Telegram
نقدآگین
📘عشق آموختنیست
✍🏻 #حامد_حجت_خواه
🍂 در نظرِ مردم هر چیزي یادگرفتنیست، الّا عشق! همه خیال میکنند که قابلیّتِ عاشقی را خودبهخود دارند. در واقع «شورِ جنسی» را همان عشق میدانند ــ تمایلي که بدونِ هیچ زحمتي در زمانِ نیاز بالا میزند و شخص را ناخواسته گرفتار میسازد. عشق تا این حدّ نزدِ ما حقیر است!
🍂 اتّکا داشتن به «غریزه» بد نیست، امّا کدام غریزه؟ بهقولِ نیچه:
چون غریزههای ما در دورانِ مدرن، همه در تضادّ با یکدیگرند. و سلامت در گروِ «جمعیّتِ خاطر» است. تضادِّ درونی، به فروپاشی و تباهیِ روان میانجامد.
🍂 وانگهی، غریزه از کجا آمده است؟ آیا غریزه فینفسه وجود دارد؟ مگر نه اینکه غریزهی ما تحتِ تأثیرِ نوعِ زندگیِ ما در گذشته و اکنون است؟ مگر نه اینکه طبیعتِ خود را خودمان میسازیم؟ اگر بشر از روزِ اوّل مینشست و خود را به دستِ غریزهاش میسپرد، آیا از مرتبهی حیوان میتوانست قدمي فراتر بگذارد؟ ما اینهمه با غرایز جنگیدهایم تا به انسانیّت برسیم. پس چهگونه است که تا پای عشق به میان میآید، به بدویترین غریزهی خود روی میآوریم و انتظار داریم رانهاي ما را در این راهِ سخت پیش ببرد که عناناش دستِ ما نیست و بدونِ دخالتِ اراده، بهراستی کر و کور است؟
🍂 نیچه میگوید:
یعنی شهوانیّت و نفسانیّت را باید جهت داد تا به گوهري ناب چون عشق رسید. پس عشق به تصمیم و اراده متّکیست. «شورِ جنسی» را میتوان یک خمیرهی دستنخورده دانست و فرایندِ شکل بخشیدن به این خمیره را «عاشقی».
🍂 عشق یعنی آفرینندگی. اگر خواستن و توانستني در کار نباشد، گرفتارِ «هوس» شدهای، نه عشق! نشستهای که ببینی شورِ جنسیات تو را به کجا میبَرَد؟ این عشق نیست.
🍂 تویی که باید قویترین نیرویِ خود را به جهتي که میخواهی ببری. تویی که میتوانی معناگریزترین تمایلاتِ خود را برای معنا بخشیدن به تمامِ زندگیات به کار بگیری. عشق یعنی اتّحاد و اتّفاق. امّا یک غریزهی یاغی که تو را دیوانه میکند و به کارهایي وا میدارد که با غرایزِ دیگرت در تضادّ است، سرانجام به ناامیدی و پشیمانی و تردید میگراید و شکست از پیِ شکست!
🍂 اینهمه بدنامیِ عشق از دروغيست که به عشق بستهایم! عشق، نیاز نیست ــ استغناست! هر کسي نمیتواند عشق بیاموزد. عاشقی یعنی ازخودگذشتگی و بخشندگی. به حرف، آسان است. باید از خود بگذری تا به فراسویِ خویشتن برسی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #حامد_حجت_خواه
🍂 در نظرِ مردم هر چیزي یادگرفتنیست، الّا عشق! همه خیال میکنند که قابلیّتِ عاشقی را خودبهخود دارند. در واقع «شورِ جنسی» را همان عشق میدانند ــ تمایلي که بدونِ هیچ زحمتي در زمانِ نیاز بالا میزند و شخص را ناخواسته گرفتار میسازد. عشق تا این حدّ نزدِ ما حقیر است!
🍂 اتّکا داشتن به «غریزه» بد نیست، امّا کدام غریزه؟ بهقولِ نیچه:
«در روزگاري چون روزگارِ ما واگذاشتهشدن به غریزه، یک مصیبت است».
چون غریزههای ما در دورانِ مدرن، همه در تضادّ با یکدیگرند. و سلامت در گروِ «جمعیّتِ خاطر» است. تضادِّ درونی، به فروپاشی و تباهیِ روان میانجامد.
🍂 وانگهی، غریزه از کجا آمده است؟ آیا غریزه فینفسه وجود دارد؟ مگر نه اینکه غریزهی ما تحتِ تأثیرِ نوعِ زندگیِ ما در گذشته و اکنون است؟ مگر نه اینکه طبیعتِ خود را خودمان میسازیم؟ اگر بشر از روزِ اوّل مینشست و خود را به دستِ غریزهاش میسپرد، آیا از مرتبهی حیوان میتوانست قدمي فراتر بگذارد؟ ما اینهمه با غرایز جنگیدهایم تا به انسانیّت برسیم. پس چهگونه است که تا پای عشق به میان میآید، به بدویترین غریزهی خود روی میآوریم و انتظار داریم رانهاي ما را در این راهِ سخت پیش ببرد که عناناش دستِ ما نیست و بدونِ دخالتِ اراده، بهراستی کر و کور است؟
🍂 نیچه میگوید:
«روحانی کردنِ حسّانیّت، نامش عشق است».
یعنی شهوانیّت و نفسانیّت را باید جهت داد تا به گوهري ناب چون عشق رسید. پس عشق به تصمیم و اراده متّکیست. «شورِ جنسی» را میتوان یک خمیرهی دستنخورده دانست و فرایندِ شکل بخشیدن به این خمیره را «عاشقی».
🍂 عشق یعنی آفرینندگی. اگر خواستن و توانستني در کار نباشد، گرفتارِ «هوس» شدهای، نه عشق! نشستهای که ببینی شورِ جنسیات تو را به کجا میبَرَد؟ این عشق نیست.
🍂 تویی که باید قویترین نیرویِ خود را به جهتي که میخواهی ببری. تویی که میتوانی معناگریزترین تمایلاتِ خود را برای معنا بخشیدن به تمامِ زندگیات به کار بگیری. عشق یعنی اتّحاد و اتّفاق. امّا یک غریزهی یاغی که تو را دیوانه میکند و به کارهایي وا میدارد که با غرایزِ دیگرت در تضادّ است، سرانجام به ناامیدی و پشیمانی و تردید میگراید و شکست از پیِ شکست!
🍂 اینهمه بدنامیِ عشق از دروغيست که به عشق بستهایم! عشق، نیاز نیست ــ استغناست! هر کسي نمیتواند عشق بیاموزد. عاشقی یعنی ازخودگذشتگی و بخشندگی. به حرف، آسان است. باید از خود بگذری تا به فراسویِ خویشتن برسی.
.
#فلسفیدن#فلسفه #نیچه #عشق #یادگیری #اراده #سلامت #روانشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin