نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از بمب شیمیایی تا بیانیه‌های شاعرانه: معمارانِ توهم آزادی!
— چرا محصور ولایت‌، جلادِ مردم را «وجدان بیدار» نامید؟

🔻
میرحسین موسوی، ۶ دی ۱۳۶۶:
تکنولوژی ساخت انواع سلاح‌های شیمیایی را به دست آورده‌ایم
بخش ویژه‌ای برای تولید 💣انواع سلاح‌های تهاجمی شیمیایی در پیشرفته‌ترین شکل آن💣 به وجود آمده
که اگر روزی اسلام به ما اجازه استفاده ازاین امکانات را بدهد
در تولید کلان و استفاده از آن مشکلی نداشته باشیم

@hafezeye_tarikhi


1️⃣ چگونه کسی که برای جنگ و حفظ نظام، «تولیدِ انواع سلاح‌های تهاجمیِ شیمیایی» و قتل‌عام کور را، اخلاقی و ضروری و مجاز می‌دانست، همان کسی شد که برای آزادی مردمی که در برابر همان نظام ایستاده بودند، مکرر نسخۀ «راهپیمایی‌های سکوتِ» بی‌هدف و دستاورد می‌پیچید؟ بین این دو تضاد است یا یک هم‌سوییِ کامل؟

📌 مگر او بهتر از هر کسی نمی‌دانست که این نظام هیچ حد و مرزی ندارد و با سکوت و بوسه و گل و لبخند تسلیمِ خواسته‌های مردم نمی‌شود؟ همان نظامی که رأی مردم را زیر پا گذاشت، به خیانت و تقلب مشروعیت بخشید، و هر صدای معترضی را با باتوم، شکنجه، تجاوز و گلوله پاسخ داد. پس چرا این‌ دریای خون و لجن را در سال ۸۸، تنها یک «دعوای خانوادگی» نامید و خواستِ مردم برای رهایی از دیکتاتوریِ ولایت‌فقیه و ساختنِ آینده‌ای آزاد را، به «نزاع قدرت خودش و چند چهرۀ دیگر» در رأس حکومت تقلیل داد؟

🔺این همان منطق سیاست‌ِ ولایت‌فقیهی‌ست که در مکتبِ «آن وجدان بیدار» آموخته و درونی کرده‌است: برای حفظ قدرت، هر سلاحِ و وسیلۀ غیراخلاقی‌ای مجاز است؛ اما وقتی پای خواسته‌های بنیادینِ مردم وسط است، باید آن‌ها را به طرق مختلف سرِ کار گذاشت و اخته کرد و نیروهای‌شان را با راه‌پیمایی‌های بی‌خطر-و-خاصیت تحلیل برد. موسوی با زبانی شیرین و مزورانه، همان کاری را با مردم کرد که امامِ و مرادش با زبان تلخ:
حفظ نظام (به‌مثابه اوجب واجبات).


2️⃣ و حیرت‌آورتر آن‌که، حتی پس از ۸۸ و حصر خانگی، به‌جای نقد بنیادینِ گذشته‌اش و همان نظامی که معمارش بود، همچنان از «دوران طلایی امام» گفت و از خمینی، به‌عنوان «وجدان بیدار تاریخ» یاد کرد و بر زخم‌های بازِ خانواده‌های داغدار سیاسی و جبهه و خانواده‌های گرفتارِ انواعِ مصائبِ بی‌پایانِ جنگ و حافظۀ پر از خون دهه شصت نمک پاشید؛ گویی تمام فجایع جنگ، اعدام‌ها و جنایت‌ها تنها در حاشیه‌ای از «وجدان پاک خمینی» رخ داده‌اند!

🔺اگر موسوی همان‌قدر که در دهه ۶۰ برای حفظ نظام بی‌رحم و بی‌ملاحظه بود، در دهه ۸۰ برای آزادی مردم جدی و صادق می‌بود، بی‌شک امروز این‌جا نبودیم. جنبش سبز با نارهبری‌ها و خیانت‌های موسوی به رای مردم اخته شد؛ نسلی که می‌توانست سرنوشت خود را رقم بزند، با سریال بیانیه‌های شاعرانه‌اش قربانی شد و به کهن‌الگوی ذهنیت شیعی که شکست و مظلومیت را می‌پرستد و جبرِ محتومِ خود می‌پندارد، هدایت شد.

🔺با دیدنِ این نقل‌قول‌های مشعشع که حتی یک بار نیز از آن‌ها، در انبوه بیانیه‌هایِ این در ظاهر محصور، یک بار ابراز شرم‌ساری و توبه‌ای مشخص با ذکر حماقت‌ها و رذالت‌های فردی‌اش نکرده، چراییِ «عصر طلایی» نامیدنِ چنان دوران لجن‌آلود و خونینی که جوانان مردم، یا در جبهه‌ها یا در سکوهای اعدام، تکه‌تکه می‌شدند، بهتر درک می‌شود. حتی حالا هم، در برابر این زنجیرۀ بی‌پایان از ناکارآمدی‌ها و فجایع ملی، به جای فراخوان به عبور قاطع از کل نظام، طرحی توهم‌آلود مانند «رفراندوم برای تغییر قانون اساسی در ذیل ج.ا» پیش می‌کشد؛ گویی همان ساختار تمامیت‌خواه که با جنایت و سرکوب خود را حفظ کرده، قرار است داوطلبانه آزادی ببخشد! این دقیقا امتدادِ همان خطِ وقت‌کُشی و فریبِ افکار عمومی در جنبش سبز است تا مردم، به‌جای پیگیری سرنوشت خود، در دام امیدهای واهی و بازی‌های درون‌ساختاری گرفتار بمانند.

3️⃣ تناقضِ فکت‌های تاریخی چون این سند، با پیام‌های سیاسی پس از انواعِ فشارهای بین‌المللی هم شایانِ توجه است: متن پیام آیت‌الله خامنه‌ای به کنفرانس خلع سلاح هسته‌ای (فروردین ۱۳۸۹):
«ما معتقدیم که افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام می‌دانیم و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان می‌دانیم.»


.


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
تغییر دیدگاه سیاسی/ایدئولوژیک همون تغییر سلیقه درباره زنت نیست که تو دلت نگه داری و به بابات فحش بدی که اون عفریته رو به زور برات گرفت، باید دهنتو باز کنی بگی غلط کردم. تا حالا گفته غلط کردم؟ نه. پس تغییر نکرده.
سوال بعدی‌.
داریم یک خوی وحشی از دین خودمان نشان می‌دهیم ولی درست نیست غرب اجازه دهد یک خوی وحشی از دین خودمان نشان دهیم.
اقوال الانعام
داریم یک خوی وحشی از دین خودمان نشان می‌دهیم ولی درست نیست غرب اجازه دهد یک خوی وحشی از دین خودمان نشان دهیم.
👆این حمله کردن مکرر به غرب و لیبرال‌دموکراسی که از حکومتی‌ها تا صادراتی‌ها (اکبر گنجی و...) تا عبدالکریمی و دیگر چپ‌ها و حتی مصدقی‌های مدعی لائیسیته و ملی‌گرایانِ پهلوی‌گرای پناهنده به غرب، می‌بینیم، جالبه.

عملا در «زیرزمینِ دنیا» و «تونل وحشتِ» اوباشِ پوچ‌گرا و بنیادگرا گیر افتاده‌‌اند (خودشون و مردم‌شون)، و این تونل وحشت، حاصلِ تاریخِ خودشون و کارهای انباشت‌شده و انجام‌نشده‌شون در مواجهه با دین و دولته، اما صبح‌وشام‌شون در حال غر زدن‌های کودکانه و ابلهانه و بی‌ربط دربارۀ غرب‌‌اند، یا در حال پوششِ اخبار مظلومیت مردمانِ دیگر و روضه‌خوانی برای اونا، و نوعی ساختِ چهرۀ جهان‌وطنی و دلسوز همۀ بشر
(ولی خب، واقعیت اینه که این ادعای «دلسوزِ همه‌ی مردم دنیا بودن»، بیشتر یه ژسته. در واقع متمرکز بر مظلومیتِ یک مردم خاص از مردمان دنیا هستند؛ چرا که انسان عملا زمان و انرژی بس محدودی داره و واقعیت مواجهۀ اونا هم همینو می‌رسونه؛ حتی بخشی از زمان و انرژی روزانه‌شون هم به حمله و محکوم‌کردنِ مردم و اپوزیسیون تلف می‌شه که مثل اونا خودشونو جهان‌وطن نشون نمی‌دن و به‌نظر اونا، همین خودمحوری کفایت می‌کنه برای فاشیست‌ و بی‌رحم و لایق فلاکت و... نامیدن‌شون، تا حسّ قدیس‌بودن‌شون بیشتر ارضا بشه. کنش سیاسی توی نظر این دسته، نه تلاش برای کسب قدرت و تغییرِ شرایط برای منافعِ خود و ملتِ خود، بلکه تلاش برای منزه مونده و وعظ‌های اتشین و همۀ جهان رو قضاوت اخلاقی کردنه).


کسانی که نیم‌قرن به خانه‌تان حمله کرده‌اند و کل خانواده‌تون رو به کنیزی و بردگی و گرسنگی و تحقیر روزمره گرفته‌‌اند، تنها فکر و ذکری که دارید، بیرون کردنِ اونا با هر وسیلۀ ممکنه تا از بی‌خانمانی و تحقیر و تجاوزِ هر روزه رها بشید؛ ولو اون خان‌دایی یا پدر و مادرتون باشه! بعد که این پروسه را طی کردید، تازه فرصتی شاید برای نفس‌کشیدن و فکر کردن به فلان همسایۀ ستم‌کار، یا فلان پولداری که هواتون رو چندان نداشته، پیدا کنید!

اما چون زندگی در زیرِ سایۀ چنین جهنمی برای این دسته‌ها عادی شده و نوعی حسّ ناتوانی در اونا درونی شده، نوعی کنش‌ورزی کم‌هزینه (و البته بی‌فایده) رو انتخاب می‌کنند؛ می‌خوان تمام مسائل خیابان و شهر و کشور و جهان رو حل کنند در زبان و بیانیه و مصاحبه و بحث و گفتگو (نه در عمل، در خیال، و با روشن‌کردنِ مردم نادونی که مثلِ اونا جهان‌وطن نیستن در زبان)، و بعد کنارش برن دنبالِ آزاد کردن خونۀ خودشون از اِشغال و فلاکت؛ و خود همین نوع مواجهۀ بدونِ اولویت‌بندی و تمرکز، عامل کِش اومدنِ بیش از حدِ وضعیت فاجعه‌بار و عادی‌سازیِ بیشتر شری که بر اونا به‌شکل هر روزه مسلطه، شده‌.

این مواجهۀ پاره‌وقت و تفننی با مسالۀ ایران خیلی خیلی مهمه و یک نشانۀ مهم از بیماریِ پوچ‌گرایی یا نبودِ هدفِ واضح و اولیت‌بندی مشخص، محسوب می‌شه. تقریبا اکثریت اپوزیسیون این‌طوری‌اند.

و عجیب اینه که (جدا از تمسخرِ هر فرد و گروهی غیر خودشون) اون کسی که همه‌شون مشترکا ازش می‌ترسن و مسخره‌اش می‌کنند، و فکر و ذکر صبح‌وشام‌ِ هر روزشون، اون و تمسخر و تحقیر و بدگویی از اونه، این نوع مواجهۀ پاره‌وقت و پراکنده رو کمتر نشون داده؛ هرچند بگیم اونم جدیتِ لازم چنین امر مهم و عظیمی رو نداشته، اما تمرکز شخصی‌ِ روزانه‌اش روی مثلا زدنِ فلان و بهمان گروه و فردِ رقیب، یا رسیدگی به مظالم این کشور و اون کشور، و بیانیه‌دادن‌های محکومیتِ بی‌فایده برای ایران و حتی همون مردم، یا انعکاسِ فلاکتِ مظلومان فلان نقطه از زمین نبوده. در واقع اگه فقط یک نقطۀ قوت داشته‌باشه، همینه.

👇نقل قولی از اریک در این موضوع گویاتره:
کاملا جدی خلاصه‌ش همونه که بالاش نوشته، فقط سه تا ایموجی از خودش اضافه کرده، بعلاوه کلمه تپل.
اقوال الانعام
کاملا جدی خلاصه‌ش همونه که بالاش نوشته، فقط سه تا ایموجی از خودش اضافه کرده، بعلاوه کلمه تپل.
کاملا این احتمال وجود داره که در آینده ملت به این نتیجه برسن که جدی‌‌ترین شخصیت اپوزیسیون همون رضا پهلوی بود که هیچ‌چیزش جدی نیست. و بعد دهان همه باز بمونه ازینکه در چه کویر لختی زندگی کردیم که کسی که هیچ‌چیزش جدی نبود جدی‌ترین شخصیت اپوزیسیون بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تک‌همسری یا روابط جنسی بی‌تعهد؟ طبیعت انسان کدام است؟ (منبع)

🔸ما با استفاده از مدل‌های قدرتمند هوش مصنوعی، دو اندیشمند و محقق ساختیم که درباره طبیعت روابط جنسی انسان با یکدیگر مناظره می‌کنند:
‌ آیا انسان‌ها به طور طبیعی/تکاملی روابط جنسی بی‌تعهد داشته‌اند، یا این که انسان برای تک‌همسری متوالی (سریالی) تکامل یافته.

🔸این گفتگو علم پشت روابط انسانی، پژوهش‌ها و استدلال‌های علمی رو مورد بررسی قرار می‌ده‌. این کاوش تأمل‌برانگیز به روانشناسی تکاملی و استراتژی تولیدمثلی می‌پردازه.

🔸 اندیشمند اول (طرفدار روابط جنسی بی‌تعهد): این اندیشمند با استناد به کتاب "سکس در سپیده‌دم" اثر کریستوفر رایان، استدلال می‌کند که تک‌همسری یک اختراع فرهنگی نسبتاً جدید است و انسان‌ها در بیشتر تاریخ خود در جوامع شکارچی-گردآورنده با روابط جنسی متعدد و اشتراکی زندگی می‌کردند. او به شواهدی مانند آناتومی بدن انسان (اندازه بیضه‌ها و آلت تناسلی مردان)، رفتار نخستی‌ها (شامپانزه‌ها و بونوبوها) و وجود جوامعی با پدری چندگانه (مانند قبایل آمازون) اشاره می‌کند. او معتقد است که سیستم‌های مغزی مانند دوپامین و اکسی‌توسین برای ایجاد و حفظ روابط اجتماعی چندگانه طراحی شده‌اند، نه محدود کردن خود به یک رابطه. همچنین، او به مراسم جنسی گروهی در برخی جوامع و صدای بلند جنسی زنان به عنوان شواهدی برای طبیعی بودن روابط جنسی بی‌تعهد اشاره می‌کند. او استدلال می‌کند که احساساتی مانند غیرت و حسادت، فرهنگی و محصول سرکوب هستند، نه طبیعی.

🔸 اندیشمند دوم (طرفدار تک‌همسری سریالی): این اندیشمند با استناد به کتاب "آناتومی عشق" اثر هلن فیشر، معتقد است که انسان‌ها به طور طبیعی تمایل به تک‌همسری سریالی دارند، یعنی برای دوره‌های مشخصی (حدود سه تا چهار سال) با یک شریک جفت می‌شوند و سپس ممکن است شریک خود را تغییر دهند. او به سیستم‌های مغزی عشق (شهوت، عشق رمانتیک و وابستگی) اشاره می‌کند که برای ایجاد و حفظ پیوندهای عاطفی موقت طراحی شده‌اند. او آمار طلاق در سال‌های سوم تا چهارم ازدواج را به عنوان شاهدی بر این الگو ارائه می‌دهد. او استدلال می‌کند که احساساتی مانند غیرت و حسادت، واکنش‌های طبیعی برای محافظت از پیوند زوجی هستند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حتی در جوامعی با آزادی جنسی بیشتر، افراد معمولاً یک شریک اصلی دارند.


🔻نکات کلیدی و کاربردی بحث:
🔸 طبیعی بودن امیال: هر دو اندیشمند توافق دارند که داشتن میل به افراد دیگر یا مشکل داشتن با تک‌همسری، نقص شخصیتی نیست، بلکه بخشی از طبیعت انسان است.

🔸 اهمیت صداقت: تاکید می‌شود که صداقت در روابط بسیار مهم است و بسیاری از مشکلات به دلیل دروغ و مخفی‌کاری ایجاد می‌شوند.

🔸 انتخاب آگاهانه: هدف از فهمیدن طبیعت انسان، گرفتن انتخاب‌های آگاهانه‌تر در روابط است، چه انتخاب تک‌همسری باشد و چه روابط باز.

🔸 مدیریت غیرت:
غیرت را می‌توان با درک اینکه آموخته شده و غریزی نیست**، مدیریت کرد.

🔸 انتظارات واقع‌بینانه:
درک طبیعت عشق و وابستگی به داشتن انتظارات واقع‌بینانه‌تر از روابط کمک می‌کند.

🔸 تأثیر فرهنگ: شرطی‌سازی فرهنگی نقش مهمی در شکل‌گیری الگوهای روابط دارد.

🔸 انقلاب کشاورزی: مطرح می‌شود که انقلاب کشاورزی و ظهور مالکیت خصوصی، تأثیر زیادی بر تغییر الگوهای روابط جنسی و سرکوب جنسیت زنان داشته است.


.


#چیستا #علم #زیست‌روان #هوش_مصنوعی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍🏻 #اریک

خورشید هم به صورت تدریجی خنک خواهد شد. پس از ۶ میلیارد سال‌.


🔻پی‌نوشت:
یسری، یسری جملات رو تمام عمرشون مثل زامبی‌ها تکرار می‌کنند، بدونِ اینکه لحظه‌ای فکر کنند. حدود ۳ دهه از اصلاحات گذشته، ولی وضعِ فیلترینگ بوده که هر روز شدیدتر و بیشتر شده؛ همین‌طور، ارزش پول ملی هم از اول انقلاب تا امروز، از جمله دوران اصلاحات و اعتدال و...، یک‌سره به سمت نابود شدن هرچه بیشتر پیش رفته! در سیاست خارجه هم هیچ تغییر پایدار و دستاورد محسوسی بدست نیامده؛ در شورای نگهبان و آزادیِ انتخابات هم روند سقوط آزاد طی شده تا نهایتا نوبت به مُفتَخران به هیچ‌کس‌بودگی و آلتِ‌محض‌بودگی چون رئیسی و پزشکیان رسید!

کسی که با «تدریج و اصلاحات» جمله‌سازی می‌کند، ولی نمی‌تواند رزومه و کارنامۀ ملموسی بدهد، صرفا می‌خواهد بگوید، خفه شوید و به خوابِ انتظار برگردید! مثل دانشجویی که بارها و بارها مشروط شده و افتاده، و هر بار به او می‌گوییم یا این رشته در توان تو نیست، یا بیا به فلان نحو، و بطور جدی، درس بخوان، می‌گوید:
سخت نگیر! این کاری که می‌خوای کاری شاق/انقلابی‌‌ست؛ باید استقامت کرد و زمان صرف کرد و بتدریج به موفقیت رسید!



🌾 @Naqdagin
⚠️ مطابق فقهِ تهوّع‌شناسی، مشاهدۀ ویدیوی چپ، بدون اقامۀ رقصِ راست، مکروهِ مؤکد است و در مواردی موجب قِیء قلبی و استفراغ مغز می‌گردد.

⚠️ احوط آن است که ویدیوی دوم حتما اقامه شود تا معده و مغزی باقی بماند.

⚠️ بلکه احتیاطِ واجب آن است که دومی بلافاصله دیده شود؛ و خدای ناکرده ترتیب برعکس صورت نگیرد.

🤓 باب‌الاحکام: تطهیرِ عیون به رقص حوری‌العین، مقابل پروپاگاندایِ مفت‌گرون!

اما بعد...

و بدان‌که فضاحت این پروپاگاندا برابر تولیدات نازلِ بالیوود، دلالت دارد بر نزول مراتب عقل و هنر عرازشه تا مرتبۀ جُلبک‌المستقیم؛ فلعنةالله علی الابتذال و کمبودالویتامین!

بل در پاره‌ای از اقوال، گفته‌شده که سطحِ قصه‌سازی و بازیگری و عمقِ تفکر این کلیپ، ‌بحدی نازل است که موجب تحریکِ عطسۀ روح و لرزشِ چاکرای ذوق می‌گردد؛ و اهل خبره گویند: اگر بالیوود نفس بکشد و این کلیپ سخن گوید، بی‌شک از شرمش مالیوود شود!

والعجبُ کلّ العجب مِن قومٍ یدّعون تهذیبَ جامعه، و لایعرفون حتی تدوینَ یک پلانِ مقبول؛ فکأنّهم یلبسون عباءةَ حیا، و یفکرون بعقل عروسک.


✍🏻 آیت‌الشک شیخ شِکَرالدینِ پُفک‌آبادی (دامَ عطسه‌الشریفه)

.


#نقدخند #زنان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘لایحه محدودیت بیشتر آزادی بیان ایرانیان توسط پزشکیان به مجلس ارسال شد!

✍🏻 #جنگاوران

🍂 روز گذشته رئیس جمهور، لایحه ای تحت عنوان لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی را به مجلس ارسال کرد.

🍂 در این لایحه محتوای خلاف واقع به محتوایی که ما به ازایی در واقعیت نداشته یا شکل تحریف شده‌ای از یک واقعیت یا انعکاس ناقص واقعیت مانند پنهان کردن عمدی بخش‌هایی از آن باشد؛ به نحوی که عرفاً موجب تشویش اذهان، شبهه یا فریب مخاطب یا هک حیثیت دیگران شود؛ تعریف شده است.

آقای پزشکیان با خودتان فکر کردید چه کسی قرار است تعیین کند چه چیزی واقعیت است و چه چیزی نیست؟

⁉️فکر نمی کنید همین افرادی که هواپیمای اوکراینی را نقص فنی، اف 35 اسرائیلی را سرنگون و مازیار ابراهیمی بیگناه را جاسوس اسرائیل معرفی می‌کنند هستند که قرار است تعیین کنند چه چیزی واقعیت است؟
با محدودیت بیشتر فضای مجازی چه کسی می تواند جلوی دروغ های صدا و سیما بایستد؟

🔺تا دیر نشده است از مردم عذرخواهی کنید و این لایحه را پس بگیرید.

@jangaavaran1390

🔻پی‌نوشت نقدآگین:

🍂 ببینید محمد فاضلی که بابتِ قطعِ صدایش عربده‌کشی کرد و میکروفن را پرت کرد و یقه دراند، و دیگر روزنه‌گشایان، از سروش تا رنانی و شبستری و...، تا آنکه در جنگ، بجای آنکه سیاست‌ِ خارجۀ تنش‌زا و ستیزه‌جویانه که ایران را نیم‌قرن در وضعیتِ پادگانی و جزیرۀ منزوی گرفتار کرده و به جنگ کشانده را با شجاعتِ یک روشنفکر نقد کند، یقۀ مردم و روشنفکران و اپوزیسیون را گرفته‌بود، و حتی به مصطفی مهرآیین درون زندان هم رحم نکرد و از سرکوبِ حقّ آزادی بیانش، مثل سلفش هایدگر، حمایتی وقیحانه و علنی کرد، صدایی درمی‌آید؟

🍂 این‌ها که مقابل این دولتِ پر از دروغ و ریاکاری و مردم‌فریبی سکوت کرده‌اند، و از صداقت و راست‌گوییِ یک عنصرِ بی‌شخصیت و ذوبِ در خلیفه افسانه فروختند، در نزدیک‌ترین سیرکِ انتخوابات باز به میدان خواهند آمد و به روی من و شما بدونِ ذره‌ای شرم زل خواهند زد، و خواهند گفت که اگر فلانی بیاید، ایران واردِ جنگ می‌شود، تحریم‌ها بر سرمان آوار می‌شوند، آب و برق و گاز قطع می‌شود، فیلترینگ بیشتر می‌شود، اقتصاد و امنیتِ ایران قربانیِ فلسطین و یمن و لبنان می‌شود، و... .

🍂 تغییر و اصلاحی اگر باشد، اول از همه، دقیقا از رد شدن از تک‌تک این آفتاب‌پرست‌های بی‌شرم با حافظۀ کوتاه‌تر از ماهی، می‌گذرد.


.


#استمرارطالبان #پزشکیان #مسعود_پزشکیان #سعید_جلیلی #جلیلی #اصلاح‌طلب #اصول‌گرا #فرقه_فریب



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘حافظ کل قرآن شویم یا نه؟ (۱/۱)
@QuranMushaf2023

از موضوعاتی که در دو دهه اخیر تبلیغ می‌شود؛ مسأله «حافظ کل قرآن شدن» است. در این باره دو نکته قابل تأمل است:

لازم است پژوهش شود که: این کسانی که قرآن را حفظ نموده‌اند، چه «وجه تمایزی» نسبت به دیگران دارند یا پیدا می‌کنند؟ مخصوصا، کسانی که در کودکی حافظ کل قرآن شده‌اند؛ چه ثمره‌ای برای خود یا جامعه داشته‌اند؟

چندین حافظ کل قرآن خردسال را که از جوانی می‌شناسم، و اکنون در دوره بزرگسالی هستند، تفاوت خارق‌العاده‌ای یا محسوسی از آن‌ها در «درس و بحث» یا «پیشرفت علمی» و ... نشنیده‌ام. مثلاً آقای «محمد حسین طباطبایی» معروف، و امثال ایشان را فرض کنید؛ و به این سؤال پاسخ دهید:

ایشان، اگر در خردسالی حافظ نمی‌شد، اکنون کجا قرار داشت؟ و الان که در خردسالی حافظ شده، کجاست؟ آیا تفاوت قابل توجهی، بواسطه حفظ قرآن ایشان، وجود دارد؟ (البته فرض این سؤالات، صرف‌نظر کردن از جهات «معنوی» است).

پیامبر/امام الگوی رفتاری/دینی ما شیعیان است؛ آیا ایشان «حافظ کل قرآن» بوده‌اند؟ البته روایاتی که از لفظ «حفظ» قرآن استفاده شده، وجود دارد؛ ولی چون این واژه، «چند معنا» دارد؛ و چون معنای به «ذهن سپردن» و به «حافظه سپردن» نیز می‌تواند معانی گوناگونی داشته‌باشد؛ لازم است تا پژوهشگران، جدای از روایات و گزاره‌های تاریخی تأییدی، روایات و اسناد تاریخی مقابل، که شاهد «عدم حفظ کل قرآن» توسط پیامبر/امام هست را نیز بررسی کنند و جمع‌بندی از روایات منفی/مثبت داشته‌باشند؛ و ظرافت‌های علمی/تاریخی مسأله را هم روشن نمایند.


📘 آیا حفظ قرآن یک عمل قرآنی، اخلاقی و عقلانی است؟ (۱/۳)

✍🏻 #معین_ایقانی

🔻بعنوانِ یک مسلمانِ سابق و عادت‌مند به قرائت روزانۀ قرآن در صبح و ظهر و شام، از کودکی تا میان‌سالی، با نگاهی از بیرون در امروز، باید چند نکته بنیادین و بی‌پرده را دربارۀ «حفظ قرآن» طرح کنم:

🟥 ۰ | قداست‌سازی و اسطوره‌پردازی درباره پیامبر و امامان

ابتدا طرحِ نقدی دوستانه بر نویسندۀ محترم، که از روحیۀ حقیقت‌طلب و پژوهش‌های ایشان بهره برده‌ام و آموخته‌ام: اگر کسی قرآن را با تأمل بخواند و محتوای آن را محور قرار دهد، درمی‌یابد که استفاده از تعابیری چون «ص» و «ع» در کنار نام پیامبر/امامان، نه‌تنها ضرورتی ندارد بلکه برخاسته از نوعی رویکرد غلوآلود و ضدقرآنی‌ست.

📌 این بدعت فرقه‌ای، پیامبر و امامان را از جایگاه انسان‌هایی الگو و قابل نقد و پرسش، به موجوداتی اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی تبدیل می‌کند. نتیجه‌اش این است که آنان دیگر نه بعنوان معلمان زندگی، بلکه بعنوان بت‌هایی مقدس تلقی می‌شوند که هرگونه پرسش و جست‌وجو و نقد صادقانه و منصفانه درباره‌شان، نوعی بی‌حرمتی عامدانه شمرده می‌شود، و نتیجتا با محققان، ناقدان و پرسش‌گران، برخوردهای خشونت‌بارِ غیرقرآنی می‌شود.

🟥 ۱ | حفظ قرآن: سنتی بدون ریشه در قرآن

قرآن در هیچ‌یک از آیاتش «حفظ الفاظ» را توصیه نکرده‌است. تأکید مکرر قرآن بر «تدبر، فهم و عمل و جهاد و تقوا» است، نه بر انباشت واژه‌ها در حافظه. آن‌کس که قرآن را چنان مهم می‌داند که سال‌ها وقت خود و فرزندانش را صرف ازبرکردن آن می‌کند، اگر اندکی پیش از حفظ، محتوای قرآن را چند بار روخوانی کرده‌باشد، هرگز چنین خطای پرهزینه‌ای، که مصداقِ تبعیت از سننِ قوم به‌شکل کورکورانه (به زبان قرآن) است، را مرتکب نمی‌شود.

📌 نخستین خیانت به قرآن، ساختن سنت‌هایی‌ست که در خود قرآن هیچ جایگاهی ندارند.

🟥 ۲ | زبان، ابزار است؛ نه بت


حفظ قرآن، آن‌هم به زبانی که نه زبان مادری ماست و نه اکثرا آن را به‌درستی می‌فهمیم، یک ضلالتِ مضاعف است. اگر قرآن در نظر ما چیزی برای «حفظ کردن» داشت، خودِ زبان نباید تا این حد قدسی می‌شد. اما اکنون شاهدیم که حفظ قرآن در عمل چیزی جز تقدیس یک زبان بیگانه نیست؛ و همین روند، بجای آنکه مومنان را به گوهر معنا و تعقل برساند، آنان را در سطح الفاظ زندانی کرده.

📌 اینگونه، فرآیند حفظ عملا به «عرب‌پرستی‌/قوم‌پرستی» بدل شده‌است که عمر محدود انسان را به بازی می‌گیرد.


🟥 ۳ | حفظ قرآن: نیاز دوران گذشته، نه امروز

حفظ قرآن برای زمانی بود که کتابت دشوار بود، نسخه‌ها اندک بودند و دسترسی به آیات قرآن آسان نبود. اما امروز، در عصر هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال، دیگر هیچ ضرورتی برای این کار وجود ندارد. اصرار بر حفظ قرآن در چنین دنیایی، اتلافِ عمر و انرژی است و نشانه عقب‌ماندگی ذهنی و زیستن در زندانی ایزوله از جهان واقع است.

🟥 ۴ | محتوای قرآن؛ بررسی انتقادی

🔻اگر کسی قرآن را چند سال با تأمل مرور کند، درمی‌یابد این کتاب:
پر از مباحث تکراری و بی‌فایده است،
گاه با اخلاق و عقل سلیم تعارض دارد،
و حاوی گزاره‌هایی‌ست که امروزه دیگر قابل دفاع نیستند.

📌 همین یک حقیقت کافی‌ست که هر ذهن آزاداندیشی از خیر «حفظ قرآن» بگذرد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘 آیا حفظ قرآن یک عمل قرآنی، اخلاقی و عقلانی است؟ (۲/۳)

✍🏻 #معین_ایقانی

🟥 ۵ |حافظان قرآن: معیار اخلاق و خرد نیستند

🔻اگر به حافظان قرآن بنگریم، آیا آنان ضرورتاً از دیگران عاقل‌تر، اخلاقی‌تر و معنوی‌تر هستند؟

نه‌تنها این‌گونه نیست، بلکه عمدتا در دگم‌ها و توهمات و تعصبات و خودشیفتگی‌های عجیب و غریبی زندان شده‌اند و همین، آن‌ها را از تدبر و تفکر عمیق و جدی و تحقیق آزاد و مهرِ بلاشرط و رواداری و عشق به انسان‌ها، سوای عقاید متضاد و متفاوت‌ مذهبی - سیاسی‌شان، باز داشته‌است.

🔺بله! می‌توان حافظ قرآن بود و مثلا حافظ شد و مولوی، و روی بسیاری از اصول اخلاقی و خداشناسی و انسان‌شناسی قرآن هم خط کشید و فرا-روی کرد، اما هیچ رابطۀ مستقیمی بین حافظ قرآن شدن و اپسیلونی بهتر شدن وجود ندارد.

🔺اینجا بحث اراده و تفکر و خواستنِ و پاکی درون و... را طرح نمی‌کنم، بلکه «مختصاتِ مختلفِ خودِ متن» موانع اساسی ایجاد می‌کند که یک فردِ گرفتار شده به زندانِ قرآن به‌شکل حاد، حافظِ قرآن، دچار انواع گرفتاری‌های معرفتی و اخلاقی می‌شود؛ مگر دست‌هایی خارج از قرآن و سنت دینی، به یاری او بیایند و او را این زندان‌های تو در تو، خلاص کنند؛ مثل عشق به هنر و فلسفه، علاقه به مولوی و حافظ و عرفان، یا زیست در محیطی که ارزش‌های اخلاقیِ مدرن را درونیِ او ساخته‌باشد.

🟥 ۶ | سنجشِ اثراتِ قرآن با رزومۀ علمای اسلام


نگاهی به رزومۀ آیت‌الله‌ها و مراجع تقلید کافی‌ست. این کوه‌های علم دین و حافظان قرآن، چه اندازه در اخلاق، آزادی‌خواهی و زیباشناسی رشد یافته‌اند؟ آیا دغدغه‌هایشان فراتر از حجاب، ارتداد و سانسور بوده‌است؟

📌 اگر قرآن کوهی از اخلاق و معرفت بود، نخستین ثمره‌اش باید همین آیت‌الله‌ها و مراجع می‌بودند؛ اما واقعیت چیز دیگری‌ست.

وقتی به سطح دغدغه و موضوعاتی که آن‌ها را تحریک به سخن گفتن و موضع گرفتن و محکوم کردن و هزینه‌دادن می‌اندازد، بیافکنیم، می‌بینیم که عملا قرآن کوه‌های علوم دینی و قرآنی را نیز انسان‌های فرهیخته‌تر و جهان‌شناس‌تر و عاقل‌تر و اخلاقی‌تری از بسیاری انسان‌ها که بویی از قرآن نبرده‌اند، نکرده‌است.

🟥 ۷ | عمر محدود، فرصت‌های بی‌نظیر

اگر کسی اندکی اهلِ مطالعۀ جدی در حوزه‌هایی چون فلسفه و علوم و ادبیات و هنر و روان‌شناسی و اسطوره‌شناسی و جامعه‌شناسی و اخلاق و تاریخ و دین‌شناسی و الاهیات و... باشد، می‌یابد چقدر عمرِ انسان محدود و ناکافی است و چقدر نکته و موضوعِ ضروری برای آموختن و بهره‌گیری وجود دارد. حفظِ قرآن در فضایی که سواد وجود نداشت و آموزش عمومی، و دسترسی به انبوه اطلاعات و معارف بشری، امری هیجان‌انگیز و سرگرمی‌ساز و تا حدی حکمت‌آموز بود، اما در دنیای امروز، شلیکِ مستقیم به عمر محدود خود و فرصت‌های اندکِ در دست برای اموختن و فراروی است، و مصداقِ بارزِ بی‌توجهی به «ولَا تلقوا بأَیدیکم إِلى التهلکة».

📌 حفظ قرآن در دنیای امروز، مثل این است که بخواهی دفترچۀ تلفن قدیمی را از بر شوی؛ در حالی‌که گوشی هوشمندت هر شماره‌ای را ظرف یک ثانیه پیدا می‌کند.

🟢 و اما… معنای حقیقی رشد چیست؟
به تعبیر خود قرآن: «قد تبیّن الرشد من الغی»؛ رشد یعنی عبور از کج‌راهه‌ها. و این عبور، با تکرار طوطی‌وار آیات ممکن نیست؛ بلکه نیازمند پرسش‌گری، شک، شهامت و گذر از اسطوره‌هاست.

❇️ حفظ قرآن، امروز که کتابت، ابزارهای دیجیتال و هزاران منبع معرفتی در دسترس است، نه‌تنها ضرورتی ندارد بلکه نوعی سلب فرصت از خود و دیگران و مصداقِ کامل بی‌خردی است. حقیقت‌جویی، اخلاق و عقلانیت ایجاب می‌کند که انسان، انرژی و زمان محدود خود را صرفِ فهم ژرف‌تر زندگی، اخلاق، علم و هنر کند؛ نه انباشت مکانیکی الفاظی که بدون تدبر و نگاه نقادانه، نه‌تنها راهی نمی‌گشاید بلکه خود زاینده‌ی فرقه‌های بنیادگرا و ضدانسانی است: داعش، طالبان، بوکوحرام، ولایت‌فقیه و…

📜 اگر قرآن زنده بود، شاید خودش با صدای بلند می‌گفت:
«من برای حفظ شدن نیامده‌ام؛ من آمده‌ام تا اندیشیده شوم؛ اگر نمی‌اندیشید، مرا نخوانید!»


📜 هایدگر در رساله‌ی معروف خود «اندیشیدن یعنی چه؟» می‌گوید:
«بیشترین چیزی که ما در آن کوتاهی کرده‌ایم، همان چیزی است که بیشترین نیاز به آن داریم: اندیشیدن.»
اندیشیدن، نه تکرار مفاهیم آماده و نه طوطی‌وار گفتن گزاره‌هاست. اندیشیدن یعنی جرأت پرسیدن از بنیادها؛ یعنی سکوتی عمیق که در آن، آدمی خود و جهان را در معرض پرسش قرار می‌دهد.

📌 هایدگر هشدار می‌دهد که:
«تفکرِ راستین» به‌ندرت رخ می‌دهد؛ چرا که ذهن انسان اغلب در دامِ حافظه، نقل‌قول‌ها و طنین صدای دیگران گرفتار است. در چنین وضعیتی، اندیشیدن با «از بر کردن» یا «جمع‌آوری داده‌ها» اشتباه گرفته می‌شود.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin