#کمال_خسروی: در نقد ایدئولوژی سید #جواد_طباطبایی
تریبون زمانه / کمال خسروی: آنچه من نامش را عجالتاً «نهاد طباطبایی» میگذارم، سه ساحت دارد؛ یا سه نیرو، سه یابوی پیر که میکوشند ارابهی یک ایدئولوژی فرتوت را بکشند. نخست: برپا داشتن تندیس زندهی موبدی فرهمند؛ دوم: جعل هویتی عاریتی برای نوعی «روششناسی» در پژوهش تاریخی یا اعطای ژرفایی فلسفی به نوعی «هستیشناسی» قومی؛ و سوم: تبلیغ و هیاهویی که به اعتبار دو ساحت پیشین میتواند بیپایهترین احکام و رذیلانهترین دشنامها را در غوغا و جنجال، همچون اصولی بدیهی و صفاتی راستین به کرسی بنشاند...
https://www.radiozamaneh.com/354127
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
تریبون زمانه / کمال خسروی: آنچه من نامش را عجالتاً «نهاد طباطبایی» میگذارم، سه ساحت دارد؛ یا سه نیرو، سه یابوی پیر که میکوشند ارابهی یک ایدئولوژی فرتوت را بکشند. نخست: برپا داشتن تندیس زندهی موبدی فرهمند؛ دوم: جعل هویتی عاریتی برای نوعی «روششناسی» در پژوهش تاریخی یا اعطای ژرفایی فلسفی به نوعی «هستیشناسی» قومی؛ و سوم: تبلیغ و هیاهویی که به اعتبار دو ساحت پیشین میتواند بیپایهترین احکام و رذیلانهترین دشنامها را در غوغا و جنجال، همچون اصولی بدیهی و صفاتی راستین به کرسی بنشاند...
https://www.radiozamaneh.com/354127
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
تندیسِ زندهی موبدِ فرهمند − در نقد ایدئولوژی سیدجواد طباطبایی
کمال خسروی − «نهاد طباطبایی» سه ساحت دارد: تندیس زندهی موبدی فرهمند، جعل هویتی عاریتی برای نوعی «روششناسی» و نیز تبلیغ و هیاهو.
بررسی "پروژه ایرانشهری" #جواد_طباطبایی
از تریبون زمانه به نقل از نقد اقتصاد سیاسی − #کمال_خسروی: آیا در سپهر اندیشهورزی سیاسی و اجتماعی چهار دههی پیشین ایران حوزهای فکری یا گفتار و گفتمانی بهنام «پروژهی طباطبایی» وجود دارد؟ «بیگمان»؛ چنین خواهند گفت خیل مریدان و همسرایان. «باید باشد»؛ چنین پاسخ خواهند داد استادان و دانشپیشگانی که سید جواد طباطبایی را نه از راه کنکاش در گفتهها و نوشتههایش، بلکه با نگاه به تندیسی میشناسند که در پسِ پشتِ عایقِ کدر «پروژه»ی طباطبایی ایستاده است و پرهیبی را القاء میکند که در وجودش گمان نمیتوان برد. پس، یعنی، چیزی واقعی که بتوان آن را طرحی فکری نامید که با نام پروابرانگیز «پروژه»ی طباطبایی آوازه یافته است، وجود ندارد؟ اگر چنین است، پس تکلیف آن «چند هزار صفحهای» که استاد دکتر سید جواد طباطبایی با «فروتنی» رشکبرانگیزش همواره به آنها اشاره میکند چه میشود؟ این همه کتاب و رساله و درس و درسگفتار و گفتگو و همایش و جشنواره و این همه تعظیم و تکریم اهل علم در حوزه و در دارالعلم، در حجره و در مکتب؟ باید کور باشد کسی که چنین ادعایی داشته باشد؛ کور از جهل و حسد. و اینک؟
بیگمان برای دستیابی به اندیشهی یک اندیشمند، چنانچه چنین اندیشهای موجود است، پژوهشگر باید از تواناییها و شایستگیهایی برخوردار باشد. کسی که مایل و شایق است راهی به اندیشهی هگل یا نیچه یا سهروردی و صدرا بجوید باید دستکم تاحد معینی با زبان و گفتار فلسفی آشنا باشد. اما ناکامی در راهیابی به اندیشه و سخن برخی از اندیشمندان، یا آنها که مدعی سخن و پیامی هستند، همیشه ناشی از ناشایستگی و نادانی مخاطب یا پژوهشگر نیست، بسا زبان فاخر یا متفاخر و بیان اصم و رازآمیز و رمزآلود و یا اندیشهی ژرف و پردهلیز گوینده، یا اما ناتوانیاش در بیان اندیشه، یا شاید تواناییاش در لفاظی برای پنهان ساختن فقدان اندیشه، مانع دریافت و فهم سخن و پیام او باشد.
در مورد استخراج آنچه قرار است «پروژه»ی طباطبایی باشد، حتی اگر آثار طباطبایی را در اختیار خوانندهای آرمانی بگذاریم که هم از تواناییهای لازم برخوردار است و هم از «هول گرداب» پیشاپیش مسحور و مدهوش نشده است، آن خواننده کماکان با موانعی روبرو خواهد شد که در سویهی گوینده قرار دارند، نه او. ...
آنچه «پروژه»ی فکری سید جواد طباطبایی نامیده میشود، طرحی است سیاسی؛ در شالودههایش، در ساخت و بافت گفتمانیاش، در زبان و بیان و پژواکش و سرانجام در انگیزهها، ممیزهها و آماجش؛ طرحی است در سپهر قدرت سیاسی. پرخاشگری و هنگامهجویی طباطبایی علیه آنچه او «ایدئولوژی» مینامد، هیچ نیست مگر تلاشی زیرکانه برای پر کردن خلاء ایدئولوژی در روزگارِ بنبستِ سیاسی.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/358881&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/358881
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
از تریبون زمانه به نقل از نقد اقتصاد سیاسی − #کمال_خسروی: آیا در سپهر اندیشهورزی سیاسی و اجتماعی چهار دههی پیشین ایران حوزهای فکری یا گفتار و گفتمانی بهنام «پروژهی طباطبایی» وجود دارد؟ «بیگمان»؛ چنین خواهند گفت خیل مریدان و همسرایان. «باید باشد»؛ چنین پاسخ خواهند داد استادان و دانشپیشگانی که سید جواد طباطبایی را نه از راه کنکاش در گفتهها و نوشتههایش، بلکه با نگاه به تندیسی میشناسند که در پسِ پشتِ عایقِ کدر «پروژه»ی طباطبایی ایستاده است و پرهیبی را القاء میکند که در وجودش گمان نمیتوان برد. پس، یعنی، چیزی واقعی که بتوان آن را طرحی فکری نامید که با نام پروابرانگیز «پروژه»ی طباطبایی آوازه یافته است، وجود ندارد؟ اگر چنین است، پس تکلیف آن «چند هزار صفحهای» که استاد دکتر سید جواد طباطبایی با «فروتنی» رشکبرانگیزش همواره به آنها اشاره میکند چه میشود؟ این همه کتاب و رساله و درس و درسگفتار و گفتگو و همایش و جشنواره و این همه تعظیم و تکریم اهل علم در حوزه و در دارالعلم، در حجره و در مکتب؟ باید کور باشد کسی که چنین ادعایی داشته باشد؛ کور از جهل و حسد. و اینک؟
بیگمان برای دستیابی به اندیشهی یک اندیشمند، چنانچه چنین اندیشهای موجود است، پژوهشگر باید از تواناییها و شایستگیهایی برخوردار باشد. کسی که مایل و شایق است راهی به اندیشهی هگل یا نیچه یا سهروردی و صدرا بجوید باید دستکم تاحد معینی با زبان و گفتار فلسفی آشنا باشد. اما ناکامی در راهیابی به اندیشه و سخن برخی از اندیشمندان، یا آنها که مدعی سخن و پیامی هستند، همیشه ناشی از ناشایستگی و نادانی مخاطب یا پژوهشگر نیست، بسا زبان فاخر یا متفاخر و بیان اصم و رازآمیز و رمزآلود و یا اندیشهی ژرف و پردهلیز گوینده، یا اما ناتوانیاش در بیان اندیشه، یا شاید تواناییاش در لفاظی برای پنهان ساختن فقدان اندیشه، مانع دریافت و فهم سخن و پیام او باشد.
در مورد استخراج آنچه قرار است «پروژه»ی طباطبایی باشد، حتی اگر آثار طباطبایی را در اختیار خوانندهای آرمانی بگذاریم که هم از تواناییهای لازم برخوردار است و هم از «هول گرداب» پیشاپیش مسحور و مدهوش نشده است، آن خواننده کماکان با موانعی روبرو خواهد شد که در سویهی گوینده قرار دارند، نه او. ...
آنچه «پروژه»ی فکری سید جواد طباطبایی نامیده میشود، طرحی است سیاسی؛ در شالودههایش، در ساخت و بافت گفتمانیاش، در زبان و بیان و پژواکش و سرانجام در انگیزهها، ممیزهها و آماجش؛ طرحی است در سپهر قدرت سیاسی. پرخاشگری و هنگامهجویی طباطبایی علیه آنچه او «ایدئولوژی» مینامد، هیچ نیست مگر تلاشی زیرکانه برای پر کردن خلاء ایدئولوژی در روزگارِ بنبستِ سیاسی.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/358881&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/358881
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
تاریخ اشباح و ولایت ایرانشهری – در نقد «پروژه»ی سید جواد طباطبایی
کمال خسروی − پرخاشگری و هنگامهجویی طباطبایی علیه آنچه او «ایدئولوژی» مینامد، هیچ نیست مگر تلاشی زیرکانه برای پر کردن خلاء ایدئولوژی در روزگارِ بنبستِ سیاسی.
#کمال_خسروی: انفجار جنبش مردمی علیه رژیم فقر و فشار و سرکوب، سکوت را شکست. #جنبش_اعتراضی، #تظاهرات_اعتراضی
چهار هفتهی پیش، هفدهم آذرماه، نیروهای امنیتی و یکانهای سرکوب رژیم، مانع برگزاری یادبود محمد مختاری و محمدجعفر پوینده شدند و دبیران و اعضای کانون نویسندگان را که به بزرگداشت این عزیزان روشناندیش و مبارز ــ کسانی که حتی بهروایت ("قضایی") رژیم نیز قربانی جنایت و سرکوباند ــ فراخوان داده بودند، بازداشت کردند. صدای دادگری و آزادیخواهی محکوم به سکوت است. کانون نویسندگان ایران بیانیه صادر کرد. یکی از دبیران کانون نوشت: «سکوت نمیکنیم، هرگز سکوت نمیکنیم». اینجا و آنجا در دنیای مجازی، آه و افسوس و پرخاش و دشنامی. سپس، سکوت.
ده روز پیش، ربابه رضایی، همسر کارگر زندانی رضا شهابی، که به دادخواهی به وزارتخانهی (سرکوب) کار و کارگر مراجعه کرده بود، همراه با گروه کوچکی که به یاری و پشتگرمی او گرد آمده بودند، مورد اهانت و ضرب و تعدی یکانهای سرکوب رژیم قرار گرفتند و بازداشت شدند. تصویری که از حملهی ماموران به یکی از شرکت کنندگان در این جمع در رسانهها منتشر شده بود، گواهی جگرخراش بر درندهخویی و خشونتی است که بر دادخواهان روا میشود. صدای دادخواهی، حق طلبی و آزادیخواهی محکوم به سکوت است. کانون نویسندگان، برخی از دستگیرشدگان و چند گروه مدافعان حقوق کارگران، بیانیههایی صادر کردند. اینجا و آنجا در دنیای مجازی، فریادی و پرخاشی و دشنامی. سپس، سکوت.
انفجار جنبش مردمی علیه رژیم فقر و فشار و سرکوب، سکوت را شکست. ...تحلیلها، تفسیرها و یادداشتهای سیاسی این چند روزه، و برخی از آنها بادقت و ژرفنگریِ درخور، زنجیرهی رویدادها و رد و اثرهایی را که زمینههای مادی و عینی این انفجارند، نشان دادهاند. تأکید من بر شکستِ سکوت و اهمیت آن بخودی خود، بهمثابه ترک برداشتن دیوارههای هولناک و رعبانگیز رژیم است؛ بر: اهمیت هستیشناختیِ اجتماعیِ همین شکل.ِ
درست است که این انفجار رعدی در آسمان بیابر نبود، اما بانگ رسایش سکوت را شکست. صدای متهورانهی اعتراض و آزادیخواهی هیچگاه خاموش نبوده است؛ دو نمونهی ویژه و بسیار نزدیکش را آوردم. اما آیا انبوه مردم خشمگین و جان بر لب رسیدهای که در تویسرکان، ملایر، ایذه، قهدریجان و... به خیابان ریختند، از سرکوب بزرگداشت مختاری و پوینده، چهار هفتهی پیش، یا دستگیری همسر شهابی و عزیزان همراهش، ده روز پیش، خبر داشتند؟ جنبش و خروش دیماه، با ریشههایش در اعماق، این سکوت مرگبار را شکست و گَردهی خیزش علیه فقر و ستم را به دست طوفان داد....
نگاه واقعگرایانه، از پراتیک واقعی اجتماعی و تاریخی انسانهای واقعی در زمان و مکان معین، از اینجا و اکنونِ آنها، عزیمت میکند؛ اما اگر واقعگراییای انتقادی و انقلابی نباشد، به واقعیتِ انتزاعات پیکریافته، به ایدئولوژیِ وضع موجود، تسلیم میشود و در غوغا، آشفتگی و بهمریختگی «واقعیتِ بلاواسطه و مشخص» گم خواهد شد. در نگاه به جنبشِ اعتراضی کنونی و در رویکرد و مداخلهای که به نسبت جایگاه کنشگر، ممکن است، دو معیار اهمیتِ تعیین کننده و بنیادین دارند:
الف) رویکردی که از پراتیک عزیمت میکند، هرگز نباید خودزایندگیِ پراتیک را نادیده بگیرد. جنبش موجود را نه میتوان، و نه باید، در چشماندازها و چشمداشتهای ایدئولوژیک اسیر کرد.
ب) باید با تمام توان از تسلیم شدن به تئوریهای توطئه و فروغلتیدن به تخطئهی جنبش پرهیز کرد؛ نه از اینرو که ممکن است این تئوریها خطا باشند، بلکه به این دلیل که دشمنان هر جنبش آزادیخواهانه و انقلابی واقعی، از هیچ کوششی برای بیاعتبار کردن آن، حتی از اختراع و شایع کردن توطئههای دروغین اِبا نخواهند داشت. برعکس، با جدی گرفتن اینگونه شواهد و با افشای آنها باید نشان داد که حتی آنجا که واقعیت دارند، آتشی را افروختهاند، که دیر یا زود، دامنگیر خود آنها نیز خواهد شد. دلنگرانان پروسواس و دلسوزی که بنا بر تجربههای بسیار، هراس دارند جنبش تهیدستان از سر ناآگاهی بازیچه و قربانی طرحها و توطئههای داخلی و خارجی شود، باید بکوشند به وظیفهی روشنگرانهشان در راستای اعتلای همین جنبش و در خدمت آن عمل کنند؛ مبادا در انکار مشروعیت و حقانیتش.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/375425&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/375425
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
چهار هفتهی پیش، هفدهم آذرماه، نیروهای امنیتی و یکانهای سرکوب رژیم، مانع برگزاری یادبود محمد مختاری و محمدجعفر پوینده شدند و دبیران و اعضای کانون نویسندگان را که به بزرگداشت این عزیزان روشناندیش و مبارز ــ کسانی که حتی بهروایت ("قضایی") رژیم نیز قربانی جنایت و سرکوباند ــ فراخوان داده بودند، بازداشت کردند. صدای دادگری و آزادیخواهی محکوم به سکوت است. کانون نویسندگان ایران بیانیه صادر کرد. یکی از دبیران کانون نوشت: «سکوت نمیکنیم، هرگز سکوت نمیکنیم». اینجا و آنجا در دنیای مجازی، آه و افسوس و پرخاش و دشنامی. سپس، سکوت.
ده روز پیش، ربابه رضایی، همسر کارگر زندانی رضا شهابی، که به دادخواهی به وزارتخانهی (سرکوب) کار و کارگر مراجعه کرده بود، همراه با گروه کوچکی که به یاری و پشتگرمی او گرد آمده بودند، مورد اهانت و ضرب و تعدی یکانهای سرکوب رژیم قرار گرفتند و بازداشت شدند. تصویری که از حملهی ماموران به یکی از شرکت کنندگان در این جمع در رسانهها منتشر شده بود، گواهی جگرخراش بر درندهخویی و خشونتی است که بر دادخواهان روا میشود. صدای دادخواهی، حق طلبی و آزادیخواهی محکوم به سکوت است. کانون نویسندگان، برخی از دستگیرشدگان و چند گروه مدافعان حقوق کارگران، بیانیههایی صادر کردند. اینجا و آنجا در دنیای مجازی، فریادی و پرخاشی و دشنامی. سپس، سکوت.
انفجار جنبش مردمی علیه رژیم فقر و فشار و سرکوب، سکوت را شکست. ...تحلیلها، تفسیرها و یادداشتهای سیاسی این چند روزه، و برخی از آنها بادقت و ژرفنگریِ درخور، زنجیرهی رویدادها و رد و اثرهایی را که زمینههای مادی و عینی این انفجارند، نشان دادهاند. تأکید من بر شکستِ سکوت و اهمیت آن بخودی خود، بهمثابه ترک برداشتن دیوارههای هولناک و رعبانگیز رژیم است؛ بر: اهمیت هستیشناختیِ اجتماعیِ همین شکل.ِ
درست است که این انفجار رعدی در آسمان بیابر نبود، اما بانگ رسایش سکوت را شکست. صدای متهورانهی اعتراض و آزادیخواهی هیچگاه خاموش نبوده است؛ دو نمونهی ویژه و بسیار نزدیکش را آوردم. اما آیا انبوه مردم خشمگین و جان بر لب رسیدهای که در تویسرکان، ملایر، ایذه، قهدریجان و... به خیابان ریختند، از سرکوب بزرگداشت مختاری و پوینده، چهار هفتهی پیش، یا دستگیری همسر شهابی و عزیزان همراهش، ده روز پیش، خبر داشتند؟ جنبش و خروش دیماه، با ریشههایش در اعماق، این سکوت مرگبار را شکست و گَردهی خیزش علیه فقر و ستم را به دست طوفان داد....
نگاه واقعگرایانه، از پراتیک واقعی اجتماعی و تاریخی انسانهای واقعی در زمان و مکان معین، از اینجا و اکنونِ آنها، عزیمت میکند؛ اما اگر واقعگراییای انتقادی و انقلابی نباشد، به واقعیتِ انتزاعات پیکریافته، به ایدئولوژیِ وضع موجود، تسلیم میشود و در غوغا، آشفتگی و بهمریختگی «واقعیتِ بلاواسطه و مشخص» گم خواهد شد. در نگاه به جنبشِ اعتراضی کنونی و در رویکرد و مداخلهای که به نسبت جایگاه کنشگر، ممکن است، دو معیار اهمیتِ تعیین کننده و بنیادین دارند:
الف) رویکردی که از پراتیک عزیمت میکند، هرگز نباید خودزایندگیِ پراتیک را نادیده بگیرد. جنبش موجود را نه میتوان، و نه باید، در چشماندازها و چشمداشتهای ایدئولوژیک اسیر کرد.
ب) باید با تمام توان از تسلیم شدن به تئوریهای توطئه و فروغلتیدن به تخطئهی جنبش پرهیز کرد؛ نه از اینرو که ممکن است این تئوریها خطا باشند، بلکه به این دلیل که دشمنان هر جنبش آزادیخواهانه و انقلابی واقعی، از هیچ کوششی برای بیاعتبار کردن آن، حتی از اختراع و شایع کردن توطئههای دروغین اِبا نخواهند داشت. برعکس، با جدی گرفتن اینگونه شواهد و با افشای آنها باید نشان داد که حتی آنجا که واقعیت دارند، آتشی را افروختهاند، که دیر یا زود، دامنگیر خود آنها نیز خواهد شد. دلنگرانان پروسواس و دلسوزی که بنا بر تجربههای بسیار، هراس دارند جنبش تهیدستان از سر ناآگاهی بازیچه و قربانی طرحها و توطئههای داخلی و خارجی شود، باید بکوشند به وظیفهی روشنگرانهشان در راستای اعتلای همین جنبش و در خدمت آن عمل کنند؛ مبادا در انکار مشروعیت و حقانیتش.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/375425&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/375425
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
شکستِ سکوت
کمال خسروی − سکوت شکسته شده است. اکنون باید با تمام توان از تسلیم شدن به تئوریهای توطئه و فروغلتیدن به تخطئهی جنبش پرهیز کرد؛ نه از اینرو که ممکن است این تئوریها خطا باشند، بلکه به این دلیل که دشمنان هر جنبش آزادیخواهانه و انقلابی واقعی، از هیچ کوششی برای…