📘تعدد زوجات در اسلام؛ حمایت اخلاقی؟ تنوعطلبی جنسی؟ یا هر دو؟
✍️#علیرضاموثق
(۳/۳)
🔻 در راستای انتقادِ مطروحه در این نوشتار به موضع محمد شحرور راجع به تبیین جواز تعدد زوجات در اسلام، استناد به قانون «عرضه و تقاضا» در نظم مردسالار که بستر تکوین قرآن بودهاست، شاید بتواند وجه مورد نظرم از معادله را روشنتر سازد:
الف) عموم مردها به طور طبیعی، تمایل به بیشینه کردن لذت جنسی و تنوع در این امر دارند (همین الان در اتاق خلوت، اما شیشهای سیاست در حکومتی دموکراتیک، باز بیل کلینتون همین که قدرت و امکان مییابد، لایی میکشد و شیطنت میکند و به بهشت الله سرک میکشد).
ب) قدرت در نظم مردسالار در ید مردها است و در جامعهٔ مردسالار، ایشان در تعیین حق و تکلیف و یا حسن و قبح، وزن اساسی و نقش اصلی را دارند.
ج) به واسطهٔ جنگها و علل دیگر، بازار عرضه برای تقاضای مذکور (یعنی بیشینه کردن لذت جنسی توسط مردها) رونق داشتهاست؛ برای مثال، اگر ترکیبِ جمعیتی در زمان تکوین متن قرآن، به گونهای بود که به ازای هر پنج مرد، تنها یک زن وجود داشت، در چنین محیطی و به اقتضای ضرورتها و نیازهای اجتماعی، عقلای قوم برای سامان امور فردی و جمعی، قطعاً مجبور بودند که قوانین و هنجارهای دیگری وضع کنند.
د) پیامبر اسلام، شخصاً چه برای ایجاد وحدت بین قبایل و مصلحتاندیشیهای سیاسی، و چه برای حمایت از «یتیمان و زنان بیوه»، تمایل نداشته تماماً به زنان زشترو و یا متوسطالحال به لحاظ زیبایی بصری و جذابیتِ جنسی قناعت و اکتفا کند.
همچنین در قرآن، متأسفانه الله در امور جنسی به نفع رسولش به دفعات پارتیبازی میکند و به تبع آن، با استثناء کردنِ ایشان از حکمی عام، «عدم ضرورت رعایت عدالت در تقسیم اوقاتِ سکس با زنان متعددش» و نیز «قبول هبهٔ زنان برای محمد بن عبدالله» را مجاز و روا اعلام میکند (البته از خدایی که مرد و مردسالار است، بیش از این انتظاری نیست و کاملاً طبیعیست. به بیان دیگر باید الله را درک کنیم و به او حق دهیم).
هـ) پدیدارهای اجتماعی، تک عاملی نیستند.
نتیجه: علل جواز تعدد زوجات برای مردها در اسلام، قابل تقلیل به حمایت از «یتیمان و زنان بیوه» نیست و لذتجوییِ جنسیِ مردان نیز در مجرای تولیدش دخیل بودهاست.
سوم) این مدعا که قرآن در ظرف عقلانیت و عدالتِ زمانه و زمینهٔ تاریخی و اجتماعیاش، و در تلائم و تناسب با آن تکوین یافته و نیز دستاوردها و کارکردهایی داشتهاست، اصلاً و ابداً محل مناقشهام نیست؛ همانطور که قوانین حمورابی و یاسای چنگیزخان نیز چنین بودهاند؛
بلکه مناقشهام با این امر است که «خرافاتنامه-خوفنامهٔ جهادی و بردگی» و از منابع مهم تولید و تقویتِ «تعبد و جزم و جمود و توهم و تفرعن و خودشیفتگی» را مقدس و فراتاریخی و الگوی تمام آدمیان در همهٔ «زبانها و زمانها و مکانها» و بینظیر ببینیم، و بگوییم: «خداوند میفرماید که...».
🔻 قرآن و سنت نبوی، اینک به دلایلی که گفتهام، خصم «عقلانیت، عدالت، معنویت و اخلاق» است؛ به همان قیاس که اگر متون مقدسِ وایکینگها در عصر حجر، در حال حاضر و در جهان جدید، بخواهد در مدارس کشورهای اسکاندیناوی به مثابهٔ الگوی مطلقِ فکر و عمل تدریس شود، منحط و متلاشی میشوند و شبیه به کشورهایِ اسلامی-خاورمیانهایِ دچارِ «فقر و فساد و نکبت و جهل و ظلم و استبداد»، دودمانشان به باد میرود.
🖋 پینوشت:
هیولای اسپاگتی (امام غائبم) در تجربهای شهودی به من گفت که یکی از انگیزههای خلقتم توسط الله این بودهاست که مسلمانان در مالهکشی اسلام بیش از پیش با چالش مواجه شوند و به تبع آن، مجبور شوند از عقلشان (یعنی مهمترین نعمت و هدیهٔ الله) بیشتر استفاده کنند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
(۳/۳)
🔻 در راستای انتقادِ مطروحه در این نوشتار به موضع محمد شحرور راجع به تبیین جواز تعدد زوجات در اسلام، استناد به قانون «عرضه و تقاضا» در نظم مردسالار که بستر تکوین قرآن بودهاست، شاید بتواند وجه مورد نظرم از معادله را روشنتر سازد:
الف) عموم مردها به طور طبیعی، تمایل به بیشینه کردن لذت جنسی و تنوع در این امر دارند (همین الان در اتاق خلوت، اما شیشهای سیاست در حکومتی دموکراتیک، باز بیل کلینتون همین که قدرت و امکان مییابد، لایی میکشد و شیطنت میکند و به بهشت الله سرک میکشد).
ب) قدرت در نظم مردسالار در ید مردها است و در جامعهٔ مردسالار، ایشان در تعیین حق و تکلیف و یا حسن و قبح، وزن اساسی و نقش اصلی را دارند.
ج) به واسطهٔ جنگها و علل دیگر، بازار عرضه برای تقاضای مذکور (یعنی بیشینه کردن لذت جنسی توسط مردها) رونق داشتهاست؛ برای مثال، اگر ترکیبِ جمعیتی در زمان تکوین متن قرآن، به گونهای بود که به ازای هر پنج مرد، تنها یک زن وجود داشت، در چنین محیطی و به اقتضای ضرورتها و نیازهای اجتماعی، عقلای قوم برای سامان امور فردی و جمعی، قطعاً مجبور بودند که قوانین و هنجارهای دیگری وضع کنند.
د) پیامبر اسلام، شخصاً چه برای ایجاد وحدت بین قبایل و مصلحتاندیشیهای سیاسی، و چه برای حمایت از «یتیمان و زنان بیوه»، تمایل نداشته تماماً به زنان زشترو و یا متوسطالحال به لحاظ زیبایی بصری و جذابیتِ جنسی قناعت و اکتفا کند.
همچنین در قرآن، متأسفانه الله در امور جنسی به نفع رسولش به دفعات پارتیبازی میکند و به تبع آن، با استثناء کردنِ ایشان از حکمی عام، «عدم ضرورت رعایت عدالت در تقسیم اوقاتِ سکس با زنان متعددش» و نیز «قبول هبهٔ زنان برای محمد بن عبدالله» را مجاز و روا اعلام میکند (البته از خدایی که مرد و مردسالار است، بیش از این انتظاری نیست و کاملاً طبیعیست. به بیان دیگر باید الله را درک کنیم و به او حق دهیم).
هـ) پدیدارهای اجتماعی، تک عاملی نیستند.
نتیجه: علل جواز تعدد زوجات برای مردها در اسلام، قابل تقلیل به حمایت از «یتیمان و زنان بیوه» نیست و لذتجوییِ جنسیِ مردان نیز در مجرای تولیدش دخیل بودهاست.
سوم) این مدعا که قرآن در ظرف عقلانیت و عدالتِ زمانه و زمینهٔ تاریخی و اجتماعیاش، و در تلائم و تناسب با آن تکوین یافته و نیز دستاوردها و کارکردهایی داشتهاست، اصلاً و ابداً محل مناقشهام نیست؛ همانطور که قوانین حمورابی و یاسای چنگیزخان نیز چنین بودهاند؛
بلکه مناقشهام با این امر است که «خرافاتنامه-خوفنامهٔ جهادی و بردگی» و از منابع مهم تولید و تقویتِ «تعبد و جزم و جمود و توهم و تفرعن و خودشیفتگی» را مقدس و فراتاریخی و الگوی تمام آدمیان در همهٔ «زبانها و زمانها و مکانها» و بینظیر ببینیم، و بگوییم: «خداوند میفرماید که...».
🔻 قرآن و سنت نبوی، اینک به دلایلی که گفتهام، خصم «عقلانیت، عدالت، معنویت و اخلاق» است؛ به همان قیاس که اگر متون مقدسِ وایکینگها در عصر حجر، در حال حاضر و در جهان جدید، بخواهد در مدارس کشورهای اسکاندیناوی به مثابهٔ الگوی مطلقِ فکر و عمل تدریس شود، منحط و متلاشی میشوند و شبیه به کشورهایِ اسلامی-خاورمیانهایِ دچارِ «فقر و فساد و نکبت و جهل و ظلم و استبداد»، دودمانشان به باد میرود.
🖋 پینوشت:
هیولای اسپاگتی (امام غائبم) در تجربهای شهودی به من گفت که یکی از انگیزههای خلقتم توسط الله این بودهاست که مسلمانان در مالهکشی اسلام بیش از پیش با چالش مواجه شوند و به تبع آن، مجبور شوند از عقلشان (یعنی مهمترین نعمت و هدیهٔ الله) بیشتر استفاده کنند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تعدد زوجات در اسلام؛ حمایت اخلاقی؟ تنوعطلبی جنسی؟ یا هر دو؟
✍️ #علیرضاموثق
🗄 پست مرتبط:
📻 رنج مردها در فرهنگ مردسالار
📻 بازخوانی مسئلهٔ تعدد زوجات و قوّامیت (آرای متفاوت نواندیش سوری)
📺 تفسیری تاریخی نواندیش سوری از «چند همسری قرآن»
📺 زن در چشم علی
📺عورت؛…
✍️ #علیرضاموثق
🗄 پست مرتبط:
📻 رنج مردها در فرهنگ مردسالار
📻 بازخوانی مسئلهٔ تعدد زوجات و قوّامیت (آرای متفاوت نواندیش سوری)
📺 تفسیری تاریخی نواندیش سوری از «چند همسری قرآن»
📺 زن در چشم علی
📺عورت؛…
🔍 دوران جاهلیت؟!
(پیرامون حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام)
✍️ #جواد_شريفی (طلبه و پژوهشگر «جامعهشناسی فقه»)
(۱/۲)
❓ چرا زن با آن که برای بسیاری از اعراب ارزش چندانی نداشت، برای پیامبر اسلام محمد بن عبدالله گرامی بود؟!
❓ چرا پیامبر اسلام زنی که خودش را به مرد همانند کند نکوهیده است؟! (ثلاثة لاینظر الله الیهم یوم القیامة... والمرأة المترجّلة... روایت نسائی)
❓ بسیاری از دینداران ابراز مهر و دوستی از سوی زن به مرد را برازندۀ زن نمیدانند؛ ازین رو کم نیستند زنانی که مهر خود به یک مرد را از ترس داوری ناشایست مردم پنهان میکنند. برخی مانند مرتضی مطهری این سرکوب عاطفی را، بر پایه سرشت و اینکه زن را ناز سزد و مرد را نیاز، توجیه کردهاند. این سخن چه اندازه درست است؟
رشتۀ پیوند این سه پرسش در گرو چندی از دادههای مردمشناختی است.
🔹 سدهها پیش از اسلام، در جنوب جزیرة العرب و در یمن کنونی، سرزمین آباد و بهرونق قحطانیان وجود داشت. به گفته مردمشناسان، سامان خویشاوندی اعراب جنوب بر مادرتباری استوار بود. مادرتباری آن است که فرزندان بجای پدر، از مادر تبار برده و به نام او خوانده میشوند. سرپرستی فرزندان زن نیز بر دوش برادر(دایی) یا دیگر مردان قبیله زن است. البته مادرتباری و مادرسالاری (قرار داشتن زن در بالای هرم قدرت) یکی و پیآمد هم نیستند.
🔹 با گذشت چندین سده قبیلههایی از قحطانیان مانند خزاعه و جرهم از جنوب به شمال کوچیده و در سرزمینهای میانهتر مانند مکه و یثرب ماندگار شدند. این کوچها گاه از سر نبرد میان قبایل و تارانده شدن قبیله ناتوانتر بود و گاه از سر رخدادهای طبیعی مانند شکسته شدن سد مآرب و سیل عرم. این کوچها به همسایگی دو فرهنگ مادرتبارِ قحطانی و پدرتبارِ عدنانی و تأثر این دو از یکدیگر انجامید.
اما چه شاهد و گواهی بر این سخن هست؟
۱- طبری در "تاریخ الأمم" درباره تبار پیامبر اسلام مینویسد: هاشم (نیای محمد) بازرگان بوده است. روزی در یثرب زنی به نام سلمی را میبیند و او را خواستگار میشود. این ازدواج سر گرفت به این شرط که اگر فرزندی زاده شد باید نزد خانواده زن بماند. از ازدواج هاشم و سلمی پسری زاده شد که نامش را شیبة نهادند که تا هفت یا هشت سالگی در یثرب زندگی میکرد. هاشم نیز در سفری بازرگانی به سرزمین شام در غزه درگذشت. روزی یک مرد مکی در یثرب کودکی را میبیند که با فخر و سرفرازی خودش را "پسر هاشم" میخوانده است. مرد به مکه رفته و به مُطَّلِب(برادر هاشم) آنچه دیده را میگوید. مُطَّلِب برای یافتن برادرزاده به یثرب میرود. مردانی از قبیله بنی نجار (که ریشه یمنی داشتهاند) به وی سپارش میکنند: برادرزادهات را هر چه زودتر پیش از آن که مادرش بفهمد با خود ببر زیرا اگر مادرش بفهمد بر ماست که جلوی تو را بگیریم. مُطَّلِب نیز شیبة را با خود به مکه برده و چه بسا از ترس بیآبرویی نزد مکیان، میگوید این کودک بردهای است که خریده است. و از آن پس شیبة "عبدالمُطَّلِب" (بردۀ مُطَّلِب) نام میگیرد. در این گزارش دیده میشود که شرط "ماندن شیبة در قبیله سلمی" ریشه در فرهنگ مادرتباری جنوبیان داشته است.
۲- در قرآن "إتخاذ أخدان" ناروا دانسته شده. در تفسیر اینکه إتخاذ أخدان چیست سخن فراوان است. به گمان بسیار، گونهای از ازدواج و رابطه جنسی پنهانی بوده است. اما با آن که برای چه مرد و چه زن حجازی کام گیری جنسی بسیار آسان و دسترس بوده، به إتخاذ أخدان و رابطه جنسی پنهانی دیگر چه نیازی بوده؟ برخی پژوهشگران عرب بر این باورند إتخاذ أخدان گونهای از مناسبات جنسی متأثر از فرهنگ مادرتباری بوده که برخی از اعراب حجاز نیز آن را پیش گرفته بودند. (الموروث وأثره فی التشریع الاسلامی، البشیر المشري)
۳- درباره أم سعید (دختر أبوحکم/جهل) گزارش شده که مانند مردان راه میرفت و کمان به دوش میانداخت و سوار بر اسب به شکار میرفت. یکی از موارد نکوهش پیامبر اسلام از همانندی زنان به مردان درباره همین زن بوده است. (فرأی أم سعيد بنت أبي جهل متقلدة قوسا وهي تمشي مشية الرجال... مسند أحمد ۱/۲۲۵)
۴- برخی از پژوهشگران عرب بر این باورند که از پی رسوبات فرهنگ مادرتباری بوده که زنانی مانند سلمی دختر عمرو (مادر عبدالمُطَّلِب) و خنساء (از زنان شاعر پیشا اسلام) این حق را برای خود ستانده بودند که به خواست خود ازدواج کنند و به خواست خود جدا شوند و نیز زنی همچون خدیجه، خودش محمد بن عبدالله را خواستگار شده بود (الموروث وأثره فی...).
🔺 این شواهد نشان میدهند که از پی همجواری اعراب جنوب و شمال، رگههایی از فرهنگ مادرتباری به لحاظ مکانی حتی تا مکه و به لحاظ زمانی حتی تا پس از اسلام گسترده شده بودند و در قرآن و سخنان پیامبر اسلام نیز بازتاب یافته بودند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
(پیرامون حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام)
✍️ #جواد_شريفی (طلبه و پژوهشگر «جامعهشناسی فقه»)
(۱/۲)
❓ چرا زن با آن که برای بسیاری از اعراب ارزش چندانی نداشت، برای پیامبر اسلام محمد بن عبدالله گرامی بود؟!
❓ چرا پیامبر اسلام زنی که خودش را به مرد همانند کند نکوهیده است؟! (ثلاثة لاینظر الله الیهم یوم القیامة... والمرأة المترجّلة... روایت نسائی)
❓ بسیاری از دینداران ابراز مهر و دوستی از سوی زن به مرد را برازندۀ زن نمیدانند؛ ازین رو کم نیستند زنانی که مهر خود به یک مرد را از ترس داوری ناشایست مردم پنهان میکنند. برخی مانند مرتضی مطهری این سرکوب عاطفی را، بر پایه سرشت و اینکه زن را ناز سزد و مرد را نیاز، توجیه کردهاند. این سخن چه اندازه درست است؟
رشتۀ پیوند این سه پرسش در گرو چندی از دادههای مردمشناختی است.
🔹 سدهها پیش از اسلام، در جنوب جزیرة العرب و در یمن کنونی، سرزمین آباد و بهرونق قحطانیان وجود داشت. به گفته مردمشناسان، سامان خویشاوندی اعراب جنوب بر مادرتباری استوار بود. مادرتباری آن است که فرزندان بجای پدر، از مادر تبار برده و به نام او خوانده میشوند. سرپرستی فرزندان زن نیز بر دوش برادر(دایی) یا دیگر مردان قبیله زن است. البته مادرتباری و مادرسالاری (قرار داشتن زن در بالای هرم قدرت) یکی و پیآمد هم نیستند.
🔹 با گذشت چندین سده قبیلههایی از قحطانیان مانند خزاعه و جرهم از جنوب به شمال کوچیده و در سرزمینهای میانهتر مانند مکه و یثرب ماندگار شدند. این کوچها گاه از سر نبرد میان قبایل و تارانده شدن قبیله ناتوانتر بود و گاه از سر رخدادهای طبیعی مانند شکسته شدن سد مآرب و سیل عرم. این کوچها به همسایگی دو فرهنگ مادرتبارِ قحطانی و پدرتبارِ عدنانی و تأثر این دو از یکدیگر انجامید.
اما چه شاهد و گواهی بر این سخن هست؟
۱- طبری در "تاریخ الأمم" درباره تبار پیامبر اسلام مینویسد: هاشم (نیای محمد) بازرگان بوده است. روزی در یثرب زنی به نام سلمی را میبیند و او را خواستگار میشود. این ازدواج سر گرفت به این شرط که اگر فرزندی زاده شد باید نزد خانواده زن بماند. از ازدواج هاشم و سلمی پسری زاده شد که نامش را شیبة نهادند که تا هفت یا هشت سالگی در یثرب زندگی میکرد. هاشم نیز در سفری بازرگانی به سرزمین شام در غزه درگذشت. روزی یک مرد مکی در یثرب کودکی را میبیند که با فخر و سرفرازی خودش را "پسر هاشم" میخوانده است. مرد به مکه رفته و به مُطَّلِب(برادر هاشم) آنچه دیده را میگوید. مُطَّلِب برای یافتن برادرزاده به یثرب میرود. مردانی از قبیله بنی نجار (که ریشه یمنی داشتهاند) به وی سپارش میکنند: برادرزادهات را هر چه زودتر پیش از آن که مادرش بفهمد با خود ببر زیرا اگر مادرش بفهمد بر ماست که جلوی تو را بگیریم. مُطَّلِب نیز شیبة را با خود به مکه برده و چه بسا از ترس بیآبرویی نزد مکیان، میگوید این کودک بردهای است که خریده است. و از آن پس شیبة "عبدالمُطَّلِب" (بردۀ مُطَّلِب) نام میگیرد. در این گزارش دیده میشود که شرط "ماندن شیبة در قبیله سلمی" ریشه در فرهنگ مادرتباری جنوبیان داشته است.
۲- در قرآن "إتخاذ أخدان" ناروا دانسته شده. در تفسیر اینکه إتخاذ أخدان چیست سخن فراوان است. به گمان بسیار، گونهای از ازدواج و رابطه جنسی پنهانی بوده است. اما با آن که برای چه مرد و چه زن حجازی کام گیری جنسی بسیار آسان و دسترس بوده، به إتخاذ أخدان و رابطه جنسی پنهانی دیگر چه نیازی بوده؟ برخی پژوهشگران عرب بر این باورند إتخاذ أخدان گونهای از مناسبات جنسی متأثر از فرهنگ مادرتباری بوده که برخی از اعراب حجاز نیز آن را پیش گرفته بودند. (الموروث وأثره فی التشریع الاسلامی، البشیر المشري)
۳- درباره أم سعید (دختر أبوحکم/جهل) گزارش شده که مانند مردان راه میرفت و کمان به دوش میانداخت و سوار بر اسب به شکار میرفت. یکی از موارد نکوهش پیامبر اسلام از همانندی زنان به مردان درباره همین زن بوده است. (فرأی أم سعيد بنت أبي جهل متقلدة قوسا وهي تمشي مشية الرجال... مسند أحمد ۱/۲۲۵)
۴- برخی از پژوهشگران عرب بر این باورند که از پی رسوبات فرهنگ مادرتباری بوده که زنانی مانند سلمی دختر عمرو (مادر عبدالمُطَّلِب) و خنساء (از زنان شاعر پیشا اسلام) این حق را برای خود ستانده بودند که به خواست خود ازدواج کنند و به خواست خود جدا شوند و نیز زنی همچون خدیجه، خودش محمد بن عبدالله را خواستگار شده بود (الموروث وأثره فی...).
🔺 این شواهد نشان میدهند که از پی همجواری اعراب جنوب و شمال، رگههایی از فرهنگ مادرتباری به لحاظ مکانی حتی تا مکه و به لحاظ زمانی حتی تا پس از اسلام گسترده شده بودند و در قرآن و سخنان پیامبر اسلام نیز بازتاب یافته بودند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔍 دوران جاهلیت؟!
(پیرامون حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام)
✍️ #جواد_شريفی (طلبه و پژوهشگر «جامعهشناسی فقه»)
🗄 پست مرتبط:
📘تعدد زوجات در اسلام؛ حمایت اخلاقی؟ تنوعطلبی جنسی؟ یا هر دو؟
📻 رنج مردها در فرهنگ مردسالار
📻 بازخوانی مسئلهٔ تعدد زوجات و قوّامیت…
(پیرامون حقوق و اختیارات زنان عرب قبل اسلام)
✍️ #جواد_شريفی (طلبه و پژوهشگر «جامعهشناسی فقه»)
🗄 پست مرتبط:
📘تعدد زوجات در اسلام؛ حمایت اخلاقی؟ تنوعطلبی جنسی؟ یا هر دو؟
📻 رنج مردها در فرهنگ مردسالار
📻 بازخوانی مسئلهٔ تعدد زوجات و قوّامیت…