که در این زمینه مصرف میشود، ادعا میکنند که گویا در سایه اقتدار نظامی امنیت مردم را تامین میکنند.
اما واقعیتِ عیان این است که بعد ۴۴ سال از حکومت فاجعهبار اسلامی در ایران آنچه وجود ندارد امنیت است. روزی نیست در آسمان و زمین فاجعه جدیدی گریبان مردم را نگیرد. جادهها به قتلگاه تبدیل شدهاند و روزانه دهها نفر کشته و زخمی میشوند. خشونت در شهرها بیداد میکند و آمار مراجعین به اورژانس بیمارستانها بدلیل درگیری با چاقو و قمه به مشکلی جدی برای بخش درمانی تبدیل شده است.
نظامی که خود باعث ناامن کردن بسیاری از کشورهای منطقه است و در گسترش تروریسم اسلامی و سلب امنیت از شهروندان کشورهای دیگر، در صدر کشورهای جهان قرار دارد، در عین حال خود به عامل مستقیم سلب امنیت از مردم ایران نیز تبدیل شده است. متوسط میزان مرگ و میر به طور کلی، تصویر فاجعهباری از آنچه که در ایران میگذرد به دست میدهند. مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا، مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی، مرگ و میر بر اثر سوانح طبیعی قابل پیشگیری، مرگ و میر کودکان به دلیل مشکلات درمان و تغذیه. تکرار هر روزه مرگ انسانها، چنان عادی شده که انگار حوادثی پیش پا افتادهاند و مردم به تکرار آنها عادت کردهاند. به عنوان فقط یک نمونه به آمار مرگ و زخمی شدن انسانها در جادههای خطرناک و ناامن ایران، با خودروهای فرسوده و غیراستاندارد تولید داخلی نگاه کنید. طبق آمارها سالانه بیش از ۱۷ هزار نفر در جادههای ایران کشته میشوند و البته دهها برابر این رقم زخمی و معلول روی دست این جامعه میگذارد. از این لحاظ ایران به تناسب جمعیت در صدر کشورهای جهان قرار دارد.
امنیت به طور کلی در همه عرصهها از زندگی مردم رخت بر بسته است. سلب امنیت شغلی از کارگران، سلب امنیت جانی از فعالین سیاسی و مدنی، سلب امنیت از کمونیستها و انسانهای سکولار، سلب امنیت از زنان آزادهای که تسلیم قوانین ارتجاعی رژیم نمیشوند، سلب امنیت از پیروان هر آئین و مذهبی که با اسلام تشیع آنهم از نوع دوازده امامی آن، مغایر باشد، سلب امنیت از محیطزیست مردم، کولبر و سوختبری که برای پیداکردن معاش به معنای واقعی کلمه «بخور و نمیر» خانوادهاش در کوه و کمر، بار سنگین بر دوش به استقبال مرگ میرود، اینها همگی مصداق روشن سلب آن امنیتی از زندگی مردم هستند.
این رژیم مسئول مستقیم حداقل بیش از ۶ سال از هشت سال ادامه جنگ ایران و عراق، با آنهمه ویرانی و خسارتهای جانی و مالی که بر مردم این کشور وارد آمد، میباشد. سالهاست که علاوه بر بودجه کلانی که جمهوری اسلامی صرف جنگ در سوریه میکند، هزاران خانواده ایرانی و افغانستانی را هم داغدارِ از دست دادن فرزندانشان در میدانهای این جنگ ارتجاعی کرده است. واقعیت این است که امنیت مردم تنها در صورت رهائی از دست رژیم جمهوری اسلامی ممکن خواهد بود.
https://kolbarnews.com/جمهوری-اسلامی-عامل-سلب-امنیت-از-زندگی-م/
کولبر نیوز
جمهوری اسلامی عامل سلب امنیت از زندگی مردم ایران است
رژیم جمهوری اسلامی که از تامین کار، نان، دارو، هوای سالم ،آب و برق کافی، مطالبات بازنشستگان و معلمان و پرداخت به موقع حقوق کارگران ناتوان است؛ هر از چندگاهی
▪️زخمی شدن یک کودک در اعتراضات جمعه گذشته شهرستان راسک+ویدیو
در اعتراضات جمعه گذشته شهرستان راسک بلوچستان، یک کودک بلوچ با تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه به شدت زخمی شده است.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از حالوش جمعه هفته گذشته سوم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه به سمت خودروی یک خانواده بلوچ، یک کودک سه ساله با اصابت گلوله از ناحیه بازوی چپ به شدت مجروح شده است. هویت این کودک بلوچ "عبدالمنان درستاران" سه و نیم ساله فرزند عبدالرحمن اهل روستای چراغان شهرستان راسک عنوان شده است.
بر اساس این گزارش جمعه هفته گذشته عبدالمنان به همراه پدر و مادرش از روستای چراغان در حال رفتن به خانه مادر بزرگش در روستای گریکان بودهاند که ورودی روستای فیروزآباد و هنگام تظاهرات شهروندان، مادر وی اقدام به تهیه فیلم از اعتراضات شهروندان کرده که ماموران سپاه با مشاهد این اتفاق با خودروی نظامی خود به سمت خودرو آنها حرکت میکنند که پدر عبدالمنان وقتی متوجه نزدیک شدن نیروها میشود حرکت میکند که نیروهای سپاه اقدام به تعقیب آنها کرده و در روستای فیروزآباد از توابع شهرستان سرباز به سمت خودرو آنها شلیک میکنند که در پی آن عبدالمنان از ناحیه بازو سمت چپ مجروح شده و چند گلوله نیز به بدنه و لاستیک خوردو اصابت کرده و باعث ترکید لاستک خودرو شده است.
همچنین گزارش شده است که، پس از متوقف شدن خودروی عبدالرحمان پدر کودک مجروح شده، نیروهای سپاه او را مقابل همسر و فرزند مجروحش مورد ضرب و شتم قرار داده و گوشی همراه او و همسرش را بزور از آنان گرفته و تهدید کردهاند در صورت رسانهای کردن این موضوع مادر کودک به جرم تهیه فیلم از معترضین بازداشت میشود. نیروهای سپاه از انتقال این کودک برای مداوا جلوگیر کرده تا این خبر درز پیدا نکند، و در همان روز با انتقال به بیمارستان رازی راسک توسط یک پزشک که از سوی سپاه تعیین شده مورد معاینه قرار میگیرد.
https://kolbarnews.com/زخمی-شدن-یک-کودک-در-اعتراضات-جمعه-گذشته/
در اعتراضات جمعه گذشته شهرستان راسک بلوچستان، یک کودک بلوچ با تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه به شدت زخمی شده است.
به گزارش کولبرنیوز به نقل از حالوش جمعه هفته گذشته سوم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه به سمت خودروی یک خانواده بلوچ، یک کودک سه ساله با اصابت گلوله از ناحیه بازوی چپ به شدت مجروح شده است. هویت این کودک بلوچ "عبدالمنان درستاران" سه و نیم ساله فرزند عبدالرحمن اهل روستای چراغان شهرستان راسک عنوان شده است.
بر اساس این گزارش جمعه هفته گذشته عبدالمنان به همراه پدر و مادرش از روستای چراغان در حال رفتن به خانه مادر بزرگش در روستای گریکان بودهاند که ورودی روستای فیروزآباد و هنگام تظاهرات شهروندان، مادر وی اقدام به تهیه فیلم از اعتراضات شهروندان کرده که ماموران سپاه با مشاهد این اتفاق با خودروی نظامی خود به سمت خودرو آنها حرکت میکنند که پدر عبدالمنان وقتی متوجه نزدیک شدن نیروها میشود حرکت میکند که نیروهای سپاه اقدام به تعقیب آنها کرده و در روستای فیروزآباد از توابع شهرستان سرباز به سمت خودرو آنها شلیک میکنند که در پی آن عبدالمنان از ناحیه بازو سمت چپ مجروح شده و چند گلوله نیز به بدنه و لاستیک خوردو اصابت کرده و باعث ترکید لاستک خودرو شده است.
همچنین گزارش شده است که، پس از متوقف شدن خودروی عبدالرحمان پدر کودک مجروح شده، نیروهای سپاه او را مقابل همسر و فرزند مجروحش مورد ضرب و شتم قرار داده و گوشی همراه او و همسرش را بزور از آنان گرفته و تهدید کردهاند در صورت رسانهای کردن این موضوع مادر کودک به جرم تهیه فیلم از معترضین بازداشت میشود. نیروهای سپاه از انتقال این کودک برای مداوا جلوگیر کرده تا این خبر درز پیدا نکند، و در همان روز با انتقال به بیمارستان رازی راسک توسط یک پزشک که از سوی سپاه تعیین شده مورد معاینه قرار میگیرد.
https://kolbarnews.com/زخمی-شدن-یک-کودک-در-اعتراضات-جمعه-گذشته/
کولبر نیوز
زخمی شدن یک کودک در اعتراضات جمعه گذشته شهرستان راسک
به گزارش کولبرنیوز به نقل از حالوش جمعه هفته گذشته سوم شهریورماه ۱۴۰۲، بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه به سمت خودروی یک خانواده بلوچ، یک کودک سه ساله با
▪️گیلان؛ برگزاری جلسه بازپرسی فعال کارگری یونس آزادبر به اتهام محاربه
جلسه بازپرسی یونس آزادبر، فعال کارگری و کارگر بازنشسته بازداشتی محبوس در زندان لاکان رشت امروز پنجشنبه ۹ شهریورماه در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر برگزار شد. آقای آزادبر در جریان این جلسه از بابت اتهاماتی همچون محاربه به دفاع از خود پرداخت.
به گزارش کولبرنیوز روز پنجشنبه نهم شهریورماه ١۴٠٢، جلسه بازپرسی یونس آزادبر، فعال کارگری و کارگر بازنشسته بازداشتی محبوس در زندان لاکان رشت امروز پنجشنبه ۹ شهریورماه در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر برگزار شد. آقای آزادبر در جریان این جلسه از بابت اتهاماتی همچون محاربه به دفاع از خود پرداخت.
بر اساس این گزارش روز پنجشنبه ۹ شهریورماه، آقای آزادبر بدون اطلاع قبلی و با اعمال خشونت از زندان لاکان رشت به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر منتقل شد. در جریان این جلسه که بدون حضور رامین صفرنیا و قاسم بزرگزاده، وکلای انتخابی آقای آزادبر برگزار شد، وی از بابت اتهامات «محاربه، تبلیغ علیه نظام و عضویت در گروه های مخالف نظام» به دفاع از خود پرداخت.
علیرغم درج اسامی وکلای مدافع آقای آزادبر در سامانه ثنای وی، تاکنون این افراد اجازه مطالعه جزئیات پرونده موکل خود را نداشتهاند.
یونس آزادبر که از بیماری صرع و مشکلات گوارشی رنج میبرد، در تاریخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۲، توسط ماموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در شهر سنگر بازداشت شد. ماموران که هشت تن از جمله یک مامور زن بودند، در زمان بازداشت اقدام به تفتیش منزل این شهروند کردند. آقای آزادبر پس از گذشت هشت روز از زمان دستگیری، در یک تماس تلفنی با خانواده خود از انتقالش به بند میثاق زندان لاکان رشت خبر داد.
یونس آزادبر، شصت ساله و ساکن شهر سنگر از توابع شهرستان رشت است. وی پیشتر به واسطه فعالیتهای خود سابقه برخوردهای قضایی را داشته است.
https://kolbarnews.com/گیلان؛-برگزاری-جلسه-بازپرسی-فعال-کارگ/
جلسه بازپرسی یونس آزادبر، فعال کارگری و کارگر بازنشسته بازداشتی محبوس در زندان لاکان رشت امروز پنجشنبه ۹ شهریورماه در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر برگزار شد. آقای آزادبر در جریان این جلسه از بابت اتهاماتی همچون محاربه به دفاع از خود پرداخت.
به گزارش کولبرنیوز روز پنجشنبه نهم شهریورماه ١۴٠٢، جلسه بازپرسی یونس آزادبر، فعال کارگری و کارگر بازنشسته بازداشتی محبوس در زندان لاکان رشت امروز پنجشنبه ۹ شهریورماه در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر برگزار شد. آقای آزادبر در جریان این جلسه از بابت اتهاماتی همچون محاربه به دفاع از خود پرداخت.
بر اساس این گزارش روز پنجشنبه ۹ شهریورماه، آقای آزادبر بدون اطلاع قبلی و با اعمال خشونت از زندان لاکان رشت به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنگر منتقل شد. در جریان این جلسه که بدون حضور رامین صفرنیا و قاسم بزرگزاده، وکلای انتخابی آقای آزادبر برگزار شد، وی از بابت اتهامات «محاربه، تبلیغ علیه نظام و عضویت در گروه های مخالف نظام» به دفاع از خود پرداخت.
علیرغم درج اسامی وکلای مدافع آقای آزادبر در سامانه ثنای وی، تاکنون این افراد اجازه مطالعه جزئیات پرونده موکل خود را نداشتهاند.
یونس آزادبر که از بیماری صرع و مشکلات گوارشی رنج میبرد، در تاریخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۲، توسط ماموران اطلاعات سپاه در منزل شخصی خود در شهر سنگر بازداشت شد. ماموران که هشت تن از جمله یک مامور زن بودند، در زمان بازداشت اقدام به تفتیش منزل این شهروند کردند. آقای آزادبر پس از گذشت هشت روز از زمان دستگیری، در یک تماس تلفنی با خانواده خود از انتقالش به بند میثاق زندان لاکان رشت خبر داد.
یونس آزادبر، شصت ساله و ساکن شهر سنگر از توابع شهرستان رشت است. وی پیشتر به واسطه فعالیتهای خود سابقه برخوردهای قضایی را داشته است.
https://kolbarnews.com/گیلان؛-برگزاری-جلسه-بازپرسی-فعال-کارگ/
کولبر نیوز
گیلان؛ برگزاری جلسه بازپرسی فعال کارگری یونس آزادبر به اتهام محاربه
به گزارش کولبرنیوز روز پنجشنبه نهم شهریورماه ١۴٠٢، جلسه بازپرسی یونس آزادبر، فعال کارگری و کارگر بازنشسته بازداشتی محبوس در زندان لاکان رشت امروز
#عاتکه_رجبی برای #جواد_روحی نوشت:
پس جواد را کشتید که من وحشتزده شوم؟
ناامید شوم؟
اسیر ترس و غم شوم؟
جواد میرقصید
او را در من زنده کردهاید
حال بنشینید و رقص مرا تماشا کنید
جواد را کشتید تا من نیز همراهش بمیرم؟
نه من نمُردم
زندهتر شدهام
رهاتر شدهام
چراکه جواد شدهام
ازین به بعد میرقصم
تماشا کنید
🖍 #عاتکه_رجبی
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#کولبر_نیوز
پس جواد را کشتید که من وحشتزده شوم؟
ناامید شوم؟
اسیر ترس و غم شوم؟
جواد میرقصید
او را در من زنده کردهاید
حال بنشینید و رقص مرا تماشا کنید
جواد را کشتید تا من نیز همراهش بمیرم؟
نه من نمُردم
زندهتر شدهام
رهاتر شدهام
چراکه جواد شدهام
ازین به بعد میرقصم
تماشا کنید
🖍 #عاتکه_رجبی
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#کولبر_نیوز