نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.4K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📺 خوانندگانِ اناجیل می‌دانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
(۱/۲)
🔸محتوای این ویدیو بر یک نکته محوری و انقلابی تأکید دارد: عبارت «پسر خدا» در زمان نگارش اناجیل، پیش از آنکه یک مفهوم کلامی و دینی (مثل تثلیث) باشد، یک لقب سیاسی و رسمی برای امپراتوران روم بود. در ادامه، جزئیات کامل و نکات ریز و درشت مطرح شده در ویدیو را بررسی می‌کنیم:

۱. مفهوم «پسر خدا» در دنیای باستان

* لقب سزار: عبارت لاتین *Divi Filius* (پسر ایزدی/الهی) روی اکثر سکه‌های رومی حک شده بود. این عبارت در یونانی دقیقاً به «پسر خدا» (*Huios Theou*) ترجمه می‌شود. بنابراین،
هر کسی در امپراتوری روم با شنیدن این لقب، بلافاصله به یاد سزار می‌افتاد.


* الگوی الوهیت‌بخشی: از زمان ژولیوس سزار، سنتی شکل گرفت که در آن امپراتوران پس از مرگ توسط سنا «الوهیت» می‌یافتند. نشانه‌هایی مانند دیدن ستاره دنباله‌دار یا عروج روح امپراتور به آسمان، گواهی بر این مدعا بود. در نتیجه، جانشین او (مانند آگوستوس) رسماً «پسر خدا» نامیده می‌شد.

۲. انجیل به مثابه یک بیانیه سیاسی و انقلابی

* سرقت القاب امپراتور: وقتی مرقس انجیل خود را با عبارتِ
«آغاز انجیل عیسی مسیح، پسر خدا»

شروع می‌کند، در واقع در حال انجام یک حرکت متهورانه سیاسی است. او القاب اختصاصی سزار (مانندِ ناجی، آورنده صلح، خداوند و پسر خدا) را از او می‌گیرد و به یک «دهقان یهودی مصلوب» نسبت می‌دهد.

* اعتراف نمادین: در انجیل مرقس، اعترافِ افسر رومی پای صلیب که می‌گوید
«به راستی این مرد پسر خدا بود»،

اوج طنز و طعنه به قدرت سیاسی روم است؛ چرا که یک سرباز رومی، بجای امپراتور، مصلوب‌شدگان را «پسر خدا» می‌خواند.

۳. جغرافیای ظهور مسیحیت و تقابل با آیین امپراتور

* مرکزیت آسیای صغیر: برخلاف باور عمومی که مهد مسیحیت را صرفاً یهودیه می‌داند، ویدیو استدلال می‌کند که مرکز اصلی گسترش مسیحیت اولیه، شهرهای آسیای صغیر (ترکیه امروزی) و یونان بود. این مناطق دقیقاً کانون پرستش امپراتور بودند.

* رقابت «اکلسیا»ها: واژه «اکلسیا» (کلیسای امروزی) در اصل به معنای «شورای شهر» یا تجمع‌های سیاسی-اجتماعی بود. مسیحیان با استفاده از این واژه، تجمعات خود را به عنوان انجمن‌های رقیب در برابر ساختار سیاسی روم تعریف کردند.

۴. تطبیق الگوهای امپراتوری با روایت عیسی

* نشانه‌ها و معجزات: داستان‌های مربوط به شفای بیماران توسط امپراتوران (مانند تف انداختن "*وسپاسیان" برای شفای نابینا) شباهت عجیبی به معجزات عیسی در اناجیل دارد. این الگوها برای اثبات شایستگی یک فرد جهت «الوهیت یافتن» به کار می‌رفت.

🔻*وسپاسیان

منظور امپراتور وسپاسیان (Vespasian)، مؤسس سلسله‌ی فلاویان در روم است. این داستان یکی از مشهورترین شواهد تاریخی است که نشان می‌دهد چگونه «تبلیغات حکومتی» برای یک امپراتور، معجزاتی دقیقاً مشابه معجزات عیسی (در انجیل مرقس و یوحنا) می‌ساخت.

🔶 ماجرای شفای نابینا توسط وسپاسیان

طبق گزارش مورخان رومی مانند تاسیتوس و سوئتونیوس**، در سال ۷۰ میلادی (زمانی که وسپاسیان در اسکندریه مصر بود)، اتفاقی رخ داد که برای تثبیت مشروعیت او طراحی شده بود:

۱. درخواست شفای الهی:
دو مرد از میان مردم (یکی نابینا و دیگری با دستی فلج) نزد وسپاسیان آمدند. آن‌ها ادعا کردند که خدای مصری «سراپیس» در خواب به آن‌ها گفته است که امپراتور می‌تواند آن‌ها را شفا دهد.

۲. روش شفا (استفاده از تُف): نابینا از وسپاسیان خواست که بر چشمان او تُف بیندازد (یا با آب دهان چشمانش را مرطوب کند). فرد فلج نیز خواست که امپراتور با پایش روی دست او قدم بگذارد.

۳. وقوع معجزه: وسپاسیان ابتدا تردید کرد، اما در نهایت تحت فشار مشاورانش (برای نمایش قدرت الهی‌اش) این کار را انجام داد. در کمال ناباوری جمعیت، نابینا بینا شد و دست فلج به کار افتاد.

چرا این موضوع در تحلیل ویدیو مهم است؟

سخنران ویدیو از این مثال استفاده می‌کند تا نشان دهد:

* کپی‌برداری یا الگوی مشترک: در انجیل مرقس (۸:۲۳) و یوحنا (۹:۶)، عیسی نیز دقیقاً با استفاده از تُف (آمیختن آب دهان با خاک) فرد نابینا را شفا می‌دهد.

* رقابت بر سر لقب «ناجی»: در آن زمان، هم امپراتور روم و هم پیروان عیسی مدعی بودند که رهبرشان قدرت الهی برای شفا دادن دارد. این معجزات، «اعتبارنامه» (Credentials) یک فرد برای اثبات این بود که او واقعاً «پسر خدا» یا برگزیده آسمان است.

* مشروعیت سیاسی: وسپاسیان یک ژنرال بود که با قدرت نظامی به تخت رسیده بود و نیاز داشت ثابت کند «خدایان» او را انتخاب کرده‌اند. معجزه شفای نابینا با تُف، ابزاری بود تا به مردم بفهماند او فقط یک حاکم نظامی نیست، بلکه یک موجود مقدس است.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 خوانندگانِ اناجیل می‌دانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
(۲/۲)
خلاصه:
وقتی نویسندگان اناجیل داستان شفای نابینا با تُف توسط عیسی را می‌نوشتند، مخاطبان رومی و یونانی آن‌ها بلافاصله به یاد ادعاهای امپراتورانی مثل وسپاسیان می‌افتادند. پیام زیرپوستیِ انجیل این بود: «آن کسی که معجزه‌ واقعی را انجام می‌دهد عیسی است، نه امپراتور» این یک نبرد تبلیغاتی تمام‌عیار میان دو مدعی قدرت (مسیح و سزار) بود.


🔻چرا در آن دوران «تُف» را دارای نیروی جادویی و الهی می‌دانستند؟

در دنیای باستان، «تُف» (بُزاق) صرفاً یک مایع بیولوژیک نبود، بلکه آن را به عنوان «شیره‌ی فشرده‌ی روح» یا «عصاره‌ی قدرت حیات» می‌شناختند. درک این موضوع به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا هم امپراتور روم و هم عیسی از آن برای شفا استفاده می‌کردند.

🔻دلایل این نگاه جادویی و الهی به بُزاق را می‌توان در سه بخش خلاصه کرد:

۱. بُزاق به مثابه «ماده‌ی خلقت» (در اسطوره‌شناسی)

در بسیاری از اساطیر باستان، جهان یا انسان از ترشحات بدن خدایان ساخته شده است:

* در مصر باستان:
طبق یکی از روایت‌های خلقت، خدای خورشید (رَع) با تُف کردن یا عطسه کردن، اولین جفت از خدایان (شو و تفنوت) را آفرید.

* در بین‌النهرین: بُزاق الهی دارای قدرتِ بخشیدن یا گرفتنِ زندگی بود.

* نتیجه: وقتی عیسی یا وسپاسیان از تُف استفاده می‌کردند، در واقع داشتند ادای «خداوندِ خالق» را در می‌آوردند. آن‌ها با این کار می‌گفتند: «من از همان ماده‌ای استفاده می‌کنم که جهان با آن ساخته شده تا عضوِ خرابِ بدن تو را بازسازی کنم.»

۲. پیوند میان کلام و بُزاق (قدرت لوگوس)

در فرهنگ‌های باستانی، «کلام» (Logos) قدرت آفرینندگی داشت (خدا گفت موجود باش، پس موجود شد).

* چون کلام از دهان خارج می‌شود، بُزاق را به عنوان «حامل فیزیکیِ کلام الهی» می‌دیدند.

* آن‌ها معتقد بودند بُزاق، قدرتِ جادوییِ نهفته در کلامِ فردِ مقدس را در خود ذخیره دارد. پس کشیدنِ آن بر چشم نابینا، به معنای انتقال مستقیمِ قدرتِ کلامِ شفابخش به موضعِ بیماری بود.

۳. باورهای پزشکی و عامیانه (تُف به مثابه دارو)

پیش از علم مدرن، مردم می‌دیدند که حیوانات زخم‌های خود را می‌لیسند و زخم‌ها بهبود می‌یابد. این مشاهده باعث شد بُزاق به عنوان یک داروی طبیعی شناخته شود:

* تُفِ ناشتا: در طب عامیانه رومی و یهودی، معتقد بودند «تُفِ مردی که هنوز غذا نخورده» قدرت جادویی برای دفع چشم‌زخم و شفای عفونت‌های پوستی دارد.

* پلینی بزرگ (مورخ رومی): در کتاب‌های خود به تفصیل درباره‌ی خواص جادویی بُزاق انسان برای دفع خزندگان سمی و درمان دردها نوشته است.

چرا این موضوع در تقابل «سزار و مسیح» حیاتی بود؟

وقتی در انجیل مرقس یا یوحنا می‌خوانیم که عیسی با تُف چشمان نابینا را باز کرد، نویسنده نمی‌خواست یک حرکت غیربهداشتی را گزارش کند، بلکه داشت از یک «کدِ شناخته‌شده‌ی قدرت» استفاده می‌کرد.

در واقع، تُف انداختن در این داستان‌ها، یک «آیینِ سیاسی-مذهبی» برای اثبات مالکیت بر قدرتِ حیات بود.


* الگوی مرگ و صعود: در هر دو روایت (امپراتور و عیسی)، فرد می‌میرد، روح یا جسم او عروج می‌کند و پیروانش با تکیه بر این اعتبار، مشروعیت می‌یابند.

۵. مسیحیت بمثابه یک جنبش «ضد قدرت»

* تقابل مستقیم: نامه‌ «پلینی جوان» (فرماندار روم) به امپراتور تراژان نشان‌دهنده آزمایش او برای شناسایی مسیحیان است:
اگر کسی به تندیس امپراتور بخور نمی‌داد و مسیح را لعنت نمی‌کرد، اعدام می‌شد.

این یعنی مسیحیت نه یک دین انتزاعی، بلکه یک جنبش وفاداری رقیب بود.

* لقب «خداوند و خدای من»: این عبارت که توما در انجیل یوحنا به عیسی می‌گوید، دقیقاً همان عنوانی بود که امپراتور «دومیتیان» اصرار داشت مردم با آن او را صدا کنند. یوحنا با نسبت دادن این لقب به عیسی، مستقیماً قدرت دومیتیان را به چالش می‌کشد.

🔶 نتیجه‌گیری

سخنران تأکید می‌کند که بدون درک بستر سیاسی امپراتوری روم، نمی‌توان پیام اصلی عهد جدید را درک کرد. مسیحیت اولیه یک «آیین زیرزمینی و خرابکارانه» بود که با استفاده از زبان و نمادهای قدرتِ حاکم (روم)، سعی در براندازیِ معنوی و سیاسیِ ادعاهای سزار داشت. ادعای «عیسی خداوند است»، در واقع به این معنا بود که:
«سزار خداوند نیست».


📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕عیسی: «فرزندِ معبد»
📺خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📕فشرده‌ای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن

🔻نقد مسیحیت
📺 چه کسانی و چگونه مسیحیت را ساختند؟
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺«همسایه‌ات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
📺 چگونه مسیحیت به وجود آمد؟
📺 جردن پیترسون: «عیسی خداست!»
📺 داستانِ اسطوره‌ایِ «بکارتِ» مریم
📺 عیسی و رمز و راز فرزندانش
📻 عیسی مسیح
📻 «نهادِ روحانیت» علیهِ روح



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎این بار
‎عکسِ ماه
‎روی خونِ تو افتاده است
‎در این شبِ سیاه
‎خونِ تو
‎روشن‌تر از آن است
‎که پنهان شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر #جاویدنام #پرنیان_دبیری، هر شب بعد از بسته شدن درهای بهشت زهرا از بالای پل مزار دخترش را نگاه می‌کند. پرنیان، ۱۶ ساله و ساکن شهر بهارستان استان تهران، ۱۹ دی در حضور پدر و مادرش با گلوله‌ی جنگیِ مزدورانِ داعشِ شیعه به‌قتل رسید.

‎این بار
‎عکسِ ماه
‎روی خونِ تو افتاده است
‎در این شبِ سیاه
‎خونِ تو
‎روشن‌تر از آن است
‎که پنهان شود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مادر #جاویدنام #عارف_میرموسوی، شـهیدِ راه آزادی:
«بسه دیگه مامان، تو ۹ روزه خوابیدی»


🩸 عارف قهرمان اصالتاً اهل دهشال در آستانه اشرفیه بود که در آریاشهر تهران با حمـله‌ی وحشیانه مزدورانِ ولی‌فقیه و ضربات قـمه مجـروح، و در نهایت با شلـیک داعشیانِ شیعه به‌‌قتل رسید.

🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاک‌شدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانواده‌های باشعور و شرف و شجاع‌شان است که زمانِ مرگِ عزیزان‌شان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آری‌گویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگ‌پرستِ شیعی می‌کنند.

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نه به مصادره‌ی شهدای آزادی توسط جانیانِ ولایی
— پدر #جاویدنام #محمدامین_اسلامی

🔻برادرِ محمدامین:

بیان واقعیت از زبان پدرم است. پدری داغدار!

اصل داستان: از یکی از ادارات مربوطه با ما تماس گرفتند:
که محمدامین به دلیل بررسی پرونده‌اش به عنوان شهید اعلام شده و شما خانواده شهید هستید!!!!!

من‌ گفتم:
ما چنین چیزی را قبول نمی کنیم!

اما گفته شد‌باید‌ پدر امین نظر بده!
نظر پدر را هم‌جویا شدم و به اشتراک می‌گذارم
پدر من به شهادت تمام دوستان وآشنایان و‌همکاران در تمام طول زندگیش گامی برخلاف صداقت و شرافت انسانی برنداشته است. چنین است که می‌گویند: شیر اگر پیر شود هم شیر است!

🔺فرقِ شهدایِ آزادی با هلاک‌شدگانِ استبداد و توحش و تروریسم، در خانواده‌های باشعور و شرف و شجاع‌شان است که زمانِ مرگِ عزیزان‌شان را نیز به موقعیتِ ایستادگی و آری‌گویی به زندگی و فریاد بر خدایانِ دروغینِ مرگ‌پرستِ شیعی می‌کنند.

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایانِ بودن تو
آغازِ یک داستان شد

یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!

همه بودند!
قاتلانی که از سلاح‌شان خون میچکید
جوانانی که برای زندگی در خون‌ غلطیدند

یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!

همه شنیدند!
صدای گلوله و خشم
ضجه مادران
پاکوبی غم‌انگیز خواهران و
شیون عاشقانه همسران

یکی بود
یکی نبود
جز خدای مهربان!

همه دیدند!
کمر خمیده‌ی پدران
اشک‌های محو در پُک‌های عمیق سیگار برادران

آری پایانِ بودنِ تو
آغاز جاودانگی‌ات بود

به اطراف که خوب می‌نگرم
یکی رفت برای ایران!
یکی ماند برای نام تو!
چه کسی می داند؟
شاید خدای مهربان ایران‌زمین هم آمد!

🎙برادرِ #جاویدنام #محمدامین_اسلامی

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #شعر_انقلاب



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧«این انقلاب» ضدِّ «آن انقلاب»

🎙دکتر #خسرو_یزدانی

۱۲بهمنِ ۱۴۰۴

@khosrowchannel
.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
🏛 «این انقلاب» ضدّ «آن انقلاب»

زمان ایستاده است و نمی‌گذرد؛ تلنگری از بیرون نیاز است تا زمان به جنبش درآید و آن‌گاه مردم نیز به جنبش درخواهند آمد. هماره نمی‌توان از «خود» آغازید و بی‌یاریِ «دیگری» روی پا ایستاد و به راه افتاد.

🦠 روزگاری کرونا می‌کشت. مردم، دانایان و دلسوزانِ میهن می‌خواستند واکسن از آمریکا آورده شود تا در آن روزهای اضطراری، از کشتار ویروس پیشگیری شود. فرقهٔ عباپوشان اما از این یاری پیشگیری کرد؛ این فرقهٔ چرک و خون بر کشتار دامن زد. در آن روزها، هیچ‌کس همستارِ (مخالف) پژوهش برای واکسن ایرانی نبود، اما واقعیت این بود که هنوز پاسخی در دست نداشتیم. باور همگانی بر این بود که تا زمان دستیابی به توان داخلی، باید واکسن از آمریکا درخواست شود تا از مرگی که هر روز گسترده‌تر می‌شد، جلوگیری گردد.

🩸 اکنون در پسِ آن کشتار باورنکردنی، دگربار با همان وضعیت اضطراری روبه‌رو هستیم. مردم به‌پا خاستند تا با این ویروسِ بیگانه با تنِ میهن بجنگند، اما ویروس با شتاب خود را تکثیر کرد (در قالب سپاه، بسیج، لباس‌شخصی‌ها، حشدالشعبی و دیگر مزدوران). این فرقه توانست ده‌ها هزار نفر را با دهشتبارترین روش‌ها کشتار کند، هزاران چشم را کور و ده‌ها هزار نفر را اسیر و زخمی سازد. اکنون این فرقه که موجودیت خود را در خطر می‌بیند، حتی در مجلسِ خود نیز لباس جنگیِ بیگانه با ایران به تن کرده تا بر دهشت‌افکنی‌اش بیفزاید.


🛡 از آنجا که مردمِ زخم‌خورده هنوز به‌گونه‌ای کارآمد سازمان‌ نیافته‌اند، نیاز است که از شورای امنیت برای پیشگیری از کشتارهای بیشتر یاری بخواهند. چین و روسیه در کنار فرقهٔ چرک و خون ایستاده‌اند؛ پس یاری باید از نیرویی خواسته شود که از برانداختن این ویروس عباپوش سودی ببرد؛ و آن نیرو همانا آمریکاست. این درخواست برای یورش به مراکز دسیسه و سازمان‌های کشتار، نه دشمنی با میهن، بلکه درکِ درستِ میهن‌پرستی است.

🗳 در سال ۱۳۸۸، میلیون‌ها ایرانی در توهمِ راهبری که خود عضوی از همین فرقه بود، شکست خوردند و به خانه برگشتند. در جنبش‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نیز که بی راهبر و افق به خیابان ریختند، با کشتارهای خونین روبه‌رو شدیم؛ ولی این بار خیابان به روشنی فریاد زد که چه می‌خواهد و چه نمی‌خواهد. خواستِ روشن مردم چنان دهشتی به جانِ فرقهٔ حاکم و پادشاهی‌ستیزانِ رنگارنگ انداخت که همگی روبند از چهره انداختند. مصدقی‌ها، مجاهدین، چپی‌های گلوبالیست و ملی‌مذهبی‌ها، همگی ناگهان «میهن‌پرست» گشتند و پادشاهی‌خواهان را به میهن‌فروشی متهم کردند. اینان که دیروز با خمینیِ ۵۷ هم‌آوا بودند، امروز با خامنه‌ای هم‌داستان گشته‌اند.

⚔️ مردم ایران انقلابی به راه انداخته‌اند که در ذات خود یک «ضدِ انقلاب» است؛ انقلابی برای فروپاشانیدن ریشه‌های انقلاب ۵۷. آن انقلابِ کذایی، در دشمنی با اسطوره‌ها، آیین‌ها و تاریخِ پیشااسلامی بود؛ انقلابِ «آژیدهاک» در دشمنی با «جمشید». آن انقلاب در خوارداشتِ زندگی و ستایشِ مرگ بود؛ در ستایشِ «اللهِ شوره‌زارها» و امامانی که خون ایرانیان را ریخته بودند. آن انقلاب برای دشمنی با واژهٔ «میهن» و ستایش «امت» بود.

🚩 آن انقلاب برای بزرگداشت حکومت خونریز خلفا، زاری برای حسین و بیزاری از زیبایی و شادی بود؛ انقلابی علیه باده، رقص، موسیقی و اندیشه. آن انقلاب برای پوشاندن تن، نابودی نوروز، ویرانی نشانه‌های تاریخی و برافراشتن درفش بیگانهٔ «الله‌نشان» به جای «شیر و خورشید» بود. آن، انقلابِ مرگ برای برانداختن رفاه و آبادانی بود.

🕊 اکنون انقلابی در همستاری (تقابل) با آن ویرانی به راه افتاده است. این انقلاب، هم‌آوایی با «فریدون» برای سرنگونی «آژیدهاک» است. انقلابی برای بزرگداشت کوروش بزرگ، دانش‌ورزی، گشودگی و پیوند با جهان. این انقلاب «جاوید شاه» می‌گوید، چراکه تنها با شکوهِ پادشاهی است که ایران می‌بالد. این، انقلابی است ایرانی با بینشی که از شاهنامه می‌آید؛ انقلابِ زنانی و مردانی که دلیرانه می‌جنگند اما موری را هم نمی‌آزارند.

🌈 این انقلاب بیش از نان، برای «آزادی» و بیش از آزادی، برای «آزادگی» است؛ رنگین‌کمانی از اسطوره و سیاستِ ایرانی. این انقلاب برای پاداشِ پس‌ از مرگ نمی‌زید، بلکه «زندگی» را پاداش می‌شمارد و برای پاسداشتِ آن می‌جنگد.
این جنبش بزرگ، تحقق تمام این آرمان‌ها را تنها در سایهٔ سامانِ پادشاهی شدنی می‌داند.

✍🏻 دکتر #خسرو_یزدانی

۱۲بهمنِ ۱۴۰۴

@khosrowchannel
.


#حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه دوست داشتم تصور کنم چطور ⁧#سربداران⁩ بر استیلای ۱۲۰ساله‌‌ی مغول فائق آمدند!


.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
📍 ۱۸دی - شهریار؛
«جمعیت را ببین. اون شب شمار زیادی جوان جان خودشون را از دست دادن»


🦁 نظیرِ چنین جمعیتِ فراگیری در کل کشور، و چنین شجاعت و عزم راسخی برای پایانِ لکه‌ی ننگِ حکومتِ آخوندی را در کلِ تاریخ جنبش‌های ایران ندیده‌بودیم.

🟢 در ۸۸ جمعیت بیشتر در تهران بود، و نهایتِ آمالش بر سرِ کار آمدنِ نخست‌وزیرِ دهۀ سیاه شصت بود؛ کسی که ذوب در آخوندی داعشی و قاتل بود و گفتمانش نیز گفتمانی شدیداً اسلام‌گرایانه و متوهمانه و مشابه با حکومت داشت.

🔴 اما در قیام آبان ۹۸ نیز جمعیت چنین فراگیر نبود و مطالبات بیشتر رنگ و بوی اقتصادی داشت؛ در آن زمان هنوز به‌شکل ایجابی مشخص نبود که این خشم، می‌خواهد پایانی قطعی بر سلطۀ آخوندیسمِ داعشیِ غرب‌ستیز باشد.

✌️ در سال ۱۴۰۱، اگرچه شعارها بر محورِ آزادی زنان و کرامت انسانی درخشید، اما هنوز گفتمانِ ایجابیِ واحدی بر محور «ایران‌گرایی» و «آلترناتیوِ روشنی» برای جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود، و فقدان یک رهبریِ مشخص و پیوندِ معقول با قدرت‌های غربی، مانع از آن شد که ضربه‌ای کاری بر پیکر حکومت دینی وارد شود.

🔥 اما این بار، آنچه در خیابان‌های شهریار و وجب به وجب خاک ایران گذشت، فراتر از یک اعتراض یا جنبش واکنشی بود. این یک «انقلابِ آگاهی» است؛ پیوندِ خشمِ تهیدستان با غرورِ ملیِ جوانانی که دیگر نمی‌خواهند زیر سایهٔ بدقوارهٔ استبدادِ دینی نفس بکشند. این جمعیت، دیگر نه به دنبال «رأی» توهمیِ خود ذیلِ فاشیسمِ اسلامی - آخوندی است و نه به دنبال خیالِ باطلِ «اصلاح»؛ این بار خیابان به صراحت فریاد می‌زند که برای بازپس‌گیری «ایران» آمده است.

این عزم راسخ و بی‌بازگشت، نشان از بلوغی تاریخی دارد که در آن، مرزهای بین مرکز و حاشیه فرو ریخته و همگان بر یک پیمان واحد استوار شده‌اند: «برانداختنِ ریشه‌های انقلاب ۵۷ و بازگشت به شکوهِ ملی و یک حکومت نرمال که با زندگی و دستاوردهایِ انسانیِ و تمدنیِ جهان غرب ستیز ندارد»

.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
— در ستایشِ صداقت و صراحت، علیه مجذوبان و بزک‌گران شر

✍🏻 #فریدون_فرخ

💬 اشو: محمدِ خونخوار
«می‌گویی محمد برای دین شمشیر کشید؟ خب پس کجاست این دین؟ کدام دین؟!

نتیجۀ آن شمشیر کشیدن چیزی نبود جز اینکه جمعی مسلمانِ خونخوار به وجود آورد.

نتیجۀ آن شمشیر چه بود؟ جز اینکه ۱۴۰۰ سال است مسلمانان سراسر جهان خون می‌ریزند؟
سرها را می‌بُرند و به کشتار خود همچنان ادامه می‌دهند؟


و وقتی به نام دین چنین می‌کنند و آدم می‌کشند، ما سکوت می‌کنیم و تلخی‌اش را به روی خودمان نمی‌آوریم؛ این زهر را چنان سرمی‌کشیم که انگار داریم شهد می‌نوشیم!

خمینی که خودش را جانشین محمد می‌داند و حالا مقام امامت دارد، در همین یک سال می‌دانی چند نفر را به قتل رسانده؟ اصلا حساب و کتابش را داری؟

جالب اینجاست که درحالیکه هر روز در ایران مردم را به دار می‌آویزند، همۀ دنیا در مقابل او سکوت می‌کند!

زبانِ همۀ مردم بند آمده از اینکه هر روز خون می‌ریزند، اما چون به نامِ دین است، آن را عینِ ثواب و خیر می‌بینند؛

و این زنجیره قتل و کشتار همچنان ادامه دارد
...»


🍂 قیاس میان «تیغِ برهنه و بی‌رحم کلامِ اشو» و «ذهنِ کپک‌زده، فسیل‌شده و اسلام‌‌پناهِ امثالِ میرحسین موسوی»، شاه‌کلیدِ درکِ فلاکتِ تاریخی ماست. این قیاس، پاسخی‌ست صریح به این معمای خونین که چرا جنبش ۸۸ در نیمه‌راه عقیم ماند، اخته شد و شکست خورد؛ و چرا نیم‌قرن است که یوغِ سنگینِ «داعشِ شیعه» را بر گردن داریم و همچنان در دایره‌ای باطل می‌چرخیم.

🍂 ما دهه‌هاست که تاوانِ سنگینِ یک «توهمِ جمعی» را می‌پردازیم؛ توهمِ اینکه می‌توان با اتکا به کسانی که خودشان معمارانِ وحشت و شیفتۀ «دوران طلاییِ جنایت» بوده‌اند، به آزادی رسید. چه ساده‌لوحانه گمان می‌کردیم کسانی که دل در گروِ «آن جانیِ بیدار» دارند، می‌توانند منجیِ ما باشند. ما عمر، جوانی و سرمایه‌های ملی‌مان را در مسلخِ «اصلاحاتِ تدریجی» قربانی کردیم و در بازیِ مضحک و مهوعِ انتخاب میانِ «آخوندِ قاتل» و «آخوندِ فاشیست» اسیر شدیم؛ تنها به این امیدِ واهی و مازوخیستی که شاید هیولایِ دین‌خو، روزی دموکرات شود، یا با پنبه سر بریدن را جایگزینِ ساتور کند!

🍂 شکستِ ما ناشی از نفهمیدنِ «ذات» بود؛ ناشی از جهلی عمیق نسبت به هستۀ سختِ توحش و درنده‌خوییِ نهفته در «نصوصِ اصلی» حکومتِ دینی. مشکل ما قرائتِ بد از دین نبود، مشکل خودِ متن بود. میرحسین و هم‌قطارانِ استمرارطلبش، تنها جرأت داشتند سطحی از شاخ‌وبرگ‌های خشکیدۀ این «درختِ زقوم» را هرس کنند و هرگز شهامتِ نگریستن به ریشۀ خون‌آلودِ آن را نداشتند؛ همان ریشه‌ای که اشو بدونِ تعارف و لکنت، آن را نشانه رفته است. آن‌ها می‌خواستند با حفظِ تقدسِ چارچوب، محتوا را اندکی مدرن کنند؛ تلاشی عبث همچون بزک کردنِ یک جسد متعفن.

🍂 همین محافظه‌کاری، همین لکنتِ زبان در برابرِ مقدسات، و همین ترس از رویارویی با «اصلِ شر»، ما را به این‌همه هزینه‌دادن‌های بیهوده، فرسایشی و قطره‌چکانی کشاند. اگر همان آغاز، به‌جای دل‌خوش کردن به سراب‌هایی چون «تعدیلِ مذهب»، «جمهوری‌خواهیِ دینی» و «اسلامِ رحمانی»، یک‌بار برای همیشه چشمانمان را باز می‌کردیم و همچون اشو، تیغِ نقد را بر شاهرگِ این تقدسِ دروغین می‌کشیدیم، کار را یکسره می‌کردیم.

🍂 اگر شجاعتِ دیدنِ واقعیتِ عریان را داشتیم و می‌پذیرفتیم که از دلِ این چاه، آبی گرم نمی‌شود و تنها خون می‌جوشد، امروز ناچار نبودیم که نسل‌درنسل، خون و عمر و آینده‌مان را قطره‌قطره به پایِ این بتِ خون‌آشام بریزیم. راهِ نجات هرگز از کوچهٔ بن‌بستِ «اصلاح» نمی‌گذشت؛ راه نجات،
تنها و تنها از بزرگراهِ «انکارِ تمامیتِ این ساختارِ مقدس‌مآبِ داعشی و فرو ریختنِ تمامیِ بت‌های ذهنی و عینی می‌گذشت.

🍂 می‌بایست بسیار زودتر ملتفت می‌شدیم که امثال عبدالکریم سروش، که با برساختن مفاهیم موهومی همچون «پیامبر اقتدارگرا»، به توجیه تئوریکِ بنیان‌گذار این سریال از خلافت‌های داعشی - طالبانی می‌پرداختند، سرانجام در بزنگاه‌های تاریخی، شمشیر را از رو می‌بندند و جانبِ سرکوبگرانِ حکومتِ داعشیِ شیعه را خواهند گرفت. کار این جماعت به جایی رسید که در مدحِ «خویشتن‌داری» جلادان و «کم‌کشتن» معترضان، اشعار پست‌مدرن سرودند و با وقاحت، مردمِ به‌جان‌آمده را به بیگانگان منتسب کردند که در میان‌شان نفوذ کرده‌اند!

🍂 این مولوی‌خوان‌های ملعون‌ِ عقیده‌پرستِ عقده‌ای، عینا گفتمان و ادبیات دستگاه سرکوب را در تحقیر و تخطئۀ رهبرانی که ملت در خیابان‌ها فریادشان زدند، بازتولید کردند. غایتِ تمام تقلاهاشان، چیزی جز حفظ و استمرارِ حکومت وحشتِ اسلامی خمینی نبود و نیست؛ همان سیستمی که سروش و موسوی و خاتمی و...، تا همین چند سال قبل، نعلین‌لیسِ درگاهش بودند و امروز نگران فروریختنِ بنایی هستند که خود در پی‌ریزی‌اش شریک جرم‌اند.

.


#نقد_اسلام #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا واقعا این اسلام اون اسلام نیست؟!

از نکات جالب دربارۀ شخصیت‌های مدعیِ «عقلِ سرد»ی چون زیدآبادی این است که از سویی، با اسم رمزِ «خشونت‌پرهیزی»، آن هم بلافاصله پس از کشتار بیش از ۵۲ هزار ایرانی در طی ۲ روز، اتهام خشونت را متوجهِ مردمِ نامسلح می‌کنند، بجای اینکه از توحش حکومتِ اسلامی که مجهز به فقهِ داعشیست بگویند! و از سوی دیگر، برای حفظِ ایدئولوژی «داعشی‌گری، سرکوب و خشونت»، چنان تقلا می‌کنند که آدم تعجب می‌کند که اینها هیچ نسبتی با تاریخِ ایران، فراسوی یاوه‌های مرتضی مطهری داشته‌اند؟ آخر خشونت‌پرهیزی شما را باور کنیم یا نازیسم‌پرستی شما را که حتی در حوزۀ عقیده و بیان نیز برای ایرانیان حد و مرز قائل می‌شوید و با سرکوب، می‌کوشید همه را مجبور به احترام به عقاید نازیستی - فاشیستیِ خود کنید؟ آن هم با مصادرۀ اسامی بزرگانی چون حافظ و خیام و رازی که هر چه بزرگی دارند، از اخلاق و خردِ ایرانی‌شان است و آن شجاعتی که در نقد و کنایه به عقاید خرافی و داعشی داشته‌اند.

از طرف دیگر، حتی در هنگامۀ «هولوکاست ایرانی‌»، دلنگرانِ خاک فلسطین‌اند! یعنی حتی وسط فاجعۀ ایدئولوژیِ فلسطین‌گرا، خون ایرانی پشیزی برایشان ارزش ندارد.