با چه جور آدمی گفت و گو نکنیم؟
انسان ناطق است و ناگزیر از گفت و شنود؛ این میل ذاتی برای گفت و گو چه درونی و چه بیرونی، چه وقتی می نویسد و چه وقتی به صورت شفاهی تلاش می کند از رهگذر انتقال معنی، ارتباط برقرار کند؛ وجود دارد اما درعمل بسیاری اوقات راه به جایی نمی برد. این موضوع بخصوص در گفت و گوهایی حول موضوعات عمیق تر و خارج از مسایل معمول روزمره، بیشتر اتفاق می افتد. بنابراین به نظر می رسد تمایل و توانایی صحبت کردن به تنهایی برای آغاز و تداوم یک گفت و گو کافی نیست.
گفت و گو نیازمند شرایطی است؛ طرفین به گفت و گوی با یکدیگر و نیز موضوع گفت و گو علاقه مند باشند. این تمایل اولیه لازمه کلید خوردن جریان گفت و گو است، اما کافی نیست. گفت و گو باید ساختار مشخصی داشته باشد؛ بدانیم حول چه موضوعی و با چه هدفی و به چه منظوری گفت و گو می کنیم. فقدان ساختار و شناخت از عناصر فکری ما را با وضعیت شلخته ای روبرو می کند که گویی در برف قدم میزنیم. سنگین، کند و پس از مدتی سرد و بی انگیزه.
شکل دیگر یک گفت و گوی ناکام زمانی اتفاق می افتد که یکی از طرفین هدفمند و نقادانه پیش می رود، اما در عمل باز هم در سیر به سوی حقیقت ناکام می ماند. اگر ملاک های گفت و گوی نظام مند و نقادانه را لحاظ کنیم؛ به نظر می رسد نیازمند هزینه کردن هستیم؛ یعنی برای رقم زدن یک محصول با کیفیت (اینجا گفت و گو) ناگزیریم از صرف وقت و انرژی. اما آیا این هزینه کردن مبتنی بر آرمان حقیقت جویی و اصل نیک نگری همیشه ضروری است؟
فرض بگیرید شما پینگ پنگ بازی می کنید، اما بازیکن مقابل شما قواعد بازی پینگ پنگ را نمی داند یا علاقه ای به رعایت کردن آنها ندارد؛ در اینصورت نتیجه بازی قطعا از سطح استاندارد معمول شما فاصله خواهد داشت. این نتیجه یا درواقع ناکامی شاید شما را از بازی کردن خسته و دلزده کند؛ اما ملاک مناسبی برای ارزیابی توانایی و تعهد شما نخواهد بود.
برای یک گفت و گوی پویا و حاصلخیز، باید زمینه گفت و گو وجود داشته باشد و طرف گفت و گو نیز با هشیاری انتخاب شود. ما وقت و انرژی روانی محدودی داریم و اگر قرار باشد این سرمایه را در شرایطی هزینه کنیم که طرف مقابل با کمترین سهم (از تعهد به چارچوب های فنی و ارزشی) در آن حضور داشته باشد، نباید در تله "جستجوی حقیقت" بیفتیم. انتخاب هوشمندانه ی طرف گفت و گو یکی از مهمترین لوازم حفظ و ارتقای استاندارد یک گفت و گو است.
هوشمندانه و با دقت طرف گفت و گو را انتخاب کنیم و تلاش کنیم مدل ذهنی گفت و گوی خودمان را نیز شناسایی کرده، به سازی و ارتقا دهیم.
الهام فخرایی
ویراست اول
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#الگوهای_گفت_وگو
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
انسان ناطق است و ناگزیر از گفت و شنود؛ این میل ذاتی برای گفت و گو چه درونی و چه بیرونی، چه وقتی می نویسد و چه وقتی به صورت شفاهی تلاش می کند از رهگذر انتقال معنی، ارتباط برقرار کند؛ وجود دارد اما درعمل بسیاری اوقات راه به جایی نمی برد. این موضوع بخصوص در گفت و گوهایی حول موضوعات عمیق تر و خارج از مسایل معمول روزمره، بیشتر اتفاق می افتد. بنابراین به نظر می رسد تمایل و توانایی صحبت کردن به تنهایی برای آغاز و تداوم یک گفت و گو کافی نیست.
گفت و گو نیازمند شرایطی است؛ طرفین به گفت و گوی با یکدیگر و نیز موضوع گفت و گو علاقه مند باشند. این تمایل اولیه لازمه کلید خوردن جریان گفت و گو است، اما کافی نیست. گفت و گو باید ساختار مشخصی داشته باشد؛ بدانیم حول چه موضوعی و با چه هدفی و به چه منظوری گفت و گو می کنیم. فقدان ساختار و شناخت از عناصر فکری ما را با وضعیت شلخته ای روبرو می کند که گویی در برف قدم میزنیم. سنگین، کند و پس از مدتی سرد و بی انگیزه.
شکل دیگر یک گفت و گوی ناکام زمانی اتفاق می افتد که یکی از طرفین هدفمند و نقادانه پیش می رود، اما در عمل باز هم در سیر به سوی حقیقت ناکام می ماند. اگر ملاک های گفت و گوی نظام مند و نقادانه را لحاظ کنیم؛ به نظر می رسد نیازمند هزینه کردن هستیم؛ یعنی برای رقم زدن یک محصول با کیفیت (اینجا گفت و گو) ناگزیریم از صرف وقت و انرژی. اما آیا این هزینه کردن مبتنی بر آرمان حقیقت جویی و اصل نیک نگری همیشه ضروری است؟
فرض بگیرید شما پینگ پنگ بازی می کنید، اما بازیکن مقابل شما قواعد بازی پینگ پنگ را نمی داند یا علاقه ای به رعایت کردن آنها ندارد؛ در اینصورت نتیجه بازی قطعا از سطح استاندارد معمول شما فاصله خواهد داشت. این نتیجه یا درواقع ناکامی شاید شما را از بازی کردن خسته و دلزده کند؛ اما ملاک مناسبی برای ارزیابی توانایی و تعهد شما نخواهد بود.
برای یک گفت و گوی پویا و حاصلخیز، باید زمینه گفت و گو وجود داشته باشد و طرف گفت و گو نیز با هشیاری انتخاب شود. ما وقت و انرژی روانی محدودی داریم و اگر قرار باشد این سرمایه را در شرایطی هزینه کنیم که طرف مقابل با کمترین سهم (از تعهد به چارچوب های فنی و ارزشی) در آن حضور داشته باشد، نباید در تله "جستجوی حقیقت" بیفتیم. انتخاب هوشمندانه ی طرف گفت و گو یکی از مهمترین لوازم حفظ و ارتقای استاندارد یک گفت و گو است.
هوشمندانه و با دقت طرف گفت و گو را انتخاب کنیم و تلاش کنیم مدل ذهنی گفت و گوی خودمان را نیز شناسایی کرده، به سازی و ارتقا دهیم.
الهام فخرایی
ویراست اول
#نوشتار
#الهام_فخرایی
#الگوهای_گفت_وگو
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C