🍂 باید سفت به حقوق بشر غربی چسبید. حتی اگه لازم باشه در برابر خود غربیها. باید سفت به حقوق بشر غربی چسبید چون حقوق بشر اسلامی یا هر نسخه فیک دیگهای، از جان هیچ کس مراقبت نمیکنه. مسلمانان بهم رحم نکردند و نمیکنند و نخواهند کرد. مسلمان ارتش اسد به مسلمان اسلامگرای سنی رحم نمیکرد، و مسلمان اسلامگرای سنی به مسلمان ارتش اسد. فقط حقوق بشر غربیه که میگه طرف هر رذلی که بود باید حقوقش به عنوان زندانی یا اسیر رعایت بشه. اون فرمول «حقشه حرومزاده» رو همه ایدئولوژیها و مذاهب و فرهنگها بلدند.
🍂 و باید سفت به حقوق بشر غربی چسبید حتی در برابر غربیها، چون غربیها هم ممکنه وقتی یک چهره شاخص القاعده به قدرت رسید، سریع قدرتش رو به رسمیت شناخته و بدو به مقرش سفر کرده و باش عکس بگیرند. با اینکه جنگی رو برده که حتی جنگ هم نبوده، یک فتح آمادهشده بوده. دقیقا به این دلیل که غربیها ممکنه با جولانی بگو بخند کنند باید سفت چسبید به حقوق بشر غربی، و سوال کرد و مطالبه داشت، و ول نکرد. دقیقا با تکیه بر حقوق بشر غربی باید مواظب بود فراموش نشه که جولانی رو خیلی وقته که میشناسیم، از وقتی که سیبلش رو میتراشید و با داعش میپرید.
🍂 خیلی کم پیدا میشه چیزی که لذتبخشتر از با اردنگی بیرون کردن داعش شیعه از سوریه باشه، طوری که پشت سرشون هم نتونند نگاه کنند. تحقیری که فرعون میدان فلسطین متحمل شد در حد داستانهای اسطورهایه. اما جنبه لذتبخش اتفاقات نباید باعث بشه حواسمون پرت بشه ازینکه حقیقت رو نباید ول کنیم. تحت هیچ شرایطی حقیقت رو نباید ول کنیم.
✍🏻#اریک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
🍂 و باید سفت به حقوق بشر غربی چسبید حتی در برابر غربیها، چون غربیها هم ممکنه وقتی یک چهره شاخص القاعده به قدرت رسید، سریع قدرتش رو به رسمیت شناخته و بدو به مقرش سفر کرده و باش عکس بگیرند. با اینکه جنگی رو برده که حتی جنگ هم نبوده، یک فتح آمادهشده بوده. دقیقا به این دلیل که غربیها ممکنه با جولانی بگو بخند کنند باید سفت چسبید به حقوق بشر غربی، و سوال کرد و مطالبه داشت، و ول نکرد. دقیقا با تکیه بر حقوق بشر غربی باید مواظب بود فراموش نشه که جولانی رو خیلی وقته که میشناسیم، از وقتی که سیبلش رو میتراشید و با داعش میپرید.
🍂 خیلی کم پیدا میشه چیزی که لذتبخشتر از با اردنگی بیرون کردن داعش شیعه از سوریه باشه، طوری که پشت سرشون هم نتونند نگاه کنند. تحقیری که فرعون میدان فلسطین متحمل شد در حد داستانهای اسطورهایه. اما جنبه لذتبخش اتفاقات نباید باعث بشه حواسمون پرت بشه ازینکه حقیقت رو نباید ول کنیم. تحت هیچ شرایطی حقیقت رو نباید ول کنیم.
✍🏻#اریک
.
#سیاست #خاورمیانه #حقوق_بشر#محور_مقاومت #جولانی #سوریه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
🍂 آمریکا نیرو و تجهیزاتی در افغانستان ریختهبود که مجموعش از کل داراییهای ارتش بعضی کشورا بیشتر بود، اما یه صبح تا ظهر براش کافی بود تا همه رو جمع کنه و ببره (اینکه چیزهایی رو باقی گذاشت بخاطر محاسبهگری کاپیتالیستی این ارتشه؛ چون دائم در حال چرتکه انداختن بین سود/هزینه و صرفهست. اون اقلام باقیمانده، به توصیۀ حسابدارای ارتش رها شدن، نه به توصیۀ درجهدارها. در سیستم غربی، حسابدار آدم قدرتمندیه).
🔺این رو میتونید مقایسه کنید با وضعیت تخلیه نیروها و تجهیزات روسیه، که نهتنها یک وضعیت آشوب بود، بلکه چند روز طول کشید. یه عده از سربازها داشتند در میرفتند، و یه عده دیگه داشتند خودشون رو ازون سر مملکت میرسوندند به بندر تا جا نمونند. هواپیمای ترابری باندازه کافی نیست، یا ظرفیت ندارند، یا جایی برای فرود ندارند. کشتیها باندازه کافی نیست، یا آماده نیستند، یا باید طیالارض کنند تا به بندر امن برسند. بستن چمدانها، و پک کردن پدافندها انقدر طول میکشه که تحریرالشام از آسمان ازشون فیلم میگیره، و خیلی چیزها، از جمله مهمات رو هم نمیتونند جمع کنند، و به اسراییل میسپارند که منهدمشون کنه! و این وضعِ «همچنان دومین ارتش بزرگ دنیا»ست. این فاصله دومین ارتش بزرگ دنیا، با آمریکاست. بقیه، که با دومین ارتش بزرگ دنیا هم فاصله زیاد دارند، باید چه تخمینی از فاصله کشورشون با آمریکا داشته باشند؟ آیا این تخمین رو همیشه در ذهن دارند؟
🔺فایدۀ این تخمین فاصله، بتسازی از آمریکا نیست. فایدش برداشت دقیقتر از فیزیک دنیاست: «اگر آمریکا که در لجستیک، فاصله حیرتانگیز از همه دیگران دارد، در برابر بسیاری از مسائل به مشکل میخورد، تکلیف ما در برابر همان مسائل چیست؟».
🔻این سوال وقتی مهمتر میشه که بضاعت اجتماعی هم داخلش قرار بگیره
فرض کنید در یک ایالت آمریکا سیل شدیدی اومده، شبیه همونی که والنسیا رو در اسپانیا فلج کرد. ارتش آمریکا میتونه در یک صبح تا ظهر محمولهای از کالاهای ضروری رو به اون منطقه ارسال کنه که معادل مصرف یک سال یک کشوره. اما چیزی که به همین ارتش کمک میکنه، اینه که همه وانت دو دیفرانسیل دارند! و خیلیهاشون قایق بادی دارند! و این یعنی لازم نیست بخشی از کار رو ارتش انجام بده، مردم انجام میدن. در جایی مثل ایران نه تنها دولت به شدت ضعیفه، بلکه مردم هم هیچ بضاعتی ندارند (در غزه به دلیل در هم فرو رفتگی کشاورزی و شهرنشینی، الاغ زیاد هست برای جابجایی. طوری که خلبان اسراییلی مهارت الاغزنی رو هم به لیست مهارتهاش اضافه کرده. اما در شهرهای ایران حتی گاری و الاغ هم در دسترس نیست). بنابراین نسخه صحیحتر اون سوال اینه که:
🔺اما مردم رو در حال پاسخ به این سوال میبینید؟ نه. چون مردم دوست دارند با قصهها زندگی کنند. اونا حس میکنند واقعیت زود پیرشون میکنه و دوست ندارند زود پیر بشن. قصه آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «خدا صبرش زیاده، جواب اینارو هم میده یه روز» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «ما همه با هم هستیم» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «مردم در اوج سختیها هم شب یلدا رو کنار هم خوش میگذرونند» آدم رو جوان نگه میداره. قصهها برای اینه که بگن فیزیک دنیا حرومزادهست، ولی یه چیزهای دیگهای هم هست که گوش فیزیک رو میپیچونه!
🍂 دنیای واقعی حامل همۀ اینهاست. هم حامل شهروند والنسیا که ناگهان میفهمه نه دولتش بضاعتی که فکر میکرد رو داره و نه خودش بضاعتی که لازم بود داشته باشه رو داره، و عصبانی شده و به پادشاه هیچکاره فحش میده، هم حامل شهروند بنگلادشی که همون شکل از سیل روستاش رو میبلعه، ولی با تکیه بر قصههای حاکم بر همون روستا تحملش میکنه، کمی گریه میکنه، کمی بعد میخنده، به کسی اعتراضی نداره، و کمی بعدتر به زندگی ادامه میده، و هیچ کاری برای اینکه چنین اتفاقی دیگه رخ نده انجام نمیده، چه فردی و چه جمعی. هر دو داخل همین دنیای فیزیکی زندگی میکنند، و شاید هر دو به یک اندازه عمر کنند.
🍂 ابر بارانزا به اینکه درک قورباغهها از بارونی که قراره بریزه روی سرشون با درک میمونهای بالای درخت از همون بارون کاملا متفاوته، اهمیت نمیده. طبیعت اجازه میده کور در کنار بینا زندگی کنه. فیزیک دنیا، معتادان قصهها رو میبلعه. اما اجازه میده زندگی کنند و بعد میبلعه.
🔺پس وقتی برق و گاز قطعه، و همهچیز برای همهکس کم اومده، جوری که به سازمانهای حکومتی هم نمیرسه، نباید سریع بگی «در حال تجربه فروپاشی کامل هستیم». چون دنیای فیزیکی قراره اجازه بده مردمت که غرق قصهها هستند، از سیل هم بگذرند و زنده بمونند و گریه کنند و دوباره بخندند و بعد بلعیده بشن. دنیای فیزیکی قراره بشون رحم نکنه، ولی اینجوری نیست که بتونی بگی همین الان پردۀ بیرحمی بالا رفت و نمایش شروع شد! قراره کند، بیصدا، و باحوصله باشه.
✍🏻#اریک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔺این رو میتونید مقایسه کنید با وضعیت تخلیه نیروها و تجهیزات روسیه، که نهتنها یک وضعیت آشوب بود، بلکه چند روز طول کشید. یه عده از سربازها داشتند در میرفتند، و یه عده دیگه داشتند خودشون رو ازون سر مملکت میرسوندند به بندر تا جا نمونند. هواپیمای ترابری باندازه کافی نیست، یا ظرفیت ندارند، یا جایی برای فرود ندارند. کشتیها باندازه کافی نیست، یا آماده نیستند، یا باید طیالارض کنند تا به بندر امن برسند. بستن چمدانها، و پک کردن پدافندها انقدر طول میکشه که تحریرالشام از آسمان ازشون فیلم میگیره، و خیلی چیزها، از جمله مهمات رو هم نمیتونند جمع کنند، و به اسراییل میسپارند که منهدمشون کنه! و این وضعِ «همچنان دومین ارتش بزرگ دنیا»ست. این فاصله دومین ارتش بزرگ دنیا، با آمریکاست. بقیه، که با دومین ارتش بزرگ دنیا هم فاصله زیاد دارند، باید چه تخمینی از فاصله کشورشون با آمریکا داشته باشند؟ آیا این تخمین رو همیشه در ذهن دارند؟
🔺فایدۀ این تخمین فاصله، بتسازی از آمریکا نیست. فایدش برداشت دقیقتر از فیزیک دنیاست: «اگر آمریکا که در لجستیک، فاصله حیرتانگیز از همه دیگران دارد، در برابر بسیاری از مسائل به مشکل میخورد، تکلیف ما در برابر همان مسائل چیست؟».
🔻این سوال وقتی مهمتر میشه که بضاعت اجتماعی هم داخلش قرار بگیره
فرض کنید در یک ایالت آمریکا سیل شدیدی اومده، شبیه همونی که والنسیا رو در اسپانیا فلج کرد. ارتش آمریکا میتونه در یک صبح تا ظهر محمولهای از کالاهای ضروری رو به اون منطقه ارسال کنه که معادل مصرف یک سال یک کشوره. اما چیزی که به همین ارتش کمک میکنه، اینه که همه وانت دو دیفرانسیل دارند! و خیلیهاشون قایق بادی دارند! و این یعنی لازم نیست بخشی از کار رو ارتش انجام بده، مردم انجام میدن. در جایی مثل ایران نه تنها دولت به شدت ضعیفه، بلکه مردم هم هیچ بضاعتی ندارند (در غزه به دلیل در هم فرو رفتگی کشاورزی و شهرنشینی، الاغ زیاد هست برای جابجایی. طوری که خلبان اسراییلی مهارت الاغزنی رو هم به لیست مهارتهاش اضافه کرده. اما در شهرهای ایران حتی گاری و الاغ هم در دسترس نیست). بنابراین نسخه صحیحتر اون سوال اینه که:
«تکلیف ما در برابر همان مسائل، که برای ما درد بیشتری دارد، چیست؟».
🔺اما مردم رو در حال پاسخ به این سوال میبینید؟ نه. چون مردم دوست دارند با قصهها زندگی کنند. اونا حس میکنند واقعیت زود پیرشون میکنه و دوست ندارند زود پیر بشن. قصه آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «خدا صبرش زیاده، جواب اینارو هم میده یه روز» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «ما همه با هم هستیم» آدم رو جوان نگه میداره. قصۀ «مردم در اوج سختیها هم شب یلدا رو کنار هم خوش میگذرونند» آدم رو جوان نگه میداره. قصهها برای اینه که بگن فیزیک دنیا حرومزادهست، ولی یه چیزهای دیگهای هم هست که گوش فیزیک رو میپیچونه!
🍂 دنیای واقعی حامل همۀ اینهاست. هم حامل شهروند والنسیا که ناگهان میفهمه نه دولتش بضاعتی که فکر میکرد رو داره و نه خودش بضاعتی که لازم بود داشته باشه رو داره، و عصبانی شده و به پادشاه هیچکاره فحش میده، هم حامل شهروند بنگلادشی که همون شکل از سیل روستاش رو میبلعه، ولی با تکیه بر قصههای حاکم بر همون روستا تحملش میکنه، کمی گریه میکنه، کمی بعد میخنده، به کسی اعتراضی نداره، و کمی بعدتر به زندگی ادامه میده، و هیچ کاری برای اینکه چنین اتفاقی دیگه رخ نده انجام نمیده، چه فردی و چه جمعی. هر دو داخل همین دنیای فیزیکی زندگی میکنند، و شاید هر دو به یک اندازه عمر کنند.
🍂 ابر بارانزا به اینکه درک قورباغهها از بارونی که قراره بریزه روی سرشون با درک میمونهای بالای درخت از همون بارون کاملا متفاوته، اهمیت نمیده. طبیعت اجازه میده کور در کنار بینا زندگی کنه. فیزیک دنیا، معتادان قصهها رو میبلعه. اما اجازه میده زندگی کنند و بعد میبلعه.
🔺پس وقتی برق و گاز قطعه، و همهچیز برای همهکس کم اومده، جوری که به سازمانهای حکومتی هم نمیرسه، نباید سریع بگی «در حال تجربه فروپاشی کامل هستیم». چون دنیای فیزیکی قراره اجازه بده مردمت که غرق قصهها هستند، از سیل هم بگذرند و زنده بمونند و گریه کنند و دوباره بخندند و بعد بلعیده بشن. دنیای فیزیکی قراره بشون رحم نکنه، ولی اینجوری نیست که بتونی بگی همین الان پردۀ بیرحمی بالا رفت و نمایش شروع شد! قراره کند، بیصدا، و باحوصله باشه.
✍🏻#اریک
➖➖➖
🌾 @Naqdagin