#محمدرضا_نیکفر: بررسی انتقادی #هویتطلبی قومی، #ناسیونالیسم و #فدرالیسم
بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.
از متن:
ناسیونالیسم ایدئولوژی مسلط عصر جدید است، همان گونه که دین ایدئولوژی مسلط اعصار کهن است. ناسیونالیسم بازیافت (recycling) بخشی از مواد و مصالح دین است، مواد و مصالحِ مرزْ گذارنده میان خودی و جز-خودی. از سوی دیگر، الاهیات سیاسی امروزین خود نوعی بازیافت مواد و مصالح ایدئولوژی ناسیونالیستی است.
ناسیونالیسم میتواند هم در جلد دین برود هم در جلد ضد دین. میتواند هم به صورت روشنگری و ترقیخواهی بروز کند هم به صورت تاریکاندیشی و ارتجاع. اما در نهایت یک کارکرد دارد: حفظ بخشی یا انبوهی از ترسها، پیشداوریها، خرافهها و نفرتهای گروهی در طول تاریخ، تغییر آنها، بهروز کردن آنها، و درآمدن به صورت پوششی برای قدرتگیری، برای پوشاندن قدرت گروهی، حزبی و طبقاتی در حجاب قدرت ملی.
ناسیونالیسم میتواند انسانیترین آرمانها را به گند بکشد، چونان که در مورد سوسیالیسم چنین کرد و از ایده رهایی جهانی زحمتکشان، صنعتی شدن و ابرقدرت شدن روسیه و چین را ساخت.
ناسیونالیسم منبع مشروعیتدهی به همه دیکتاتوریها در عصر جدید بوده است.
ناسیونالیسم ایدئولوژی ناسیون است، ایدئولوژی ملت است. ملت پدیده جدیدی است. در عصر جدید بود که جمعی از گروههای کلان انسانی به ملت تبدیل شدند. شاخص ملت، محصور بودن در مرزهاست، در خطهایی تصنعی که برای گذار از آنها به گذرنامه نیاز داریم.
در گذشته مرز به این شکل وجود نداشت. محدودهای پت و پهن و کمابیش نامشخص میان قلمروهای سلطه وجود داشت که مدام در تغییر بود. شاخص اینکه به چه قلمروی تعلق داشتی، معمولا این بود که عضو چه طایفهای باشی و آن طایفه یا شهر و دیار استقرار آن طایفه مجبور باشد به چه کسی باج بدهد. آدم که افتخار نمیکند به چه کسی باج میدهد، پس چیزی به اسم افتخار ملی وجود نداشت.
مرز و مرزبان، واژههایی که ریشه در فارسی کهن دارند، مفهومهایی نظامی بودهاند و هیچ چیزی از "ملت" و خصایص ملی را بر دوش نمیکشیدهاند. آرشِ افسانهای "مرز ملی" را تعیین نکرده است. "شاعر ملی" وجود نداشته است. ستایشی که کسی چون فردوسی از ایران میکند، یا جایگاهی که مثلا یونانیت در ادبیات یونان باستان دارد، ربط دوری به ملت و ملیت در مفهوم امروزی آن دارد. فردوسی حماسهسرای ایران بود، اما "ایرانی" نبود. کوروش و داریوش هم "ایرانی" نبودند. محمد، بنیانگذار اسلام، عربستانی نبود، قریشی بود و قریشیها همان قدر عرب بودند که طوایف یهودیمذهب بنی نضیر، بنی قینقاع و بنی قریظه بودند. و اکثر مناطق عمده عربنشین در آن روزگار به دولت ساسانی باج میدادند و اگر آن چنان که گفتیم باجدهی را مبنا بگذاریم، باید بگوییم که ایرانی بودند. اسلام پدیدهای درونایرانی بود. عربها همان گونه به "ایران" هجوم آوردند که ساسانیها، هخامنشیها و پساتر سلجوقیان، مغولان، یا قزلباشان، یا ایل قاجار. ...
◄◄◄فایل پی دی اف مقاله در پست بعدی ◄◄◄
https://www.radiozamaneh.com/352847
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.
از متن:
ناسیونالیسم ایدئولوژی مسلط عصر جدید است، همان گونه که دین ایدئولوژی مسلط اعصار کهن است. ناسیونالیسم بازیافت (recycling) بخشی از مواد و مصالح دین است، مواد و مصالحِ مرزْ گذارنده میان خودی و جز-خودی. از سوی دیگر، الاهیات سیاسی امروزین خود نوعی بازیافت مواد و مصالح ایدئولوژی ناسیونالیستی است.
ناسیونالیسم میتواند هم در جلد دین برود هم در جلد ضد دین. میتواند هم به صورت روشنگری و ترقیخواهی بروز کند هم به صورت تاریکاندیشی و ارتجاع. اما در نهایت یک کارکرد دارد: حفظ بخشی یا انبوهی از ترسها، پیشداوریها، خرافهها و نفرتهای گروهی در طول تاریخ، تغییر آنها، بهروز کردن آنها، و درآمدن به صورت پوششی برای قدرتگیری، برای پوشاندن قدرت گروهی، حزبی و طبقاتی در حجاب قدرت ملی.
ناسیونالیسم میتواند انسانیترین آرمانها را به گند بکشد، چونان که در مورد سوسیالیسم چنین کرد و از ایده رهایی جهانی زحمتکشان، صنعتی شدن و ابرقدرت شدن روسیه و چین را ساخت.
ناسیونالیسم منبع مشروعیتدهی به همه دیکتاتوریها در عصر جدید بوده است.
ناسیونالیسم ایدئولوژی ناسیون است، ایدئولوژی ملت است. ملت پدیده جدیدی است. در عصر جدید بود که جمعی از گروههای کلان انسانی به ملت تبدیل شدند. شاخص ملت، محصور بودن در مرزهاست، در خطهایی تصنعی که برای گذار از آنها به گذرنامه نیاز داریم.
در گذشته مرز به این شکل وجود نداشت. محدودهای پت و پهن و کمابیش نامشخص میان قلمروهای سلطه وجود داشت که مدام در تغییر بود. شاخص اینکه به چه قلمروی تعلق داشتی، معمولا این بود که عضو چه طایفهای باشی و آن طایفه یا شهر و دیار استقرار آن طایفه مجبور باشد به چه کسی باج بدهد. آدم که افتخار نمیکند به چه کسی باج میدهد، پس چیزی به اسم افتخار ملی وجود نداشت.
مرز و مرزبان، واژههایی که ریشه در فارسی کهن دارند، مفهومهایی نظامی بودهاند و هیچ چیزی از "ملت" و خصایص ملی را بر دوش نمیکشیدهاند. آرشِ افسانهای "مرز ملی" را تعیین نکرده است. "شاعر ملی" وجود نداشته است. ستایشی که کسی چون فردوسی از ایران میکند، یا جایگاهی که مثلا یونانیت در ادبیات یونان باستان دارد، ربط دوری به ملت و ملیت در مفهوم امروزی آن دارد. فردوسی حماسهسرای ایران بود، اما "ایرانی" نبود. کوروش و داریوش هم "ایرانی" نبودند. محمد، بنیانگذار اسلام، عربستانی نبود، قریشی بود و قریشیها همان قدر عرب بودند که طوایف یهودیمذهب بنی نضیر، بنی قینقاع و بنی قریظه بودند. و اکثر مناطق عمده عربنشین در آن روزگار به دولت ساسانی باج میدادند و اگر آن چنان که گفتیم باجدهی را مبنا بگذاریم، باید بگوییم که ایرانی بودند. اسلام پدیدهای درونایرانی بود. عربها همان گونه به "ایران" هجوم آوردند که ساسانیها، هخامنشیها و پساتر سلجوقیان، مغولان، یا قزلباشان، یا ایل قاجار. ...
◄◄◄فایل پی دی اف مقاله در پست بعدی ◄◄◄
https://www.radiozamaneh.com/352847
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
ناسیونالیسم، فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت – بررسی انتقادی
محمدرضا نیکفر − این نوشته از نقد ناسیونالیسم میآغازد و سپس به بحث مشخص دموکراسی و حقوق اقوام میپردازد. یکی از موضوعات آن فدرالیسم و شرطهای امکان تحقق آن است.
بخش اندیشه زمانه/ #امین_سرخابی – این مقاله نقدی است بر نوشته #محمدرضا_نیکفر با عنوان «#ناسیونالیسم، #حق_تعیین_سرنوشت و #فدرالیسم» که در آن «حق تعیین سرنوشت» را به حاشیه رانده است.
◄ بحث حق تعیین سرنوشت و راههای نیل به آن همچون فدرالیسم، در ایران از سویی از مباحثی است که در دایره سانسور و لایههای زیرین نهادهای امنیتی و اطلاعاتی قرار دارد و از سوی دیگر نیز روشنفکران و محافل فکری به سبب آنچه حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی مینامند کمتر بحث حق تعیین سرنوشت را به مناقشه، گفتگو و تحقیق میگذارند. اما در واقع ستیزه جویی قومی، دینی، نژادی یا منطقهای را به منزله خردگریزی و شیوههای فرسوده و فطری در نظر نمیگیرند که باید سرکوبشان کرد یا از آنها فراتر رفت، جنونی که باید به آن بی اعتنا بود یا جهلی که باید نادیده گرفت، بلکه بسان هر مسئله اجتماعی دیگری مانند برابری، آزادی، توسعه و یا سوء استفاده از قدرت واقعیتی است که باید با آن روبرو شد، بنحوی که با آن کنار آمد، آن را تنظیم و به توافق وادار کرد.
مسائل ملی/قومی در ایران یکی از پیچیدهترین و عمیقترین بحرانهایی است که در صد سال اخیر حاکمیتهای ایرانی با آن روبرو بودهاند و تاکنون قادر به حل این مسئله نبودهاند. و در مواقع حساس تاریخی دوباره به معضلی جدی تبدیل میشود. از سویی اقلیتهای ملی/قومی با استفاده از عنوان حق تعیین سرنوشت خود را در رسیدن به خواسته هایشان محق میدانند و فدرالیسم را جهت حل این بحران پیشنهاد میکنند. در طرف مقابل نیز آنچه مرکزگرایان مینامند، بدون اشاره به حق تعیین سرنوشت، حقوق شهروندی را راه حل و چاره میدانند. همچنین در دو طرف این بحران جریانات تندرو و فاشیستی وجود دارند که یکی بر طبل جدایی میکوبد و دیگری نیز بر انکار و یکسان سازی تحقیر آمیز بیشتر تأکید دارد.
آنچه در این میان بیشتر از هر امر دیگری مهم و قابل توجه است سیطره گفتمان ایده آلیستی اقلیت تندرو و شبه شوونیستی مرکزگرایان برذهن فعالان سیاسی و روشنفکران ایرانی است که به سبب استیلای گفتمان ایدآلیستی که در تقابل با حقوق جمعی اقلیتها دارند برخی حسن نیتها را نیزجهت ارائه راه حلی که مورد توافق همگانی باشد تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر فعالان اقلیتهای ملی/قومی نیز با موج تحریم و مارژینالیزه شدن توسط متولیان گفتمانهای سراسری خود را تنها میبینند و در برخی مواقع به اتخاذ راهکارهای رادیکال و ایذایی بر علیه آنچه برای مرکزگرایان تابو است، میپردازند. در نتیجه با عمومی شدن چنین فضای مسموم و مسدودی هر گونه دریچه گفتگو و توافقی مسدود میشود.
با توجه به شناخت قبلی که از نوشتههای آقای نیکفر داشتم، انتظار دیدگاهی سلبی از وی در قبال مسئله اقلیتها نمیرفت. دیدگاه وی در این مورد هر چند غیر مستقیم، پیمودن همان راهی است که سیاستگزاران و روشنفکران ایرانی از دوره رضاخان تا کنون پیمودهاند. انتظار از روشنفکرانی مانند وی این است که با قبول واقعیات و نقد اساسی از طرفین به راه حلی عملی بیندیشند. شاید عملیترین راه حل، به رسمیت شناختن سقف منافع و ساختههایی همچون تشکیل دولت و جدایی برای اقلیتها و حفظ تامیت ارضی برای حکومت مرکزی و متعاقب آن نشستن پشتِ «پردهی نخستینِ جان رالزی»، بدون حمل منافع و خواستهها جهت رسیدن به توافق باشد.
https://www.radiozamaneh.com/354680
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
◄ بحث حق تعیین سرنوشت و راههای نیل به آن همچون فدرالیسم، در ایران از سویی از مباحثی است که در دایره سانسور و لایههای زیرین نهادهای امنیتی و اطلاعاتی قرار دارد و از سوی دیگر نیز روشنفکران و محافل فکری به سبب آنچه حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی مینامند کمتر بحث حق تعیین سرنوشت را به مناقشه، گفتگو و تحقیق میگذارند. اما در واقع ستیزه جویی قومی، دینی، نژادی یا منطقهای را به منزله خردگریزی و شیوههای فرسوده و فطری در نظر نمیگیرند که باید سرکوبشان کرد یا از آنها فراتر رفت، جنونی که باید به آن بی اعتنا بود یا جهلی که باید نادیده گرفت، بلکه بسان هر مسئله اجتماعی دیگری مانند برابری، آزادی، توسعه و یا سوء استفاده از قدرت واقعیتی است که باید با آن روبرو شد، بنحوی که با آن کنار آمد، آن را تنظیم و به توافق وادار کرد.
مسائل ملی/قومی در ایران یکی از پیچیدهترین و عمیقترین بحرانهایی است که در صد سال اخیر حاکمیتهای ایرانی با آن روبرو بودهاند و تاکنون قادر به حل این مسئله نبودهاند. و در مواقع حساس تاریخی دوباره به معضلی جدی تبدیل میشود. از سویی اقلیتهای ملی/قومی با استفاده از عنوان حق تعیین سرنوشت خود را در رسیدن به خواسته هایشان محق میدانند و فدرالیسم را جهت حل این بحران پیشنهاد میکنند. در طرف مقابل نیز آنچه مرکزگرایان مینامند، بدون اشاره به حق تعیین سرنوشت، حقوق شهروندی را راه حل و چاره میدانند. همچنین در دو طرف این بحران جریانات تندرو و فاشیستی وجود دارند که یکی بر طبل جدایی میکوبد و دیگری نیز بر انکار و یکسان سازی تحقیر آمیز بیشتر تأکید دارد.
آنچه در این میان بیشتر از هر امر دیگری مهم و قابل توجه است سیطره گفتمان ایده آلیستی اقلیت تندرو و شبه شوونیستی مرکزگرایان برذهن فعالان سیاسی و روشنفکران ایرانی است که به سبب استیلای گفتمان ایدآلیستی که در تقابل با حقوق جمعی اقلیتها دارند برخی حسن نیتها را نیزجهت ارائه راه حلی که مورد توافق همگانی باشد تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر فعالان اقلیتهای ملی/قومی نیز با موج تحریم و مارژینالیزه شدن توسط متولیان گفتمانهای سراسری خود را تنها میبینند و در برخی مواقع به اتخاذ راهکارهای رادیکال و ایذایی بر علیه آنچه برای مرکزگرایان تابو است، میپردازند. در نتیجه با عمومی شدن چنین فضای مسموم و مسدودی هر گونه دریچه گفتگو و توافقی مسدود میشود.
با توجه به شناخت قبلی که از نوشتههای آقای نیکفر داشتم، انتظار دیدگاهی سلبی از وی در قبال مسئله اقلیتها نمیرفت. دیدگاه وی در این مورد هر چند غیر مستقیم، پیمودن همان راهی است که سیاستگزاران و روشنفکران ایرانی از دوره رضاخان تا کنون پیمودهاند. انتظار از روشنفکرانی مانند وی این است که با قبول واقعیات و نقد اساسی از طرفین به راه حلی عملی بیندیشند. شاید عملیترین راه حل، به رسمیت شناختن سقف منافع و ساختههایی همچون تشکیل دولت و جدایی برای اقلیتها و حفظ تامیت ارضی برای حکومت مرکزی و متعاقب آن نشستن پشتِ «پردهی نخستینِ جان رالزی»، بدون حمل منافع و خواستهها جهت رسیدن به توافق باشد.
https://www.radiozamaneh.com/354680
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
دمکراسی متافیزیکال و نگاه سلبی به اقلیتها
امین سرخابی – این مقاله نقدی است بر نوشته محمدرضا نیکفر با عنوان «ناسیونالیسم، حق تعیین سرنوشت و فدرالیسم» که در آن «حق تعیین سرنوشت» را به حاشیه رانده است.
#ساسان_امجدی: در دفاع از #ناسیونالیسم، در نقد #محمدرضا_نیکفر
بخش اندیشه زمانه / #ساسان_امجدی – این مقاله در نقد دیدگاه #محمدرضا_نیکفر در نوشتهای از او است که با عنوان «#ناسیونالیسم، #فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت- بررسی انتقادی» منتشر شده است.
◄ اخیرا محمدرضا نیکفر در یاداشتی تحت عنوان «ناسیونالیسم، فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت- بررسی انتقادی» ناسیونالیسم و هرگونه خیزش و جدایی «قوم» تحت ستم را فریب و خودفریبی ناسیونالیستی معرفی کرده و هرنوع تلاش برای استقلال یا خودمختاری را همچون «شر»ی مطلق نشان میدهد. وی در این مقاله با نگاهی تقلیل گرایانه نسبت به کارکرد زبان، هویت طلبی، دولت-ملت، فدرالیسم و حق جدایی، بدون لحاظ نمودن همه جنبههای مربوط به واقعیتهای تاریخی ناسیونالیسم، هر نوع رویکرد مبتنی بر هویت خواهی و ملی گرایی، اعم از ناسیونالیسم ملتهای فرودست و ناسیونالیسم دولتی را دارای منطقی همسان و آنها را مختوم به خشونت و سلطه گری میداند.
نیکفر اگرچه تلویحا به درستی نگاه ازلی انگارانه نسبت به ملت را نقد میکند، اما اشکال متدولوژیک نگاه وی در این است که رویکرد ازلی انگارانه را همچون تنها رویکرد مطرح در این حوزه، دست مایه انتقاد از کلیت ناسیونالیسم و ملت قرار میدهد، و این واقعیت را نادیده میگیرد که در حوزه جامعه شناسی اگرچه رویکرد ازلی انگارانه به مثابه برداشتی سیاسی از مفهوم ملت تحلیل میشود، اما نگاه ساختارگرایانهای نیز به این مفاهیم وجود دارد که نه صرفا تلاشی انتزاعی، بلکه نظریههایی مبتنی بر درکی تاریخی از این مفاهیم است.
پرسش این است که چرا برداشت کلی آقای نیکفر دال بر این که هرنوع «گرایشی به جدایی و تقابل در مناسبت قومی را شکست یا تعللی در برپایی دموکراسی و دولت» میداند، نمیتواند گزارهای مبتنی بر درک تاریخی باشد و جنبههایی مهم از ماهیت جنبشهای ملی گرایانه را فرو میگذارد.
در این یاداشت میکوشم درک ناسیونالیسم و ملت همچون "منشا همه نگون بختی ها، خشونت، جنگ و شرارت و خشونت" را به چالش کشیده شود و در ادامه به طور اجمالی به این بپردازم که چرا فدرالیسم را باید به مثابه تلاشی برای تداوم دمکراسی و توزیع قدرت درک کرد....
https://www.radiozamaneh.com/356418
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / #ساسان_امجدی – این مقاله در نقد دیدگاه #محمدرضا_نیکفر در نوشتهای از او است که با عنوان «#ناسیونالیسم، #فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت- بررسی انتقادی» منتشر شده است.
◄ اخیرا محمدرضا نیکفر در یاداشتی تحت عنوان «ناسیونالیسم، فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت- بررسی انتقادی» ناسیونالیسم و هرگونه خیزش و جدایی «قوم» تحت ستم را فریب و خودفریبی ناسیونالیستی معرفی کرده و هرنوع تلاش برای استقلال یا خودمختاری را همچون «شر»ی مطلق نشان میدهد. وی در این مقاله با نگاهی تقلیل گرایانه نسبت به کارکرد زبان، هویت طلبی، دولت-ملت، فدرالیسم و حق جدایی، بدون لحاظ نمودن همه جنبههای مربوط به واقعیتهای تاریخی ناسیونالیسم، هر نوع رویکرد مبتنی بر هویت خواهی و ملی گرایی، اعم از ناسیونالیسم ملتهای فرودست و ناسیونالیسم دولتی را دارای منطقی همسان و آنها را مختوم به خشونت و سلطه گری میداند.
نیکفر اگرچه تلویحا به درستی نگاه ازلی انگارانه نسبت به ملت را نقد میکند، اما اشکال متدولوژیک نگاه وی در این است که رویکرد ازلی انگارانه را همچون تنها رویکرد مطرح در این حوزه، دست مایه انتقاد از کلیت ناسیونالیسم و ملت قرار میدهد، و این واقعیت را نادیده میگیرد که در حوزه جامعه شناسی اگرچه رویکرد ازلی انگارانه به مثابه برداشتی سیاسی از مفهوم ملت تحلیل میشود، اما نگاه ساختارگرایانهای نیز به این مفاهیم وجود دارد که نه صرفا تلاشی انتزاعی، بلکه نظریههایی مبتنی بر درکی تاریخی از این مفاهیم است.
پرسش این است که چرا برداشت کلی آقای نیکفر دال بر این که هرنوع «گرایشی به جدایی و تقابل در مناسبت قومی را شکست یا تعللی در برپایی دموکراسی و دولت» میداند، نمیتواند گزارهای مبتنی بر درک تاریخی باشد و جنبههایی مهم از ماهیت جنبشهای ملی گرایانه را فرو میگذارد.
در این یاداشت میکوشم درک ناسیونالیسم و ملت همچون "منشا همه نگون بختی ها، خشونت، جنگ و شرارت و خشونت" را به چالش کشیده شود و در ادامه به طور اجمالی به این بپردازم که چرا فدرالیسم را باید به مثابه تلاشی برای تداوم دمکراسی و توزیع قدرت درک کرد....
https://www.radiozamaneh.com/356418
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
ناسیونالیسم؛ گامی به سوی دمکراسی و توزیع متوازن قدرت
ساسان امجدی – این مقاله در نقد دیدگاه محمدرضا نیکفر در نوشتهای از او است که با عنوان «ناسیونالیسم، فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت- بررسی انتقادی» منتشر شده است.
#فدرالیسم، بحث #دولت−ملت و مسئله #کردستان
بخش اندیشه زمانه / مهتاب دهقان: شرایط جنگ خاورمیانه بیشباهت به شرایطی نیست که اعتبار دولت ملی را چندین دههپیش در اروپا از بین برد. اروپا اما از لحظه فدرالیسم عبور کرد و ایده خودمختاری فدرال نیز از خلال گفتار نئولیبرال خودحکومتداری در مفهوم دولت-ملت ادغام شد. اما جانگرفتن دولتـملت در اروپا به قیمت صدور جنگ به جایی خارج از آن، به جنوب جهان تمام شد و به سوریه و عراق هم رسید: جغرافیایی که اکنون زمین رقابت قدرتهای غربی و منطقهای است.
از میان همه جبهههای جنگ علیه داعش، و همه گروههایی که در راه خودمختاری بسیج شدند، تنها یک گروه توانست به بازتعریفی سیاسی و پیشرو از خودحکومتداری دست بزند. روژآوا نام جبههای بود که در آن یک انقلاب اجتماعی به برساختن شبکهای از مقاومت علیه داعش راه برد. در دل جنگ و در اوج شکست نیروهای دولتی سوریه نام مبارزه کردها و ساز و کارهای آنها برای خودمختاری جنبهای جهانی یافت. نه حمایت دولتها، بلکه حمایت شبکهای از فعالان سیاسی و بینالمللی به مقاومت فراملی آنجا علیه داعش منجر شد.
کنفدرالیسم شمال سوریه با الهام از ایدههای سیاسی رهبر کرد عبدالله اوجالان توانست با ایجاد کانتونها، یعنی واحدهای خودگردان به نوعی دموکراسی مستقیم، مشارکتی و آزادیخواهانه دست پیدا کند که مشارکت مستقل زنان و مردان و اقوام در کنار هم در آن دستکم به شکل نظری تضمین شده و سازماندهی از پایین به بالا و همکاری واحدها با یکدیگر عناصر اصلی ساختار آن است.
بدیل کنفدارالیسم دموکراتیک که با دفاع کوبانی در برابر داعش جان گرفت، یک حکومت محلی و ملی نیست. طرح کنفدرالیسم شمال سوریه برای خودمختاری نه با مسئله حق تعیین سرنوشت ملی بلکه با مسئله آزادی و ابتکار امر محلی گره میخورد و بنابراین ابتکار عمل در مبارزه و تصمیمگیری باید همواره در دست مردمی باقی بماند که به صورت مشترک در اداره امور محلی و منطقهای خود نقش دارند...
همزمان با تبلیغات همهپرسی استقلال کردستان عراق، عدهای از گروههای کرد تشکیل دولت را نماد پیروزی مبارزههای مردم کرد معرفی کردند و مسعود بارزانی را نیز تجسم تاریخ مبارزه کردستان دانستند.
با این حال، مسعود بارزانی به عنوان یک شخصیت تاریخی، رد پیروزیها و تراژدیهای بزرگ سرزمین کردستان را با خود دارد. او متولد جمهوری مهاباد است و فرزند ملا مصطفی بارزانی، شخصیت برجستهای که میگویند تا آخرین روز زندگیاش «دلمشغول مسئله کردستان» بود. بارزانی پدر نقش مهمی در سازماندهی جنبشهای استقلال-طلب در کردستان عراق داشته، و نامش با تراژدی شکست جمهوری مهاباد نیز گره خورده است. در پی شکست شورش کردها به رهبری او در عراق، جمهوری مهاباد در همان روزهای تاسیسش، از او و چند هزار پیشمرگه کرد استقبال کرد. مسعود به دنیا آمد، اما در پی سقوط جمهوری، ملا مصطفی نهایتاً به «شوروی» فرار کرد تا یلکه بتواند در تبعید ارتباطش را با جنبش کردستان حفظ کند. ..
چاره برونرفت از این معضل و درمان نارضایتی عمومی در کردستان حتی در آغوش کشیدن فدرالیسم عراق نیز نیست، چرا که فدرالیسم عراق ساختاری نئولیبرال با محوریت تامین منافع (دولتی و بینالمللی) است و تجربه حکمرانی آن بر سنیها پیشاپیش شکست پروژهاش را نشان میدهد. اما خودمختاری حقیقی مردم کرد نمیتواند به تشکیل یک دولت مشروط باشد: خودمختاری تنها میتواند از خلال در برگرفتن نیروهای خودجوش اجتماعی و دادخواهی از پایین، چه در سطح اقتصادی و چه در سطح سیاسی رخ دهد. گرچه به نظر میرسد برای بخش قابل توجهی از مردم کردستان عراق دولتمندی نفعی معنوی است: دولت ملی کرد تجسم پیروزی آن چیزی است که تاریخ به مثابه تاریخ حاکمان آن را نادیده انگاشته.
در نهایت، مسئله کرد ما را در برابر دو چشمانداز قرار داده. اگر تغییر در کنفدراسیون شمال سوریه چشمانداز خود را ابتکار عمل مردمی قرار میدهد، تغییر در کردستان عراق به ابتکار عمل حاکمان انجام میشود: اولی «پایین به بالا»، دومی «بالا بر پایین». ...
متن کامل در سایت زمانه
https://www.radiozamaneh.com/361010
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / مهتاب دهقان: شرایط جنگ خاورمیانه بیشباهت به شرایطی نیست که اعتبار دولت ملی را چندین دههپیش در اروپا از بین برد. اروپا اما از لحظه فدرالیسم عبور کرد و ایده خودمختاری فدرال نیز از خلال گفتار نئولیبرال خودحکومتداری در مفهوم دولت-ملت ادغام شد. اما جانگرفتن دولتـملت در اروپا به قیمت صدور جنگ به جایی خارج از آن، به جنوب جهان تمام شد و به سوریه و عراق هم رسید: جغرافیایی که اکنون زمین رقابت قدرتهای غربی و منطقهای است.
از میان همه جبهههای جنگ علیه داعش، و همه گروههایی که در راه خودمختاری بسیج شدند، تنها یک گروه توانست به بازتعریفی سیاسی و پیشرو از خودحکومتداری دست بزند. روژآوا نام جبههای بود که در آن یک انقلاب اجتماعی به برساختن شبکهای از مقاومت علیه داعش راه برد. در دل جنگ و در اوج شکست نیروهای دولتی سوریه نام مبارزه کردها و ساز و کارهای آنها برای خودمختاری جنبهای جهانی یافت. نه حمایت دولتها، بلکه حمایت شبکهای از فعالان سیاسی و بینالمللی به مقاومت فراملی آنجا علیه داعش منجر شد.
کنفدرالیسم شمال سوریه با الهام از ایدههای سیاسی رهبر کرد عبدالله اوجالان توانست با ایجاد کانتونها، یعنی واحدهای خودگردان به نوعی دموکراسی مستقیم، مشارکتی و آزادیخواهانه دست پیدا کند که مشارکت مستقل زنان و مردان و اقوام در کنار هم در آن دستکم به شکل نظری تضمین شده و سازماندهی از پایین به بالا و همکاری واحدها با یکدیگر عناصر اصلی ساختار آن است.
بدیل کنفدارالیسم دموکراتیک که با دفاع کوبانی در برابر داعش جان گرفت، یک حکومت محلی و ملی نیست. طرح کنفدرالیسم شمال سوریه برای خودمختاری نه با مسئله حق تعیین سرنوشت ملی بلکه با مسئله آزادی و ابتکار امر محلی گره میخورد و بنابراین ابتکار عمل در مبارزه و تصمیمگیری باید همواره در دست مردمی باقی بماند که به صورت مشترک در اداره امور محلی و منطقهای خود نقش دارند...
همزمان با تبلیغات همهپرسی استقلال کردستان عراق، عدهای از گروههای کرد تشکیل دولت را نماد پیروزی مبارزههای مردم کرد معرفی کردند و مسعود بارزانی را نیز تجسم تاریخ مبارزه کردستان دانستند.
با این حال، مسعود بارزانی به عنوان یک شخصیت تاریخی، رد پیروزیها و تراژدیهای بزرگ سرزمین کردستان را با خود دارد. او متولد جمهوری مهاباد است و فرزند ملا مصطفی بارزانی، شخصیت برجستهای که میگویند تا آخرین روز زندگیاش «دلمشغول مسئله کردستان» بود. بارزانی پدر نقش مهمی در سازماندهی جنبشهای استقلال-طلب در کردستان عراق داشته، و نامش با تراژدی شکست جمهوری مهاباد نیز گره خورده است. در پی شکست شورش کردها به رهبری او در عراق، جمهوری مهاباد در همان روزهای تاسیسش، از او و چند هزار پیشمرگه کرد استقبال کرد. مسعود به دنیا آمد، اما در پی سقوط جمهوری، ملا مصطفی نهایتاً به «شوروی» فرار کرد تا یلکه بتواند در تبعید ارتباطش را با جنبش کردستان حفظ کند. ..
چاره برونرفت از این معضل و درمان نارضایتی عمومی در کردستان حتی در آغوش کشیدن فدرالیسم عراق نیز نیست، چرا که فدرالیسم عراق ساختاری نئولیبرال با محوریت تامین منافع (دولتی و بینالمللی) است و تجربه حکمرانی آن بر سنیها پیشاپیش شکست پروژهاش را نشان میدهد. اما خودمختاری حقیقی مردم کرد نمیتواند به تشکیل یک دولت مشروط باشد: خودمختاری تنها میتواند از خلال در برگرفتن نیروهای خودجوش اجتماعی و دادخواهی از پایین، چه در سطح اقتصادی و چه در سطح سیاسی رخ دهد. گرچه به نظر میرسد برای بخش قابل توجهی از مردم کردستان عراق دولتمندی نفعی معنوی است: دولت ملی کرد تجسم پیروزی آن چیزی است که تاریخ به مثابه تاریخ حاکمان آن را نادیده انگاشته.
در نهایت، مسئله کرد ما را در برابر دو چشمانداز قرار داده. اگر تغییر در کنفدراسیون شمال سوریه چشمانداز خود را ابتکار عمل مردمی قرار میدهد، تغییر در کردستان عراق به ابتکار عمل حاکمان انجام میشود: اولی «پایین به بالا»، دومی «بالا بر پایین». ...
متن کامل در سایت زمانه
https://www.radiozamaneh.com/361010
—------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—------
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
لحظه فدرال – در کردستان و در اروپا
مهتاب دهقان − دو رویکرد متفاوت: اگر تغییر در کنفدراسیون شمال سوریه برپایه ابتکار عمل مردمی است، تغییر در کردستان عراق به ابتکار عمل حاکمان انجام میشود.
Radio Zamaneh
Photo
ناسیونالیسم متأخر ایرانی؛ رمزگشایی از سیاست سرکوب
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/412765&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه /#ساسان_امجدی- آیا آنچه در #ایران به عنوان #ناسیونالیسم_ایرانی شناخته میشود، مبتنی بر برداشتی مخاطره آمیز و غیرمنعطف از مفاهیمی همچون #ملت، #زبان و #مرکزگرایی است؟ برداشتی چنان که امکان استقرار مدلهایی از تمرکززدایی مانند #فدرالیسم و #کنفدرالیسم را مشکل و حتی غیرممکن ساخته است؟ آیا میتوان با استناد به اصول «دموکراسی و حاکمیت قانون» و لزوم استقرار آنها، نقش سویههای ناسیونالیستی در روند تمرکززدایی از قدرت را کمرنگ کرد و آن را به حاشیه راند؟
🌎 https://www.radiozamaneh.com/412765
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/412765&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه /#ساسان_امجدی- آیا آنچه در #ایران به عنوان #ناسیونالیسم_ایرانی شناخته میشود، مبتنی بر برداشتی مخاطره آمیز و غیرمنعطف از مفاهیمی همچون #ملت، #زبان و #مرکزگرایی است؟ برداشتی چنان که امکان استقرار مدلهایی از تمرکززدایی مانند #فدرالیسم و #کنفدرالیسم را مشکل و حتی غیرممکن ساخته است؟ آیا میتوان با استناد به اصول «دموکراسی و حاکمیت قانون» و لزوم استقرار آنها، نقش سویههای ناسیونالیستی در روند تمرکززدایی از قدرت را کمرنگ کرد و آن را به حاشیه راند؟
🌎 https://www.radiozamaneh.com/412765
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
ناسیونالیسم متأخر ایرانی؛ رمزگشایی از سیاست سرکوب
ساسان امجدی- بدون تغییر ماهیت ناسیونالیسم ایرانی، هر نوع نظام سیاسی-حقوقی برای تمرکززدایی از قدرت در ایران تنها میتواند به معنی به رسمیت شاختن تقابل میان مرکز و حاشیه باشد.