شعر پارسی
54.1K subscribers
762 photos
82 videos
2.96K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس
زان سان شده‌ام بی سر و سامان که مپرس


مولانا / شـــعر پارسی
👍95
این بار تیر مرگ به افسونت ایستاد
وقتی که چشم های تو ،‌فرمان ایست داد

بوی کدام برگِ غنیمت شنیده بود
این باد فتنه،دست به غارت که می گشاد

شیرازه ی امید ،‌که از هم گسسته شد
یک برگ نیم سوز به دست من اوفتاد

نامت سیاه مشقِ ورق پاره ی من است
هم رو سفید دفتر سودا از این سواد !

تا کی هوای من به سرت افتد و مرا
با جامه های کاغذی ام آوری به یاد

در بی نهایت است که شاید به هم رسند
یکروز این دو خط موازی در امتداد

تا خویش را دوباره ببینم ، هر آینه
چشم تو باد و آينه ی دیگرم مباد

بر جای جای دشنه ی او بوسه می دهم
هیچم اگر چه عشق جز این زخم ها نداد

غمگین در آستانه ی کولاك مانده ام
تا کی بدل به نعره شود مویه های باد

حسین منزوى / شـــعر پارسی
🔥91👌1
زدی آتشم به جان و ز منت خبر نباشد
خبرت شود زمانی که ز من اثر نباشد!

مولانا / شـــعر پارسی
👍102👏2
جان ببر آنجا که دِلَم بُرده‌ای...

مولانا / شـــعر پارسی
16👍2😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عطر نام تو که در پردهٔ جان پیچیده‌ست
سینه را ساخته از یاد تو سرشارترین

فریدون مشیری / شـــعر پارسی
8😭3
از کوتهی ماست که دیوار بلند است

صائب تبریزی / شـــعر پارسی

اثر: استاد علی حدادی
15👍1
خوبی از بد مَطَلَب زآنکه ندارد، به سرشت
همچنان نیست بدی در گُهر آنکه نکوست

حاجب شیرازی / شـــعر پارسی
👍9🔥8
آتش عشق تو در جان خوش‌تر است
جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است

عطار / شـــعر پارسی
10🔥1
من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
یک موی تو را به هر دو عالم ندهم

مولانا / شـــعر پارسی
15
بس که خون در دل ازین دوست نمایان دارم
دیدنِ دشمنِ خونخوار، شگون است مرا

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
12👍3😁1👌1
مرو ای دوست که ما بی تو نخواهیم نشست ...

سعدی / شـــعر پارسی
8👌4👍1
با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
دل غمگین مرا گر ننوازد چه کنم؟

بر من آن است که با فرقت او می‌سازم
وصلش ار با من بیچاره نسازد چه کنم؟

جانم از آتش غم سوخت، نگویید آخر
تا غمش یک نفسم جان نگدازد چه کنم؟

خود گرفتم که سر اندر ره عشقش بازم
با من آن یار اگر عشق نبازد چه کنم؟

یاد ناورد ز من هیچ و نپرسید مرا
باز یک بارگیم پست نسازد چه کنم؟

چند گویند مرا: صبر کن از لشکر غم؟
بر من از گوشهٔ ناگاه بتازد چه کنم؟

من بدان فخر کنم کز غم او کشته شوم
گر عراقی به چنین فخر ننازد چه کنم؟

عراقی / شـــعر پارسی
👍54
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم

نگفتم، که روزی که گفتم بگویی:
کف دست خود را که من بو نکردم!

ضمیر مخاطب برایم تو بودی
به غیر از تو، من، قصدی از «او» نکردم

سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
دلم را به غیر تو هم سو نکردم

به پیش حسودان تو اعتنایی
به یاوه سرایی بدگو نکردم

خودت را، خودت را... تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، ولی رو نکردم

قیصر امین‌پور / شـــعر پارسی
👍109😭3
در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم

شهریار / شـــعر پارسی
11👍1
ببین زبونیِ بختم، که جانبِ تو هنوز
نگه نکرده، فلک فکرِ انتقام کند

صبوری تبریزی / شـــعر پارسی
👍8🕊1
شوم شیرین ز لطف گوهر تو
اگر چون بحر تلخ و شور باشم

اگر غم همچو شب عالم بگیرد
برآ ای صبح تا منصور باشم

توی روز و منم استارهٔ روز
عجب نبود اگر مشهور باشم

مولانا / شـــعر پارسی
👍74
خزانِ بی‌مروت کرد بیدادی درین گلشن
که برگِ عیش می‌دانند مردم، بی‌نوایی را

صائب تبريزی / شـــعر پارسی
👍102
دل عاشق به جور از یار دیرین بر‌نمی‌گردد
که در سفتن ز آب و رنگ خود گوهر نمی‌گردد

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
9👍2
ز کوی یار آسان کی توان قطع‌ نظر کردن
که بیرون رفتن از دنیاست از کویش سفر کردن

صائب تبريزی / شـــعر پارسی
14
جهانَم نیرزد به یک مویِ او...

فردوسی / شـــعر پارسی
12👌1