Telegram
نقدآگین
📘نماز در تالارِ آینه؛ وقتی همه را خودمان میبینیم!
— گفتگویی دربارهی «نماز، خدای ادیان ابراهیمی و خدای نامتشخص»
✍🏻 #فرخ_علیزاده
🍂 به عنوان کسی که به خدای اسلام و ادیان ابراهیمی باور ندارم بلکه به عدم وجودشان یقین دارم و میتوانم برای آن برهان اقامه کنم، ولی خدای نامتشخص و اسپینوزایی را رد نمیکنم و شواهدی برای آن دارم، بد نیست از تجربهام دربارهی نماز بگویم.
🍂 من هم نماز میخوانم هر از چندی اما با غایتی متفاوت.
🍂 زمانی بود که مرتب نماز را میخواندم برای حفظ رابطهی معنادار با هستی با وجود اینکه به ادیان ابراهیمی دیگر باوری نداشتم؛ زمان کمی هم نبود. نوعی نظم و حس رابطه با نیروی مرموز را به من میدادم و از اضطرابم میکاست.
🍂 البته در آن زمان نیز از صلوات بر محمد و شهادت بر رسالتش سر باز میزدم، و ایضا مدتی نیز نماز را به فارسی و با جملاتی متفاوت میخواندم و در آن حال نیز حس سرور و خلاقیت و نزدیکی بیشتری میکردم تا نماز مکانیکی و تعبدی و تقلیدی و پر از تصورات انسانوار و متشخص از خدا که عقلا ردشان کردهبودم.
🍂 امروز حس نیازم بسی کمتر شده در این باره و مراقبه برایم کفایت میکند. اما هر از چندی برای نزدیکی و ارتباط با آشنایان و دوستانِ مذهبیام و تقویتِ حس وحدت با آنها و شاد کردنشان، با آنها نماز میخوانم، اما خب باز هم با رعایت این نکات.
🔻سارا:
🍂 سلام سارای عزیز؛ خیلی خوشحال شدم از خواندن پیامت. این احساس همدلی و تجربههای مشترکی که در مسیر عبور از باورهای سنتی داشتیم، برای من هم بسیار ارزشمند و دلنشین است. آن حسی که به طبیعت داری و درک عاشقانه از یکپارچگی هستی را کاملاً میفهمم؛ این نگاه واقعاً رهاییبخش است.
🍂 اما دربارهی آن دغدغهی مهم و سختی که مطرح کردی؛ یعنی معمای «شرور انسانی» در نگاه همهخدایی (پانتئیسم). اول از همه باید بگویم مثالی که خودت زدی (همان سلولهای سرطانی یا آسیبدیدهی بدن) فوقالعاده دقیق بود و اتفاقاً به نگاه اسپینوزا بسیار نزدیک است. ببین، در ادیان ابراهیمی، ما عادت کردهایم «شر» را یک نیروی شیطانی و مستقل ببینیم که در برابر خدا ایستاده و انسانها هم با «اختیار مطلق» آن را انتخاب میکنند. اما وقتی هستی را یک کلِ یکپارچه میبینیم، ماجرا کاملاً عوض میشود.
🍂 در این نگاه، رفتار یک انسانِ شرور دقیقاً مثل همان سیل و زلزله، نتیجهی طبیعیِ یکسری فعلوانفعالات است؛ با این تفاوت که مکانیزمِ انسان پیچیدهتر است. انسانها وقتی دست به شر میزنند که اسیر جهل، ترس، تروماهای حلنشده، شرطیشدگیهای محیطی و ساختار روانیِ آسیبدیدهشان هستند. اسپینوزا به این حالت میگوید اسارت در بندِ «احساسات منفعل و ایدههای تاریک».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگویی دربارهی «نماز، خدای ادیان ابراهیمی و خدای نامتشخص»
✍🏻 #فرخ_علیزاده
🍂 به عنوان کسی که به خدای اسلام و ادیان ابراهیمی باور ندارم بلکه به عدم وجودشان یقین دارم و میتوانم برای آن برهان اقامه کنم، ولی خدای نامتشخص و اسپینوزایی را رد نمیکنم و شواهدی برای آن دارم، بد نیست از تجربهام دربارهی نماز بگویم.
🍂 من هم نماز میخوانم هر از چندی اما با غایتی متفاوت.
🍂 زمانی بود که مرتب نماز را میخواندم برای حفظ رابطهی معنادار با هستی با وجود اینکه به ادیان ابراهیمی دیگر باوری نداشتم؛ زمان کمی هم نبود. نوعی نظم و حس رابطه با نیروی مرموز را به من میدادم و از اضطرابم میکاست.
🍂 البته در آن زمان نیز از صلوات بر محمد و شهادت بر رسالتش سر باز میزدم، و ایضا مدتی نیز نماز را به فارسی و با جملاتی متفاوت میخواندم و در آن حال نیز حس سرور و خلاقیت و نزدیکی بیشتری میکردم تا نماز مکانیکی و تعبدی و تقلیدی و پر از تصورات انسانوار و متشخص از خدا که عقلا ردشان کردهبودم.
🍂 امروز حس نیازم بسی کمتر شده در این باره و مراقبه برایم کفایت میکند. اما هر از چندی برای نزدیکی و ارتباط با آشنایان و دوستانِ مذهبیام و تقویتِ حس وحدت با آنها و شاد کردنشان، با آنها نماز میخوانم، اما خب باز هم با رعایت این نکات.
🔻سارا:
سلام ..وقتتون بخیر ..من شما رو نمی شناسم اما از اونجایی که سخن شما در مورد «نماز» احساس همدلی با شما دارم خواستم اگر ممکنه کمی از وقتتون رو بگیرم و برداشتی رو با شما مطرح کنم و اگر ایراد نداره نظر شما رو بپرسم
من هم مدتی هست که از اسلام خارج شدم اما چون معتقدم به راه ارتباطی با منشا هستی نیاز دارم تا زمانی که راه مناسبتری از نماز وروزه پیدا کنم (از جهت منظم بودن و تعداد دفعات و پیوستگی ) به این شیوه ادامه می دم البته با حذف شهادت به رسالت محمد و صلوات....
اما موضوعی که می خوام مطرح کنم این نیست فقط علت احساس همدلی این بود تا حدی
من هم با خدای اسپینوزا و همه خدایی هم دلم ...وقتی در طبیعت می گردم گل های وحشی و تمام طبیعا برای من خدا هستند و اونقدر عاشقانه دوستشون دارم که دوست دارم در آغوششون بگیرم ..
حتی چیزی که به نام شر در طبیعت وجود دا ره رو شر نمی دونم سیل زلزله و آتشفشان بی نظیرند و ما طبیعت زیبای جهان رو به اونها مدیونیم و مقصر ماییم که نابخردانه سر راهشون قرار می گیریم و آسیب می بینیم ...
اما این خدا دیدن همه چیز وقتی به انسان می رسم برام مشکل ساز می شه ...وقتی بحث شرور انسانی مطرحه دیگه نمی تونم به راحتی نگاه همه خدایی داشته باشم ..گاهی میگم شاید مثل سلول های بدن که دچار نقص و بیماری می شن و بعد یا باید حذف بشن یا ما رو حذف میکنن شاید شرور انسانی که براساس اختیار اتفاق می افته مثل همون سلول های آسیب دیده باشن ...
می دونم اینها راز هستند و در عالم راز جوابی نیست و فقط می شه رازهای شخصی سازی شده داشت ..نظرتون رو اگر ممکنه بهم بگید در مورد انسان چطور هر انسانی چه خوب و چه بد رو می شه خدا دید ؟ چطور می شه به قول خودتون در مطلبی دیگر همه رو خودمون ببینیم؟
ببخشید وقتتون رو گرفتم
🍂 سلام سارای عزیز؛ خیلی خوشحال شدم از خواندن پیامت. این احساس همدلی و تجربههای مشترکی که در مسیر عبور از باورهای سنتی داشتیم، برای من هم بسیار ارزشمند و دلنشین است. آن حسی که به طبیعت داری و درک عاشقانه از یکپارچگی هستی را کاملاً میفهمم؛ این نگاه واقعاً رهاییبخش است.
🍂 اما دربارهی آن دغدغهی مهم و سختی که مطرح کردی؛ یعنی معمای «شرور انسانی» در نگاه همهخدایی (پانتئیسم). اول از همه باید بگویم مثالی که خودت زدی (همان سلولهای سرطانی یا آسیبدیدهی بدن) فوقالعاده دقیق بود و اتفاقاً به نگاه اسپینوزا بسیار نزدیک است. ببین، در ادیان ابراهیمی، ما عادت کردهایم «شر» را یک نیروی شیطانی و مستقل ببینیم که در برابر خدا ایستاده و انسانها هم با «اختیار مطلق» آن را انتخاب میکنند. اما وقتی هستی را یک کلِ یکپارچه میبینیم، ماجرا کاملاً عوض میشود.
🍂 در این نگاه، رفتار یک انسانِ شرور دقیقاً مثل همان سیل و زلزله، نتیجهی طبیعیِ یکسری فعلوانفعالات است؛ با این تفاوت که مکانیزمِ انسان پیچیدهتر است. انسانها وقتی دست به شر میزنند که اسیر جهل، ترس، تروماهای حلنشده، شرطیشدگیهای محیطی و ساختار روانیِ آسیبدیدهشان هستند. اسپینوزا به این حالت میگوید اسارت در بندِ «احساسات منفعل و ایدههای تاریک».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نماز در تالارِ آینه؛ وقتی همه را خودمان میبینیم!
— گفتگویی دربارهی «نماز، خدای ادیان ابراهیمی و خدای نامتشخص»
(۲/۲)
✍🏻 #فرخ_علیزاده
🍂 اینکه در جایی گفتهام نقل به مضمون که «همه را خودمون ببینیم»، اصلاً به این معنی نیست که رفتار یک قاتل، متجاوز یا دیکتاتور را توجیه کنیم یا جلویش را نگیریم. معنیش رسیدن به این درکِ عمیق و کمی تلخ است که:
🔺ما همه تجلیِ یک ذات و یک منشأ هستیم، اما در فرمها، تجربهها و میزانِ آگاهیِ متفاوتی شکل گرفتهایم. آن انسانِ شرور، در واقع نسخهای از خودِ ما (و نسخهای از هستی) است که راه را گم کرده، بیمار شده و به جای هماهنگی با کُل، در حال تخریبِ آن است.
🍂 همانطور که خودت گفتی، ما یک سلول سرطانی را تشویق نمیکنیم؛ با تمام توان برای حذف یا درمانش تلاش میکنیم تا ارگانیسم زنده بماند. ما در برابر انسانِ شرور هم میایستیم، مبارزه میکنیم و جامعه را از شرش حفظ میکنیم، اما این کار را نه با «کینه و نفرتِ مذهبی» (به عنوان یک شیطان مستحق عذاب ابدی)، بلکه با یک جور «شفقتِ تلخ» و درکِ جبرِ حاکم بر طبیعت انجام میدهیم.
🍂 این نگاه در عمل خیلی سخت است، چون ما به عنوان انسان وقتی آسیب میبینیم، درد میکشیم و خشمگین میشویم. اما وقتی در خلوت خودمان به این تاروپودِ درهمتنیدهی هستی نگاه میکنیم، میفهمیم که حتی آن سیاهیها هم بخشی از همین بومِ نقاشی هستند.
🍂 باز هم ممنون که این دغدغهی زیبا و عمیق را با من در میان گذاشتی. اگر باز هم فکری در این باره به ذهنت رسید، خیلی خوشحال میشوم بخوانم و با هم گپ بزنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگویی دربارهی «نماز، خدای ادیان ابراهیمی و خدای نامتشخص»
(۲/۲)
✍🏻 #فرخ_علیزاده
🍂 اینکه در جایی گفتهام نقل به مضمون که «همه را خودمون ببینیم»، اصلاً به این معنی نیست که رفتار یک قاتل، متجاوز یا دیکتاتور را توجیه کنیم یا جلویش را نگیریم. معنیش رسیدن به این درکِ عمیق و کمی تلخ است که:
«اگر من هم دقیقاً با همان ترکیب ژنتیکی، در همان خانواده، با همان آسیبهای کودکی و همان میزان از جهل به دنیا آمده بودم، الان دقیقاً جای آن آدم بودم و همان کارها را میکردم.»
🔺ما همه تجلیِ یک ذات و یک منشأ هستیم، اما در فرمها، تجربهها و میزانِ آگاهیِ متفاوتی شکل گرفتهایم. آن انسانِ شرور، در واقع نسخهای از خودِ ما (و نسخهای از هستی) است که راه را گم کرده، بیمار شده و به جای هماهنگی با کُل، در حال تخریبِ آن است.
🍂 همانطور که خودت گفتی، ما یک سلول سرطانی را تشویق نمیکنیم؛ با تمام توان برای حذف یا درمانش تلاش میکنیم تا ارگانیسم زنده بماند. ما در برابر انسانِ شرور هم میایستیم، مبارزه میکنیم و جامعه را از شرش حفظ میکنیم، اما این کار را نه با «کینه و نفرتِ مذهبی» (به عنوان یک شیطان مستحق عذاب ابدی)، بلکه با یک جور «شفقتِ تلخ» و درکِ جبرِ حاکم بر طبیعت انجام میدهیم.
🍂 این نگاه در عمل خیلی سخت است، چون ما به عنوان انسان وقتی آسیب میبینیم، درد میکشیم و خشمگین میشویم. اما وقتی در خلوت خودمان به این تاروپودِ درهمتنیدهی هستی نگاه میکنیم، میفهمیم که حتی آن سیاهیها هم بخشی از همین بومِ نقاشی هستند.
🍂 باز هم ممنون که این دغدغهی زیبا و عمیق را با من در میان گذاشتی. اگر باز هم فکری در این باره به ذهنت رسید، خیلی خوشحال میشوم بخوانم و با هم گپ بزنیم.
🔻اسپینوزا
📺 مناظرۀ پاسکال و اسپینوزا
📺 درسهایی از اسپینوزا برای زندگی مدرن و آزادی اصیل
📺 منشأ انسان چیست؟
📺 رهایی از اضطراب در فلسفه اسپینوزا
📕نظرِ اسپینوزا دربارۀ محمد
📕درسی از اسپینوزا
📻 فلسفۀ اسپینوزا -اخلاق- (یک - دو - سه - چهار - پنج - شش - هفت - هشت - نه - ده - یازده)
📺 بحران عمیق مدرنیسم و مقاومتِ معنوی
📗من هرگز خدا را ندیدەام!
📗چرخش بدورِ دایرۀ زندگی و خدا
📻 عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
🔻پیغمبر شکاکان
📕اخلاق؛ گروگانِ شریعت یا فرزندِ عقل؟
📕مسأله استدلالی شر چه میگوید؟
📕نبوت اسلامی در ترازوی «حکمت الهی»
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدمهای ناسالم»؟
🔻اخلاق و دین
📺 عقل و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
.
#نقد_ادیان #فلسفیدن #اسپینوزا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin