نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘چگونه رمان ما را درمان می‌کند؟

✍🏻 #عارف_دانیالی



🌾 @Naqdagin
📘چگونه رمان ما را درمان می‌کند؟

✍🏻 #عارف_دانیالی

🍂 متون صوفیانه/عرفانی، ما را وارد قلمرو معجزه می‌کنند: انسان‌هایی ظاهر می‌شوند در نهایت اِعجاز، روح‌هایی قوی که بر وسوسه‌های تن غالب آمده‌اند، ناملایمات جهان را به‌هیچ گرفته‌اند، و پُر هستند از یقین و اطمینان؛ آنها موجوداتی بی‌نقص هستند همچون قهرمانان حماسی.

🍂 شما در برابرِ این چهره‌های آرمانی، چه حسی دارید؟ شاید حس شرمساری و حقارت از آنچه هستید! هرچقدر آنها بزرگ‌اند، تو کوچک می‌نمایی و حقیر؛ چون تو به قلمرو معجزه راه نداری؛ بدین‌طریق، این متون عرفانی، ناخواسته حسِ شرم از بدن‌هایمان و حقارت روحمان را به ما القا می‌کنند.

🍂 شاید از این رو باشد که فیلسوفانی همچون نیچه، معتقدند که چنین متون اخلاقی- عرفانی که احساس گناه و شرم را در ما تشدید می‌کنند، انسان را به «حیوانی افسرده» بدل می‌کنند. از دید نیچه، این متون «سندهای بیماری ما» هستند.

🍂 رمان مدرن اما، مسیری متضاد طی می‌کند. در رمان‌ مدرن، از قهرمانان و انسان‌های خارق‌العاده خبری نیست. برای اولین بار، در رمان است که «انسان عادی» ظاهر شد با تمام نقص‌ها و ضعف‌هایش؛ موجودی که اجازۀ حضور در متون اخلاقی یا عرفانی/حماسی را نداشت و نامحرم پنداشته می شد؛ موجودی که زندگی‌اش ارزش ثبت شدن نداشت. اساسا این متون عرفانی/ حماسی، موعظه‌هایی بودند برای خلاص شدن از «انسان عادی». انسان عادی/عامی، انسان گنهکار بود و اهل غفلت. راه آنان، راه قدیسین بود، نه راه مردمان عادی.

🍂 روانشناسی زرد هم در دنیای مدرن، این نفرت از «انسان عادی» را تشدید می‌کند: کتاب‌های «چگونه پولدار شویم؟» کتابفروشی‌ها را به اشغال خود درآورده! در این جهانِ فانتزی، «یکی میانِ بسیاران بودن» / «عادی بودن»/ «فقیر بودن» تحقیرآمیز است. مدام تحریکت می‌کنند تا بجنبی، تکانی به خودت بدهی، و از خودت یک "موجود موفق" بسازی که گوی سبقت را از دیگران ربوده در مسابقۀ بی‌توقفِ موفقیت!

🍂 جهانِ رمان اما، بجای قهرمان‌سازی، با برگزیدن «فردِ رنجور» بعنوان شخصیت خویش، می‌کوشد از «امرِ فرودست»، اِعادۀ حیثیت کند. رمان‌های داستایفسکی، پُرند از فقرا، بیماران، فرودستان، تنهایان. کنشِ قهرمانانۀ انسانِ امروز، چنین می‌تواند باشد: «من می‌خواهم معمولی باشم».

🍂 حالا دریافتید چگونه رمان می‌تواند ما را از بیماری‌ها شفا دهد؟ ما همان انسان‌های عادی هستیم که در رمان‌ها ظاهر می‌شویم، بدون آنکه سرزنش شویم، بدون آنکه مورد داوری قرار گیریم، بدون آنکه مجبور باشیم از خودمان خجالت بکشیم. همانگونه که هستیم، با تمام ضعف‌هایمان، در لابلای سطور رمان جاخوش می‌کنیم و هیچ‌کس جرات نمی‌کند که محکوم‌مان کند؛ خردِ رمان چنین محکومیتی را روا نمی‌دارد. خردِ رمان به ما اجازه می‌دهد که «کسی» باشیم بی‌هیچ پشیمانی.

🍂 رمان بیماری ما را شفا می‌بخشد از طریق خلاص‌شدن از احساس گناه و تحقیر و شرم. رمان به روح کوچک ما اجازه می‌دهد تا در بدن‌هایمان آسوده باشد.

🍂 رمان برخلاف متون موعظه‌وار، نه اجازه می‌دهد داوری کنیم و نه داوری شویم. من با تمام ضعف‌هایم سهمی از "حقیقت" دارم، و اینگونه رمان، ما را با «خودمان» آشتی می‌دهد.


#خیالپرسه #زیست‌روان


🌾 @Naqdagin