نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘تاریخِ ذهنیاتِ «بغی و محاربه» در اسلام

✍🏻#نگار_ذيلابی

🍂 یکی از لوازم فهم دقیق مفاهیم، بررسی تاریخ شکل‌گیری آنها در سیاق فرهنگی مربوط است. مفاهیم و احکام فقهی هم به‌مثابه پدیدارهای فرهنگیِ زمان‌مند و مکان‌مند، و نه ازلی و ابدی، مستثنا نیستند و با بررسیِ هر مفهوم با رویکرد تاریخِ فرهنگی جدید، می‌توان تا حد زیادی، تحولات کارکردی آنها را فهمید.

🍂 دربارۀ مفهوم «بغی و محاربه» که در حال حاضر در فقه شیعی به‌معنای «قیام مسلحانه علیه امام معصوم و نائب او» درک می‌شود، ماجرا به روزگاری بس دورتر از شکل‌گیری فقه شیعی برمی‌گردد:

🍂 از سده‌ی اول میلادی، بیشترِ جوامعِ ساکنِ فلسطینِ قدیم و نواحیِ اطرافِ آن، تا منطقۀ فرهنگی بین‌النهرین، انقیاد و فرمانبرداری از پادشاه یا امپراطور را از اصول اولیه‌ی مذهبی و از لوازم ایمان تلقی می‌کردند.

🍂 در واقع، نهاد قدرت به‌سرعت و به بدوی‌ترین شکل فهمید که ساده‌ترین، مؤثرترین و سهل‌الوصول‌ترین شیوه‌ی مقابله با مخالفان و شورشیان و کارآمدترین راه ارعاب خلق، این است که مخالفت آنها را یک‌راست با ستیز علیه دین و خدا و امر قدسی پیوند زند.

🍂 در حکومت‌های اسلامی هم تقریبا همین الگوی ذهنیت فرهنگی تداوم یافت. در زمان خلفای راشدون، هنوز این موضوع به‌طور کامل تئوریزه نشده‌بود و کشته‌شدن خلفای سوم و چهارم و حتی بعد، قیام بی‌محابای حسین‌بن‌علی علیه خلیفه، هنوز در برهه‌ای بود که امر عرفی حکومت و نیز معارضه و قیام علیه آن، در ذهنیات عمومی در حکمِ «قیام علیه امر قدسی» فهمیده نمی‌شد.

🍂 اما از همین نیمه‌های سدۀ اول هجری، به‌تدریج، با قوام‌گرفتنِ نهاد خلافت، این هم‌داستانی خدا و خلیفه هم نضج گرفت، تا اینکه در دورۀ خلفای عباسی، نظریۀ منسجم‌تری از آن، به‌ویژه از جانبِ نویسندگانِ کتب فقهیِ موسوم به "احکام‌السلطانیه" مدون شد. چنان‌که خلیفه بعنوان شخصی که بر کرسی نبی تکیه زده، «لازم‌الاطاعه» دانسته و عصیان در برابر او، به‌مثابه تمرد در برابر خدا و نبی خدا انگاشته‌شد.

🍂 علمای حکومتی که‌ عمدتا منبع ارتزاقشان به خزانه‌ی خلیفه متصل بود، به‌سرعت در تراز نظریه‌پردازان فقه سیاسی قرار گرفتند که در کتاب‌هایشان بر «لازم‌الاطاعه‌بودن» خلفا تأکید می‌کردند.

🍂 عمده‌ی فقها و حتی کسانی چون غزالی، ابن‌تیمیه، ابن‌جماعه، تفتازاتی و ... تا آنجا پیش رفتند که قاعده‌ی «امر به معروف و نهی از منکر» را از معنایِ کهنِ «انتقاد علیه حاکمان»، به مفهومِ عکس آن، یعنی «کنترل‌گریِ حاکمان درباره مردم/ رعایا» تغییر دادند. این نظریه‌پردازان حتی «اطاعت از امام جائر، جاهل و فاسق» را هم «واجب» می‌دانستند و بر آن بودند که این ویژگی‌ها، مشروعیت آنها را از بین نمی‌برد‌؛ مفاهیمی مثل «ظل‌اللهیِ» سلطان هم ذیل همین نگرش تداوم یافت.

🍂 این مفاهیم بیشتر در سیاق فرهنگی خلافت تداوم یافت و بعدها که شیعیان در نهاد قدرت استیلا یافتند، از صفویه گرفته تا جمهوری اسلامی، همان بهره‌برداریِ سابق از این مفاهیم را قرین منفعت یافتند. در این حکومت‌ها، مصادیقِ «بغی»، «محاربه»، «فسق»، «فساد»، «الحاد»، «زندقه»، «خروج»، «اباحی‌گری جنسی»، «بدمذهبی» و انبوهی از این قبیل اتهامات، ساده‌ترین شیوه‌ بود برای از بین‌بردنِ خطرناک‌ترینِ دشمنان و سرسخت‌ترینِ منتقدان و نيز ترساندنِ مخالفان و به استيصال كشاندن جامعه‌، تا جرأتی برای اعتراض باقی نماند.

🍂 کتب تاریخی آکنده از قیام‌هایی‌ست که «شورش» خوانده شده‌اند و سران آن‌ها «باغی و طاغی و یاغی و کافر و ملحد و زندیق» و اقسام رنگ‌رنگِ اتهاماتِ سنگینِ مرگ‌محور! و تکثرِ فرق و نحله‌های مذهبی و سیاسی از سنی و شیعه و اشعری‌مسلک و خسروانی‌اندیش و ... در این نقطه‌ی اشتراک، تقریبا بی‌تأثیر بود. چنان‌که شگفت‌زده می‌شویم وقتی که مثلا استدلالِ ابن‌تیمیه در «عدمِ جواز خروج رعایا علیه سلطان» را از زبان «تحلیل‌گری حکومتی» یا «خطیب جمعه» یا حتی «روشنفکری دانشگاهی» در تهران و مشهد و قم امروز می‌شنویم!

🍂 این سیطره و تداومِ ذهنیاتِ کهن در جوامع مسلمانِ امروزی، پدیده‌ای‌ست که باید زیرِ تیغِ پژوهش‌های دقیق، کالبدشکافی گردد. برای گذر از وضع فعلی به ایرانِ آزاد و آبادِ فردا، لازم است یکایکِ این مفاهیم «تبارشناسی» شوند و ضمنِ خلاصی از یوغِ هزاران‌ساله‌ی این دلالت‌های ضدانسانی، طبقِ قوانین و ارزش‌های انسان‌مدار سکولار مدرن، در تمامِ این ساحت‌ها بازنگری‌ انجام گیرد و «حقوق جدید» فارغ از تنگ‌نظری‌های «فقه سنتی و ذهنیات رسوب‌یافته از تاریخ استبدادیِ مألوفِ بومی» بازنگاری گردد.


#نواندیشی_دینی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | تاریخ و تمدن