نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚 سال هجری یا سال عربی؟ (۱/۲)

✍️ #مسعود_امیرخلیلی

به نقل از تاریخ شناسان سنتی اسلامی هجرت به معنی مهاجرت (رفتن) پیغمبر مسلمانان و همراهان او (مهاجرین) در سپتامبر سال ۶۲۲ (۲۶ صفر) از مکه به مدینه بود.
باز هم به نقل از این تاریخ شناسان عمر، خلیفه دوم، تاریخ اسلامی یعنی تاریخ هجری را رایج کرد که سرآغاز آن ۲۶ صفر است.

🔅واژه هجرت در قران نیامده است، اما در سوره ۹، آیه ۱۰۰ به مهاجر کنندگان (المهاجرین) اشاره شده است. واژه هجرت از فعل «هَجَرَ» که به معنای ترک کردن است گرفته شده است. مهاجرت در اصل به معنای بریدن از دیگران است و تعجب آور است که این فعل هجر در دیگر زبان‌های سامی مشاهده نمی شود.
زبان شناس آلمانی ربرت کر (Robert Kerr) اشاره می کند که در زبان سوری واژه‌های mhaggraya مهاجرین mahaggra و haggarayuta آمده که هر سه از لغت هاجر (Hagar) گرفته شده است و هاجر نام زن دوم ابراهیم بود.

🔅بنا بر سنت یهودیان و مسیحیان، اعراب نه فقط اسماعیلی‌ها نامیده می شدند، بلکه معروف به هاجریون (Hagarener) نیز بودند
(۱ ). به زبان ساده تر: المهاجرون یعنی اعراب به طور کلی و نه همراهان پیغمبر در سفر مکه به مدینه.

🔅بر روی سنگ نبشته معاویه با علامت صلیب در ام قیس (اردون ) که به زبان یونانی نوشته شده است؛ سه تاریخ مشاهده می شود:
۱) تاریخ سال مالیاتی بیزانس،
۲) تاریخ سال محلی شهر و
۳) تاریخ بنا به سال عرب‌ها (according to the Arabs the 42nd year).

سال ۴۲ اعراب بر روی سنگ نبشته به معنی سال هاجریون (سال اعراب) است و نه سال هجری. (Israel Exploration Journal, Volume 32, 1982, Plate 11)

ترجمه سنگ نبشته معاویه به زبان انگلیسی:
In the day of ‘Abd Allah Muawiya ‘, the Commander of the faithful, the hot baths of the people there were saved and rebuilt by Abd Allah son of Abuasemos (Abū Hāšim) the Counsellor , on the fifth of the month of December , on the second day, in the 6th year of the indiction, in the year 726 of colony, according to the Arabs the 42nd year, for the healing of the sick, under the care of Ioannes , the official of Gadara

در دوران امیرالمومنین عبدالله معاویه، گرمابه‌های عمومی آنجا، توسط عبدالله بن ابوهشام (مستشار حکومت) اعاده و بازسازی شد.

پنجم ماه دسامبر، در روز دوم سال ششم مالیاتی ، سال ۷۲۶ محلی، مطابق با سال ۴۲ اعراب، برای درمان بیماران تحت مراقبت یوحنا، مقام رسمی در ام قیس (اردن)

🔅تاریخ شناس دانشگاه یوتا Peter von Sivers ( آمریکا) اشاره می کند: سنگ نبشته معاویه در ام قیس با علامت صلیب، قدیمی ترین تقویم اعراب را نشان می دهد:
This inscription , identifying Muawiya as ist Sponsor, commemorates the completion of the bath’s restoration. It shows a cross and bears the date of 42 “ according to the era of rhe Arab.“ To my knowledge, this is the earliest documentation of the Arab calendar by an Arab (2)

❓حال سوال این است چگونه این سال اعراب شکل گرفت، چه اتفاق تاریخی مهمی را اعراب برای سرآغاز تاریخ، سال یک (تقویم) خود انتخاب کردند؟
رویداد نامه‌ی سریانی گمنام (Anonymous Syriac Chronicle) که به “رویداد نامه سیریاک“ معروف است (۳) خبر می دهد که بعد از قتل نعمان سوم، پادشاه لخمیان در حیره (شهر قدیمی در میانرودان (به اصطلاح خاورمیانه امروز)، در نزدیکی نجف امروز) هم پیمان و فرمانبر ساسانیان در سال ۶۰۲ به فرمان خسرو پرویز دوم، ناآرامی‌ها در این قبیله عرب شدت گرفت. بعد از این قتل لخمیان تلاش کردند مستقل و خود مختار شوند و از وابستگی به ساسانیان رهایی یابند. و به همین علت لخمیان حمله هراکلیوس به ایران (در جنگ های ارمنستان و نینوا) در سال های ۶۲۲ ۶۲۸ را خوش آمد گفتند. بعد از آزاد شدن سوریه و فلسطین از تسلط ساسانیان (ساسانیان در سال ۶۱۴ اورشلیم و سوریه تصرف کردند و در سال ۶۲۲ مجبور به ترک این مناطق شدند) و بعد از قرارداد صلح هراکلیوس با ساسانیان در سال ۶۳۰ در اورشلیم، بیزانس نیروی های خود را از فلسطین و سوریه خارج کرد. بعد از سال ۶۳۰ دیگر نیروی های خارجی (ساسانیان و بیزانس) در فلسطین و سوریه مستقر نبودند.

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📚سال هجری یا سال عربی؟ (۲/۲)

✍️ #مسعود_امیرخلیلی

از نیمه قرن ۷ میلادی اعراب (غسانیان) کوشش کردند در سوریه و فلسطین زبان و تقویم عربی را جایگزین زبان و تقویم یونانی کنند. اعراب از این تاریخ به بعد دیگر از تقویم یونانی (سال سلوکیان، سرآغاز سال ۳۱۲ میلادی) که تا این زمان در آنجا مرسوم بود، استفاده نمی‌کردند.

🔅محاسبه زمان (تعیین سال و نگارش تقویم) در دوران باستان بیشتر مرتبط بود با اتفاقات مهم نظامی؛ و برای اعراب پیروزی بیزانس بر ساسانیان در سال ۶۲۲ یک اتفاق مهم نظامی بود. این پیروزی بیزانس سقوط نهایی ساسانیان و صعود اعراب را به دنبال داشت. گئورگیوس پیسیدیایی (George of Pisidia) شاعر حماسه‌سرا، کشیش و تاریخ‌نویس بیزانسی در دو اثر خود، “لشکرکشی هراکلیوس علیه پارس‌ها“ (۶۲۲) و «هراکلید» (۶۲۷) که دومی چکامه‌ای در بزرگداشت پیروزی هراکلیوس بر ساسانیان و بازگرداندن صلیب از تیسفون به اورشلیم است (ساسانیان پس از اشغال اورشلیم در سال ۶۱۴، صلیبی که گفته شده بود مسیح با آن اعدام شد، به تیسفون انتقال دادند) گئورگیوس پیسیدیایی همچنین از تجدید حیات امپراتوری بیزانس و کارهای انجام‌گرفته توسط هراکلیوس ستایش می کند (۴). کتاب لشکرکشی هراکلیوس علیه ایران مهم ترین سند از این حمله است و به نقل از تاریخ نویس انگلیسی جیمز هاروارد جانستون (James Howard-Johnston) این اثر ادبی پیسیدیابی در ادبیات مسیحیان و غیر مسیحیان راه یافته بود (خوانده می شد).

🔅به عقیده پیسیدیایی پیروزی هراکلیوس بر ارتش خسرو دوم [خسرو پرویز] و بازگشت صلیب به اورشلیم یک رهایی تاریخی، یک رستگاری تاریخی (salvation history) برای بیزانس به شمار می‌آمد. این پیروزی‌ها (از سال ۶۲۲ تا ۶۲۷) تا این درجه با اهمیت بودند که می‌توانستند برای بیزانس سرآغاز (تجدید حیات) یک گاهشماری (تقویم) جدید باشد. نه فقط برای بیزانس، همانطور که در بالا اشاره شد، برای اعراب (در حیره و سوریه) نیز این پیروزی بیزانس بر ساسانیان تا این حد مهم بود که آنها (اعراب) این تاریخ را برای سرآغاز گاهشماری خود انتخاب کنند. مذهب شناس آلمانی Andreas Goetze اشاره می کند: «پیروزی بر ایرانیان تا این اندازه اهمیت داشت که هراکلیوس (پادشاه بیزانس) در تاریخ اسلام بخشی از تاریخ رستگاری مسلمان به شمار می‌آید.»

Die Bedeutung des Sieges über die Perser ist so hoch angesiedelt, dass selbst in der islamischen Tradition ein römische-byzantinischer Kasier zu einem wichtigen Teil in der Darstellung der muslemischen Heilgeschichte wurde! (6)


🔅اعراب (هاجریون) سال ۶۲۲ را سرآغاز تقویم (سال یک) خود قرار دادند و آن هم به چند دلیل:
در این سال ساسانیان مجبور شدند برای مقابله با بیزانس در ارمنستان ارتش خود را از اورشلیم و سوریه خارج کنند و به اشغال این مناطق پایان دهند. با خارج شدن ساسانیان عرب‌های سوریه و اورشلیم آزادی خود را به دست آوردند. در این سال ارتش خسرو دوم پرویز در ارمنستان از بیزانس شکست خورد و دیگر ساسانیان نمی توانستند تهدیدی برای اعراب باشند. اما اعراب به طور رسمی بعد از وفات هراکلیوس (۶۴۱)، پادشاه بیزانس، این تقویم (سال) جدید را وارد گاهشماری (تقویم) خود کردند. اعراب ایرانی (عرب های ساسانی) اولین سکه های خود (سکه های عرب – ساسانی) را بعد از مرگ هراکلیوس در سال ۶۴۲ در ایران ضرب کردند (جنگ نهاوندی که طبری از آن خبر می دهد در واقع ضرب همین سکه اعراب های ایرانی در سال ۶۴۲ بود: نگاه کنید به : مقاله‌ی سقوط ساسانیان)

🔅اعراب سوریه (غسانیان) تا تاریخ ۶۴۱ هم پیمان (foederati) هراکلیوس بودند و بعد از عقب نشینی بیزانس از سوریه، فلسطین و میانرودان این قبیله عرب قدرت را در این مناطق به دست گرفت. اعراب سوریه و فلسطین که سال ۶۲۲ را برای تقویم جدید خود انتخاب کردند اطلاعی از مهاجرت پیغمبر مسلمانان از مکه به مدینه نداشتند (مکه ۱۵۰۰ کیلومتر از دمشق فاصله دارد) و تقویم سال هجری (سرآغاز سال ۶۲۲ میلادی)، سال موسوم به رفتن پیغمبر مسلمانان از مکه به مدینه، توسط دیوان سالاران خلفای عباسی محاسبه و اعلام عمومی شده و واقعیت و اصالت تاریخی ندارد.

به نقل از “آوای تبعید” شماره ۹ (ارجاعات مقاله را در اینجا بخوانید)

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟

✍️ #مسعود_امیرخلیلی

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟

✍🏻 #مسعود_امیرخلیلی

🍂 ابن‌هشام، تاریخ‌نویس عرب قرن ۹، که زندگینامۀ محمد را نوشت، اشاره می‌کند:
محمد بارها یک جوان مسیحی را ملاقات می کرد. این جوان مسیحی، درس‌های را به محمد آموزش داد که بعد، محمد این درس‌ها را بیان کرد [وحی ؟].

🍂 همچنین در زندگینامۀ محمد نقل شده که:
محمد، در سن ۱۲ سالگى، همراه عموى خود، ابوطالب، با کاروانی برای تجارت رهسپار دمشق شد. در روستایی در نزدیکی دمشق راهبى به نام بحیرى که در صومعه‌ای زندگی می‌کرد و از علوم مسیحى آگاه بود، برای ابوطالب و محمد غذا تهیه کرد.

🍂 ابوطالب از راهب سوال می‌کند: "به چه دلیل ما را به غذا دعوت کردی؟" و بحیرا جواب می‌دهد: "چون ابرى روشن بر سر رسول اکرم (ص) سایه افکنده بود ". این زندگینامه ادامه می‌دهد که:
راهب برخى خصوصیات را در آن حضرت به دقت بررسى کرد و خطاب به ایشان گفت: “ اى پسر؛ تو را به لات و عزّى سوگند می‌دهم که از هر چه سؤال می‌کنم به من پاسخ دهى"، حضرت فرمود "مرا به آنها سوگند مده که از هیچ چیز به اندازه آن‏ها نفرت ندارم"…. بحیرا سؤالاتى را مطرح کرد و حضرت پاسخ داد که مطابق دانسته‏‌هاى آن راهب بود. آنگاه به مهر نبوت که در میان دو شانۀ پیامبر بود نگریست.

🍂 نه فقط ابن‌هشام، بلکه مسیحیان نیز داستان بحیرای راهب را بطور دیگری تعریف کرده‌اند:
بحیرای راهب ۴۰ بیت (سرود) از ایمانش را برای محمد خواند که بعد، محمد این بیت‌ها را بعنوان وحی بازگو کرد.

🔺طبق این خبرِ مسیحیان از بحیرای راهب، وحی محمد در حقیقت، سرودهای مسیحی بودند و قرآن یک متن مسیحی‌ست.

🍂 مسیحیان با پخش داستان بحیرایِ راهب در دوران مأمون، این هدف را دنبال می‌کردند که مسلمانان، به آزار و تعقیب مسیحیان خاتمه دهند و مالیات زیاد از آنها مطالبه نکنند؛ چون اصل، یا مبدا اسلام مسیحی است.

🍂 اما این داستانِ بحیرای راهب، یک واقعیت تاریخی را نیز بازگو می‌کند و آن، گذارِ مذهبِ نستوریِ (مسیحیت شرقی) اعراب و ایرانیان در ایران، به اسلام، در دوران عباسیان است. حالا مسیحیان، برای اثبات نظریۀ «مبدا مسیحیِ اسلام»، به سورۀ ۹۷ اشاره می‌کنند که این سوره، در واقع از تولد مسیح (کریسمس) خبر می‌دهد و نه از نازل شدن قرآن:
۱- ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم.
۲- شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
۳- و از شب قدر چه آگاهت كرد.
۴- در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود آيند.
۵- آن شب تا دم صبح صلح و سلام است (سوره القدر).


🍂 اول اینکه این سوره، اشاره‌ای به قرآن نکرده‌است و همچنین، قرآن در یک شب نیز نازل نشده، بلکه بر طبق روایات‌ها، محمد سوره‌های قرآن را در طول ۲۳ سال دریافت کرده‌است. برای آشتی دادن این دو دیدگاه، مفسران مسلمان، این طرح را پیشنهاد کرده‌اند که فرشتگان، ابتدا قرآن را در یک شب به پایین‌ترین سطح آسمان فرود آورده‌اند و جبرئیل از آنجا، به طور تدریجی، متن قرآن را به محمد در مکه و مدینه وحی کرد.

🍂 واژۀ "قدر“ در سوره‌های: (۶، آیه ۹۱) – (سوره ۳۹ آیه ۶۷) – (سوره ۲۲، آیه ۷۴) و (سوره ۶۵، آیه ۳) نیز مشاهده می‌شوند، اما در هیچ‌کدام از این سوره‌ها، "قدر“ به معنی “ سرنوشت“، یا “ حکم“ ، آنطور که در سورۀ ۹۷ بیان شده، نیست. در این سوره‌ها، واژۀ قدر بیشتر به معنی “برآورد“، “ اندازه‌گیری“ و “ تخمین“ است.

🍂 به‌نقل از زبان‌شناس آلمانی – لبنانی، کریستف لوکزنبرگ، سورۀ ۹۷ (سوره القدر)، در اصل خبر از «تولد مسیح» می‌دهد و نه از نازل شدن قران(۱). ویرایشگران قرآن، در برگرداندن واژه‌های بی‌نقطه به نقطه‌دار، دچار اشتباه شدند. در سطر ۳ حرف «ش» در وآژه “ شهر“، به‌معنی «ماه» باید به حرف «س»، به «سهر»، از ریشۀ سوری-آرامی (Shahra) به معنی “نگهبان شب “ برگردانده شود که پس از حذف نقطه «ش» سطر ۳، این معنی را می‌دهد: "شب قدر از هزار نگهبانِ شب ارجمندتر است “ و نه "از هزار ماه ارجمندتر" است.

🍂 این امکان نیز هست که سطر ۳ سورۀ ۹۷ (القدر) از "سرود تولد مسیح“ (Christian Nativity hymns) که کشیش مسیحیِ قرن ۴، ماراپرم سریانی (وفات ۳۷۳)، آن را سروده‌است، اقتباس شده‌باشد:
ما نمی‌خواهیم بیدار ماندن امروزمان را مانند بیدار ماندن معمولی به شمار بیآوریم – یک جشن است که اجرت آن صدبار بیشتر است.


🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه


#نقد_ادیان #نقد_قرآن #بازاندیشی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟

✍🏻 #مسعود_امیرخلیلی

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟

✍🏻 #مسعود_امیرخلیلی

🍂 ابن‌هشام، تاریخ‌نویس عرب قرن ۹، که زندگینامۀ محمد را نوشت، اشاره می‌کند:
محمد بارها یک جوان مسیحی را ملاقات می کرد. این جوان مسیحی، درس‌های را به محمد آموزش داد که بعد، محمد این درس‌ها را بیان کرد [وحی ؟].

🍂 همچنین در زندگینامۀ محمد نقل شده که:
محمد، در سن ۱۲ سالگى، همراه عموى خود، ابوطالب، با کاروانی برای تجارت رهسپار دمشق شد. در روستایی در نزدیکی دمشق راهبى به نام بحیرى که در صومعه‌ای زندگی می‌کرد و از علوم مسیحى آگاه بود، برای ابوطالب و محمد غذا تهیه کرد.

🍂 ابوطالب از راهب سوال می‌کند: "به چه دلیل ما را به غذا دعوت کردی؟" و بحیرا جواب می‌دهد: "چون ابرى روشن بر سر رسول اکرم (ص) سایه افکنده بود ". این زندگینامه ادامه می‌دهد که:
راهب برخى خصوصیات را در آن حضرت به دقت بررسى کرد و خطاب به ایشان گفت: “ اى پسر؛ تو را به لات و عزّى سوگند می‌دهم که از هر چه سؤال می‌کنم به من پاسخ دهى"، حضرت فرمود "مرا به آنها سوگند مده که از هیچ چیز به اندازه آن‏ها نفرت ندارم"…. بحیرا سؤالاتى را مطرح کرد و حضرت پاسخ داد که مطابق دانسته‏‌هاى آن راهب بود. آنگاه به مهر نبوت که در میان دو شانۀ پیامبر بود نگریست.

🍂 نه فقط ابن‌هشام، بلکه مسیحیان نیز داستان بحیرای راهب را بطور دیگری تعریف کرده‌اند:
بحیرای راهب ۴۰ بیت (سرود) از ایمانش را برای محمد خواند که بعد، محمد این بیت‌ها را بعنوان وحی بازگو کرد.

🔺طبق این خبرِ مسیحیان از بحیرای راهب، وحی محمد در حقیقت، سرودهای مسیحی بودند و قرآن یک متن مسیحی‌ست.

🍂 مسیحیان با پخش داستان بحیرایِ راهب در دوران مأمون، این هدف را دنبال می‌کردند که مسلمانان، به آزار و تعقیب مسیحیان خاتمه دهند و مالیات زیاد از آنها مطالبه نکنند؛ چون اصل، یا مبدا اسلام مسیحی است.

🍂 اما این داستانِ بحیرای راهب، یک واقعیت تاریخی را نیز بازگو می‌کند و آن، گذارِ مذهبِ نستوریِ (مسیحیت شرقی) اعراب و ایرانیان در ایران، به اسلام، در دوران عباسیان است. حالا مسیحیان، برای اثبات نظریۀ «مبدا مسیحیِ اسلام»، به سورۀ ۹۷ اشاره می‌کنند که این سوره، در واقع از تولد مسیح (کریسمس) خبر می‌دهد و نه از نازل شدن قرآن:
۱- ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم.
۲- شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
۳- و از شب قدر چه آگاهت كرد.
۴- در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود آيند.
۵- آن شب تا دم صبح صلح و سلام است (سوره القدر).


🍂 اول اینکه این سوره، اشاره‌ای به قرآن نکرده‌است و همچنین، قرآن در یک شب نیز نازل نشده، بلکه بر طبق روایات‌ها، محمد سوره‌های قرآن را در طول ۲۳ سال دریافت کرده‌است. برای آشتی دادن این دو دیدگاه، مفسران مسلمان، این طرح را پیشنهاد کرده‌اند که فرشتگان، ابتدا قرآن را در یک شب به پایین‌ترین سطح آسمان فرود آورده‌اند و جبرئیل از آنجا، به طور تدریجی، متن قرآن را به محمد در مکه و مدینه وحی کرد.

🍂 واژۀ "قدر“ در سوره‌های: (۶، آیه ۹۱) – (سوره ۳۹ آیه ۶۷) – (سوره ۲۲، آیه ۷۴) و (سوره ۶۵، آیه ۳) نیز مشاهده می‌شوند، اما در هیچ‌کدام از این سوره‌ها، "قدر“ به معنی “ سرنوشت“، یا “ حکم“ ، آنطور که در سورۀ ۹۷ بیان شده، نیست. در این سوره‌ها، واژۀ قدر بیشتر به معنی “برآورد“، “ اندازه‌گیری“ و “ تخمین“ است.

🍂 به‌نقل از زبان‌شناس آلمانی – لبنانی، کریستف لوکزنبرگ، سورۀ ۹۷ (سوره القدر)، در اصل خبر از «تولد مسیح» می‌دهد و نه از نازل شدن قران(۱). ویرایشگران قرآن، در برگرداندن واژه‌های بی‌نقطه به نقطه‌دار، دچار اشتباه شدند. در سطر ۳ حرف «ش» در وآژه “ شهر“، به‌معنی «ماه» باید به حرف «س»، به «سهر»، از ریشۀ سوری-آرامی (Shahra) به معنی “نگهبان شب “ برگردانده شود که پس از حذف نقطه «ش» سطر ۳، این معنی را می‌دهد: "شب قدر از هزار نگهبانِ شب ارجمندتر است “ و نه "از هزار ماه ارجمندتر" است.

🍂 این امکان نیز هست که سطر ۳ سورۀ ۹۷ (القدر) از "سرود تولد مسیح“ (Christian Nativity hymns) که کشیش مسیحیِ قرن ۴، ماراپرم سریانی (وفات ۳۷۳)، آن را سروده‌است، اقتباس شده‌باشد:
ما نمی‌خواهیم بیدار ماندن امروزمان را مانند بیدار ماندن معمولی به شمار بیآوریم – یک جشن است که اجرت آن صدبار بیشتر است.


🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۰۱۷ واژه


#نقد_ادیان #نقد_قرآن #بازاندیشی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin