نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘کودتا و کودتاگرایی

✍🏻
دکتر #علیرضا_رجایی

🍂 ذات افسارگسیخته قدرت بطور طبیعی، میل به کودتا دارد. منتها در گذشته، چنین مفهومی برای توضیح "نظم ناموزون قدرت" به‌کار نمی‌رفت و اصولاً شناخته‌شده نبود؛ بدین دلیل که کودتا از مختصات طبیعی قدرت بود و ضرورتی وجود نداشت که میان قدرت و مفهومی که به آن کودتا می‌گوییم، تفکیکی صورت گیرد.

🍂 در واقع، قدرت همان کودتا و کودتا بخشی از نظام قدرت بود. این است که تمام تاریخ، چیزی جز کشمکش مداوم و ائتلاف‌های شکننده و فرصت‌طلبانه میان نیروهای بانفوذ که قبایل یا فئودال‌ها و اشراف بودند، نیست.

🍂 اما از زمانی که در تاریخ مدرن تلاش شد تا شکل نظم‌یافته‌ متفاوتی به سیاست داده‌شود و از قرن ۱۹ و با بسط مفهوم «جمهوری» یا پیش از آن، با تاسیس مفهوم «مشروطیت»، دولت‌های ملی اروپایی شکل گرفتند، مفهوم‌کودتا در بیرون‌ از سازمان‌ دولت تعریف شد و درواقع کودتا بتدریج از معنای ذاتی قدرت بیرون افکنده‌شد و معنای" جابه‌جایی‌های توطئه‌آمیز قدرت، از مدار مسیرهای تعریف ناشده رسمی" را پیدا کرد.

🍂 با این وجود، کودتاها هم‌چنان پدیده‌هایی نیستند که از بیرون ساختار دولت تحمیل شوند بلکه در هر کجا که دولت هنوز شکل بالنسبه تثبیت شده‌ دولت‌های دموکراتیک را کسب نکرده‌باشد، می‌شود احتمال داد که محتوائاً، خصلت کودتایی داشته‌باشد و از این جهت نیز پیوسته در معرض براندازی یا جابه‌جایی‌های ناگهانی، پیش‌بینی‌نشده و توطئه‌آمیز است.

🍂 این معنا شاید عجیب به نظر آید، اما امتداد چنین بحثی ممکن است حتی ما را به این نتیجه برساند که مرزبندی کلاسیک میان کودتا و انقلاب چندان دقیق نیست و دولت‌های ناقص که هنوز مدارهای مدرن تأسیس دولت را طی نکرده‌اند، گاهی با انقلاب‌های سراسری‌ای روبرو می‌شوند که هدایتشان را رهبرانی عهده دارند که از نفوذ خود برای کسب قدرت فردی و به کنار زدن رقبای سیاسی خود بهره می‌برند. گونه‌هایی از چنین انقلاب‌هایی را رهبران جریان‌های میرای تاریخی هدایت می‌کنند و ارتجاع و اَشکالی از فاشیسم را با نام استقلال‌طلبی، استعمارستیزی یا سوسیالیزم به جمعیت‌های هیجان‌زده و بسیج‌شده می‌فروشند.

🍂 یکی از اندیشمندان سیاسی عصر نهضت ملی شدن نفت و از حامیان جوان دکتر مصدق در جبهه ملی و پس از کودتا در نهضت مقاومت ملی، محمدعلی خنجی بود که بررسی برخی مواضع هشیارانه‌اش در آن سال‌ها، شاید به بحث ما کمک کند.

🍂 او وکیل بود و دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس و در سال ۳۲ تنها ۲۸سال داشت. باوجود جوانی، درنتیجه تحلیل مفصلی که اوایل تیر۳۲ و در جلسه هیات اجراییِ «نیروی سوم» از تحولات بین‌المللی ارائه داد، استدلال کرد که مناسبات جهانی، به‌نفع این مرحله از مبارزات ملت ایران نیست و درنتیجه، هرگونه اقدام دول غربی برای سقوط دولت مصدق محتمل است. این پیش‌بینی یک ماه پیش از کودتا بود، اما خلیل ملکی در نیروی سوم، وی را دچار مالیخولیا دانست.

🍂 یک دهه بعد، براساس تحلیلی که از ساختار نهادهای مذهبی در ایران داشت، با پیشنهاد اعلام حمایت جبهه ملی از ناآرامی‌های ۴۲، مخالفت کرد و گفت: «بهتر است ۲۰ سال دیگر صبر کنیم و با روحانیت متحد نشویم».

🍂 همچنین و متعاقب آن، خنجی در اردیبهشت سال۴۳-وشاید درنتیجه‌ی ارزیابی وی از ورود ایران به وضع انقلابی و رهبری مقدر آن- نوشت: انقلاب‌های خشونت‌آمیز و خونبار، نه تنها جنبش‌هایی مترقی و آوانگارد نیستند، بلکه تحولاتی ارتجاعی‌هستند». اوافزود: «عصر انقلاب‌ها و قیام‌های خونین سپری شده‌ و تاریخ به مرحله جدیدی از سیر خود گام گذارده‌است. ما درآغازعصری به‌سر می‌بریم که می‌توان آن را عصر سیر آگاهانه تاریخ نامید».

🍂 احتمالاً منظور خنجی از به پایان رسیدن عصرانقلاب‌های خونین، نه از موضع امکان وقوع آنها، بلکه از نظر احتمال به نتیجه رسیدن انقلاب‌ها بوده‌؛ زیرا وقوع یا عدم وقوع انقلاب‌ها، پیش‌بینی‌پذیر نیست، اما می‌توان درباره مثمر ثمربودن یا نبودنشان احکامی صادر کرد.

🍂 او بسیار زود، در ۴۶سالگی، در ۱۳۵٠ درگذشت و فرصت نکرد در یکی از تعیین‌کننده‌ترین دهه‌ها، نظریات عمیق و قابل تامل خویش را بارورتر سازد، اما آن‌ چه اهمیت دارد این است که خنجی، ساختار انقلابِ محتملی که زمینه‌هایش را در سال‌های ابتدایی دهه۴۰ و محتوای رهبری و نیروی اجتماعیِ اصلیِ حامی آن می‌دید، «در تعارض با ساختار نهضت ملی ایران و رهبری آن یعنی دکتر مصدق» می‌دانست و به‌همین‌جهت، عمیقاً معتقد بود، چنین انقلابی، جایگزین و آلترناتیوی برای «کودتا» نیست و بسیار زود، خطر ارتجاع را‌گوشزد کرد.

🍂 هشدار خنجی، اما چندان شنیده نشد و ضدیت درست و سنجیده نیروهای سیاسی با کودتای ۲۸ مرداد، بسیاری از آنها را از ارزیابی دقیق جریان‌هایی که هرچند مخالف دربار اما، پایگاه تاریخی ارتجاع بودند، بازداشت و‌ کمتر به مولفه‌ای توجه کردند که خنجی آن را «سیر آگاهانه تاریخ» می‌نامید.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin