Telegram
نقدآگین
📘فقدانِ سازوکار «رفراندوم» در قانون اساسی در وضعیتِ «تحریم فراگیر»
✍🏻 #همایون_غنی_زاده
🍂 میانِ اکثریت معمم موسسان قانون اساسی، اسامیای هم مثل بنیصدر، عزتالله سحابی و دکتر آیت تا طالقانی و حسن عضدی تا باهنر و عزیز دانشراد، هرابر خالاتیان سیداحمدنوربخش، رستم شهزادی و سیدمحمد کیاوش، دیده میشد. کسانیکه یا دانش آموختۀ حوزه نبودند و از دانشگاه های معتبر دنیا فارغ التحصیل شده بودند، یا اهل علم و مهندسی بودند و یا معلم و اقلیت بودند و کلا به جریانهای فکری دیگری غیر از آخوندها هم اعتقاد داشتند.
🍂 بگذریم از اینکه اتفاقا اولین بار، پیشنهاد درج ولایت فقیه در قانون اساسی را دو چهرۀ غیر معمم، یعنی دکتر آیت و سیدمحمد کیاوش دادند و بعدتر در بازنگری، هاشمی رفسنجانی هم دیگر گردوغباری از تنش زدوده و تازهنفس آمدهبود که در رویای خودش امیرکبیر دوران شود!
🍂 حتی اینها هم با آنکه در چند اصل به همهپرسی و رفراندوم در قانون اساسی از تصویب شدن توسط دو سوم مجموع نمایندگان مجلس تا تعریف همهپرسی در «ذیل اختیارات رهبری» و غیره اشاره میکنند! اما هیچجایی نمیپرسند «عدم شرکت مردم در انتخابات» یعنی چه؟
🍂 در قانون اساسی سازوکاری برای فعال شدن ماشه و طرح همهپرسی و رفراندوم توسط خود مردم، تعریف نشدهاست؛ مثلا تعریف نشده چنانچه در انتخابات ۷۰ یا ۸۰ یا ۶۰ درصد مردم شرکت نکردند، چکار کنیم؟ یا اگر این عدم مشارکت، در سه انتخابات متوالی تکرار شود، و یا اگر نظام حاکم، نمایندگان مجلس خود را تنها با ۵درصد آرا بفرستد خانۀ ملت، باید چه کار کرد؟
🍂 در قانون اساسی فعلی، تنها به رای دادن آحاد مردم اشاره شدهاست و برای رای ندادن و عدم مشارکت وسیع همان آحاد مردم، حتی تخیل هم نشدهاست و این عدم شرکت، تنها یک هزینه و آبروریزی رسانهای دارد ولاغیر؛ و این یک تراژدیست.
🍂 بنظر میرسد از منظر یک کار مطالعاتی در سیستمهای اینچنینی، برای آیندۀ قانون اساسی، حتما باید عدم مشارکت مردم مثلا در سه دورۀ متوالی انتخابات، تعریف و تاثیری ارائه شود و آن را اختیار و انتخابی دانست که مردم به آن دست میزنند تا طبق همان قانون اساسی، مثلا ظرف یکسال، حداقل رفراندوم آری یا نه برگزار شود؛ یعنی اینطور نباید باشدکه نهایت تاثیر تحریم مردم، در حد ریشخندی به سیستم تنزل یابد، بلکه خود عدم شرکت، یک تعریف آماری برای فعال شدن مکانیزمهای جدیدی باشد که از قبل، تعریف شدهاست. این عدم مشارکت، نهتنها نباید جرم باشد، بلکه بهعنوان یک انتخاب، باید به رسمیت شناختهشود و تاثیرگذار باشد؛ چراکه خود عدم شرکت در انتخابات، بههمان میزان شرکت، یک رای و یک آمار قابل استناد است.
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #همایون_غنی_زاده
🍂 میانِ اکثریت معمم موسسان قانون اساسی، اسامیای هم مثل بنیصدر، عزتالله سحابی و دکتر آیت تا طالقانی و حسن عضدی تا باهنر و عزیز دانشراد، هرابر خالاتیان سیداحمدنوربخش، رستم شهزادی و سیدمحمد کیاوش، دیده میشد. کسانیکه یا دانش آموختۀ حوزه نبودند و از دانشگاه های معتبر دنیا فارغ التحصیل شده بودند، یا اهل علم و مهندسی بودند و یا معلم و اقلیت بودند و کلا به جریانهای فکری دیگری غیر از آخوندها هم اعتقاد داشتند.
🍂 بگذریم از اینکه اتفاقا اولین بار، پیشنهاد درج ولایت فقیه در قانون اساسی را دو چهرۀ غیر معمم، یعنی دکتر آیت و سیدمحمد کیاوش دادند و بعدتر در بازنگری، هاشمی رفسنجانی هم دیگر گردوغباری از تنش زدوده و تازهنفس آمدهبود که در رویای خودش امیرکبیر دوران شود!
🍂 حتی اینها هم با آنکه در چند اصل به همهپرسی و رفراندوم در قانون اساسی از تصویب شدن توسط دو سوم مجموع نمایندگان مجلس تا تعریف همهپرسی در «ذیل اختیارات رهبری» و غیره اشاره میکنند! اما هیچجایی نمیپرسند «عدم شرکت مردم در انتخابات» یعنی چه؟
🍂 در قانون اساسی سازوکاری برای فعال شدن ماشه و طرح همهپرسی و رفراندوم توسط خود مردم، تعریف نشدهاست؛ مثلا تعریف نشده چنانچه در انتخابات ۷۰ یا ۸۰ یا ۶۰ درصد مردم شرکت نکردند، چکار کنیم؟ یا اگر این عدم مشارکت، در سه انتخابات متوالی تکرار شود، و یا اگر نظام حاکم، نمایندگان مجلس خود را تنها با ۵درصد آرا بفرستد خانۀ ملت، باید چه کار کرد؟
🍂 در قانون اساسی فعلی، تنها به رای دادن آحاد مردم اشاره شدهاست و برای رای ندادن و عدم مشارکت وسیع همان آحاد مردم، حتی تخیل هم نشدهاست و این عدم شرکت، تنها یک هزینه و آبروریزی رسانهای دارد ولاغیر؛ و این یک تراژدیست.
🍂 بنظر میرسد از منظر یک کار مطالعاتی در سیستمهای اینچنینی، برای آیندۀ قانون اساسی، حتما باید عدم مشارکت مردم مثلا در سه دورۀ متوالی انتخابات، تعریف و تاثیری ارائه شود و آن را اختیار و انتخابی دانست که مردم به آن دست میزنند تا طبق همان قانون اساسی، مثلا ظرف یکسال، حداقل رفراندوم آری یا نه برگزار شود؛ یعنی اینطور نباید باشدکه نهایت تاثیر تحریم مردم، در حد ریشخندی به سیستم تنزل یابد، بلکه خود عدم شرکت، یک تعریف آماری برای فعال شدن مکانیزمهای جدیدی باشد که از قبل، تعریف شدهاست. این عدم مشارکت، نهتنها نباید جرم باشد، بلکه بهعنوان یک انتخاب، باید به رسمیت شناختهشود و تاثیرگذار باشد؛ چراکه خود عدم شرکت در انتخابات، بههمان میزان شرکت، یک رای و یک آمار قابل استناد است.
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin