نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘بهائی‌آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن

✍🏻
دکتر #مینا_یزدانی (مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی)

✂️برشی از متن (۱/۲)

🍂 آیت‌الله کاشانی، که مدتی با دکتر مصدق همراهی می‌کرد، دیدگاهی منفی به بهائیان داشت و آنان را بخشی از ملت ایران نمی‌دانست. از این نظر ، او با دکتر مصدق در تضاد بود. خاطره‌ای از دکتر مصدق این تضاد را آشکار می‌کند.

شمول‌گرایی دکتر مصدق و "حیرت" علما
🍂 حجت‌الاسلام فلسفی در خاطرات خود به رفتاری از دکتر مصدق اشاره می‌کند که آن را "عجیب" یافته بود. زمانی وی "به امر حضرت آیت الله العظمی بروجردی" به دیدار دکتر مصدق رفت و پیام آیت‌الله را به وی رساند که چون بهائیان در شهرستان‌ها فعال هستند،"ایشان لازم دانستند که شما در این باره اقدامی بفرمائید".

🍂 دکتر مصدق در پاسخ "قاه‌قاهی کرد و با صدای بلند خندید و گفت آقای فلسفی! از نظر من، مسلمان و بهائی فرق ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند". این پاسخ برای فلسفی "بسیار شگفت‌آور بود". و چون پاسخ را برای آیت‌الله نقل نمود، ایشان نیز دچار"بهت و حیرت" شد (فلسفی ۱۳۸-۱۳۹).

🍂 نخست‌وزیر مسلمان و ملی‌گرای ایران، در سفر خود به آمریکا در مهر ماه سال ۱۳۳۰، برای دفاع از حقوق ملت ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، درخواست نمایندگان محفل ملی بهائیان آمریکا برای دیدار با خود را پذیرفت.

🍂 در این دیدار که در فضایی دوستانه انجام شد، نمایندگان بهائیان آمریکایی، از نخست‌وزیر ایران خواستند، بشکل قانونی به ستم‌هایی که به‌ویژه، پس از شهریور سال ۱۳۲۰ بر هم‌دینان آنها در ایران رفته بود، رسیدگی کند.

🍂 دکتر مصدق گفت برای این که بتواند به‌طور قانونی به این درخواست رسیدگی کند، باید در نامه‌ای رسمی خطاب به وی، شرحی از آن آزارها بنویسند. این نامه نوشته شد و چند روز بعد، از طریق سفارت ایران برای نخست‌وزیر فرستاده شد (چوبینه ۲۱-۳۱).

🍂 مدتی بعد، در ماه‌های پس از واقعۀ ۳۰ تیر ۱۳۳۱ که آیت الله کاشانی "بر این باور بود که او دکتر مصدق را به قدرت بازگردانیده"، از او خواست سیاست‌هایی همچون «اجباری کردن حجاب برای زنان، هنگام ورود به ادارات دولتی»، و «افزایش فشار بر بهائیان» را اجرا کند، اما دکتر مصدق نپذیرفت (میلانی ۱۲۰).

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۶۹۱ واژه

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بهائی‌آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن

✍🏻
دکتر #مینا_یزدانی (مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی)

✂️برشی از متن (۲/۲)

🍂 در هفتۀ کودتا، سازمان سیا آن قدر از طریق روحانیون پول پخش کرد که اصطلاح "دلارهای بهبهانی" رایج شد (آبراهامیان ۲۰۲). همکاری آیت‌الله کاشانی با کودتاگران، چنان چشمگیر بود که به گزارش یک دیپلمات عراقی، شاه یک روز بعد از بازگشت پیروزمندانه‌اش به ایران، در اقدامی بی‌سابقه، برای دیدار با آیت‌الله کاشانی، به خانۀ او رفت و از وی به‌خاطر همکاری در بازگشت نظام پادشاهی سپاسگزاری کرد (آبراهامیان ۲۰۹).

🍂 قدردانی شاه از کاشانی، بهبهانی و دیگر علما، شکل دیگری نیز پیدا کرد: باز گذاشتن دست آنها برای سرکوب هر چه بیشتر بهائیان.

پاداش حمایت از کودتا
🍂 چنانکه در خاطرات مصور رحمانی (از نظامیان آن روزگار) آمده، پس از کودتا، شاه "میل داشت به‌نحوی از آیت‌الله دلجویی کند. علیهذا به سرلشگر باتمانقلیچ دستور داد تا به ملاقات آیت‌الله برود و اگر تقاضائی در محور نظرات دولت داشت، به انجام برساند تا موجبات رضایت خاطر او فراهم شود".

🍂 در جلسۀ ملاقات که رحمانی شرح آن را از زبان "سرتیپ خلبان مصطفوی که خویشِ آیت الله بود و در آنجا حضور داشت" شنیده‌است، آیت‌الله کاشانی ابتدا "با طبیعی‌ترین لحن" گفت: "بیت‌المقدس را برای مسلمین دنیا خلاص کنید!"، چون سکوت حیرت‌آمیز باتمانقلیچ را دید، "تخفیف داد" و گفت: "یا بروید عتبات عالیات را برای شیعیان آزاد کنید!"، بعد "آیت‌الله تبسم مرموزی کرد و گفت چطور است بروید و به دست خودتان، «محل تجمع فرقه ضاله بهائی» در تهران را منهدم کنید؟" (رحمانی ۳۶۳-۳۶۴).

🍂 زمینه «تأمین رضایت خاطر آیت‌الله» با اجازۀ شاه به حجت‌الاسلام فلسفی، برای ایراد سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه در ماه رمضان، مطابق با اردیبهشت سال ۱۳۳۴ شمسی فراهم شد.

🍂 شرح تقاضای حجت‌الاسلام فلسفی از شاه که به «اشغال حظیرة القدس تهران، تخریب گنبد آن و آزار بهائیان درنقاط مختلف ایران» درسال ۱۳۳۴ منجر شد، داستان آشنایی‌ست که بارها نقل شده‌است.

🍂 فلسفی "وظیفه مذهبی" خود را این می‌دانست که در "منابر خود"، علیه بهائیان "مبارزۀ تبلیغی" کند. او پس از کودتا و عزل دکتر مصدق که "اصولاً بهائیت را خطر نمی‌دانست و بهائیان را جزء ملت ایران و صاحب حقّ برابر با مسلمانها می‌شمرد"، فرصت را غنیمت شمرد و با اشاره و راهنمائی آیت‌الله بروجردی، از شاه اجازه گرفت تا در سخنرانی‌هایش در ماه رمضان (اردیبهشت ۱۳۳۴) که از رادیو پخش می‌شد، به بهائیان بپردازد.

🍂 سخنرانی‌های بهائی‌ستیزانه فلسفی، به گفتۀ خود او "موج عجیبی در مملکت ایجاد" کرد (فلسفی ۱۹۰-۱۹۱)، و "خورده‌خورده گزارش‌های مأمورین انتظامی از تمام کشور به دولت رسید،" و "با پیام‌های روحانیون و مرجع تقلید، اعلی‌حضرت همایونی هم دستوراتی دادند؛ و اول کاری که شد «دستور اشغال حظیرة القدس» صادر گردید" (نقل در توکلی ۱۰۸).

🍂 در همین زمان حجت‌الاسلام فلسفی به گفته خود، "به آمریکایی‌ها پیغام" داد که "مسلمان با توده‌ای‌ها مبارزه کرده‌اند و حالا توده‌ای‌ها وارد بهائیان شده‌اند(!) و شما اگر بخواهید از بهائیان حمایت نمائید، مثل این است که توده‌ای‌ها را که دشمن امریکا هستند، تقویت کرده‌اید" (نقل در توکلی ۱۰۹).

🍂 همزمان با تخریب گنبد حظیرة القدس، توسط «بلندپایگان ارتش و فلسفی»، بهائیان در بعضی از نقاط ایران مورد هجوم، قتل و غارت قرار گرفتند، با زور و تهدید مجبور به اعلام برائت از عقیدۀ خود شدند، و از کار اخراج شدند (نیکوصفت ۴۴۴-۴۷۲).

🍂 خواسته‌های آیت‌الله‌ها برای سرکوب بهائیان، «فزونی» یافت و به‌حدی رسید که دولت، با توجه به «انعکاس جهانی این رویدادها» و «شکایت محافل بین‌المللی بهائی به شاه»، دیگر قادر به ادامۀ پذیرش آنها نبود و در نتیجه روحانیون «ناراضی» شدند.

🍂 چنانکه محمد توکلی طرقی (مورخ معاصر) می‌گوید، وقایع سال ۱۳۳۴ "هم اوج، و هم آغازۀ گسست همکاری‌های دربار و روحانیت" بود که در ادامۀ خود، «جنبش بهائی‌ستیزی» را به «بخش جدایی‌ناپذیر نهضت اسلام‌گرایی» تبدیل کرد. درنتیجه، "در 'جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران'، آزادی مدنی بهائیان، اسارت 'ملت مسلمان' پنداشته شد و در نتیجه، جامعۀ مدنی ایران در نیمۀ دوم قرن بیستم، دچار تناقضی شد که همچنان ادامه دارد".

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۶۹۱ واژه

#آینه_تاریخ #آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin