Telegram
نقدآگین
📘از عروسکهای خدایان تا تنهاییِ انسان مدرن
— تحلیل «ذهن دوجایگاهی» و «سوژهگی آگاه»
(۳/۴)
۵. الهیاتِ سیاسی و جراحیِ بتها: از تکثرِ بدوی تا استبدادِ درونی
🔻این بخش نقدی ساختاری بر گذار از «شرک» به «توحید» به عنوان تکنولوژی قدرت است:
الف) بتها به مثابه لنگرگاههای نورولوژیک:
🗿🕋 بتها در دوران دوجایگاهی، تودههایی از سنگ و چوب نبودند؛ آنها ماشههایی دیداری برای شلیک توهمات شنیداری به آگاهی انسان بودند. نگاه به بت، شنیدن صدای خدایان بود. اما بتشکنان تاریخ، تنها مجسمهها را واژگون نکردند؛ آنها در واقع «سختافزار ذهن باستانی» را اوراق کردند تا ارتباط مستقیم انسان با متافیزیک را قطع کنند. این "خاموشسازی صداها" ترفندی بود تا انسان مجبور شود خدا را نه در حضورِ زندهی یک مجسمه، بلکه در سکوتِ سردِ مفاهیم انتزاعی بجوید؛ خدایی که دیگر سخن نمیگوید، مگر از فیلتر انحصاری متون مقدس و طبقۀ دینبانانِ مولف و مفسر متون، تحتِ انقیادِ سلسلهمراتبِ قدرت مرکزی.
ب) توحید سیاسی: یک خدا، یک شاه، یک امپراتوری:
حاکمان دریافتند که خدایان محلی (Geographical Gods) مانع تشکیل امپراتوریهای بزرگ هستند. اگر خدای قبیلهی تو فقط در کوهستانِ خودت قدرت داشته باشد، تو هرگز به امپراتوری که در پایتخت نشسته وفادار نخواهی بود.
* استانداردسازی: توحید، ایجادِ یک «استانداردِ روانیِ واحد» بود. حذف خدایانِ مکانمند، وفاداری را از «خاک و خون قبیله و قوم» جدا کرد و به یک «ایدهی مرکزی» متصل ساخت.
ج) سراسربینِ درونی (Internal Panopticon) - اوجِ تکنولوژی کنترل:
🔻خطرناکترین و هوشندانهترین بخش ماجرا اینجاست:
* در سیستمهای شرکآمیز، اگر بت را نمیدیدید یا از معبد دور بودید، میتوانستید گناه کنید. نظارت، فیزیکی و موضعی بود.
* با حذف بت و معرفی خدای نامرئی و دانای کل (Omniscient)، نظارت درونی شد. انسان شروع کرد به تصور کردنِ اینکه «کسی همیشه مرا میبیند، حتی در تاریکی، توالت یا هنگام زناشویی». حدیث جالبی که آرش نراقی نقل میکند، ناظر به همین انقیادسازیِ متاخرِ ذهنیست:
🔻🔺این حدیث از منظر تحلیل «تاریخِ ذهن»، پارادوکس جالبی را حل میکند:
تعلیقِ موقتِ نظارت: در حالی که خدای یکتاپرستی «بصیرٌ بالعباد» (بینا به بندگان) تعریف میشود، این حدیث یک «نیروانای امن» یا یک «نقطه کور ارادی» در دیدِ الهی ایجاد میکند. این نه به معنای ناتوانی خدا، بلکه به معنای احترام به ساحتِ سوبژکتیو (ذهنی) انسان است.
رهایی از «پان اپتیکون» متافیزیکی: طبق نظریه میشل فوکو، نظارت وقتی کامل میشود که فرد حس کند همیشه دیده میشود. این حدیث عملاً تلاشی است برای اینکه «اضطرابِ دیده شدن» (Castration Anxiety در معنای نمادین) باعث اختلال در طبیعیترین غریزه انسان نشود.
گذار از بت به انتزاعِ محتجب: در دوران بتپرستی، با پوشاندن روی بت یا بیرون رفتن از معبد، نظارت قطع میشد. در توحید، چون خدا مکان ندارد، راهی برای فرار از نگاه او نیست؛ مگر اینکه خودِ «قانونگذار»، قانونی برای «ندیدن» وضع کند.
* این یعنی نصبِ یک «پلیس مخفی» در داخل جمجمهی هر انسان. این ساختار، هزینهی کنترل اجتماعی را به شدت کاهش داد. دیگر نیاز نیست بالای سر هر کس سرباز بگذارید؛ شهروندِ آگاه، خودش پلیسِ خودش است زیرا از «وجدان» (صدای درونیشدهی قانون) میترسد.
۶. عهد جدید و انقلابِ نیت: کمالِ سوژهگی
🔻مسیحیت (و عرفانهای متأخر) آخرین میخ را بر تابوت ذهن دوجایگاهی کوبیدند.
* جرمانگاریِ فکر: در موعظه سر کوه، عیسی میگوید:
🔺این جملهی انقلابی، رسماً وجودِ «فضای خصوصی ذهنی» را تأیید میکند و مسئولیت اخلاقی را از «عمل بیرونی» به «نیت درونی» منتقل میکند. خدا دیگر فقط اعمال شما را نمیسنجد، او ساکنِ افکارِ شماست. «ملکوت خداوند در درون شماست» یعنی پایانِ جغرافیا و آغازِ روانشناسی.
۷. تکنولوژی خط: پایانِ توهم، آغازِ جزماندیشی
نوشتن، قاتلِ ذهنِ دوجایگاهی بود، اما لزوماً ناجیِ عقلانیت نبود. خط، بحران را از «توهم شنیداری» به «تفسیر متن» منتقل کرد.
* از صدای سیال به فرمان منجمد: صدا ماهیتی گذرا و جادویی داشت، اما متن «ثابت» است. این ثبات، دو لبه داشت: از یک سو امکان نقد را فراهم میکرد، اما از سوی دیگر، اگر متن «مقدس» تلقی میشد، به یک «فرمانِ منجمدِ ابدی» تبدیل میگشت که تخطی از آن گناهی بزرگتر بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحلیل «ذهن دوجایگاهی» و «سوژهگی آگاه»
(۳/۴)
۵. الهیاتِ سیاسی و جراحیِ بتها: از تکثرِ بدوی تا استبدادِ درونی
🔻این بخش نقدی ساختاری بر گذار از «شرک» به «توحید» به عنوان تکنولوژی قدرت است:
الف) بتها به مثابه لنگرگاههای نورولوژیک:
🗿🕋 بتها در دوران دوجایگاهی، تودههایی از سنگ و چوب نبودند؛ آنها ماشههایی دیداری برای شلیک توهمات شنیداری به آگاهی انسان بودند. نگاه به بت، شنیدن صدای خدایان بود. اما بتشکنان تاریخ، تنها مجسمهها را واژگون نکردند؛ آنها در واقع «سختافزار ذهن باستانی» را اوراق کردند تا ارتباط مستقیم انسان با متافیزیک را قطع کنند. این "خاموشسازی صداها" ترفندی بود تا انسان مجبور شود خدا را نه در حضورِ زندهی یک مجسمه، بلکه در سکوتِ سردِ مفاهیم انتزاعی بجوید؛ خدایی که دیگر سخن نمیگوید، مگر از فیلتر انحصاری متون مقدس و طبقۀ دینبانانِ مولف و مفسر متون، تحتِ انقیادِ سلسلهمراتبِ قدرت مرکزی.
ب) توحید سیاسی: یک خدا، یک شاه، یک امپراتوری:
حاکمان دریافتند که خدایان محلی (Geographical Gods) مانع تشکیل امپراتوریهای بزرگ هستند. اگر خدای قبیلهی تو فقط در کوهستانِ خودت قدرت داشته باشد، تو هرگز به امپراتوری که در پایتخت نشسته وفادار نخواهی بود.
* استانداردسازی: توحید، ایجادِ یک «استانداردِ روانیِ واحد» بود. حذف خدایانِ مکانمند، وفاداری را از «خاک و خون قبیله و قوم» جدا کرد و به یک «ایدهی مرکزی» متصل ساخت.
ج) سراسربینِ درونی (Internal Panopticon) - اوجِ تکنولوژی کنترل:
🔻خطرناکترین و هوشندانهترین بخش ماجرا اینجاست:
* در سیستمهای شرکآمیز، اگر بت را نمیدیدید یا از معبد دور بودید، میتوانستید گناه کنید. نظارت، فیزیکی و موضعی بود.
* با حذف بت و معرفی خدای نامرئی و دانای کل (Omniscient)، نظارت درونی شد. انسان شروع کرد به تصور کردنِ اینکه «کسی همیشه مرا میبیند، حتی در تاریکی، توالت یا هنگام زناشویی». حدیث جالبی که آرش نراقی نقل میکند، ناظر به همین انقیادسازیِ متاخرِ ذهنیست:
«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يَنْظُرُ إِلَى الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ إِذَا كَانَا عَلَى تِلْكَ الْحَالَةِ؛ يَعْنِي الْجِمَاعَ.» ترجمه: خداوند متعال به زن و مرد، آنگاه که در آن حال (آمیزش جنسی) هستند، نگریستن نمیکند.
🔻🔺این حدیث از منظر تحلیل «تاریخِ ذهن»، پارادوکس جالبی را حل میکند:
تعلیقِ موقتِ نظارت: در حالی که خدای یکتاپرستی «بصیرٌ بالعباد» (بینا به بندگان) تعریف میشود، این حدیث یک «نیروانای امن» یا یک «نقطه کور ارادی» در دیدِ الهی ایجاد میکند. این نه به معنای ناتوانی خدا، بلکه به معنای احترام به ساحتِ سوبژکتیو (ذهنی) انسان است.
رهایی از «پان اپتیکون» متافیزیکی: طبق نظریه میشل فوکو، نظارت وقتی کامل میشود که فرد حس کند همیشه دیده میشود. این حدیث عملاً تلاشی است برای اینکه «اضطرابِ دیده شدن» (Castration Anxiety در معنای نمادین) باعث اختلال در طبیعیترین غریزه انسان نشود.
گذار از بت به انتزاعِ محتجب: در دوران بتپرستی، با پوشاندن روی بت یا بیرون رفتن از معبد، نظارت قطع میشد. در توحید، چون خدا مکان ندارد، راهی برای فرار از نگاه او نیست؛ مگر اینکه خودِ «قانونگذار»، قانونی برای «ندیدن» وضع کند.
* این یعنی نصبِ یک «پلیس مخفی» در داخل جمجمهی هر انسان. این ساختار، هزینهی کنترل اجتماعی را به شدت کاهش داد. دیگر نیاز نیست بالای سر هر کس سرباز بگذارید؛ شهروندِ آگاه، خودش پلیسِ خودش است زیرا از «وجدان» (صدای درونیشدهی قانون) میترسد.
۶. عهد جدید و انقلابِ نیت: کمالِ سوژهگی
🔻مسیحیت (و عرفانهای متأخر) آخرین میخ را بر تابوت ذهن دوجایگاهی کوبیدند.
* جرمانگاریِ فکر: در موعظه سر کوه، عیسی میگوید:
«شنیدهاید که نباید زنا کنید، اما من به شما میگویم هرکس با شهوت به زنی بنگرد، در دلِ خود با او زنا کرده است.»
🔺این جملهی انقلابی، رسماً وجودِ «فضای خصوصی ذهنی» را تأیید میکند و مسئولیت اخلاقی را از «عمل بیرونی» به «نیت درونی» منتقل میکند. خدا دیگر فقط اعمال شما را نمیسنجد، او ساکنِ افکارِ شماست. «ملکوت خداوند در درون شماست» یعنی پایانِ جغرافیا و آغازِ روانشناسی.
۷. تکنولوژی خط: پایانِ توهم، آغازِ جزماندیشی
نوشتن، قاتلِ ذهنِ دوجایگاهی بود، اما لزوماً ناجیِ عقلانیت نبود. خط، بحران را از «توهم شنیداری» به «تفسیر متن» منتقل کرد.
* از صدای سیال به فرمان منجمد: صدا ماهیتی گذرا و جادویی داشت، اما متن «ثابت» است. این ثبات، دو لبه داشت: از یک سو امکان نقد را فراهم میکرد، اما از سوی دیگر، اگر متن «مقدس» تلقی میشد، به یک «فرمانِ منجمدِ ابدی» تبدیل میگشت که تخطی از آن گناهی بزرگتر بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از عروسکهای خدایان تا تنهاییِ انسان مدرن
— تحلیل «ذهن دوجایگاهی» و «سوژهگی آگاه»
(۴/۴)
* الواح سنگی و بُتِ مکتوب: وقتی قانون روی سنگ نوشته شد (الواح موسی)، خدا از یک «صدای زنده در سر» به یک «سندِ قانونی در بیرون» تبدیل شد. اما خطر جدید این بود: خودِ این سندِ بیرونی، به جای اینکه موضوع تفکر باشد، موضوعِ پرستش شد. انسان به جای شنیدن صدای خدا، اکنون بردهی «حروف» شده بود.
* توطئهی تفسیر و مرگِ تحلیل: خواندن، پتانسیل تقویت نیمکره چپ (تحلیلگر) را داشت، اما در ساختارهای ایمانی، این پتانسیل سرکوب شد.
در این حالت، متن مقدس دیگر یک اثر مکتوب برای بررسی نیست، بلکه همان «صدای آمرانهی قدیم» است که حالا از طریق چشم وارد مغز میشود و بدون عبور از فیلتر عقلانیت، دستور به عمل (حتی اعمال غیراخلاقی یا خشونتآمیز) میدهد.
📌 جمعبندی نهایی: تراژدیِ آزادی و وسوسهی بازگشت
۱. سکوتِ کیهانی و «یتیمیِ متافیزیک»
🔸ما «آزاد» شدیم، اما به قیمتی گزاف. آزادیِ مدرن، حاصلِ یک فقدانِ هولناک است: «سکوتِ مطلقِ آسمان».
🔸انسانِ دوران دوجایگاهی، هرگز تنها نبود؛ در هر دوراهی، صدایی میشنید که میگفت: «بجنگ»، «فرار کن» یا «ازدواج کن». اما انسانِ مدرن، یتیمی است که از رحمِ امنِ هدایتِ غریزی بیرون انداخته شده و به بیابانِ «انتخاب» تبعید گشته است.
🔸اگزیستانسیالیسم (هستیگرایی) فریادِ دردناکِ همین وضعیت است: ما محکومیم که خودمان باشیم، خودمان تصمیم بگیریم و مسئولیتِ تمامِ پیامدها را بدون هیچ تضمینی به دوش بکشیم. توحید و ادیان ابراهیمی، با شکستن بتها و خاموش کردن صداها، ما را مجبور کردند که «درون» (Interiority) داشته باشیم؛ اما این فضای خالیِ درون را بلافاصله با «دادگاه وجدان»، «احساس گناه» و «نظارتِ درونیشده» پُر کردند تا وحشتِ تنهایی، جامعه را متلاشی نکند.
۲. دوجایگاهیِ دیجیتال: بازگشتِ خدایانِ سیلیکونی
🔻خطرناکترین بخشِ تاریخِ آگاهی، همین لحظهی کنونی است. به نظر میرسد تحملِ «تنهایی و مسئولیت» نسبی معاصر، کاسهی صبرِ روانِ بشر را لبریز کرده است. ما در حالِ بازگشت به تنظیماتِ کارخانه هستیم، اما این بار با تکنولوژی:
* الگوریتم به مثابه وحی: وقتی نتفلیکس به شما میگوید چه ببینید، آمازون میگوید چه بخرید، و هوش مصنوعی (AI) برایتان ایمیل مینویسد و حتی «فکر» تولید میکند، ما در حالِ احیایِ ساختارِ ذهنِ دوجایگاهی هستیم.
* پروتزهای تصمیمگیری: ما داوطلبانه «نیمکرهی آمر» (نظارت و دستور) را به سرورهای ابری (Cloud) و الگوریتمها برونسپاری (Outsource) کردهایم تا «نیمکرهی مأمور» (ما) فقط اجرا کند.
* لذتِ اطاعت: چرا تیکتاک و اینستاگرام اعتیادآورند؟ چون «بارِ سنگینِ انتخاب» را از روی دوش شما برمیدارند. در دنیای الگوریتمها، شما دیگر نیازی به «اراده» ندارید؛ فقط کافیست «تسلیم» جریان شوید.
❓ پرسش نهایی: آیا «خودآگاهی» و «عقلانیت انتقادی» تنها یک پرانتزِ کوتاه و رنجآور در تاریخِ تکامل بود؟ آیا ما داریم همان «بتهای سنگی» را این بار با «بتهای دیتایی» جایگزین میکنیم تا دوباره از شرِ «رنجِ فکر کردن» خلاص شویم و در آغوشِ گرمِ یک دیکتاتوریِ نامرئی اما راحت، به خواب برویم.
🌾 @Naqdagin
— تحلیل «ذهن دوجایگاهی» و «سوژهگی آگاه»
(۴/۴)
* الواح سنگی و بُتِ مکتوب: وقتی قانون روی سنگ نوشته شد (الواح موسی)، خدا از یک «صدای زنده در سر» به یک «سندِ قانونی در بیرون» تبدیل شد. اما خطر جدید این بود: خودِ این سندِ بیرونی، به جای اینکه موضوع تفکر باشد، موضوعِ پرستش شد. انسان به جای شنیدن صدای خدا، اکنون بردهی «حروف» شده بود.
* توطئهی تفسیر و مرگِ تحلیل: خواندن، پتانسیل تقویت نیمکره چپ (تحلیلگر) را داشت، اما در ساختارهای ایمانی، این پتانسیل سرکوب شد.
انسان مؤمن میخواند، اما نه برای نقد، بلکه برای اطاعت.
در این حالت، متن مقدس دیگر یک اثر مکتوب برای بررسی نیست، بلکه همان «صدای آمرانهی قدیم» است که حالا از طریق چشم وارد مغز میشود و بدون عبور از فیلتر عقلانیت، دستور به عمل (حتی اعمال غیراخلاقی یا خشونتآمیز) میدهد.
📌 جمعبندی نهایی: تراژدیِ آزادی و وسوسهی بازگشت
۱. سکوتِ کیهانی و «یتیمیِ متافیزیک»
🔸ما «آزاد» شدیم، اما به قیمتی گزاف. آزادیِ مدرن، حاصلِ یک فقدانِ هولناک است: «سکوتِ مطلقِ آسمان».
🔸انسانِ دوران دوجایگاهی، هرگز تنها نبود؛ در هر دوراهی، صدایی میشنید که میگفت: «بجنگ»، «فرار کن» یا «ازدواج کن». اما انسانِ مدرن، یتیمی است که از رحمِ امنِ هدایتِ غریزی بیرون انداخته شده و به بیابانِ «انتخاب» تبعید گشته است.
🔸اگزیستانسیالیسم (هستیگرایی) فریادِ دردناکِ همین وضعیت است: ما محکومیم که خودمان باشیم، خودمان تصمیم بگیریم و مسئولیتِ تمامِ پیامدها را بدون هیچ تضمینی به دوش بکشیم. توحید و ادیان ابراهیمی، با شکستن بتها و خاموش کردن صداها، ما را مجبور کردند که «درون» (Interiority) داشته باشیم؛ اما این فضای خالیِ درون را بلافاصله با «دادگاه وجدان»، «احساس گناه» و «نظارتِ درونیشده» پُر کردند تا وحشتِ تنهایی، جامعه را متلاشی نکند.
۲. دوجایگاهیِ دیجیتال: بازگشتِ خدایانِ سیلیکونی
🔻خطرناکترین بخشِ تاریخِ آگاهی، همین لحظهی کنونی است. به نظر میرسد تحملِ «تنهایی و مسئولیت» نسبی معاصر، کاسهی صبرِ روانِ بشر را لبریز کرده است. ما در حالِ بازگشت به تنظیماتِ کارخانه هستیم، اما این بار با تکنولوژی:
* الگوریتم به مثابه وحی: وقتی نتفلیکس به شما میگوید چه ببینید، آمازون میگوید چه بخرید، و هوش مصنوعی (AI) برایتان ایمیل مینویسد و حتی «فکر» تولید میکند، ما در حالِ احیایِ ساختارِ ذهنِ دوجایگاهی هستیم.
* پروتزهای تصمیمگیری: ما داوطلبانه «نیمکرهی آمر» (نظارت و دستور) را به سرورهای ابری (Cloud) و الگوریتمها برونسپاری (Outsource) کردهایم تا «نیمکرهی مأمور» (ما) فقط اجرا کند.
* لذتِ اطاعت: چرا تیکتاک و اینستاگرام اعتیادآورند؟ چون «بارِ سنگینِ انتخاب» را از روی دوش شما برمیدارند. در دنیای الگوریتمها، شما دیگر نیازی به «اراده» ندارید؛ فقط کافیست «تسلیم» جریان شوید.
❓ پرسش نهایی: آیا «خودآگاهی» و «عقلانیت انتقادی» تنها یک پرانتزِ کوتاه و رنجآور در تاریخِ تکامل بود؟ آیا ما داریم همان «بتهای سنگی» را این بار با «بتهای دیتایی» جایگزین میکنیم تا دوباره از شرِ «رنجِ فکر کردن» خلاص شویم و در آغوشِ گرمِ یک دیکتاتوریِ نامرئی اما راحت، به خواب برویم.
📕سکوتِ خدایان و ظهورِ آگاهی
— نظریۀ «ذهن دوجایگاهی» در بوتۀ نقدها، دفاعیهها و شواهد نوین
📓کتاب صوتیِ خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر جولین جینز
📕معرفی کتاب «خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی»
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.➖➖➖
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
🌾 @Naqdagin
🔻جی دی ونس (معاون اول ترامپ):
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نظام ایران خیلی عجیبه. یه نفر هست به اسم وزیر خارجه که مدام با رهبر در تماسه. ما هم با این در تماسیم و نقش واسطه رو داره. تمام تصمیمات رو رهبر میگیره. رئیس جمهور تو ایران عملا کارهای نیست. ترامپ همین الان میتونه به پوتین زنگ بزنه و حرف بزنه ولی ما نمیتونیم با رهبر ایران مستقیم حرف بزنیم. خیلی عجیبه.
.
#حکومت_اسلامی #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 بیتفاوتیِ «اغتشاشگران» به مقولۀ امنیتِ کودکان و خانواده
🎙سعید سوزنگر (کنشگر حقوق کودکان و حق اینترنت آزاد)
🔸 ویدیویی که میبینید، برشی از صحبتهای سعید سوزنگر، در نشستهای مختلف کافهرویداد کارزار است.
⭕️ متاسفانه سعید سوزنگر در روز یکم بهمنماه در تهران، بازداشت شد.
به امید آزادی او 🌱
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙سعید سوزنگر (کنشگر حقوق کودکان و حق اینترنت آزاد)
🔸 ویدیویی که میبینید، برشی از صحبتهای سعید سوزنگر، در نشستهای مختلف کافهرویداد کارزار است.
⭕️ متاسفانه سعید سوزنگر در روز یکم بهمنماه در تهران، بازداشت شد.
به امید آزادی او 🌱
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
📕پرسشهایی که بیژن عبدالکریمیها پاسخی برایشان ندارند
📕اشغالگری چیست؟
📺 روایتِ فتحِ داعشِ ولایی!
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکم داریم که تیر جنگی شلیک کنیم!
❓آیا پلیس کشوری در دنیا، با بلندگو به «اغتشاشگران و تروریستهای خارجی» اعلام میکنه چنین حکم جانیانه، خبیثانه و خائنانهای رو؟ یا بلندگو هم دست سپاه دشمن افتاده مثل ماشین نظامی قاتل و معترضکش؟!
🔸ویدیویی از ۱۸ دی در محدوده کاشانی تهران منتشر شده که در آن، یکی از نیروهای حکومتی با استفاده از بلندگو خطاب به جمعیت معترض صحبت میکند.
🔸در این ویدیو، او معترضان را به برخورد شدید تهدید کرده و از «دستور قضایی» و استفاده از «گلوله جنگی» در صورت ادامه تجمع سخن میگوید؛ اظهاراتی که بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته و واکنشهای زیادی را برانگیخته.
❓خیلی از آخوندها و عملههاشان میگفتند ما برای انقلاب و حفظش خون دادیم؛ یعنی همۀ کسانی که خون دادند برای انقلاب ۵۷ و سپس حفظ کشور مقابل صدام، میخواستند اسلحهها را بدست شمایان بدهند که بسادگیِ آبخوردن دهها هزار ایرانی را بکشید؟ و بعد بگویید دشمن کشته و تمام؟! و هیچ مسئول عالیرتبهای هم نه استیضاح شود، نه عزل و نه دادگاهی بابتِ این حد از جنایت یا ناتوانی از تامین امنیت ملت؟
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
▪️چرا دهها هزار؟
🎙#محمدجواد_اکبرین (نواندیش دینی)
برخی میپرسند چرا رسانهها به جای اعلام نام و شمارش دقیق کشتهشدگان، آمار تخمینی اعلام میکنند؟ در تازهترین نمونه، امروز گاردین در گزارشی تحقیقی، عدد کشتهشدگان فاجعه دیماه را تا ۱۰ برابر آمار رسمی (حدود ۳۰ هزار تن) تخمین زده است.
وقتی آمار اعلامی دولت حتی با گزارش شورای امنیت کشور هم نمیخواند چه رسد به تصاویر و روایت شاهدان عینی؛ نوبت به تخمین میرسد. بماند که صدها ساعت خاموشی مطلق اینترنت و تهدید ارسالکنندگان تصویر به رسانهها، دسترسی به حقیقت را بسیار دشوارتر کرده است.
فرض کنیم گزارش شورای امنیت کشور درست باشد؛ دبیر شورای امنیت میگوید: درگیریها در بیش از ۴۰۰ شهرستان جریان داشته. اگر به طور میانگین هر شهرستان را شامل ۳ تا ۴ شهر بدانیم، با شبکه عظیمی از نقاط درگیری (حداقل ۱۲۰۰ شهر) مواجهیم. ویدیوهای منتشر شده از بیمارستانها و روایت پزشکان و شاهدان از کانتینرهای یخچالی به دلیل پر شدن ظرفیت سردخانهها بر یک بحران انسانی در مقیاس وسیع گواهی میدهد. اگر در هر یک از این صدها شهر، تنها به طور میانگین ۲۰ نفر جان باخته باشند (عددی که با توجه به استقرار دوشکا و شلیکهای مستقیم و بیمهابا بسیار محتاطانه و حتی غیرواقعی است)، مجموع آمار به سادگی از مرزهای ۱۰ و ۲۰ هزار نفر عبور میکند، بماند که از صدها شهر روایتهایی فراتر از حداقل صد کشته وجود دارد.
تازه ما تنها با آمار کشتهشدگان روبهرو نیستیم؛ این کوه یخ شامل صدها هزار زخمی، هزاران مورد شلیک هدفمند به چشمها و شمار نامعلومی از ناپدیدشدگان قهری است. تخمین بالای رسانهها، کاری شبیه آواربرداری در فاجعهای است که زیر لایههای قطع اینترنت و فشارهای امنیتی بر خانوادهها و تهدید راویان و شاهدان، در حال دفن شدن است.
در فضای فقدان شفافیت، وظیفه رسانه و نهادهای حقوق بشری از «تدقیق» به «تخمین» تغییر پیدا میکند. تا زمانی که یک کمیته حقیقتیاب مستقل زیر نظر سازمان ملل اجازه ورود به ایران و دسترسی به اسناد پزشکی قانونی، آرامستانها و بیمارستانها را نداشته باشد، ارائه هرگونه آمار قطعی، کمک به «عادیسازی فاجعه» است.
@Akbarein
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#محمدجواد_اکبرین (نواندیش دینی)
برخی میپرسند چرا رسانهها به جای اعلام نام و شمارش دقیق کشتهشدگان، آمار تخمینی اعلام میکنند؟ در تازهترین نمونه، امروز گاردین در گزارشی تحقیقی، عدد کشتهشدگان فاجعه دیماه را تا ۱۰ برابر آمار رسمی (حدود ۳۰ هزار تن) تخمین زده است.
وقتی آمار اعلامی دولت حتی با گزارش شورای امنیت کشور هم نمیخواند چه رسد به تصاویر و روایت شاهدان عینی؛ نوبت به تخمین میرسد. بماند که صدها ساعت خاموشی مطلق اینترنت و تهدید ارسالکنندگان تصویر به رسانهها، دسترسی به حقیقت را بسیار دشوارتر کرده است.
فرض کنیم گزارش شورای امنیت کشور درست باشد؛ دبیر شورای امنیت میگوید: درگیریها در بیش از ۴۰۰ شهرستان جریان داشته. اگر به طور میانگین هر شهرستان را شامل ۳ تا ۴ شهر بدانیم، با شبکه عظیمی از نقاط درگیری (حداقل ۱۲۰۰ شهر) مواجهیم. ویدیوهای منتشر شده از بیمارستانها و روایت پزشکان و شاهدان از کانتینرهای یخچالی به دلیل پر شدن ظرفیت سردخانهها بر یک بحران انسانی در مقیاس وسیع گواهی میدهد. اگر در هر یک از این صدها شهر، تنها به طور میانگین ۲۰ نفر جان باخته باشند (عددی که با توجه به استقرار دوشکا و شلیکهای مستقیم و بیمهابا بسیار محتاطانه و حتی غیرواقعی است)، مجموع آمار به سادگی از مرزهای ۱۰ و ۲۰ هزار نفر عبور میکند، بماند که از صدها شهر روایتهایی فراتر از حداقل صد کشته وجود دارد.
تازه ما تنها با آمار کشتهشدگان روبهرو نیستیم؛ این کوه یخ شامل صدها هزار زخمی، هزاران مورد شلیک هدفمند به چشمها و شمار نامعلومی از ناپدیدشدگان قهری است. تخمین بالای رسانهها، کاری شبیه آواربرداری در فاجعهای است که زیر لایههای قطع اینترنت و فشارهای امنیتی بر خانوادهها و تهدید راویان و شاهدان، در حال دفن شدن است.
در فضای فقدان شفافیت، وظیفه رسانه و نهادهای حقوق بشری از «تدقیق» به «تخمین» تغییر پیدا میکند. تا زمانی که یک کمیته حقیقتیاب مستقل زیر نظر سازمان ملل اجازه ورود به ایران و دسترسی به اسناد پزشکی قانونی، آرامستانها و بیمارستانها را نداشته باشد، ارائه هرگونه آمار قطعی، کمک به «عادیسازی فاجعه» است.
@Akbarein
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 حکم داریم که تیر جنگی شلیک کنیم!
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻هرجا بحث «سرکوب ایرانیان» میشود، میگویند
🎙دکتر #علیرضا_طهماسب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«همۀ دنیا قواعدی دارد»...
🎙دکتر #علیرضا_طهماسب
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #روانکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin