نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🎬اپیزود سی و سوم: ساموراییِ رقصنده با گرگ؛ پیرامونِ سلوکِ سالکِ متفکر و مبارز (به یاد دون خوآن و کارلوس کاستاندا)

✍️نویسنده: #علیرضاموثق

🎙گوینده: #ف_نون
🎙تیتراژ: #نوربانو


💠 می‌توانید این اپیزود را در تلگرام نقدآگین (اینجا) یا اینستاگرام نقدآگین بشنوید؛
همچنین می‌توانید متن این اپیزود را (اینجا) بخوانید و موسیقی متن این اپیزود را (اینجا) بشنوید.



🌾@Naqdagin
ساموراییِ رقصنده با گرگ؛ پیرامونِ سلوکِ سالکِ متفکر و مبارز
ف.نون نوربانو
🎧اپیزود سی و سوم: ساموراییِ رقصنده با گرگ؛ پیرامونِ سلوکِ سالکِ متفکر و مبارز (به یاد دون خوآن و کارلوس کاستاندا)

✍️نویسنده: #علیرضاموثق

🎙گوینده: #ف_نون
🎙تیتراژ: #نوربانو

💠 می‌توانید این اپیزود را در اینستاگرام نقدآگین بشنوید؛ همچنین می‌توانید متن این اپیزود را (اینجا) بخوانید و موسیقی متن این اپیزود را (اینجا) بشنوید.




🌾@Naqdagin
📚ساموراییِ رقصنده با گرگ؛ پیرامونِ سلوکِ سالکِ متفکر و مبارز

(به یاد دون‌خوآن و کارلوس‌کاستاندا)

✍️ #علیرضاموثق

🍂 کودک باید به پستانِ مادر آویزان شود و در بغلش «قرار و ثبات» گیرد. او ضعیف است. فقر وجودی دارد. نمی‌تواند روی پای خودش بایستد. نمی‌تواند فکر کند و تصمیم بگیرد و خطرِ خطا کردن و تحملِ رنجِ ناکامی را به جانِ ناچیزش بخرد.

🍂 «مومن-بردگان» نیز چون کودکان به ریسمانِ الله آویزان‌اند؛ «تفکر و فردیت و شورِ جستجوگری و حتی روح و عواطفشان» را به ثمن بخس فروخته‌اند تا «قرار و ثبات» به دست آورند.

🍂 چونان سربازی دون‌پایه در میدان جنگ، تنها فرمان را اجرا می‌کنند. فرمان های قاطع را اجرا می‌کنند، اما از رنج تفکر و ریسک کردن و مسئولیت‌پذیری، برای فرماندهی در مبارزه رها هستند:

شلیک کن سرباز!

بخواب!

بایست!

حمله کن!

فرار کن! و...

🍂 وقتی هم آتش به اختیار می‌شوند، گند می زنند و چون مرغی سر کنده، دست و پا می‌زنند و ماشه را می‌چکانند و چند خودی را نیز می‌کشند(!)

🍂 اما «سلوکِ سالکِ متفکر و مبارز» را می‌توان در استعارهٔ «ساموراییِ رقصنده با گرگ» تصویر کرد:

لحظه‌ای تفکر و لحظه‌ای حرکت.

لحظه‌ای رقص با نوایِ سازِ مطرب، اما چشم در چشمِ گرگ و خطر.

لحظه‌ای رقص با آسمان و چشم در فراسوی گرگی که روی خاک در کمین است.

لحظه‌ای شراب و مستی و لحظه‌ای رقص با شمشیر و خون.

لحظه‌ای لبخند و لحظه‌ای اخم.

لحظه‌ای عشق و لحظه‌ای منطق.

لحظه‌ای محبت و لحظه‌ای خشونت.

لحظه‌ای دقت و لحظه‌ای فراغت.

لحظه‌ای «خویشتن‌-دوستی» و لحظه‌ای «دیگر‌-دوستی».

لحظه‌ای با «خویش» و لحظه‌ای با «دیگری».

لحظه‌ای تنها و لحظه‌ای در جمع و لحظه‌ای تنها در جمع.

لحظه‌ای اعتماد و لحظه‌ای بی اعتمادی.

لحظه‌ای همهٔ این موارد یا چند موردشان باهم و لحظه‌ای دیگر، سکوت و دیگر هیچ، اما همیشه ایستاده بر پایِ عقل و تجربه و وجدان و عواطف و عزمِ خویش و...

🍂 اما کدام لحظه، چه چیز تا چه حدی و با چه ترکیبی موجه است؟

این امر، فرمولی پیشینی و فیکس و ابدی و ازلی و ثابت ندارد. باید در موقعیت‌های سیال و متغیر، زیست و در روندی انتقادی، رشد کرد و مهارت یافت و پخته شد، اما اولین قدم، رها شدن از بردگی و قیام علیه این موقعیتِ وجودی است.

نگارش: ۲۹ فروردین ۱۳۹۹
بازنشر و ویرایش: ۲۹ دی ۱۳۹۹


📻پادکست ساخته شده بر اساس این متن را (اینجا) بشنوید.



🌾@Naqdagin