Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نقدخند #نقد_اسلام
📺 رمزگشایی «مکر الاهی»
🎙 #علیرضا_رضایی
🗄پست مرتبط:
📺 آیت الله کمال حیدری: خمس و ولایت فقها بر اساس «دروغ مصلحتی» غیبت
📺 احمد قبانچی: محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📻 آیا اسلام ذاتی ندارد؟
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
📻 در ستایش شیطان (تاریخ سیاست مقدس)
📻 آزادی و بتپرستی
📻 ملاحظاتی انتقادی پیرامون شیوهٔ عبادت در اسلام
📕 در بزم جمشید
📕خدا بر صلیب
📕 و خدا ثناگو نمیخواست!
📕 دروغگویی الله به پیامبرش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📺 رمزگشایی «مکر الاهی»
🎙 #علیرضا_رضایی
🗄پست مرتبط:
📺 آیت الله کمال حیدری: خمس و ولایت فقها بر اساس «دروغ مصلحتی» غیبت
📺 احمد قبانچی: محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📻 آیا اسلام ذاتی ندارد؟
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری»
📻 در ستایش شیطان (تاریخ سیاست مقدس)
📻 آزادی و بتپرستی
📻 ملاحظاتی انتقادی پیرامون شیوهٔ عبادت در اسلام
📕 در بزم جمشید
📕خدا بر صلیب
📕 و خدا ثناگو نمیخواست!
📕 دروغگویی الله به پیامبرش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
🎙#علیرضا_رضایی
🗄پستهای مرتبط
.
#نقدخند #نقد_قرآن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#علیرضا_رضایی
🗄پستهای مرتبط
.
#نقدخند #نقد_قرآن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۷)
🎁 وقتی زن از «انسان» به «کالای جنسی» تبدیل میشود
🔻اما مسئله از خودِ توصیف حوریان فراتر میرود. اگر زن در بخش مهمی از تخیل پاداش اخروی، پیش از هر چیز بهعنوان موضوع لذت مرد و از دریچۀ نرهای دچار سندرومِ آلتِ بیقرار تعریف شود، پیامد این تصویر فقط به جهان پس از مرگ محدود نمیماند.
🔻اینجا یک تغییر مهم در جایگاه زن رخ میدهد:
🔺اینجاست که «کالاشدنِ زن» اهمیت پیدا میکند. کالا چیزی است که ارزشش از کارکردی که برای دیگری دارد تعیین میشود. وقتی زن در زبان پاداش بهشتی به «همسر»، «حوری»، «باکره»، «زیبایی»، «لذت» و بخشی از نعمتهای مرد تبدیل میشود، خودش نیز بخشی از پاداشِ مرد میشود.
📌 در همینجا یک عدمتقارن اساسی شکل میگیرد. برای مرد:
برای زن:
🔺مرد «فاعلِ برخوردار» است و زن غالباً «موضوعِ برخورداری» [این وضعیت را در ویدیوی پیوست جاویدنام علیرضا رضایی بهخوبی توصیف کردهاست].
🔺اما روی دیگر این ماجرا، فقط کالاییشدن بدن زن نیست؛ سرکوب بدن زن در زندگی زمینی نیز هست. همان بدنی که در تصویر بهشتی میتواند موضوعِ لذت و پاداش مرد باشد، در جهان زمینی میتواند موضوعِ کنترل، پوشاندن، محدودکردن و انضباط قرار گیرد. در یک سو، بدن زن باید پنهان و مهار شود؛ در سوی دیگر، همان بدن در تخیل پاداش اخروی به نعمتِ مرد تبدیل میشود. بدن زن همزمان سرکوب و کالایی میشود؛ در دنیا مهار میشود و در تخیل مردانهٔ آخرت، عرضه میشود.
🔺از همینجا تأثیر احتمالی این دستگاه ارزشی بر حضور اجتماعی زن اهمیت پیدا میکند. وقتی زن بارها با بدن، بکارت، زیبایی، عفت، همسری و میل مرد تعریف شود، برای حضور در دیگر ساحتهای انسانی باید دائماً ثابت کند که فقط بدن نیست؛ فقط همسر نیست؛ فقط مادر نیست؛ فقط موضوع میل جنسی مرد نیست. او متفکر است، شاعر است، هنرمند است، دانشمند است، نویسنده است، شهروند است،
🔻به همین دلیل، بحث حوریان را نمیتوان صرفاً بحثی دربارهٔ «سکس در بهشت» دانست. بحث بر سر تصویری از زن است که در آن بدن زن میتواند به پاداش مرد و ابزارِ قدرت دینی برای اغوای مومنان برای کشتن و کشتهشدن تبدیل شود؛ و همین تصویر، در کنار سازوکارهای زمینیِ کنترل بدن زن، میتواند در شکلدادن به مناسبات جنسیتی نقش داشته باشد.
📌 نتیجه فقط این نیست که زن «کمتر دیده» میشود؛ گاهی دقیقاً بدنش بیش از حد دیده میشود و خودِ او کمتر دیده میشود. بدن او دیده میشود؛ اما ذهنش نه. زیباییاش توصیف میشود؛ اما اندیشهاش نه. بکارتش اهمیت پیدا میکند؛ اما تجربه و انتخابش نه. مطلوبیت جنسیاش سنجیده میشود؛ اما فردیتش به حاشیه میرود.
🔺و شاید یکی از بنیادیترین وجوه مسئله همین باشد: سرکوب زن همیشه با نادیدهگرفتن بدن او اتفاق نمیافتد؛ گاهی با تبدیلکردن بدنش به مهمترین چیزی که دربارهٔ او باید دیده شود اتفاق میافتد.
🔺از این منظر، کالاییشدن و سرکوب بدن زن میتوانند دو روی یک رابطهٔ قدرت باشند.
🔻و اینجاست که پرسش اصلی مقاله شکل میگیرد:
🔺این پرسش، بهمراتب بزرگتر از مسئلهٔ حوریان است. مسئله، جایگاه بدن و فردیت زن در معماریِ تخیلِ سعادت و در نظام قدرتی است که این تخیل را به زندگی زمینی پیوند میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۷)
🎁 وقتی زن از «انسان» به «کالای جنسی» تبدیل میشود
🔻اما مسئله از خودِ توصیف حوریان فراتر میرود. اگر زن در بخش مهمی از تخیل پاداش اخروی، پیش از هر چیز بهعنوان موضوع لذت مرد و از دریچۀ نرهای دچار سندرومِ آلتِ بیقرار تعریف شود، پیامد این تصویر فقط به جهان پس از مرگ محدود نمیماند.
🔻اینجا یک تغییر مهم در جایگاه زن رخ میدهد:
زن دیگر اساساً انسانی با اراده، عقل، استعداد، تجربه، رنج، میل و زندگی مستقل دیده نمیشود؛ او به بدن تقلیل مییابد و همین بدن به وعدۀ پاداشِ عملِ مرد تبدیل میشود.
🔺اینجاست که «کالاشدنِ زن» اهمیت پیدا میکند. کالا چیزی است که ارزشش از کارکردی که برای دیگری دارد تعیین میشود. وقتی زن در زبان پاداش بهشتی به «همسر»، «حوری»، «باکره»، «زیبایی»، «لذت» و بخشی از نعمتهای مرد تبدیل میشود، خودش نیز بخشی از پاداشِ مرد میشود.
📌 در همینجا یک عدمتقارن اساسی شکل میگیرد. برای مرد:
قدرت، اختیار، تعدد، ظرفیت جنسی و برخورداری توصیف میشود؛
برای زن:
زیبایی، جوانی، باکرگی، بدن، مطلوبیت و دلباختگی به مرد.
🔺مرد «فاعلِ برخوردار» است و زن غالباً «موضوعِ برخورداری» [این وضعیت را در ویدیوی پیوست جاویدنام علیرضا رضایی بهخوبی توصیف کردهاست].
🔺اما روی دیگر این ماجرا، فقط کالاییشدن بدن زن نیست؛ سرکوب بدن زن در زندگی زمینی نیز هست. همان بدنی که در تصویر بهشتی میتواند موضوعِ لذت و پاداش مرد باشد، در جهان زمینی میتواند موضوعِ کنترل، پوشاندن، محدودکردن و انضباط قرار گیرد. در یک سو، بدن زن باید پنهان و مهار شود؛ در سوی دیگر، همان بدن در تخیل پاداش اخروی به نعمتِ مرد تبدیل میشود. بدن زن همزمان سرکوب و کالایی میشود؛ در دنیا مهار میشود و در تخیل مردانهٔ آخرت، عرضه میشود.
🔺از همینجا تأثیر احتمالی این دستگاه ارزشی بر حضور اجتماعی زن اهمیت پیدا میکند. وقتی زن بارها با بدن، بکارت، زیبایی، عفت، همسری و میل مرد تعریف شود، برای حضور در دیگر ساحتهای انسانی باید دائماً ثابت کند که فقط بدن نیست؛ فقط همسر نیست؛ فقط مادر نیست؛ فقط موضوع میل جنسی مرد نیست. او متفکر است، شاعر است، هنرمند است، دانشمند است، نویسنده است، شهروند است،
صاحب رأی و اراده است و حق دارد خودش دربارهٔ بدن، میل، ایمان، زندگی و آیندهٔ خویش تصمیم بگیرد.
🔻به همین دلیل، بحث حوریان را نمیتوان صرفاً بحثی دربارهٔ «سکس در بهشت» دانست. بحث بر سر تصویری از زن است که در آن بدن زن میتواند به پاداش مرد و ابزارِ قدرت دینی برای اغوای مومنان برای کشتن و کشتهشدن تبدیل شود؛ و همین تصویر، در کنار سازوکارهای زمینیِ کنترل بدن زن، میتواند در شکلدادن به مناسبات جنسیتی نقش داشته باشد.
📌 نتیجه فقط این نیست که زن «کمتر دیده» میشود؛ گاهی دقیقاً بدنش بیش از حد دیده میشود و خودِ او کمتر دیده میشود. بدن او دیده میشود؛ اما ذهنش نه. زیباییاش توصیف میشود؛ اما اندیشهاش نه. بکارتش اهمیت پیدا میکند؛ اما تجربه و انتخابش نه. مطلوبیت جنسیاش سنجیده میشود؛ اما فردیتش به حاشیه میرود.
🔺و شاید یکی از بنیادیترین وجوه مسئله همین باشد: سرکوب زن همیشه با نادیدهگرفتن بدن او اتفاق نمیافتد؛ گاهی با تبدیلکردن بدنش به مهمترین چیزی که دربارهٔ او باید دیده شود اتفاق میافتد.
🔺از این منظر، کالاییشدن و سرکوب بدن زن میتوانند دو روی یک رابطهٔ قدرت باشند.
بدنی که حقِ تعریف و تصمیمگیری دربارهٔ خودش را ندارد، میتواند همزمان موضوعِ نگاه، ارزشگذاری و بهرهمندیِ دیگران قرار گیرد.
🔻و اینجاست که پرسش اصلی مقاله شکل میگیرد:
❓آیا میتوان از جامعهای انتظار داشت زن را در همهٔ ساحتهای انسانیاش ببیند، وقتی در تصویر آرمانیِ سعادت متونِ دینی و مقدس، زن تا این اندازه از منظرِ لذتِ مرد صورتبندی میشود؟
🔺این پرسش، بهمراتب بزرگتر از مسئلهٔ حوریان است. مسئله، جایگاه بدن و فردیت زن در معماریِ تخیلِ سعادت و در نظام قدرتی است که این تخیل را به زندگی زمینی پیوند میدهد.
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
📕از «ملازمانِ فرعون» تا «مادران مومنان»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin