Telegram
نقدآگین
👳🏿♂️آخوند کیست؟
(۱/۲)
✍🏻 #داود_السلمان *
👳🏿♂️آخوند انسانی آشفتهذهن است که در خاکستر گورستانهای قدیمی به دنبال چیزی زنده و ناموجود میگردد.
🔺بهعبارت دیگر: آخوند، آنگونه که در این عبارت به تصویر کشیده شده، فردی آشفتهذهن است، نه لزوماً به دلیل نداشتن هوش یا تفکر، بلکه به این خاطر که ذهن او اسیر حلقهای از افکار موروثی، متون بریدهشده و مفاهیمی است که زمان از آنها گذشته است؛ با این حال، او همچنان تلاش میکند با تمام توان آنها را احیا کند.
👳🏿♂️او در خاکستر گورستانهای قدیمی، در کتابهای کهنه، در فتاوای منسوخ و در احادیث مورد مناقشه، به دنبال چیزی ناموجود میگردد؛ چیزی که مواضع، اقتدار و نقش او را در دنیایی که با سرعتی غیرقابل مجارات در حال تغییر است، توجیه کند. او به دنبال حقیقت نیست، بلکه به دنبال سلطه است؛ او در پی دانش نیست، بلکه به دنبال تثبیت جهل مقدس است؛ همان جهلی که با قداستی دروغین پوشیده شده و او را از نقد مصون میدارد و در برابر پرسشها ایمنی میبخشد.
👳🏿♂️به بیان دقیقتر، او بازماندۀ قرنها تکرار است؛ پژواک صدایی قدیمی که در هر نسلی طنینانداز میشود، بدون آنکه اجازۀ تغییر داشته باشد. او با زبان گذشته سخن میگوید، ردای پیشینیان را بر تن میکند و با چشمی بدگمان به حال مینگرد؛
🔺گویی هر نوآوری بدعت است، هر تحولی تهدید است، و هر پرسشی شورش است که باید در نطفه خفه شود.
👳🏿♂️در درون او یک یقین مطلق وجود دارد؛ یقینی که شک را نمیشناسد و مجالی برای آن باقی نمیگذارد. و یقینی که خود را بازنگری نمیکند، به ابزاری برای خشونت تبدیل میشود؛ در کمترین حالت، خشونتی معنوی، زمانی که برای تکفیر فرد متفاوت، تحقیر خارجشدگان از گله، یا شیطانی جلوه دادن عقل آزاد استفاده میشود.
👳🏿♂️و فاجعه اینجاست که آخوند به انسان نه بهعنوان فردی آزاد و قادر به تفکر و انتخاب، بلکه به عنوان موجودی ناقص که به قیومیت مستمر نیاز دارد، نگاه میکند. او بر این باور است که انسان نمیتواند بدون تهدید به جهنم یا وعده بهشت، اخلاقی باشد. از نظر او، انسان همیشه توسط شهوت و گمراهی رانده میشود، مگر آنکه با لگام دین مهار شود. و دین از دید او، جز از طریق خودش، قابل فهم نیست، نه مستقیماً از طریق متن. او واسطه، حکم، تفسیرکننده و مُجاز به صدورِ فتوای غفران یا حرمان است. این مرکزیت که به خود میدهد، او را از دیدن خود در خارج از «دایرۀ قدرت» ناتوان میسازد؛ اگر اقتدارش از بین برود، هویتش فرو میریزد.
👳🏿♂️اما این موجود (آخوند) تنها یک فرد نیست، بلکه یک نظام فکری است که در جوامع سنتی ریشه دوانده است؛ نظامی که مردانی شبیه به خود تولید میکند و گفتمان آنها را از طریق مدارس، دانشگاهها، منابر و رسانههای مختلف، بازتولید مینماید. این یک ماشین بزرگ برای تثبیت یقین، مبارزه با شک، تداوم سکون و ترس از آزادی است. آخوند تنها نیست، بلکه یک نظام فرهنگی کامل در پشت او قرار دارد که از او محافظت و تغذیهاش میکند، و هر تهدید وجودیای را که از اندیشۀ علمی، نقد فلسفی، یا حتی قرائتی معاصر از خودِ دین سرچشمه میگیرد، دفع میکند.
👳🏿♂️وقتی با دقت مینگریم، میبینیم این نوع از تدین، نمایندۀ ایمان نیست، بلکه نمایندۀ ترس است: ترس از عقل، از تغییر، از پرسشهایی که پاسخهای آماده ندارند. به همین دلیل، وقتی با ایدهای نو مواجه میشود، با تکفیر، اتهام به زندقه یا وابستگی به آن پاسخ میدهد. او ابزار گفتگو را ندارد، بلکه ابزار طرد و حذف را در اختیار دارد. او برای فهمیدن گوش نمیدهد، بلکه برای پاسخ دادن گوش میدهد. در درون او همیشه احساسی وجود دارد مبنی بر اینکه در یک نبرد است، که تمام جهان در کمین اوست، که «حقی» که او حمل میکند هر لحظه در خطر است، و وظیفه دارد همیشه برای محافظت از آن آماده باشد. اما این «حق» چیزی جز مجموعهای از تفاسیر بشری نیست که به درجۀ قداست بالا برده شدهاند.
👳🏿♂️مشکل این است که این نوع از تدین دیگر قادر به همراهی با جهان نیست. وقتی با دنیایی مواجه میشود که از هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک، حقوق بشر، آزادی فردی، نسبیگرایی معرفت و ضرورت شک سازنده سخن میگوید، فوراً به میراث خود بازمیگردد، در آن نبش قبر میکند، گویی در یک کتاب طب قرون وسطایی به دنبال داروی مدرن میگردد. او در خاکستر گورستانهای قدیمی به دنبال درمان بیماریهای امروز است و همیشه با شکست مواجه میشود، اما هرگز اعتراف نمیکند. بلکه شکست را بر گردن «مردم، جامعه، مدرنیته، علم و هر چیز دیگری» میاندازد، جز بر گردن روش متصلب خود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #داود_السلمان *
👳🏿♂️آخوند انسانی آشفتهذهن است که در خاکستر گورستانهای قدیمی به دنبال چیزی زنده و ناموجود میگردد.
🔺بهعبارت دیگر: آخوند، آنگونه که در این عبارت به تصویر کشیده شده، فردی آشفتهذهن است، نه لزوماً به دلیل نداشتن هوش یا تفکر، بلکه به این خاطر که ذهن او اسیر حلقهای از افکار موروثی، متون بریدهشده و مفاهیمی است که زمان از آنها گذشته است؛ با این حال، او همچنان تلاش میکند با تمام توان آنها را احیا کند.
👳🏿♂️او در خاکستر گورستانهای قدیمی، در کتابهای کهنه، در فتاوای منسوخ و در احادیث مورد مناقشه، به دنبال چیزی ناموجود میگردد؛ چیزی که مواضع، اقتدار و نقش او را در دنیایی که با سرعتی غیرقابل مجارات در حال تغییر است، توجیه کند. او به دنبال حقیقت نیست، بلکه به دنبال سلطه است؛ او در پی دانش نیست، بلکه به دنبال تثبیت جهل مقدس است؛ همان جهلی که با قداستی دروغین پوشیده شده و او را از نقد مصون میدارد و در برابر پرسشها ایمنی میبخشد.
👳🏿♂️به بیان دقیقتر، او بازماندۀ قرنها تکرار است؛ پژواک صدایی قدیمی که در هر نسلی طنینانداز میشود، بدون آنکه اجازۀ تغییر داشته باشد. او با زبان گذشته سخن میگوید، ردای پیشینیان را بر تن میکند و با چشمی بدگمان به حال مینگرد؛
🔺گویی هر نوآوری بدعت است، هر تحولی تهدید است، و هر پرسشی شورش است که باید در نطفه خفه شود.
👳🏿♂️در درون او یک یقین مطلق وجود دارد؛ یقینی که شک را نمیشناسد و مجالی برای آن باقی نمیگذارد. و یقینی که خود را بازنگری نمیکند، به ابزاری برای خشونت تبدیل میشود؛ در کمترین حالت، خشونتی معنوی، زمانی که برای تکفیر فرد متفاوت، تحقیر خارجشدگان از گله، یا شیطانی جلوه دادن عقل آزاد استفاده میشود.
👳🏿♂️و فاجعه اینجاست که آخوند به انسان نه بهعنوان فردی آزاد و قادر به تفکر و انتخاب، بلکه به عنوان موجودی ناقص که به قیومیت مستمر نیاز دارد، نگاه میکند. او بر این باور است که انسان نمیتواند بدون تهدید به جهنم یا وعده بهشت، اخلاقی باشد. از نظر او، انسان همیشه توسط شهوت و گمراهی رانده میشود، مگر آنکه با لگام دین مهار شود. و دین از دید او، جز از طریق خودش، قابل فهم نیست، نه مستقیماً از طریق متن. او واسطه، حکم، تفسیرکننده و مُجاز به صدورِ فتوای غفران یا حرمان است. این مرکزیت که به خود میدهد، او را از دیدن خود در خارج از «دایرۀ قدرت» ناتوان میسازد؛ اگر اقتدارش از بین برود، هویتش فرو میریزد.
👳🏿♂️اما این موجود (آخوند) تنها یک فرد نیست، بلکه یک نظام فکری است که در جوامع سنتی ریشه دوانده است؛ نظامی که مردانی شبیه به خود تولید میکند و گفتمان آنها را از طریق مدارس، دانشگاهها، منابر و رسانههای مختلف، بازتولید مینماید. این یک ماشین بزرگ برای تثبیت یقین، مبارزه با شک، تداوم سکون و ترس از آزادی است. آخوند تنها نیست، بلکه یک نظام فرهنگی کامل در پشت او قرار دارد که از او محافظت و تغذیهاش میکند، و هر تهدید وجودیای را که از اندیشۀ علمی، نقد فلسفی، یا حتی قرائتی معاصر از خودِ دین سرچشمه میگیرد، دفع میکند.
👳🏿♂️وقتی با دقت مینگریم، میبینیم این نوع از تدین، نمایندۀ ایمان نیست، بلکه نمایندۀ ترس است: ترس از عقل، از تغییر، از پرسشهایی که پاسخهای آماده ندارند. به همین دلیل، وقتی با ایدهای نو مواجه میشود، با تکفیر، اتهام به زندقه یا وابستگی به آن پاسخ میدهد. او ابزار گفتگو را ندارد، بلکه ابزار طرد و حذف را در اختیار دارد. او برای فهمیدن گوش نمیدهد، بلکه برای پاسخ دادن گوش میدهد. در درون او همیشه احساسی وجود دارد مبنی بر اینکه در یک نبرد است، که تمام جهان در کمین اوست، که «حقی» که او حمل میکند هر لحظه در خطر است، و وظیفه دارد همیشه برای محافظت از آن آماده باشد. اما این «حق» چیزی جز مجموعهای از تفاسیر بشری نیست که به درجۀ قداست بالا برده شدهاند.
👳🏿♂️مشکل این است که این نوع از تدین دیگر قادر به همراهی با جهان نیست. وقتی با دنیایی مواجه میشود که از هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک، حقوق بشر، آزادی فردی، نسبیگرایی معرفت و ضرورت شک سازنده سخن میگوید، فوراً به میراث خود بازمیگردد، در آن نبش قبر میکند، گویی در یک کتاب طب قرون وسطایی به دنبال داروی مدرن میگردد. او در خاکستر گورستانهای قدیمی به دنبال درمان بیماریهای امروز است و همیشه با شکست مواجه میشود، اما هرگز اعتراف نمیکند. بلکه شکست را بر گردن «مردم، جامعه، مدرنیته، علم و هر چیز دیگری» میاندازد، جز بر گردن روش متصلب خود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
👳🏿♂️آخوند کیست؟ (۲/۲)
✍🏻 #داود_السلمان *
📌 شاید خطرناکترین جنبه در این الگو از آخوند، سوء استفاده از امر مقدس برای توجیه امر دنیوی باشد. او از متن دینی برای توجیه استبداد سیاسی، تبرک ظلم اجتماعی و ساکت کردن قربانیان فقر و خشونت با عناوینی چون «بلا»، «صبر» و «حکمت الهی» استفاده میکند.
🔺او در پی عادیسازی بدبختی است، نه تغییر آن؛ و در پی توجیه سرکوب است، نه مقاومت در برابر آن. او به جای آنکه صدای مظلوم باشد، به صدایی تبدیل میشود که مظلومان را خاموش میکند، و به جای آنکه وجدان مردم باشد، به ابزاری در دست قدرت تبدیل میشود، این قدرت هر که باشد.
🔺این بدان معنا نیست که همۀ ادیان بهیک اندازه مشکلسازند، و یا بهیک اندازه دچار اختلالهای ساختاری در نصوصِ خود هستند، یا حتیِ نفسِ ایمانورزیِ بدونِ متعلق، و بدونِ جزم و تعصب، مشکلساز است، بلکه مشکلِ اصلی در کسیست که در تفسیر متونی بشری «ادعای انحصار» کرده و آن را «در خدمت منافع خود یا منافع حامیانش» به کار میگیرد، و «ایمان و سلوکِ شخصی» را بدل به «تحمیل اجتماعی - سیاسی» میکند.
🔺آخوند به این معنا، موجودی خارج از زمان است که میکوشد حال را به گذشته بکشاند، نه برعکس. او این کار را با لحنی قطعی، نگاهی متکبرانه و منطقی که تاب تفتیش ندارد، انجام میدهد. بنابراین، رهایی اندیشۀ دینی، ضرورتا با تجدید یا انکارِ تمامیتِ نصوص دینی آغاز نمیشود، بلکه با شکستن انحصار تفسیر و کشیدن بساط از زیر پای آخوندهایی آغاز میشود که از اینکه بخشی از تحول باشند، سر باز میزنند؛ زیرا آن را تهدیدی برای جایگاه خود میبینند، نه فرصتی برای فهم عمیقتر.
⚰️ در نتیجه، آخوند آنگونه که وصف شد، نه تنها فردی آشفتهذهن است، بلکه اسیری در دنیای درونی خود است که از گشودگی به روی انسان دیگر، خصوصاِ متفاوت در اندیشه و متجدد، عاجز است. او شبیه نگهبان قبر است که از بقایای افکاری محافظت میکند که قرنها پیش مردهاند، اما او از اعتراف به آن سر باز میزند. در خاکستر گورستانهای قدیمی، هیچ چیز دوباره زنده نمیشود، اما آخوند از حفاری دست برنمیدارد. او به دنبال حقیقت نیست، بلکه به دنبال گذشته است، و تنها گذشته، زیرا زندگی خارج از آن را نمیشناسد.
* معرفی کوتاه نویسنده:
🖊 داود السلمان نویسنده، روزنامهنگار و فعال اجتماعی عراقی است که دیدگاههای انتقادی خود را دربارهٔ مسائل مذهبی، اجتماعی و سیاسی، به ویژه در حوزۀ تشیع، مطرح میکند. او یکی از نویسندگانی است که در زمینۀ نقد ساختار قدرت و نفوذ روحانیون در سیاست و اجتماع قلم میزند و بهخاطر صراحت و دیدگاههای تندش در نقد سنتهای مذهبی سنتی شناخته شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #داود_السلمان *
📌 شاید خطرناکترین جنبه در این الگو از آخوند، سوء استفاده از امر مقدس برای توجیه امر دنیوی باشد. او از متن دینی برای توجیه استبداد سیاسی، تبرک ظلم اجتماعی و ساکت کردن قربانیان فقر و خشونت با عناوینی چون «بلا»، «صبر» و «حکمت الهی» استفاده میکند.
🔺او در پی عادیسازی بدبختی است، نه تغییر آن؛ و در پی توجیه سرکوب است، نه مقاومت در برابر آن. او به جای آنکه صدای مظلوم باشد، به صدایی تبدیل میشود که مظلومان را خاموش میکند، و به جای آنکه وجدان مردم باشد، به ابزاری در دست قدرت تبدیل میشود، این قدرت هر که باشد.
🔺این بدان معنا نیست که همۀ ادیان بهیک اندازه مشکلسازند، و یا بهیک اندازه دچار اختلالهای ساختاری در نصوصِ خود هستند، یا حتیِ نفسِ ایمانورزیِ بدونِ متعلق، و بدونِ جزم و تعصب، مشکلساز است، بلکه مشکلِ اصلی در کسیست که در تفسیر متونی بشری «ادعای انحصار» کرده و آن را «در خدمت منافع خود یا منافع حامیانش» به کار میگیرد، و «ایمان و سلوکِ شخصی» را بدل به «تحمیل اجتماعی - سیاسی» میکند.
🔺آخوند به این معنا، موجودی خارج از زمان است که میکوشد حال را به گذشته بکشاند، نه برعکس. او این کار را با لحنی قطعی، نگاهی متکبرانه و منطقی که تاب تفتیش ندارد، انجام میدهد. بنابراین، رهایی اندیشۀ دینی، ضرورتا با تجدید یا انکارِ تمامیتِ نصوص دینی آغاز نمیشود، بلکه با شکستن انحصار تفسیر و کشیدن بساط از زیر پای آخوندهایی آغاز میشود که از اینکه بخشی از تحول باشند، سر باز میزنند؛ زیرا آن را تهدیدی برای جایگاه خود میبینند، نه فرصتی برای فهم عمیقتر.
⚰️ در نتیجه، آخوند آنگونه که وصف شد، نه تنها فردی آشفتهذهن است، بلکه اسیری در دنیای درونی خود است که از گشودگی به روی انسان دیگر، خصوصاِ متفاوت در اندیشه و متجدد، عاجز است. او شبیه نگهبان قبر است که از بقایای افکاری محافظت میکند که قرنها پیش مردهاند، اما او از اعتراف به آن سر باز میزند. در خاکستر گورستانهای قدیمی، هیچ چیز دوباره زنده نمیشود، اما آخوند از حفاری دست برنمیدارد. او به دنبال حقیقت نیست، بلکه به دنبال گذشته است، و تنها گذشته، زیرا زندگی خارج از آن را نمیشناسد.
* معرفی کوتاه نویسنده:
🖊 داود السلمان نویسنده، روزنامهنگار و فعال اجتماعی عراقی است که دیدگاههای انتقادی خود را دربارهٔ مسائل مذهبی، اجتماعی و سیاسی، به ویژه در حوزۀ تشیع، مطرح میکند. او یکی از نویسندگانی است که در زمینۀ نقد ساختار قدرت و نفوذ روحانیون در سیاست و اجتماع قلم میزند و بهخاطر صراحت و دیدگاههای تندش در نقد سنتهای مذهبی سنتی شناخته شده است.
📕زر زدن تا مرزِ تباهی
📺 بصیرت ولی فقیه و ارزش پول ملی
📕چرا اوزما باز زر میزند؟ نمیتواند زر نزند؟»
📕مرور کارنامۀ مشعشع حکومت آخوندی
📺 مقامِ عُظما از مایِه 😂🤣
👳🏿♂️از عللِ محبوبیتِ روحانیت!
📺«ک.ص» و «جنگِ ترکیبیِ» دژمن😖
📺 صدیقی و سحر صندلی!
📺 دلار ۴۲۰۰ تومانی و زمین ۴۲۰۰ متری
📺 از تنظیم ملاقاتهای امام زمان تا حوزۀ علمیۀ ازگل
📺 «خودم سیرابت میکنم!»
📕ردپای امام جمعۀ تهران در پروندۀ «چایهای آلوده»
📺 اوقافخوری و آخوند «ک.ص» و کندنِ طلای گنبد امام رضا
.
#آخوندیسم #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin