نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘خریدن فحش برای خامنه‌ای «ولایت‌مداری» نیست

✍🏻 #حسین_قدیانی

روزنامه‌نگار نمی‌گوید:
حفظ نظام از جان امام زمان مهم‌تر است

بل‌که می‌گوید:
حفظ نظام از حجاب مهم‌تر است


فایل صوتی‌ای شدیدالحن منسوب به حسین قدیانی درباره همین قانون حجاب و عفاف و تبعات سخت آن خطاب به سران نظام، چند روز قبل، بیرون آمده و در سایت نیوزگویا نیز در صدر اخبار قرار گرفت، که گویا از کانال خود نویسنده حذف شده، از آنجا که بطور یقینی مطمئن نیستیم صوت خودش بوده‌است (هرچند قرینه‌هایی وجود دارد) و از طرفی کلمات تند بسیاری دارد، در اینجا بازنشر نمی‌کنیم. جهت شنیدن می‌توانید به سایت گویانیوز (اینجا) رجوع کنید یا در یوتیوب (اینجا) بشنوید.



🌾 @Naqdagin | @revayatehagh1400
📘خریدن فحش برای خامنه‌ای «ولایت‌مداری» نیست
(۱/۳)
✍🏻 #حسین_قدیانی

🍂 این همان قصه‌ی مادر و نامادری است. درد بچه عین خیال نامادری نیست، ولی مادر حاضر است بچه را به نامادری بسپرد و در عوض دست بچه در اثر کشمکش بین مادر و نامادری درد نکند. از قضا آن‌که بویی از قضاوت برده‌باشد، می‌فهمد که مادر کیست و نامادری کدام است...

🍂 دروغ چرا؛ زنده و مرده‌ی آن جبهه که نام انقلاب را یدک می‌کشد و مع‌الاسف در همین هم دروغ می‌گوید، عین خیال من نیست.

🍂 چه کنم که از قرار نمی‌توانم خامنه‌ای را دوست نداشته‌باشم. کاری که چپ و راست و بالا و پایین جبهه‌ی انقلاب با من کرده، همان کاری است که پاییز چهارصد و یک با همه‌ی مردم کرد. اینک من باید هوشیار باشم که مبادا زاکانی‌چی‌ها یا عشاق قالی‌باف از نقدهایم به مصباح و مصباحیسم سوءاستفاده کنند. من حق این دست‌فرمان را برای خود محفوظ می‌دانم؛ چه این‌که از همه‌ی این جبهه زخم خورده‌م. از آن‌چه شریعت‌مداری نوشت و از آن‌چه صفار ننوشت...

🍂 من یک سال بعد از دوم خرداد هفتاد و شش، رسماً افتادم در وادی مطبوعات. چند صباحی به چند هفته‌نامه متن دادم و آن‌گاه سر از روزنامه‌ها درآوردم.‌ قصه برمی‌گردد به تابستان داغ هفتاد و هشت و روزهایی که کیهان و رسالت و سیمای لاریجانی بسی بیش‌تر از علی خامنه‌ای فحش می‌خوردند. نه که ره‌بر سیبل شعارهای دانش‌جویی نمی‌شد؛ نه. طبعاً خود خامنه‌ای هم کم فحش نمی‌شنید، ولی کیهان و رسالت و تلویزیون و کجا و کجا، حتی ناطق نوری هم گاه بیش‌تر از خامنه‌ای سزا و ناسزا را با هم نوش جان می‌کردند، و می‌خواهم بنویسم ولایت‌مداری درست یعنی همین.

🍂 سال ۱۴۰۱ انگار نه انگار کشور سه تا رئیس قوه و یک تلویزیون اتفاقاً مصباح‌زده و کیهانی دارد، به مراتب تندتر از کیهان عصر اصلاحات. آن سال هر چه فحش بود، خامنه‌ای یک تنه شنید. وقتی رئیس‌جمهور مملکت در بدترین تلقی از ولایت، صبح تا شب خود را سرباز ولایت می‌خواند، مردم هم ترجیح دادند سرباز را آدم حساب نکنند و یک راست بروند سراغ فرمانده. فرمانده‌ای که TV جبلی- جلیلی جلویش شمشیر نمی‌زد و این کل داستان جبهه‌ی انقلاب هم بود.

🍂 نتیجه‌ی خطبه‌ی علم‌الهدی و یادداشت روز کیهان یک چیز بود: مردم گور پدر جبهه‌ی انقلاب، خود ره‌بر انقلاب را به فحش بکشند و این ارمغان مصباح بود برای خامنه‌ای. شیخی که سیاست‌مدار نبود و حتی سیاست‌شناس هم نبود اما شگردهایش در سپهر سیاست زودتر از شاگردهایش حرکت می‌کرد...

🍂 عصر اصلاحات من در غربت حزب‌اللهی‌ها روزنامه‌نگاری را آغاز کردم. علاوه بر دولت، مجلس هم افتاده بود دست طیف چپ و من حتم داشتم که روزنامه‌نگاری در فضای غربت کار مقرب‌تری است. اگر حاکمیت یک‌دست قلم را تبدیل به ماله می‌کند، زنده باد همان عصری که رسماً اپوزیسیون بودیم و از هر که انتقاد می‌کردیم، یک سمت و صندلی در جمهوری اسلامی داشت...

🍂 همان ایام، مصباح یزدی در سخنان پیش از خطبه‌های نمازجمعه، دقیقاً همان چیزهایی را می‌گفت که راست کار صفحه‌ی یک صبح امروز حجاریان بود. این درست که جمعه‌ها مصباح یک قرائت خشن از اسلام ارائه می‌داد ولی الباقی روزهای هفته سیدمحمد خاتمی بالانس می‌کرد و جوری از اسلام حرف می‌زد که تو گویی اسلام چیزی جز رحمت نیست؛ حال آن‌که اسلام، هم اسلام مصباح یزدی بود و هم اسلام یک یزدی دیگر یعنی آقای خاتمی که رئیس‌جمهور بود...

🍂 همان روزها که سعید حجاریان داشت مصباح را مسخره می‌کرد و حرف‌های او را دست می‌گرفت و الباقی روزنامه‌های زنجیره‌ای هم همین خط را دنبال می‌کردند، من متنی در کیهان نوشتم تا نگذاشته‌باشم مرحوم مصباح بیش از این مظلوم بماند.

🍂 آن‌ها مصباح را «تئوریسین خشونت» می‌خواندند و من با این‌که دل‌داده‌ی کویر شریعتی بودم و از اختلاف مصباح با شریعتی هم آگاه بودم، متنی برای کیهان نوشتم با این تیتر: «تئوریسین هدایت» که هم صفار و هم شریعت‌مدار خوش‌شان آمد.‌

🍂 آن روزها این توی دلم وول می‌خورد که اگر قرار است هاشمی استوانه‌ی نظام باشد و خاتمی رئیس‌جمهور و کروبی رئیس‌مجلس، تو بگذار یک مصباح یزدی هم دست کم یک روز از هفته از ذوالفقار علی سخن بگوید که علی رب‌النوع شمشیر هم بود...

🍂 طرفه حکایت این‌که کمی بعد از دفاع من از مصباح در کیهان، حداد عادل یادداشتی در اطلاعات نوشت و رسماً از مصباح بابت کم و کیف حرف‌هایش گله کرد که آخر این قدر خشن چرا؟ خوب نیست از تریبون نمازجمعه جوری حرف بزنیم کأنه ۸۰ درصد مردم مخاطب ذوالفقار علی هستند و اسلام هم هیچ نیست الا خشونت.

🍂 متن حداد متن خوبی بود برای اطلاعات و متن متن خوبی بود برای کیهان. آن روزها هنوز بسیاری از این مصباح‌پرست‌های شعارزده‌ی امروز طرح ولایتی اساساً هنوز به دنیا نیامده بودند که ببینند ما به جرم دفاع از مصباح چگونه در شعارهای قبیله‌ی اصلاحات «عامل هر جنایت» خوانده می‌شدیم...

(ادامه دارد)



🌾 @Naqdagin
📘خریدن فحش برای خامنه‌ای «ولایت‌مداری» نیست
(۲/۳)
✍🏻 #حسین_قدیانی

🍂 گمانم همان ایام بود که رفتم و کتاب اگر اشتباه ننوشته باشم «شریعتی در جست‌وجوی شدن» اثر بهشتی را خریدم و خواندم. خب من شریعتی را بسیار بیش‌تر از مصباح دوست می‌داشتم و قطعاً دوست نمی‌داشتم حالا به خاطر یک متن در دفاع از مصباح، مصباحی خوانده شوم.

🍂 به موازات خواندن آن کتاب بسیار خوب بهشتی، رفتم و همه‌ی آن‌چه را که چمران در مدح شریعتی گفته بود و نوشته بود هم پیدا کردم و شنیدم و خواندم و سرکی هم به رابطه‌ی عجیب‌غریب و سرشار از افراط و تفریط مطهری با شریعتی انداختم و بسیار مداقه کردم در کم و کیف گارد مصباح نسبت به شریعتی و شگفتا! این همه را که با هم جمع کردم، کشف کردم بهشتی بیش از مصباح به شریعتی نقد داشت.

🍂 بگذارید قصه را برایتان بیش‌تر بشکافم. بهشتی با این‌که شریعتی را جست‌وجوگری در مسیر شدن و به‌تر شدن می‌دانست و اساساً شریعتی را دوست می‌داشت، اما نقدهای فراوانی هم به شریعتی داشت، نقدهایی بسیار دقیق، حرفه‌ای و محتوایی که قشنگ معلوم بود بهشتی همه‌ی آثار شریعتی را خوانده و به خوبی می‌داند که این گل، بوی خوش و خار تیز را با هم دارد و این دو را باید با هم دید.

🍂 به زعم من، مشکل بهشتی با نقد مصباح به شریعتی هرگز این نبود که کتاب‌های شریعتی نکته‌ی منفی ندارد؛ این بود که چرا داری به اسم نقد، نه حتی تخریب، که رسماً شریعتی را تکفیر می‌کنی و برای عاقبتش خط و نشان می‌کشی. در اصل، شهید بهشتی هیچ مشکلی با نقد درست یا حتی نادرست شریعتی نداشت؛ گله از مصباح داشت که اساساً این نوع برخورد اسمش نقد نیست و بدتر لج طرف را درمی‌آورد.

🍂 بهشتی خطاب به مصباح از عواقب خطرناک این خط و نشان کشیدن‌ها سخن می‌گوید. مرضی که گویا از مصباح به شاگردهایش هم سرایت کرده. ابتدا برای آینده‌ی کسی که با او بنا به هر علت حال نمی‌کنند، خط و نشان عاقبت به شری می‌کشند و بعد با انواع حیله و اقسام نقشه طرف را عاصی می‌کنند و بعد که طرف عاصی شد، ژست پیش‌گویی می‌گیرند که دیدید ما گفته بودیم به جز جلالی و جلیلی و رسایی و آقاطهرانی و صدیقی و روان‌بخش و چند نفر دیگر، همه در آزمون آخرالزمان رفوزه می‌شوند؟ باری حتی بهشتی هم با شگردهای مصباح مشکل داشت...

🔻اگر قرار است کنار خامنه‌ای، هاشمی و خاتمی و کروبی و همه‌ی کابینه‌ی اصلاحات و همه‌ی نمایندگان مجلس ششم باشند، چه اشکالی دارد کنار خامنه‌ای، مصباح هم باشد؟

🍂 اشکال این‌جاست
کنار خامنه‌ای فقط و فقط مصباح باشد! احمد خاتمی همان مصباح است و احمد علم‌الهدی همان مصباح است و ابراهیم رئیسی همان مصباح است و مجلس همان مصباح است و زاکانی همان مصباح است و جلیلی همان مصباح است و کیهان همان مصباح است و تلویزیون همان مصباح است و تو باش از قالی‌باف، سلیمانی یا هاشمی درست شود برای خامنه‌ای.

🍂 وجود این همه مصباح در کنار خامنه‌ای، آن‌هم در شرایطی که هاشمی فوت کرده و سلیمانی شهید شده و خاتمی هم ممنوع‌التصویر است، چهره‌ی آنرمالی از نظام ارائه می‌دهد.

🍂 باری، از سر ازدیاد وزن مصباح در حاکمیت است که حتی با وجود آن همه رخ‌داد تلخ در سال هزار و چهارصد و یک هنوز نظام دوست دارد آرمان را به جنگ مهرشاد و حمیدرضا را به جنگ روح‌الله بیندازد.

🍂 قانون حجاب در جدیدترین ورژن خود، هیچ بعید نیست که به حوادثی تلخ‌تر از حوادث چهارصد و یک منجر شود...

🍂 چه فرقی می‌کند این سخن دور از رسانه را چه کسی گفته باشد که حفظ نظام حتی از جان امام زمان هم مهم‌تر است؟ اما بیاییم و حمل بر صحت کنیم و دنبال منظور خیر بگردیم از این جمله‌ی شر.

🍂 دست کم من فکر می‌کنم منظور خمینی این بود که برای استحکام احکام اسلام حتی می‌ارزد جان معصوم هم فدا شود، لیکن از آن‌جا که پیاده‌سازی حداکثری احکام اسلام بدون حکومت میسر نیست، پس می‌توان حکومت را مافوق معصوم تصور کرد.

اینک سؤال این است: چطور حکومت می‌تواند مافوق معصوم تصور شود ولی نمی‌تواند مافوق حجاب تصویر شود؟ یعنی آیا حجاب زن‌ها هم از جان امام زمان مهم‌تر است؟

بیاییم فرض کنیم حجاب مسئله‌ی اول حکومت پیام‌بر و حاکمیت امیرالمؤمنین بوده. حتی می‌توانیم فرض کنیم در هر صفحه‌ی قرآن، چند آیه به وجوب حجاب اختصاص داده شده. مگر نه آن‌‌که فقه شیعه مکلف است رعایت احکام الهی را در بستری از اقتضائات زمان جلو ببرد؟ و مگر نه آن‌که در همین فقه شیعه گاه می‌توان نماز را ترک کرد تا از خطری جلوگیری کرد؟

حجاب اولین و آخرین حکم خدا هم که باشد، ناظر بر حوادث تلخ‌تر از زهر سال ۱۴۰۱، آیا حکم فقه شیعه نباید این باشد که راه مقابله با بی‌حجابی، تکرار سیاست‌های بی‌حاصل گشت ارشادی به شکلی مخرب‌تر نیست؟ و اصلاً این همه مانور روی بحث حجاب به مصلحت نیست؟

🍂 باری، گره‌زدن هویت نظام به موی زن، خطر گسست میان جمهور و حتی شکست جمهوری اسلامی را تشدید می‌کند...

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘خریدن فحش برای خامنه‌ای «ولایت‌مداری» نیست
(۳/۳)
✍🏻 #حسین_قدیانی

🍂 کاش اقلاً بنا به ادعای «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا به مدعای «لزوم وحدت کلمه بین مردم»، به این نتیجه برسند که این جریمه‌ها و این قوانین و این ماده و تبصره‌ها، از قضا عمر همان حکومتی را کوتاه می‌کند که قرار است مهم‌تر از جان معصوم باشد. عجبا که نظام در موضوع حجاب شکست خورده و هم‌چنان دوست دارد در این زمین شکست‌خورده، بازی کند.

🍂 نه! کربلای چهارِ ۱۴۰۱ به هیچ کربلای پنجی در سال ۱۴۰۳ منجر نمی‌شود؛ چرا که جامعه بیش از این کشش افکار مصباح را ندارد. این‌جا مصباح نه لزوماً یک شخص، بل‌که یک نماد است؛ نمادی که حتی همه‌ی انقلابی‌ها را هم نمایندگی نمی‌کند، اما نظام می‌خواهد آن را به بخش‌نامه‌ای برای کل ملت تبدیل کند.

🍂 جمهوری اسلامی حتماً مصباح می‌خواهد، ولی فقط مصباح نمی‌خواهد. واقعیت آن است که بخش ایدئولوژیک نظام دارد مصباح بالا می‌آورد و این‌جاست که دیگر هیچ آدم عاقلی نمی‌تواند از مصباح، شگردهایش و شاگردهایش، دفاع کند. روزی جامعه کشش ادامه‌ی جنگ نداشت و قطع‌نامه پذیرفته شد و امروز هم دیگر بیش از این کشش این همه مصباح‌زدگی را در حاکمیت ندارد...

🍂 به اعتراضات ۷۸ برگردیم. ده سال بیاییم جلو و ۸۸ را بازبینی کنیم. دی ۹۶ و آبان نود و هشت را ببینیم. پاییز مهسا را بازخوانی کنیم. آیا جز این است که هر چه حجم مصباحیسم در قوه‌ی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نظام بیش‌تر شده، شعارهای اعتراضی، نه فقط رادیکال‌تر شده که اعتراض به اعتراض بیش‌تر شخص ره‌بر را هدف گرفته‌ند؟

🍂 این‌جاست که من مدعی هستم مصباح در هیچ کدام از پروژه‌های حاکمیتی خود، هیچ آورده‌ای برای نظام نداشت. حد مصباح در سیاست‌ورزی و اثرگذاری حاکمیتی همان سخن‌رانی‌های پیش از خطبه بود که اگر قرار است نمایندگان مجلس ششم از این طرف ترمز ببرند، تو بگذار یکی مثل مصباح هم از آن طرف ماجرا به مسئله بپردازد؛ که اطلاعات در نقد مصباح متن بنویسد و کیهان از در مدح وارد شود.

🍂 جای افکار مصباح نه حتی در همه‌ی صفحات روزنامه‌ی کیهان، که فقط در همه‌ی صفحات هفته‌نامه‌هایی مثل پرتو و نهم دی است. جای مصباح در رسانه‌ی ملی نیست. رسانه‌ی ملی حتی جای مطهری و بهشتی و شریعتی هم نیست. رسانه‌ی ملی جای برنامه‌ی کتاب‌باز است والا اسراف در مصرف ایدئولوژی، دقیقاً به ضد آن عمل می‌کند. وضع جبهه‌ی انقلاب حتماً قبل از تأسیس شبکه‌ی افق به‌تر بود...

🍂 علی لاریجانی اقلاً در ظاهر انقلابی‌تر از جبلی و برادران جلیلی به نظر نمی‌رسد، ولی سال ۷۸ سیمای لاریجانی «سیمای لاریجانی» بسیار از معترضین فحش خورد و سال ۱۴۰۱ «سیمای مصباح» هر چه بیش‌تر در تمجید از روح‌الله و آرمان سخن گفت، مردم فحش بیش‌تری به رأس نظام دادند و این عاقبت همان بی‌توجهی به هشدار شهید بهشتی است؛ این‌که «اتمام حجتی‌ها» در گذر از شریعتی، برای همه‌ی ملت «اتمام حجت» کنند. «ما از همه عمارتریم» به تولید انبوه عمار برای علی ختم نمی‌شود، دعوا را می‌کشاند بین خود عمارها؛ به حال و روز امروز جبهه‌ی انقلاب...

🍂 نامادری عادی برخورد می‌کند. نامادری آنرمال نیست. نامادری با عشق بی‌گانه است. نامادری به حجاب فکر می‌کند، و مادر به حکومتی که چمران فقط یکی از شهدایش بود. نامادری به این فکر می‌کند که چطور نظام را بیش‌تر تیغ بزند، بل‌که بتواند حال چهار تا بی‌حجاب دیگر را هم بگیرد و مادر غصه‌ی انقلابی را می‌خورد که در ویترینش طالقانی بود و مصباح نبود. بازرگان بود و مصباح نبود. هاشمی و خامنه‌ای بودند و مصباح نبود، و مصباح حتی در جبهه هم نبود!

🍂 آیا گناه است که خامنه‌ای را بیش‌تر از حجاب و محجبه‌ها دوست داشته‌باشیم؟ آیا گناه است که نخواهیم سیاست را از همان کانال مصباحیست‌ها رصد کنیم؟ آیا گناه است که از همین الان، چند ماه بعد را ببینیم که باز هم از هر دو طیف ماجرا دارند در خیابان‌ها به سر و کله‌ی هم می‌پرند و یقه‌ی هم‌دیگر را می‌درند؟ آیا گناه است از نظام بخواهیم بر اساس همان ویترین دوران نهضت حرکت کند و این همه بی‌خود مصباح و مصباحیست‌ها را باد نکند؟ به راستی چه سودی داشت شگردها و شاگردهای مصباح برای ولایت؟ برای مقاومت چه سودی داشت؟

🍂 دو ماه است همه‌ی وقت کشور را گرفته‌ایم سر قانونی که با هیچ کدام از آثار مطهری و بهشتی هم‌خوانی ندارد و آن‌که نامادری است، عین خیالش نیست، ولی پس‌فردا تقاص قانون مجلس را آیا مصباح می‌پردازد یا شخص خامنه‌ای؟


▪️▪️▪️
حسین قدیانی از بسیجیان و اصولگرایانی‌ست که نامش با توهین به مقامات سیاسی اصلاح‌طلب پیوند خورده‌است. او فرزند شهید اکبر قدیانی است و در بین محافل حزب‌اللهی هواداران زیادی دارد. قدیانی اخیرا به منتقد حکومت تبدیل شده و فساد و رانتخواری و استبداد مقامات نظام را مورد حمله قرار می‌دهد. وی اخیرا نوشته‌بود (ادامه: اینجا)
.


#حکومت_اسلامی #مصباح_یزدی #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin