📘دربارۀ پویش «برگرداندن قابلمه» به نیت واژگونی اسرائیل
🍂 وقتی کنشگری بر «گفتمان ابتذال» بنا شود، مبارزۀ مدنی هم به «مبارزۀ مطبخی» تقلیل مییابد؛ آنگاه پویش «واژگونی قابلمه» بهمثابه پیام نمادین سرنگونی اسرائیل راه میافتد.
🍂 هضم این حرکت، دشوارتر از حذف اسرائیل است! تبدیل پلتیک به پلو و تهدیگ(!) بیش از آنکه بازنمایی نمادین سرنگونی باشد، روایت «واژگونی نماد و نمادپردازی»ست؛ تصویری از یک مغالطۀ قابلمهای!
🍂 عقل که نباشد، نه فقط جان در عذاب است که جهان آدم، درگیر «وهم و سراب» میشود؛ آنگاه میدان مبارزه به «معرکۀ مضحکه» تبدیل میشود که شیوههای سمبلکیش، به «شمایل اُسکولیسم» تنزل مییابد!
✍🏻 #رضا_صائمی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 وقتی کنشگری بر «گفتمان ابتذال» بنا شود، مبارزۀ مدنی هم به «مبارزۀ مطبخی» تقلیل مییابد؛ آنگاه پویش «واژگونی قابلمه» بهمثابه پیام نمادین سرنگونی اسرائیل راه میافتد.
🍂 هضم این حرکت، دشوارتر از حذف اسرائیل است! تبدیل پلتیک به پلو و تهدیگ(!) بیش از آنکه بازنمایی نمادین سرنگونی باشد، روایت «واژگونی نماد و نمادپردازی»ست؛ تصویری از یک مغالطۀ قابلمهای!
🍂 عقل که نباشد، نه فقط جان در عذاب است که جهان آدم، درگیر «وهم و سراب» میشود؛ آنگاه میدان مبارزه به «معرکۀ مضحکه» تبدیل میشود که شیوههای سمبلکیش، به «شمایل اُسکولیسم» تنزل مییابد!
✍🏻 #رضا_صائمی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👳🏿♂️ با تماشای زاری زاکانی در نماز فطر، ذهن سینماییام فلاشبک خورد به سکانسی از فیلم مارمولک و حالت قنوت رضا مثقالی، سارقی سابقهدار که در کسوت دین، نماز تزویر میخواند؛ بر زبانش ذکر خدا بود و در ذهنش فکر خالی کردن جیب بندگان خدا؛ نمازی که مای مخاطب میدانستیم که نه راز و نیاز، که نمایشی برای اعتباربخشی به وجاهت خود در نزد مردم بود، وگرنه آنکه نسبت به خدا خشوع دارد، جیب خلق خدا را نمیزند!
👳🏿♂️ حالا چشمهای گریان زاکانی در نماز هم نزد مردم، نه از سر تضرع که نمود تزویر معنا میشود؛ آن چشمهای طلبکار به خلق، نمیتواند بدهکار خالق باشد! نمیتوان در برابر خدا بهتواضع ایستاد و مقابل خلق خدا به تکبر! وزن ایمان را با رضایت خلق میسنجند، نه در میزان زاری نزد خالق؛ ورنه حالا آیتالله ک.ص، تجسم صداقت در دیانت بود! بهقول سعدی:
✍🏻 #رضا_صائمی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👳🏿♂️ حالا چشمهای گریان زاکانی در نماز هم نزد مردم، نه از سر تضرع که نمود تزویر معنا میشود؛ آن چشمهای طلبکار به خلق، نمیتواند بدهکار خالق باشد! نمیتوان در برابر خدا بهتواضع ایستاد و مقابل خلق خدا به تکبر! وزن ایمان را با رضایت خلق میسنجند، نه در میزان زاری نزد خالق؛ ورنه حالا آیتالله ک.ص، تجسم صداقت در دیانت بود! بهقول سعدی:
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست!
✍🏻 #رضا_صائمی
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 عریانشدن دانشجوی دختر دانشگاه علوم تحقیقات در یک خوانش دوگانه، مورد نکوهش و ستایش قرار گرفته؛ برخی آن را نماد اعتراض و برخی نمود انحراف دانستهاند، و برخی آن را نشان شجاعت و برخی مایه شرم.
🍂 فارغ از این داوریها، اما آنچه که در یک تحلیل جامعه شناختی-روانکاوانه مهم است، نه پیام سیاسی و پیامد اخلاقی این رخداد، که «دلایل رخ دادن آن» است. درستی یا نادرستی این رفتار، واکنش به آن است، اما در پس آن، نباید «چرایی کنش» را از یاد برد. فهم این کنشمندی از هر خوانش قضاوتگرانهای مهمتر است.
🍂 بهگمانم این کنشِ سرکشانه، در برابر سرکوبی تنانه صورت گرفته، تن بهمثابه سویهای مهم از سوبژکتیو انسانی. هویت آدمی ابتدا به میانجی تن او برساخته شده و به او تشخص میبخشد، که بنیان بنیآدم همین تن است.
🍂 این ایدئولوژیها بودند که در طول تاریخ برای فیزیولوژی آدمی لباس معنا دوختند و صورتی زیبایی شناختی بخشیدند. اگر آدمی به جان است، جان در کالبد تن جاری میشود و در تنانگیاش تجلی میکند.
🍂 تحقیر و تخریب و سرکوب تن بیش از هر چیزی توهین به خالقی است که از خلق همین تن به خود تبریک گفت و خود را احسنالخالقین نامید. همین تن عریان که نخستین تصویر از انسان بود!
🍂 سخن از ستایش عریانی نیست، سخن از اعتبار تنانگیست که نقطۀ پرچ تمام تجلیات عاطفی و معنوی انسان است.
🍂 اساسا زندگی و آدمی بدنمند است. بدنی که محتاج احترام است تا اندیشههای بلند و فضیلتهای ارجمند از پس آن به احتراز درآید. وقتی تنانگی جز در شمایلی رسمی، به شماتت گرفته شده و سرکوب و سرزنش میشود، بدن دیگر یک تن جسمانی نیست، به تجسم هویت و حریت آدمی بدل میشود، به سوژه مقاومت در برابر ابژۀ قدرت تا هژمونی آن را بشکند.
🍂 تن طغیانگر حاصل انسدادیست که گفتمان غالب از بدن سیاسی صورت بندی میکند تا آن را در قالب مطلوب خود برسازد. وقتی تن آدمی مدام در خوانشهای رسمی احضار شده و پشت مرزبندیهای آن تعریف میشود، گفتمان متعارض خود را هم برمیسازد. این ضد گفتمان، میل به طغیان و ساختارشکنی دارد، نه از سر لجاجت و لجامگسیختگی که به خاطر صیانت و دفاع از تنانگی.
🍂 وقتی تن آدمی یا با چوب و سنگ یا به زخم زبان و متلک، هتک حرمت شود، طغیان میکند. آنگاه عریانشدگی، نه عورتنمایی و بیشرمی، که شکلی از شرافتخواهی بدن و بدنمدیست. این بدننمایی، نه از سر بیحیایی که در پی احیای حرمت تن خویش است، که گاهی تن آدمی شریف است به تن آدمیت؛ تنی که میخواهد محترم بماند.
✍🏻 #رضا_صائمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 فارغ از این داوریها، اما آنچه که در یک تحلیل جامعه شناختی-روانکاوانه مهم است، نه پیام سیاسی و پیامد اخلاقی این رخداد، که «دلایل رخ دادن آن» است. درستی یا نادرستی این رفتار، واکنش به آن است، اما در پس آن، نباید «چرایی کنش» را از یاد برد. فهم این کنشمندی از هر خوانش قضاوتگرانهای مهمتر است.
🍂 بهگمانم این کنشِ سرکشانه، در برابر سرکوبی تنانه صورت گرفته، تن بهمثابه سویهای مهم از سوبژکتیو انسانی. هویت آدمی ابتدا به میانجی تن او برساخته شده و به او تشخص میبخشد، که بنیان بنیآدم همین تن است.
🍂 این ایدئولوژیها بودند که در طول تاریخ برای فیزیولوژی آدمی لباس معنا دوختند و صورتی زیبایی شناختی بخشیدند. اگر آدمی به جان است، جان در کالبد تن جاری میشود و در تنانگیاش تجلی میکند.
🍂 تحقیر و تخریب و سرکوب تن بیش از هر چیزی توهین به خالقی است که از خلق همین تن به خود تبریک گفت و خود را احسنالخالقین نامید. همین تن عریان که نخستین تصویر از انسان بود!
🍂 سخن از ستایش عریانی نیست، سخن از اعتبار تنانگیست که نقطۀ پرچ تمام تجلیات عاطفی و معنوی انسان است.
🍂 اساسا زندگی و آدمی بدنمند است. بدنی که محتاج احترام است تا اندیشههای بلند و فضیلتهای ارجمند از پس آن به احتراز درآید. وقتی تنانگی جز در شمایلی رسمی، به شماتت گرفته شده و سرکوب و سرزنش میشود، بدن دیگر یک تن جسمانی نیست، به تجسم هویت و حریت آدمی بدل میشود، به سوژه مقاومت در برابر ابژۀ قدرت تا هژمونی آن را بشکند.
🍂 تن طغیانگر حاصل انسدادیست که گفتمان غالب از بدن سیاسی صورت بندی میکند تا آن را در قالب مطلوب خود برسازد. وقتی تن آدمی مدام در خوانشهای رسمی احضار شده و پشت مرزبندیهای آن تعریف میشود، گفتمان متعارض خود را هم برمیسازد. این ضد گفتمان، میل به طغیان و ساختارشکنی دارد، نه از سر لجاجت و لجامگسیختگی که به خاطر صیانت و دفاع از تنانگی.
🍂 وقتی تن آدمی یا با چوب و سنگ یا به زخم زبان و متلک، هتک حرمت شود، طغیان میکند. آنگاه عریانشدگی، نه عورتنمایی و بیشرمی، که شکلی از شرافتخواهی بدن و بدنمدیست. این بدننمایی، نه از سر بیحیایی که در پی احیای حرمت تن خویش است، که گاهی تن آدمی شریف است به تن آدمیت؛ تنی که میخواهد محترم بماند.
✍🏻 #رضا_صائمی
.
#فلسفیدن #حکومت_اسلامی #زنان#حجاب_بیحجاب #حجاب_اجباری #گشت_ارشاد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رکیکگویی، رک گویی نیست
✍🏻 #رضا_صائمی
✂️ برشی از متن
🔸مشمئزکنندهتر از آن لمپنی که لودگی را با طنازی اشتباه گرفته، تازهبهروشنفکریرسیدههاییاند که با خوانشهای مبتذل و دم دستی از ابژه دموکراسی، ژست دموکراتیک گرفته و به بهانه دفاع از آزادی بیان به حمایت از آن ابتذال عیان مشغولند. مسئله بر سر توبیخ و احضار و پروندهسازی و حکم قضایی و واکنش جزایی به زینب موسوی نیست که چنین مجازاتی نه عادلانه است نه عقلانی و اخلاقی. اساسا او کوچکتر از این حرفهاست که حتی مجرم باشد. مسئله این است که عدهای تازه به دوران رسیده که جز ادا واطوار آزادخواهی چیزی در چنته ندارند، نقد این ملیجک را به مثابه عدول از رفتار دموکراتیک و کنشی فاشیستی میدانند. چنان میگویند باید هر کس آزاد باشد که حرفش را بزند که گویی ژاک دریدا در یک نقد ساختارشکنانه، نظم شعر فردوسی را شکسته یا میشل فوکو، شاهنامه را رفو کرده است!
🔺پینوشت نقدآگین:
باید افزود که میتوان رکیک هم سخن گفت، اما عوامانه و حتی وقیح نبود. نمونهاش متن «سیهسسنمکبازی» در نقدِ کلیتِ کارها و مخاطبانِ زینب موسوی، یا وجه غالب #اسکپتیک در نقدِ عقلانیِ باورها.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رضا_صائمی
✂️ برشی از متن
🔸مشمئزکنندهتر از آن لمپنی که لودگی را با طنازی اشتباه گرفته، تازهبهروشنفکریرسیدههاییاند که با خوانشهای مبتذل و دم دستی از ابژه دموکراسی، ژست دموکراتیک گرفته و به بهانه دفاع از آزادی بیان به حمایت از آن ابتذال عیان مشغولند. مسئله بر سر توبیخ و احضار و پروندهسازی و حکم قضایی و واکنش جزایی به زینب موسوی نیست که چنین مجازاتی نه عادلانه است نه عقلانی و اخلاقی. اساسا او کوچکتر از این حرفهاست که حتی مجرم باشد. مسئله این است که عدهای تازه به دوران رسیده که جز ادا واطوار آزادخواهی چیزی در چنته ندارند، نقد این ملیجک را به مثابه عدول از رفتار دموکراتیک و کنشی فاشیستی میدانند. چنان میگویند باید هر کس آزاد باشد که حرفش را بزند که گویی ژاک دریدا در یک نقد ساختارشکنانه، نظم شعر فردوسی را شکسته یا میشل فوکو، شاهنامه را رفو کرده است!
🔺پینوشت نقدآگین:
باید افزود که میتوان رکیک هم سخن گفت، اما عوامانه و حتی وقیح نبود. نمونهاش متن «سیهسسنمکبازی» در نقدِ کلیتِ کارها و مخاطبانِ زینب موسوی، یا وجه غالب #اسکپتیک در نقدِ عقلانیِ باورها.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin