Forwarded from اتچ بات
#زن_کولبر_کرد
زن کولبر کُرد، کولبر به دنیا نمی آید اما زن متولد میشود، جنس مادەی یک گونەی جانوری ست. زن کولبر کُرد، مادر است با بوی میخک تند. مادر است با ترس مرگ از گرسنگی شدید، با ترس از فشنگ داغ. با آواز لای لایی برای خواباندن سربازان لب مرز!!
چه بسا چکمه هایشان را برای پای مردان ساخته اند و روسری شان همان چفیه مردانه است. انگار جنسیت رنگ می بازد، کولبر نه مرد است نه زن. کولبر، موجود سخت و سفت بارکش است، کولبر ویترین مرگ است.
اما زن کولبر کُرد، زن نیست، مادر است با دغدغەای به وسعت راه کولبری، به درازای آهنگ حرکت!
همانجا، در کنار بار و درد و مرگ، دیوار شرم می ریزد و مرز خالی میشود! همانجا مرز دیگر بازی کودکانه است، وقتی زنی بیست کیلو لوازم آرایشی بر کول میکشد که حتی یک گرمش را، برای خود نمی خواهد، وقتی زنی دیگر لوازم آرایش لازم ندارد. او تبدیل به مردی میشود که زن است، شیر می دهد، آشپز ماهری است، خانم خانه داریست! تبدیل به مردی میشود که سبیل ندارد، طلاق نمی اندازد، خشن نیست!
زن کولبر کُرد، مرد ظریفیست که زیر بار گریه میکند اما غرورش نمی ریزد! النگوی طلا ندارد، لباس حریر تازه ندارد، حتی کهنەاش را نداشته است!
همانجا روی تخت بیمارستان، وقتی کوله زیر شکم است و متولد میشود شبیه وقتی که کوله روی پشت است و لیز می خورد، کودکی متولد میشود، کاشکی زن نباشد، کاشکی مرد نباشد، کاشکی کولبر نباشد!
انگار مرز ناموس است، که برای آن خون ریخته می شود، زن کولبر کُرد ناموس کسی نیست، خاک ناموس اوست، زنده ماندن شرف اوست، زن کولبر کُرد!
#دلشاد_خضری
https://t.me/joinchat/AAAAAENJFT_8C4fepYHErw
زن کولبر کُرد، کولبر به دنیا نمی آید اما زن متولد میشود، جنس مادەی یک گونەی جانوری ست. زن کولبر کُرد، مادر است با بوی میخک تند. مادر است با ترس مرگ از گرسنگی شدید، با ترس از فشنگ داغ. با آواز لای لایی برای خواباندن سربازان لب مرز!!
چه بسا چکمه هایشان را برای پای مردان ساخته اند و روسری شان همان چفیه مردانه است. انگار جنسیت رنگ می بازد، کولبر نه مرد است نه زن. کولبر، موجود سخت و سفت بارکش است، کولبر ویترین مرگ است.
اما زن کولبر کُرد، زن نیست، مادر است با دغدغەای به وسعت راه کولبری، به درازای آهنگ حرکت!
همانجا، در کنار بار و درد و مرگ، دیوار شرم می ریزد و مرز خالی میشود! همانجا مرز دیگر بازی کودکانه است، وقتی زنی بیست کیلو لوازم آرایشی بر کول میکشد که حتی یک گرمش را، برای خود نمی خواهد، وقتی زنی دیگر لوازم آرایش لازم ندارد. او تبدیل به مردی میشود که زن است، شیر می دهد، آشپز ماهری است، خانم خانه داریست! تبدیل به مردی میشود که سبیل ندارد، طلاق نمی اندازد، خشن نیست!
زن کولبر کُرد، مرد ظریفیست که زیر بار گریه میکند اما غرورش نمی ریزد! النگوی طلا ندارد، لباس حریر تازه ندارد، حتی کهنەاش را نداشته است!
همانجا روی تخت بیمارستان، وقتی کوله زیر شکم است و متولد میشود شبیه وقتی که کوله روی پشت است و لیز می خورد، کودکی متولد میشود، کاشکی زن نباشد، کاشکی مرد نباشد، کاشکی کولبر نباشد!
انگار مرز ناموس است، که برای آن خون ریخته می شود، زن کولبر کُرد ناموس کسی نیست، خاک ناموس اوست، زنده ماندن شرف اوست، زن کولبر کُرد!
#دلشاد_خضری
https://t.me/joinchat/AAAAAENJFT_8C4fepYHErw
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
دختر مو طلایی اراده آهنی، مُشت های تو نه اعلام جنگ و خونریزی، بلکه نماد مبارزه با سربازانی است که حتی به عروسکهایت رحم نکردند!
مبارزه با جنگ فاصله دارد، مبارزه ایمان به صعود و اندیشیدن به آزادی است، برای جهانی که پارک بازیهایش صدها برابر پادگان هایش باشد.
جایی که در آن قرار گرفتەای اصلا مناسب نیست اما جایی که خود را در آن قرار دادی، شجاع ترین نقطەی زمین است! تو جوان ترین معشوقەی آزادی هستی، لجبازترین رقیب جنگ! بدون سپر، بدون گلوله...
سیندرلای جوان، وقتی پاهای کوچک ات را روی مین جا گذاشتی، سربازان زیادی سراغ بدن نحیف ات را گرفتند تا شاید تو را به عقد ژنرال پیر در آورند، همان مردی که رویاهایش رنگی نیست، همان جنگی که موهایش را با توپ و خمپاره سفید کرد!
تصور کن، سربازان هم دختران کوچکی دارند که با لواشک زرشکی و نقل ملس سورپرایز میشوند! آنها هم جگر گوشەهایی دارند که یک آلبوم عکس بزرگ را به لبخندهایشان اختصاص داده اند.
تصور کن سربازان هم برای آغوش کوچک کودک شان در نوبت نگهبانی شان به ساعت نگاه میکنند!
این جهان ده برابر ظرفیتش قبرستان دارد! ده برابر ظرفیتش باروت دارد! این جهان ده برابر ظرفیتش کودک کشته است، ده برابر ظرفیتش مجروح داشته است! ده برابر ظرفیتش آلودگی دارد، ده برابر ظرفیتش عشق را مجروح کرده است! اکنون که جایی برای مرگ و خون و جنگ نمانده است باید با سربازان رقصید، برای فرماندەها شراب ریخت، باید تانک ها را برای ماشین عروس تزئین کرد، تفنگ ها را روی طاقچەی زمین گذاشت تا دست کسی به آن نرسد، باید چوبەهای اعدام را سوزاند!
جهان به پارکهای بیشتری نیاز دارد، جهان باید ده برابر بیشتر رنگی شود، جهان به کودکان بیشتری نیاز دارد، جهان بیسوادِ بشر به مدرسەهای بیشتری نیاز دارد!
کودک مغز طلایی جسور، مُشتت را باز نکن تا زمانی که سرباز تسلیم ارادەی دخترانەی کوچک ات نشود، مُشتت را باز نکن تا تمام تفنگ ها از پای در بیایند، مُشتت را نگه دار تا جهان، شرمگین از نبرد نابرابرش، از اعتصاب کودکانەات معذرت خواهی کند!
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
مبارزه با جنگ فاصله دارد، مبارزه ایمان به صعود و اندیشیدن به آزادی است، برای جهانی که پارک بازیهایش صدها برابر پادگان هایش باشد.
جایی که در آن قرار گرفتەای اصلا مناسب نیست اما جایی که خود را در آن قرار دادی، شجاع ترین نقطەی زمین است! تو جوان ترین معشوقەی آزادی هستی، لجبازترین رقیب جنگ! بدون سپر، بدون گلوله...
سیندرلای جوان، وقتی پاهای کوچک ات را روی مین جا گذاشتی، سربازان زیادی سراغ بدن نحیف ات را گرفتند تا شاید تو را به عقد ژنرال پیر در آورند، همان مردی که رویاهایش رنگی نیست، همان جنگی که موهایش را با توپ و خمپاره سفید کرد!
تصور کن، سربازان هم دختران کوچکی دارند که با لواشک زرشکی و نقل ملس سورپرایز میشوند! آنها هم جگر گوشەهایی دارند که یک آلبوم عکس بزرگ را به لبخندهایشان اختصاص داده اند.
تصور کن سربازان هم برای آغوش کوچک کودک شان در نوبت نگهبانی شان به ساعت نگاه میکنند!
این جهان ده برابر ظرفیتش قبرستان دارد! ده برابر ظرفیتش باروت دارد! این جهان ده برابر ظرفیتش کودک کشته است، ده برابر ظرفیتش مجروح داشته است! ده برابر ظرفیتش آلودگی دارد، ده برابر ظرفیتش عشق را مجروح کرده است! اکنون که جایی برای مرگ و خون و جنگ نمانده است باید با سربازان رقصید، برای فرماندەها شراب ریخت، باید تانک ها را برای ماشین عروس تزئین کرد، تفنگ ها را روی طاقچەی زمین گذاشت تا دست کسی به آن نرسد، باید چوبەهای اعدام را سوزاند!
جهان به پارکهای بیشتری نیاز دارد، جهان باید ده برابر بیشتر رنگی شود، جهان به کودکان بیشتری نیاز دارد، جهان بیسوادِ بشر به مدرسەهای بیشتری نیاز دارد!
کودک مغز طلایی جسور، مُشتت را باز نکن تا زمانی که سرباز تسلیم ارادەی دخترانەی کوچک ات نشود، مُشتت را باز نکن تا تمام تفنگ ها از پای در بیایند، مُشتت را نگه دار تا جهان، شرمگین از نبرد نابرابرش، از اعتصاب کودکانەات معذرت خواهی کند!
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#نادیا_مراد
#زن
#صلح
#جایزه_نوبل
نامشان داعش بود، بعد از ظهر روزی تابستانی آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خودشان سر راه به بهشت بروند! دعوت نامه شان در دست چپشان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
________________________
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند او باکره بود!! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کرد تر، همچون آب زلال! خواهرم باید زن امیر الاکبر میشد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم سرود خوایه وه ته ن میخواندیم! خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود! خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند! خدا شاهد بود او از عطش بی آبی جان داد! خدا شاهد بود!
________________________
سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبانشان را نمی فهمیدیم اما رفتارشان را...!
مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ، سوسمار بود! مردانی که از اسلحه هایشان ادب را یاد گرفته بودند! لشکری از لجن و ریش و اعتقاد!
آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها من را غنیمت صدا میزدند، آن زمان دیگر نادیا نبودم،
آنروز دختری بودم با روحی زخمی که از نفسهایم خون میچکید، آنروز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم
در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت.
آنروز مرگی بودم در روحی!
سربازان حق! موهای من سوژه ی مرد دیگریست که شعر بلد است.
جنگجویان خون جو ! به کدام زبان، عذاب هزار ساله ی من را ترجمه می کنید؟
_______________________
آنروز دیگر آن روز نبود، هر روز من است!
جای پای شر روی سینه های من مانده است
جای چنگال سیاهی روی صورت کردی ام خودنمایی می کند
آنروز هر ساعت و هر دقیقه ی من است، هر ساعت متولد می شوم و هر دقیقه می میرم!
آنروز، کثافت تاریخ بود که روی من پیاده شد
آنروز، مردان جهان برای قتل احساس یک زن با آسمان ها قرارداد بسته بودند ! و بلکه هزاران زن.... !
_______________________
بعد از آن زنی می مرد! زنی حامله می شد
زنی خودکشی می کرد! زنی خودسوزی...
زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند
زنانی فقط یک تقویم می شناختند: دوازده ماه نفرت، چهار فصل بیزاری.
بعد از آن تاریخ به دو دوره تقسیم شد قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز میخواندند،(( ای مرگ کجایی!؟ زندگی مرا کشت))
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکمشان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود
مردی آمد
من را کشت
و باز دعا میخواند تا دوباره زنده شوم!!!
#دلشاد_خضری
تصویر : نادیا مراد دختر ایزدی که توسط دولت اسلامی عراق و شام اسیر و مورد تجاوز قرار گرفت و امروز جایز صلح نوبل ۲۰۱۸ بهش تعلق گرفت.
#کولبرنیوز
@kolbarnews
#زن
#صلح
#جایزه_نوبل
نامشان داعش بود، بعد از ظهر روزی تابستانی آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خودشان سر راه به بهشت بروند! دعوت نامه شان در دست چپشان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
________________________
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند او باکره بود!! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کرد تر، همچون آب زلال! خواهرم باید زن امیر الاکبر میشد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم سرود خوایه وه ته ن میخواندیم! خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود! خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند! خدا شاهد بود او از عطش بی آبی جان داد! خدا شاهد بود!
________________________
سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبانشان را نمی فهمیدیم اما رفتارشان را...!
مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ، سوسمار بود! مردانی که از اسلحه هایشان ادب را یاد گرفته بودند! لشکری از لجن و ریش و اعتقاد!
آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها من را غنیمت صدا میزدند، آن زمان دیگر نادیا نبودم،
آنروز دختری بودم با روحی زخمی که از نفسهایم خون میچکید، آنروز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم
در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت.
آنروز مرگی بودم در روحی!
سربازان حق! موهای من سوژه ی مرد دیگریست که شعر بلد است.
جنگجویان خون جو ! به کدام زبان، عذاب هزار ساله ی من را ترجمه می کنید؟
_______________________
آنروز دیگر آن روز نبود، هر روز من است!
جای پای شر روی سینه های من مانده است
جای چنگال سیاهی روی صورت کردی ام خودنمایی می کند
آنروز هر ساعت و هر دقیقه ی من است، هر ساعت متولد می شوم و هر دقیقه می میرم!
آنروز، کثافت تاریخ بود که روی من پیاده شد
آنروز، مردان جهان برای قتل احساس یک زن با آسمان ها قرارداد بسته بودند ! و بلکه هزاران زن.... !
_______________________
بعد از آن زنی می مرد! زنی حامله می شد
زنی خودکشی می کرد! زنی خودسوزی...
زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند
زنانی فقط یک تقویم می شناختند: دوازده ماه نفرت، چهار فصل بیزاری.
بعد از آن تاریخ به دو دوره تقسیم شد قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز میخواندند،(( ای مرگ کجایی!؟ زندگی مرا کشت))
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکمشان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود
مردی آمد
من را کشت
و باز دعا میخواند تا دوباره زنده شوم!!!
#دلشاد_خضری
تصویر : نادیا مراد دختر ایزدی که توسط دولت اسلامی عراق و شام اسیر و مورد تجاوز قرار گرفت و امروز جایز صلح نوبل ۲۰۱۸ بهش تعلق گرفت.
#کولبرنیوز
@kolbarnews
Telegram
جهت اطلاع دوستان لطفاً انتشار دهید.
رفقا متنی تحت عنوان "متن سخنرانی نادیا مراد" در فضای مجازی پخش شده است، این کاملا اشتباه است و متن متعلق به آقای #دلشاد_خضری است که سال ۲۰۱۶ نوشته شده است.
رفقا متنی تحت عنوان "متن سخنرانی نادیا مراد" در فضای مجازی پخش شده است، این کاملا اشتباه است و متن متعلق به آقای #دلشاد_خضری است که سال ۲۰۱۶ نوشته شده است.
Forwarded from اتچ بات
⭕️بازماندگان آتش!
🛑بالغ شدید و دغدغه ی عاشق شدن و یافتن مردانی که نگاه عاشقانه شان فراتر از چهره ی سوخته ی شما باشد، تجربه ی سخت دیگریست که بخاری نفتی برای شما به ارمغان آورد! انگار باید نامحرم زندگی کنید، نامحرم رنج بکشید، نامحرم بمیرید! از آینه ها متنفر میشوید وقتی خبر خوشی برای گرفتن مژدگانی ندارند، آنها هم لکنت تصویر میگیرند، وقتی بدن شما را به تصویر میکشند! حرفه ی شما مالیدن پماد و انتظار برای ترمیم صورت و آرزوی همیشگی بهتر شدن است! چراغ ها را خاموش کنید، وقتی وجدانهای روشن خوابند، مرزها را ببندید وقتی فریادها از جغرافیای درد فراتر نمیرود! رژ لب دیگر ماده ی شیمیایی نیست که لبهایتان را با لباسهایتان ست کند، اکنون حسرت یک روز چسپیدن آن روی لبانتان، به دل میماند، رژ لب برای شما تصور محتمل زیباشدن فرا تصور است. کاش با لباس کردی به جشن نوروز سلام میدادید، به عروسی شاپرکها میرفتید، کاش با لباس کردی، زبان کردی را تدریس میکردید، کاش هیچگاه با لباس کردی سوختن به زبان دخترانه را نمایش نمیدادید. دختران شین آبادی، تمام متخصصان زیبایی جهان را به چالش معالجه دعوت کنید، زیبایی زیر پوست چروکتان قایم شده است، زیبایی سراغ شما را از باران، از بنفشه میگیرد.
🖊 #دلشاد_خضری
🆔 @kolbarnews
🛑بالغ شدید و دغدغه ی عاشق شدن و یافتن مردانی که نگاه عاشقانه شان فراتر از چهره ی سوخته ی شما باشد، تجربه ی سخت دیگریست که بخاری نفتی برای شما به ارمغان آورد! انگار باید نامحرم زندگی کنید، نامحرم رنج بکشید، نامحرم بمیرید! از آینه ها متنفر میشوید وقتی خبر خوشی برای گرفتن مژدگانی ندارند، آنها هم لکنت تصویر میگیرند، وقتی بدن شما را به تصویر میکشند! حرفه ی شما مالیدن پماد و انتظار برای ترمیم صورت و آرزوی همیشگی بهتر شدن است! چراغ ها را خاموش کنید، وقتی وجدانهای روشن خوابند، مرزها را ببندید وقتی فریادها از جغرافیای درد فراتر نمیرود! رژ لب دیگر ماده ی شیمیایی نیست که لبهایتان را با لباسهایتان ست کند، اکنون حسرت یک روز چسپیدن آن روی لبانتان، به دل میماند، رژ لب برای شما تصور محتمل زیباشدن فرا تصور است. کاش با لباس کردی به جشن نوروز سلام میدادید، به عروسی شاپرکها میرفتید، کاش با لباس کردی، زبان کردی را تدریس میکردید، کاش هیچگاه با لباس کردی سوختن به زبان دخترانه را نمایش نمیدادید. دختران شین آبادی، تمام متخصصان زیبایی جهان را به چالش معالجه دعوت کنید، زیبایی زیر پوست چروکتان قایم شده است، زیبایی سراغ شما را از باران، از بنفشه میگیرد.
🖊 #دلشاد_خضری
🆔 @kolbarnews
Telegram
attach 📎
کولبرنیوز | Kolbarnews
Photo
بسیار مهم است در مرز باشی و بدون مرز آرزو داشته باشی، بدون مرز هیوادار باشی! بسیار جالب است معماری خانههای محکم با دستان خالی و با ذهنهای پُر.
اینجا لب مرز است، حتی پرندگان باید پاسپورت داشته باشند، حتی رودخانه باید منصفانه جاری شود. اینجا لب مرز است، جولانگاه عشق و انار و سیمخاردار.
کودکان سرزمین من بازهای تیزرواند وقتی از صفر و مرز شاهکار خلق میکنند، وقتی معمارهای پوست گندمی متشخص میشوند.
کودکان سرزمین من فرزندان مادران بیپسر و پدران رنج هستند. روی مین میروند، زیر بهمن میروند، معمار میشوند!
قصرهای ذهنشان، پوزهی سختِ واقعیت را به خاک میمالد! نه اینکه سیمخاردارها عذابشان نمیدهد، نه اینکه طوفان آشیانهشان را با خود حمل نکرده باشد! کودکان سرزمین من از جنس بلوط و سَرو هستند، مقاوم و عاشق.
اگر روزی به سرزمین کودکانهشان آمدید، با خود دوربینی بیاورید تا ریزترین نکات یک تصویر را ثبت کنید، ریزترین خطوط چهرهی یک انسان وقتی میخندد، وقتی عمیقاً تأمل میکند، وقتی برای اسبها گریه میکند، وقتی انارها را میچیند، آواز میخواند، میرقصد.
هر وقت به سرزمین کودکانهشان آمدید، لنزی به وضوح چشمهای جهان بیاورید تا رنجهای مرزی و هیواهای(آرزو) جهانی را با هم شکار کنید.
#عکس: سردشت، منطقه آلان، روستای صفر مرزی سنجوی
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
اینجا لب مرز است، حتی پرندگان باید پاسپورت داشته باشند، حتی رودخانه باید منصفانه جاری شود. اینجا لب مرز است، جولانگاه عشق و انار و سیمخاردار.
کودکان سرزمین من بازهای تیزرواند وقتی از صفر و مرز شاهکار خلق میکنند، وقتی معمارهای پوست گندمی متشخص میشوند.
کودکان سرزمین من فرزندان مادران بیپسر و پدران رنج هستند. روی مین میروند، زیر بهمن میروند، معمار میشوند!
قصرهای ذهنشان، پوزهی سختِ واقعیت را به خاک میمالد! نه اینکه سیمخاردارها عذابشان نمیدهد، نه اینکه طوفان آشیانهشان را با خود حمل نکرده باشد! کودکان سرزمین من از جنس بلوط و سَرو هستند، مقاوم و عاشق.
اگر روزی به سرزمین کودکانهشان آمدید، با خود دوربینی بیاورید تا ریزترین نکات یک تصویر را ثبت کنید، ریزترین خطوط چهرهی یک انسان وقتی میخندد، وقتی عمیقاً تأمل میکند، وقتی برای اسبها گریه میکند، وقتی انارها را میچیند، آواز میخواند، میرقصد.
هر وقت به سرزمین کودکانهشان آمدید، لنزی به وضوح چشمهای جهان بیاورید تا رنجهای مرزی و هیواهای(آرزو) جهانی را با هم شکار کنید.
#عکس: سردشت، منطقه آلان، روستای صفر مرزی سنجوی
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪﯼ_ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﺟﺴﺪﻡ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﻮﻡ
ﻧﻪﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﯾﺮ ﺧﺎﮎ ﺑﭙﻮﺳﻢ ﻭ ﻧﻔﺖ ﺷﻮﻡ! ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩﻫﺎﯼ
ﻣﻦ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺍﻧﺴﺎﻥ بگریزد، ﺟﻨﮕﻞ ﺁﺗﺶ ﺑﮕﯿﺮﺩ!
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺮﮐﺲﻫﺎﯼ ﮔﺮﺳﻨﻪ، ﻟﻘﻤﻪ ﺷﻮﻡ
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﻨﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﻠﮏ ﮐﺴﯽ ﺩﺭﺍﺯ
ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ! ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺟﻨﮕﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮَﺩ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻧﺸﺪﻩﺍﻡ!
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻻﺑﻼﯼ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎﯼ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﺍﯼ ﺗﻮ ﮔﻢ ﺷﻮﻡ
ﺗﺎ ﺭﻭﯼ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺳﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎ ﺟﺴﺪﻡ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪﺍﯼ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﻧﻘﺎﺵ ﺭﻧﺞﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺳﻮﮊﻩﯼ ﻋﮑﺎﺱ ﺩﯾﮕﺮﯼ.
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺗﺎ ﻻﺯﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺗﯿﺘﺮ ﺧﺒﺮﯼ
ﺷﻮﻡ.
#دلشاد_خضری
#کولبرنیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﺟﺴﺪﻡ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﻮﻡ
ﻧﻪﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﯾﺮ ﺧﺎﮎ ﺑﭙﻮﺳﻢ ﻭ ﻧﻔﺖ ﺷﻮﻡ! ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩﻫﺎﯼ
ﻣﻦ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺍﻧﺴﺎﻥ بگریزد، ﺟﻨﮕﻞ ﺁﺗﺶ ﺑﮕﯿﺮﺩ!
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺮﮐﺲﻫﺎﯼ ﮔﺮﺳﻨﻪ، ﻟﻘﻤﻪ ﺷﻮﻡ
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﮐﻨﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﻠﮏ ﮐﺴﯽ ﺩﺭﺍﺯ
ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ! ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺟﻨﮕﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮَﺩ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻧﺸﺪﻩﺍﻡ!
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻻﺑﻼﯼ ﺟﻨﮕﻞﻫﺎﯼ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩﺍﯼ ﺗﻮ ﮔﻢ ﺷﻮﻡ
ﺗﺎ ﺭﻭﯼ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺳﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎ ﺟﺴﺪﻡ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪﺍﯼ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﯼ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﻧﻘﺎﺵ ﺭﻧﺞﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺳﻮﮊﻩﯼ ﻋﮑﺎﺱ ﺩﯾﮕﺮﯼ.
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺗﺎ ﻻﺯﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺗﯿﺘﺮ ﺧﺒﺮﯼ
ﺷﻮﻡ.
#دلشاد_خضری
#کولبرنیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
تروریستهای کوچک صدایتان به جایی نمیرسد. شما نه فرزندان نجیبزادهی فرانسهیی هستید و نه مشمول بیانیهی حقوقبشر آمریکایی! شما هیچ سربازی ملحق نکردهاید به صفوف جهانی جنگ که تلویزیون آن را ناتو میخواند!
نگاه کوچک، جهان کوچک، تابوت کوچک، اما توپ و تانک بزرگ، سربازان قوی هیکل، زخمتان عمیق و مرگتان بزرگ است! میخواهید بزرگ بخندید تا دیوار صوتی گوش سربازان مجهز به نفرت را بجنباند تا متلاشی شوند تمام سنگرهایی که به نام انسان محکم شدهاند!
تروریستهای زیبا، بجای عروسک و موسیقی و رنگ، بجای عشق و آرامش، آتش با طعم اشغالگری را به ارمغان آوردند کسانیکه خانوادگی اختلاس میکنند، خانوادگی به زیارت خانهی خدا میروند! اینان خانوادگی نفرین میشوند!
مشروط به اینکه تروریست یک موجود زیبای کوچک است با چشمانی که از جنگ و غارت بیزار است، مشروط بر اینکه تروریست فرشتهی کوچکایست که نمیخواهد هیچ مادری مرگ فرزندش را ببیند، هیچ جنگلی آتش بگیرد، مشروط بر اینکه تروریست نگهبان کوچک بیطرفیست که موافق مرگ هیچ کبوتری نیست!
من یک تروریستم!
تروریست کوچک، من هم یک تروریستم!
#روژآوا #کردستان
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
نگاه کوچک، جهان کوچک، تابوت کوچک، اما توپ و تانک بزرگ، سربازان قوی هیکل، زخمتان عمیق و مرگتان بزرگ است! میخواهید بزرگ بخندید تا دیوار صوتی گوش سربازان مجهز به نفرت را بجنباند تا متلاشی شوند تمام سنگرهایی که به نام انسان محکم شدهاند!
تروریستهای زیبا، بجای عروسک و موسیقی و رنگ، بجای عشق و آرامش، آتش با طعم اشغالگری را به ارمغان آوردند کسانیکه خانوادگی اختلاس میکنند، خانوادگی به زیارت خانهی خدا میروند! اینان خانوادگی نفرین میشوند!
مشروط به اینکه تروریست یک موجود زیبای کوچک است با چشمانی که از جنگ و غارت بیزار است، مشروط بر اینکه تروریست فرشتهی کوچکایست که نمیخواهد هیچ مادری مرگ فرزندش را ببیند، هیچ جنگلی آتش بگیرد، مشروط بر اینکه تروریست نگهبان کوچک بیطرفیست که موافق مرگ هیچ کبوتری نیست!
من یک تروریستم!
تروریست کوچک، من هم یک تروریستم!
#روژآوا #کردستان
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
تروریستهای کوچک صدایتان به جایی نمیرسد. شما نه فرزندان نجیبزادهی فرانسهیی هستید و نه مشمول بیانیهی حقوقبشر آمریکایی! شما هیچ سربازی ملحق نکردهاید به صفوف جهانی جنگ که تلویزیون آن را ناتو میخواند!
نگاه کوچک، جهان کوچک، تابوت کوچک، اما توپ و تانک بزرگ، سربازان قوی هیکل، زخمتان عمیق و مرگتان بزرگ است! میخواهید بزرگ بخندید تا دیوار صوتی گوش سربازان مجهز به نفرت را بجنباند تا متلاشی شوند تمام سنگرهایی که به نام انسان محکم شدهاند!
تروریستهای زیبا، بجای عروسک و موسیقی و رنگ، بجای عشق و آرامش، آتش با طعم اشغالگری را به ارمغان آوردند کسانیکه خانوادگی اختلاس میکنند، خانوادگی به زیارت خانهی خدا میروند! اینان خانوادگی نفرین میشوند!
مشروط به اینکه تروریست یک موجود زیبای کوچک است با چشمانی که از جنگ و غارت بیزار است، مشروط بر اینکه تروریست فرشتهی کوچکایست که نمیخواهد هیچ مادری مرگ فرزندش را ببیند، هیچ جنگلی آتش بگیرد، مشروط بر اینکه تروریست نگهبان کوچک بیطرفیست که موافق مرگ هیچ کبوتری نیست!
من یک تروریستم!
تروریست کوچک، من هم یک تروریستم!
#کردستان
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
نگاه کوچک، جهان کوچک، تابوت کوچک، اما توپ و تانک بزرگ، سربازان قوی هیکل، زخمتان عمیق و مرگتان بزرگ است! میخواهید بزرگ بخندید تا دیوار صوتی گوش سربازان مجهز به نفرت را بجنباند تا متلاشی شوند تمام سنگرهایی که به نام انسان محکم شدهاند!
تروریستهای زیبا، بجای عروسک و موسیقی و رنگ، بجای عشق و آرامش، آتش با طعم اشغالگری را به ارمغان آوردند کسانیکه خانوادگی اختلاس میکنند، خانوادگی به زیارت خانهی خدا میروند! اینان خانوادگی نفرین میشوند!
مشروط به اینکه تروریست یک موجود زیبای کوچک است با چشمانی که از جنگ و غارت بیزار است، مشروط بر اینکه تروریست فرشتهی کوچکایست که نمیخواهد هیچ مادری مرگ فرزندش را ببیند، هیچ جنگلی آتش بگیرد، مشروط بر اینکه تروریست نگهبان کوچک بیطرفیست که موافق مرگ هیچ کبوتری نیست!
من یک تروریستم!
تروریست کوچک، من هم یک تروریستم!
#کردستان
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
@kolbarnews
زنها سخت کار میکنند اما ببرها نامشان جاودانه میشود، زنها سخت جان میکنند و مزرعهها خوب بار میدهند! سرمایهدارها خوش آوازه میشوند!
زنهایی که هرگز ژست گرفتن را یاد نگرفتهاند. آنها نه فمنیستهای رادیکال و نه چپهای از جهان بریدهاند، زنانی که هرگز ژست گرفتن را در حضور واقعیت یاد نگرفتهاند!
زنان کُرد، سرزمین یکپارچهیی هستند که از کلاف و ریحانه و رنج بافته شدهاند.
آنها مهندس و معمار جهانِ خودشان هستند.
زنان کولبر سریعترین پرندگان جهاناند، آنها مسافت واقعیت تا رویا را در کمترین زمان میپیمایند.
زنان مُبَدعانِ ارتباطات نوین هستند. وقتی با یک نگاه از حقایق درون فرزندانشان مطلع میشوند. وقتی زبان سنگها را میشکافند، وقتی با بیلهای سنتی ارتش هزاران نفره را تشکیل میدهند. زنان کاشفان زبان بدن هستند!
زنان کُرد دایرهالمعارف مبارزه هستند.
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@Kolbarnews
زنهایی که هرگز ژست گرفتن را یاد نگرفتهاند. آنها نه فمنیستهای رادیکال و نه چپهای از جهان بریدهاند، زنانی که هرگز ژست گرفتن را در حضور واقعیت یاد نگرفتهاند!
زنان کُرد، سرزمین یکپارچهیی هستند که از کلاف و ریحانه و رنج بافته شدهاند.
آنها مهندس و معمار جهانِ خودشان هستند.
زنان کولبر سریعترین پرندگان جهاناند، آنها مسافت واقعیت تا رویا را در کمترین زمان میپیمایند.
زنان مُبَدعانِ ارتباطات نوین هستند. وقتی با یک نگاه از حقایق درون فرزندانشان مطلع میشوند. وقتی زبان سنگها را میشکافند، وقتی با بیلهای سنتی ارتش هزاران نفره را تشکیل میدهند. زنان کاشفان زبان بدن هستند!
زنان کُرد دایرهالمعارف مبارزه هستند.
#دلشاد_خضری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@Kolbarnews