نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ داده‌‌نشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۱/۳)
✍🏻 #فاطمی

دکتر عبدالکریمی عزیز!

سپاس از پاسخی که نگارش کردید.

یکایک کامنت هایی که با انگیزه های سیاسی و حتی ضد ملی توسط نیروهای سایبری و تشکیلانی وابسته به تشکل های قدرت طلب یا اتاق فکرهای اسرائیلی و آمریکایی تولید می‌شود


۱. خب سخن شما دقیقا همین بود. اما حال فرض کنیم سخن شما در سطح کلان بود که:
در سطح کلان در جهت منافع خودشان گفتمان سازی و جریان سازی می کنند و روشنفکران و کنشگران سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنها توده ها از ین گفتمان سازی ها و جریان سازی ها تأثیر می پذیرند


ثم ماذا استاد؟ چرا باید یک استاد فلسفه، تمام جریان‌های ناقد خود را به انسان‌های بدونِ فکر و دنباله‌رو و وابسته تشبیه کند؟ آیا چامسکی با آن همه شهرت و نفوذ و اثرگذاری (و دشمنانی که دارد) در قلبِ آمریکا، در مواجهه با ناقدان مختلفش، چنین برخوردی از خود در ذهن‌ها به یادگار گذاشته؟ مکرر به بیگانگان و سرویس‌های امنیتی آمریکا و دیگر کشورهایی که صبح‌وشام آزادانه رادیکال‌ترین نقدها را بدان‌ها روا می‌دارد، وصل می‌کند ناقدان را، و بجای تقویتِ متن و محتوا، حاشیه و گمانه‌زنی و اتهام‌سازی را پر رنگ می‌کند؟

۲. آیا مخالفان شما نمی‌توانند به‌شکل مشابه به شما همین نسبت را دهند؟ که شما تحتِ تسلط ناخودآگاه یا خودآگاهِ گفتمانِ سلطه‌ی یک حکومت توتالیتر مذهبی سخن می‌گویید یا یا منافعی از آن دارید و تحت تسلط نیروهای آن هستید؟ این شیوه مواجهه حکمی و فلسفی است؟

این نحوه گفتگو کردن اساسا کارِ یک اهل فرهنگ و تفکر است؟ این‌گونه که هیچ دیالوگی شکل نمی‌گیرد جز سوءظن و بدبینی و دیوارکشی و خود را در مرکزِ عالم و توطئه‌هایش دیدن؟ بله! سهل است که بگوییم مخالفان و ناقدان مشتی انسان وابسته سازمانی یا ناخودآگاه‌اند، و خود را از درگیری با ظرائف نقدهای آن‌ها و دیالوگِ طاقت‌فرسای منطقی خلاص کنیم! ولی این کارِ یک نیروی امنیتی و سیاسی دون‌پایه است، نه کار یک اهل فکر، ان هم با زمینه نگرشِ فلسفی.

۳. فرمودید:
و شدیداً در ساده ترین مباحث دخالت کرده، می کوشند فضای ذهنی جامعه را آلوده و مشوش سازند و این امر امنیت ملی ما را به شدت به خطر می اندازد.


این دقیقا همان غلبه نگاه توطئه‌محور و امنیتی به مقوله فرهنگ است. مشخص است که رسانه‌های مختلف بنا به منافع، از جمله جنجال‌سازی و کسب توجه برای دیده‌شدن و کسب قدرت مالی بیشتر، فعالیت می‌کنند، اما اینکه بگوییم امنیت ملی یک کشور از آزادی بیان ضربه می‌خورد، و آن را چنین سست تعریف کنیم، حاصل نگاه ایدئولوژیک و بسته موجود در نظام‌های توتالیتر است.

آزادی بیان درد و رنج دارد،‌ اگوی بادکرده‌ی ما را ضربه می‌زند، گند و کثافت نیز بسیار دارد. دموکراسی خطا و فاجعه‌های تاریخی نیز دارد. ولی همه‌ی این‌ها توجیهِ اینکه بگوییم باید جلویشان را گرفت، یا اینکه بکوشیم بجای متن، به حاشیه بپردازیم و توطئه‌خوانی کنیم و در مواجهه با ناقدان یک‌دست‌سازی کنیم و اتهام‌‌هایی بنا به گمان و بشکل کلی بدان‌ها نسبت دهیم، بی‌معنی است.

راه مواجهه با نقدها و جریان‌سازی‌های رایج در هر دموکراسی و فضای آزاد رسانه‌ای، بیان شفاف و آزاد و بازتاب نقدها و پاسخ به نقدهای متین است، نه تکرار تئوری‌های توطئه یا نسبت دادن مخالفان و منتقدان خود به افرادی کاملا عوام و دنباله‌رو یا وابسته به بیگانه!

۴. فرمودید:
به نظر شما این خیلی طبیعی است که از یک مناظره دوساعته یک کلیپ تقطیع شده 11 ثانیه ای تمام فضای مجازی و شبکه ها را پر می کند و همه یک شکل و یک صدا به واگویی یک سخن می پردازند؟


بله. کاملا طبیعی است. در همه‌جای دنیای امروز چنین است جناب عبدالکریمی. مردم و رسانه‌ها، چیزی را ترند می‌کنند که کوتاه و جذاب‌تر و جنجالی‌تر باشد. هیچ توطئه‌ و عمدی ضرورتا در کار نیست.

اما اینکه کلیپ تقطیع شده، توجیهِ صحیحی نمی‌دانم. سخنانِ شما را کامل گوش داده‌ام، آن بخش از سخنان‌تان تفاسیر متفاوتی می‌توانست بگیرد، که برای مخاطبی که تحتِ شدیدترین فشارهای اقتصادی است، برخی تفاسیر، غلبه بیشتری پیدا می‌کرد، و مخاطب بنا به کانتکستِ تاریخی واکنش نشان می‌دهد.

همه به یک شکل نقد نکردند سخنان شما در آن گفتگو را، و حتی سخنِ شما در مورد میوه و کباب را از زوایای مختلف و ظریفی، و بعضا در کمال احترام نقد کردند، بخش‌های دیگر چون «به‌ تو چه؟» را نیز خیلی دقیق‌تر نقد کردند و اتفاقا هاردکورِ مباحث شما در این چند ساله را روی میز تشریح قرار دادند که از چه تناقضات عمیقِ نظری‌ای رنج می‌برد و دچار چه نوع ایدئولوژیک‌اندیشی‌هایی است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ داده‌‌نشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۲/۳)
✍🏻 #فاطمی

۵. فرمودید:
این که من پیوسته به آپاراتوس نظام سلطه و اتاق فکرهای وابسته به آمریکا و اسرائیل و مزدورانشان در خارج از کشور و داخل کشور ارجاع می دهم حاصل یک ذهن بیمار و نگرش توطئه ای نیست، حاصل شرایط خاص ما در خاورمیانه است؛ و این خیلی ساده اندیشانه است که گمان کنید که قدرت های بزرگ و اسرائیل ما را به حال خود رها می کنند تا به طور طبیعی زندگی کنیم.


دقیقا خاص‌سازی شرایط مانع از این می‌شود که مثل یک متفکر و اهل فلسفه با نقدها مواجه شوید، و بر متن تمرکز کنید. اینکه قدرت‌های سیاسی هزار کار می‌کنند، توجیهی برای من و شمای اهل فکر نیست که در مواجهه با نقد به توطئه و پرونده‌سازی و گمان‌ها پناه ببریم.

این یک مکانیزم دفاع روانی است که برای فردی که مواجهه با فضای آزاد و نقدهای جدی در توانش نیست و می‌تواند به فروپاشیِ روانی او منجر شود، به ادعای انواع توطئه برای خودش که یک معلم ساده است پناه می‌برد. شما هیچ نقش خاص سیاسی‌ای ندارید و چنین حواشی بر متن و استدلال بر شما چیره شده، آن‌وقت انتظار دارید مقام رهبری که در میان انبوهی توطئه است، دچار جنون و مالیخولیا نشود و تمام روشنفکران را مثل قتل‌های زنجیره‌ای سلاخی نکند به‌عنوان وابستگان به اسرائیل و غرب و لیبرالیسم، و یا جاده‌صاف‌کن‌های آن؟

متوجهید باید فرقی میان یک اهل فلسفه و سعید امامی‌ها باشد؟ یا این را نیز ساده‌اندیشی می‌دانید؟

متوجهید که نظام سلطه فقط به قدرت‌های غربی محدود نمی‌شود و نظام ولایت مطلقه فقیه نیز عملا نظامی از سلطه و استیلا و سرکوب و انقیاد هر دگراندیش و ناقد جدی‌ِ ولو دلسوز و بس فهمیم‌تر و ایران‌دوست‌تری از سیاست‌مداران کنونی است؟

مهدی محمودیان چه جرمی کرده که در زندان است؟ در بحران کرونا جنایت و خیانتی بزرگ رخ داده در سطح کلان یا خیر؟ آیا باید شاکی را به زندان ببرند یا متهم و مورد شکایت را به دادگاه؟ آن زمان در جنگ بودیم و شرایط حساس؟ و قرار است به این اسم هر نوع آزادی‌خواهی و دادخواهی را بازی در طراحی دشمنان بنامیم و برخورد کنیم؟ برای چه شما اگر صادقانه ضد سلطه‌اید، حتی یادی از او که به ناحق زندان است نمی‌کنید؟ از مصطفی تاجزاده سالم‌تر و دلسوزتر و آگاه‌تر داریم؟ او چطور که این همه سال به ناحق در زندان است و از همسر و فرزندانش جدا؟ و...

متوجهید همین نگاه مسلط امنیتی بر جمهوری اسلامی که روزی خود از ناقدانش بودید، با نقد کلیدواژه رهبر «ناتوی فرهنگی»، باعث شده شبکه‌های اجتماعی برخلاف افغانستان و حتی روسیه و کشورهای همسایه، از جمله کشورهای عربی و ترکیه، فیلتر شوند، حتی یوتیوب که محل آموختن و دانشگاه و رشد جامعه است ونه شبکه اجتماعی، و همین باعث رواج استفاده از وی پی ان ها شده؟ و به گفته نماینده مجلس سابق، برخی از اینها علنا تحت تسلط نیروهای بیگانه‌اند؟ و همین اطلاعات بسیاری را به رایگان در اختیار نیروهای بیگانه گذاشته؟

شما به عنوان یک اهل فرهنگ نباید صدایی باشید که جلوی این جابجایی اولویت‌های ضدامنیتی بایستد و مانع از نفوذ شود؟ نفوذ مگر جز در فضای ترس و یک‌دستی و استبداد و بله‌قربان‌گویی رخ می‌دهد؟ وقتی همه اهل اندیشه و دغدغه‌مندان کشور افکارشان را سرکوب می‌کنند و نمی‌توانند آزادانه نظراتشان را بگویند، چرا که می‌ترسند بسادگی راهی زندان با انواع اتهامات شوند؟ و اهل فکری چون شما نیز آنها را به خیانت متهم کنید و زمینه برخورد با انها را فراهم کنید؟

۶. فرمودید:
این که در جوامع دیگر چه می گذرد بخشی از آن حاصل تبلیغات دروغ این نظام ها و نظام آپاراتوس آنهاست و حوادث غزه این امر را کاملاً آشکار کرد و بخش دیگر آن حاصل شرایط تاریخی آنهاست که با شرایط تاریخی ما متفاوت است. قیاس کردن شرایط تاریخی ما به عنوان یک کشور خاورمیانه ای با کشورهای غربی یا با اسرائیل از خطاهای بزرگ و نابخشودنی بسیاری از روشنفکران و کنشگران ماست.


حوادث پسا ۷ اکتبر، هیچ نوع تناقضی با سخن این‌جانب نداشت. یک به میلیونِ اعتراضاتی که نسبت به سیاست‌های کشورهای غربی یا اسرائیل در وسط جنگ و خود این کشورها انجام شده و می‌شود، اگر در وضعیت غیرجنگی هم در خیابان‌ها و دانشگاه‌های ایران نسبت به سیاست‌های نظام و در حمایت علنی از دول متخاصم بشود، کار افراد با کرام‌الکاتبین است!

صبح‌وشام روشنفکران و روزنامه‌ها و رسانه‌های اصلی همین رژیم‌های سفاک و سلطه‌گر، علیه عالی‌ترین مقامات‌شان و تصمیماتی که می‌گیرند و عملکرد فاجعه‌بار و جنایات‌شان، گزارش منتشر می‌کنند و احدی نمی‌گوید، الان وقتش نیست! یا شما وصل به دشمنید، و یا سربازی بدونِ اجر ابله او، و آن‌ها را از زندگی و حق قلم و بیان و اعتراض ساقط کند!

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘بخش مهمی از گفتگو که پاسخ داده‌‌نشد و نشر نشد
— این گفتگو با دکتر عبدالکریمی؛ ارسالیِ مخاطبان
(۳/۳)
✍🏻 #فاطمی

اگر اهل فکر و سیاست و روزنامه‌نگاران آن کشورها، همین دید شما به بحث تاریخیت و... را داشتند، امروز باید نظام سیاسی‌ای مشابه چین و روسیه و سوریه و کشورهای عربی داشتند که احدی در آن‌ها جرات نمی‌کند حتی در دفاع از مردم غزه تجمع برگزار کند، چه رسد به اعتراض نظری و خیابانی به سامانه‌های سیاسی‌شان و... . این وجه سوبژکتیو و مسئولیت روشنفکری را نیز در نظر بگیرید و تنها از منظر محافظه‌کاری و نگاه امنیتی، و تاریخی‌گرایی و دترمینیسم و جبر تاریخی، نظام سلطه داخلی و وضعیت بی‌مسئولیتی ما نسبت به آزادیِ شهروندان ایران را توجیه نکنید. نیم‌قرن توجیه‌گری و قربانیِ کردن آزادی‌ها و حقوق اولیه به پایه اقتصاد و امنیت، عملا هم امنیت اولیه را از ما گرفت و هم اقتصاد را به دلار ۱۰۰ هزار و بی‌کاری افسارگسیخته کشانده‌است. در فضای غیر آزاد و غیر شفاف، جز نفوذی‌ها و مافیاهای اقتصادی و ابله‌ها و انسان‌های دگم امکان رشد ندارند و چنین کسانی درک درست و علمی و ذوابعدی هم از امنیت و اقتصاد ندارند، و عرق واقعی ملی نیز در آن‌ها نیست.

اینکه با تمسک به تاریخیت متفاوت (درحالی‌که اسرائیل از دل یک جامعه یهودی و در جهنم خاورمیانه و یهودستیزی و در وسط بیشترین تهدیدهای امنیتی در آمده، و آمریکا نیز در میانه‌ی جنگ‌ها و بحران‌های بسیار داخلی و خارجی بوده، ولی از همان آغاز، بنیان‌گذارانش از ضرورت حفاظت از آزادی‌ها و عدم قربانی‌ساختنِ آزادی به پای امنیت سخن‌ها گفته‌اند)، خود را از الگو گرفتن و آرمان گرفتن و حرکت به سمت وضعی بهتر محروم کنیم، نوعی خودفریبی آشکار است.

ضرورت پاسداری و پافشاریِ من و شما به حقوق طبیعی شهروندان جامعه خودمان، ربطی به تاریخیت متفاوت‌ ملت‌ها ندارد! اینکه نباید کسی را به‌خاطر بیان افکار و عقایدش، زندان کنیم و تحت بازجویی و شکنجه قرار دهیم یا بکشیم، اصول اولیه تمدن است جناب عبدالکریمی!

شما در مواجهه با غزه، تمام وجودتان را اختصاص می‌دهید، اما وقتی به آزادیِ روشنفکران و مردم ایران و سوریه و چین و روسیه و سودان و.. می‌رسد، بدل به بلندگوی نظام سلطه داخلی این دولت‌ها می‌شوید و از حقوق و آزادی شهروند و روشنفکران دفاع نمی‌کنید، یا ظلمی که به آن‌ها می‌شود را بایکوت و بلکه مثل مورد مصطفی مهرآیین توجیه و عقلانی‌سازی می‌کنید!

اینکه مرتب حقوق مردم و روشنفکران خود را قربانی روایت سلطه داخلی یک گروه کنیم، و "به تو چه؟" را درباره همه، با انواع توجیهات (چون تاریخیت ما فرق دارد، وجوه مثبت قابل الگو و الهام دیگران صرفا تبلیغات است و...) جز مردم غزه بگوییم، واقعا نوعی دوری از عدالت و گرفتار شدنِ نگاه ایدئولوژیک و وابسته به جریان قدرت است.

مواجهه انتقادی جامعه‌ و روشنفکران با شما، از همین عدم تعادل است که تشخیص می‌دهند. اینکه می‌خواهید همه در مقابل سلطه قدرت نامشروع داخلی خم شوند و سخن نگویند و نقد نکنند و اعتراض نکنند، به اسم مبارزه با سلطه جهانی. این روایت نه ربطی به ملی‌گرایانی چون رامین کامران دارد که از او مطلب بازنشر کرده‌اید، نه ربطی به چپ‌های مستقل که فاصله انتقادی خود را با هر نوع سلطه‌ای حفظ می‌کنند.

📕پرونده‌سازی برای زیدآبادی و ماهیتِ وفاقِ فردیدی
📕پرونده‌سازی برای مصطفی مهرآیین و موجه‌سازی برخورد امنیتی با اهل فرهنگ
📕وارونه‌گویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📺 توهمِ و هذیان شدید: مختصات فیلوسوفِ فردیدی!
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟

🔻پرونده‌ی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحط‌سازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخورده‌ایم!
— نقدی بر مسئولیت‌ناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📊 آمارهای فائو و بیژن
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«به‌توچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺
روشنفکرانِ جامعه‌ستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست

.


#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin