Telegram
نقدآگین
📘آزادی و «نهضت آزادی ایران»
(۳/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
▪️آزادی را کرامت انسان، موهبتی الهی، خواستهای ذاتی و پیشنیاز رشد و کمال فردی و اجتماعی و موجب تحقق حاکمیت ملت میداند.
▪️اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی اسلام را که پیامبران الهی از آدم تا خاتم منادی آن بودهاند، پایه استوار و انگیزه اساسی در مبارزات سیاسی و اجتماعی میداند.
▪️بنا بر آیۀ «وَإِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً. بقره، ۳۰» مردم را منشأ قدرت و حاکم بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود میداند.
▪️رویکرد عقلانی و علمی را در برخورد و حل مسائل اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، مبنایی مطمئن و اثربخش میداند.
▪️ضمن وفاداری به آرمانهای اعلامشده در قانون اساسی ج.ا و التزام به آن، اصلاح بنیادین آن را در راستای پاسداری و گسترش حقوق و حاکمیت ملت ضروری میداند.
▪️عدالت اجتماعی و اقتصادی را عامل مهمی در ایجاد «نظم»، «امنیت» و «توسعه» میداند.
▪️برای دستیابی به حقوق و آزادیهای اساسی، انسجام و همکاری و وحدت مردم را دارای اهمیت ویژه میداند.
▪️تعهد صادقانه به اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد و دیگر اسناد و تعهدات بینالمللی ناظر بر تأمین کرامت انسانی در حوزههای منع خشونت، نسلکشی، جنایت علیه بشریت و رفع تبعیضات ساختاری را مبنای توسعه ملی و زیست مسالمتآمیز جهانی میداند.
▪️صلح و وحدت مردم جهان، بهویژه مسلمانان و پرهیز از تفرقههای قومی و مذهبی میان گرایشهای گوناگون اسلامی را ضرورتی بنیادین میداند.
▪️با توجه به اصول یادشده، ما مسلمان، ایرانی، مصدقی، ملتزم به قانون اساسی و خواهان اصلاح آن هستیم.
🔻در این مرامنامه همچنان تأکید میشود که تحقق این آزادی و کرامت تنها در چهارچوب اصول اسلامی امکانپذیر است.
تکیه بر آیهی قرآنی که مردم منشأ اصلی حکومت هستند نتیجه میدهد که اگر جایی دیگر در قرآن استتناج شود که عقل انسان کافی نیست و تصمیمگیری و صلاحدیدش را در اختیار فقیه بگذارد راهی نیست که بیچونوچرا بپذیریم.
🔺درحقیقت، این اصل در نهاد خود با خواستهی ذاتی انسان در تعارض است. چنین برداشتی، مفهوم آزادی را از حیطهٔ جهانشمول خارج ساخته و به یک ارزش صرفاً ایدئولوژیک فروکاسته است. این تناقض سبب شده تا آزادی، بهجای آنکه حقی برابر برای همهٔ انسانها باشد، به مفهومی محدود و انحصاری تبدیل شود که تنها در خدمت گروه یا ایدئولوژی خاصی قرار میگیرد.
🔶نقد از منظر لیبرالیسم: آزادی بهمثابهٔ حق بنیادین
🍂 جان استوارت میل، بهعنوان یکی از متفکران برجستهٔ لیبرالیسم، بر این باور است که آزادی فردی اساسیترین حق بشر محسوب میشود. از دیدگاه او، پیشرفت تمدن بشری تنها در سایهٔ آزادی اندیشه و بیان امکانپذیر است. این نگرش، آزادی را نه بهعنوان امتیازی وابسته به قدرتهای دینی یا سیاسی، بلکه بهمثابهٔ حقی ذاتی و جهانی تعریف میکند. در این دیدگاه، هیچ نظام یا ایدئولوژیای نمیتواند آزادیهای فردی را محدود سازد، مگر در مواردی که آزادی فرد شهروند به حقوق دیگران آسیب وارد کند.
🍂 بررسی تطبیقی این دیدگاه با رویکرد نهضت آزادی ـــهمچنان پس از ۶۰ سالـــ آشکار میسازد که مفهوم آزادی در این جریان سیاسی، نه در معنای مدرن آن، بلکه صرفاً بهعنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف ایدئولوژیک دینی تعریف و استفاده شده و میشود. آزادی فقط یک واژه نیست که با آن وعدهٔ بهشت زمینی داد. آزادی در مرام سیاسی هر حزب تعریف مشخصی دارد که آن تعریف، قلمروش را تعیین میکند. وقتی حزبی تمام و کمال در خدمت یک دین درآید، نمیتوان انتظار داشت که همزمان با منشور ملل متحد هم همخوانی داشته باشد.
🔺نتیجهگیری: آزادی، مفهوم یا ابزار؟
🍂 بررسی مفهوم آزادی در اندیشه و عملکرد «نهضت آزادی ایران» بهعنوان یکی از جریانهای سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر نشان میدهد که این تشکل، علیرغم بهرهگیری از واژهٔ «آزادی» در نام خود، تفسیری محدود و ایدئولوژیک از این مفهوم ارائه داده است. در این نگرش، آزادی نه بهعنوان حقی جهانشمول و برابر برای تمام انسانها، بلکه بهمثابهٔ مفهومی مقید به چارچوبهای اسلامی تعریف گردیده است.
🍂 این دیدگاه، بهجای آنکه آزادی را همچون ارزشی مستقل و بنیادین پیگیری نماید، آن را به وسیلهای برای پیشبرد و تحکیم اندیشههای دینی تقلیل داده است. پیامد چنین رویکردی محدودیت حقوق فردی و نادیده انگاشتن اصول جهانی آزادی بوده است.
🍂 آزادی در معنای حقیقی خود، مفهومیست که باید فارغ از قیود ایدئولوژیک تعریف شود. هرگونه محدودسازی این حق اساسی، حتی با توجیهات اخلاقی یا خیرخواهانه، نهتنها به استبداد میانجامد بلکه پایههای عدالت و توسعه را نیز متزلزل میسازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrivarorg
(۳/۳)
✍🏻 #ستاره_قربانی
▪️آزادی را کرامت انسان، موهبتی الهی، خواستهای ذاتی و پیشنیاز رشد و کمال فردی و اجتماعی و موجب تحقق حاکمیت ملت میداند.
▪️اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی اسلام را که پیامبران الهی از آدم تا خاتم منادی آن بودهاند، پایه استوار و انگیزه اساسی در مبارزات سیاسی و اجتماعی میداند.
▪️بنا بر آیۀ «وَإِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً. بقره، ۳۰» مردم را منشأ قدرت و حاکم بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود میداند.
▪️رویکرد عقلانی و علمی را در برخورد و حل مسائل اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، مبنایی مطمئن و اثربخش میداند.
▪️ضمن وفاداری به آرمانهای اعلامشده در قانون اساسی ج.ا و التزام به آن، اصلاح بنیادین آن را در راستای پاسداری و گسترش حقوق و حاکمیت ملت ضروری میداند.
▪️عدالت اجتماعی و اقتصادی را عامل مهمی در ایجاد «نظم»، «امنیت» و «توسعه» میداند.
▪️برای دستیابی به حقوق و آزادیهای اساسی، انسجام و همکاری و وحدت مردم را دارای اهمیت ویژه میداند.
▪️تعهد صادقانه به اعلامیه جهانی حقوق بشر دارد و دیگر اسناد و تعهدات بینالمللی ناظر بر تأمین کرامت انسانی در حوزههای منع خشونت، نسلکشی، جنایت علیه بشریت و رفع تبعیضات ساختاری را مبنای توسعه ملی و زیست مسالمتآمیز جهانی میداند.
▪️صلح و وحدت مردم جهان، بهویژه مسلمانان و پرهیز از تفرقههای قومی و مذهبی میان گرایشهای گوناگون اسلامی را ضرورتی بنیادین میداند.
▪️با توجه به اصول یادشده، ما مسلمان، ایرانی، مصدقی، ملتزم به قانون اساسی و خواهان اصلاح آن هستیم.
🔻در این مرامنامه همچنان تأکید میشود که تحقق این آزادی و کرامت تنها در چهارچوب اصول اسلامی امکانپذیر است.
تکیه بر آیهی قرآنی که مردم منشأ اصلی حکومت هستند نتیجه میدهد که اگر جایی دیگر در قرآن استتناج شود که عقل انسان کافی نیست و تصمیمگیری و صلاحدیدش را در اختیار فقیه بگذارد راهی نیست که بیچونوچرا بپذیریم.
🔺درحقیقت، این اصل در نهاد خود با خواستهی ذاتی انسان در تعارض است. چنین برداشتی، مفهوم آزادی را از حیطهٔ جهانشمول خارج ساخته و به یک ارزش صرفاً ایدئولوژیک فروکاسته است. این تناقض سبب شده تا آزادی، بهجای آنکه حقی برابر برای همهٔ انسانها باشد، به مفهومی محدود و انحصاری تبدیل شود که تنها در خدمت گروه یا ایدئولوژی خاصی قرار میگیرد.
🔶نقد از منظر لیبرالیسم: آزادی بهمثابهٔ حق بنیادین
🍂 جان استوارت میل، بهعنوان یکی از متفکران برجستهٔ لیبرالیسم، بر این باور است که آزادی فردی اساسیترین حق بشر محسوب میشود. از دیدگاه او، پیشرفت تمدن بشری تنها در سایهٔ آزادی اندیشه و بیان امکانپذیر است. این نگرش، آزادی را نه بهعنوان امتیازی وابسته به قدرتهای دینی یا سیاسی، بلکه بهمثابهٔ حقی ذاتی و جهانی تعریف میکند. در این دیدگاه، هیچ نظام یا ایدئولوژیای نمیتواند آزادیهای فردی را محدود سازد، مگر در مواردی که آزادی فرد شهروند به حقوق دیگران آسیب وارد کند.
🍂 بررسی تطبیقی این دیدگاه با رویکرد نهضت آزادی ـــهمچنان پس از ۶۰ سالـــ آشکار میسازد که مفهوم آزادی در این جریان سیاسی، نه در معنای مدرن آن، بلکه صرفاً بهعنوان ابزاری در خدمت تحقق اهداف ایدئولوژیک دینی تعریف و استفاده شده و میشود. آزادی فقط یک واژه نیست که با آن وعدهٔ بهشت زمینی داد. آزادی در مرام سیاسی هر حزب تعریف مشخصی دارد که آن تعریف، قلمروش را تعیین میکند. وقتی حزبی تمام و کمال در خدمت یک دین درآید، نمیتوان انتظار داشت که همزمان با منشور ملل متحد هم همخوانی داشته باشد.
🔺نتیجهگیری: آزادی، مفهوم یا ابزار؟
🍂 بررسی مفهوم آزادی در اندیشه و عملکرد «نهضت آزادی ایران» بهعنوان یکی از جریانهای سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر نشان میدهد که این تشکل، علیرغم بهرهگیری از واژهٔ «آزادی» در نام خود، تفسیری محدود و ایدئولوژیک از این مفهوم ارائه داده است. در این نگرش، آزادی نه بهعنوان حقی جهانشمول و برابر برای تمام انسانها، بلکه بهمثابهٔ مفهومی مقید به چارچوبهای اسلامی تعریف گردیده است.
🍂 این دیدگاه، بهجای آنکه آزادی را همچون ارزشی مستقل و بنیادین پیگیری نماید، آن را به وسیلهای برای پیشبرد و تحکیم اندیشههای دینی تقلیل داده است. پیامد چنین رویکردی محدودیت حقوق فردی و نادیده انگاشتن اصول جهانی آزادی بوده است.
🍂 آزادی در معنای حقیقی خود، مفهومیست که باید فارغ از قیود ایدئولوژیک تعریف شود. هرگونه محدودسازی این حق اساسی، حتی با توجیهات اخلاقی یا خیرخواهانه، نهتنها به استبداد میانجامد بلکه پایههای عدالت و توسعه را نیز متزلزل میسازد.
.
#سیاست #فلسفیدن #لیبرالیسم #استمرارطالبان #نهظت_آزادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrivarorg