Telegram
نقدآگین
📺 روانشناسیِ مصر باستان (۱/۳)
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
🔸این ویدیو شامل مصاحبهای با دکتر بران جی. مکوی (Brian J. McVeigh) درباره کتاب جدیدش با عنوان «روانشناسی مصر باستان: بازسازی یک ذهنیت گمشده» است. او در این گفتگو، تاریخ و فرهنگ مصر باستان را از دریچه نظریه جولین جینز (نظریه ذهن دوجایگاهی) تحلیل میکند.
🔻در ادامه، نکات ریز و درشت مطرح شده در این ویدیو بهصورت جامع ارائه میشود:
۱. رویکرد روششناختی و اهمیت نظریه
* هدف کتاب: مکوی تأکید میکند که ادعای کشف اطلاعات جدید در مصرشناسی را ندارد، بلکه نظریه جینز را بر دادههای موجود (منابع ثانویه و ثالثه) تطبیق داده است. او معتقد است اگر یک نظریه علمی درست باشد (مانند یک معادله ریاضی)، شواهد تجربی بهخوبی در جای خود قرار میگیرند.
* پاسخ به منتقدان: او در فصل دوم کتاب به ۹ اعتراض رایج نسبت به نظریه جینز پاسخ داده تا پیشفرضهای مخالفان را به چالش بکشد.
* تداوم تمدن: او یادآوری میکند که تاریخ مصر باستان ۳۰۰۰ سال طول کشیده است (طولانیترین تمدن) و معنای مفاهیم در طول این زمان تغییر کرده است، لذا باید در تحلیل دورههای مختلف دقت کرد.
۲. چالش ترجمه و خطای «حالگرایی» (Presentist Fallacy)
🔻یکی از مباحث محوری ویدیو، نقد مترجمان مدرنی است که روانشناسی امروز را به انسانهای باستان تحمیل میکنند:
* تفسیرهای سکولار: مکوی معتقد است برخی مترجمان به دلیل ناراحتی از شدت مذهبی بودن مصریان، مفاهیم را سکولار جلوه میدهند.
* مثالهای ترجمه غلط:
* عبارتی که «مردی با موقعیت اجتماعی بالا» ترجمه شده، در اصل یعنی «کسی که "کا"هایش مهار شدهاند».
* جایی که ترجمه شده «خلق و خوی او باعث بخشندگیاش شد»، متن اصلی میگوید: «این "کا" است که دستان او را (برای بخشش) دراز میکند».
* عبارتی مانند «رفتار محترمانه داشتن» در اصل یعنی «خشنود کردن خدا».
🔺این تفاوتها نشان میدهد که در ذهنیت باستان، یک نیروی بیرونی و ماورایی رفتار فرد را هدایت و کنترل میکرده است.
۳. مفهوم «کا» (Ka) و ارتباط آن با ذهن دوجایگاهی
🔸«کا» مهمترین و پیچیدهترین مفهوم در مذهب مصر باستان است که مترجمان آن را به روح، همزاد، نیروی حیات یا سرنوشت ترجمه کردهاند:
* همزاد روانی: مکوی «کا» را یک «همزاد معنوی» تعریف میکند که از بدو تولد همراه فرد است و حتی پس از مرگ در مقبره باقی میماند.
* ارتباط کلامی: در نظریه جینز، «کا» همان صدای دوجایگاهی است که افکار و دستورات را به فرد منتقل میکند. ادراک فرد باستان این بوده که این صدا از بیرون (از طرف یک خدا یا همزاد) به او امر و نهی میکند.
* تجربه توهمی: مکوی احتمال میدهد که مفهوم «همزاد» ریشه در ساختار عصبی انسان (توهم دیدن خود یا شنیدن صدا) داشته باشد که تحت استرس فعال میشده و در دنیای باستان به عنوان یک موجود واقعی تلقی میشده است.
۴. پادشاهی الهی (Divine Kingship)
* پیوند دین و سیاست: مکوی اشاره میکند که در تمام تمدنهای باستان، سیاست و الهیات کاملاً در هم تنیده بودند و هیچ تمدن سکولاری در آن زمان وجود نداشت.
* تفاوت با بینالنهرین: در بینالنهرین پادشاه معمولاً «کارگزار» یا نماینده خدایان بود، اما در مصر، فرعون خود به عنوان یک «خدا» تلقی میشد. البته مکوی اشاره میکند که این موضوع ظرافتهای بیشتری دارد که در ادامه کتاب به آنها پرداخته است.
۵. ضرورت تطبیق نظریه جینز در تمدنهای مختلف
🔸مکوی معتقد است برای اثبات جهانی بودن نظریه جینز، نباید فقط به یونان یا بینالنهرین بسنده کرد. او تلاش کرده این نظریه را در ژاپن، متون کتاب مقدس و اکنون در مصر بررسی کند تا نشان دهد که «ذهن دوجایگاهی» (ذهنی که قبل از ظهور آگاهی مدرن، دستورات را به صورت توهمات شنیداری از سوی خدایان دریافت میکرد) الگوی مشترک بشریت بوده است.
🤴🏻📻 چرا فرعون «رادیوی مرکزی» تمدن مصر بود؟
🔸تحلیل این ویدیو و تطبیق نظریه جنجالی جولین جینز بر تمدن مصر، دریچهای به یک دنیای کاملاً بیگانه باز میکند؛ دنیایی که در آن «تفکر» به شکلی که ما میشناسیم وجود نداشت. برای جذابتر شدن این بحث، بیایید این قطعات پازل را با نگاهی عمیقتر به روانشناسی اعماق و تاریخ تمدن کنار هم بگذاریم:
🧠 ۱. مغز دوجایگاهی: وقتی خدا در نیمکره راست حرف میزد!
طبق نظریه جینز که مکوی آن را در مصر بازسازی کرده، انسان باستان «آگاهی» (به معنای دروننگری و ایگوی مرکزی) نداشت. در واقع، مغز به دو بخش تقسیم شده بود:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
🔸این ویدیو شامل مصاحبهای با دکتر بران جی. مکوی (Brian J. McVeigh) درباره کتاب جدیدش با عنوان «روانشناسی مصر باستان: بازسازی یک ذهنیت گمشده» است. او در این گفتگو، تاریخ و فرهنگ مصر باستان را از دریچه نظریه جولین جینز (نظریه ذهن دوجایگاهی) تحلیل میکند.
🔻در ادامه، نکات ریز و درشت مطرح شده در این ویدیو بهصورت جامع ارائه میشود:
۱. رویکرد روششناختی و اهمیت نظریه
* هدف کتاب: مکوی تأکید میکند که ادعای کشف اطلاعات جدید در مصرشناسی را ندارد، بلکه نظریه جینز را بر دادههای موجود (منابع ثانویه و ثالثه) تطبیق داده است. او معتقد است اگر یک نظریه علمی درست باشد (مانند یک معادله ریاضی)، شواهد تجربی بهخوبی در جای خود قرار میگیرند.
* پاسخ به منتقدان: او در فصل دوم کتاب به ۹ اعتراض رایج نسبت به نظریه جینز پاسخ داده تا پیشفرضهای مخالفان را به چالش بکشد.
* تداوم تمدن: او یادآوری میکند که تاریخ مصر باستان ۳۰۰۰ سال طول کشیده است (طولانیترین تمدن) و معنای مفاهیم در طول این زمان تغییر کرده است، لذا باید در تحلیل دورههای مختلف دقت کرد.
۲. چالش ترجمه و خطای «حالگرایی» (Presentist Fallacy)
🔻یکی از مباحث محوری ویدیو، نقد مترجمان مدرنی است که روانشناسی امروز را به انسانهای باستان تحمیل میکنند:
* تفسیرهای سکولار: مکوی معتقد است برخی مترجمان به دلیل ناراحتی از شدت مذهبی بودن مصریان، مفاهیم را سکولار جلوه میدهند.
* مثالهای ترجمه غلط:
* عبارتی که «مردی با موقعیت اجتماعی بالا» ترجمه شده، در اصل یعنی «کسی که "کا"هایش مهار شدهاند».
* جایی که ترجمه شده «خلق و خوی او باعث بخشندگیاش شد»، متن اصلی میگوید: «این "کا" است که دستان او را (برای بخشش) دراز میکند».
* عبارتی مانند «رفتار محترمانه داشتن» در اصل یعنی «خشنود کردن خدا».
🔺این تفاوتها نشان میدهد که در ذهنیت باستان، یک نیروی بیرونی و ماورایی رفتار فرد را هدایت و کنترل میکرده است.
۳. مفهوم «کا» (Ka) و ارتباط آن با ذهن دوجایگاهی
🔸«کا» مهمترین و پیچیدهترین مفهوم در مذهب مصر باستان است که مترجمان آن را به روح، همزاد، نیروی حیات یا سرنوشت ترجمه کردهاند:
* همزاد روانی: مکوی «کا» را یک «همزاد معنوی» تعریف میکند که از بدو تولد همراه فرد است و حتی پس از مرگ در مقبره باقی میماند.
* ارتباط کلامی: در نظریه جینز، «کا» همان صدای دوجایگاهی است که افکار و دستورات را به فرد منتقل میکند. ادراک فرد باستان این بوده که این صدا از بیرون (از طرف یک خدا یا همزاد) به او امر و نهی میکند.
* تجربه توهمی: مکوی احتمال میدهد که مفهوم «همزاد» ریشه در ساختار عصبی انسان (توهم دیدن خود یا شنیدن صدا) داشته باشد که تحت استرس فعال میشده و در دنیای باستان به عنوان یک موجود واقعی تلقی میشده است.
۴. پادشاهی الهی (Divine Kingship)
* پیوند دین و سیاست: مکوی اشاره میکند که در تمام تمدنهای باستان، سیاست و الهیات کاملاً در هم تنیده بودند و هیچ تمدن سکولاری در آن زمان وجود نداشت.
* تفاوت با بینالنهرین: در بینالنهرین پادشاه معمولاً «کارگزار» یا نماینده خدایان بود، اما در مصر، فرعون خود به عنوان یک «خدا» تلقی میشد. البته مکوی اشاره میکند که این موضوع ظرافتهای بیشتری دارد که در ادامه کتاب به آنها پرداخته است.
۵. ضرورت تطبیق نظریه جینز در تمدنهای مختلف
🔸مکوی معتقد است برای اثبات جهانی بودن نظریه جینز، نباید فقط به یونان یا بینالنهرین بسنده کرد. او تلاش کرده این نظریه را در ژاپن، متون کتاب مقدس و اکنون در مصر بررسی کند تا نشان دهد که «ذهن دوجایگاهی» (ذهنی که قبل از ظهور آگاهی مدرن، دستورات را به صورت توهمات شنیداری از سوی خدایان دریافت میکرد) الگوی مشترک بشریت بوده است.
🤴🏻📻 چرا فرعون «رادیوی مرکزی» تمدن مصر بود؟
🔸تحلیل این ویدیو و تطبیق نظریه جنجالی جولین جینز بر تمدن مصر، دریچهای به یک دنیای کاملاً بیگانه باز میکند؛ دنیایی که در آن «تفکر» به شکلی که ما میشناسیم وجود نداشت. برای جذابتر شدن این بحث، بیایید این قطعات پازل را با نگاهی عمیقتر به روانشناسی اعماق و تاریخ تمدن کنار هم بگذاریم:
🧠 ۱. مغز دوجایگاهی: وقتی خدا در نیمکره راست حرف میزد!
طبق نظریه جینز که مکوی آن را در مصر بازسازی کرده، انسان باستان «آگاهی» (به معنای دروننگری و ایگوی مرکزی) نداشت. در واقع، مغز به دو بخش تقسیم شده بود:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 روانشناسیِ مصر باستان (۲/۳)
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
* بخش فرماندهنده (نیمکره راست): که دستورات را به صورت توهمات شنیداری صادر میکرد.
* بخش اجراکننده (نیمکره چپ): که بدون پرسش، آن دستورات را اجرا میکرد.
🔺در مصر باستان، آنچه ما امروز «وجدان» یا «فکر کردن» مینامیم، برای آنها شنیدن صدای «کا» بود. آنها فکر نمیکردند؛ آنها گوش میدادند!
👤 ۲. رمزگشایی از «کا»: همزادی که رئیس بود
مکوی نکته عجیبی را روشن میکند: «کا» فقط یک مفهوم انتزاعی مثل «روح» در مسیحیت نبود. «کا» در واقع پراوجکشن (برونافکنی) بخش فرماندهنده مغز بود.
* وقتی مصری میگفت «کای من به من گفت»، او واقعاً صدایی را در سرش میشنید.
* مجسمههای «کا» در مقبرهها با آن دو دست برافراشته روی سر، نمادی از این قدرت فرماندهی هستند. این یعنی هویت فرد، نه در گوشت و پوست او، بلکه در این موجود ماورایی نهفته بود که هدایتش میکرد.
🎭 ۳. فرعون: رادیوی مرکزی تمدن
🔻اگر همه مردم صداهایی میشنیدند، پس جامعه چطور از هم نمیپاشید؟ اینجاست که نقش فرعون به عنوان «خدای زنده» جذاب میشود:
* فرعون در رأس هرم، حکم «فرستنده اصلی» را داشت. در یک تمدن دوجایگاهی، نظم اجتماعی از طریق سلسلهمراتب صداها حفظ میشد.
* فرعون تنها کسی بود که کای او بر همه کای دیگران برتری داشت. در واقع، مصر یک ارگانیسم واحد بود که با سیگنالهای شنیداری از سوی یک مرکز (فرعون) هدایت میشد.
📜 ۴. فاجعهی سقوط: وقتی خدایان ساکت شدند
جذابترین بخش این حوزه، زمان انتقال از ذهن دوجایگاهی به آگاهی مدرن است. مکوی و جینز معتقدند که با پیچیده شدن جامعه، بروز فجایع طبیعی و اختراع خط، دیگر «صداها» برای حل مشکلات کافی نبودند.
* نوشتههایی از اواخر دوران باستان وجود دارد که در آن مصریان با استیصال میپرسند:
* این «سکوت خدایان» در واقع لحظه تولد آگاهی است. انسان مجبور شد خودش فکر کند چون دیگر صدایی در سرش نمیشنید. استرس ناشی از این سکوت، باعث شد انسان به درون خودش پناه ببرد و «منِ درونی» را خلق کند.
🏺 ۵. چرا ترجمههای فعلی اشتباهند؟ (نقد تند مکوی)
🔸مکوی به نکته درخشانی اشاره میکند: ما مصریها را با عینک «روانشناسی مدرن» میبینیم. وقتی مترجم مینویسد «او تصمیم گرفت»، دارد دروغ میگوید! مصری باستان «تصمیم» نمیگرفت، بلکه «دستور را دریافت میکرد».
* تفاوت در اینجاست: ما بازیگرانی هستیم که دیالوگهایمان را خودمان مینویسیم، اما مصریها بازیگرانی بودند که فقط متن دیکته شده توسط صداهای نیمکره راست مغزشان را اجرا میکردند.
🕯 انفجار آگاهی: چطور «خط» صدای خدایان را ساکت کرد؟
🔸در نظریه جولین جینز و پیروانش مثل مکوی، اختراع خط فقط یک پیشرفت تکنولوژیک نبود؛ بلکه یک تغییر بیولوژیک و روانی سهمگین بود که به دوران طلایی «شنیدن صدای خدایان» پایان داد.
🔻بیایید ببینیم این اتفاق چطور رخ داد:
👁 ۱. از گوش به چشم (انتقال حواس)
قبل از خط، فرامین «خدایان» یا همان بخش فرماندهندهی مغز، شنیداری بود. صدا در لحظه شنیده میشد و بلافاصله اجرا میشد (چون صدا ماهیتی گذرا دارد). اما خط، فرمان را مرئی و ثابت کرد. وقتی فرمان خدا روی سنگ حک شد، دیگر نیازی نبود مغز آن را مدام «توهم» کند. دیدنِ متن، آن پیوند مستقیم و بی واسطه با نیمکره راست را ضعیف کرد.
⚖️ ۲. ایجاد فاصله و نقد (شکاف در اطاعت)
🔸وقتی شما صدایی را در سرتان میشنوید، راهی برای نقد آن ندارید؛ شما «درونِ» آن صدا هستید. اما وقتی همان فرمان روی پاپیروس یا سنگ نوشته میشود، شما «خارج» از آن هستید.
* خط به انسان اجازه داد به فرمان نگاه کند، به آن فکر کند و حتی با آن مخالفت کند!
* این فاصله گرفتن از پیام، اولین جرقهی «منِ درونی» بود. انسان برای اولین بار از خود پرسید: «آیا من میخواهم این کار را انجام دهم؟».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
* بخش فرماندهنده (نیمکره راست): که دستورات را به صورت توهمات شنیداری صادر میکرد.
* بخش اجراکننده (نیمکره چپ): که بدون پرسش، آن دستورات را اجرا میکرد.
🔺در مصر باستان، آنچه ما امروز «وجدان» یا «فکر کردن» مینامیم، برای آنها شنیدن صدای «کا» بود. آنها فکر نمیکردند؛ آنها گوش میدادند!
👤 ۲. رمزگشایی از «کا»: همزادی که رئیس بود
مکوی نکته عجیبی را روشن میکند: «کا» فقط یک مفهوم انتزاعی مثل «روح» در مسیحیت نبود. «کا» در واقع پراوجکشن (برونافکنی) بخش فرماندهنده مغز بود.
* وقتی مصری میگفت «کای من به من گفت»، او واقعاً صدایی را در سرش میشنید.
* مجسمههای «کا» در مقبرهها با آن دو دست برافراشته روی سر، نمادی از این قدرت فرماندهی هستند. این یعنی هویت فرد، نه در گوشت و پوست او، بلکه در این موجود ماورایی نهفته بود که هدایتش میکرد.
🎭 ۳. فرعون: رادیوی مرکزی تمدن
🔻اگر همه مردم صداهایی میشنیدند، پس جامعه چطور از هم نمیپاشید؟ اینجاست که نقش فرعون به عنوان «خدای زنده» جذاب میشود:
* فرعون در رأس هرم، حکم «فرستنده اصلی» را داشت. در یک تمدن دوجایگاهی، نظم اجتماعی از طریق سلسلهمراتب صداها حفظ میشد.
* فرعون تنها کسی بود که کای او بر همه کای دیگران برتری داشت. در واقع، مصر یک ارگانیسم واحد بود که با سیگنالهای شنیداری از سوی یک مرکز (فرعون) هدایت میشد.
📜 ۴. فاجعهی سقوط: وقتی خدایان ساکت شدند
جذابترین بخش این حوزه، زمان انتقال از ذهن دوجایگاهی به آگاهی مدرن است. مکوی و جینز معتقدند که با پیچیده شدن جامعه، بروز فجایع طبیعی و اختراع خط، دیگر «صداها» برای حل مشکلات کافی نبودند.
* نوشتههایی از اواخر دوران باستان وجود دارد که در آن مصریان با استیصال میپرسند:
«چرا خدایان دیگر با ما حرف نمیزنند؟».
* این «سکوت خدایان» در واقع لحظه تولد آگاهی است. انسان مجبور شد خودش فکر کند چون دیگر صدایی در سرش نمیشنید. استرس ناشی از این سکوت، باعث شد انسان به درون خودش پناه ببرد و «منِ درونی» را خلق کند.
🏺 ۵. چرا ترجمههای فعلی اشتباهند؟ (نقد تند مکوی)
🔸مکوی به نکته درخشانی اشاره میکند: ما مصریها را با عینک «روانشناسی مدرن» میبینیم. وقتی مترجم مینویسد «او تصمیم گرفت»، دارد دروغ میگوید! مصری باستان «تصمیم» نمیگرفت، بلکه «دستور را دریافت میکرد».
* تفاوت در اینجاست: ما بازیگرانی هستیم که دیالوگهایمان را خودمان مینویسیم، اما مصریها بازیگرانی بودند که فقط متن دیکته شده توسط صداهای نیمکره راست مغزشان را اجرا میکردند.
🕯 انفجار آگاهی: چطور «خط» صدای خدایان را ساکت کرد؟
🔸در نظریه جولین جینز و پیروانش مثل مکوی، اختراع خط فقط یک پیشرفت تکنولوژیک نبود؛ بلکه یک تغییر بیولوژیک و روانی سهمگین بود که به دوران طلایی «شنیدن صدای خدایان» پایان داد.
🔻بیایید ببینیم این اتفاق چطور رخ داد:
👁 ۱. از گوش به چشم (انتقال حواس)
قبل از خط، فرامین «خدایان» یا همان بخش فرماندهندهی مغز، شنیداری بود. صدا در لحظه شنیده میشد و بلافاصله اجرا میشد (چون صدا ماهیتی گذرا دارد). اما خط، فرمان را مرئی و ثابت کرد. وقتی فرمان خدا روی سنگ حک شد، دیگر نیازی نبود مغز آن را مدام «توهم» کند. دیدنِ متن، آن پیوند مستقیم و بی واسطه با نیمکره راست را ضعیف کرد.
⚖️ ۲. ایجاد فاصله و نقد (شکاف در اطاعت)
🔸وقتی شما صدایی را در سرتان میشنوید، راهی برای نقد آن ندارید؛ شما «درونِ» آن صدا هستید. اما وقتی همان فرمان روی پاپیروس یا سنگ نوشته میشود، شما «خارج» از آن هستید.
* خط به انسان اجازه داد به فرمان نگاه کند، به آن فکر کند و حتی با آن مخالفت کند!
* این فاصله گرفتن از پیام، اولین جرقهی «منِ درونی» بود. انسان برای اولین بار از خود پرسید: «آیا من میخواهم این کار را انجام دهم؟».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 روانشناسیِ مصر باستان (۳/۳)
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
🧩 ۳. فضای ذهن (Mind-Space): آزمایشگاه درونی
🔸با مکتوب شدن اطلاعات، ذهن دیگر مجبور نبود تمام انرژیاش را صرف شنیدن و حفظ کردن فرامین کند. این انرژیِ آزاد شده، فضایی را در درون ایجاد کرد که جینز به آن میگوید «فضای ذهنی».
* ما یاد گرفتیم که در ذهنمان یک «منِ مجازی» بسازیم که میتواند اتفاقات را قبل از وقوع، شبیهسازی کند.
📌📌📌 خدایان دوجایگاهی نیازی به شبیهسازی نداشتند، آنها فقط دستور میدادند. اما انسانِ نویسنده، تبدیل به طراحی شد که در دفترچهی ذهنش نقشهها را بررسی میکرد.
🥀 ۴. نوستالژی برای خدایان گمشده
🔸این بخش بسیار غمانگیز است. با پیشرفت خط و آگاهی، آن صداهای راهنما کمکم ضعیف و ضعیفتر شدند. مکوی اشاره میکند که متون باستانی اواخر این دوران
* نیایش (Prayer) در واقع تلاش ناامیدانهی انسانِ آگاه شده برای بازگرداندن آن پیوند مستقیم شنیداری بود.
* ما شروع کردیم به ساختن معابد بزرگتر و انجام مناسک پیچیدهتر، چون دیگر صدای خدا را به راحتی در سرمان نمیشنیدیم.
🏛 ۵. از کتیبه تا وجدان
در مصر باستان، قوانینی که روی دیوارها نوشته میشد، کمکم جایگزین «کا» شدند. در واقع، قانون مکتوب (بیرونی)، جایگزینِ توهم شنیداری (درونی) شد. این انتقال، باعث شد که انسان مسئولیت اعمالش را خودش بر عهده بگیرد. تمدن از یک «گلهی تحت فرمان صدا» به «جامعهای از افرادِ دارای اراده» تبدیل شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🎙برایان جی. مکوی (دانشآموخته دانشگاه پرینستون و شاگرد مستقیم #جولین_جینز)
🧩 ۳. فضای ذهن (Mind-Space): آزمایشگاه درونی
🔸با مکتوب شدن اطلاعات، ذهن دیگر مجبور نبود تمام انرژیاش را صرف شنیدن و حفظ کردن فرامین کند. این انرژیِ آزاد شده، فضایی را در درون ایجاد کرد که جینز به آن میگوید «فضای ذهنی».
* ما یاد گرفتیم که در ذهنمان یک «منِ مجازی» بسازیم که میتواند اتفاقات را قبل از وقوع، شبیهسازی کند.
📌📌📌 خدایان دوجایگاهی نیازی به شبیهسازی نداشتند، آنها فقط دستور میدادند. اما انسانِ نویسنده، تبدیل به طراحی شد که در دفترچهی ذهنش نقشهها را بررسی میکرد.
🥀 ۴. نوستالژی برای خدایان گمشده
🔸این بخش بسیار غمانگیز است. با پیشرفت خط و آگاهی، آن صداهای راهنما کمکم ضعیف و ضعیفتر شدند. مکوی اشاره میکند که متون باستانی اواخر این دوران
پر از گریه و زاری برای خدایانی است که «پنهان شدهاند».
* نیایش (Prayer) در واقع تلاش ناامیدانهی انسانِ آگاه شده برای بازگرداندن آن پیوند مستقیم شنیداری بود.
* ما شروع کردیم به ساختن معابد بزرگتر و انجام مناسک پیچیدهتر، چون دیگر صدای خدا را به راحتی در سرمان نمیشنیدیم.
«آگاهی، نوری بود که در اتاقِ تاریکِ ذهن روشن شد؛ اما همین نور به ما نشان داد که در این اتاق، تنها هستیم.»
🏛 ۵. از کتیبه تا وجدان
در مصر باستان، قوانینی که روی دیوارها نوشته میشد، کمکم جایگزین «کا» شدند. در واقع، قانون مکتوب (بیرونی)، جایگزینِ توهم شنیداری (درونی) شد. این انتقال، باعث شد که انسان مسئولیت اعمالش را خودش بر عهده بگیرد. تمدن از یک «گلهی تحت فرمان صدا» به «جامعهای از افرادِ دارای اراده» تبدیل شد.
.
#نقد_ادیان #روانشناسی #ذهن #چیستا #علم_و_دین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ریشههای آگاهی
🎙#برایان_مکوی
🔸این ویدیو گفتگویی است عمیق میان جاناتان اِویسون و دکتر برایان مکوی درباره نظریه تحولآفرین «ذهن دوجایگاهی» که توسط #جولین_جینز مطرح شده است.
🧠 مفهوم ذهن دوجایگاهی و تفاوت آن با آگاهی مدرن
🔸نظریه اصلی این است که انسانهای باستان تا حدود ۳۰۰۰ سال پیش، فاقد «آگاهی» به معنای امروزی (دروننگری و خودآگاهی) بودند.
🔹 عملکرد دوجایگاهی: در این حالت، نیمکرههای مغز به صورت یکپارچه عمل نمیکردند. نیمکره راست مغز دستوراتی را صادر میکرد که نیمکره چپ آن را به صورت «صداهای بیرونی» یا صدای خدایان میشنید.
🔹 وضعیت خلبان خودکار: انسانهای آن دوران مانند یک «خلبان خودکار» عمل میکردند. آنها بر اساس رفتارهای آموختهشده و غریزی زندگی میکردند و تنها زمانی که با یک موقعیت جدید یا استرسزا روبرو میشدند، صدایی (صدای خدا یا پادشاه) را میشنیدند که به آنها دستور میداد چه کنند.
🔹 تفاوت آگاهی با تفکر: دکتر مکوی تأکید میکند که آگاهی با ادراک، تفکر یا هوش متفاوت است. انسانهای دوجایگاهی بسیار باهوش بودند (مثل ساخت اهرام)، اما فاقد «فضای درونی» برای گفتگو با خود بودند.
📜 شواهد در متون باستان و ادیان
🔻یکی از جذابترین بخشهای بحث، بررسی متون قدیمی به عنوان شواهد علمی است:
📌 ایلیاد و ادیسه: در ایلیاد، شخصیتها هیچگاه با خودشان مشورت نمیکنند. هر تصمیمی که گرفته میشود، ناشی از دستور مستقیم یک خدایی است که بر آنها ظاهر شده یا با آنها حرف زده است.
📌 کتاب مقدس (عهد عتیق): عهد عتیق بازتابدهنده زمانی است که خدا مستقیماً با انسانها حرف میزد. دکتر مکوی معتقد است کل کتاب مقدس، کرونولوژیِ تغییر ذهن بشر است؛ از زمانی که خدا در میان مردم راه میرفت تا زمانی که صداها قطع شد و انسان دچار «نوستالژی» برای شنیدن دوباره صدای خدا شد.
🔸 ظهور شکگرایی: تا قبل از حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، هیچ متنی مبنی بر شک کردن به وجود خدایان وجود ندارد. این نشان میدهد که شنیدن صداها یک واقعیت روانشناختی بوده، نه یک وسیله ادبی.
📉 فروپاشی عصر برنز و تولد آگاهی مدرن
❓چرا این سیستم تغییر کرد؟
🔺 پیچیدگی جوامع: با بزرگ شدن تمدنها، افزایش جمعیت و پیچیده شدن اقتصاد، سیستم «دستور و اطاعت» دیگر پاسخگو نبود.
🔺 هرجومرج صداها: در تمدنهای بزرگ، صداهای خدایان مختلف با هم تداخل پیدا کردند و باعث سردرگمی شدند. فروپاشی تمدنهای عصر برنز (مثل مصر و هیتیها) تا حدودی ناشی از ناتوانی ذهن دوجایگاهی در مدیریت این پیچیدگی بود.
🔺 آگاهی به مثابه راه حل: انسان مجبور شد برای بقا، یک «فضای درونی» ایجاد کند تا بتواند فریب، نقشه کشیدن و پیشبینی رفتار دیگران را یاد بگیرد.
🗣 نقش حیاتی زبان در شکلگیری ذهن
🔻نکته کلیدی دکتر مکوی این است که آگاهی یک پدیده بیولوژیک یا ژنتیک نیست، بلکه فرهنگی و زبانی است:
🔹 استعارهسازی مکانی (Spatialization): زبان به ما یاد داد که باور کنیم فضایی در «سر» یا «قلب» ما وجود دارد که افکار در آن جای دارند. این یک برساخت زبانی است تا بتوانیم تجربیات درونی خود را سازماندهی کنیم.
🔹 واژگان روانشناختی: در زبانهای باستان، کلماتی برای «ذهن»، «تفکر» یا «خود» وجود نداشت. این واژگان به مرور و از طریق استعارههای فیزیکی ساخته شدند (مثلاً کلمه روح که ریشه در تنفس دارد).
🌀 بقایای ذهن دوجایگاهی در دنیای امروز
🔻این نظریه پدیدههایی را توضیح میدهد که علم مدرن اغلب در تبیین آنها نمانده است:
🤯 اسکیزوفرنی: فوران بقایای ذهن دوجایگاهی در انسان مدرن؛ جایی که فرد صداهایی را میشنود که گویی از بیرون صادر میشوند.
🙇🏻 هیپنوتیزم: سرکوب موقت آگاهی برای بازگشت به حالت اطاعت محض، که در آن فرد دستورات هیپنوتیزمکننده را مانند صدای خدایان اجرا میکند.
🧑🏻🎤نبوغ و الهام: هنرمندان و نویسندگان (مانند مجری برنامه) گاهی حس میکنند اثرشان به آنها «دیکته» میشود. این حالتی است که آگاهی کنار میرود و بخشهای دیگر مغز کنترل را به دست میگیرند.
🏘 پیامدهای سیاسی و اقتدارگرایی
⚠️ دکتر مکوی هشدار میدهد که تمایل برخی جوامع به رهبران مقتدر و دیکتاتورها، در واقع نوعی اشتیاق ناخودآگاه برای بازگشت به نظم دوجایگاهی است. در دنیای پیچیده امروز، برخی افراد ترجیح میدهند بار سنگین تصمیمگیری شخصی و آگاهی را زمین بگذارند و به یک «صدا» یا «رهبر واحد» اطاعت محض داشته باشند.
🔮 تصویر دنیای بدون آگاهی
در پایان، مکوی تصویری از یک رمان در حال نگارش خود ارائه میدهد: دنیایی که در آن یک اقلیت آگاه، تودههای غیرآگاه را از طریق تکنولوژی و شبیهسازی صدای خدایان کنترل میکنند تا آنها را در وضعیت اطاعت همیشگی نگه دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#برایان_مکوی
🔸این ویدیو گفتگویی است عمیق میان جاناتان اِویسون و دکتر برایان مکوی درباره نظریه تحولآفرین «ذهن دوجایگاهی» که توسط #جولین_جینز مطرح شده است.
🧠 مفهوم ذهن دوجایگاهی و تفاوت آن با آگاهی مدرن
🔸نظریه اصلی این است که انسانهای باستان تا حدود ۳۰۰۰ سال پیش، فاقد «آگاهی» به معنای امروزی (دروننگری و خودآگاهی) بودند.
🔹 عملکرد دوجایگاهی: در این حالت، نیمکرههای مغز به صورت یکپارچه عمل نمیکردند. نیمکره راست مغز دستوراتی را صادر میکرد که نیمکره چپ آن را به صورت «صداهای بیرونی» یا صدای خدایان میشنید.
🔹 وضعیت خلبان خودکار: انسانهای آن دوران مانند یک «خلبان خودکار» عمل میکردند. آنها بر اساس رفتارهای آموختهشده و غریزی زندگی میکردند و تنها زمانی که با یک موقعیت جدید یا استرسزا روبرو میشدند، صدایی (صدای خدا یا پادشاه) را میشنیدند که به آنها دستور میداد چه کنند.
🔹 تفاوت آگاهی با تفکر: دکتر مکوی تأکید میکند که آگاهی با ادراک، تفکر یا هوش متفاوت است. انسانهای دوجایگاهی بسیار باهوش بودند (مثل ساخت اهرام)، اما فاقد «فضای درونی» برای گفتگو با خود بودند.
📜 شواهد در متون باستان و ادیان
🔻یکی از جذابترین بخشهای بحث، بررسی متون قدیمی به عنوان شواهد علمی است:
📌 ایلیاد و ادیسه: در ایلیاد، شخصیتها هیچگاه با خودشان مشورت نمیکنند. هر تصمیمی که گرفته میشود، ناشی از دستور مستقیم یک خدایی است که بر آنها ظاهر شده یا با آنها حرف زده است.
📌 کتاب مقدس (عهد عتیق): عهد عتیق بازتابدهنده زمانی است که خدا مستقیماً با انسانها حرف میزد. دکتر مکوی معتقد است کل کتاب مقدس، کرونولوژیِ تغییر ذهن بشر است؛ از زمانی که خدا در میان مردم راه میرفت تا زمانی که صداها قطع شد و انسان دچار «نوستالژی» برای شنیدن دوباره صدای خدا شد.
🔸 ظهور شکگرایی: تا قبل از حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، هیچ متنی مبنی بر شک کردن به وجود خدایان وجود ندارد. این نشان میدهد که شنیدن صداها یک واقعیت روانشناختی بوده، نه یک وسیله ادبی.
📉 فروپاشی عصر برنز و تولد آگاهی مدرن
❓چرا این سیستم تغییر کرد؟
🔺 پیچیدگی جوامع: با بزرگ شدن تمدنها، افزایش جمعیت و پیچیده شدن اقتصاد، سیستم «دستور و اطاعت» دیگر پاسخگو نبود.
🔺 هرجومرج صداها: در تمدنهای بزرگ، صداهای خدایان مختلف با هم تداخل پیدا کردند و باعث سردرگمی شدند. فروپاشی تمدنهای عصر برنز (مثل مصر و هیتیها) تا حدودی ناشی از ناتوانی ذهن دوجایگاهی در مدیریت این پیچیدگی بود.
🔺 آگاهی به مثابه راه حل: انسان مجبور شد برای بقا، یک «فضای درونی» ایجاد کند تا بتواند فریب، نقشه کشیدن و پیشبینی رفتار دیگران را یاد بگیرد.
🗣 نقش حیاتی زبان در شکلگیری ذهن
🔻نکته کلیدی دکتر مکوی این است که آگاهی یک پدیده بیولوژیک یا ژنتیک نیست، بلکه فرهنگی و زبانی است:
🔹 استعارهسازی مکانی (Spatialization): زبان به ما یاد داد که باور کنیم فضایی در «سر» یا «قلب» ما وجود دارد که افکار در آن جای دارند. این یک برساخت زبانی است تا بتوانیم تجربیات درونی خود را سازماندهی کنیم.
🔹 واژگان روانشناختی: در زبانهای باستان، کلماتی برای «ذهن»، «تفکر» یا «خود» وجود نداشت. این واژگان به مرور و از طریق استعارههای فیزیکی ساخته شدند (مثلاً کلمه روح که ریشه در تنفس دارد).
🌀 بقایای ذهن دوجایگاهی در دنیای امروز
🔻این نظریه پدیدههایی را توضیح میدهد که علم مدرن اغلب در تبیین آنها نمانده است:
🤯 اسکیزوفرنی: فوران بقایای ذهن دوجایگاهی در انسان مدرن؛ جایی که فرد صداهایی را میشنود که گویی از بیرون صادر میشوند.
🙇🏻 هیپنوتیزم: سرکوب موقت آگاهی برای بازگشت به حالت اطاعت محض، که در آن فرد دستورات هیپنوتیزمکننده را مانند صدای خدایان اجرا میکند.
🧑🏻🎤نبوغ و الهام: هنرمندان و نویسندگان (مانند مجری برنامه) گاهی حس میکنند اثرشان به آنها «دیکته» میشود. این حالتی است که آگاهی کنار میرود و بخشهای دیگر مغز کنترل را به دست میگیرند.
🏘 پیامدهای سیاسی و اقتدارگرایی
⚠️ دکتر مکوی هشدار میدهد که تمایل برخی جوامع به رهبران مقتدر و دیکتاتورها، در واقع نوعی اشتیاق ناخودآگاه برای بازگشت به نظم دوجایگاهی است. در دنیای پیچیده امروز، برخی افراد ترجیح میدهند بار سنگین تصمیمگیری شخصی و آگاهی را زمین بگذارند و به یک «صدا» یا «رهبر واحد» اطاعت محض داشته باشند.
🔮 تصویر دنیای بدون آگاهی
در پایان، مکوی تصویری از یک رمان در حال نگارش خود ارائه میدهد: دنیایی که در آن یک اقلیت آگاه، تودههای غیرآگاه را از طریق تکنولوژی و شبیهسازی صدای خدایان کنترل میکنند تا آنها را در وضعیت اطاعت همیشگی نگه دارند.
🔻برایان مکوی
📺 روانشناسیِ مصر باستان)
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🔻نقد ادیان
📺 دین، فریب بزرگ؟
📺 خدایی که به یونانی سخن گفت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📓خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— جلد اول، اثر #جولین_جینز
🔸کتاب "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی"، بر گرفته از پایان نامهی بحث برانگیز "جولین جینز" است که معتقد است آگاهی بشر از زمان تکامل حیوانات شروع نشده بلکه در عوض روندی بر مبنای یادگیری است که در حدود سه هزار سال پیش به وجود آمده و هنوز در حال پیشرفت و گسترش است. "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی" از سه بخش اساسی تشکیل شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلد اول، اثر #جولین_جینز
🔸کتاب "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی"، بر گرفته از پایان نامهی بحث برانگیز "جولین جینز" است که معتقد است آگاهی بشر از زمان تکامل حیوانات شروع نشده بلکه در عوض روندی بر مبنای یادگیری است که در حدود سه هزار سال پیش به وجود آمده و هنوز در حال پیشرفت و گسترش است. "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی" از سه بخش اساسی تشکیل شده است.
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
🔻نقد ادیان
📺 دین، فریب بزرگ؟
📺 خدایی که به یونانی سخن گفت
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت اول
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت اول
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت دوم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت دوم
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت سوم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت سوم
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت چهارم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت چهارم
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت پنجم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت پنجم
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— قسمت ششم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت ششم
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘معرفی کتاب «خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی»
(۲/۲)
🕯 کتاب سوم: بقایای ذهن دوجایگاهی در جهان مدرن
🔸این بخش شاید جذابترین قسمت برای خواننده امروزی باشد. جینز به دنبال این است که نشان دهد ذهن قدیم ما به طور کامل از بین نرفته، بلکه آثاری از آن هنوز در ما باقی مانده است.
📍 نکات کلیدی:
* پدیده پیامبری و مذهب: او مدعی است که پیامبران سلف (مانند آموس در عهد عتیق) آخرین افرادی بودند که واقعاً صداها را میشنیدند؛ اما با گذشت زمان، این صداها به «متن» و «دعا» تبدیل شدند (تلاش برای بازگشت به خدایی که دیگر حرف نمیزند).
* هیپنوتیزم: جینز هیپنوتیزم را به عنوان بازگشت به پارادایم دوجایگاهی میبیند؛ جایی که فرد آگاهی خود را کنار میگذارد و مستقیماً از یک «صدا» (هیپنوتیزمکننده) فرمان میبرد.
* اسکیزوفرنی: او این بیماری را یک «آتاریسم» یا بازگشت بیولوژیک به ساختار ذهن باستان میداند. از نظر او، فرد اسکیزوفرنیک فقط بیمار نیست، بلکه کسی است که مغزش دوباره به شیوه انسانهای ۳۰۰۰ سال پیش عمل میکند.
* شعر و الهام: جینز معتقد است واژه «الهام» (Inspiration) بازمانده زمانی است که اشعار واقعاً توسط یک «موز» یا الهه به ذهن شاعر دیکته میشدند، نه اینکه شاعر آنها را ابداع کند.
🏁 خلاصه سفر کتاب
* جلد اول: میگوید آگاهی چیست و مکانیسم مغزی صداها چگونه بوده است.
* جلد دوم: میگوید این اتفاق در چه زمانی از تاریخ (حدود ۱۰۰۰ قبل از میلاد) و چرا رخ داد.
* جلد سوم: میگوید امروز چه آثاری از آن ذهن قدیمی در روانشناسی، مذهب و بیماریهای روانی ما دیده میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🕯 کتاب سوم: بقایای ذهن دوجایگاهی در جهان مدرن
🔸این بخش شاید جذابترین قسمت برای خواننده امروزی باشد. جینز به دنبال این است که نشان دهد ذهن قدیم ما به طور کامل از بین نرفته، بلکه آثاری از آن هنوز در ما باقی مانده است.
📍 نکات کلیدی:
* پدیده پیامبری و مذهب: او مدعی است که پیامبران سلف (مانند آموس در عهد عتیق) آخرین افرادی بودند که واقعاً صداها را میشنیدند؛ اما با گذشت زمان، این صداها به «متن» و «دعا» تبدیل شدند (تلاش برای بازگشت به خدایی که دیگر حرف نمیزند).
* هیپنوتیزم: جینز هیپنوتیزم را به عنوان بازگشت به پارادایم دوجایگاهی میبیند؛ جایی که فرد آگاهی خود را کنار میگذارد و مستقیماً از یک «صدا» (هیپنوتیزمکننده) فرمان میبرد.
* اسکیزوفرنی: او این بیماری را یک «آتاریسم» یا بازگشت بیولوژیک به ساختار ذهن باستان میداند. از نظر او، فرد اسکیزوفرنیک فقط بیمار نیست، بلکه کسی است که مغزش دوباره به شیوه انسانهای ۳۰۰۰ سال پیش عمل میکند.
* شعر و الهام: جینز معتقد است واژه «الهام» (Inspiration) بازمانده زمانی است که اشعار واقعاً توسط یک «موز» یا الهه به ذهن شاعر دیکته میشدند، نه اینکه شاعر آنها را ابداع کند.
🏁 خلاصه سفر کتاب
* جلد اول: میگوید آگاهی چیست و مکانیسم مغزی صداها چگونه بوده است.
* جلد دوم: میگوید این اتفاق در چه زمانی از تاریخ (حدود ۱۰۰۰ قبل از میلاد) و چرا رخ داد.
* جلد سوم: میگوید امروز چه آثاری از آن ذهن قدیمی در روانشناسی، مذهب و بیماریهای روانی ما دیده میشود.
📓کتاب صوتیِ خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر جولین جینز
🔻برایان مکوی
📺 ریشههای آگاهی
📺 روانشناسیِ مصر باستان
— «ذهنِ دوجایگاهی» در مصر باستان
.
#زیستروان #نقد_ادیان #انسانشناسی #تاریخ_ادیان #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓خاستگاه آگاهی در فروپاشیِ «ذهن دوجایگاهی» اثر #جولین_جینز
— جلد اول، اثر #جولین_جینز
🔸کتاب "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی"، بر گرفته از پایان نامهی بحث برانگیز "جولین جینز" است که معتقد است آگاهی بشر از زمان تکامل حیوانات شروع نشده بلکه در عوض روندی…
— جلد اول، اثر #جولین_جینز
🔸کتاب "منشا آگاهی در فروپاشی ذهن دوساحتی"، بر گرفته از پایان نامهی بحث برانگیز "جولین جینز" است که معتقد است آگاهی بشر از زمان تکامل حیوانات شروع نشده بلکه در عوض روندی…