نقدآگین
12.2K subscribers
3.93K photos
3.51K videos
93 files
9.23K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕خدای شمشير: زخم‌های الله بر بشریت

(تصویری از کلیسای "ایا صوفیه" در ترکیه که به مسجد بدل شده است و در متن به آن اشاره خواهد شد؛ برای مطالعهٔ بيشتر در يورونيوز بخوانيد)

✍️#شهرام_ارشدنژاد (مترجم)


#نقد_اسلام
#اسلام_و_ایران #مسجدالاقصی #اسرائیل_فلسطين #بازاندیشی #یهودیت


🗄پست مرتبط:
◼️
برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"
◼️مناظره: مناقشه‌ا‌ی حقوقی-سیاسی پیرامون اسرائیل
🗄درسگفتار پرونده‌ٔ یهودیت، صهیونیزم و اسلام (۴، ۳، ۲، ۱)
◼️
راز بزرگ اسلام
📽 اشتراکاتِ حیرت‌‌آور داعش یهود و اسلام (قسمت اول)
◼️چرا راه قدس از قم می‌گذرد؟
◼️ مسجدالاقصی و قرآن: رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
🎧مطالعاتی تازه در باب ریشه های قرآن و اسلام
◼️جزیه و ماجرای ارادهٔ قدرت و سرکوب در اسلام


➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕خدای شمشير: زخم‌های الله بر بشریت
(۱/۲)
✍️
#شهرام_ارشدنژاد (مترجم)

این یادداشت کوتاه در مقام تذکار به خویش (ما جوامع مسلمان) و مربوط به مناقشهٔ تاریخی میان اسرائیلیان و فلسطینیان، یا دعوای اسراییل با جهان اسلام است. این نوشته را از منظر تاریخ می‌باید خواند. برای همین تلاش می‌کنم وارد مقوله‌های سیاسی و الاهیاتی مسئله نشوم و صرفا از منظر تاریخ به آن نگاه کنم. نگاهی که به فراسوی مسئله‌ی یهود می‌رود. یعنی اسلام تنها با یهود مشکل ندارد. اسلام با همه مشکل دارد؛ یعنی نوع نگاه یا به اصطلاح "جهان‌بینی اسلام" به مردمان و فرهنگ‌های دیگر در اینجا مورد پرسش است.

اسلام از آغاز خود درگیر امر سیاست بود؛ یعنی تفاوت است میان «موعظه» و «شعار سیاسی». شعار سیاسی ناظر است به امر «کسب قدرت»؛ چون منظور دیگری از شعار سیاسی در تاریخ اسلام فهم نمی‌شود. اسلام این دو (موعظه و شعار سیاسی) ‌ را در هم آمیخت. از این زاویه اسلام با دو دین پیشین خویش بسیار متفاوت است. این سخن خمینی مستند به تاریخ اسلام است که گفت «دیانت ما عین سیاست ماست، و سیاست ما عین دیانت ما».

بنابراین، برای شناخت اسلام، تاریخ، یک عنصر اساسی است. صرف خواندن "کتاب" و "روایات" برای شناخت اسلام کافی نیست. واژگان "غزوه"، "ملحد، مشرک"، "کافر"، "جهاد" و "فتح و ظفر" مفهوم و بار سیاسی دارند. این واژگان را می‌توان بیرون از متن "کتاب" نیز خواند و تفسیر کرد.

پرسش اساسی این است: چرا اسلام که وظیفه‌اش تبلیغ سخن خداست نیازمند شمشیر است؟
بحث مکرر بودن این وظیفه که توسط ادیان پیشین انجام شده بودند به کنار! یعنی کار تبلیغ سخن خدا توسط دین یهود و سپس دین مسیح شده بودند؛ نیازی به تکرار نبود و سخنی تازه و رهایی‌بخش در اسلام نسبت به آنان وجود نداشت.

آن پرسش من بر این پایه استوار است که معتقدم این دو (تبلیغ و اعمال زور) ناقض یکدیگرند:
دین یهود یک خاصیت مهم دارد. و آن درون‌گرایی این دین است. یعنی یهودیان هیچ سعی‌ای در تبلیغ دینِ خود نمی‌کنند. دین یهود با قومیت یهود در هم آمیخته است. و بر اثر زاد و ولد به نسل بعدی منتقل می‌شود؛ آن هم از سوی مادر. یعنی اگر کسی مادرش یهودی باشد او هم یهودی است. پدر یهودی فرزند یهودی تولید نمی‌کند. به همین خاطر دین یهود تبلیغ برای غیر یهود نکرد و جهاد هم نکرد!

مفهوم "فتح" و "ظفر" در این دین معنا ندارند. به همین خاطر ذاتش صلح‌آمیز است. آنان در تاریخ اگر دست به قبضه‌ی شمشیر برده‌اند صرفا در مقام دفاع بوده است.

مسیحیت، اما، دین تبلیغ و موعظه بوده است؛ نه زور. اگر دست به قبضه شمشیر برده است به خاطر انحراف از آموزه‌های مسیح بوده است که توسط کلیسا (به عنوان یک ماشین سیاسی و اقتصادی) انجام شده است. مسئله‌ٔ "جهاد" در مسیحیت ریشه در پیام مسیح ندارد. یک زائده است که تقریبا از قرن ۹ میلادی پذیرفته شد. مسیحیت در اروپا بیشتر با تبلیغ رشد کرد ولی در آغاز سده‌های میانه زور و ارعاب هم بدان افزوده شد و دین‌های غیر مسیحی اروپایی را از میان برداشت. در سده‌ی ۱۱ میلادی کلیسا در مقام "دولت" و جانشین "روم" جا افتاده بود و پایه‌های خویش را تثبیت کرده بود. مفهوم "قلمرو" جای "روح" را گرفت. یعنی "سرزمین مسیحی" معنا پیدا کرد و جایگزین روح مسیحی (مؤمنان) شد. و ماموریت کلیسا صرفا گرویدن نامسیحیان به دین مبین نبود. متغیرهای سیاسی و اقتصادی هم به آن مسئله افزوده شدند. "ارتش مسیحی" معنا پیدا کرد و در مقام جهاد برای مسیح و به نام مسیح جنگید. یعنی اعمالی را کلیسا مرتکب شد که ربطی به مسیح و آموزه‌های وی نداشتند.

در مورد اسلام، ‌ گرچه نمی‌توان به آسانی ادعا کرد که اسلام از مسیحیتِ سیاسی الگوبرداری کرده است؛ اما شباهت‌های بسیاری میان این دو دین از جهت سازمانی وجود دارد. در هنگام ظهور اسلام دستگاه سیاسی عظیمی وجود داشت به نام امپراتوری روم شرقی. نخستین‌بار در تاریخِ غرب پادشاه یا امپراتوری بوده است که خود را مُبلِغ مسیح و مدافع مسیح معرفی می‌کرد.

تجربه‌ٔ سیاسی-دینی ایران هم وجود داشت که نمی‌توانست بی‌تاثیر بوده باشد. ایرانیان حتا در عهد ساسانی هم (که تعصب دینی در آن بسیار رایج بود و در امر کشورداری هم نقش داشت و در سرکوب معترضانی مثل مزدکیان، سلاح موثر دولت بود) ‌شمشیر برنداشتند و کشورگشایی برای دین زرتشت نکردند! گرویدن به زرتشت و آیین او بیشتر (جای بحث البته باز است) ناشی از موعظه و تبلیغ بوده است تا ارعاب و توسل به زور.

به همین خاطر اگر تاریخ را نگاه کنیم می‌بینیم ادیانی که متوسل به شمشیر نشدند در تاریخ به حاشیه رانده شدند؛ مانند دین یهود و آیین زرتشت. و ادیانی که تبلیغ را با زور و ارعاب همراه کردند (یعنی اسلام و مسیحیت) جهانگیر شدند.

تجاوزات مسیحیت به بشریت، تاریخ روشنی دارد؛ درباره‌اش تحقیق و پژوهش شده است و...

(ادامه دارد)

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕خداي شمشير: زخم‌های الله بر بشریت
(۲/۲)
✍️
#شهرام_ارشدنژاد (مترجم)

... این ادعا مستند و مکتوب است؛ اما درباره‌ٔ اسلام (با وجود آن ماهیت مشترک) چنین تحقیق و پژوهشی به آن وسعتِ مسیحیت صورت نگرفته است؛ دلیلش فکر می‌کنم سکولاریزه نشدن دنیای اسلام، یا اگر دقیق‌تر بنویسم، سکولاریزه نشدن قلمرو اسلامی می‌باید باشد.

سکولاریزه شدن دنیای مسیحی این امکان نقد مسیحیت را فراهم کرده است؛ گرچه کلیسا را خوش نمی‌آید؛ اما چنین چیزی در اسلام هنوز صورت نگرفته است.

مناسب است که ما به اجمال و اختصار، شواهدی از تجاوزات تاریخی اسلام به بشریت را برشماریم؛ به این امید که درِ بحث باز شود و ما را به سمت خردگرایی و گیتی‌گرایی در فهم اسلام هدایت کند.

📍من سه مثالِ روشن در این متن کوتاه می‌آورم؛ به این امید که خواننده درباره‌شان تامل کند.

۱) ساختن مسجد "قدس" بر روی ویرانه‌های "معبد بزرگ یهودیان" در اورشلیم؛ معبدی که رومیان آن را ویران کردند و یهودیان را به اسارت بردند و اینک محل مناقشه تاریخی میان یهودیان و مسلمانان است. این مسئله به فراسوی دعوای فلسطینیان و اسراییلیان می‌رود. از هنگام جنگ دوم اعراب و اسراییل در ۱۹۶۷ که شرق اورشلیم از قلمرو اردن خارج شد و به دست اسراییل افتاد، مسجد قدس تبدیل به کانون بحران شده است و به مسئله‌ٔ بحران فلسطین نیز افزوده شده است. بحرانی که در همین درگیری اخیر در دو روز گذشته منجر به مرگ نزدیک به ۱۰۰ نفر شده است که شاید اصلا از منظر فرهنگی ربطی به "مسجد" نداشته‌اند؛ اما "مسجد" محرک این درگیری بوده است.

آن "مسجد" بر یک زمین غصبی بنا شده است؛ این را باید گفت. نماز خواندن بر زمین غصبی حرام است؛ اما مسلمانان این اصل دینی اسلامی را رعایت نمی‌کنند و این مصداق تجاوز است. آن خوی تجاوزگری اسلامی تا به امروز برای بشریت هزینه داشته است؛ این را باید گفت.

به چه دلیل مسلمانان بر سر ویرانه‌های معبد یهودیان مسجدشان را بنا کرده‌اند؟ و اصلا چرا باید محمد هم به مانند مسیح به آسمان عروج کند؟! محمد که شهید نشد.

محمد اگر به مرگ طبیعی مرده باشد، قطعا می‌باید در مدینه دفن شده باشد؛ جنازه‌ٔ وی با اورشلیم چه کار دارد؟ چرا محمد از مدینه یا مکه به آسمان نرفت؟! حتما باید در یک داستان‌سازی آشکارا ساختگی (بنگرید به مسجدالاقصی و قرآن: ۱، ۲، ۳ و افسانهٔ تحریف‌ناپذیری قرآن) از اورشلیم می‌رفت تا خاری بشود در چشم یهودیان و مسیحیان؟! این مصداق تجاوز است؛ این را باید گفت.

۲) ‌ مثال دوم، کلیسای "ایا صوفیه" است که مسلمانان آن را غصب کرده‌اند و تبدیل به مسجد کرده‌اند؛ گویی قحط جا بوده است!

این دو مثال را آوردم (از میان انبوهی از مصادیق تاریخی) تا نشان بدهم با ادیانی که ابراهیمی‌اند و مورد احترام مسلمانان هستند این گونه رفتار شده است؛ حساب دیگران روشن است! یعنی انتظار بهتری نمی‌توان داشت.

۳) مثال سوم، تصوّر رفتاری که با زرتشتیان، بوداییان و هندوها شده است از این هم غمبارتر است. مسلمانانِ حاکم بر هند، معابد بزرگ هندو را به عمد ویران کردند و درست بر جای آن‌ها مسجد ساختند (اینجا را بنگرید). امروز که هندوها استقلال کشورشان را به‌دست گرفته‌اند و آزادند و غلام و کنیز مسلمانان نیستند، می‌خواهند معبد مهم‌ّشان را از نو بسازند؛ یعنی ناچارند آن مسجد را ویران کنند، و این دولت سکولار هند است که تا کنون مانع شده است؛ زیرا کشور ممکن است به کام جنگ بزرگ داخلی و سپس جنگ با جهان اسلام فرو برود! آنان به سختی تندروهای هندو را مهار می‌کنند و ‌از آن مسجدِ نامبارکِ بناشده بر زمینی غصبی (و گرفته شده با تجاوز خونین نظامی) دفاع می‌کنند؛ یعنی دولتِ سکولارِ هند ناچار است از آن مسجد دفاع کند.

🔻داستان زرتشتیان در سرزمین خودشان بسیار غمبار است. آنان را امروز به نام "مسلمانان ایرانی/شیعی" می‌شناسیم؛ یعنی سلب هویت در معنای مطلق کلمه! همه‌ٔ معابد زرتشتیان از میان رفته‌اند، و اگر امروز در ایران برخی نقطه‌ها وجود دارند تا زرتشتیان عبادت کنند در زیر پرچم "رافت اسلامی" انجام می‌شود که نمی‌دانم معنایش چیست؟!

اگر سخن بر سر مظلومیت اسلام است، بدانید که اسلام هیچ‌گاه مظلوم نبوده و نیست! اسلام به تاریخ ظلم کرده و هیچ چیز نویی به بشریت نداده است که به درد دنیا و آخرتش بخورد؛ این را هم باید گفت.

🔹من معتقدم اگر مسلمانان دست از این تقدس بازی‌هایشان بردارند و بپذیرند که آن مسجد قدس جابجا شود و به مکان دیگری منتقل شود تا یهودیانِ تندرو (که کم از تندروهای مسلمان ندارند) معبدشان را از نو بسازند، بخش عمده‌ای از دعوای اسراییل و مسلمانان حل می‌شود؛
🔹اگر معبد هندوها بازسازی بشود جامعه‌ٔ هند هم به آرامش می‌رسد؛
🔹اگر دولت اسلامگرای ترکیه تولیت کلیسای ایا صوفیه را به مسیحیان ارتودوکس بازگرداند روابطش با یونان توسعه خواهد یافت؛
اما پیش‌فرض همه‌ٔ این آرزوها ظهور سکولاریسم در دنیای اسلام است.

🌾@Naqdagin