نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین
🎬 قرآن در ترازو: ملاحظاتی انتقادی بر سورهٔ کوثر در قدم بیست و یکم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانی صوتی یادداشتی با عنوان کلی «#قرآن_در_ترازو»، پیرامون سورهٔ #کوثر می‌پردازیم. علیرضا موثق تاکنون مواضع و ملاحظات انتقادی‌اش در مورد اسلام را در قالب «مناظره،…
🎬 از اسلام ماست که بر ماست (پیرامون نقش و سهم قرآن در انحطاط ما)

(برشی از مناظرهٔ
#علیرضاموثق با دکتر #یحیا_یثربی؛ فصل دوم جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»)

در قدم بیست و دوم #پادکست_نقدآگین، سراغ کلیشه‌ای خطرناک‌ چون کرونا در زمینهٔ «نابودی شجاعت و آزادی اندیشیدن» و از عوامل بسترساز برای «امتناع تفکر و پرسش‌گری آزاد» در جوامع اسلامی می‌رویم؛ یعنی نگرهٔ اندیشیده نشدهٔ متداول ولی بس خطرناکِ «اسلام به ذات خود ندارد عیبی؛ هر عیب که هست از مسلمانی ماست».

اینکه قرآن و شخصیتی که سیره‌ها در حداقل بعد از سال ‍۱۵۰ عربی (1️⃣2️⃣3️⃣)، با نام محمد تراشیده‌اند، بدل به بتی شده که انسان‌ها نمی‌توانند خطاهای مختلف و اثرات مخرب‌شان بر زیست فردی و جمعی خود را بازگو کنند؛ و حتا متفکران جامعه نیز بعد ۱۴۰۰ سال، برده‌صفتانه و خائفانه، مجبور به ریا و مدح یک‌سویهٔ این منابع، یا نهایتن توجیه‌‌گری‌ها، ماله‌کشی‌ها و استحاله‌های بزرگ می‌شوند، کم ظلمی در حقّ مسلمانان و حقیقت نیست.

🎙گویندگان: نوربانو، تیروژ و حسین قاف

🔗 بدون طالب‌شکن در کست‌باکس نقدآگین (اینجا)، یا در تلگرام (اینجا) بشنوید.


➖➖➖
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – قرآن در ترازو: سورهٔ کوثر
از اسلامِ ماست که بر ماست
@Naqdagin
🎧 از اسلام ماست که بر ماست (پیرامون نقش و سهم قرآن در انحطاط ما)

(برشی از مناظرهٔ
#علیرضاموثق با دکتر #یحیا_یثربی؛ فصل دوم جلد نخست کتاب «مرگ مسمای اسلام و بقای نامش»)

در قدم بیست و دوم #پادکست_نقدآگین، سراغ کلیشه‌ای خطرناک‌ چون کرونا در زمینهٔ «نابودی شجاعت و آزادی اندیشیدن» و از عوامل بسترساز برای «امتناع تفکر و پرسش‌گری آزاد» در جوامع اسلامی می‌رویم؛ یعنی نگرهٔ اندیشیده نشدهٔ متداول ولی بس خطرناکِ «اسلام به ذات خود ندارد عیبی؛ هر عیب که هست از مسلمانی ماست».

اینکه قرآن و شخصیتی که سیره‌ها در حداقل بعد از سال ‍۱۵۰ عربی (1️⃣2️⃣3️⃣)، با نام محمد تراشیده‌اند، بدل به بتی شده که انسان‌ها نمی‌توانند خطاهای مختلف و اثرات مخرب‌شان بر زیست فردی و جمعی خود را بازگو کنند؛ و حتا متفکران جامعه نیز بعد ۱۴۰۰ سال، برده‌صفتانه و خائفانه، مجبور به ریا و مدح یک‌سویهٔ این منابع، یا نهایتن توجیه‌‌گری‌ها، ماله‌کشی‌ها و استحاله‌های بزرگ می‌شوند، کم ظلمی در حقّ مسلمانان و حقیقت نیست.

🎙گویندگان: نوربانو، تیروژ و حسین قاف

🔗 بدون طالب‌شکن در کست‌باكس نقدآگين (اینجا) بشنوید.


➖➖➖
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#نقد_قرآن

📘معنای مجنون چیست؟
— پاسخ قرآن به یک ادعای مخالفان پیامبر

✍️دکتر #یحیا_یثربی

🍂 اهل مکه برخی از سوره‌ها و آیه‌های قرآن را به ادبیات آن کاهنان شبیه دیده و لذا پیامبر را کاهن یا شاعر و یا مجنون می‌نامیدند که قرآن کریم و زبان وحی، این تهمت را بارها و بارها از پیامبر دفع می‌کند.

🍂 در قرآن کریم، بارها از مشرکان نقل شده است که به محمد، «مجنون» می ­گفتند. از جمله: طور، ۲۹. قلم، ۲ و ۵۱ و در آیات دیگری آمده که می‌گفتند: او دارای «جِنَّة» است. از جمله: سبأ، ۸. مؤمنون ۲۵ و ۷۰. اعراف، ۱۸۴. مفسران و مترجمان تا آن­جا که من دیده ­ام، مجنون را به معنای دیوانه گرفته‌اند و جِنَّة را به معنی جنون یعنی دیوانگی. از جمله: مکارم، الهی قمشه ­ای، فولادوند، مجتبوی و پاینده.

🍂 به نظر من این ترجمه و تفسیر درست نیست، زیرا:

اولاً: هیچ یک از تاریخ‌ها، شخصیت پیامبر اسلام را به‌گونه‌ای توصیف نکرده‌اند که بتوان گفت که او دیوانه است، بلکه همگی او را حتی پیش از نزول وحی، به عنوان یک شخصیت خردمند و امین توصیف کرده‌اند. محمد چنان شخصیتی داشت که حتی در نوجوانی‌اش مردم مکه به او احترام می‌گذاشتند و او را امین می‌نامیدند. ماجرای حجر­الاسود، گواه این اعتماد است و نیز ازدواج خدیجه با وی، نشان‌دهنده‌ شخصیت مورد احترام این بزرگوار بود، وگرنه محمد (ص)، هیچ‌گونه جاه و مالی نداشت.

ثانیاً: دیوانه بودن هیچ ربطی به ادعای نبوت ندارد. کسی که ادعای پیامبری می‌کند، در حقیقت خود را در جایگاهی می‌بیند که بتواند مردم را رهبری کند. بدیهی است که رهبری مردم از یک دیوانه ساخته نیست و اصولاً کسی که از نظر شخصیتی ضعیف بوده و دارای عقل و تدبیر نباشد، هرگز حتی دست به ادعای نبوت نمی‌زند، مگر آن‌که این ادعا، حالت جدی نداشته باشد. بنابراین عنوان دیوانگی یک اشتباه است که از واژه‌ مجنون و جِنَّة، پدید آمده است. برای رفع این اشتباه باید به این نکته توجه داشت که در فرهنگ مردم مکه، عده ­ای ادعای غیب‌گویی داشتند و غیب‌گویی خود را به جنیان نسبت می‌دادند، یعنی می‌گفتند ما با یاری جنیان می‌توانیم غیب‌گویی کنیم. از سرشناس‌ترین آنان یکی «شق» بود و دیگری «سطیح». اینان در عرف مکه با سه عنوان معروف بودند: «کاهن» و «شاعر» و «مجنون». کاهن یعنی غیب‌گو و شاعر به معنی دانا و دارای شعور و مجنون یعنی مرتبط با جنیان یا جن ­زده، یعنی کسی که جن با او ارتباط برقرار می‌کند و با او سخن می‌گوید.

🍂 این کاهنان و مجنونان با نثر مسجع سخن می‌گفتند که در تاریخ ادبیات ما این سبک را «سجع کهان» می‌نامند. نثر آنان سه ویژگی داشت:
الف- نثرشان دارای سجع بود.
ب­- دارای چند سوگند بود.
ج- به‌گونه‌ای حرف می‌زدند که انگار از غیب خبر می‌دهند.

🍂 اهل مکه برخی از سوره‌ها و آیه‌های قرآن را به ادبیات آن کاهنان شبیه دیده و لذا پیامبر را کاهن یا شاعر و یا مجنون می‌نامیدند که قرآن کریم و زبان وحی، این تهمت را بارها و بارها از پیامبر دفع می‌کند.

🍂 برای آگاهی بیشتر از این موضوع، مراجعه کنید به بحث مفصل این‌جانب در تفسیر روز، جلد ۵، تفسیر آیه­ های آخر سوره­ شعرا. البته این مطلب را به دانشنامه­ قرآن داده‌­ام و در مجله‌های متعددی هم‌ سال‌ها پیش چاپ شده است. از جمله: مجله‌ شعر، مجله‌ دانشگاه اصفهان و مجله‌ دانشگاه تبریز. والسلام.


🗄 پست مرتبط:
📕سمپتوم پیامبری؛ سروش در ترازو
📕وحی یا صرع؟
📻 معضلی به نام «نهاد پیامبری» (روشنفکران دینی روبروی صدیقه وسمقی)
📻 در ستایش شیطان (تاریخ سیاست مقدس)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin