This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رونمایی از کراماتِ خفیۀ امام شهید 😢
🔻حسین یکتا از مبلغان و نویسندگان انقلابی در یک برنامه تلویزیونی افشا کرد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
“خامنهای و حاج علی مالکی در شب(!) دو نفره(!) رفتن حموم، و همو کیسه و لیف کشیدن!"
🔻حسین یکتا از مبلغان و نویسندگان انقلابی در یک برنامه تلویزیونی افشا کرد
بعد از امضای قطعنامه، علی خامنهای در لشکر ابن علی مالک شبانه، با حاج علی مالکی به حمام رفتند! و همدیگر را لیف و کیسه کشیدند!!
امام شهید برای صابون و لیفکشیده شدن توسط مالکی شرط گذاشت، که خودش هم او را کیسه و لیف و صابون بکشد!
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امالجهنمی که از جهنم و انسان میگوید!
🔸سخنرانیِ نورانیِ عمام و چهرههای مختلف پرورشیافته در مکتبش که پای منبرش نشستند تا مجریِ آموزههای فوقالعاده عرفانیاش شوند؛ در کنارِ چهرۀ اندکی از دهها هزار جوانِ جاویدنامِ ایرانی که توسطِ نظام او در کمتر از نیمقرن قصابی شدند؛
🔸میلیونها انسانی که در سوریه، فلسطینی، لبنان، یمن، اوکراین و... که این نعمتالله (نظامِ ولایی - عرفانی)، در به خاک و خون کشیدهشدن و بیخانمانی و آوارگیشان، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته را نیز فراموش نکنیم.
🔸خدایِ تاریخ، با صبوری، نیمقرن کلاسِ قرآنشناسی و اسلامشناسی و اللهشناسی و رحمتشناسی و فسادشناسی، برای ما ملتِ عقبمانده برپا کرد، تا ذاتِ آخوند را از همۀ زوایای ممکن بشناسیم، و دست برداریم از آخوندبازی و بیشعوری!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸سخنرانیِ نورانیِ عمام و چهرههای مختلف پرورشیافته در مکتبش که پای منبرش نشستند تا مجریِ آموزههای فوقالعاده عرفانیاش شوند؛ در کنارِ چهرۀ اندکی از دهها هزار جوانِ جاویدنامِ ایرانی که توسطِ نظام او در کمتر از نیمقرن قصابی شدند؛
🔸میلیونها انسانی که در سوریه، فلسطینی، لبنان، یمن، اوکراین و... که این نعمتالله (نظامِ ولایی - عرفانی)، در به خاک و خون کشیدهشدن و بیخانمانی و آوارگیشان، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته را نیز فراموش نکنیم.
🔸خدایِ تاریخ، با صبوری، نیمقرن کلاسِ قرآنشناسی و اسلامشناسی و اللهشناسی و رحمتشناسی و فسادشناسی، برای ما ملتِ عقبمانده برپا کرد، تا ذاتِ آخوند را از همۀ زوایای ممکن بشناسیم، و دست برداریم از آخوندبازی و بیشعوری!
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#سم_هفته 🔷 سندرم شریعتی: جراحی روی مومیایی! 🔸این جماعتِ «حکیمباشی» که نامشان را روشنفکر گذاشتهاند، از شریعتی و گلسرخی گرفته تا فردید و بازرگان و عبدالکریمی و سروش و این جنسِ بنجلِ «لیبرالیسم اسلامی»: جنتخواه، همهشان جادهصافکنهای همان جهلِ مقدساند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 سمّ خالص: امتزاج بیفکری و دینخویی
🔸ایرانگراییِ بیمارگون، وقتی با اسلامگرایی درهم بیامیزد، به چنین جنونی میرسد: پیجی با ۱۴۰ هزار دنبالکننده؛ و البته فقط یکی از نمونههای این «پیتزای قرمهسبزی» در جامعهای بسته که سالهاست با بحرانهای حلنشده و انکارشدهٔ هویت و فرهنگ دستبهگریبان است.
🔸خسرو گلسرخی و علی شریعتی، درآمیختن تشیع و مارکسیسم؛ مهدی بازرگان، در امتزاج اسلام و علمگرایی؛ و محمدعلی جنتخواه و موسی غنینژاد، نمونههایی از آمیزش اسلام و لیبرالیسماند؛ گویی هر بار چند دستگاه فکری ناهمگون را کنار هم میچینیم و بهجای مواجههٔ انتقادی با تناقضهایشان، از معجون حاصل، یک جهانبینی میسازیم.
📌 اما در تمام این ترکیبها یک خط قرمز عجیب پابرجاست: خودِ اسلام و قرآن. میتوان ایران و ایرانگرایی، مارکسیسم، لیبرالیسم، علم، غرب و حتی تاریخ را به محک نقد کشید؛ اما کمتر کسی حاضر است پس از چهارده قرن تجربهٔ تاریخی و مشاهدهٔ ثمرات این دین، همان تیغ نقد را متوجه خودِ اسلام و قرآن کند. نتیجه، نه تفکر انتقادی، که مجموعهای از مصالح فکریِ ناهمگون است که یک پیشفرض مقدس را دستنخورده نگه میدارد.
📌 اما عجیبتر از همه، سرنوشت خودِ این دعواهاست. کسانی که یکدیگر را به شیادی، التقاط، تناقض، تضاد و بیپایگی فکری متهم میکنند، در نهایت باز به همان نقطهٔ مشترک پناه میبرند: اسلام و قرآن. یکی برای اثبات حرفش به قرآن استناد میکند، دیگری برای ردّ رقیب به فلان سنتِ منسوب به محمد؛ یکی مارکسیسم را به اسلام میآمیزد، دیگری لیبرالیسم را، و هرکدام دیگری را متهم میکند که اسلام را بد فهمیده یا از آن سوءاستفاده کرده است.
📌 یعنی دعوا بر سر این نیست که «اسلام» باید در جایگاه داوری قرار بگیرد یا نه؛ دعوا بر سر این است که چه کسی حق دارد از طرف اسلام حرف بزند. همه برای زدنِ رقیب، تیغِ نقد در دست دارند؛ اما وقتی پای اسلام و قرآن به میان میآید، تیغ را زمین میگذارند و همان چیزی را که باید موضوع نقد باشد، به سندِ حقانیت خود تبدیل میکنند.
📌 اینجاست که تناقضِ عمیقتری شکل میگیرد: کسانی که یکدیگر را به جعل و شیادی، تفسیر به رأی و بازی با مفاهیم متهم میکنند، خودشان بارها و بارها به متونی از یک سنت دینی نامربوط به این زمانه و زمینه تمسک میجویند تا عقایدِ مدرنِ خود را اثبات کنند.
📌 حاصل، چیزی شبیه مسابقهٔ تفسیر برای تصاحب یک مقدس مشترک است؛ هرکس میکوشد اسلام را با دستگاه فکری خودش سازگار کند و دیگری را متهم کند که اسلام را تحریف کرده است. در این میان، چیزی حیاتی غایب است: امکانِ نقدِ منطقی و علمی و فلسفی و اخلاقیِ بیپروای اسلام.
🔺وقتی تفکر انتقادی، فلسفی و علمی تعطیل شود، ایرانگرا و اسلامگرا، مارکسیست و لیبرالیست، مهندس و آخوند و دکتر و دیپلمردی چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ همگی میتوانند اسطورهاندیش شوند، شطحیات را بهجای استدلال بنشانند و نامِ پیشداوریهای خود را «اندیشه» بگذارند. چون اندیشیدن فقط دانستن و استدلالکردن نیست؛ پیش از هر چیز، صداقت با خویشتن و شجاعتِ ایستادن در برابر باورهای خود است؛ اینکه اگر دلیل علیه عقیدهات بود، عقیدهات را قربانیِ حقیقت کنی، نه حقیقت را قربانیِ عقیدهات.
🔺🔺کسی که فقط برای اثبات آنچه از پیش باور دارد فکر میکند، متفکر نیست؛ و کسی که جرئتِ بهزیرکشیدنِ مقدسات، بتها و پیشفرضهای خودش را ندارد، هرچقدر هم مدرک و عنوان و کتاب در کارنامهاش باشد، هنوز از اندیشیدنِ واقعی فاصله دارد. فاجعه آنجاست که این ناتوانی، با اعتمادبهنفس و ژست روشنفکری عرضه شود و شطح، تعصب و پیشفرض، با نامِ «اندیشه» به خورد دیگران داده شود. آنوقت دیگر با اختلافنظر روبهرو نیستیم؛ با رسواییِ اندیشهنکردن روبهروایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ایرانگراییِ بیمارگون، وقتی با اسلامگرایی درهم بیامیزد، به چنین جنونی میرسد: پیجی با ۱۴۰ هزار دنبالکننده؛ و البته فقط یکی از نمونههای این «پیتزای قرمهسبزی» در جامعهای بسته که سالهاست با بحرانهای حلنشده و انکارشدهٔ هویت و فرهنگ دستبهگریبان است.
🔸خسرو گلسرخی و علی شریعتی، درآمیختن تشیع و مارکسیسم؛ مهدی بازرگان، در امتزاج اسلام و علمگرایی؛ و محمدعلی جنتخواه و موسی غنینژاد، نمونههایی از آمیزش اسلام و لیبرالیسماند؛ گویی هر بار چند دستگاه فکری ناهمگون را کنار هم میچینیم و بهجای مواجههٔ انتقادی با تناقضهایشان، از معجون حاصل، یک جهانبینی میسازیم.
📌 اما در تمام این ترکیبها یک خط قرمز عجیب پابرجاست: خودِ اسلام و قرآن. میتوان ایران و ایرانگرایی، مارکسیسم، لیبرالیسم، علم، غرب و حتی تاریخ را به محک نقد کشید؛ اما کمتر کسی حاضر است پس از چهارده قرن تجربهٔ تاریخی و مشاهدهٔ ثمرات این دین، همان تیغ نقد را متوجه خودِ اسلام و قرآن کند. نتیجه، نه تفکر انتقادی، که مجموعهای از مصالح فکریِ ناهمگون است که یک پیشفرض مقدس را دستنخورده نگه میدارد.
📌 اما عجیبتر از همه، سرنوشت خودِ این دعواهاست. کسانی که یکدیگر را به شیادی، التقاط، تناقض، تضاد و بیپایگی فکری متهم میکنند، در نهایت باز به همان نقطهٔ مشترک پناه میبرند: اسلام و قرآن. یکی برای اثبات حرفش به قرآن استناد میکند، دیگری برای ردّ رقیب به فلان سنتِ منسوب به محمد؛ یکی مارکسیسم را به اسلام میآمیزد، دیگری لیبرالیسم را، و هرکدام دیگری را متهم میکند که اسلام را بد فهمیده یا از آن سوءاستفاده کرده است.
📌 یعنی دعوا بر سر این نیست که «اسلام» باید در جایگاه داوری قرار بگیرد یا نه؛ دعوا بر سر این است که چه کسی حق دارد از طرف اسلام حرف بزند. همه برای زدنِ رقیب، تیغِ نقد در دست دارند؛ اما وقتی پای اسلام و قرآن به میان میآید، تیغ را زمین میگذارند و همان چیزی را که باید موضوع نقد باشد، به سندِ حقانیت خود تبدیل میکنند.
📌 اینجاست که تناقضِ عمیقتری شکل میگیرد: کسانی که یکدیگر را به جعل و شیادی، تفسیر به رأی و بازی با مفاهیم متهم میکنند، خودشان بارها و بارها به متونی از یک سنت دینی نامربوط به این زمانه و زمینه تمسک میجویند تا عقایدِ مدرنِ خود را اثبات کنند.
📌 حاصل، چیزی شبیه مسابقهٔ تفسیر برای تصاحب یک مقدس مشترک است؛ هرکس میکوشد اسلام را با دستگاه فکری خودش سازگار کند و دیگری را متهم کند که اسلام را تحریف کرده است. در این میان، چیزی حیاتی غایب است: امکانِ نقدِ منطقی و علمی و فلسفی و اخلاقیِ بیپروای اسلام.
🔺وقتی تفکر انتقادی، فلسفی و علمی تعطیل شود، ایرانگرا و اسلامگرا، مارکسیست و لیبرالیست، مهندس و آخوند و دکتر و دیپلمردی چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ همگی میتوانند اسطورهاندیش شوند، شطحیات را بهجای استدلال بنشانند و نامِ پیشداوریهای خود را «اندیشه» بگذارند. چون اندیشیدن فقط دانستن و استدلالکردن نیست؛ پیش از هر چیز، صداقت با خویشتن و شجاعتِ ایستادن در برابر باورهای خود است؛ اینکه اگر دلیل علیه عقیدهات بود، عقیدهات را قربانیِ حقیقت کنی، نه حقیقت را قربانیِ عقیدهات.
🔺🔺کسی که فقط برای اثبات آنچه از پیش باور دارد فکر میکند، متفکر نیست؛ و کسی که جرئتِ بهزیرکشیدنِ مقدسات، بتها و پیشفرضهای خودش را ندارد، هرچقدر هم مدرک و عنوان و کتاب در کارنامهاش باشد، هنوز از اندیشیدنِ واقعی فاصله دارد. فاجعه آنجاست که این ناتوانی، با اعتمادبهنفس و ژست روشنفکری عرضه شود و شطح، تعصب و پیشفرض، با نامِ «اندیشه» به خورد دیگران داده شود. آنوقت دیگر با اختلافنظر روبهرو نیستیم؛ با رسواییِ اندیشهنکردن روبهروایم.
.
#سم_هفته #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سمّ خالص: ایرانگراییِ احمقانه در خدمتِ اسلامگرایی
🔸راحت باش استاد اینستاگرامی، بگو:
❗️با همین منطق، اسکندر گجستک و چنگیز مغول هم چون به ایران آمدند، باید ایرانی و محترم باشند؛ همانطور که چون مکدونالد آمریکایی است(!)، لابد ترامپ هم ایرانی میشود! بعد نتیجه بگیر:
🔺اشکال اینجاست که تعلق جغرافیایی، ارزش نمیسازد. ایرانیبودن، عرببودن یا غربیبودن نه فضیلت است و نه مصونیت از نقد. با همین منطق فریبنده، چون شیخ فضلالله نوری و مشروطهخواهان هر دو ایرانی بودند، باید در یک سطح از ارزش تاریخی قرار بگیرند؛ درحالیکه تاریخ دقیقاً عرصهٔ داوری، نقد و تمایزگذاری است، نه جمعکردن همهچیز زیر یک برچسب.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸راحت باش استاد اینستاگرامی، بگو:
«همهٔ جهانیان ایرانیاند و خودِ الله و خدا هم ایرانی است؛ فقط رمز این کشف بزرگ را من و رائفیپور از طریقِ اجنه پیدا کردهایم!»
❗️با همین منطق، اسکندر گجستک و چنگیز مغول هم چون به ایران آمدند، باید ایرانی و محترم باشند؛ همانطور که چون مکدونالد آمریکایی است(!)، لابد ترامپ هم ایرانی میشود! بعد نتیجه بگیر:
«حافظ و شاهنامه و قرآن یکیاند و در یک سطح از ارزش قرار دارند.»
🔺اشکال اینجاست که تعلق جغرافیایی، ارزش نمیسازد. ایرانیبودن، عرببودن یا غربیبودن نه فضیلت است و نه مصونیت از نقد. با همین منطق فریبنده، چون شیخ فضلالله نوری و مشروطهخواهان هر دو ایرانی بودند، باید در یک سطح از ارزش تاریخی قرار بگیرند؛ درحالیکه تاریخ دقیقاً عرصهٔ داوری، نقد و تمایزگذاری است، نه جمعکردن همهچیز زیر یک برچسب.
.
#سم_هفته #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ آتشزنندگانِ سینما رکس: تصویبکنندگانِ ولایتفقیه در مجلس خبرگان
🔸آتشسوزی سینما رکس آبادان، یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهایی است که به شتاب گرفتن انقلاب ۱۳۵۷ کمک کرد و روایتهای متفاوتی درباره عاملان آن شکل گرفت.
🔻در این قسمت از پاورقی، علی سجادی با استناد به پژوهشها و اسناد منتشرشده در کتاب خود، «آتشسوزی سینما رکس؛ آغاز وحشت بزرگ چهلساله»،
✅ ویدیوی کامل در یوتیوب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸آتشسوزی سینما رکس آبادان، یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهایی است که به شتاب گرفتن انقلاب ۱۳۵۷ کمک کرد و روایتهای متفاوتی درباره عاملان آن شکل گرفت.
🔻در این قسمت از پاورقی، علی سجادی با استناد به پژوهشها و اسناد منتشرشده در کتاب خود، «آتشسوزی سینما رکس؛ آغاز وحشت بزرگ چهلساله»،
به معرفی سه تن از افرادی میپردازد که
☑️ در این جنایتِ ملی نقش اساسی داشتهاند و پس از انقلاب در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور یافتند
☑️ و در تصویبِ ولایتفقیه در قانون اساسی نقشی جدی ایفا کردند،
☑️ اقوام و فرزندان آنان از مقامامت مهم جمهوری اسلامی بودند و هنوز هم هستند!
✅ ویدیوی کامل در یوتیوب
.
#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📚 کتاب "آتشسوزی سینما رکس" نوشته "علی سجادی"
📚 کتاب "آتشسوزی سینما رکس" نوشته "علی سجادی" به بررسی این حادثه میپردازد. این حریق که به کشته شدن صدها نفر منجر شد، از سوی نیروهای اپوزیسیون اسلامی آن دوران با هدف وحشتآفرینی در جامعه صورت گرفته است. سوالی که نویسنده مطرح میکند، این است که
🤔 شخصاً، بهرغم آنکه در آن دوران از فعالان کنفدراسیون بودم، آن زمان تصور نمیکردم که این کار اپوزیسیون اسلامی بوده است. حتی بعدها در خارج کشور، وقتی کسانی نظیر آقای پرویز صیاد این دیدگاه را در نمایشی که به همین نام ساختند مطرح کردند، هنوز برایم باور این نظریه دشوار بود و به عنوان حدس و گمان به آن نگاه میکردم. البته امروز با پژوهشهای آقای علی سجادی، این نظریه را در مورد عاملان آتشسوزی سینما رکس، درست میدانم.
🗣 اما اینکه آیا فعالان مذهبی در آن دوران از ماجرا خبر داشتهاند، سؤالی است که بازماندگان آن دوران، بهویژه در طیف ملی-مذهبی و اصلاحطلب، بهتر است به آن پاسخ دهند؛ بهجای آنکه همچنان در این مورد، نظیر قضیه قتلهای زنجیرهای بعد از انقلاب، سکوت اختیار کنند.
🎬 همانطور که خاطر نشان شد، در مورد حادثه سینما رکس، خود نیز چنین حدسی نمیزدم؛ اما آن موقع هم میدانستم که آتش زدن سینماها یکی از کارهای اسلامگرایان انقلابی بود. البته به تصور این قلم، دلیلش اقلاً در ابتدا (مثلاً در سال ۱۳۵۴) ایجاد رعب و وحشت نبود؛ بلکه به دلیل تعصب مذهبی و تنفر از رادیو، تلویزیون و سینما بود. هرچند آقای سجادی به درستی میگویند که نتیجهاش رعب و وحشتی بود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ شروع شد و ۴۰ سال است که ادامه دارد.
🗓 برای مثال، یکی از منسوبین نگارنده این سطور که روحانی نبود اما از حامیان تندرو آیتالله خمینی پیش از پانزده خرداد ۱۳۴۲ بود، در خانهاش نه رادیو وجود داشت و نه تلویزیون و حتی وقتی به خانه پدر و مادرم میآمدند، رادیو و تلویزیونهای ما هم جمع میشد، و همه خواهرانم هم باید چادر سر میکردند. در سال ۱۳۵۴، خانه آنها بودم که چندین طلبه و فعال مذهبی مُکلا که از نزدیکان او بودند از قم آمدند و با خوشحالی خبر دادند که سینمای قم را آتش زدهاند؛ یعنی خود آنها آتش زده بودند و بعدها در تاریخ خواندم که آن عملیات را
منظور این است که اینگونه کارها را حتی سه سال پیش از انقلاب، جریانات اسلامی کرده بودند ولی هنوز تا سالها بعد از انقلاب، دستکم برای این قلم، روشن نبود که سینما رکس کار آنها باشد.
💡 پژوهشهای آقای علی سجادی در واقع بخش تاریکی از دوران انقلاب ۱۳۵۷ را روشن کرده است، همانطور که کتاب قبلی ایشان درباره صادق قطبزاده زوایای دیگری از دوران انقلاب را از پرده بیرون آورده و بسیار آموزنده و برای نسل جوان ایران درسآموز بود.
👑 اینکه آقای علی سجادی در پایان، کتاب تازه خود را به شخص محمدرضا شاه تقدیم کرده، کار بسیار درستی است. بهرغم آنکه همیشه از مخالفان سیستم سلطنت در ایران بوده و هستم، اما به حق باید گفت که در مورد حریق سینما رکس آبادان، به ناحق جنایتی خونین به شاه نسبت داده شد و ما مخالفین رژیم شاه نیز دقت نکردیم و به خاطر عملکرد ساواک در رژیم شاه، خیلی راحت این دروغ اسلامگرایان را باور کردیم.
📺 مصاحبهی تصویری با نویسنده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📚 کتاب "آتشسوزی سینما رکس" نوشته "علی سجادی" به بررسی این حادثه میپردازد. این حریق که به کشته شدن صدها نفر منجر شد، از سوی نیروهای اپوزیسیون اسلامی آن دوران با هدف وحشتآفرینی در جامعه صورت گرفته است. سوالی که نویسنده مطرح میکند، این است که
❓آیا فعالان مذهبی آن دوران نظیر عزتالله سحابی مطلع بودند که این کار رژیم شاه نبوده و از سوی خود نیروهای اپوزیسیون آن زمان انجام شده است؟
🤔 شخصاً، بهرغم آنکه در آن دوران از فعالان کنفدراسیون بودم، آن زمان تصور نمیکردم که این کار اپوزیسیون اسلامی بوده است. حتی بعدها در خارج کشور، وقتی کسانی نظیر آقای پرویز صیاد این دیدگاه را در نمایشی که به همین نام ساختند مطرح کردند، هنوز برایم باور این نظریه دشوار بود و به عنوان حدس و گمان به آن نگاه میکردم. البته امروز با پژوهشهای آقای علی سجادی، این نظریه را در مورد عاملان آتشسوزی سینما رکس، درست میدانم.
🗣 اما اینکه آیا فعالان مذهبی در آن دوران از ماجرا خبر داشتهاند، سؤالی است که بازماندگان آن دوران، بهویژه در طیف ملی-مذهبی و اصلاحطلب، بهتر است به آن پاسخ دهند؛ بهجای آنکه همچنان در این مورد، نظیر قضیه قتلهای زنجیرهای بعد از انقلاب، سکوت اختیار کنند.
🎬 همانطور که خاطر نشان شد، در مورد حادثه سینما رکس، خود نیز چنین حدسی نمیزدم؛ اما آن موقع هم میدانستم که آتش زدن سینماها یکی از کارهای اسلامگرایان انقلابی بود. البته به تصور این قلم، دلیلش اقلاً در ابتدا (مثلاً در سال ۱۳۵۴) ایجاد رعب و وحشت نبود؛ بلکه به دلیل تعصب مذهبی و تنفر از رادیو، تلویزیون و سینما بود. هرچند آقای سجادی به درستی میگویند که نتیجهاش رعب و وحشتی بود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ شروع شد و ۴۰ سال است که ادامه دارد.
🗓 برای مثال، یکی از منسوبین نگارنده این سطور که روحانی نبود اما از حامیان تندرو آیتالله خمینی پیش از پانزده خرداد ۱۳۴۲ بود، در خانهاش نه رادیو وجود داشت و نه تلویزیون و حتی وقتی به خانه پدر و مادرم میآمدند، رادیو و تلویزیونهای ما هم جمع میشد، و همه خواهرانم هم باید چادر سر میکردند. در سال ۱۳۵۴، خانه آنها بودم که چندین طلبه و فعال مذهبی مُکلا که از نزدیکان او بودند از قم آمدند و با خوشحالی خبر دادند که سینمای قم را آتش زدهاند؛ یعنی خود آنها آتش زده بودند و بعدها در تاریخ خواندم که آن عملیات را
احمد خمینی، فرزند آیتالله خمینی، هدایت میکرده است.
منظور این است که اینگونه کارها را حتی سه سال پیش از انقلاب، جریانات اسلامی کرده بودند ولی هنوز تا سالها بعد از انقلاب، دستکم برای این قلم، روشن نبود که سینما رکس کار آنها باشد.
💡 پژوهشهای آقای علی سجادی در واقع بخش تاریکی از دوران انقلاب ۱۳۵۷ را روشن کرده است، همانطور که کتاب قبلی ایشان درباره صادق قطبزاده زوایای دیگری از دوران انقلاب را از پرده بیرون آورده و بسیار آموزنده و برای نسل جوان ایران درسآموز بود.
👑 اینکه آقای علی سجادی در پایان، کتاب تازه خود را به شخص محمدرضا شاه تقدیم کرده، کار بسیار درستی است. بهرغم آنکه همیشه از مخالفان سیستم سلطنت در ایران بوده و هستم، اما به حق باید گفت که در مورد حریق سینما رکس آبادان، به ناحق جنایتی خونین به شاه نسبت داده شد و ما مخالفین رژیم شاه نیز دقت نکردیم و به خاطر عملکرد ساواک در رژیم شاه، خیلی راحت این دروغ اسلامگرایان را باور کردیم.
📺 مصاحبهی تصویری با نویسنده
.
#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 جنایت در خیابان، ذبح حقیقت در روایت
(۱/۳)
🔺در ویدیوی پیوست مامورانِ موساد را میبینید، بعد از رقم زدن آتشسوزیِ چندین سینما، از جمله سینما رکسِ آبادان در قبل از ۵۷، رقم زدنِ قتلهای زنجیرهای در دههی هفتاد، ساختِ توهم تقلب و انقلاب رنگی در جنبش سبز، و کشتنِ مهسا امینی با سیانور، و کور کردن و کشتنِ چندین هزار نفر از معترضان در جنبش مهسا، در دی ماه ۱۴۰۴ با وینچستر در حال کشتهسازی از ملت معترض هستند!
شگفتانگیزتر اینکه در طی چند ماه تجمعات و راهپیماییهای حکومتی، حتی یک مأمورِ ادعایی موساد یک خش به روی حزباللهیها و نیروهای خودی نیانداخت.
اما تلخترین بخش این ماجرا، مواجهه با برخی افرادِ بهظاهر روشنفکر بود؛ کسانی که صرفا بهخاطر زاویهداشتن با فلان یا بهمان چهره در اپوزیسیون، یا بهخاطر دشمنی با آمریکا و اسرائیل، چشم بر تمام شواهد عینی بستند و با چنین روایت دروغی بهنحوی همراهی کردند و در خونشویی سهیم شدند.
کشتاری عظیم رخ داد، فیلمهای متعدد از آن منتشر شد، اما هیچ مجموعه جسدی بهصورت مستقل کالبدشکافی نشد تا مشخص شود گلولهها از جانب چه اسلحهای و توسط چه ارگانی شلیک شدهاند.
با این حال، کلیت کشتار را به بیگانه نسبت دادند؛ یا مداخلهٔ نیروهایش، یا فراخوانِ فلان چهره، یا ادعای حضور نیروهای کشورهای خارجی.
🔻 ابعاد فاجعه و مغالطۀ بیطرفی نمایشی
ایراد بنیادی در مواجهه با این پرونده، اشتباه گرفتن «بیطرفی علمی» با «تقارن مصنوعی» میان یک حکومت متهم و یک سازمان خارجیِ ادعایی بود. در یک تحقیق جنایی واقعی و روشمند، ابتدا باید واقعیتهای زمینهای، شواهد عینی موجود و سابقهٔ رفتار نهادهای اعمالکنندهٔ خشونت وارد ارزیابی شوند، و تنها پس از آن دربارهٔ حلقههای هنوز اثباتنشده صحبت کرد.
اگر ادعای کشتهشدن ۳۰۰۰ نفر در دو شب را مبنا بگیریم — و حتی نه روایتهای دیگر — دیگر با یک درگیری خیابانی معمولی یا یک پروندهٔ جنایی محدود روبهرو نیستیم.
این در مقیاس یک فاجعهٔ مرگبار عظیم و جنایت سازمانیافته است؛ پروندهای که در هر نظام قضایی جدی و قانونمند، ابعاد بسیار گستردهای از پلیس جنایی، پزشکی قانونی، دادستانی، کارشناسان صحنهٔ جرم، متخصصان بالستیک، کارشناسان شناسایی قربانیان، متخصصان ادلهٔ دیجیتال و در صورت وجود اتهام علیه ساختارهای حکومتی، نهادهای کاملاً مستقل نظارتی و قضایی را درگیر میکند.
🕊 جایگاه ساختاری کمیته حقیقتیاب: ملی یا بینالمللی؟
وقتی جنایتی در این ابعاد رخ میدهد و متهم اصلی، خودِ صاحبان قدرت و نهادهای امنیتی هستند، تنها ابزار حقوقی و اساسی برای شکستن بنبستِ تکروایتی و رسیدن به دادرسی عادلانه، تشکیل یک «کمیته حقیقتیاب مستقل» است. این کمیته بسته به شرایط سیاسی، قضایی و میزان انسداد داخلی میتواند در دو سطح تعریف شود:
🔹 کمیته حقیقتیاب ملی (National Fact-Finding Commission):
در یک ساختار حقوقی سالم، دمکراتیک یا در فرآیند گذار، یک کمیته حقیقتیاب ملی متشکل از حقوقدانان مستقل، وکلا، پزشکان قانونی خارج از بدنه حکومت، نمایندگان نهادهای مدنی و نمایندگان خانوادههای قربانیان شکل میگیرد.
چنین کمیتهای باید دارای اختیارات کامل قانونی برای احضار مسئولان، بازرسی بدون هماهنگی قبلی از بازداشتگاهها و مراکز نظامی، دسترسی به اسناد محرمانه و بررسی ادله بالستیک باشد.
اگر حکومت متهم اجازه تشکیل چنین کمیته مستقلی را در داخل نداده یا دست به ساختن کمیتههای دستنشانده و حکومتی بزند، این اقدام خود گواهی بر انسداد دادخواهی در سطح ملی و تلاش برای پنهانکاری است.
🔹 کمیته یا هیئت حقیقتیاب بینالمللی (International Fact-Finding Mission):
وقتی تمام مسیرهای دادخواهی داخلی مسدود شده و دستگاه قضایی ملی به بخشی از ماشین سرکوب و پنهانکاری تبدیل میشود، نوبت به مداخلات حقوقی فراملی میرسد.
🔻هیئتهای حقیقتیاب بینالمللی (نظیر آنچه توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد یا ائتلافهای مستقل بینالمللی شکل میگیرد) وظیفه دارند مستندسازی دادپزشکی و جرمشناختی را بر عهده بگیرند. کارکرد اصلی یک کمیته حقیقتیاب بینالمللی شامل موارد زیر است:
▫️ ثبت و حفظ اسناد و ادله بر اساس استانداردهای بینالمللی «زنجیره مدرک» جهت جلوگیری از نابودی یا دستکاری آنها توسط حکومت متهم.
▫️ مصاحبه با شهود، قربانیان، خانوادهها و شاهدان کلیدی (مانند نیروهای فراری از بدنه نظامی) در محیطهای امن.
▫️ بررسی دادپزشکی از طریق مدارک بیمارستانی، تصاویر، فایلهای تشریح و ادله بالستیک دیجیتال.
▫️ احراز وقوع «جنایت ضد بشریت» یا «جنایت سازمانیافته دولتی» و آمادهسازی پروندههای حقوقی برای دادگاههای بینالمللی (مانند دیوان کیفری بینالمللی ICC) یا اعمال «صلاحیت قضایی جهانی» (Universal Jurisdiction) در دادگاههای کشورهای آزاد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
🔺در ویدیوی پیوست مامورانِ موساد را میبینید، بعد از رقم زدن آتشسوزیِ چندین سینما، از جمله سینما رکسِ آبادان در قبل از ۵۷، رقم زدنِ قتلهای زنجیرهای در دههی هفتاد، ساختِ توهم تقلب و انقلاب رنگی در جنبش سبز، و کشتنِ مهسا امینی با سیانور، و کور کردن و کشتنِ چندین هزار نفر از معترضان در جنبش مهسا، در دی ماه ۱۴۰۴ با وینچستر در حال کشتهسازی از ملت معترض هستند!
شگفتانگیزتر اینکه در طی چند ماه تجمعات و راهپیماییهای حکومتی، حتی یک مأمورِ ادعایی موساد یک خش به روی حزباللهیها و نیروهای خودی نیانداخت.
اما تلخترین بخش این ماجرا، مواجهه با برخی افرادِ بهظاهر روشنفکر بود؛ کسانی که صرفا بهخاطر زاویهداشتن با فلان یا بهمان چهره در اپوزیسیون، یا بهخاطر دشمنی با آمریکا و اسرائیل، چشم بر تمام شواهد عینی بستند و با چنین روایت دروغی بهنحوی همراهی کردند و در خونشویی سهیم شدند.
کشتاری عظیم رخ داد، فیلمهای متعدد از آن منتشر شد، اما هیچ مجموعه جسدی بهصورت مستقل کالبدشکافی نشد تا مشخص شود گلولهها از جانب چه اسلحهای و توسط چه ارگانی شلیک شدهاند.
با این حال، کلیت کشتار را به بیگانه نسبت دادند؛ یا مداخلهٔ نیروهایش، یا فراخوانِ فلان چهره، یا ادعای حضور نیروهای کشورهای خارجی.
🔻 ابعاد فاجعه و مغالطۀ بیطرفی نمایشی
ایراد بنیادی در مواجهه با این پرونده، اشتباه گرفتن «بیطرفی علمی» با «تقارن مصنوعی» میان یک حکومت متهم و یک سازمان خارجیِ ادعایی بود. در یک تحقیق جنایی واقعی و روشمند، ابتدا باید واقعیتهای زمینهای، شواهد عینی موجود و سابقهٔ رفتار نهادهای اعمالکنندهٔ خشونت وارد ارزیابی شوند، و تنها پس از آن دربارهٔ حلقههای هنوز اثباتنشده صحبت کرد.
اگر ادعای کشتهشدن ۳۰۰۰ نفر در دو شب را مبنا بگیریم — و حتی نه روایتهای دیگر — دیگر با یک درگیری خیابانی معمولی یا یک پروندهٔ جنایی محدود روبهرو نیستیم.
این در مقیاس یک فاجعهٔ مرگبار عظیم و جنایت سازمانیافته است؛ پروندهای که در هر نظام قضایی جدی و قانونمند، ابعاد بسیار گستردهای از پلیس جنایی، پزشکی قانونی، دادستانی، کارشناسان صحنهٔ جرم، متخصصان بالستیک، کارشناسان شناسایی قربانیان، متخصصان ادلهٔ دیجیتال و در صورت وجود اتهام علیه ساختارهای حکومتی، نهادهای کاملاً مستقل نظارتی و قضایی را درگیر میکند.
🕊 جایگاه ساختاری کمیته حقیقتیاب: ملی یا بینالمللی؟
وقتی جنایتی در این ابعاد رخ میدهد و متهم اصلی، خودِ صاحبان قدرت و نهادهای امنیتی هستند، تنها ابزار حقوقی و اساسی برای شکستن بنبستِ تکروایتی و رسیدن به دادرسی عادلانه، تشکیل یک «کمیته حقیقتیاب مستقل» است. این کمیته بسته به شرایط سیاسی، قضایی و میزان انسداد داخلی میتواند در دو سطح تعریف شود:
🔹 کمیته حقیقتیاب ملی (National Fact-Finding Commission):
در یک ساختار حقوقی سالم، دمکراتیک یا در فرآیند گذار، یک کمیته حقیقتیاب ملی متشکل از حقوقدانان مستقل، وکلا، پزشکان قانونی خارج از بدنه حکومت، نمایندگان نهادهای مدنی و نمایندگان خانوادههای قربانیان شکل میگیرد.
چنین کمیتهای باید دارای اختیارات کامل قانونی برای احضار مسئولان، بازرسی بدون هماهنگی قبلی از بازداشتگاهها و مراکز نظامی، دسترسی به اسناد محرمانه و بررسی ادله بالستیک باشد.
اگر حکومت متهم اجازه تشکیل چنین کمیته مستقلی را در داخل نداده یا دست به ساختن کمیتههای دستنشانده و حکومتی بزند، این اقدام خود گواهی بر انسداد دادخواهی در سطح ملی و تلاش برای پنهانکاری است.
🔹 کمیته یا هیئت حقیقتیاب بینالمللی (International Fact-Finding Mission):
وقتی تمام مسیرهای دادخواهی داخلی مسدود شده و دستگاه قضایی ملی به بخشی از ماشین سرکوب و پنهانکاری تبدیل میشود، نوبت به مداخلات حقوقی فراملی میرسد.
🔻هیئتهای حقیقتیاب بینالمللی (نظیر آنچه توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد یا ائتلافهای مستقل بینالمللی شکل میگیرد) وظیفه دارند مستندسازی دادپزشکی و جرمشناختی را بر عهده بگیرند. کارکرد اصلی یک کمیته حقیقتیاب بینالمللی شامل موارد زیر است:
▫️ ثبت و حفظ اسناد و ادله بر اساس استانداردهای بینالمللی «زنجیره مدرک» جهت جلوگیری از نابودی یا دستکاری آنها توسط حکومت متهم.
▫️ مصاحبه با شهود، قربانیان، خانوادهها و شاهدان کلیدی (مانند نیروهای فراری از بدنه نظامی) در محیطهای امن.
▫️ بررسی دادپزشکی از طریق مدارک بیمارستانی، تصاویر، فایلهای تشریح و ادله بالستیک دیجیتال.
▫️ احراز وقوع «جنایت ضد بشریت» یا «جنایت سازمانیافته دولتی» و آمادهسازی پروندههای حقوقی برای دادگاههای بینالمللی (مانند دیوان کیفری بینالمللی ICC) یا اعمال «صلاحیت قضایی جهانی» (Universal Jurisdiction) در دادگاههای کشورهای آزاد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 جنایت در خیابان، ذبح حقیقت در روایت
(۲/۳)
⚖️ استناد به پروتکل مینهسوتا و تجارب بینالمللی
بر اساس «پروتکل مینهسوتا» (مصوب سازمان ملل برای تحقیق درباره مرگهای بالقوه غیرقانونی)، هرگونه تحقیق درباره چنین جنایاتی — چه توسط نهادهای ملی و چه توسط کمیته حقیقتیاب بینالمللی — باید چهار شرط اصلی داشته باشد: سریع، مؤثر و جامع، مستقل و بیطرف، و شفاف باشد. این پروتکل صراحتاً تأکید میکند که تحقیق باید نهفقط عامل مستقیم تیراندازی، بلکه مسئولیت تمامی افراد در زنجیرهٔ فرماندهی و حتی شکستهای سیستمی را بررسی کند. همچنین انجام کالبدشکافی یک اصل الزامی است و حتی تصمیم به انجامندادن کالبدشکافی باید مستدل، مکتوب و قابل بازبینی قضایی در برابر کمیتههای حقیقتیاب باشد.
در نظامهای قضایی پیشرفته مانند آمریکا و بریتانیا نیز مرگ مشکوک یا سرکوب خیابانی وارد مسیرهای تحقیق مستقل میشود. در انگلستان و ولز، بررسی فوراً به بازپرس ویژه مرگ (Coroner) سپرده میشود که ساختاری مستقل از پلیس دارد. در آمریکا نیز دفتر بازرس کل (DOJ Inspector General) و نهادهای نظارتی مستقل فوراً تحقیقات جنایی را بر عهده میگیرند و اجازه نمیدهند مجری قانون، متولی بررسی جرم خود باشد.
🚨 اگر چنین فاجعهای در آمریکا یا بریتانیا رخ میداد چه میشد؟
تصور کنیم در آمریکا یا بریتانیا دولت اعلام کند که در عرض دو شب سه هزار نفر در خیابانها کشته شدهاند. اولین مسئله فوراً این نخواهد بود که سخنگوی دولت چه روایتی ارائه میکند یا کدام کشور خارجی را متهم میسازد.
📌 فوراً یک کمیته حقیقتیاب یا بازپرسی ویژه پارلمانی و قضایی تشکیل میشد تا به این پرسشها پاسخ دهد:
📂 شناسایی قربانیان و راستیآزمایی تلفات جمعی
گام نخست کمیته حقیقتیاب، راستیآزمایی خودِ تعداد قربانیان است. برای هزاران کشته، فهرست دقیق قربانیان، اطلاعات هویتی، گزارشهای مفقودی، سوابق بیمارستانی، اجساد تحویلشده، محلهای دفن و دادههای پزشکی باید بتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و یک بانک اطلاعاتی یکپارچه تشکیل دهند. استانداردهای بینالمللی شناسایی قربانیان (DVI) شامل تحلیل آزمایشگاهی DNA، بررسی اثر انگشت و دندانپزشکی قانونی، نخستین ابزار کمیته حقیقتیاب برای تثبیت ابعاد انسانی فاجعه است.
🔬 کالبدشکافی و تحلیل بالستیک اجساد
مرحلهٔ بعد، مواجهه علمی با اجساد است. اگرچه کالبدشکافی بهتنهایی نمیتواند نام اسلحه یا هویت تیرانداز را افشا کند، اما بهروشنی علت مرگ، نوع جراحت، مسیر عبور گلوله، محل ورود و خروج و فاصله و زاویهٔ دقیق شلیک را مشخص میسازد.
📌📌 پروتکل مینهسوتا تصریح میکند که کالبدشکافی تقریباً همیشه اساسیترین کمک را به پرونده میکند و عدم انجام آن مستلزم توجیه قانونی سنگین است.
🎯 جمعآوری ادله بالستیک و آزمون سلاح
در گام بعدی، گلولهها و پوکههای بهجامانده در صحنه باید جمعآوری و مستند شوند. گلولهٔ شلیکشده آثار ناشی از عبور از خان و لولهٔ سلاح را روی خود حفظ میکند و پوکه نیز آثار مکانیکی سوزن و پیشانی جنگی سلاح را نگهمیدارد. کمیته حقیقتیاب با آزمایش بالستیک، نمونههای کشفشده را با سلاحهای سازمانی نهادهای نظامی یا سلاحهای ادعایی متهمان مقایسه میکند. بنابراین، یک تحقیق علمی میتواند با قاطعیت در مسیر زیر حرکت کند:
🧭 تفکیک مراحل اثبات: از سلاح تا فرماندهی
اما این تازه اول کار است. اگر مشخص شود گلولهای از یک سلاح معین شلیک شده، کمیته حقیقتیاب بررسی میکند که
بنابراین اثبات اینکه «این گلوله از این سلاح آمده» با اثبات اینکه «فلان شخص با این سلاح این قربانی را کشته» یکی نیست؛ و آن نیز با اثبات اینکه «این شخص به دستور فلان نهاد عمل کرده» کاملاً متفاوت است.
📹 نقش حیاتی دوربینهای شهری و ادله دیجیتال
اینجاست که ادله دیجیتال و دوربینها وارد معادله میشوند. کمیته حقیقتیاب مستقل
اصالتسنجی فایلها، اطمینان از عدم حذف یا دستکاری آنها و تطبیق زاویه شلیکها، از وظایف اصلی تیم ادله دیجیتال کمیته حقیقتیاب است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
⚖️ استناد به پروتکل مینهسوتا و تجارب بینالمللی
بر اساس «پروتکل مینهسوتا» (مصوب سازمان ملل برای تحقیق درباره مرگهای بالقوه غیرقانونی)، هرگونه تحقیق درباره چنین جنایاتی — چه توسط نهادهای ملی و چه توسط کمیته حقیقتیاب بینالمللی — باید چهار شرط اصلی داشته باشد: سریع، مؤثر و جامع، مستقل و بیطرف، و شفاف باشد. این پروتکل صراحتاً تأکید میکند که تحقیق باید نهفقط عامل مستقیم تیراندازی، بلکه مسئولیت تمامی افراد در زنجیرهٔ فرماندهی و حتی شکستهای سیستمی را بررسی کند. همچنین انجام کالبدشکافی یک اصل الزامی است و حتی تصمیم به انجامندادن کالبدشکافی باید مستدل، مکتوب و قابل بازبینی قضایی در برابر کمیتههای حقیقتیاب باشد.
در نظامهای قضایی پیشرفته مانند آمریکا و بریتانیا نیز مرگ مشکوک یا سرکوب خیابانی وارد مسیرهای تحقیق مستقل میشود. در انگلستان و ولز، بررسی فوراً به بازپرس ویژه مرگ (Coroner) سپرده میشود که ساختاری مستقل از پلیس دارد. در آمریکا نیز دفتر بازرس کل (DOJ Inspector General) و نهادهای نظارتی مستقل فوراً تحقیقات جنایی را بر عهده میگیرند و اجازه نمیدهند مجری قانون، متولی بررسی جرم خود باشد.
🚨 اگر چنین فاجعهای در آمریکا یا بریتانیا رخ میداد چه میشد؟
تصور کنیم در آمریکا یا بریتانیا دولت اعلام کند که در عرض دو شب سه هزار نفر در خیابانها کشته شدهاند. اولین مسئله فوراً این نخواهد بود که سخنگوی دولت چه روایتی ارائه میکند یا کدام کشور خارجی را متهم میسازد.
📌 فوراً یک کمیته حقیقتیاب یا بازپرسی ویژه پارلمانی و قضایی تشکیل میشد تا به این پرسشها پاسخ دهد:
چه کسانی کشته شدهاند؟ دقیقاً در کجا؟ علت دقیق مرگ هر یک چه بوده؟ چه نوع سلاحی به کار رفته؟ چه کسانی شلیک کردهاند؟ و چه کسی دستور شلیک را صادر کرده است؟
📂 شناسایی قربانیان و راستیآزمایی تلفات جمعی
گام نخست کمیته حقیقتیاب، راستیآزمایی خودِ تعداد قربانیان است. برای هزاران کشته، فهرست دقیق قربانیان، اطلاعات هویتی، گزارشهای مفقودی، سوابق بیمارستانی، اجساد تحویلشده، محلهای دفن و دادههای پزشکی باید بتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و یک بانک اطلاعاتی یکپارچه تشکیل دهند. استانداردهای بینالمللی شناسایی قربانیان (DVI) شامل تحلیل آزمایشگاهی DNA، بررسی اثر انگشت و دندانپزشکی قانونی، نخستین ابزار کمیته حقیقتیاب برای تثبیت ابعاد انسانی فاجعه است.
🔬 کالبدشکافی و تحلیل بالستیک اجساد
مرحلهٔ بعد، مواجهه علمی با اجساد است. اگرچه کالبدشکافی بهتنهایی نمیتواند نام اسلحه یا هویت تیرانداز را افشا کند، اما بهروشنی علت مرگ، نوع جراحت، مسیر عبور گلوله، محل ورود و خروج و فاصله و زاویهٔ دقیق شلیک را مشخص میسازد.
اگر گلوله یا قطعاتی از آن در بدن قربانی باقی مانده باشد، این مرمیها توسط متخصصان بالستیکِ کمیته حقیقتیاب بررسی میشوند.
📌📌 پروتکل مینهسوتا تصریح میکند که کالبدشکافی تقریباً همیشه اساسیترین کمک را به پرونده میکند و عدم انجام آن مستلزم توجیه قانونی سنگین است.
🎯 جمعآوری ادله بالستیک و آزمون سلاح
در گام بعدی، گلولهها و پوکههای بهجامانده در صحنه باید جمعآوری و مستند شوند. گلولهٔ شلیکشده آثار ناشی از عبور از خان و لولهٔ سلاح را روی خود حفظ میکند و پوکه نیز آثار مکانیکی سوزن و پیشانی جنگی سلاح را نگهمیدارد. کمیته حقیقتیاب با آزمایش بالستیک، نمونههای کشفشده را با سلاحهای سازمانی نهادهای نظامی یا سلاحهای ادعایی متهمان مقایسه میکند. بنابراین، یک تحقیق علمی میتواند با قاطعیت در مسیر زیر حرکت کند:
جسد ← گلوله ← پوکه ← سلاح ← آزمایش بالستیک
🧭 تفکیک مراحل اثبات: از سلاح تا فرماندهی
اما این تازه اول کار است. اگر مشخص شود گلولهای از یک سلاح معین شلیک شده، کمیته حقیقتیاب بررسی میکند که
آن سلاح در زمان حادثه در اختیار چه کسی بوده، چه کسی به آن دسترسی داشته، در چه نقطهای مستقر بوده و چه کسانی او را دیدهاند.
بنابراین اثبات اینکه «این گلوله از این سلاح آمده» با اثبات اینکه «فلان شخص با این سلاح این قربانی را کشته» یکی نیست؛ و آن نیز با اثبات اینکه «این شخص به دستور فلان نهاد عمل کرده» کاملاً متفاوت است.
📹 نقش حیاتی دوربینهای شهری و ادله دیجیتال
اینجاست که ادله دیجیتال و دوربینها وارد معادله میشوند. کمیته حقیقتیاب مستقل
با فراخوان عمومی
و بررسی فنی، تصاویر دوربینهای شهری، پلیس، بانکها، پمپبنزینها و دوربینهای بخش خصوصی را جمعآوری میکند.
اصالتسنجی فایلها، اطمینان از عدم حذف یا دستکاری آنها و تطبیق زاویه شلیکها، از وظایف اصلی تیم ادله دیجیتال کمیته حقیقتیاب است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 جنایت در خیابان، ذبح حقیقت در روایت
(۳/۳)
📱 دادههای تلفنهای همراه و شبکههای شهروندی
پس از آن، نوبت به تلفنهای همراه مردم میرسد. هزاران تلفن همراه میتوانند زمان، مکان دقیق، ویدئو، عکس، تماسها و پیامها را ثبت کرده باشند. کارشناسان کمیته حقیقتیاب ویدئوهای مختلف از زوایای متعدد را با یکدیگر تطبیق داده و یک خط زمانی و جغرافیایی دقیق میسازند تا مشخص شود در هر دقیقه چه اتفاقی رخ داده است.
🧩 بازسازی جنایی صحنههای جرم
🔻سپس صحنهها یکبهیک بازسازی میشوند:
در این مرحله، ماجرا از یک «ادعا یا روایت سیاسی» به یک «بازسازی واقعی و جنایی» تبدیل میشود.
🌐 ادعای عامل خارجی و لزوم اثبات سازمانی
اگر ادعا این باشد که عاملان کشتار مأموران موساد یا یک سازمان خارجی بودهاند، کمیته حقیقتیاب این ادعا را هم بررسی میکند. اما برای اثبات آن،
🔺برای رسیدن از «یک ادعا» به «مسئولیت یک سازمان خارجی»، باید تمام زنجیرهٔ شواهد بدون حتی یک حلقه مفقوده توسط کمیته حقیقتیاب تکمیل شود.
⚖️ عدم تقارن میان حکومت متهم و عامل خارجی ادعایی
🔻نکتهٔ بسیار حیاتی این است: عدم تکمیل تمام زنجیرهٔ اثبات به این معنی نیست که باید با حکومت متهم و متهم خارجی ادعایی دقیقاً به یک شکل و با تقارن مصنوعی برخورد کرد. در پروندهٔ یک حکومت،
🔺همگی بخشی از زمینهٔ واقعی ارزیابیاند.
🔍 اصل بنیادی استقلال تحقیق و تعارض منافع
اگر نهادی که خودش متهم اصلی کشتار است، کنترل صحنهٔ جرم، دوربینها، اجساد، پزشکی قانونی، سلاحها و سیستم قضایی را در اختیار داشته باشد، هرگونه «تحقیق داخلی» توسط همان نهاد فاقد اعتبار حقوقی است.
❌ اعلامیه حکومتی مبنی بر اینکه «ما بررسی کردیم و مقصر فلان کشور خارجی بود»، از نظر حقوقی باطل است. به همین دلیل تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل (ملی در صورت وجود امکان، یا بینالمللی در صورت انسداد داخلی) تنها راه حقوقی برای کشف حقیقت است.
⛓️ مسئولیت زنجیره فرماندهی
کمیته حقیقتیاب نباید فقط به شناسایی تیرانداز خیابانی بسنده کند. طبق استانداردهای حقوق کیفری بینالمللی، زنجیرهٔ فرماندهی باید تا بالاترین سطح بررسی شود. کسانی که دستور صدور اسلحه، دستور شلیک، حمایت لجستیکی یا دستور پنهانکاری جنایت را دادهاند، همگی دارای مسئولیت کیفری هستند.
🏛 پاسخ به پرسش نهایی: کمیته حقیقتیاب به عنوان اصلیترین مطالبه
🔻وقتی حکومتی سابقه انکار و پنهانکاری (مشابهِ قتلهای زنجیرهای، زدنِ هواپیمای اوکراینی و..) دارد، اعتماد با «ما میگوییم چه شد» ساخته نمیشود. اگر حکومت خود را بیگناه میداند و مدعی است عامل خارجی دست به کشتار زده،
🔻پرسش بنیادی جامعه و خانوادههای قربانیان این است:
🔻برای چنین جنایت عظیمی، پاسخ واقعی باید توسط یک کمیته حقیقتیاب مستقل به این پرسشها داده شود:
🔺اگر پاسخ به تشکیل کمیته حقیقتیاب منفی باشد، آنگاه مشکل فقط خودِ کشتار نیست؛ مشکل، امتناع ساختار قدرت از پاسخگویی و ترس از کشف حقیقت توسط یک مرجع مستقل است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
📱 دادههای تلفنهای همراه و شبکههای شهروندی
پس از آن، نوبت به تلفنهای همراه مردم میرسد. هزاران تلفن همراه میتوانند زمان، مکان دقیق، ویدئو، عکس، تماسها و پیامها را ثبت کرده باشند. کارشناسان کمیته حقیقتیاب ویدئوهای مختلف از زوایای متعدد را با یکدیگر تطبیق داده و یک خط زمانی و جغرافیایی دقیق میسازند تا مشخص شود در هر دقیقه چه اتفاقی رخ داده است.
🧩 بازسازی جنایی صحنههای جرم
🔻سپس صحنهها یکبهیک بازسازی میشوند:
تیرانداز در چه نقطهای بوده؟ قربانی کجا ایستاده بوده؟ گلوله از چه زاویهای وارد شده؟ آیا تیراندازان متعدد بودهاند؟ آیا از یک نوع سلاح استفاده شده یا انواع مختلف؟ آیا در نقاط مختلف شهر الگوی مشابهای دیده میشود؟ آیا یک سلاح مشخص در چندین صحنه جنایت ظاهر شده است؟
در این مرحله، ماجرا از یک «ادعا یا روایت سیاسی» به یک «بازسازی واقعی و جنایی» تبدیل میشود.
🌐 ادعای عامل خارجی و لزوم اثبات سازمانی
اگر ادعا این باشد که عاملان کشتار مأموران موساد یا یک سازمان خارجی بودهاند، کمیته حقیقتیاب این ادعا را هم بررسی میکند. اما برای اثبات آن،
❌ صرفِ حضور یک فرد خارجی یا فعالیت اطلاعاتی یک کشور بهتنهایی اثباتکننده شلیک به معترضان یا نیروهای انتظامی نیست.
🔺برای رسیدن از «یک ادعا» به «مسئولیت یک سازمان خارجی»، باید تمام زنجیرهٔ شواهد بدون حتی یک حلقه مفقوده توسط کمیته حقیقتیاب تکمیل شود.
⚖️ عدم تقارن میان حکومت متهم و عامل خارجی ادعایی
🔻نکتهٔ بسیار حیاتی این است: عدم تکمیل تمام زنجیرهٔ اثبات به این معنی نیست که باید با حکومت متهم و متهم خارجی ادعایی دقیقاً به یک شکل و با تقارن مصنوعی برخورد کرد. در پروندهٔ یک حکومت،
سابقهٔ طولانی در استفاده از خشونت، ساختار عریض و طویل فرماندهی، اظهارات رسمی مسئولان، شواهد تصویری گسترده، رفتار نیروهای مسلح در میدان، امکان دسترسی کامل به صحنه، کنترل بر رسانهها و پزشکی قانونی و سابقهٔ برخورد شدید با معترضان،
🔺همگی بخشی از زمینهٔ واقعی ارزیابیاند.
🔍 اصل بنیادی استقلال تحقیق و تعارض منافع
اگر نهادی که خودش متهم اصلی کشتار است، کنترل صحنهٔ جرم، دوربینها، اجساد، پزشکی قانونی، سلاحها و سیستم قضایی را در اختیار داشته باشد، هرگونه «تحقیق داخلی» توسط همان نهاد فاقد اعتبار حقوقی است.
❌ اعلامیه حکومتی مبنی بر اینکه «ما بررسی کردیم و مقصر فلان کشور خارجی بود»، از نظر حقوقی باطل است. به همین دلیل تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل (ملی در صورت وجود امکان، یا بینالمللی در صورت انسداد داخلی) تنها راه حقوقی برای کشف حقیقت است.
⛓️ مسئولیت زنجیره فرماندهی
کمیته حقیقتیاب نباید فقط به شناسایی تیرانداز خیابانی بسنده کند. طبق استانداردهای حقوق کیفری بینالمللی، زنجیرهٔ فرماندهی باید تا بالاترین سطح بررسی شود. کسانی که دستور صدور اسلحه، دستور شلیک، حمایت لجستیکی یا دستور پنهانکاری جنایت را دادهاند، همگی دارای مسئولیت کیفری هستند.
🏛 پاسخ به پرسش نهایی: کمیته حقیقتیاب به عنوان اصلیترین مطالبه
🔻وقتی حکومتی سابقه انکار و پنهانکاری (مشابهِ قتلهای زنجیرهای، زدنِ هواپیمای اوکراینی و..) دارد، اعتماد با «ما میگوییم چه شد» ساخته نمیشود. اگر حکومت خود را بیگناه میداند و مدعی است عامل خارجی دست به کشتار زده،
❓چرا از ورود و بررسی یک کمیته حقیقتیاب مستقل (ملی یا بینالمللی) هراس دارد و امتناع میکند؟
🔻پرسش بنیادی جامعه و خانوادههای قربانیان این است:
«چرا اجازه داده نمیشود یک کمیته حقیقتیاب مستقل با بررسی زنجیره مستند از جسد تا دستور عملیاتی، بفهمد چه کسی مردم را کشت؟»
🔻برای چنین جنایت عظیمی، پاسخ واقعی باید توسط یک کمیته حقیقتیاب مستقل به این پرسشها داده شود:
قربانیان چه کسانی بودند؟
چه کسی شلیک کرد؟
با چه سلاحی؟
به چه دستوری؟
از طرف چه نهادی؟
چه کسانی در زنجیرهٔ فرماندهی مسئول بودند؟
چه کسی تلاش کرد مانع تحقیق شود و جلوی تشکیل کمیته حقیقتیاب را گرفت؟
🔺اگر پاسخ به تشکیل کمیته حقیقتیاب منفی باشد، آنگاه مشکل فقط خودِ کشتار نیست؛ مشکل، امتناع ساختار قدرت از پاسخگویی و ترس از کشف حقیقت توسط یک مرجع مستقل است.
🔻میناب
📻 مدرسۀ میناب قربانیِ «تاجرمسلکیِ دونالد ترامپ»
⚖️ شاهزاده در محکِ مدرسۀ میناب
📝 درباره ماجرای مدرسه میناب چه میدانیم؟
🔻قتلعام دی ماه
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حتی یه نامسلمون نگفت که کتاب مقدس دینش کتاب مورد علاقشه!
نظیرِ چنین ویدیوهایی برای هر موضوعی، بنا به سوگیریِ سازنده قابل ساختن است؛ یعنی عکسِ این ویدیو هم قابل ساختن است توسطِ مسلمانان! و اساسا روشِ انتخاب و جامعهای که انتخاب کرده، نامعلوم است.
🔻اما اگر از تجارب شخصی بگویم، میان سنتگرایان کم ندیدم نظیرِ چنین برخوردی را؛ یکی حتی حاضر نبود انجیل و بایبل جلوی دستم را تورقی کند، با توضیحی روشن:
کتاب خدا کافیه. مابقیِ تحریف شدن و نیازی بهشون نداریم؛ چرا که گمراه میشیم!
🔻یا در موردی دیگر یاد دارم، فردی تحصیلکرده چند کتاب روانشناسی که کنارم بود را باز کرد و تورق کرد، و با نگاهی عاقل اندر سفیه گفت:
اینا چیاند و به چه درد میخورند؟! همۀ اینا که به بهترین شکل در قرآن آومده! اینا خیلی حرفای بیخود، معمولی و بیفایدهای دارن که آدمو بیمار میکنه!
وقتی گفتم که عمرِ ملعون هم نظیرِ چنین گفتاری را گفتهبود که
وقتی کتاب الله را داریم از مابقیِ کتب بینیازیم،
بر حرفش اصرار ورزید؛ هرچه توضیح دادم، و از این گفتم که اگر به روشِ شما بود، ایران مثل افغانستان طالبانزده میشد، تغییر خاصی در رویکردش ندیدم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 وسط نیویورک زندگی کنی، اما گوشی هوشمند را «اختراع شیطان» بدانی!
این جمله یکی از مصاحبهشوندگان مستند روحی چنت است؛ مستندساز ترکیهای که به سراغ جامعه یهودیان حسیدی در بروکلین رفته تا زندگی متفاوت آنها را روایت کند.
در این بخش از مستند، از تلفنهای «کوشر» با امکانات محدود صحبت میشود؛ از فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی و اعلامیههای خیابانی که هنوز وسیله ارتباط و اطلاعرسانیاند.
در شهری که نماد سرعت و تغییر است، این شیوه زندگی یک سؤال مهم پیش میآورد: مرز حفظ سنت و محدودکردن انتخاب فردی کجاست؟
البته این روایت درباره بخشی از جامعه حسیدی است؛ نه همه یهودیان، و نه دیدگاه یکسان تمام اعضای این جامعه.
شما حاضرید برای حفظ باورها و سبک زندگیتان از اینترنت و گوشی هوشمند فاصله بگیرید؟ 👇
🎥 مستند: Ruhi Çenet | Hasidic
Jews – 48 Hours Inside
سنتگرایانِ مذهبی در هر دینی تقریبا مشابه با هم رفتار میکنند. اما پرسش قابل تامل این است که آیا بقای گروهی که به بهای سرکوب حقیقتجویی، خفه کردن خلاقیت و مسدود کردن راههای نوآورانه برای مواجهه با هستی به دست آید، در نهایت به نفع پویایی و شکوفایی انسان است؟ این "بسته بودن مومیاییوار"، در حالی که شاید امنیتی کاذب ایجاد کند، فرد را از ظرفیتهای بیپایان کشف، خطر کردن و تجربه مسیرهای تازه در جهان محروم میسازد و بهای سنگینی برای از دست رفتن جوهر آزادی و بلوغ فکری بشر میپردازد.
این رویکرد انزواطلبانه، سوالات عمیقی را درباره توانایی یک سنت برای حفظ اصالت و عمق معنوی خود در برابر چالشهای زمانه مطرح میکند.
آیا چنین حفاظی، ایمان را در برابر شک و تردیدهای دنیای مدرن مصون میدارد، یا صرفاً آن را در حصاری شیشهای قرار میدهد که از بیرون مستحکم به نظر میرسد، اما از درون، نسلهای آینده را از ابزارهای لازم برای تعامل با واقعیتهای پیچیده تهی میسازد؟
بهنظر، آنچه در ظاهر به حفظ یکپارچگی جامعه کمک میکند، در درازمدت به سطحی شدن باورها و ناتوانی در ارائه پاسخهای جدید به معضلات هستیشناختی منجر میشود.
از منظر روانشناسی تکاملی، این انتخابها به شدت تحت تاثیر تعامل پیچیده فرد و گروه قرار میگیرند. در حالی که پیوستگی جمعی میتواند حس تعلق، هویت و حمایت اجتماعی قویای ایجاد کند که نیازهای اساسی روانی را برآورده سازد، محدودیتهای شدید، میتواند به بهای سرکوب نیازهای روانشناختی اساسیتر چون خودمختاری، کنجکاوی و خودشکوفایی تمام شود. فرد ممکن است در یک کشمکش درونی میان وفاداری به جمع و ندای درونی خود برای شناخت و تجربه مستقل، قرار گیرد. پذیرش این "محدودیتها" بیشتر از آنکه از یک اقناع درونی و فهم عمیق سرچشمه گیرد، نتیجه یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه برای حفظ جایگاه در گروه و اجتناب از اضطراب ناشی از "دیگری" و ناشناختههاست. در نهایت، مرز جدیای میان ایمانِ اصیلِ حاصل از آگاهی و جستجوی دائمیِ حقیقت و انقیاد به یک نظام باور جزمیِ نیازمند محیط بسته و ایزوله وجود دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سخنگوی طالبان میگوید اداره این گروه شباهتهای زیادی با جمهوری اسلامی در ایران دارد. به گفته او هر دو حاکمیت دینی است و برای «همبستگی مسلمین» تلاش میکنند.
ذبیحالله مجاهد گفت طالبان اجازه تضعیف روابط با جمهوری اسلامی را نمیدهد.
https://afintl.com/202609062922
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ذبیحالله مجاهد گفت طالبان اجازه تضعیف روابط با جمهوری اسلامی را نمیدهد.
https://afintl.com/202609062922
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مامورِ «موساد» در حالِ آموزشِ مامور ناشیتر برای تیراندازی به مردم جهتِ «کشته سازی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻قتلعام دی ماه
📺 جنایت در خیابان، ذبح حقیقت در روایت
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin