This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ دکتر #آیدین_آرتا
🍂من اگر جای پزشکیان بودم وقتی میکروفون دکتر فاضلی را قطع کردند، میکروفون خودم را به فاضلی میدادم که بتواند پاسخ دهد. اگر بلندگوی من را هم قطع میکردند از مهندس بهشتی خواهش میکردم بلندگوی خود را به دکتر فاضلی بدهد و اگر بلندگوی هر سه ما را قطع می کردند ، همه با هم جلسه را ترک میکردیم.
2️⃣ پزشکیان در عمل چه کرد؟ نگاه کنید! هر دو را محکوم کرد به «بیفرهنگی» که نمیتوانند فرهنگ جامعه را درست کنند! بجای اینکه محکم توی دهنِ مجریِ بیشعور و کارشناسِ بیشعورتر بزند، مشاورِ خودش را که بحق خشمگین شدهبود که نگذاشتند از خود دفاع کند و در ادامه به وظیفهاش عمل کند و حس تحقیر میکرد، بیفرهنگ دانست و در سطح ابتذالی مشابه کارشناسِ هتاک! این یعنی اگر فردا نیروی سرکوب مردم را زیر باتوم له کند و با تیر ساچمهای و جنگی نشانه بگیرد و مردم از خود دفاعی کنند، هر دو سو را محکوم میکند، با فراموشی جایگاه خودش؛ دقیقا همان کاری که در جنبش مهسا کرد و مردم را متهم کرد به کشتنِ نیروی سرکوب و فقط از مهسا نام برد و تعداد بالای مردمِ مقتول، کور، معلول، زندانیشده، باتومخورده و اعدامشده را ندید!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂من اگر جای پزشکیان بودم وقتی میکروفون دکتر فاضلی را قطع کردند، میکروفون خودم را به فاضلی میدادم که بتواند پاسخ دهد. اگر بلندگوی من را هم قطع میکردند از مهندس بهشتی خواهش میکردم بلندگوی خود را به دکتر فاضلی بدهد و اگر بلندگوی هر سه ما را قطع می کردند ، همه با هم جلسه را ترک میکردیم.
2️⃣ پزشکیان در عمل چه کرد؟ نگاه کنید! هر دو را محکوم کرد به «بیفرهنگی» که نمیتوانند فرهنگ جامعه را درست کنند! بجای اینکه محکم توی دهنِ مجریِ بیشعور و کارشناسِ بیشعورتر بزند، مشاورِ خودش را که بحق خشمگین شدهبود که نگذاشتند از خود دفاع کند و در ادامه به وظیفهاش عمل کند و حس تحقیر میکرد، بیفرهنگ دانست و در سطح ابتذالی مشابه کارشناسِ هتاک! این یعنی اگر فردا نیروی سرکوب مردم را زیر باتوم له کند و با تیر ساچمهای و جنگی نشانه بگیرد و مردم از خود دفاعی کنند، هر دو سو را محکوم میکند، با فراموشی جایگاه خودش؛ دقیقا همان کاری که در جنبش مهسا کرد و مردم را متهم کرد به کشتنِ نیروی سرکوب و فقط از مهسا نام برد و تعداد بالای مردمِ مقتول، کور، معلول، زندانیشده، باتومخورده و اعدامشده را ندید!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
اگر اساس اندیشه راستی نباشد، تمام دانشی که کسب شود تنها آجرهای دیوار کجی خواهد شد که به مرور زمان تنها کج بودن دیوار را بیشتر آشکار می کند.
پیر شدنی که خرد نمی آورد و تنها زاویه هولناک اندیشمند سالخورده را با حقیقت و راستی آشکارتر می سازد.
@AydinAreta…
پیر شدنی که خرد نمی آورد و تنها زاویه هولناک اندیشمند سالخورده را با حقیقت و راستی آشکارتر می سازد.
@AydinAreta…
📘آزادی، انسان، و مرزهای اندیشه
✍🏻 #آیدین_آرتا
🔻گروهی از دوستان از من انتقاد کردهاند که چرا عبدالکریم سروش را همسنگ حمید دباشی و بیژن عبدالکریمی قرار دادهام. دلیل آن را کوتاه و ساده مینویسم:
بسیاری از نقش ایشان در انقلاب فرهنگی میگویند؛ اما من عادت ندارم با اتکا به گذشتهٔ انسانها، امروز آنان را قضاوت کنم. تغییر اندیشه در گذر زمان حق بنیادین انسانی است و ما همیشه باید در رابطه با دیگران نسبت به این تغییر گشوده و پذیرا بمانیم.
برای من معیار آزادیخواهی یک اندیشمند، پاسخ روشن او به یک پرسش بنیادین در نگاه به انسان و فردیت انسانی است:
یک مثال روشن آن، ماجرای گلشیفته فراهانی است؛ که ایشان بهجای نقد سیاسی، با عباراتی چون «تن به ابتذال دادن» و حتی فراتر از آن گفتن اینکه «تا امتحان نداد و سر تا پا برهنه نشد، او را به درون خانوادهٔ هنری نپذیرفتند»، کنش سیاسی یا حتی انتخاب شخصی ایشان را به محکمهٔ اخلاق بدن کشاند.
اساساً هم کم نبوده مواردی که منتقدان خود را با زبان تحقیر خطاب کردهاند.
دربارهٔ جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم نگرانی اصلی ایشان این بود که مبادا به «لوث تردامنی» آلوده شود.
نقد من در رابطه با سروش، تداوم زاویه نگاه ایشان به آزادی انسانی است که هرگز در آن انقطاع ندیدهام.
برای سروش، وقتی پای «انسان متفاوت» ـ خصوصاً زن به میان میآید، آزادیخواهی ادعایی جای خود را به داوری اخلاقی میدهد.
در هر جنبش اجتماعی، مردم ایشان بیش از هر چیز نگران «اسلامستیزی» است و حتی بارها گفته است که جامعهٔ ایران «ایران بدون اسلام» را پس میزند. این روشنفکری دینی نیست؛ تنها دین فقهی را به زبان روشنفکری تبیین کردن است.
اندیشه، فلسفه و دین همگی در انسان با آزادی آغاز می شوند و نقد بنیادین من به دکتر سروش این است که ایشان هنوز آماده نیست برای اینکه به انسان چون سوژهای آزاد نگاه کند. حداقل نه تا امروز! و اگر انسان سوژه آزاد حقیقی نباشد، باقی روشنفکری چیزی نخواهد بود جز پوششی از واژگان بر ستون فقرات نگاه پدرسالارانه به موضوع رشد و فردیت انسانی.
سروش نشان داد که حتی در خشونت سیستماتیک علیه بدن زن و حتی کشته شدن انسانها در راستای این خشونت، میتوان تمرکز را به «آیندهٔ اخلاقی جامعه» و «خطرات بد دینی» برد؛ و همان کاری را که حکومت با زبان فقهی انجام میدهد، با زبان روشنفکری دینی انجام داد.
از همین زاویه است که سروش را کنار چهرههایی میگذارم که از «آزادی» میگویند، اما در بزنگاهها، به مرزبان نگاه ایدئولوژیک خود و یا حتی حاکمیت ایدئولوژیک بدل می شوند.
مردم ایران در تلاش تاریخی خود برای آزادی، به چنین اندیشمندانی نیاز ندارند.
ما هزاران سال است که در بنیان فرهنگی خود میدانیم که اخلاق حقیقی تنها در بستر انتخاب و آزادی رشد میکند؛ و حتی دین نیز تنها در انتخاب آزاد انسانها امکان پایداری اخلاقی مییابد.
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آیدین_آرتا
🔻گروهی از دوستان از من انتقاد کردهاند که چرا عبدالکریم سروش را همسنگ حمید دباشی و بیژن عبدالکریمی قرار دادهام. دلیل آن را کوتاه و ساده مینویسم:
بسیاری از نقش ایشان در انقلاب فرهنگی میگویند؛ اما من عادت ندارم با اتکا به گذشتهٔ انسانها، امروز آنان را قضاوت کنم. تغییر اندیشه در گذر زمان حق بنیادین انسانی است و ما همیشه باید در رابطه با دیگران نسبت به این تغییر گشوده و پذیرا بمانیم.
برای من معیار آزادیخواهی یک اندیشمند، پاسخ روشن او به یک پرسش بنیادین در نگاه به انسان و فردیت انسانی است:
آیا آمادهاید با انسان، بهویژه زن، مثل سوژهای آزاد مواجه شوید؟ یا به آن چونان موضوع قضاوت و تربیت مینگرید؟
یک مثال روشن آن، ماجرای گلشیفته فراهانی است؛ که ایشان بهجای نقد سیاسی، با عباراتی چون «تن به ابتذال دادن» و حتی فراتر از آن گفتن اینکه «تا امتحان نداد و سر تا پا برهنه نشد، او را به درون خانوادهٔ هنری نپذیرفتند»، کنش سیاسی یا حتی انتخاب شخصی ایشان را به محکمهٔ اخلاق بدن کشاند.
اساساً هم کم نبوده مواردی که منتقدان خود را با زبان تحقیر خطاب کردهاند.
دربارهٔ جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم نگرانی اصلی ایشان این بود که مبادا به «لوث تردامنی» آلوده شود.
نقد من در رابطه با سروش، تداوم زاویه نگاه ایشان به آزادی انسانی است که هرگز در آن انقطاع ندیدهام.
برای سروش، وقتی پای «انسان متفاوت» ـ خصوصاً زن به میان میآید، آزادیخواهی ادعایی جای خود را به داوری اخلاقی میدهد.
در هر جنبش اجتماعی، مردم ایشان بیش از هر چیز نگران «اسلامستیزی» است و حتی بارها گفته است که جامعهٔ ایران «ایران بدون اسلام» را پس میزند. این روشنفکری دینی نیست؛ تنها دین فقهی را به زبان روشنفکری تبیین کردن است.
اندیشه، فلسفه و دین همگی در انسان با آزادی آغاز می شوند و نقد بنیادین من به دکتر سروش این است که ایشان هنوز آماده نیست برای اینکه به انسان چون سوژهای آزاد نگاه کند. حداقل نه تا امروز! و اگر انسان سوژه آزاد حقیقی نباشد، باقی روشنفکری چیزی نخواهد بود جز پوششی از واژگان بر ستون فقرات نگاه پدرسالارانه به موضوع رشد و فردیت انسانی.
سروش نشان داد که حتی در خشونت سیستماتیک علیه بدن زن و حتی کشته شدن انسانها در راستای این خشونت، میتوان تمرکز را به «آیندهٔ اخلاقی جامعه» و «خطرات بد دینی» برد؛ و همان کاری را که حکومت با زبان فقهی انجام میدهد، با زبان روشنفکری دینی انجام داد.
از همین زاویه است که سروش را کنار چهرههایی میگذارم که از «آزادی» میگویند، اما در بزنگاهها، به مرزبان نگاه ایدئولوژیک خود و یا حتی حاکمیت ایدئولوژیک بدل می شوند.
مردم ایران در تلاش تاریخی خود برای آزادی، به چنین اندیشمندانی نیاز ندارند.
ما هزاران سال است که در بنیان فرهنگی خود میدانیم که اخلاق حقیقی تنها در بستر انتخاب و آزادی رشد میکند؛ و حتی دین نیز تنها در انتخاب آزاد انسانها امکان پایداری اخلاقی مییابد.
@AydinAreta
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘قدرتی که میماند، قدرتی که میرود
✍🏻 #آیدین_آرتا
🍂 قدرت هیچگاه مفهومی کوتاه مدت و مصرف شدنی نیست. قدرت قضاوتی بلندمدت است. تنها نیرویی که به قدرت چون کالایی مصرفی برای خرید زمان و غلبه نگاه می کند، نیروی مهاجم و اشغالگر یک سرزمین است. نیروی ویرانگری که نه جان انسانها و نه سرنوشت سرزمین برایش فاقد هر ارزشی است.
🍂 اگر می بینید شاهزاده رضا پهلوی حتی امکان ایستادن در جایگاه اپوزیسیون قدرت حاکم و سخن گفتن با مردم ایران را دارد، برای این است که پدر او رویارویی تا آخرین نفر را با مردم خود انتخاب نکرد.
🍂 بسیاری می گویند او از ترس چنین نکرد. ولی حقیقت این است که این غیر ممکن است که رهبری سیاسی کوچکترین علاقه ای به مردم و سرزمینش داشته باشد و جز این رفتار کند! اگر که خواست عمومی به درست یا غلط پایان قدرت سیاسی او باشد.
🍂 حتی واپسین سخنان او نشان از آگاهی او از این امر داشت. تاکید او در هر دو کتاب "پاسخی به تاریخ " و "داستان شاه" که پس از خروج از ایران نگاشت تاکید بر این است که او نمیخواست نامش با کشتار مردم برای حفظ قدرت گره بخورد و باور داشت که زمان و تاریخ دربارهٔ تصمیمات او قضاوت خواهند کرد. شاید قدرمندترین بیان این باور در کتاب داستان شاه باشد که او نگاشت:
🔺این انتخاب تنها انتخابی اخلاقی نیست بلکه الفبای سیاستی است که تاریخ را عرصه قضاوت قدرت می داند. قضاوتی که می تواند به امکان بازگشت، در چند نسل و ارزیابی دوباره حافظه جمعی مردم منتهی شود.
🍂 حکومتی که بی هیچ تاملی مردم خود را می کشد، باید بداند که تاریخ هیچ جایی برای بازگشت به او و آنچه او نمایندگی می کند باقی نخواهد گذاشت. تاریخ تنها یک در به او و هر آنچه او نمایندگی می کند نشان خواهد داد و آن در خروج است. زیرا حافظه جمعی مردم برای نسل ها آنچه گذشته را به یاد خواهد داشت به ویژه در زمانه ای که تاریخ شفاهی به تاریخ تصویری مکتوب تحول یافته است.
🍂 یکصد و پنجاه سال پیش، آخرین پاپ قدرتمند سرزمینهای ایتالیای کنونی که آنها را ایالات پاپی می نامید، با کمک قدرت های خارجی چون فرانسه و اتریش دست به سرکوب خونین دانشجویان و مردمی زد که خواهان اتحاد کشور خود در ساختار یک جمهوری بودند. گفته می شود میزان سرکوب و کشتار حتی در قیاس جامعه ای در قرن نوزدهم هراس انگیز بود. با تمام اینها آن جنبش میهن دوستانه به پیروزی رسید و نتیجه آن شد که پس از فرار پاپ پیوس نوزدهم و حصر کلیسا در واتیکان، تندیسی از گاریبالدی قهرمان ملی مردم ایتالیا ساخته شد که با شمشیری در دست بر فراز تپه ای در رم رو به سوی واتیکان ایستاده است.
🍂 این تندیس چون بیانیه ای است خطاب به هر پاپی که در آینده برگزیده خواهد شد که شما هرگز از آن دیوارهای محصور کننده واتیکان به جهان سیاست باز نخواهید گشت. و این در سرزمینی رخ داد که مردم آن عمیقا مسیحی و کاتولیک بودند. حافظه تاریخی مردم ایتالیا هرگز آنچه گذشت را فراموش نکرد.
🍂 حتی کشوری که در عمق جان خود مسیحی بود نیز دیگر در آینده خود، جایی برای بازگشت پاپ به سیاست ندید. و شاید چه بسا پاپ هایی که در نسل های بعدی که آمدند، حتی سخت تر از مردم به قضاوت پیوس نهم که قدرت سیاسی کلیسا را ویران کرد نشستند. پاپی که برای حفظ قدرت خود و شاید به باور وظیفه حفظ قدرت کلیسا، مرکزیت کلیسا را برای همیشه از زمین مردمان جدا ساخت و به نهادی غیر سیاسی تقلیل داد.
🍂 هیچ قدرتی همیشگی نیست. ولی قدرت های اخلاقی و ریشه دار نه با عصر خود بلکه با تاریخ معامله می کنند و می دانند که گذشت آنان از قدرت، امکان بازگشت آنها را در نسلی دیگر و زمانی دیگر ممکن خواهد ساخت ولی آنانکه با مردم و سرزمین حکمرانی خود آن می کنند که قوای اشغالگر با سرزمینی اشغال شده، هرگز بازگشتی را نخواهند دید. حتی در میان مردمانی که از بن جان با آنها بر یک آیین اند.
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آیدین_آرتا
🍂 قدرت هیچگاه مفهومی کوتاه مدت و مصرف شدنی نیست. قدرت قضاوتی بلندمدت است. تنها نیرویی که به قدرت چون کالایی مصرفی برای خرید زمان و غلبه نگاه می کند، نیروی مهاجم و اشغالگر یک سرزمین است. نیروی ویرانگری که نه جان انسانها و نه سرنوشت سرزمین برایش فاقد هر ارزشی است.
🍂 اگر می بینید شاهزاده رضا پهلوی حتی امکان ایستادن در جایگاه اپوزیسیون قدرت حاکم و سخن گفتن با مردم ایران را دارد، برای این است که پدر او رویارویی تا آخرین نفر را با مردم خود انتخاب نکرد.
🍂 بسیاری می گویند او از ترس چنین نکرد. ولی حقیقت این است که این غیر ممکن است که رهبری سیاسی کوچکترین علاقه ای به مردم و سرزمینش داشته باشد و جز این رفتار کند! اگر که خواست عمومی به درست یا غلط پایان قدرت سیاسی او باشد.
🍂 حتی واپسین سخنان او نشان از آگاهی او از این امر داشت. تاکید او در هر دو کتاب "پاسخی به تاریخ " و "داستان شاه" که پس از خروج از ایران نگاشت تاکید بر این است که او نمیخواست نامش با کشتار مردم برای حفظ قدرت گره بخورد و باور داشت که زمان و تاریخ دربارهٔ تصمیمات او قضاوت خواهند کرد. شاید قدرمندترین بیان این باور در کتاب داستان شاه باشد که او نگاشت:
"میگویند که حکومت نظامی هزینهای کمتر از هرجومرج خونینی که اکنون در کشورم جریان دارد، برای کشورم میداشت. من تنها میتوانم پاسخ دهم که پیشگویی پس از وقوع آسان است، و اینکه یک پادشاه نمیتواند با ریختن خون هممیهنانش تختِ خود را حفظ کند. یک دیکتاتور میتواند چنین کند، زیرا او به نام ایدئولوژیای عمل میکند که باور دارد باید به هر قیمتی پیروز شود. اما پادشاه دیکتاتور نیست. میان او و مردمش پیمانی وجود دارد که نمیتواند آن را بشکند."
🔺این انتخاب تنها انتخابی اخلاقی نیست بلکه الفبای سیاستی است که تاریخ را عرصه قضاوت قدرت می داند. قضاوتی که می تواند به امکان بازگشت، در چند نسل و ارزیابی دوباره حافظه جمعی مردم منتهی شود.
🍂 حکومتی که بی هیچ تاملی مردم خود را می کشد، باید بداند که تاریخ هیچ جایی برای بازگشت به او و آنچه او نمایندگی می کند باقی نخواهد گذاشت. تاریخ تنها یک در به او و هر آنچه او نمایندگی می کند نشان خواهد داد و آن در خروج است. زیرا حافظه جمعی مردم برای نسل ها آنچه گذشته را به یاد خواهد داشت به ویژه در زمانه ای که تاریخ شفاهی به تاریخ تصویری مکتوب تحول یافته است.
🍂 یکصد و پنجاه سال پیش، آخرین پاپ قدرتمند سرزمینهای ایتالیای کنونی که آنها را ایالات پاپی می نامید، با کمک قدرت های خارجی چون فرانسه و اتریش دست به سرکوب خونین دانشجویان و مردمی زد که خواهان اتحاد کشور خود در ساختار یک جمهوری بودند. گفته می شود میزان سرکوب و کشتار حتی در قیاس جامعه ای در قرن نوزدهم هراس انگیز بود. با تمام اینها آن جنبش میهن دوستانه به پیروزی رسید و نتیجه آن شد که پس از فرار پاپ پیوس نوزدهم و حصر کلیسا در واتیکان، تندیسی از گاریبالدی قهرمان ملی مردم ایتالیا ساخته شد که با شمشیری در دست بر فراز تپه ای در رم رو به سوی واتیکان ایستاده است.
🍂 این تندیس چون بیانیه ای است خطاب به هر پاپی که در آینده برگزیده خواهد شد که شما هرگز از آن دیوارهای محصور کننده واتیکان به جهان سیاست باز نخواهید گشت. و این در سرزمینی رخ داد که مردم آن عمیقا مسیحی و کاتولیک بودند. حافظه تاریخی مردم ایتالیا هرگز آنچه گذشت را فراموش نکرد.
🍂 حتی کشوری که در عمق جان خود مسیحی بود نیز دیگر در آینده خود، جایی برای بازگشت پاپ به سیاست ندید. و شاید چه بسا پاپ هایی که در نسل های بعدی که آمدند، حتی سخت تر از مردم به قضاوت پیوس نهم که قدرت سیاسی کلیسا را ویران کرد نشستند. پاپی که برای حفظ قدرت خود و شاید به باور وظیفه حفظ قدرت کلیسا، مرکزیت کلیسا را برای همیشه از زمین مردمان جدا ساخت و به نهادی غیر سیاسی تقلیل داد.
🍂 هیچ قدرتی همیشگی نیست. ولی قدرت های اخلاقی و ریشه دار نه با عصر خود بلکه با تاریخ معامله می کنند و می دانند که گذشت آنان از قدرت، امکان بازگشت آنها را در نسلی دیگر و زمانی دیگر ممکن خواهد ساخت ولی آنانکه با مردم و سرزمین حکمرانی خود آن می کنند که قوای اشغالگر با سرزمینی اشغال شده، هرگز بازگشتی را نخواهند دید. حتی در میان مردمانی که از بن جان با آنها بر یک آیین اند.
@AydinAreta
.
#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
این بار اول نیست که بنیادیترین حقوق شهروندی مثل حق دسترسی به اینترنت به رانت و مزیت ویژه تبدیل می شود. این الگوی ثابت کنترل اجتماعی در جامعه ای است که مردمش سال هاست برای طلب هر حق ساده شهروندی خود ناچار به مبارزه بوده اند.
رانت به عنوان "روش سازماندهی اجتماعی" همیشه با یک منطق و به یک روش ثابت عمل می کند. همیشه ابتدا یک "حق عمومی" محدود میشود، سپس نسخهای استثنایی و ویژه از همان حق برای گروههای نزدیکتر به قدرت ساخته میشود، و در نهایت همان امتیاز به ابزار وفاداری، ثروت و کنترل سیاسی بدل می شود.
از آموزش و تحصیل تا استخدام، و رسانه، و از مجوزهای اقتصادی و وام های بانکی تا مجوزهای فرهنگی کتاب و فیلم همه حقوق شهروندی هستند که به مزیت ویژه برای کنترل جامعه بدل شده اند. گاهی به عنوان پاداش بخشیده می شوند و گاهی بخششی است برای ایجاد وفاداری.
یعنی همیشه این قدرت است که تعیین میکند چه کسی یاد بگیرد، چه کسی حرف بزند، چه کسی کار کند، چه کسی دیده شود، چه کسی به جهان متصل بماند، و چه کسی باید در سکوت، سرکوب و در تاریکیِ اجباری زندگی کند.
تلخترین بخش این تمسخر اهریمنی انسانیت شاید همین باشد که مردمی را که سالها از حقوق خود محروم کردهاند، اکنون وادار میکنند برای هر تکه از همان حقوق، در صف امتیاز بایستند و هر یک به شکلی نه تنها وجدان و کرامت انسانی خود را با این امتیاز مبادله کنند، بلکه از برد خود در این معامله و امتیاز ویژه خود احساس خوشبختی کنند. این احساس که درجه ای از بدبختی وجود دارد که به آنها اجازه داده شده به آن مبتلا نشوند.
وقتی ماجرای سیم کارت های سفید آشکار شد، معلوم شد که هزاران نفر در سکوت از این رانت استفاده کرده بودند بی آنکه هیچ کدام از آنها از وجود چنین مزیتی حتی با دوستان نزدیک خود سخن گفته باشند. همین امر از آموزش و مجوز فرهنگی و وام بانکی و حق تحصیل به همین شکل دهه هاست که در جریان است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که هر شهروندی باید در مقاومت خود را از همان نقطه آغاز کند. زیرا بزرگترین خطر رانت این نیست که ثروت و موقعیت اجتماعی میسازد، بزرگترین خطر رانت این است که وجدان کنترل شده میسازد؛ وجدانی که برای همیشه میان حقیقت و دروغ کم می شود. وجدانی که برای همیشه آزادی را با کلیدی طلایی برای قفسی بزرگتر اشتباه می گیرد و حتی می تواند برای قفس بزرگتر خود قدردان زندان بان خود باشد.
✍🏻#آیدین_آرتا
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هر کس تصور می کند "رانت" تنها شکلی از فساد اقتصادی است؛ عمق کارکرد رانت را در نظام های استبدادی نمی داند. رانت در چنین نظام هایی ابزاری برای سازماندهیِ زندگی اجتماعی است.
رانت به عنوان "روش سازماندهی اجتماعی" همیشه با یک منطق و به یک روش ثابت عمل می کند. همیشه ابتدا یک "حق عمومی" محدود میشود، سپس نسخهای استثنایی و ویژه از همان حق برای گروههای نزدیکتر به قدرت ساخته میشود، و در نهایت همان امتیاز به ابزار وفاداری، ثروت و کنترل سیاسی بدل می شود.
از آموزش و تحصیل تا استخدام، و رسانه، و از مجوزهای اقتصادی و وام های بانکی تا مجوزهای فرهنگی کتاب و فیلم همه حقوق شهروندی هستند که به مزیت ویژه برای کنترل جامعه بدل شده اند. گاهی به عنوان پاداش بخشیده می شوند و گاهی بخششی است برای ایجاد وفاداری.
یعنی همیشه این قدرت است که تعیین میکند چه کسی یاد بگیرد، چه کسی حرف بزند، چه کسی کار کند، چه کسی دیده شود، چه کسی به جهان متصل بماند، و چه کسی باید در سکوت، سرکوب و در تاریکیِ اجباری زندگی کند.
تلخترین بخش این تمسخر اهریمنی انسانیت شاید همین باشد که مردمی را که سالها از حقوق خود محروم کردهاند، اکنون وادار میکنند برای هر تکه از همان حقوق، در صف امتیاز بایستند و هر یک به شکلی نه تنها وجدان و کرامت انسانی خود را با این امتیاز مبادله کنند، بلکه از برد خود در این معامله و امتیاز ویژه خود احساس خوشبختی کنند. این احساس که درجه ای از بدبختی وجود دارد که به آنها اجازه داده شده به آن مبتلا نشوند.
وقتی ماجرای سیم کارت های سفید آشکار شد، معلوم شد که هزاران نفر در سکوت از این رانت استفاده کرده بودند بی آنکه هیچ کدام از آنها از وجود چنین مزیتی حتی با دوستان نزدیک خود سخن گفته باشند. همین امر از آموزش و مجوز فرهنگی و وام بانکی و حق تحصیل به همین شکل دهه هاست که در جریان است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که هر شهروندی باید در مقاومت خود را از همان نقطه آغاز کند. زیرا بزرگترین خطر رانت این نیست که ثروت و موقعیت اجتماعی میسازد، بزرگترین خطر رانت این است که وجدان کنترل شده میسازد؛ وجدانی که برای همیشه میان حقیقت و دروغ کم می شود. وجدانی که برای همیشه آزادی را با کلیدی طلایی برای قفسی بزرگتر اشتباه می گیرد و حتی می تواند برای قفس بزرگتر خود قدردان زندان بان خود باشد.
✍🏻#آیدین_آرتا
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧 جریان شناسی چپ - بخشهای ۱ - ۳
— پروژه افق ایران: سمینار نخست
🎙#آیدین_آرتا
🔻این فایل صوتی، مجموع سه بخش نخست سمینار «جریان شناسی چپ» است که پیشتر در یوتیوب منتشر شدند و برای تسهیل دسترسی هموطنان عزیز در ایران به صورت فایل کم حجم صوتی بازنشر می شود.
۱. چپ و آسیبشناسی سیاست افقی: مقدمه و صورتبندی سمینار
۲. جریانشناسی اندیشه چپ: چپ ضد استبداد، چپ گرفتار استبداد
۳. از راست افراطی تا ووکیسم: هندسه تعارض در سیاست معاصر
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پروژه افق ایران: سمینار نخست
🎙#آیدین_آرتا
🔻این فایل صوتی، مجموع سه بخش نخست سمینار «جریان شناسی چپ» است که پیشتر در یوتیوب منتشر شدند و برای تسهیل دسترسی هموطنان عزیز در ایران به صورت فایل کم حجم صوتی بازنشر می شود.
۱. چپ و آسیبشناسی سیاست افقی: مقدمه و صورتبندی سمینار
۲. جریانشناسی اندیشه چپ: چپ ضد استبداد، چپ گرفتار استبداد
۳. از راست افراطی تا ووکیسم: هندسه تعارض در سیاست معاصر
@AydinAreta
➖➖➖
🌾 @Naqdagin