نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚تأملاتی راجع به دین و دین‌داری

(مصاحبه‌ی دکتر
#محمد_حسین_پاینده با #علیرضاموثق)


🔘محمد حسین پاینده:

با سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان!

گفت و گویِ سوم خود را آغاز می‌کنیم:

جناب آقای موثق بسیار خوش آمدید و امیدوارم گفت و گویِ مفیدی همراه با ارائه‌ی نظرتان راجع به «ماهیت دین و دین‌داری» شکل بگیرد.

برای نخستین پرسش از محضرتان تقاضا دارم تعریفتان از دین را بیان دارید آیا می شود تعریفی جامع و مانع ایراد کرد؟

🔳علیرضا موثق:

باسلام خدمت شما و دیگر دوستان محترم!

در خصوص موضوع مورد بحث به نظرم:

اول) «دین»، تدبیری نظری و کوششی عملی است؛ از جانب انسان؛ برای رسیدن به «نحوه‌ای از بودن» که در آن «اخلاق و عشق و لذت» به حداکثر ممکن و متصور میل کند؛ توأم با گشودگی تمام عیار نسبت به هستی احاطی؛ بدون یقین جزمی نسبت به وجود یا عدم وجود هر نوع خدا و بدون ادعای امکان شناخت حقیقت هستی احاطی.

بر این مبنا، در یک مفهوم طیفی، هر نوع دین‌ورزی و یا تلقی از دین که به این تعریف و تصور از دین، نزدیک‌تر باشد، دینی‌تر است و نیز ادعای ارسال یک سری برنامه و قانون و قاعده و باور از جانب خدا برای سعادت انسان، یک توهم بزرگ و ادعای بلادلیل و خرافه است.

دوم) تعریف جامع و مانع از دین را به دو دلیل ناممکن می‌دانم:

الف) تجربه‌ی پسینی و وجود انواع و اصناف تعریفِ اختلافی.

ب) موضوع دین، از یک طرف با حقیقت استعلایی یا خدا یا امر قدسی؛ «یعنی راز رازها» در ارتباط است و از طرف دیگر با زیست انسانی ارتباط دارد و انسان، حیث سیال تاریخی و سیاق‌مند دارد و هر انسان، یک رویدادگی منحصر به فرد است.

◾️در دین‌ورزیِ مورد نظر من، ما نسبت به «هستیِ احاطی»، موضع فروبسته و الحادی و ماتریالیستی نداریم؛ اما نسبت به «عقلانیت و حقیقت» هم حساس هستیم و لذا «ارضایِ نیازهای روانشناختی خود» و لذت رهایی از رنج «تنهایی و مرگ و بی معنایی و محدودیت و اصناف ضعف و ناتوانی خود» را به قیمت «ذبح عقلانیت و استدلال‌گرایی و واقع‌بینی» و با «آرزواندیشی و شیرجه‌زدن در اقیانوسِ خرافات و باورهایِ بلادلیل» تعقیب نمی‌کنیم.

◾️در این تلقی، ما باید وضعِ وجودی و اگزیستانسیلِ خود را در مرزِ ظریفی سامان دهیم.

من «دین» را در فرآیندِ نقدِ «ادیانِ تاریخی» و در فرآیندِ «فراروی از آنها» و نیز در فرآیندِ نقدِ «هر نوع ادعایِ یقینِ جزمی نسبت به حاقِ هستیِ احاطی» می‌فهمم، به عبارتی در «نقدِ مستمر» و در «بت شکنیِ مستمر». ادیان، ادعای یقینِ جزمی نسبت به «وجود خدا» دارند و ماتریالیست‌ها، ادعایِ یقینِ جزمی نسبت به «عدم وجود خدا».

◾️به گمان من، انسانِ دین‌دار، «هم می‌داند که چه چیزهایی را نمی‌داند و هم می‌داند که چه اموری اساساً نادانستنی است» و صبورانه و امیدوارانه و مجاهدانه، با غلبه بر «ترس ها و لرزها و رنج ها و اضطراب‌های وجودی خود» و با غلبه بر «تفرعن و تکبر معرفتی و بوالهوسی‌های قوه‌ی فاهمه و ناطقه‌ی خود»، زیستِ معنویش را در «سکوت و حیرت» سامان می‌دهد و البته همواره از نگاه به چشم‌اندازی وسیع و بی‌پایان که در آن، اقیانوسِ مواج و ناشناخته هستی، با هیبت و شکوه می‌خروشد، غافل نمی‌شود و نیز از شناور بودن در افسونِ رازِ گلِ سرخ، در عین اعترافِ صادقانه به عجز در شناسایی راز گل سرخ.

◾️در این معنا، انسان‌هایی که در عرفِ متشرعان، دین‌دار نامیده می‌شوند و حتی پیامبران، «در یک مفهوم طیفی»، دیگر چندان دین‌دار نیستند؛ (یعنی در وضع مطلوب نیستند)، چون حسبِ ادعا، حتی از تعداد دربان های جهنم و آدرس کوچه و پس کوچه‌هایِ بهشت نیز مطلع‌اند و چندان به «ادبِ مواجهه با رازِ رازها» و به «حدودِ تنگِ دانایی و به اعوجاجِ قوه‌ی فاهمه و ناطقه‌ی خویش در رازشناسی» عنایت و خودآگاهی نداشته و ندارند...


🔻ادامه را در به صورت pdf (اینجا) بخوانید.



🌾@Naqdagin