Telegram
نقدآگین
📘داستان شیخ علیش مصری و کلاه شاپو
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
ای احمق فریبخوردهی ابله! چطور جرأت و جسارت کردی که کلاهی که نشانهی خواری و کفر و ذلت آنهاست را به دینی که شریفترین و منیعترین دین است منسوب داری؟ چه رسوایی بیش از این ای کوردلِ خبیث باطن! که با این فتوا به شقاوتی گرفتار آمدی که سعادتی پس از آن نباشد وخونت هدر است و تلاش برای ریختن آن واجبی ستودنی است.
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
.
#آخوندیسم #تحجر #فتوا #تکفیر #تکفیری #تعصب #آخوند #فتوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic