نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘وارونه‌بینیِ داستایفسکی
— اگر خدا نباشد، هیچ‌چیز مجاز نیست و اگر باشد، همه‌چیز مجاز است!

✍🏻#رضا_مجد



🌾 @Naqdagin | @Kajhnegaristan
📘وارونه‌بینیِ داستایفسکی
— اگر خدا نباشد، هیچ‌چیز مجاز نیست و اگر باشد، همه‌چیز مجاز است!

✍🏻#رضا_مجد

🔻یکی از دوستانم در کانال خود مطلبی به این مضمون نوشته بود:
«دنیای مدرن، دنیایی که ما در آن خدا را کشته‌ایم، ما را به انفراد می‌خواند. ما مثل هر قاتلی تنهاییم. آسان می‌توان آوای #داستایفسکی را شنید: "در جهان بی‌خدا، هر کاری مجاز است"».


«اگر خدا باشد، همه چیز مجاز است».
🔺ژاک ماری امیل لاکان

🍂 حیفم آمد نقد و پی‌نوشتی بر آن ننویسم: باید پرسید که آیا این ما بودیم که خدا را کشتیم؟ و آنگونه که دوستمان اشاره می‌کند، خدا به‌قتل رسیده‌است؟ یا این سرنوشت محتوم او بوده که به‌دست بندگان سربه‌راه خود، به قتل برسد؟ چیزی بسان خودکشی؛ چرا که او [بنا به فرض] عالم مطلق است.

🍂 «مرگ خدا» که اولین بار نیچه با صراحت تمام آن را به زبان آورد، محصول یک «روند تاریخی»ست؛ این فقط انسانها نبودند که خدا را کشتند، بلکه این نابسندگی نگاه و ایدئولوژی دینی هم بود که خدا را کشت؛ ناتوانی در پاسخ‌گویی به نیازهای عصر مدرن و مقتضیات زمان و بسته بودن و عدم باروری و دگردیسی‌های سازندۀ نهاد دین و فساد شارحان دین بود که ناقوس مرگ خدا را نواخت.

🍂 آن قرائتی که از خدا چیزی در مقام یک «دیگری بزرگ» ساخته بود که تمام هستی و جهان و انسان‌های گذشته و پیشامدرن، در نسبت با او ساخت می‌یافت و تعریف می‌شد، نوعی افق هستی که هرچیز و هرکس در پرتو آن، صاحب وجود و ماهیت و هدف می‌شد، نابسنده و دارای فقدان بود؛ تصویری که از این «دیگری بزرگ» ارائه شده‌بود، نامنسجم و چند-پاره و متناقض بود.

🍂 آنچه مُرد، نه خدا بعنوان یک «وجود»، بلکه خدا بعنوان یک «دیگری بزرگ» و یک «دال اعظم که تمامی ارزش‌ها و اخلاقیات از آن نیرو می‌گرفت» بود.

🍂 خدا هست، ولی گویا دیگر قادر نیست که تبدیل به افقی برسازنده شود. بیایید این حکم داستایفسکی را تحت‌الفظی قرائت کنیم. چرا وقتی خدا نباشد، همه چیز مجاز است؟ لکان به این حکم داستایفسکی می‌تازد: «وقتی خدا نباشد، دیگر هیچ چیزی مجاز نیست»؛ چرا که دیگر تنها انسان می‌ماند و جهان بی‌-در-و-پیکری که در مقابلش هیولاوش قد الم می‌کند، و تنها راه مواجهه با این بی‌کرانه، مسئولیت‌پذیری و متعهد بودن در مقابل سرنوشت خویش است؛ متعهد بودن در مقابل خود و دیگری و جهان، این چیزی‌ست که اتفاق می‌افتد.

🍂 و باز برعکس: «زمانی که خدا هست، همه چیز مجاز است»؛ چرا که بار سنگین مسئولیت، دیگر به گردۀ انسان نیست؛ چراکه کسی بنام خدا هست که بار مسئولیت و گندکاری‌های بنی‌بشر را به دوش بکشد؛ پس زمانی که خدا نباشد، دیگر هیچ‌چیز مجاز نیست؛ چرا که انسان بار مسئولیت خود و جهانش را به دوش خواهد کشید و برای این انسانِ متعهد دیگر هیچ چیز مجاز (قابل فرافکنی) نیست.


#فلسفیدن #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin