🔻داوری و قضاوت (عدالت، تلافی یا بخشش)
- حرف آخر را اول می نویسم:
عجالتا از حقوقدانها سوالی دارم:
حکم راهزنی قانون چیست؟ راهزنی قانون یعنی کسی که قانون را دور میزند، بیاعتبار میکند، به هیچ میانگارد... برای داشتن احساس امنیت در جامعه به داشتن قانون سنجیده و اطمینان به اجرای درست آن چه امتیازی میدهید؟
- از اول به آخر بخوانید:
[ قاضی و مستشار پیشین دیوان عالی کشور: در پرونده محسن شکاری، عناصر محاربه محرز نشده و مسلما حکم این پرونده، اعدام نبود. در این پرونده، عناصر محاربه محرز نشده و مشاهده نمیشود. بله، مواردی نظیر ارعاب و جرح را میبینیم که مجازات مربوط به خود را دارد ولی، مسلما حکم این پرونده، اعدام نبوده است. قاطعالطریق به فردی گفته میشود که دست به راهزنی از طریق انسداد راه مردم زده است. در حالی که در این مورد، اصلا شاهد راهزنی نبودهایم و این عنوان، اساسا بیربط به پرونده است. صدور چنین حکمی میتواند به این معنا باشد که دستگاه قضائی تا حدی تحت تاثیر جو سیاسی یا امنیتی قرار دارد. نباید اینگونه باشد. بخصوص که این مساله با جو ملتهب جامعه نیز همزمان شده است. هر کس حق دارد که وکیل انتخابی داشته باشد و غیر آن، خلاف عدالت است. منتها در فقرههای مربوط به سالب حیات، وکیل تسخیری تعیین میشود که در این مورد هم، وقتی متهم بتواند وکیل تعیینی داشته باشد، وکیل تسخیری معنی نخواهد داشت. صدور حکم این پرونده با این عجله برای شخص من قابل فهم نیست در خصوص سرعت رسیدگی به این پرونده نیز با مساله قابل تاملی مواجه هستیم. در این مساله که در آن با امر سالب حیات و جان یک انسان روبرو هستیم و حدی آمیختگی با مسائل سیاسی را نیز شاهد هستیم، صدور حکم با این عجله و شتاب برای شخص من قابل فهم نیست./امتداد]
شما چه فکر میکنید؟
شاید شما هم این جملات را شنیده باشید که "حرف همه یک جورهایی درست است" یا "نمیشه قضاوت کرد" و "ما که چیزی درباره جزئیات نمیدانیم."
نکته مهمی که باید در فهم این موضوع به آن توجه کنیم؛ تفاوت این جملات است:
"جزئیات را نمیدانیم."
"از قضاوت و مقایسه درباره جزئیات عاجزیم."
"این موضوع از فهم افراد مطلع و آگاه خارج است."
فهم ما میتواند از هر چیزی در حال تغییر و کاملتر شدن باشد، پس نمیشود بیجهت روی برداشتها پافشاری کرد (فیلسوفانهاندیشی و فلسفهورزی).
فهم در حال تغییر مجوزی برای بیقاعده عمل کردن نیست.
نمیشود که هر روز یک جور حکم کرد. نمیشود با ۱۰۰ مماشات کرد و ۱۰ را دار زد؟ نمیشود که در یک موقعیت واحد و از یک زاویه یکسان، امری هم درست باشد و هم نادرست. هم قابل بخشش باشد و هم غیرقابل بخشش. به خصوص قانون باید به گونهای تعریف شود که در تفسیر و اجرای آن، با شکافی به اندازه نفی و تأیید اصل حکم روبرو نباشیم.
از اینها که بگذریم وقتی قرار است درباره درستی و نادرستی امری داوری کنیم، نیاز داریم موضعمان را اعلام کنیم، حتی اگر این موضع نمیدانم باشد. در مرحله بعد نیاز داریم مقایسه کنیم، پرسش کنیم و از اهل فن توضیح بخواهیم تا در نهایت داوری ممکن باشد.
پس نمیشود از جزئیات قانون مطلع نبود.
نمیشود از قضاوت و مقایسه قانون و مصادیقش عاجز بود.
نمیشود قانون از فهم افراد مطلع و آگاه خارج باشد.
و بعد هم به این قانون متعهد ماند، چون در این صورت وجاهت قانون پیشاپیش زیر سوال میرود.
راه دور هم نرویم، از کوچکترین واحد جامعه شروع کنید. چند قانون ننوشته و نگفته را در خانه اجرا کنید. یکی را ببخشید و دیگری را با مجازاتهای لحظهای نامتناسب مجازات کنید و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد؟
#الهام_فخرایی
#محسن_شکاری
#نقد_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
- حرف آخر را اول می نویسم:
عجالتا از حقوقدانها سوالی دارم:
حکم راهزنی قانون چیست؟ راهزنی قانون یعنی کسی که قانون را دور میزند، بیاعتبار میکند، به هیچ میانگارد... برای داشتن احساس امنیت در جامعه به داشتن قانون سنجیده و اطمینان به اجرای درست آن چه امتیازی میدهید؟
- از اول به آخر بخوانید:
[ قاضی و مستشار پیشین دیوان عالی کشور: در پرونده محسن شکاری، عناصر محاربه محرز نشده و مسلما حکم این پرونده، اعدام نبود. در این پرونده، عناصر محاربه محرز نشده و مشاهده نمیشود. بله، مواردی نظیر ارعاب و جرح را میبینیم که مجازات مربوط به خود را دارد ولی، مسلما حکم این پرونده، اعدام نبوده است. قاطعالطریق به فردی گفته میشود که دست به راهزنی از طریق انسداد راه مردم زده است. در حالی که در این مورد، اصلا شاهد راهزنی نبودهایم و این عنوان، اساسا بیربط به پرونده است. صدور چنین حکمی میتواند به این معنا باشد که دستگاه قضائی تا حدی تحت تاثیر جو سیاسی یا امنیتی قرار دارد. نباید اینگونه باشد. بخصوص که این مساله با جو ملتهب جامعه نیز همزمان شده است. هر کس حق دارد که وکیل انتخابی داشته باشد و غیر آن، خلاف عدالت است. منتها در فقرههای مربوط به سالب حیات، وکیل تسخیری تعیین میشود که در این مورد هم، وقتی متهم بتواند وکیل تعیینی داشته باشد، وکیل تسخیری معنی نخواهد داشت. صدور حکم این پرونده با این عجله برای شخص من قابل فهم نیست در خصوص سرعت رسیدگی به این پرونده نیز با مساله قابل تاملی مواجه هستیم. در این مساله که در آن با امر سالب حیات و جان یک انسان روبرو هستیم و حدی آمیختگی با مسائل سیاسی را نیز شاهد هستیم، صدور حکم با این عجله و شتاب برای شخص من قابل فهم نیست./امتداد]
شما چه فکر میکنید؟
شاید شما هم این جملات را شنیده باشید که "حرف همه یک جورهایی درست است" یا "نمیشه قضاوت کرد" و "ما که چیزی درباره جزئیات نمیدانیم."
نکته مهمی که باید در فهم این موضوع به آن توجه کنیم؛ تفاوت این جملات است:
"جزئیات را نمیدانیم."
"از قضاوت و مقایسه درباره جزئیات عاجزیم."
"این موضوع از فهم افراد مطلع و آگاه خارج است."
فهم ما میتواند از هر چیزی در حال تغییر و کاملتر شدن باشد، پس نمیشود بیجهت روی برداشتها پافشاری کرد (فیلسوفانهاندیشی و فلسفهورزی).
فهم در حال تغییر مجوزی برای بیقاعده عمل کردن نیست.
نمیشود که هر روز یک جور حکم کرد. نمیشود با ۱۰۰ مماشات کرد و ۱۰ را دار زد؟ نمیشود که در یک موقعیت واحد و از یک زاویه یکسان، امری هم درست باشد و هم نادرست. هم قابل بخشش باشد و هم غیرقابل بخشش. به خصوص قانون باید به گونهای تعریف شود که در تفسیر و اجرای آن، با شکافی به اندازه نفی و تأیید اصل حکم روبرو نباشیم.
از اینها که بگذریم وقتی قرار است درباره درستی و نادرستی امری داوری کنیم، نیاز داریم موضعمان را اعلام کنیم، حتی اگر این موضع نمیدانم باشد. در مرحله بعد نیاز داریم مقایسه کنیم، پرسش کنیم و از اهل فن توضیح بخواهیم تا در نهایت داوری ممکن باشد.
پس نمیشود از جزئیات قانون مطلع نبود.
نمیشود از قضاوت و مقایسه قانون و مصادیقش عاجز بود.
نمیشود قانون از فهم افراد مطلع و آگاه خارج باشد.
و بعد هم به این قانون متعهد ماند، چون در این صورت وجاهت قانون پیشاپیش زیر سوال میرود.
راه دور هم نرویم، از کوچکترین واحد جامعه شروع کنید. چند قانون ننوشته و نگفته را در خانه اجرا کنید. یکی را ببخشید و دیگری را با مجازاتهای لحظهای نامتناسب مجازات کنید و بعد ببینید چه اتفاقی میافتد؟
#الهام_فخرایی
#محسن_شکاری
#نقد_اجتماعی
#طرح_بحث_در_رادیوفبک
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
👍8👏2