📘«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
گفتوگو با کیرن ستیا نویسنده کتاب «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی» 🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰…