#محمدرضا_نیکفر: بررسی انتقادی #هویتطلبی قومی، #ناسیونالیسم و #فدرالیسم
بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.
از متن:
ناسیونالیسم ایدئولوژی مسلط عصر جدید است، همان گونه که دین ایدئولوژی مسلط اعصار کهن است. ناسیونالیسم بازیافت (recycling) بخشی از مواد و مصالح دین است، مواد و مصالحِ مرزْ گذارنده میان خودی و جز-خودی. از سوی دیگر، الاهیات سیاسی امروزین خود نوعی بازیافت مواد و مصالح ایدئولوژی ناسیونالیستی است.
ناسیونالیسم میتواند هم در جلد دین برود هم در جلد ضد دین. میتواند هم به صورت روشنگری و ترقیخواهی بروز کند هم به صورت تاریکاندیشی و ارتجاع. اما در نهایت یک کارکرد دارد: حفظ بخشی یا انبوهی از ترسها، پیشداوریها، خرافهها و نفرتهای گروهی در طول تاریخ، تغییر آنها، بهروز کردن آنها، و درآمدن به صورت پوششی برای قدرتگیری، برای پوشاندن قدرت گروهی، حزبی و طبقاتی در حجاب قدرت ملی.
ناسیونالیسم میتواند انسانیترین آرمانها را به گند بکشد، چونان که در مورد سوسیالیسم چنین کرد و از ایده رهایی جهانی زحمتکشان، صنعتی شدن و ابرقدرت شدن روسیه و چین را ساخت.
ناسیونالیسم منبع مشروعیتدهی به همه دیکتاتوریها در عصر جدید بوده است.
ناسیونالیسم ایدئولوژی ناسیون است، ایدئولوژی ملت است. ملت پدیده جدیدی است. در عصر جدید بود که جمعی از گروههای کلان انسانی به ملت تبدیل شدند. شاخص ملت، محصور بودن در مرزهاست، در خطهایی تصنعی که برای گذار از آنها به گذرنامه نیاز داریم.
در گذشته مرز به این شکل وجود نداشت. محدودهای پت و پهن و کمابیش نامشخص میان قلمروهای سلطه وجود داشت که مدام در تغییر بود. شاخص اینکه به چه قلمروی تعلق داشتی، معمولا این بود که عضو چه طایفهای باشی و آن طایفه یا شهر و دیار استقرار آن طایفه مجبور باشد به چه کسی باج بدهد. آدم که افتخار نمیکند به چه کسی باج میدهد، پس چیزی به اسم افتخار ملی وجود نداشت.
مرز و مرزبان، واژههایی که ریشه در فارسی کهن دارند، مفهومهایی نظامی بودهاند و هیچ چیزی از "ملت" و خصایص ملی را بر دوش نمیکشیدهاند. آرشِ افسانهای "مرز ملی" را تعیین نکرده است. "شاعر ملی" وجود نداشته است. ستایشی که کسی چون فردوسی از ایران میکند، یا جایگاهی که مثلا یونانیت در ادبیات یونان باستان دارد، ربط دوری به ملت و ملیت در مفهوم امروزی آن دارد. فردوسی حماسهسرای ایران بود، اما "ایرانی" نبود. کوروش و داریوش هم "ایرانی" نبودند. محمد، بنیانگذار اسلام، عربستانی نبود، قریشی بود و قریشیها همان قدر عرب بودند که طوایف یهودیمذهب بنی نضیر، بنی قینقاع و بنی قریظه بودند. و اکثر مناطق عمده عربنشین در آن روزگار به دولت ساسانی باج میدادند و اگر آن چنان که گفتیم باجدهی را مبنا بگذاریم، باید بگوییم که ایرانی بودند. اسلام پدیدهای درونایرانی بود. عربها همان گونه به "ایران" هجوم آوردند که ساسانیها، هخامنشیها و پساتر سلجوقیان، مغولان، یا قزلباشان، یا ایل قاجار. ...
◄◄◄فایل پی دی اف مقاله در پست بعدی ◄◄◄
https://www.radiozamaneh.com/352847
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.
از متن:
ناسیونالیسم ایدئولوژی مسلط عصر جدید است، همان گونه که دین ایدئولوژی مسلط اعصار کهن است. ناسیونالیسم بازیافت (recycling) بخشی از مواد و مصالح دین است، مواد و مصالحِ مرزْ گذارنده میان خودی و جز-خودی. از سوی دیگر، الاهیات سیاسی امروزین خود نوعی بازیافت مواد و مصالح ایدئولوژی ناسیونالیستی است.
ناسیونالیسم میتواند هم در جلد دین برود هم در جلد ضد دین. میتواند هم به صورت روشنگری و ترقیخواهی بروز کند هم به صورت تاریکاندیشی و ارتجاع. اما در نهایت یک کارکرد دارد: حفظ بخشی یا انبوهی از ترسها، پیشداوریها، خرافهها و نفرتهای گروهی در طول تاریخ، تغییر آنها، بهروز کردن آنها، و درآمدن به صورت پوششی برای قدرتگیری، برای پوشاندن قدرت گروهی، حزبی و طبقاتی در حجاب قدرت ملی.
ناسیونالیسم میتواند انسانیترین آرمانها را به گند بکشد، چونان که در مورد سوسیالیسم چنین کرد و از ایده رهایی جهانی زحمتکشان، صنعتی شدن و ابرقدرت شدن روسیه و چین را ساخت.
ناسیونالیسم منبع مشروعیتدهی به همه دیکتاتوریها در عصر جدید بوده است.
ناسیونالیسم ایدئولوژی ناسیون است، ایدئولوژی ملت است. ملت پدیده جدیدی است. در عصر جدید بود که جمعی از گروههای کلان انسانی به ملت تبدیل شدند. شاخص ملت، محصور بودن در مرزهاست، در خطهایی تصنعی که برای گذار از آنها به گذرنامه نیاز داریم.
در گذشته مرز به این شکل وجود نداشت. محدودهای پت و پهن و کمابیش نامشخص میان قلمروهای سلطه وجود داشت که مدام در تغییر بود. شاخص اینکه به چه قلمروی تعلق داشتی، معمولا این بود که عضو چه طایفهای باشی و آن طایفه یا شهر و دیار استقرار آن طایفه مجبور باشد به چه کسی باج بدهد. آدم که افتخار نمیکند به چه کسی باج میدهد، پس چیزی به اسم افتخار ملی وجود نداشت.
مرز و مرزبان، واژههایی که ریشه در فارسی کهن دارند، مفهومهایی نظامی بودهاند و هیچ چیزی از "ملت" و خصایص ملی را بر دوش نمیکشیدهاند. آرشِ افسانهای "مرز ملی" را تعیین نکرده است. "شاعر ملی" وجود نداشته است. ستایشی که کسی چون فردوسی از ایران میکند، یا جایگاهی که مثلا یونانیت در ادبیات یونان باستان دارد، ربط دوری به ملت و ملیت در مفهوم امروزی آن دارد. فردوسی حماسهسرای ایران بود، اما "ایرانی" نبود. کوروش و داریوش هم "ایرانی" نبودند. محمد، بنیانگذار اسلام، عربستانی نبود، قریشی بود و قریشیها همان قدر عرب بودند که طوایف یهودیمذهب بنی نضیر، بنی قینقاع و بنی قریظه بودند. و اکثر مناطق عمده عربنشین در آن روزگار به دولت ساسانی باج میدادند و اگر آن چنان که گفتیم باجدهی را مبنا بگذاریم، باید بگوییم که ایرانی بودند. اسلام پدیدهای درونایرانی بود. عربها همان گونه به "ایران" هجوم آوردند که ساسانیها، هخامنشیها و پساتر سلجوقیان، مغولان، یا قزلباشان، یا ایل قاجار. ...
◄◄◄فایل پی دی اف مقاله در پست بعدی ◄◄◄
https://www.radiozamaneh.com/352847
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
ناسیونالیسم، فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت – بررسی انتقادی
محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.