Telegram
نقدآگین
📘 دربارۀ کتابِ «از بغداد به مرو؛ بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز»
(۱/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی
🍂 مسئلۀ ایمان به مبداء آفرینش و نقد دین در تاریخ فرهنگی ایران، از سابقۀ دیرینهای برخوردار است. همانگونه که مترجم نیز در در پیشگفتار اشاره کرده که ایمان را نباید در حوزۀ عقل و خرد وارسید. باور به خدا و مناسک عبادی، خواستن و شیفتگیِ دلخواه هر انسانیست به آفرینندهای که در دلِ خود، طاعت و بندگی او را پذیرفته، و یا به بُت و گیاه و جماد و جانداری دلبسته شده و پرستش او را برگزیدهاست، و سرودۀ نظامی گنجوی را در خسر وشیرین آوردهاست:
با چنین سابقۀ سنگینی در فرهنگ ایران، کار شایسته و قابل تقدیر مترجم کتاب را باید ستود که در آشفتهبازار کنونی، با توجه به ناآرامیهای منطقه و جنگهای مذهبی در کشورهای اسلامی، حلقههای اتصال ادیان ابراهیمی را یادآور شدهاست.
🍂 جالب اینکه نویسنده، پژوهش خود را با عنوان «بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز» خوانده و سعی بر این دارد که مواضعِ مشترک یهودیت و مسیحیت و اسلام را از اکنون، به آغاز نشان دهد. همو پس از گفتاری کوتاه دربارۀ ادیان چندخدائی، در یکتاپرستی، با اولویت قرار دادنٍ یهود، مسیحیت و اسلام را «دیرآمدگان» و یا «متأخرین» مینامد، و فصول مشترک را در «نقش ویژۀ مسیحیت و اسلام» توضیح میدهد:
🍂 با چنین زمینههاییست که نویسنده از «استقلال جنبش قرآنی و تبدیل آن به یک دین نوین یا اسلام» سخن میگوید. از هجوم لشگریان مسلمین از طریق دریا به اسپانیا در سال ۷۱۱ م، بحث کشورگشائی مسلمین و درگیری با مسیحیان را ادامه میدهد و نظر برآوردهنشدۀ اسلامشناس مشهور، فردریش شوالبی، که درسال ۱۹۱۹ اعلام کردهبود:
🍂 دربارۀ «احادیث»، نتیجهگیریِ نهائی نظرِ نویسنده، خلافِ نظرِ خیلی از پژوهشگران، شنیدن دارد. با ارجاع به روایتی از آلبرشت نوت در «زندگینامۀ محمد» نشان میدهد که سیره، کاملا تحت تأثیر «الگوهای انجیلی» قرار گرفتهاست، و سپس اشاره میکند به تاریخ طبری که حدود ۱۰۰ سال بعدتر نوشتهشده، در همان نیز «الگوها و دستمایههای انجیلی به خدمت گرفته می شوند» با چنین نگاهی در بهرهگیری از این الگوها اضافه میکند که:
اینجاست که باید که شرف و وجدان سالم پژوهشگر راستین، فارغ از دین و مرام و مقام برجسته میشود.
🍂 در «مشاهدات دینشناختی دربارۀ آغاز و شکلگیری اسطورهها در ادیان همگانی» که بسی آموزنده و پربار است، اسطوره را میشکافد؛ از فاصلههای تاریخی، به علت عدم دسترسی تاریخی و غیرممکنبودنِ زمانِ درستِ وقایع که بهیقین با صحت و سقم حوادث رابطه دارد، توضیحات لازم را یادآور میشود:
🍂 نمونههای بالا در فهم اسطوره، با پیامی که به دنبال دارد، قابل تأمل است: «دین آنگونه درک شود که در زمان نگارش اولیهاش درک میشد». و این پیام نغز و سنجیده، منادی بیداریِ زمانۀ ماست، در تکان اندیشههای خواب رفته! در محیط های متقارب قرآن.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی
🍂 مسئلۀ ایمان به مبداء آفرینش و نقد دین در تاریخ فرهنگی ایران، از سابقۀ دیرینهای برخوردار است. همانگونه که مترجم نیز در در پیشگفتار اشاره کرده که ایمان را نباید در حوزۀ عقل و خرد وارسید. باور به خدا و مناسک عبادی، خواستن و شیفتگیِ دلخواه هر انسانیست به آفرینندهای که در دلِ خود، طاعت و بندگی او را پذیرفته، و یا به بُت و گیاه و جماد و جانداری دلبسته شده و پرستش او را برگزیدهاست، و سرودۀ نظامی گنجوی را در خسر وشیرین آوردهاست:
قیاس عقل تا آن جاست بر کار
که صانع را دلیل آید پدیدار
مده اندیشه را زان بیشتر راه
که یا کوه آیدت در پیش یا چاه
چو دانستی که معبودی ترا هست
بدار از جستجویِ «چونوچه» دست
با چنین سابقۀ سنگینی در فرهنگ ایران، کار شایسته و قابل تقدیر مترجم کتاب را باید ستود که در آشفتهبازار کنونی، با توجه به ناآرامیهای منطقه و جنگهای مذهبی در کشورهای اسلامی، حلقههای اتصال ادیان ابراهیمی را یادآور شدهاست.
🍂 جالب اینکه نویسنده، پژوهش خود را با عنوان «بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز» خوانده و سعی بر این دارد که مواضعِ مشترک یهودیت و مسیحیت و اسلام را از اکنون، به آغاز نشان دهد. همو پس از گفتاری کوتاه دربارۀ ادیان چندخدائی، در یکتاپرستی، با اولویت قرار دادنٍ یهود، مسیحیت و اسلام را «دیرآمدگان» و یا «متأخرین» مینامد، و فصول مشترک را در «نقش ویژۀ مسیحیت و اسلام» توضیح میدهد:
«مسیحیت یکتاپرستی یهودی را به ارث برد. یعنی جنبۀ جهانیبودن آن را. و درست با همین ابزار، خود را از «قیود قومی» یهودیت رها ساخت. مسیحیشدن بدونِ «ختنه و شریعت». اسلام از مسیحیت «ایرانی – سوری» برآمدهاست و از آنجا که در اسلام، زبان و ذهنیت عمدتا آرامیست، تورات و تصورات یهودی در آن، نقش قدرتمندی ایفا میکند.
در اینجا نزدیکی زبانی مسیحیان آرامی، به محیط یهودی پیرامونش مهم بودهاست، ولی برخلاف ادعاهای تاکنونی، مسیحیان یهودی بر اسلام تإثیری نداشتهاند؛ زیرا وجود آنها به هنگام پیدایش قرآن، به اثبات نرسیدهاست. بهعکس، کل مسیحیت سوری، بهویژه در اشکال آغازینش، عمیقا در سنت توراتی، شباهتهای بسیاری دارا بود».
🍂 با چنین زمینههاییست که نویسنده از «استقلال جنبش قرآنی و تبدیل آن به یک دین نوین یا اسلام» سخن میگوید. از هجوم لشگریان مسلمین از طریق دریا به اسپانیا در سال ۷۱۱ م، بحث کشورگشائی مسلمین و درگیری با مسیحیان را ادامه میدهد و نظر برآوردهنشدۀ اسلامشناس مشهور، فردریش شوالبی، که درسال ۱۹۱۹ اعلام کردهبود:
«هنوز متکلمین [مسیحی] به این آگاه نیستند که اسلام، به تاریخ مسیحیت تعلق دارد. علم کلام قرآنی و مسیحی، هر دو جزو الهیات، یا دقیقتر گفته شود، الهیات مسیحی سوری بودند».
🍂 دربارۀ «احادیث»، نتیجهگیریِ نهائی نظرِ نویسنده، خلافِ نظرِ خیلی از پژوهشگران، شنیدن دارد. با ارجاع به روایتی از آلبرشت نوت در «زندگینامۀ محمد» نشان میدهد که سیره، کاملا تحت تأثیر «الگوهای انجیلی» قرار گرفتهاست، و سپس اشاره میکند به تاریخ طبری که حدود ۱۰۰ سال بعدتر نوشتهشده، در همان نیز «الگوها و دستمایههای انجیلی به خدمت گرفته می شوند» با چنین نگاهی در بهرهگیری از این الگوها اضافه میکند که:
«دستمایههای انجیلی یک چیز نوین شکل میگیرد. داستانهایی از آغاز و تاریخ صدر یک دین نوین به نگارش میآید که محمد، پیامبر عرب، به فرمان خدا پایهگذاری میکند».
اینجاست که باید که شرف و وجدان سالم پژوهشگر راستین، فارغ از دین و مرام و مقام برجسته میشود.
🍂 در «مشاهدات دینشناختی دربارۀ آغاز و شکلگیری اسطورهها در ادیان همگانی» که بسی آموزنده و پربار است، اسطوره را میشکافد؛ از فاصلههای تاریخی، به علت عدم دسترسی تاریخی و غیرممکنبودنِ زمانِ درستِ وقایع که بهیقین با صحت و سقم حوادث رابطه دارد، توضیحات لازم را یادآور میشود:
«از «کتابت عهد عتیق از زمان تبعید یهودیان [به بابل] یعنی سدۀ ۶ پیش از میلاد آغاز شد. دراینجا میباید بین داستان موسی و ابراهیم که به ۱۰۰۰ سال پیش از کتابت عهند عتیق، یا داستان خروج موسی و خروج او از مصر که ۶۰۰ سال پیش از آن برمیگردد، پلی زده میشد. نوشتههای زرتشتی حتی باید فاصلۀ زمانی بزرگتری را پر میکردند».
🍂 نمونههای بالا در فهم اسطوره، با پیامی که به دنبال دارد، قابل تأمل است: «دین آنگونه درک شود که در زمان نگارش اولیهاش درک میشد». و این پیام نغز و سنجیده، منادی بیداریِ زمانۀ ماست، در تکان اندیشههای خواب رفته! در محیط های متقارب قرآن.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘 دربارۀ کتابِ «از بغداد به مرو؛ بازخوانی تاریخ اسلام از آخر به آغاز»
(۲/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی
اشاراتی به مرو
این بخش کتاب با روایتهایی از «محیطهای متقارب»، با نگاهی دقیق به گذشتهها، خواننده را با محیطِ فرهنگیِ زمانۀ شکلگیری قرآن آشنا میکند. با توجه به متون آیاتِ قرآنی و کمک همان متون، با نگاهی تردیدآمیز به منطقۀ بدوی مکه و مدینه دارد، مینویسد:
🔻و سپس اشارهای دارد به:
🔻نویسندۀ کتاب از سکهها و سنگنبشتههای قبةالصخره در اورشلیم، یاد کرده و آنها را گواه و سند سخن خود قراردادهاست:
🍂 اضافه میکند که «عبدالملک که حاکمیت قطعی او درسال ۶۰ عربی آغاز گردید در سال ۶۶ عربها فرمان ضرب یک سکه داد که «محمت» برای نخستین بار با عنوان رسول الله (فرستاده خدا) تزئین شد.
🍂 سومین رد پای مرو درخود قرآن در سورۀ، آیه ۱۵۸ است. نویسنده در بخش ۴.۵.۲ مرو، مارگیانا و بلخ، با اشاره به حفاریهای باستانشناسی در سرزمین پهناوری واقع در شمال ترکمنستان، توضیحات بسیار مفیدی از تمدن کهنسال آن مناطق یادکرده مینویسد:
🍂 نویسنده، در پی این توضیحات که به نظر میرسد مقدمهای بوده برای فصل پایانی با عنوان «مرو بعنوان خاستگاه جنبش قرآنی»، با توصیف شهر بزرگ مرو، با ذکر اینکه «منشاء اقوال قرآن را جستجو کرد»، دربارۀ مراکز فرهنگی و نظام اداری واحد کشور و جریان دائمی و فعالِ مراکز نحلههای فکری گوناگون در کنار تصورات هلنیستی، و زبان و فرهنگ سوریِ بسیار قدرتمند، ترجمۀ متون نیایشی مسیحی به فارسی میانه و متون تفسیری از آئین زرتشتی و...، مرو را به احتمال بالا، منشاء اقوال قرآن میداند.
🍂 پاورقیهای ضمیمۀ نویسنده و مترجم، حاوی ۴۷ برگ، بیانگر دقت و علاقۀ هر دو در تبیین واقعیتها و زدودن تاریکیها از تاریخ است.
#نقد_کتاب #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#رضا_اغنمی
اشاراتی به مرو
این بخش کتاب با روایتهایی از «محیطهای متقارب»، با نگاهی دقیق به گذشتهها، خواننده را با محیطِ فرهنگیِ زمانۀ شکلگیری قرآن آشنا میکند. با توجه به متون آیاتِ قرآنی و کمک همان متون، با نگاهی تردیدآمیز به منطقۀ بدوی مکه و مدینه دارد، مینویسد:
«اظهارات قرآن نمیتوانند در شبهجزیرۀ عربستان، یا دقیقترگفته شود، در مکه و مدینه به وجود آمدهباشند. تقریبا تمامی ویژگیهای متون قرآن و بهطور روشنتر پسزمینههای فراوان ادبی و دینشناسی، نشان میدهند که مکه و مدینه، محل شکلگیری قرآن نبودهاند؛ چگونه یک پیامبر که بیسواد بوده، تمامی این سنن دینی متنوع را میشناخته و میتوانست با آنها برخورد کند؟ اینکه چه چیزی برای او و مردم درآنجا جالب بوده را میتوان در سیره خواند».
🔻و سپس اشارهای دارد به:
«کریستف لوکزبرگ نشان دادهاست تأثیرات «گویش» سوریۀ شرقی در زبان قرآن، بر این نظریه صحه میگذارند. همچنین علم کلام قرآن، مفاهیم، دستمایهها و الگوهای بیشماری از سنت ایرانی را در خود دارند».
🔻نویسندۀ کتاب از سکهها و سنگنبشتههای قبةالصخره در اورشلیم، یاد کرده و آنها را گواه و سند سخن خود قراردادهاست:
«عبدالملک طبق شهادت یکی از سکههائی که در سال ۷۵ هجری (۶۹۶ میلادی) ضرب شده، اهل «مرو» بودهاست، و نه آنطور که او را یه خاندان مروانیان که خاستگاهشان مکه بوده، وابسته ساختند. بهعکس او، اهل شهر مرو که امروزه در جنوب ترکمنستان قرار دارد، یودهاست؛ زیرا پیشوند «ان» را باید بهزبان فارسی فهمید که معنی «اهل... » یا «از» میباشد».
🍂 اضافه میکند که «عبدالملک که حاکمیت قطعی او درسال ۶۰ عربی آغاز گردید در سال ۶۶ عربها فرمان ضرب یک سکه داد که «محمت» برای نخستین بار با عنوان رسول الله (فرستاده خدا) تزئین شد.
🍂 سومین رد پای مرو درخود قرآن در سورۀ، آیه ۱۵۸ است. نویسنده در بخش ۴.۵.۲ مرو، مارگیانا و بلخ، با اشاره به حفاریهای باستانشناسی در سرزمین پهناوری واقع در شمال ترکمنستان، توضیحات بسیار مفیدی از تمدن کهنسال آن مناطق یادکرده مینویسد:
«تقریبا از ۱۷۰۰ سال پیش، این منطقه از یک فرهنگ با شکوه برخوردار بود که بیشباهت به فرهنگهای بزرگی مانند بین النهرین و مصر و یا هند نبود. به دلیل پرآبی، کشاورزی در این منطقه رونق داشت و از جمعیت بسیار زیادی برخوردار بود ...».
🍂 نویسنده، در پی این توضیحات که به نظر میرسد مقدمهای بوده برای فصل پایانی با عنوان «مرو بعنوان خاستگاه جنبش قرآنی»، با توصیف شهر بزرگ مرو، با ذکر اینکه «منشاء اقوال قرآن را جستجو کرد»، دربارۀ مراکز فرهنگی و نظام اداری واحد کشور و جریان دائمی و فعالِ مراکز نحلههای فکری گوناگون در کنار تصورات هلنیستی، و زبان و فرهنگ سوریِ بسیار قدرتمند، ترجمۀ متون نیایشی مسیحی به فارسی میانه و متون تفسیری از آئین زرتشتی و...، مرو را به احتمال بالا، منشاء اقوال قرآن میداند.
🍂 پاورقیهای ضمیمۀ نویسنده و مترجم، حاوی ۴۷ برگ، بیانگر دقت و علاقۀ هر دو در تبیین واقعیتها و زدودن تاریکیها از تاریخ است.
#نقد_کتاب #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin