کولبرنیوز | Kolbarnews
Photo
#محاکمه_آزادی
#افشین_ندیمی
◾️فردا اول صبح #اسماعیل_بخشی را به جای تمامی کارگران هفتتپه، فولاد اهواز، هپکو، ایران خودرو، پردیس و پتروشیمی ماهشهر محاکمه میکنند. میخواهند اسماعیل بخشی را به همراه تمامی کارگرانی که برای احقاق حقوق خود، برای دریافت حقوق معوقه و برای داشتن یک زندگی انسانی دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند محاکمه کنند. میخواهند اسماعیل بخشی را بجای تمامی کسانی که به آزادی، برابری، و اداره شورایی باور دارند محاکمه و به بند بکشند.
◾️فردا اول صبح #سپیده_قلیان را به جای تمامی زنان معترضی که طی این چهل سال حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی تسلیم قوانین ارتجاعی نشدند میخواهند محاکمه کنند. فردا اول صبح سپیده قُلیان را به جای تمامی زنانی که طی این چهل سال به حجاب اجباری نه گفتهاند، به جای تمامی زنانی که طی این چهل سال با قوانین ارتجاعی و مردسالارانه مبارزه کردهاند، به جای تمامی زنان و دخترانی که حجابهای خود را پرت کردهاند و به جای تمامی زنانی که در صف اول هر اعتراض و اعتصاب بودهاند میخواهند محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح #علی_نجاتی را به جای زنده یاد جمال چراغویسی و تمامی کارگران و پیشروان کارگری که در راه رهایی طبقه کارگر جان باختهاند میخواهند دوباره محاکمه کنند. میخواهند علی نجاتی را به جای تمامی تشکلات مستقل کارگری، به جای سندیکای نیشکر هفتتپه، بجای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، بجای کمیته هماهنگی، به جای اتحادیه آزاد کارگران ایران، بجای کمیته پیگیری و بجای سندیکای خبازان سنندج و سقز محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح میخواهند #عسل_محمدی را به جای تمامی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و بجای تمامی انسانهای آزاده محاکمه کنند. میخواهند عسل محمدی را به جای تمامی کسانی که در دانشگاهها ندای آزادیخواهی سر دادهاند، بجای تمامی دانشجویان ستارهدار، بجای تمامی دانشجویان محبوس در زندان "اوین"، به جای کوی دانشگاه، بجای همه ۱۶ آذرها، به جای تمامی کسانی که مخالف تفکیک جنسیتی در دانشگاهها هستند و بودهاند و بجای آنان که دانشگاه را سنگر آزادی کردهاند محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح #امیرحسین_محمدیفر و #ساناز_الهیاری را بجای آزادی بیان و بجای تمامی قلمهای که در دفاع از محرومان مینویسند محاکمه میکنند. امیرحسین و ساناز را بجای صمد بهرنگی، بجای فرزاد کمانگر، به جای تمامی روزنامهها و کتابهای که بدون سانسور نوشته شدهاند، به جای نشریه گام، به جای دنیای ارانی، بجای جهانامروز، به جای روزنامه پیشرو و به جای تمامی نشریات و دستنوشتههایی که هنوز از سوی حکومت کشف و ضبط نشدهاند محاکمه میکنند.
◾️فردا اول صبح در بیدادگاهی به وسعت ایران آزادی را مصلوب خواهند کرد، برابری را به بند خواهند کشید، آزادی بیان را سنگسار، اداره شورایی را تیرباران و کرامت انسانی را به دار خواهند آویخت.
#نشریه_گام
#زندانیان_هفتتپه
#سپیده_قلیان
#اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری #عسل_محمدی #علی_نجاتی
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
#افشین_ندیمی
◾️فردا اول صبح #اسماعیل_بخشی را به جای تمامی کارگران هفتتپه، فولاد اهواز، هپکو، ایران خودرو، پردیس و پتروشیمی ماهشهر محاکمه میکنند. میخواهند اسماعیل بخشی را به همراه تمامی کارگرانی که برای احقاق حقوق خود، برای دریافت حقوق معوقه و برای داشتن یک زندگی انسانی دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند محاکمه کنند. میخواهند اسماعیل بخشی را بجای تمامی کسانی که به آزادی، برابری، و اداره شورایی باور دارند محاکمه و به بند بکشند.
◾️فردا اول صبح #سپیده_قلیان را به جای تمامی زنان معترضی که طی این چهل سال حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی تسلیم قوانین ارتجاعی نشدند میخواهند محاکمه کنند. فردا اول صبح سپیده قُلیان را به جای تمامی زنانی که طی این چهل سال به حجاب اجباری نه گفتهاند، به جای تمامی زنانی که طی این چهل سال با قوانین ارتجاعی و مردسالارانه مبارزه کردهاند، به جای تمامی زنان و دخترانی که حجابهای خود را پرت کردهاند و به جای تمامی زنانی که در صف اول هر اعتراض و اعتصاب بودهاند میخواهند محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح #علی_نجاتی را به جای زنده یاد جمال چراغویسی و تمامی کارگران و پیشروان کارگری که در راه رهایی طبقه کارگر جان باختهاند میخواهند دوباره محاکمه کنند. میخواهند علی نجاتی را به جای تمامی تشکلات مستقل کارگری، به جای سندیکای نیشکر هفتتپه، بجای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، بجای کمیته هماهنگی، به جای اتحادیه آزاد کارگران ایران، بجای کمیته پیگیری و بجای سندیکای خبازان سنندج و سقز محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح میخواهند #عسل_محمدی را به جای تمامی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و بجای تمامی انسانهای آزاده محاکمه کنند. میخواهند عسل محمدی را به جای تمامی کسانی که در دانشگاهها ندای آزادیخواهی سر دادهاند، بجای تمامی دانشجویان ستارهدار، بجای تمامی دانشجویان محبوس در زندان "اوین"، به جای کوی دانشگاه، بجای همه ۱۶ آذرها، به جای تمامی کسانی که مخالف تفکیک جنسیتی در دانشگاهها هستند و بودهاند و بجای آنان که دانشگاه را سنگر آزادی کردهاند محاکمه کنند.
◾️فردا اول صبح #امیرحسین_محمدیفر و #ساناز_الهیاری را بجای آزادی بیان و بجای تمامی قلمهای که در دفاع از محرومان مینویسند محاکمه میکنند. امیرحسین و ساناز را بجای صمد بهرنگی، بجای فرزاد کمانگر، به جای تمامی روزنامهها و کتابهای که بدون سانسور نوشته شدهاند، به جای نشریه گام، به جای دنیای ارانی، بجای جهانامروز، به جای روزنامه پیشرو و به جای تمامی نشریات و دستنوشتههایی که هنوز از سوی حکومت کشف و ضبط نشدهاند محاکمه میکنند.
◾️فردا اول صبح در بیدادگاهی به وسعت ایران آزادی را مصلوب خواهند کرد، برابری را به بند خواهند کشید، آزادی بیان را سنگسار، اداره شورایی را تیرباران و کرامت انسانی را به دار خواهند آویخت.
#نشریه_گام
#زندانیان_هفتتپه
#سپیده_قلیان
#اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری #عسل_محمدی #علی_نجاتی
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
اخبار تکمیلی احکام صادره برای بازداشتشدگان#هفت_تپه :
#اسماعیل_بخشی، کارگر هفتتپه : ۱۴ سال حبس تعزیری
#سپیده_قلیان، حامی کارگران هفت تپه: ۱۸ سال حبس تعزیری
#امیرحسین_محمدی_فرد، سر دبیر نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#عسل_محمدی، عصو تحریریه نشریه گام:۱۸ سال حبس تعزیری
#ساناز_الهیاری، عضو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#امیر_امیرقلی، عصو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#محمد_خنیفر، کارگر هفت تپه: ۶ سال حبس تعزیری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
#اسماعیل_بخشی، کارگر هفتتپه : ۱۴ سال حبس تعزیری
#سپیده_قلیان، حامی کارگران هفت تپه: ۱۸ سال حبس تعزیری
#امیرحسین_محمدی_فرد، سر دبیر نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#عسل_محمدی، عصو تحریریه نشریه گام:۱۸ سال حبس تعزیری
#ساناز_الهیاری، عضو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#امیر_امیرقلی، عصو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری
#محمد_خنیفر، کارگر هفت تپه: ۶ سال حبس تعزیری
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻صدای سپیده قلیان از زندان قرچک
🔸یک فایل صوتی از #سپیده_قلیان از داخل زندان قرچک ورامین به دست بیبیسی فارسی رسیده. او در این فایل صوتی از ادامه بدرفتاری با خود در زندان گفته. سپیده قلیان قبلا هم از بدرفتاری با او و اعتراف تحت فشار حرف زده بود.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
🔸یک فایل صوتی از #سپیده_قلیان از داخل زندان قرچک ورامین به دست بیبیسی فارسی رسیده. او در این فایل صوتی از ادامه بدرفتاری با خود در زندان گفته. سپیده قلیان قبلا هم از بدرفتاری با او و اعتراف تحت فشار حرف زده بود.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
#سپیده_قلیان با قرار وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی,
#عاطفه_رنگریز از بازداشتشدگان روز جهانی کارگر دقایقی پیش با قید وثیقه از زندان قرچک آزاد شدند.
#امیر_امیرقلی از بازداشتشدگان هفتتپه و
#امیرحسین_محمدی_فرد سردبیر نشریه گام و از بازداشتشدگان پرونده هفتتپه با قید وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
آزادی این عزیزانمان را تبریک می گوییم.
امروز شنبه ۴ آبانماه ۱۳۹٨
#kolbarnews
#عاطفه_رنگریز از بازداشتشدگان روز جهانی کارگر دقایقی پیش با قید وثیقه از زندان قرچک آزاد شدند.
#امیر_امیرقلی از بازداشتشدگان هفتتپه و
#امیرحسین_محمدی_فرد سردبیر نشریه گام و از بازداشتشدگان پرونده هفتتپه با قید وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.
آزادی این عزیزانمان را تبریک می گوییم.
امروز شنبه ۴ آبانماه ۱۳۹٨
#kolbarnews
کولبرنیوز | Kolbarnews
Photo
پارهای توضیحات درباره آنچه در این #شنبه_سیاه گذشت:
#سپیده_قلیان
امروز صبح پیروی پیامک چهارشنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کردم. ابتدا گفتند رای صادر نشده.
در نهایت با پیگیری و پافشاری وکیلم حکم به ما ابلاغ شد.
در دادنامه کوتاهی که سرنوشت و آینده ما را تعیین می کرد نوشته بود عضویت در گروه های ضد نظام فعالیت تبلیغاتی و نشر تکاذیب برای #سپیده_قلیان #محمد_خنیفر #امیر_امیرقلی #اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری و #عسل_محمدی محرز شده و جملگی مصداق اجتماع و تبانی بوده و تمام ما به صورت #کیلویی به ۵سال حبس قابل اجرا محکوم شدیم.
بعلاوه اتهام توهین به رهبری نیز برای آقای بخشی تایید شده که با توجه به تجمیع اتهامات همان ۵ سال برای ایشان قابل اجرا است.
ضمن اینکه #عاطفه_رنگریز و #مرضیه_امیری با توجه به اینکه فعالیت شان در همین راستا تشخیص داده شده(!) به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس قابل اجرا محکوم شده اند. که نمیدانم با توجه به بازداشت در #روز_کارگر و بازپرسی و روند به اصطلاح قضایی متفاوت چنین حکمی چه جایگاه حقوقی می تواند داشته باشد؟!
وقتی از منشی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب جزئیات احکام را مطالبه کردم با توهین و تشر به من گفتند که نمی گوییم حکم شما چند سال است که بازی رسانهای انجام ندهید و فقط میزان قابل اجرای آن را به شما می گوییم. در واقع #مزه_شیرین_عدالت برای ما #تایید_نظر به جای تجدید نظر بوده است.
آن هم در شرایطی که تمام مسئولان به ما قول برگزاری دادگاه با حضور خودمان و وکیل را داده بودند و حتی صحبت از برگزاری دادگاه علنی بود تا حداقل بتوانیم صدای حق خواهی کارگران باشیم.
با توجه به روند غیر شفاف من هیچ مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم و از ابتدا می دانستم که آزادی موقت ما چیزی جز کارناوال نمایشی برای مسولان نبوده است.
در روزهای آینده اعتراضهای خود را به هر طریقی که برایمان مقدور باشد ادامه خواهیم داد.
عجالتا به شما یادآور می شوم که آبان ماه نشان داده که نسلهای بعد با زبان دیگری با شما سخن خواهند گفت
#از_هفت_تپه_تا_تهران_سرکوب_زحمتکشان
#کولبرنیوز
@kolbarnews
#سپیده_قلیان
امروز صبح پیروی پیامک چهارشنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کردم. ابتدا گفتند رای صادر نشده.
در نهایت با پیگیری و پافشاری وکیلم حکم به ما ابلاغ شد.
در دادنامه کوتاهی که سرنوشت و آینده ما را تعیین می کرد نوشته بود عضویت در گروه های ضد نظام فعالیت تبلیغاتی و نشر تکاذیب برای #سپیده_قلیان #محمد_خنیفر #امیر_امیرقلی #اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری و #عسل_محمدی محرز شده و جملگی مصداق اجتماع و تبانی بوده و تمام ما به صورت #کیلویی به ۵سال حبس قابل اجرا محکوم شدیم.
بعلاوه اتهام توهین به رهبری نیز برای آقای بخشی تایید شده که با توجه به تجمیع اتهامات همان ۵ سال برای ایشان قابل اجرا است.
ضمن اینکه #عاطفه_رنگریز و #مرضیه_امیری با توجه به اینکه فعالیت شان در همین راستا تشخیص داده شده(!) به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس قابل اجرا محکوم شده اند. که نمیدانم با توجه به بازداشت در #روز_کارگر و بازپرسی و روند به اصطلاح قضایی متفاوت چنین حکمی چه جایگاه حقوقی می تواند داشته باشد؟!
وقتی از منشی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب جزئیات احکام را مطالبه کردم با توهین و تشر به من گفتند که نمی گوییم حکم شما چند سال است که بازی رسانهای انجام ندهید و فقط میزان قابل اجرای آن را به شما می گوییم. در واقع #مزه_شیرین_عدالت برای ما #تایید_نظر به جای تجدید نظر بوده است.
آن هم در شرایطی که تمام مسئولان به ما قول برگزاری دادگاه با حضور خودمان و وکیل را داده بودند و حتی صحبت از برگزاری دادگاه علنی بود تا حداقل بتوانیم صدای حق خواهی کارگران باشیم.
با توجه به روند غیر شفاف من هیچ مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم و از ابتدا می دانستم که آزادی موقت ما چیزی جز کارناوال نمایشی برای مسولان نبوده است.
در روزهای آینده اعتراضهای خود را به هر طریقی که برایمان مقدور باشد ادامه خواهیم داد.
عجالتا به شما یادآور می شوم که آبان ماه نشان داده که نسلهای بعد با زبان دیگری با شما سخن خواهند گفت
#از_هفت_تپه_تا_تهران_سرکوب_زحمتکشان
#کولبرنیوز
@kolbarnews
💢سپیده قلیان به مرخصی اعزام شد
◾️ #سپیده_قلیان، فعال کارگری و مدنی محبوس در زندان بوشهر، امروز پنجشنبه ۲۸ مرداد، به مرخصی کوتاه مدت اعزام شد. اواسط ماه جاری تست کرونا خانم قلیان مثبت اعلام شده بود.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
◾️ #سپیده_قلیان، فعال کارگری و مدنی محبوس در زندان بوشهر، امروز پنجشنبه ۲۸ مرداد، به مرخصی کوتاه مدت اعزام شد. اواسط ماه جاری تست کرونا خانم قلیان مثبت اعلام شده بود.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
کولبرنیوز | Kolbarnews
Photo
بند زنان زندانی در زندان مرکزی بوشهر جایی است نزدیک به آخر دنیا
روایت #سپیده_قلیان از وضعیت زندانیان زن «بند نسوان» زندان مرکزی بوشهر
اینجا جایی است نزدیک آخر دنیا: بند نسوان زندان مرکزی بوشهر. سال گذشته و هنگامی که به این زندان تبعید شدم، میدانستم که با جهنمی فراموششده مواجه خواهم شد،اما سبعیت جاری در این زندان حتی در خیالاتم هم نمیگنجید. زنان زندانی این بند به جرم زن بودن و زندانی بودن تحت وحشیانهترین شکنجهها و ضدانسانیترین شرایط ممکن نگهداری میشوند. هر طور که میتوانستم و به هر جا که میشناختم از وحشت و توحش این زندان نوشتم و گفتم؛ شبیه ایستادن در میان چهاردیوار از جنس سنگ و فریاد زدن، اما اینبار میخواهم رو به کسانی از رنجهای زنان زندانی در بوشهر حرف بزنم که گوشی برای شنیدن دارند، جانشان از ظلم به لب آمده و در مقابل خشونت بیتفاوت نیستند. این گزارش (با اسامی مستعار)، صحنههایی کوتاه از شرایطی است که زنان زندانی بوشهر در آن زیست میکنند.
یک: زهرا زن افغانستانی با فرزندش از دست طالبان و مرگ گریخته و حالا در مراسم تدفين نمادينی که زندانبانان ترتیب دادهاند، در هواخوری زندان مركزی بوشهر ایستاده است. از ديد زندانبانان احمد که در آغوش مادر راهی زندان شده، حرامزاده است. کودکِ زهرا در هواخوری بند نسوان، به دستور مسئول اندزرگاه كفنپيچ شده؛ تنها برای اینكه احمد بترسد و شب زودتر بخوابد زهرا بهت زده است و به محض درآوردن فرزندش از كفن به سويش حمله میكند، پسر را كتك ميزند و میگويد خودم ادبش ميكنم. لطفا شما كاری با او نداشته باشيد.
دو: مسئول بند تشخیص داده که پوشیدن لباس زیر باید اجباری باشد. مائده امتناع میکند و نمیخواهد روز و شب سوتین تنش باشد. مددكار فعلی بند برای تنبیه او همه زنان زندانی را مجبور به تحویل لباس زیرشان میکند. او زنان زندانی را فاحشههای شهر خطاب میکند و تهدید میکند که اگر لباسهای زیرشان را تحویل ندهند، آنها را به زور از تنشان درمیآورد. در صف آمار و در مقابل چشمان وحشتزدهی سایر زنان زندانی لباسهای مائده را (تنها به جرم درنیاوردن لباس زیر) پاره کردند. تاوان امتناع مائده همچنان ادامه داشت. در صف آمار همه را مجبور کردند، لباسهای زیر را در آورند و سوتین و شورت را در كیسه زبالهای كه در دست مددكار بود بگذارند. بعد از آن روز هفتهها پوشیدن لباس زیر ممنوع شد، حتی در زمان عادت ماهیانه.
سه: حمام رفتن زندانیان در زندان بوشهر ساعتهای مشخصی دارد. سحر خارج از ساعت مقرر حمام كرده و حالا به همین جرم باید در وسط هواخوری به دست مسئول بند «پاک شود». مسئول بند سحر را در هواخوری لخت میكند، با همكاری مدد كار بند با شیر و آب معدنی غسل میدهد و بقیهی زندانیان را وادار میكنند كه صحنه را تماشا كنند و او را هو كنند. اگر کسی نگاهش را بدزدد از حق تلفن محروم خواهد شد. دهها چشم، خشمگین و حیرتزده به تن عریان و لرزان زن خیره شدهایم. هر کدام فکر میکنیم چقدر تنها و بیپناهیم.
چهار: قانون حجاب اجباری برای زنان زندانی بوشهر، در سطحی فراتر از آنچهکه در برخی زندانها مرسوم است، اجرا میشود. چادر و پوشش کامل در صف آمار و راهرو و هواخوری اجباری است. زن زندانی در هر جایی جز تخت خواب باید حجاب داشته باشد
پنج: آمنه از بازداشتگاه برمیگردد. چند باری است باوجود تمامشدن مراحل تحقيق و بازجويي به مراكز تحقيق منتقل ميشود اما نه براي سوال و جواب. او را با هماهنگی مسئول بند برای ارائه خدمات جنسی به ماموران تحویل میدهند. اینجا با هماهنگی مسئول بند خيلی كارها انجام میشود، مثل فرستادن زنانی که از طرف خانواده حمایت مالی نمیشوند، نزد زندانیهای مرد بند مالی و صيغه موقت آنها.
اين فقط پنج مورد از ٢٠ موردی است كه تاكنون در رابطه با بند نسوان زندان بوشهر، کتبی و شفاهی به مسئولان اعلام کردهام و پاسخی جز سکوت گورستانی نگرفتهام. هرکسی هم که اعتراض کند، تشدید شکنجهها کَمینش را میکشد؛ تهديد به معاینهی آلت تناسلی در برابر تمام پرنسل و زندانیها، ضرب و شتم زندانی، قرنطینهی زندانی، آوردن گارد و شكنجه و تعرض، قطعی تلفن، ملاقات و لغو مرخصی
در سیاهچال بوشهر هرگونه سرپیچی و سرکشی از اوامر خشن و غیرانسانی ادارهکنندگان زندان برابر است با مچالهشدن بیشتر و بیشتر در این برزخ که نه صدایی به بیرون دارد و نه چهرهای.
برگرفته از صفحه اینستاگرام سپیده قلیان
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
روایت #سپیده_قلیان از وضعیت زندانیان زن «بند نسوان» زندان مرکزی بوشهر
اینجا جایی است نزدیک آخر دنیا: بند نسوان زندان مرکزی بوشهر. سال گذشته و هنگامی که به این زندان تبعید شدم، میدانستم که با جهنمی فراموششده مواجه خواهم شد،اما سبعیت جاری در این زندان حتی در خیالاتم هم نمیگنجید. زنان زندانی این بند به جرم زن بودن و زندانی بودن تحت وحشیانهترین شکنجهها و ضدانسانیترین شرایط ممکن نگهداری میشوند. هر طور که میتوانستم و به هر جا که میشناختم از وحشت و توحش این زندان نوشتم و گفتم؛ شبیه ایستادن در میان چهاردیوار از جنس سنگ و فریاد زدن، اما اینبار میخواهم رو به کسانی از رنجهای زنان زندانی در بوشهر حرف بزنم که گوشی برای شنیدن دارند، جانشان از ظلم به لب آمده و در مقابل خشونت بیتفاوت نیستند. این گزارش (با اسامی مستعار)، صحنههایی کوتاه از شرایطی است که زنان زندانی بوشهر در آن زیست میکنند.
یک: زهرا زن افغانستانی با فرزندش از دست طالبان و مرگ گریخته و حالا در مراسم تدفين نمادينی که زندانبانان ترتیب دادهاند، در هواخوری زندان مركزی بوشهر ایستاده است. از ديد زندانبانان احمد که در آغوش مادر راهی زندان شده، حرامزاده است. کودکِ زهرا در هواخوری بند نسوان، به دستور مسئول اندزرگاه كفنپيچ شده؛ تنها برای اینكه احمد بترسد و شب زودتر بخوابد زهرا بهت زده است و به محض درآوردن فرزندش از كفن به سويش حمله میكند، پسر را كتك ميزند و میگويد خودم ادبش ميكنم. لطفا شما كاری با او نداشته باشيد.
دو: مسئول بند تشخیص داده که پوشیدن لباس زیر باید اجباری باشد. مائده امتناع میکند و نمیخواهد روز و شب سوتین تنش باشد. مددكار فعلی بند برای تنبیه او همه زنان زندانی را مجبور به تحویل لباس زیرشان میکند. او زنان زندانی را فاحشههای شهر خطاب میکند و تهدید میکند که اگر لباسهای زیرشان را تحویل ندهند، آنها را به زور از تنشان درمیآورد. در صف آمار و در مقابل چشمان وحشتزدهی سایر زنان زندانی لباسهای مائده را (تنها به جرم درنیاوردن لباس زیر) پاره کردند. تاوان امتناع مائده همچنان ادامه داشت. در صف آمار همه را مجبور کردند، لباسهای زیر را در آورند و سوتین و شورت را در كیسه زبالهای كه در دست مددكار بود بگذارند. بعد از آن روز هفتهها پوشیدن لباس زیر ممنوع شد، حتی در زمان عادت ماهیانه.
سه: حمام رفتن زندانیان در زندان بوشهر ساعتهای مشخصی دارد. سحر خارج از ساعت مقرر حمام كرده و حالا به همین جرم باید در وسط هواخوری به دست مسئول بند «پاک شود». مسئول بند سحر را در هواخوری لخت میكند، با همكاری مدد كار بند با شیر و آب معدنی غسل میدهد و بقیهی زندانیان را وادار میكنند كه صحنه را تماشا كنند و او را هو كنند. اگر کسی نگاهش را بدزدد از حق تلفن محروم خواهد شد. دهها چشم، خشمگین و حیرتزده به تن عریان و لرزان زن خیره شدهایم. هر کدام فکر میکنیم چقدر تنها و بیپناهیم.
چهار: قانون حجاب اجباری برای زنان زندانی بوشهر، در سطحی فراتر از آنچهکه در برخی زندانها مرسوم است، اجرا میشود. چادر و پوشش کامل در صف آمار و راهرو و هواخوری اجباری است. زن زندانی در هر جایی جز تخت خواب باید حجاب داشته باشد
پنج: آمنه از بازداشتگاه برمیگردد. چند باری است باوجود تمامشدن مراحل تحقيق و بازجويي به مراكز تحقيق منتقل ميشود اما نه براي سوال و جواب. او را با هماهنگی مسئول بند برای ارائه خدمات جنسی به ماموران تحویل میدهند. اینجا با هماهنگی مسئول بند خيلی كارها انجام میشود، مثل فرستادن زنانی که از طرف خانواده حمایت مالی نمیشوند، نزد زندانیهای مرد بند مالی و صيغه موقت آنها.
اين فقط پنج مورد از ٢٠ موردی است كه تاكنون در رابطه با بند نسوان زندان بوشهر، کتبی و شفاهی به مسئولان اعلام کردهام و پاسخی جز سکوت گورستانی نگرفتهام. هرکسی هم که اعتراض کند، تشدید شکنجهها کَمینش را میکشد؛ تهديد به معاینهی آلت تناسلی در برابر تمام پرنسل و زندانیها، ضرب و شتم زندانی، قرنطینهی زندانی، آوردن گارد و شكنجه و تعرض، قطعی تلفن، ملاقات و لغو مرخصی
در سیاهچال بوشهر هرگونه سرپیچی و سرکشی از اوامر خشن و غیرانسانی ادارهکنندگان زندان برابر است با مچالهشدن بیشتر و بیشتر در این برزخ که نه صدایی به بیرون دارد و نه چهرهای.
برگرفته از صفحه اینستاگرام سپیده قلیان
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
انتقال سپیدە قلیان بەزندان اوین
کولبرنیوز به نقل از مهدی قلیان برادر سپیدە قلیان، امروز بعد از تحمل ۲۵ روز انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ امروز سپیده قلیان به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#سپیده_قلیان
#kolbarnews
@kolbarnews
کولبرنیوز به نقل از مهدی قلیان برادر سپیدە قلیان، امروز بعد از تحمل ۲۵ روز انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ امروز سپیده قلیان به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#سپیده_قلیان
#kolbarnews
@kolbarnews
کولبرنیوز | Kolbarnews
▪️انتقال لیلا حسینزاده به زندان اوین لیلا حسینزاده فعال دانشجویی زندانی طی تماسی تلفنی با خانواده از انتقالش همراه با ضرب وشتم و توهین از زندان عادلآباد شیراز به زندان اوین خبر داده است. به گزارش کولبر نیوز به نقل از ابوالفضل حسینزاده برادر لیلا حسینزاده،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای #لیلا_حسینزاده که در زندان شال سُرخ میبافد و عاشق زندگی است...
#لیلا_حسینزاده
#سپیده_قلیان
#مهسا_امینی
#لیلا_حسینزاده
#سپیده_قلیان
#مهسا_امینی
▪️ متن کامل نامه سپیده قلیان از زندان اوین
#سپیده_قلیان
از متن:
متن کامل نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://kolbarnews.com/spideh
#سپیده_قلیان
از متن:
حال، صدای پای کفش زنی میآید. تق تق تق! صدای کفش زنانه، یعنی یک امید کوچک در سیاهی. تق تق اجازه بده با این صدا بخوابم، تق تق با این صدا به حمام بروم، اجازه بدهید این تق تق دستم را بگیرد و به توالت ببرد. اجازه بدهید از تق تق نواربهداشتی بخواهم. آخر لباسم تماماً خونی شده. اجازه بدهید آقا، اجازه بدهید لطفاً، این تق تق به من تعرض نخواهد کرد. تق تق به نزدیکی صندلی بازجویی میآید، تق اول به پای صندلی و فریادی پر تنفر: کمونیست فاحشه اینجا ته خطه! بگو با کی خوابیدهای؟ و "تق" چیزی در من میشکند. تق تق هایش ساعتهای متوالی ادامه مییابد، هر تقی میشکند، هر تقی پیغامی دارد. معلوم است او بازجوتر از بقیه است! به چند صفحه راضی نیست. حتی از کلمات اشکال میگیرد. او میخواهد دقیقاً به چیزی که از ذهنش گذشته اعتراف کنم. به داستان او... متن کامل نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://kolbarnews.com/spideh
کولبر نیوز
متن کامل نامه سپیده قلیان از زندان اوین
متن کامل نامه سپیده قلیان از زندان اوین - هوای تبعید و تهران سرد است، برف هواخوری را پوشانده و من در چهارمین سال، از گذراندن حبس و تبعید، صدای پای رهایی و آزادی را از تمامی ایران میشنوم. دیوارهای اوین نمیتواند جلوی رسیدن صدای «زن، زندگی، آزادی» از چهار…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ بازخوانی نامە سپیده قلیان از زندان اوین
صدا: کانی کرمپور
بازدید در یوتیوب:
https://youtu.be/Lc8Ul1-H8jM
#سپیده_قلیان #زن
صدا: کانی کرمپور
بازدید در یوتیوب:
https://youtu.be/Lc8Ul1-H8jM
#سپیده_قلیان #زن
فوری:
دقایقی پیش، چند ماشین لباس شخصی ماموران امنیتی به اتومبیل حامل #سپیده_قلیان در جاده قم به اراک، (در مسیر تهران به دزفول)، حمله کرده و این فعال مدنی را از خانوادهاش جدا کرده و بازداشت و با خود بردند.
منبع: توییتر شاهد علوی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
دقایقی پیش، چند ماشین لباس شخصی ماموران امنیتی به اتومبیل حامل #سپیده_قلیان در جاده قم به اراک، (در مسیر تهران به دزفول)، حمله کرده و این فعال مدنی را از خانوادهاش جدا کرده و بازداشت و با خود بردند.
منبع: توییتر شاهد علوی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مهاباد
از اینجا بار دیگر سلام میفرستیم برای قدرت و اتحاد کارگران هفتتپه، برای اسماعیل بخشی و #سپیده_قلیان. سلام میفرستیم برای کارگران فولاد اهواز و سلام میفرستیم برای کارگران عسلویه و سلام میفرستیم برای همه ملتهای تحتستم. پیروز باد انقلاب ملتهای تحتستم.
پنجشنبه ۲۵ اسفندماه ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
از اینجا بار دیگر سلام میفرستیم برای قدرت و اتحاد کارگران هفتتپه، برای اسماعیل بخشی و #سپیده_قلیان. سلام میفرستیم برای کارگران فولاد اهواز و سلام میفرستیم برای کارگران عسلویه و سلام میفرستیم برای همه ملتهای تحتستم. پیروز باد انقلاب ملتهای تحتستم.
پنجشنبه ۲۵ اسفندماه ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
یک سپیده
تاریکی را
میآزارد...
✍هیوا امانی
زاهدان، جمعه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲
#انقلاب_ژینا
#ژینا_امینی
#سپیده_قلیان
تاریکی را
میآزارد...
✍هیوا امانی
زاهدان، جمعه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲
#انقلاب_ژینا
#ژینا_امینی
#سپیده_قلیان
▪️حبس در تبعید سپیده قلیان
نویسنده: هستی امیری
حالا سالها است از شهرت، خانهات و مردمت دوری، در اوین غریب زندگی میکنی. انگار که از ریشههایت جدا شده باشی. حالا اصلاً ریشههایت در دزفول زنده هستند؟ اهواز چطور؟ بوشهر؟
هنوز نسیمی که از دز برمیخواست و بر گونههایت مینشست را به خاطر داری؟ هنوز وقتی چشمهایت را میبندی هورالعظیم را میتوانی تصور کنی؟ هنوز زندان اهواز را به خاطر داری؟ صدای گنجشکهای دزفول را یادت هست؟ بوی ماهیهای شهر را فراموش نکردی؟ تصویر زنهای عرب چقدر محو شده است؟
بیا با هم برویم، از ورودی هفتتپه شروع کنیم، به قهوهخانه که میرسیم یاد روزهای حبس شده در زندان میکنیم. گنجشکی از بالای سرمان عبور میکند، بویش تو را یاد بوشهر میاندازد. زندان سپیدار را که نشان میدهی از روزی میگویی که کمرت جلوی آن در خم شد. هورالعظیم را که میبینیم تمام میشود کابوس جدایی؛ تمام میشود کابوس تبعید.
تو گفتی جابجایی ویرانگر است، تو را بین بازداشتگاهها و زندانها از شهری به شهر دیگر جابهجا کردند. میخواهم شهادت بدهم که خوزستان وطن توست. تو را از وطنت جدا کردند، تو را از سمیه و مکیه جدا کردند تا درکنارشان نباشی وقتی آنان را میکشتند، تو را تبعید کردند تا رنج زنان عرب را روایت نکنی چرا که روایتگری ویرانگر است. روایت مخاطب را ویران میکند و او را پرت میکند وسط ماجرایی که پیش از آن در ذهنش سرکوب شده بود.
اما با روایت از زندان اهواز حالا دو تن ویران شده بودند. تو که جابهجا و تبعید شدی و ما که آن روایت را شنیده بودیم.
سپیده حالا چند سالی است که از وطن دوری، حالا حتی "مهین" هم مرده است. هوای خوزستان، هوای توست و میخواهم شهادت بدهم که شاهد رنج ویرانگر تبعیدت بودم، از نزدیک شاهد درد و رنجی که میکشی بودم، شاهد حبس در تبعید، شاهد آنکه هر هفته خانوادهات ۷۰۰ کیلومتر را میآمدند و ۷۰۰ کیلومتر را برمیگشتند برای تنها چند ساعت دیدارت. میخواهم شهادت بدهم که چه رنجی هر شنبه شب میکشیدی و چه اضطرابی را تحمل میکردی. منطقاً آنان که شب قبل حرکت میکردند باید اولین نفرها ساعت ۷ و ۸ صبح میرسیدند، اما امان از زمانی که دیرتر میشد. چند سال است در عذاب تبعید زندگی میکنی.
اما بگذار از زبان شیرکو بیکس بگویم:
وطن؟
کدام است وطن؟!
آن سرزمینی کە روزی، چندین بار بە غارتش میبریم؟
آن دشتی که برهوتش کردەاند
آن قلهای که تابوت گشته است؟
آن سنگ و آن گِل و آن چشمه و آن شِنی که زندان زاییده است؟
نمیدانم کدامین است وطن!
#سپیده_قلیان
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
نویسنده: هستی امیری
حالا سالها است از شهرت، خانهات و مردمت دوری، در اوین غریب زندگی میکنی. انگار که از ریشههایت جدا شده باشی. حالا اصلاً ریشههایت در دزفول زنده هستند؟ اهواز چطور؟ بوشهر؟
هنوز نسیمی که از دز برمیخواست و بر گونههایت مینشست را به خاطر داری؟ هنوز وقتی چشمهایت را میبندی هورالعظیم را میتوانی تصور کنی؟ هنوز زندان اهواز را به خاطر داری؟ صدای گنجشکهای دزفول را یادت هست؟ بوی ماهیهای شهر را فراموش نکردی؟ تصویر زنهای عرب چقدر محو شده است؟
بیا با هم برویم، از ورودی هفتتپه شروع کنیم، به قهوهخانه که میرسیم یاد روزهای حبس شده در زندان میکنیم. گنجشکی از بالای سرمان عبور میکند، بویش تو را یاد بوشهر میاندازد. زندان سپیدار را که نشان میدهی از روزی میگویی که کمرت جلوی آن در خم شد. هورالعظیم را که میبینیم تمام میشود کابوس جدایی؛ تمام میشود کابوس تبعید.
تو گفتی جابجایی ویرانگر است، تو را بین بازداشتگاهها و زندانها از شهری به شهر دیگر جابهجا کردند. میخواهم شهادت بدهم که خوزستان وطن توست. تو را از وطنت جدا کردند، تو را از سمیه و مکیه جدا کردند تا درکنارشان نباشی وقتی آنان را میکشتند، تو را تبعید کردند تا رنج زنان عرب را روایت نکنی چرا که روایتگری ویرانگر است. روایت مخاطب را ویران میکند و او را پرت میکند وسط ماجرایی که پیش از آن در ذهنش سرکوب شده بود.
اما با روایت از زندان اهواز حالا دو تن ویران شده بودند. تو که جابهجا و تبعید شدی و ما که آن روایت را شنیده بودیم.
سپیده حالا چند سالی است که از وطن دوری، حالا حتی "مهین" هم مرده است. هوای خوزستان، هوای توست و میخواهم شهادت بدهم که شاهد رنج ویرانگر تبعیدت بودم، از نزدیک شاهد درد و رنجی که میکشی بودم، شاهد حبس در تبعید، شاهد آنکه هر هفته خانوادهات ۷۰۰ کیلومتر را میآمدند و ۷۰۰ کیلومتر را برمیگشتند برای تنها چند ساعت دیدارت. میخواهم شهادت بدهم که چه رنجی هر شنبه شب میکشیدی و چه اضطرابی را تحمل میکردی. منطقاً آنان که شب قبل حرکت میکردند باید اولین نفرها ساعت ۷ و ۸ صبح میرسیدند، اما امان از زمانی که دیرتر میشد. چند سال است در عذاب تبعید زندگی میکنی.
اما بگذار از زبان شیرکو بیکس بگویم:
وطن؟
کدام است وطن؟!
آن سرزمینی کە روزی، چندین بار بە غارتش میبریم؟
آن دشتی که برهوتش کردەاند
آن قلهای که تابوت گشته است؟
آن سنگ و آن گِل و آن چشمه و آن شِنی که زندان زاییده است؟
نمیدانم کدامین است وطن!
#سپیده_قلیان
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
دختر فرزانهی ما
بوی ریحان در تو آویخته
در هر بار دیدار
شیشههای زندان
ورطهای میان شما
و جادهای یخزده
که تو همپای ژاله
در آمد و شد
اما خسته نه.
مرا با خود ببر
تا آنیشا را از ریحان ببویم
و نسیم خاطرهاش
یادم را سرشار
سرونازم را ببوس
که سرو
از استواریش
شاخهها فرو فکنده
به سپیده بگو
ایزد بانوی زیبا
چیزی تا سحر نمانده
و تو روشنایی بخش سیاهی و رخوت
به عاطفه سلامم را برسان
بگو تو را در دستنوشتههایت دوست دارم.
فرزانه تو تنها نیستی...
تقدیم به فرزانه، دختر ریحانه انصارینژاد، فعال کارگری زندانی
🖋ش.الف
#ریحانه_انصارینژاد
#آنیشا_اسداللهی
#سپیده_قلیان
#سروناز_احمدی
#عاطفه_رنگریز
بوی ریحان در تو آویخته
در هر بار دیدار
شیشههای زندان
ورطهای میان شما
و جادهای یخزده
که تو همپای ژاله
در آمد و شد
اما خسته نه.
مرا با خود ببر
تا آنیشا را از ریحان ببویم
و نسیم خاطرهاش
یادم را سرشار
سرونازم را ببوس
که سرو
از استواریش
شاخهها فرو فکنده
به سپیده بگو
ایزد بانوی زیبا
چیزی تا سحر نمانده
و تو روشنایی بخش سیاهی و رخوت
به عاطفه سلامم را برسان
بگو تو را در دستنوشتههایت دوست دارم.
فرزانه تو تنها نیستی...
تقدیم به فرزانه، دختر ریحانه انصارینژاد، فعال کارگری زندانی
🖋ش.الف
#ریحانه_انصارینژاد
#آنیشا_اسداللهی
#سپیده_قلیان
#سروناز_احمدی
#عاطفه_رنگریز