دموکراسی سیاه و سفید
اگر شما اهل گفتگو باشید و تجربه گفتگوهای گروهی را داشته باشید، ممکن است متوجه شده باشید که گاهی دموکراسی جواب نمی دهد؛ به زبان ساده شاهد خواهید بود که یک گزاره اشتباه به صرف اینکه در آن جمع خاص بیشترین موافق را دارد، پذیرفته و بعنوان نظر اجماع شده اعلام می شود.
اگر هم اهل فبک باشید، احتمالا از زبان برخی درباره اینکه " بله، دموکراسی این آسیب ها را دارد و فعلا دم دست ترین وسیله ای است که برای مهار خشونت در دست داریم و ... چاره ای نیست." را شنیده اید و شاید دل نگران نتایج دموکراسی در حلقه های کندوکاو هم بوده اید.
پیشنهاد من برای خروج از این بن بست، تفکیک دموکراسی سیاه از دموکراسی سفید است.
به تعبیر من، دموکراسی سیاه یعنی دقیقا همان وضعیتی که بالاتر توصیف شد. اگر در حلقه کندوکاو فبک یا اجتماعی پژوهشی با این وضعیت مواجه و مقهور آن شدید، شما تسلیم دموکراسی سیاه شده اید.
در عوض در دموکراسی سفید، فقط بیان ایده ها نیست که اهمیت دارد و تصمیم گیری ها هم به رای گیری صرف منجر نمی شود، بلکه اندیشه مخالف حتی اگر فرض بگیریم که همان اندیشه درست هم نباشد، حکم یک سکوی پرش را برای جمع پیدا می کند؛ به این معنا که ما به خودمان اجازه نخواهیم داد که میدان کندوکاو را رها و به وضعیت توافق دلخوش کنک قانع شویم.
اندیشه مخالف باارزش است، چون داده هایی که به ما میدهد جریان معنا را برقرار نگاه می دارد و به سنتز معنایی تازه ای منجر میشود.
بنابراین اگر تشخیص دادید که به تعبیر من در حال تسلیم شدن در برابر دموکراسی سیاه هستید، حداقل میتوانید دموکراسی سفید را به جمع معرفی کنید و درباره مزایای آن با هم گفتگو کنید.
دموکراسی سفید وقتی محقق خواهد شد که ما جویای نظر مخالف برای یافتن شکاف ها و پر کردن آنها باشیم و نه اینکه با رای اکثریت (دموکراسی سیاه) صرفا شکاف ها را نادیده بگیریم.
#الهام_فخرایی
ویراست اول
پ.ن
این ایده در مقاله بلندتری در حال کاویده شدن است.
#نوشتار
#گفتگو
#دموکراسی_سیاه
#دموکراسی_سفید
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
اگر شما اهل گفتگو باشید و تجربه گفتگوهای گروهی را داشته باشید، ممکن است متوجه شده باشید که گاهی دموکراسی جواب نمی دهد؛ به زبان ساده شاهد خواهید بود که یک گزاره اشتباه به صرف اینکه در آن جمع خاص بیشترین موافق را دارد، پذیرفته و بعنوان نظر اجماع شده اعلام می شود.
اگر هم اهل فبک باشید، احتمالا از زبان برخی درباره اینکه " بله، دموکراسی این آسیب ها را دارد و فعلا دم دست ترین وسیله ای است که برای مهار خشونت در دست داریم و ... چاره ای نیست." را شنیده اید و شاید دل نگران نتایج دموکراسی در حلقه های کندوکاو هم بوده اید.
پیشنهاد من برای خروج از این بن بست، تفکیک دموکراسی سیاه از دموکراسی سفید است.
به تعبیر من، دموکراسی سیاه یعنی دقیقا همان وضعیتی که بالاتر توصیف شد. اگر در حلقه کندوکاو فبک یا اجتماعی پژوهشی با این وضعیت مواجه و مقهور آن شدید، شما تسلیم دموکراسی سیاه شده اید.
در عوض در دموکراسی سفید، فقط بیان ایده ها نیست که اهمیت دارد و تصمیم گیری ها هم به رای گیری صرف منجر نمی شود، بلکه اندیشه مخالف حتی اگر فرض بگیریم که همان اندیشه درست هم نباشد، حکم یک سکوی پرش را برای جمع پیدا می کند؛ به این معنا که ما به خودمان اجازه نخواهیم داد که میدان کندوکاو را رها و به وضعیت توافق دلخوش کنک قانع شویم.
اندیشه مخالف باارزش است، چون داده هایی که به ما میدهد جریان معنا را برقرار نگاه می دارد و به سنتز معنایی تازه ای منجر میشود.
بنابراین اگر تشخیص دادید که به تعبیر من در حال تسلیم شدن در برابر دموکراسی سیاه هستید، حداقل میتوانید دموکراسی سفید را به جمع معرفی کنید و درباره مزایای آن با هم گفتگو کنید.
دموکراسی سفید وقتی محقق خواهد شد که ما جویای نظر مخالف برای یافتن شکاف ها و پر کردن آنها باشیم و نه اینکه با رای اکثریت (دموکراسی سیاه) صرفا شکاف ها را نادیده بگیریم.
#الهام_فخرایی
ویراست اول
پ.ن
این ایده در مقاله بلندتری در حال کاویده شدن است.
#نوشتار
#گفتگو
#دموکراسی_سیاه
#دموکراسی_سفید
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C