📘چرا بختيار بختيار نشد؟
✍️#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۶۱ کلمه
🗄پست مرتبط
📕شجاعت یا فرافکنی داریوش شایگان؟ (یکم، دوم)
📕حسین نصر و نظام پهلوی
📕غربستیزان غربزده؛ روشنفکری هبوطکرده از مشروطه
📻 نسبت علی شریعتی و جورج سورل
📻 دکتر علی شریعتی و آوفهِبونگ
📺اردشیر زاهدی و رازهایی که پس از مرگش فاش شد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۶۱ کلمه
🗄پست مرتبط
📕شجاعت یا فرافکنی داریوش شایگان؟ (یکم، دوم)
📕حسین نصر و نظام پهلوی
📕غربستیزان غربزده؛ روشنفکری هبوطکرده از مشروطه
📻 نسبت علی شریعتی و جورج سورل
📻 دکتر علی شریعتی و آوفهِبونگ
📺اردشیر زاهدی و رازهایی که پس از مرگش فاش شد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا بختيار بختيار نشد؟
✍️#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🍂 پدیده بختیار، اتحاد نانوشته میان اسلامیستها و نیروهای چپگرا و لیبرال را در جریان انقلاب ایران به نمایش میگذارد.
🍂 وقتی به روند انقلاب ایران در سال ۵۷ فکر میکنیم، چهره شاپور بختیار (چه با او موافق بوده باشیم چه مخالف) گریبانمان را رها نمیکند؛ او مایه دردسر نظریات راست و چپیست که یا دلیل پیروزی اسلامگرایان را تنها در «استبداد شاهی» میبینند، یا سبب را در « مکر خمینیگرایان » میجویند که پیش از به قدرت رسیدن، دست خود را رو نمیکردند [بنیصدریون]، و یا به نقش و جایگاه مذهب در میان تودههای مردم نسبتش میدهند.
🍂 «پدیده بختیار» اما، در درستی اینگونه دیدگاهها و هر نظریه تکساحتی از انقلاب و نقشآفرینان آن شک ایجاد میکند.
🍂 شاپور بختیار، چه کار او را درست یا نادرست، قهرمانانه و یا به عکس، سادهانگارانه بدانیم، پدیدهای است که با وضوحی انکارناپذیر، اتحاد نانوشته میان «اسلامیستها» و «نیروهای غیراسلامی» (از لیبرال تا چپگرا) را به نمایش میگذارد و پرسش از نقش نیروهای سیاسی-اجتماعی غیراسلامگرا را در پیروزی هواداران آیت الله خمینی اجتنابناپذیر میکند.
🍂 منظور از «اتحاد نانوشته»، اشاره به این واقعیت است که در دوران انقلاب، هیچ ائتلافی میان آیت الله خمینی و اعوان و انصارش با دیگر گروههای سیاسی حاضر در صحنه برقرار نشد. آیت الله خمینی ضمن فراخواندن همه اقشار و گروه ها به وحدت، حاضر نشد با هیچ گروه و شخصیت سیاسی، چه غیرمذهبی و چه مذهبی، وارد «ائتلاف» شود. او همواره خاطر نشان میکرد که اگر وحدتی هست، « وحدت کلمه » تحت شعار «انقلاب اسلامی ضد طاغوت» است.
🍂 شاپور بختیار، در مقابل، از خطر «استبداد نعلین» میگفت و از ضرورت ایستادگی در برابر فرجام تلخ این استبداد برای ملت و مملکت. نیازی به یادآوری نیست که حتی بخش مهمی از همراهان آقای بختیار در جبهه ملی، هشدارهای او را به جد نگرفتند و اکثریت نقشآفرینان چپ، این سخنان را تلاشی مزورانه برای توقف انقلاب قلمداد کردند و او را «خائن» شمردند.
🍂 اصلاحات دوره پهلوی، بیشک در نوسازی اجتماعی (از جمله در حیطه آموزش و ارتباطات و دستگاههای اجرایی و قضایی) نقش مهمی داشت. هدف این مقاله، نه یادآوری این رویداد، بل پرسش و تاملیست که به درک دلایل ناکامی شاپور بختیار کمک میکند و نیز اجازه میدهد، بهجای جستجوی بینتیجه برای یافتن «قهرمان» و یا «مقصر»، به کوشش برای فهم «روندها»یی بپردازیم که «پیروزی اسلامگرایان» را در انقلاب ضد دیکتاتوری میسر کرد.
🍂 این پیروزی خارقالعاده، جهان را شگفتزده کرد. اگر خمینیگرایان آن را معجزه الهی دانستند و میدانند، بسیاری محققان در این باره، از پارادوکس (به معنای ناسازه و امر متناقضنما) سخن گفتهاند؛ چرا که این رویداد، در کشوری رخ میداد که روند نوسازندگی (مدرنیزاسیون) در طی چندین دهه، موفق به شکلیابی دولت ـ ملت، گسترش شهرنشینی و ایجاد تاسیسات نو، بهویژه در حوزههای آموزشی، رسانههای جمعی، نهادهای اجرایی و قضایی و ترابری و… گشته بود.
🍂 جامعه ایران، هنگام سرنگونی سلسله پهلوی، با بحران اقتصادی فلج کنندهای روبه رو نبود و طبقات متوسط شهری که زاده اصلاحات اقتصادی اجتماعی مدرن بودند، نقش تعیینکنندهای دراین انقلاب (که وجه غالبش ضد دیکتاتوری بود) بازی میکردند. اینان خوشبینانه به استقبال شعارهای خمینیگرایان رفتند. اگر عجیب نیست که افراد و گروههای سکولار و تحصیل کرده، پرچمدار انقلاب ضددیکتاتوری باشند که بودند، بههمان اندازه شگفتانگیز مینماید که گفتار و کردار خمینیگرایان و اسلامی کردن انقلاب، اعتراض جدیشان را برنیانگیزد.
🍂 شگفتی این رویداد دوچندان میشود، آن گاه که فرازهایی از تاریخ قرن بیستم ایران، همچون شکست شیخ فضل الله نوری و بیاعتباری آیت الله کاشانی (رهبر پرنفوذ مذهبی در دوره محمد مصدق) را به یاد آوریم.
🍂 اگر قرار بود که مذهب، هدایتکننده آمال سیاسی مردم ایران باشد، چرا در آن زمان امکان قد علم کردن نیافت؟ پس چه شد که چهره آیت الله خمینی، نماد ارزشهای اسلامگرا، چنان اقتداری در انقلاب ضد دیکتاتوری به دست آورد؟ چه شد که درهمآمیزی شعار «آزادی و استقلال» با «اسلامگرایی»، واکنشی جدی در نیروهای لیبرال و چپگرای مخالف شاه برنیانگیخت؟
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۶۱ کلمه
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🍂 پدیده بختیار، اتحاد نانوشته میان اسلامیستها و نیروهای چپگرا و لیبرال را در جریان انقلاب ایران به نمایش میگذارد.
🍂 وقتی به روند انقلاب ایران در سال ۵۷ فکر میکنیم، چهره شاپور بختیار (چه با او موافق بوده باشیم چه مخالف) گریبانمان را رها نمیکند؛ او مایه دردسر نظریات راست و چپیست که یا دلیل پیروزی اسلامگرایان را تنها در «استبداد شاهی» میبینند، یا سبب را در « مکر خمینیگرایان » میجویند که پیش از به قدرت رسیدن، دست خود را رو نمیکردند [بنیصدریون]، و یا به نقش و جایگاه مذهب در میان تودههای مردم نسبتش میدهند.
🍂 «پدیده بختیار» اما، در درستی اینگونه دیدگاهها و هر نظریه تکساحتی از انقلاب و نقشآفرینان آن شک ایجاد میکند.
🍂 شاپور بختیار، چه کار او را درست یا نادرست، قهرمانانه و یا به عکس، سادهانگارانه بدانیم، پدیدهای است که با وضوحی انکارناپذیر، اتحاد نانوشته میان «اسلامیستها» و «نیروهای غیراسلامی» (از لیبرال تا چپگرا) را به نمایش میگذارد و پرسش از نقش نیروهای سیاسی-اجتماعی غیراسلامگرا را در پیروزی هواداران آیت الله خمینی اجتنابناپذیر میکند.
🍂 منظور از «اتحاد نانوشته»، اشاره به این واقعیت است که در دوران انقلاب، هیچ ائتلافی میان آیت الله خمینی و اعوان و انصارش با دیگر گروههای سیاسی حاضر در صحنه برقرار نشد. آیت الله خمینی ضمن فراخواندن همه اقشار و گروه ها به وحدت، حاضر نشد با هیچ گروه و شخصیت سیاسی، چه غیرمذهبی و چه مذهبی، وارد «ائتلاف» شود. او همواره خاطر نشان میکرد که اگر وحدتی هست، « وحدت کلمه » تحت شعار «انقلاب اسلامی ضد طاغوت» است.
🍂 شاپور بختیار، در مقابل، از خطر «استبداد نعلین» میگفت و از ضرورت ایستادگی در برابر فرجام تلخ این استبداد برای ملت و مملکت. نیازی به یادآوری نیست که حتی بخش مهمی از همراهان آقای بختیار در جبهه ملی، هشدارهای او را به جد نگرفتند و اکثریت نقشآفرینان چپ، این سخنان را تلاشی مزورانه برای توقف انقلاب قلمداد کردند و او را «خائن» شمردند.
🍂 اصلاحات دوره پهلوی، بیشک در نوسازی اجتماعی (از جمله در حیطه آموزش و ارتباطات و دستگاههای اجرایی و قضایی) نقش مهمی داشت. هدف این مقاله، نه یادآوری این رویداد، بل پرسش و تاملیست که به درک دلایل ناکامی شاپور بختیار کمک میکند و نیز اجازه میدهد، بهجای جستجوی بینتیجه برای یافتن «قهرمان» و یا «مقصر»، به کوشش برای فهم «روندها»یی بپردازیم که «پیروزی اسلامگرایان» را در انقلاب ضد دیکتاتوری میسر کرد.
🍂 این پیروزی خارقالعاده، جهان را شگفتزده کرد. اگر خمینیگرایان آن را معجزه الهی دانستند و میدانند، بسیاری محققان در این باره، از پارادوکس (به معنای ناسازه و امر متناقضنما) سخن گفتهاند؛ چرا که این رویداد، در کشوری رخ میداد که روند نوسازندگی (مدرنیزاسیون) در طی چندین دهه، موفق به شکلیابی دولت ـ ملت، گسترش شهرنشینی و ایجاد تاسیسات نو، بهویژه در حوزههای آموزشی، رسانههای جمعی، نهادهای اجرایی و قضایی و ترابری و… گشته بود.
🍂 جامعه ایران، هنگام سرنگونی سلسله پهلوی، با بحران اقتصادی فلج کنندهای روبه رو نبود و طبقات متوسط شهری که زاده اصلاحات اقتصادی اجتماعی مدرن بودند، نقش تعیینکنندهای دراین انقلاب (که وجه غالبش ضد دیکتاتوری بود) بازی میکردند. اینان خوشبینانه به استقبال شعارهای خمینیگرایان رفتند. اگر عجیب نیست که افراد و گروههای سکولار و تحصیل کرده، پرچمدار انقلاب ضددیکتاتوری باشند که بودند، بههمان اندازه شگفتانگیز مینماید که گفتار و کردار خمینیگرایان و اسلامی کردن انقلاب، اعتراض جدیشان را برنیانگیزد.
🍂 شگفتی این رویداد دوچندان میشود، آن گاه که فرازهایی از تاریخ قرن بیستم ایران، همچون شکست شیخ فضل الله نوری و بیاعتباری آیت الله کاشانی (رهبر پرنفوذ مذهبی در دوره محمد مصدق) را به یاد آوریم.
🍂 اگر قرار بود که مذهب، هدایتکننده آمال سیاسی مردم ایران باشد، چرا در آن زمان امکان قد علم کردن نیافت؟ پس چه شد که چهره آیت الله خمینی، نماد ارزشهای اسلامگرا، چنان اقتداری در انقلاب ضد دیکتاتوری به دست آورد؟ چه شد که درهمآمیزی شعار «آزادی و استقلال» با «اسلامگرایی»، واکنشی جدی در نیروهای لیبرال و چپگرای مخالف شاه برنیانگیخت؟
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۶۱ کلمه
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
چرا بختيار بختيار نشد؟
شهلا شفیق (جامعهشناس) پدیده بختیار، اتحاد نانوشته میان اسلامیستها و نیروهای چپگرا و لیبرال را در جریان انقلاب ایران به نمایش میگذارد. وقتی به روند انقلاب ایران در سال ۵۷ فکر میکنیم، چهره شاپور بختیار (چه با او موافق بوده باشیم چه مخالف) گریبانمان را رها…
Telegram
نقدآگین
📺 روشنفکران جهادی علیه مردم؛ از ۵۷ تا امروز
(۱/۲)
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🧩 ۱. رویکرد روششناختی: اندیشه آماتور در برابر تخصصگرایی جزمی
خانم شفیق بحث خود را با ارجاع به تجربیات فکریاش در فرانسه و چگونگی شکلگیری نگاه جامعهشناختیاش آغاز میکند:
مفهوم روشنفکر آماتور (ادوارد سعید و کستوریادیس): او با استناد به نظریات ادوارد سعید و کورنلیوس کستوریادیس استدلال میکند که برای فهم عمیق فاجعه و تحلیل جامعه، نباید در قالبهای صلب و تخصصیِ دانشگاهی محصور شد. روشنفکر باید تفکر «آماتور» (به معنای مثبت آن) داشته باشد؛ یعنی همیشه آمادگی مواجهه با شگفتی، تعجب و پرسشگری در برابر پدیدهها را حفظ کند.
درک نبض زنده جامعه: او توضیح میدهد که پیگیری اخبار ایران برای او یک وظیفه مکانیکی نیست، بلکه تلاشی است برای درک «لحظههای تبلور اجتماعی». جامعه در زندگی روزمره جریان دارد، اما در لحظاتی خاص (مانند تظاهرات، خلق یک موسیقی اعتراضی، ادبیات جدید یا کلام نسل جوان) نبض آن به شدت میزند. فهم این نبض، کلید تحلیل جامعهشناختی ایران امروز است.
🏛 ۲. کالبدشکافی توتالیتاریسم اسلامی و گسست از کلانروایتها
شهلا شفیق با تکیه بر آموختههایش از کستوریادیس، به ویژگیهای خاص توتالیتاریسم حاکم بر ایران میپردازد:
توتالیتاریسم و رابطه جامعه با زمان: از نظر او، دموکراسی و توتالیتاریسم در نحوه برخورد یک جامعه با «امروز» و «فردا»ی خود تعریف میشوند. نظامهای توتالیتر تلاش میکنند زمان، تاریخ و روایت را به انحصار خود درآورند و جامعه را از حق تعیین سرنوشت و بازخوانی خلاقانه گذشته خود محروم کنند.
چرخش فکری از مارکسیسم کلاسیک: شفیق اشاره میکند که مطالعه آثار فیلسوفان پسامارکسیست مانند کستوریادیس به او کمک کرد تا بفهمد چرا کلانروایتهای سنتی چپ نتوانستند ماهیت ارتجاعی و توتالیتر انقلاب ۵۷ و حکومت مذهبی را به درستی پیشبینی و تحلیل کنند. او بر ضرورت نقد ریشهای ایدئولوژیهایی که جامعه را به سمت بازتولید استبداد میبرند، تاکید میکند.
✒️ ۳. پدیده «روشنفکران جهادی» و ارگانیک؛ بازوان توجیه جنایت
مرکزیترین بخش سخنان خانم شفیق، تحلیل رفتار فکری و رسانهای کسانی است که آنها را «روشنفکران ارگانیک یا لابیهای سیستم» مینامد:
کارکرد شبکه پروپاگاندا در غیاب اینترنت: در وضعیتی که حکومت با قطع اینترنت، جامعه را در بایکوت خبری قرار میدهد، این شبکه فکری وظیفه دارد یک «روایت جعلی و موازی» از واقعیت خلق کند. کار آنها این است که بگویند
خیانت روشنفکری: شفیق این جریان را متهم میکند که به جای ایستادن در کنار مردم و حقیقت، ابزار دست یک دستگاه سرکوب شدهاند. آنها با استفاده از زبان شبهمدرن، مفاهیم جامعهشناختی و ژورنالیسم پیچیده، دست به «عادیسازی خشونت» و «توجیه قتلعام» میزنند.
امتداد خط فکری از ۵۷ تا امروز: او استدلال میکند که این پدیده (روشنفکرانی که در خدمت پروپاگاندای ایدئولوژیک و جهادی قرار میگیرند) ریشه در فرهنگ سیاسی شکلگرفته از سال ۵۷ دارد؛ جایی که بخشی از بدنه فکری جامعه، چشمان خود را به روی ماهیت سرکوبگر جریان حاکم بست و راه را برای استقرار توتالیتاریسم هموار کرد.
🖤 ۴. جامعهشناسی سوگ، تروما و بازسازی همبستگی
خانم شفیق نگاهی عمیق به وضعیت روانی و عاطفی جامعه ایران پس از دههها سرکوب، به ویژه وقایع خونین اخیر دارد:
سوگ به عنوان ابزار پیوند اجتماعی: در جامعهای که به طور مداوم دچار تراژدی و از دست دادن شهروندانش است، «سوگ» دیگر یک پدیده صرفاً فردی و درونی نیست. حکومت سعی میکند مانع عزاداری علنی شود و سوگ را سرکوب کند، اما جامعه از همین سوگ جمعی به عنوان یک مِدیوم و میانجی برای همبستگی و اتصال به یکدیگر استفاده میکند.
♀️ ۵. سکسیزم به عنوان ستون خیمه توتالیتاریسم اسلامی
خانم شفیق استدلال میکند که آپارتاید جنسیتی و سکسیزم، یک مسأله حاشیهای یا ثانویه برای جمهوری اسلامی نیست، بلکه دقیقاً «هسته سخت» و جوهر بنیادین این نظام ایدئولوژیک است:
بدن زن به عنوان قلمرو سیاسی: از نظر او، کنترل بر بدن، پوشش و حقوق زنان اولین و حیاتیترین گامی بود که اسلام سیاسی پس از سال ۵۷ برای تثبیت سلطه توتالیتر خود برداشت. حکومت با ابزار سکسیزم، جامعه را به دو بخش دستکاریشده تقسیم کرد تا بتواند نظارت همهجانبه خود را اعمال کند.
رابطه متقابل سرکوب جنسیتی و سیاسی: شفیق نشان میدهد که چگونه ساختار پدرسالارانه و قوانین مبتنی بر تبعیض جنسیتی در اسلام، مستقیماً به بازتولید استبداد سیاسی کمک میکنند. سیستم با ترویج سکسیزم در لایههای سنتی جامعه، تودهها را در زنجیرهای از هرم قدرت قرار میدهد که در راس آن ولی فقیه یا حاکم مطلق ایستاده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🧩 ۱. رویکرد روششناختی: اندیشه آماتور در برابر تخصصگرایی جزمی
خانم شفیق بحث خود را با ارجاع به تجربیات فکریاش در فرانسه و چگونگی شکلگیری نگاه جامعهشناختیاش آغاز میکند:
مفهوم روشنفکر آماتور (ادوارد سعید و کستوریادیس): او با استناد به نظریات ادوارد سعید و کورنلیوس کستوریادیس استدلال میکند که برای فهم عمیق فاجعه و تحلیل جامعه، نباید در قالبهای صلب و تخصصیِ دانشگاهی محصور شد. روشنفکر باید تفکر «آماتور» (به معنای مثبت آن) داشته باشد؛ یعنی همیشه آمادگی مواجهه با شگفتی، تعجب و پرسشگری در برابر پدیدهها را حفظ کند.
درک نبض زنده جامعه: او توضیح میدهد که پیگیری اخبار ایران برای او یک وظیفه مکانیکی نیست، بلکه تلاشی است برای درک «لحظههای تبلور اجتماعی». جامعه در زندگی روزمره جریان دارد، اما در لحظاتی خاص (مانند تظاهرات، خلق یک موسیقی اعتراضی، ادبیات جدید یا کلام نسل جوان) نبض آن به شدت میزند. فهم این نبض، کلید تحلیل جامعهشناختی ایران امروز است.
🏛 ۲. کالبدشکافی توتالیتاریسم اسلامی و گسست از کلانروایتها
شهلا شفیق با تکیه بر آموختههایش از کستوریادیس، به ویژگیهای خاص توتالیتاریسم حاکم بر ایران میپردازد:
توتالیتاریسم و رابطه جامعه با زمان: از نظر او، دموکراسی و توتالیتاریسم در نحوه برخورد یک جامعه با «امروز» و «فردا»ی خود تعریف میشوند. نظامهای توتالیتر تلاش میکنند زمان، تاریخ و روایت را به انحصار خود درآورند و جامعه را از حق تعیین سرنوشت و بازخوانی خلاقانه گذشته خود محروم کنند.
چرخش فکری از مارکسیسم کلاسیک: شفیق اشاره میکند که مطالعه آثار فیلسوفان پسامارکسیست مانند کستوریادیس به او کمک کرد تا بفهمد چرا کلانروایتهای سنتی چپ نتوانستند ماهیت ارتجاعی و توتالیتر انقلاب ۵۷ و حکومت مذهبی را به درستی پیشبینی و تحلیل کنند. او بر ضرورت نقد ریشهای ایدئولوژیهایی که جامعه را به سمت بازتولید استبداد میبرند، تاکید میکند.
✒️ ۳. پدیده «روشنفکران جهادی» و ارگانیک؛ بازوان توجیه جنایت
مرکزیترین بخش سخنان خانم شفیق، تحلیل رفتار فکری و رسانهای کسانی است که آنها را «روشنفکران ارگانیک یا لابیهای سیستم» مینامد:
کارکرد شبکه پروپاگاندا در غیاب اینترنت: در وضعیتی که حکومت با قطع اینترنت، جامعه را در بایکوت خبری قرار میدهد، این شبکه فکری وظیفه دارد یک «روایت جعلی و موازی» از واقعیت خلق کند. کار آنها این است که بگویند
«آنچه با چشمان خود دیدهاید، واقعیت ندارد».
خیانت روشنفکری: شفیق این جریان را متهم میکند که به جای ایستادن در کنار مردم و حقیقت، ابزار دست یک دستگاه سرکوب شدهاند. آنها با استفاده از زبان شبهمدرن، مفاهیم جامعهشناختی و ژورنالیسم پیچیده، دست به «عادیسازی خشونت» و «توجیه قتلعام» میزنند.
امتداد خط فکری از ۵۷ تا امروز: او استدلال میکند که این پدیده (روشنفکرانی که در خدمت پروپاگاندای ایدئولوژیک و جهادی قرار میگیرند) ریشه در فرهنگ سیاسی شکلگرفته از سال ۵۷ دارد؛ جایی که بخشی از بدنه فکری جامعه، چشمان خود را به روی ماهیت سرکوبگر جریان حاکم بست و راه را برای استقرار توتالیتاریسم هموار کرد.
🖤 ۴. جامعهشناسی سوگ، تروما و بازسازی همبستگی
خانم شفیق نگاهی عمیق به وضعیت روانی و عاطفی جامعه ایران پس از دههها سرکوب، به ویژه وقایع خونین اخیر دارد:
سوگ به عنوان ابزار پیوند اجتماعی: در جامعهای که به طور مداوم دچار تراژدی و از دست دادن شهروندانش است، «سوگ» دیگر یک پدیده صرفاً فردی و درونی نیست. حکومت سعی میکند مانع عزاداری علنی شود و سوگ را سرکوب کند، اما جامعه از همین سوگ جمعی به عنوان یک مِدیوم و میانجی برای همبستگی و اتصال به یکدیگر استفاده میکند.
♀️ ۵. سکسیزم به عنوان ستون خیمه توتالیتاریسم اسلامی
خانم شفیق استدلال میکند که آپارتاید جنسیتی و سکسیزم، یک مسأله حاشیهای یا ثانویه برای جمهوری اسلامی نیست، بلکه دقیقاً «هسته سخت» و جوهر بنیادین این نظام ایدئولوژیک است:
بدن زن به عنوان قلمرو سیاسی: از نظر او، کنترل بر بدن، پوشش و حقوق زنان اولین و حیاتیترین گامی بود که اسلام سیاسی پس از سال ۵۷ برای تثبیت سلطه توتالیتر خود برداشت. حکومت با ابزار سکسیزم، جامعه را به دو بخش دستکاریشده تقسیم کرد تا بتواند نظارت همهجانبه خود را اعمال کند.
رابطه متقابل سرکوب جنسیتی و سیاسی: شفیق نشان میدهد که چگونه ساختار پدرسالارانه و قوانین مبتنی بر تبعیض جنسیتی در اسلام، مستقیماً به بازتولید استبداد سیاسی کمک میکنند. سیستم با ترویج سکسیزم در لایههای سنتی جامعه، تودهها را در زنجیرهای از هرم قدرت قرار میدهد که در راس آن ولی فقیه یا حاکم مطلق ایستاده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 روشنفکران جهادی علیه مردم؛ از ۵۷ تا امروز
(۲/۲)
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🕌 ۶. نقد رادیکال اسلام سیاسی و ایدئولوژی جهادی
شفیق بدون لکنت، ذات ساختار فکری اسلام مذهبی-سیاسی را به نقد میکشد:
ذات سرکوبگر ایدئولوژی مذهبی: او استدلال میکند که جمهوری اسلامی صرفاً یک حکومت استبدادی متعارف نیست، بلکه یک نظام توتالیتر عقیدتی است. در این ساختار، کل ارکان جامعه، از خصوصیترین ابعاد زندگی تا کلانترین تصمیمات، باید ذیل یک دگم مذهبی تعریف شوند.
گسست تاریخی انقلاب ۵۷: از نظر او، فرآیند سال ۵۷ اتحاد نامقدسی از بومیگرایی، ضدیت با مدرنیته فکری و خوانش جهادی از دین بود که خروجی آن چیزی جز انسداد مطلق و حذف تکثرگرایی نبود. او فرهنگ سیاسی شکلگرفته در آن دوران را بستر رشد این غده توتالیتر میداند.
🔻خانم شهلا شفیق در تحلیلهای جامعهشناختی و تاریخی خود، تداوم استبداد را یک زنجیره مداوم در تاریخ معاصر ایران میداند و به همان اندازه که به نقد توتالیتاریسم اسلامی میپردازد، ساختار سیاسی و فکری دوران پهلوی را نیز به طور ریشهای نقد میکند.
🔻محورهای اصلی نقد او به حکومت شاه و دوران پهلوی شامل موارد زیر است:
🏛 ۱. انسداد سیاسی و زمینهسازی برای برآمدن توتالیتاریسم ۵۷
یکی از اساسیترین نقدهای جامعهشناختی شهلا شفیق به حکومت محمدرضا شاه پهلوی، سرکوب جامعه مدنی و نیروهای سیاسی دموکرات و سکولار است. او استدلال میکند که شاه با ایجاد یک فضای بسته سیاسی، منزوی کردن روشنفکران مستقل و نابود کردن احزاب و صنفهای مدنی، عملاً جامعه را در یک خلأ سیاسی قرار داد. از نظر او، این انسداد شدید سیاسی راه را برای شبکههای مذهبی و مساجد (که حکومت حساسیت کمتری روی آنها داشت) باز کرد تا در سال ۵۷ به تنها نیروی سازمانیافته تبدیل شوند و یک حکومت توتالیتر مذهبی را مستقر کنند.
🎭 ۲. مدرنیزاسیون آمرانه و صوری در غیاب مدرنیته فکری
شفیق بین «مدرنیزاسیون» (توسعه اقتصادی، ساختوساز و تغییرات ظاهری) و «مدرنیته» (پذیرش ارزشهای دموکراتیک، حقوق بشر و آزادی بیان) تفکیک قائل میشود. نقد او به دوران شاه این است که حکومت پهلوی دست به یک مدرنیزاسیون آمرانه و از بالا به پایین زد، بدون اینکه به پایههای مدرنیته فکری و سیاسی یعنی تکثرگرایی و آزادیهای مدنی پایبند باشد. این تناقض باعث شد که بدنه بزرگی از جامعه سنتی و حتی بخشهایی از تحصیلکردگان، به دلیل عدم هضم این مدرنیته اجباری و صوری، به سمت ایدئولوژیهای بومیگرا و مذهبی سوق پیدا کنند.
👑 ۳. نقد پدرسالاری سیاسی و بازتولید فرهنگ استبدادی
از منظر نقد سکسیزم و پدرسالاری (که از دغدغههای اصلی شفیق است)، او معتقد است ساختار قدرت در دوران شاه نیز بر پایه یک نظام پدرسالارانه و فردمحور (شخص شاه به عنوان پدر ملت) استوار بود. گرچه در آن دوران اصلاحات مهمی در قوانین به نفع زنان رخ داد (مانند قانون حمایت از خانواده یا حق رأی)، اما از نظر شفیق، این حقوق به عنوان امتیازاتی از طرف حاکم به جامعه اعطا میشد، نه حق ذاتی شهروندی که محصول فرآیندهای دموکراتیک و فعالیت مستقل جنبشهای زنان باشد. در نتیجه، با تغییر حکومت، آن دستاوردها به راحتی فروریختند چون در عمق فرهنگ سیاسی جامعه نهادینه نشده بودند.
✒️ ۴. نقد رویکردهای نوستالژیک و مطلقگرا به گذشته
شفیق همچنین به بازخوانی امروزین دوران پهلوی در فضای عمومی نقد دارد. او معتقد است جامعه نباید در واکنش به تروماها و جنایات هولناک جمهوری اسلامی، به یک نوستالژی مطلقگرا و بیعیبونقص از دوران قبل پناه ببرد. از نظر او، رهایی و رسیدن به دموکراسی در ایران مستلزم یک نقد بیرحمانه و علمی به تمام اشکال استبداد (چه استبداد تاج و چه استبداد دستار) است تا جامعه دوباره در تله بازتولید قدرت مطلق نیفتد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
🕌 ۶. نقد رادیکال اسلام سیاسی و ایدئولوژی جهادی
شفیق بدون لکنت، ذات ساختار فکری اسلام مذهبی-سیاسی را به نقد میکشد:
ذات سرکوبگر ایدئولوژی مذهبی: او استدلال میکند که جمهوری اسلامی صرفاً یک حکومت استبدادی متعارف نیست، بلکه یک نظام توتالیتر عقیدتی است. در این ساختار، کل ارکان جامعه، از خصوصیترین ابعاد زندگی تا کلانترین تصمیمات، باید ذیل یک دگم مذهبی تعریف شوند.
گسست تاریخی انقلاب ۵۷: از نظر او، فرآیند سال ۵۷ اتحاد نامقدسی از بومیگرایی، ضدیت با مدرنیته فکری و خوانش جهادی از دین بود که خروجی آن چیزی جز انسداد مطلق و حذف تکثرگرایی نبود. او فرهنگ سیاسی شکلگرفته در آن دوران را بستر رشد این غده توتالیتر میداند.
🔻خانم شهلا شفیق در تحلیلهای جامعهشناختی و تاریخی خود، تداوم استبداد را یک زنجیره مداوم در تاریخ معاصر ایران میداند و به همان اندازه که به نقد توتالیتاریسم اسلامی میپردازد، ساختار سیاسی و فکری دوران پهلوی را نیز به طور ریشهای نقد میکند.
🔻محورهای اصلی نقد او به حکومت شاه و دوران پهلوی شامل موارد زیر است:
🏛 ۱. انسداد سیاسی و زمینهسازی برای برآمدن توتالیتاریسم ۵۷
یکی از اساسیترین نقدهای جامعهشناختی شهلا شفیق به حکومت محمدرضا شاه پهلوی، سرکوب جامعه مدنی و نیروهای سیاسی دموکرات و سکولار است. او استدلال میکند که شاه با ایجاد یک فضای بسته سیاسی، منزوی کردن روشنفکران مستقل و نابود کردن احزاب و صنفهای مدنی، عملاً جامعه را در یک خلأ سیاسی قرار داد. از نظر او، این انسداد شدید سیاسی راه را برای شبکههای مذهبی و مساجد (که حکومت حساسیت کمتری روی آنها داشت) باز کرد تا در سال ۵۷ به تنها نیروی سازمانیافته تبدیل شوند و یک حکومت توتالیتر مذهبی را مستقر کنند.
🎭 ۲. مدرنیزاسیون آمرانه و صوری در غیاب مدرنیته فکری
شفیق بین «مدرنیزاسیون» (توسعه اقتصادی، ساختوساز و تغییرات ظاهری) و «مدرنیته» (پذیرش ارزشهای دموکراتیک، حقوق بشر و آزادی بیان) تفکیک قائل میشود. نقد او به دوران شاه این است که حکومت پهلوی دست به یک مدرنیزاسیون آمرانه و از بالا به پایین زد، بدون اینکه به پایههای مدرنیته فکری و سیاسی یعنی تکثرگرایی و آزادیهای مدنی پایبند باشد. این تناقض باعث شد که بدنه بزرگی از جامعه سنتی و حتی بخشهایی از تحصیلکردگان، به دلیل عدم هضم این مدرنیته اجباری و صوری، به سمت ایدئولوژیهای بومیگرا و مذهبی سوق پیدا کنند.
👑 ۳. نقد پدرسالاری سیاسی و بازتولید فرهنگ استبدادی
از منظر نقد سکسیزم و پدرسالاری (که از دغدغههای اصلی شفیق است)، او معتقد است ساختار قدرت در دوران شاه نیز بر پایه یک نظام پدرسالارانه و فردمحور (شخص شاه به عنوان پدر ملت) استوار بود. گرچه در آن دوران اصلاحات مهمی در قوانین به نفع زنان رخ داد (مانند قانون حمایت از خانواده یا حق رأی)، اما از نظر شفیق، این حقوق به عنوان امتیازاتی از طرف حاکم به جامعه اعطا میشد، نه حق ذاتی شهروندی که محصول فرآیندهای دموکراتیک و فعالیت مستقل جنبشهای زنان باشد. در نتیجه، با تغییر حکومت، آن دستاوردها به راحتی فروریختند چون در عمق فرهنگ سیاسی جامعه نهادینه نشده بودند.
✒️ ۴. نقد رویکردهای نوستالژیک و مطلقگرا به گذشته
شفیق همچنین به بازخوانی امروزین دوران پهلوی در فضای عمومی نقد دارد. او معتقد است جامعه نباید در واکنش به تروماها و جنایات هولناک جمهوری اسلامی، به یک نوستالژی مطلقگرا و بیعیبونقص از دوران قبل پناه ببرد. از نظر او، رهایی و رسیدن به دموکراسی در ایران مستلزم یک نقد بیرحمانه و علمی به تمام اشکال استبداد (چه استبداد تاج و چه استبداد دستار) است تا جامعه دوباره در تله بازتولید قدرت مطلق نیفتد.
.
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#24 روشنفکران جهادی علیه مردم؛ از ۵۷ تا امروز
🎧 روشنفکران جهادی علیه مردم؛ از ۵۷ تا امروز
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
📝 📺 متن گزارش خلاصهای از سخنان و فایل تصویری این مصاحبه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#شهلا_شفیق (جامعهشناس)
📝 📺 متن گزارش خلاصهای از سخنان و فایل تصویری این مصاحبه
🧶 کلاف سردرگم مدرنیته و سنت
— وقتی هدایت از کوره در میرو
📕سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
📕روانکاویِ یک تروما: چرا بایگانیِ اسناد برای فهمِ تاریخ کافی نیست؟
📕کودتای ۲۸ مرداد: یک بهانۀ محض و فریبِ بزرگ
— روانکاویِ «آمریکاستیزیِ» سوژهی شیعی و چپ
.
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin