چرخ دستیاش را توی پیاده رو رها کرده بود. کنارش ایستادم و نگاهی به ضایعات جمعآوریشدهی داخلش انداختم. همه چیز توی بساطش بود. خم شدم تا دقیقتر نگاهش کنم. ناگاه دستی از پشت به شانهام خورد. از سنگینیِ دست ترسیدم. نشان میداد مردیِ قوی هیکل است. هراسناک برگشتم. تصور میکردم با مردی جوان یا میانسال مواجه خواهم شد که حتما خواهد پرسید دنبال چه چیزی هستی. اما وقتی برگشتم و چهرهی تکیده و جُثهی نحیفِ کودکانهاش را با کاپشنی گشاد و کهنه، پیراهنی سیاه و روغنی، شلواری بدونِ زیپ و کفشهایی پاره دیدم، هراسم، به وحشت تبدیل شد. وحشت از حالِ روزگار، وحشت از وضعیتِ این کودکِ کار، و وحشت از حجمِ بیامانِ تهیدستی. لبخند که زد، وحشتم تا حدی فرو ریخت. گفت اینها مال من است، خریدهام. دستم را دراز کردم تا دست بدهم. دستش را کشید و گفت «کثیف» است. دستانش «پاک»ترینِ دستها و نگاهش غمآلودترین و نجیبترینِ نگاهها بود. دستم را آنقدر نگه داشتم، تا با اکراه، از سرِ سیاهی و زخمِ دستهایش دست داد. دستانش حکم پتک بر سر را داشت. ویرانگر بود. دستانی که سالها بزرگتر از خودش بود. زمخت، دِفرمه، زخمی و سیاه، با ناخنی کبود شده.
برخلافِ اغلبِ کودکانِ کار و خیابان، که یا سکوت میکنند تا بیاعتنا از زیرِ سوال در میروند، از سوال و جواب نمیهراسید. اتفاقا نپرسیده، توضیح هم میداد. علت زخمهای دستش را پرسیدم. گفت من مواد مصرف نمیکنم، زخمِ جمعآوریِ ضایعات است. از اینکه گفت مواد مصرف نمیکنم، تعجب کردم. گفتم حالا چرا گفتی مواد؟ گفت یک بار مامورانِ شهرداری گرفتند، همه وسایلم را برندند و گفتند مواد هم که مصرف میکنی! تصور میکردند جای تزریق است. گفتم خواستهاند تو را بترسانند. خیلی محکم و با لحنی آمیخته به لبخندِ شیطنتآمیزی گفت؛ غلط کردهاند. ۱۳ سالش بود. برخلافِ اسمش که نادر بود، اما خودِ اجتماعیاش دیگر نادر نبود. هر کجای این خراب شده را که نگاه میکنی، پر از کودکِ کار و دستفروش و زبالهگرد است. درس را رها کرده بود تا مادر و برادرش گرسنه نمانند و پدرِ زبالهگردش تنهایی زیرِ بارِ اجارهی خانهی کوچکِ حاشیهای و هزینههای زندگی له نشود. روزی ۱۲ ساعت با چرخدستیاش خیابانها را دنبال ضایعات و آشغالها میگردد تا شب ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان درآمد داشته باشد. برخلافِ دیگر کودکانِ کار که حتی در سیاهچالههای کارگری هم خیالپردازانه به دکتر و مهندس شدن و پولدار شدن فکر میکنند، سقفِ آرزویش این بود که آنقدر پسانداز کند که بتواند یک وانت بخرد و با آن راحتتر و امنتر کار کند. میگفت با چرخدستی وقتی دوستانش را میبیند، خجالت میکشد. اما اگر ماشین داشته باشد، موجهتر مینماید. علیرغمِ اینکه شکسته شده بود، ولی سرشار از انرژی و امید بود. وسط حرفهاش فقط آه میکشید. با من که حرف میزد، نگاهم نمیکرد. حواسش به این طرف و آن طرف بود. داشتیم حرف میزدیم که یکهو گفت من باید بروم. چرخ دستیاش را با شتاب هُل داد و به آن طرفِ خیابان رفت. مغازهداری داشت چند تا کارتن کنار جوی آب میگذاشت، به سرعت میرفت آنها را از دستِ زبالهگردهای رقیب نجات دهد.
به قولِ شاهین؛ باش تا صبرِ فرزندانِ فقر به سر رسد. نجات دهنده، همین دستانِ پاک است. همین دستانِ پاک، دقیقاً همین دستانِ پاک کار را تمام خواهند کرد.
#تهیدستان | #کودکان_کار | #زبالهگردی
#امیر_چمنی
@kolbarnews
برخلافِ اغلبِ کودکانِ کار و خیابان، که یا سکوت میکنند تا بیاعتنا از زیرِ سوال در میروند، از سوال و جواب نمیهراسید. اتفاقا نپرسیده، توضیح هم میداد. علت زخمهای دستش را پرسیدم. گفت من مواد مصرف نمیکنم، زخمِ جمعآوریِ ضایعات است. از اینکه گفت مواد مصرف نمیکنم، تعجب کردم. گفتم حالا چرا گفتی مواد؟ گفت یک بار مامورانِ شهرداری گرفتند، همه وسایلم را برندند و گفتند مواد هم که مصرف میکنی! تصور میکردند جای تزریق است. گفتم خواستهاند تو را بترسانند. خیلی محکم و با لحنی آمیخته به لبخندِ شیطنتآمیزی گفت؛ غلط کردهاند. ۱۳ سالش بود. برخلافِ اسمش که نادر بود، اما خودِ اجتماعیاش دیگر نادر نبود. هر کجای این خراب شده را که نگاه میکنی، پر از کودکِ کار و دستفروش و زبالهگرد است. درس را رها کرده بود تا مادر و برادرش گرسنه نمانند و پدرِ زبالهگردش تنهایی زیرِ بارِ اجارهی خانهی کوچکِ حاشیهای و هزینههای زندگی له نشود. روزی ۱۲ ساعت با چرخدستیاش خیابانها را دنبال ضایعات و آشغالها میگردد تا شب ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان درآمد داشته باشد. برخلافِ دیگر کودکانِ کار که حتی در سیاهچالههای کارگری هم خیالپردازانه به دکتر و مهندس شدن و پولدار شدن فکر میکنند، سقفِ آرزویش این بود که آنقدر پسانداز کند که بتواند یک وانت بخرد و با آن راحتتر و امنتر کار کند. میگفت با چرخدستی وقتی دوستانش را میبیند، خجالت میکشد. اما اگر ماشین داشته باشد، موجهتر مینماید. علیرغمِ اینکه شکسته شده بود، ولی سرشار از انرژی و امید بود. وسط حرفهاش فقط آه میکشید. با من که حرف میزد، نگاهم نمیکرد. حواسش به این طرف و آن طرف بود. داشتیم حرف میزدیم که یکهو گفت من باید بروم. چرخ دستیاش را با شتاب هُل داد و به آن طرفِ خیابان رفت. مغازهداری داشت چند تا کارتن کنار جوی آب میگذاشت، به سرعت میرفت آنها را از دستِ زبالهگردهای رقیب نجات دهد.
به قولِ شاهین؛ باش تا صبرِ فرزندانِ فقر به سر رسد. نجات دهنده، همین دستانِ پاک است. همین دستانِ پاک، دقیقاً همین دستانِ پاک کار را تمام خواهند کرد.
#تهیدستان | #کودکان_کار | #زبالهگردی
#امیر_چمنی
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻#کودکان_کار
فاطمه ۷ساله،مجبور است برای کمک خرجی پدر و مادرش، هر روز در #کورهپزخانه کار کند.
حاکمیت فاسد #سرمایه داری،فقر و فلاکت را در اشکال مدرن به کارگران و ستمدیدگان تحمیل میکند
@kolbarnews
فاطمه ۷ساله،مجبور است برای کمک خرجی پدر و مادرش، هر روز در #کورهپزخانه کار کند.
حاکمیت فاسد #سرمایه داری،فقر و فلاکت را در اشکال مدرن به کارگران و ستمدیدگان تحمیل میکند
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هەژاریی پڕە لە وتەی نەوتراو
پڕە لە دەردی نەناسراو
پڕە لە حەسرەتی نان و ئاو
#مندالانی_کار
#کودکان_کار
@kolbarnews
پڕە لە دەردی نەناسراو
پڕە لە حەسرەتی نان و ئاو
#مندالانی_کار
#کودکان_کار
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم گریههای پسر دستفروش(#کودکان_کار) که ماموران با رذالت تمام بساطش راغارت کردهاند ومیترسد نزد صاحب کار برود
در این کلیپ دردناک گریههای پسر دستفروش را در حالیکه گاریش واژگون شده و تمامی بساطش را ماموران وحشی و رذالت پیشه بردهاند مشاهده می کنید. پسر پچه محروم و بی پناه در حالیکه دستگیره گاریش را در آغوش گرفته تنها کاری که می تواند بکند گریه کردن است و در همین حال می گوید که می ترسد و نمی داند که موضوع را چگونه به صاحب کارش بگوید و همانجا در کنار خیابان مانده است.
#کولبرنيوز
@kolbanews
در این کلیپ دردناک گریههای پسر دستفروش را در حالیکه گاریش واژگون شده و تمامی بساطش را ماموران وحشی و رذالت پیشه بردهاند مشاهده می کنید. پسر پچه محروم و بی پناه در حالیکه دستگیره گاریش را در آغوش گرفته تنها کاری که می تواند بکند گریه کردن است و در همین حال می گوید که می ترسد و نمی داند که موضوع را چگونه به صاحب کارش بگوید و همانجا در کنار خیابان مانده است.
#کولبرنيوز
@kolbanews
قرنطینه کردن ۱۵۰ کودک و نوجوان در یک مکان ۳۵ نفره
مرکز یاسر در طرح «جمع آوری کودکان کار و خیابان» یکصد و پنجاه کودک را در مکانی با ظرفیت ۳۵ نفر، قرنطینه کرده است. برخی از این کودکان بیش از ۲۰ روز است که در این محل نگهداری میشوند.
شهرداری تهران این طرح غیرانسانی را « ساماندهی کودکان کار» مینامد.
#کودکان_کار #کودک_کارگر #حق_کودکی #حقوق_کودکان #لغو_کار_کودک
#kolbarnews
@kolbarnews
مرکز یاسر در طرح «جمع آوری کودکان کار و خیابان» یکصد و پنجاه کودک را در مکانی با ظرفیت ۳۵ نفر، قرنطینه کرده است. برخی از این کودکان بیش از ۲۰ روز است که در این محل نگهداری میشوند.
شهرداری تهران این طرح غیرانسانی را « ساماندهی کودکان کار» مینامد.
#کودکان_کار #کودک_کارگر #حق_کودکی #حقوق_کودکان #لغو_کار_کودک
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارکنان اداره اوقاف داعش شيعە در کرمان به مدرسه "بچههای آفتاب" حمله کردند.
این مدرسه محل آموزش #کودکان_کار_و_خیابان است و مأموران اوقاف در حالیکه کودکان مشغول درس خواندن بودند وارد شده و ضمن اخراج آنها و آموزگاران، ساختمان را پلمپ کردند.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
این مدرسه محل آموزش #کودکان_کار_و_خیابان است و مأموران اوقاف در حالیکه کودکان مشغول درس خواندن بودند وارد شده و ضمن اخراج آنها و آموزگاران، ساختمان را پلمپ کردند.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا یزدانپرست مجری تلویزیون با انتشار این ویدئو نوشت: «ثانیههایی کثیف و هولناک از تخلیه گوسفندوارِ کودکانِ زبالهگرد در خیابان پاسداران تهران گلستان چهارم ساعت ۱۲:۴۰.
اول فکر کردم ماشین پخش موادغذاییست.
دو کارگر ژولیده پیاده شدند درِ عقب را باز کردند و حدود ۵۰ کودک زبالهگرد را عین گوسفند از عقب ماشین تخلیه کردند. بچهها هم خرم و خندان ولو شدند در شهر با یک گونی بزرگ در دست. پلاک را عمداً پاک نکردم بلکه دستگاههای متولی(نیروی انتظامی ، بهزیستی ، شهرداری و...) اگر کَکِشان گزید کاری کنند این صحنهها جدید نیست، همه هم میدانند که این بچهها تحت مافیایی خوفناک و زالوصفت به بیگاری کشیده شدهاند، اما هر روز زیادتر و گستردهتر میشوند
نمیخواهید کاری کنید؟
نمیتوانید کاری کنید»؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه میخواهند و نه میتوانند کاری کنند؟! و اساساً هیچ اهمیتی هم ندارد که اوضاع وخیم کودکان زبالهگرد یا کودکان سر چهارراهها و... چگونه است؟! مسئله مناسبات برساختهای است که سود سرشاری را از بیگاری کودکان نصیب مافیای سرمایهداران میشود.
#کودکان_کار
#انقلاب_ژینا
اول فکر کردم ماشین پخش موادغذاییست.
دو کارگر ژولیده پیاده شدند درِ عقب را باز کردند و حدود ۵۰ کودک زبالهگرد را عین گوسفند از عقب ماشین تخلیه کردند. بچهها هم خرم و خندان ولو شدند در شهر با یک گونی بزرگ در دست. پلاک را عمداً پاک نکردم بلکه دستگاههای متولی(نیروی انتظامی ، بهزیستی ، شهرداری و...) اگر کَکِشان گزید کاری کنند این صحنهها جدید نیست، همه هم میدانند که این بچهها تحت مافیایی خوفناک و زالوصفت به بیگاری کشیده شدهاند، اما هر روز زیادتر و گستردهتر میشوند
نمیخواهید کاری کنید؟
نمیتوانید کاری کنید»؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه میخواهند و نه میتوانند کاری کنند؟! و اساساً هیچ اهمیتی هم ندارد که اوضاع وخیم کودکان زبالهگرد یا کودکان سر چهارراهها و... چگونه است؟! مسئله مناسبات برساختهای است که سود سرشاری را از بیگاری کودکان نصیب مافیای سرمایهداران میشود.
#کودکان_کار
#انقلاب_ژینا
▪️روز ۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه علیه کار کودکان است.
در این روز و یکبار دیگر پیمان میبندیم برای سعادت، خوشبختی و رهایی کودکان درد و رنج، کودکان کار و خیابان، کودکان سوختبر و کولبر، کودکان اسیر جنگ و ناامنی، کودکان آواره و مهاجر، کودکان اسیر مافیای تجارت سکس و کودکان قربانی خشونت و اعتیاد و تا رسیدن به دنیایی عاری از ستم بر کودکان مبارزه کنیم.
- تصاویر از آرشیو کولبرنیوز
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
در این روز و یکبار دیگر پیمان میبندیم برای سعادت، خوشبختی و رهایی کودکان درد و رنج، کودکان کار و خیابان، کودکان سوختبر و کولبر، کودکان اسیر جنگ و ناامنی، کودکان آواره و مهاجر، کودکان اسیر مافیای تجارت سکس و کودکان قربانی خشونت و اعتیاد و تا رسیدن به دنیایی عاری از ستم بر کودکان مبارزه کنیم.
- تصاویر از آرشیو کولبرنیوز
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارێک لە ئارام فەتحی
بۆ بۆنەی ڕۆژی جیهانیی بەرەنگاربوونەوە لەگەڵ کاری منداڵان
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
بۆ بۆنەی ڕۆژی جیهانیی بەرەنگاربوونەوە لەگەڵ کاری منداڵان
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️کودکان کار در ایران؛ زندگی دردناک و نیاز به حمایت
این ویدیو داستان زندگی دردناک هزاران کودک کار است؛ صاحب نانوایی پسرکودکی را بعنوان خمیرگیر در نانواییاش بکار گرفته با پولی کم و این کودک کار هنگام رفتن برای آوردن خمیر و رساندن به شاتر نانوا، به شکل خطرناکی داخل دستگاه خمیرگیر افتاده و گیر کرده است. او به سختی جان سالم به در برده، ولی نه اولین کودکی است که در معرض چنین خطراتی قرار دارد و نه آخرین خواهد بود. کار کودک به دلیل فعالیتهای اقتصادی که باعث آسیب جسمی، روحی و روانی کودکان میشود، شناخته میشود.
به گفته مجلس شورای اسلامی، بین ۳ تا ۷ میلیون کودک کار در ایران مشغول به کار هستند. هزینههای زندگی و رفاه اجتماعی در ایران باعث شده که بسیاری از خانوادههای حاشیهنشین، کودکان خود را مجبور به کار در خیابانها کنند، که این امر منجر به ترک تحصیل آنها میشود و آنها در معرض خطرات جسمی، جنسی و روانی، بهویژه خشونت در خانواده و در خیابان قرار میگیرند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#اعتراضات_سراسری
این ویدیو داستان زندگی دردناک هزاران کودک کار است؛ صاحب نانوایی پسرکودکی را بعنوان خمیرگیر در نانواییاش بکار گرفته با پولی کم و این کودک کار هنگام رفتن برای آوردن خمیر و رساندن به شاتر نانوا، به شکل خطرناکی داخل دستگاه خمیرگیر افتاده و گیر کرده است. او به سختی جان سالم به در برده، ولی نه اولین کودکی است که در معرض چنین خطراتی قرار دارد و نه آخرین خواهد بود. کار کودک به دلیل فعالیتهای اقتصادی که باعث آسیب جسمی، روحی و روانی کودکان میشود، شناخته میشود.
به گفته مجلس شورای اسلامی، بین ۳ تا ۷ میلیون کودک کار در ایران مشغول به کار هستند. هزینههای زندگی و رفاه اجتماعی در ایران باعث شده که بسیاری از خانوادههای حاشیهنشین، کودکان خود را مجبور به کار در خیابانها کنند، که این امر منجر به ترک تحصیل آنها میشود و آنها در معرض خطرات جسمی، جنسی و روانی، بهویژه خشونت در خانواده و در خیابان قرار میگیرند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#اعتراضات_سراسری
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
▪️برای #کودکان_کولبری که باید امروز در روز اول ماه مهر، سرکلاس درس باشند.
این کودکان کار، نانشبشان را از پیچوخم کوههای پوشیده از برف نوارمرزی کوردستان در میآورند. برای لقمهای نان، گردنهها، درهها، بالا و بلندیهای صعبالعبور و باریکه راههای خطرناک را با خروار خروار بارِ سنگین که استخوان را میترکاند؛ میپیمایند. در گرمای طاقتفرسای تابستان و سرمای خشک و سوزان زمستان با کولهبارهایی سنگینتر از وزن خود در دل شب و تاریکی از کورهراههایی رد میشوند، که در تصور انسان سده ۲١ نمیگنجد.
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک(استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا
این کودکان کار، نانشبشان را از پیچوخم کوههای پوشیده از برف نوارمرزی کوردستان در میآورند. برای لقمهای نان، گردنهها، درهها، بالا و بلندیهای صعبالعبور و باریکه راههای خطرناک را با خروار خروار بارِ سنگین که استخوان را میترکاند؛ میپیمایند. در گرمای طاقتفرسای تابستان و سرمای خشک و سوزان زمستان با کولهبارهایی سنگینتر از وزن خود در دل شب و تاریکی از کورهراههایی رد میشوند، که در تصور انسان سده ۲١ نمیگنجد.
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک(استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️سخنان کودکی که دکه او توسط نیروهای شهرداری سراوان تخریب شد
در این ویدیو #سعد_حسینبر، #کودک_کار یتیم که ماموران شهرداری بامداد سوم آبان ۱۴۰۲، دکه او را تخریب کردند در مورد وضعیت زندگی خود و مادرش میگوید.
این کودک کار یتیم میگوید: «من یتیم و سرپرست خانوادم هستم مادرم با وام خیاطی برایم دکه را خریده بود، من صبحها میروم مدرسه و شبها دکه را باز میکنم. کپسول گاز و گالن میفروشم. هم خرج زندگی خودم و مادرم رو میدهم و هم وام که برداشتیم، شب خواب بودم همسایهها آمدند و گفتند که شهرداری دکه تو را داخل پل انداخته است. هر چی وسایل داشتم همه از بین رفت الان نمیدانم چکار کنم».
به نقل از حالوش: « ساعت ۰۰:۱۵ بامداد روز چهارشنبه مامورین شهرداری بدون هشدار قبلی در خیابان انقلاب ۱۲ دکه که سالهاست در آنجا بوده و اجناس مورد نیاز مردم محله را تامین میکردند با لودر تخریب و به پایین پل انداختند که موجب زخمی شدن یک شهروند شده است».
لازم به ذکر است یکی از این دکهها متعلق به یک کودک کار و سرپرست خانواده است که علاوه بر فروش اجناس بنزین هم میفروشد.
#بلوچستان
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودک_سوختبر
در این ویدیو #سعد_حسینبر، #کودک_کار یتیم که ماموران شهرداری بامداد سوم آبان ۱۴۰۲، دکه او را تخریب کردند در مورد وضعیت زندگی خود و مادرش میگوید.
این کودک کار یتیم میگوید: «من یتیم و سرپرست خانوادم هستم مادرم با وام خیاطی برایم دکه را خریده بود، من صبحها میروم مدرسه و شبها دکه را باز میکنم. کپسول گاز و گالن میفروشم. هم خرج زندگی خودم و مادرم رو میدهم و هم وام که برداشتیم، شب خواب بودم همسایهها آمدند و گفتند که شهرداری دکه تو را داخل پل انداخته است. هر چی وسایل داشتم همه از بین رفت الان نمیدانم چکار کنم».
به نقل از حالوش: « ساعت ۰۰:۱۵ بامداد روز چهارشنبه مامورین شهرداری بدون هشدار قبلی در خیابان انقلاب ۱۲ دکه که سالهاست در آنجا بوده و اجناس مورد نیاز مردم محله را تامین میکردند با لودر تخریب و به پایین پل انداختند که موجب زخمی شدن یک شهروند شده است».
لازم به ذکر است یکی از این دکهها متعلق به یک کودک کار و سرپرست خانواده است که علاوه بر فروش اجناس بنزین هم میفروشد.
#بلوچستان
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودک_سوختبر
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
آرتین با ١٣ سال سن، تنها یکی از دهها و صدها #کودک_کولبر در نوارمرزی #کوردستان است. وزن کولهاش ۱۶ کیلو و سنش تنها ۱۳ سال است، یعنی وزن کولهاش بیشتر از سنش است. امثال آرتین نانشبشان را از پیچوخم کوههای پوشیده از برف نوارمرزی کوردستان در میآورند. برای لقمهای نان، گردنهها، درهها، بالا و بلندیهای صعبالعبور و باریکه راههای خطرناک را با خروار خروار بارِ سنگین که استخوان را میترکاند؛ میپیمایند. در گرمای طاقتفرسای تابستان و سرمای خشک و سوزان زمستان با کولهبارهایی سنگینتر از وزن خود در دل شب و تاریکی از کورهراههایی رد میشوند، که در تصور انسان سده ۲١ نمیگنجد.
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک (استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک (استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که میبینید تصویری از تردد کودکان کار بلوچی است که برای کار به مرز میرجاوه میروند. در شرایط وخیم اقتصادی همگانی که اکثریت مردم را تحت فشار قرار داده است و با توجه به محرومیتهای ساختاری تحمیل شده به بلوچستان این کودکان، در سنی که باید بازی کنند و درس بخوانند هر روز اینگونه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند. جمهوری اسلامی زندگیهای بسیاری را تاراج کرده است و تا زمانی که برجاست تاراج خواهد کرد، اما این فقط جمهوری اسلامی نیست. آنچه که کسی از آن سخن نمیگوید و بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز نه تنها با آن مخالف نیستند بلکه همچنان خواهان ابقای آن هستند نظم سرمایهدارانهای است که کودک کار بلوچ را یک بار به عنوان کودک کار به حاشیه میراند و یک بار به عنوان بلوچ. جمهوری اسلامی هم که برود اوضاع این کودکان تغییر چندانی نخواهد کرد. تنها آن مبارزهای امکان رهایی را به این کودکان و کسانی مانند آنها خواهد داد که همزمان علیه سرمایهداری نیز نبرد کند.
#بلوچستان
#کودکان_کار
#انقلاب_ژینا
#بلوچستان
#کودکان_کار
#انقلاب_ژینا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودکان، در سنی که باید بازی کنند و درس بخوانند هر روز اینگونه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند. جمهوری اسلامی زندگیهای بسیاری را تاراج کرده است و تا زمانی که برجاست تاراج خواهد کرد، اما این فقط جمهوری اسلامی نیست. آنچه که کسی از آن سخن نمیگوید و بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز نه تنها با آن مخالف نیستند بلکه همچنان خواهان ابقای آن هستند نظم سرمایهدارانهای است که #کودک_کولبر کورد را یک بار به عنوان کودک کولبر به حاشیه میراند و یک بار به عنوان کورد. جمهوری اسلامی هم که برود اوضاع این کودکان تغییر چندانی نخواهد کرد. تنها آن مبارزهای امکان رهایی را به این کودکان و کسانی مانند آنها در همه جای ایران خواهد داد که همزمان علیه سرمایهداری نیز نبرد کند.
#کوردستان
#کودکان_کولبر
#کودکان_کار
#کوردستان
#کودکان_کولبر
#کودکان_کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودکان، در سنی که باید بازی کنند و درس بخوانند هر روز اینگونه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند. جمهوری اسلامی زندگیهای بسیاری را تاراج کرده است و تا زمانی که برجاست تاراج خواهد کرد، اما این فقط جمهوری اسلامی نیست. آنچه که کسی از آن سخن نمیگوید و بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز نه تنها با آن مخالف نیستند بلکه همچنان خواهان ابقای آن هستند نظم سرمایهدارانهای است که #کودک_کولبر کورد را یک بار به عنوان کودک کولبر به حاشیه میراند و یک بار به عنوان کورد. جمهوری اسلامی هم که برود اوضاع این کودکان تغییر چندانی نخواهد کرد. تنها آن مبارزهای امکان رهایی را به این کودکان و کسانی مانند آنها در همه جای ایران خواهد داد که همزمان علیه سرمایهداری نیز نبرد کند.
#کوردستان
#کودکان_کولبر
#کودکان_کار
#کوردستان
#کودکان_کولبر
#کودکان_کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه این کودکِ کار بر دوش میکشد، «پسماندِ سرمایهداری» است؛ یک گونی پُر از آشغال و زباله. این کودک «مازاد» ایران را بر دوش میکشد؛ مازادی که عجیب سنگین است؛ انگار هزاران هزار سال است که این مازاد انباشت شده است. این کودک، خود اما یک اخراج شده است؛ یک طرد شده از ساحتِ مقدسِ «ایرانیت»؛ ایرانیتی که به غیر از بوی تعفن آشغال و زبالههای تاریخی هزارساله، خود، چیز دیگری ندارد. این کودکِ کار در این ساحتِ مقدسِ متعفن نیز اخراج شده است. سرنوشتِ سوژه اخراج شده از این ساحت، تحملِ بارِ سنگینی است؛ زبالههای تاریخی هزارساله متعفن در گونیِ سرمایهداری. این کودک یک شخص نیست؛ او یک نماد است؛ او نشانِ یک وضعیت است؛ وضعیتی که محصولِ تبانیِ دانش، سرمایه، ایدئولوژی و قدرت در فرایندی تاریخی است که فرمی استثماری از زیستن در جامعه را شکل داده است. این کودک تکرار یک وضعیت است؛ تداومِ یک فاجعه تاریخی؛ بازتولیدِ وحشتناکِ ستمدیدگی مضاعف. این وضعیت، حالتِ نرمالِ وضعیتِ دهشتناکتری است که انتظار ایران، این جامعه ویران را میکشد.
#کودک_افغانستانی
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودک_سوختبر
#کودک_افغانستانی
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودک_سوختبر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این کودکان، در سنی که باید بازی کنند و درس بخوانند هر روز اینگونه با مرگ دست و پنجه نرم میکنند. جمهوری اسلامی زندگیهای بسیاری را تاراج کرده است و تا زمانی که برجاست تاراج خواهد کرد، اما این فقط جمهوری اسلامی نیست. آنچه که کسی از آن سخن نمیگوید و بخش بزرگی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز نه تنها با آن مخالف نیستند بلکه همچنان خواهان ابقای آن هستند نظم سرمایهدارانهای است که #کودک_کولبر کورد را یک بار به عنوان #کودککولبر به حاشیه میراند و یک بار به عنوان #کورد. جمهوری اسلامی هم که برود اوضاع این کودکان تغییر چندانی نخواهد کرد. تنها آن مبارزهای امکان رهایی را به این کودکان و کسانی مانند آنها در همه جای ایران خواهد داد که همزمان علیه سرمایهداری نیز نبرد کند.
سینا رسولزاده کولبر ١٩ ساله اهل نلاس از توابع شهر #سردشت، روز سهشنبه هشتم خردادماه ۱۴۰۳، با تیراندازی مستقیم نیروهای هنگمرزی در نوارمرزی ههنگهژال #بانه کشته شد.
#کوردستان
#کودکان_کولبر
#کودکان_کار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کولبرنیوز | Kolbarnews
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
▪️برای #کودکان_کولبری که باید امروز در روز اول ماه مهر، سرکلاس درس باشند.
این کودکان کار، نانشبشان را از پیچوخم کوههای پوشیده از برف نوارمرزی کوردستان در میآورند. برای لقمهای نان، گردنهها، درهها، بالا و بلندیهای صعبالعبور و باریکه راههای خطرناک را با خروار خروار بارِ سنگین که استخوان را میترکاند؛ میپیمایند. در گرمای طاقتفرسای تابستان و سرمای خشک و سوزان زمستان با کولهبارهایی سنگینتر از وزن خود در دل شب و تاریکی از کورهراههایی رد میشوند، که در تصور انسان سده ۲١ نمیگنجد.
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک(استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا
این کودکان کار، نانشبشان را از پیچوخم کوههای پوشیده از برف نوارمرزی کوردستان در میآورند. برای لقمهای نان، گردنهها، درهها، بالا و بلندیهای صعبالعبور و باریکه راههای خطرناک را با خروار خروار بارِ سنگین که استخوان را میترکاند؛ میپیمایند. در گرمای طاقتفرسای تابستان و سرمای خشک و سوزان زمستان با کولهبارهایی سنگینتر از وزن خود در دل شب و تاریکی از کورهراههایی رد میشوند، که در تصور انسان سده ۲١ نمیگنجد.
از این میان، یکی فقر و فلاکت اجازه نداده است که بیشتر از چهار کلاس درس بخواند، یکی کارشناسی ارشد دارد و دیگری دکترای بیکار است، یکی در کودکی عشق بازیگر شدن داشته و دیگری عاشق فوتبال، یکی دیگر قهرمان ورزشی است و چندین مدال دارد و آن دیگری رتبه برتر کنکور، اما همه امروز یک درد مشترک (فقر) دارند و محکوم به یک سرنوشت مشترک(استثمار شدن) هستند. از پیر و جوانی که در این مسیر صعبالعبور دارند روزانه برای لقمهای نان به استقبال مرگ میروند، همه و همه تضادهای طبقاتی، جنسیتی و ملی را با گوشت و استخوان خود حس کردهاند. همه اینها شاهد مرگ رفیق، دوست، فامیل و یا یکی از اعضای خانواده خود در این مسیر بودهاند. یکی پدرش با گلوله هنگمرزی و حافظان تمامیتارضی کشته شده است، یکی رفیقش در حین تعقیب و گریز توسط نیروهای نظامی از کوه سقوط کرده است، یکی برادرش در میان بهمن و کولاک زیر برف مانده است و یخ زده است و دیگری مادر یا خواهرش بر اثر انفجار مینهای بهجامانده از جنگ ارتجاعی ایران و عراق نقصعضو شده است.
سالهاست در این دوزخی که حاکمیت در کوردستان درست کرده است خبرها تکراریست و تنها نام مکان و کشتهشدگان تغییر میکند.
#کودکان_کار
#کودکان_کولبر
#کودکان_سوختبر
#انقلاب_ژینا