خالد حسینی، نویسندهی جهانی اهل افغانستان و خالق بادبادکباز
«خب هرچی #ملا یادت داده ول کن، فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم #دزدی است. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است. میفهمی چی میگویم؟» مایوسانه آرزو کردم و گفتم کاش میفهمیدم و گفتم «نه بابا جون»!
بابا گفت: «اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی. حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچههایش را از داشتن پدر میدزدی. وقتی #دروغ میگویی، حق کسی را از #دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی، میفهمی؟» - بادبادکباز
خالد حسینی #نویسنده سرشناس افعانستانی-آمریکایی در چهارم مارس سال ۱۹۶۵ در شهر کابل به دنیا آمد. حسینی به خاطر نوشتن دو #کتاب «بادبادکباز» و «هزار خورشیدرو» شهرت یافت. پدر و مادر خالد حسینی هر دو اهل هرات بودند. مادرش معلم فراسی و تاریخ در یک دبیرستان (لیسه) دخترانه در کابل بود. پدرش نیز دیپلمات بود که در سال ۱۹۷۶ به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان به پاریس اعزام شد. خالد نیز به همراه خانوادهاش به پاریس رفت. در سال ۱۹۸۰ که کمونیستها در افغانستان کودتا کردند پدر خالد نیز از سفارت افغانستان برکنار شد و در پی این کودتا خانوادهی خالد از ایالات متحده تقاضای #پناهندگی سیاسی کردند که پناهندگیشان پذیرفته شد و در آمریکا ساکن شدند.
از معروفترین آثار #خالد_حسینی باید به رمان «#بادبادکباز» اشاره کرد که در افغانستان به «کاغذپران باز» ترجمه شده است و اولین کتاب خالد حسینی است. این رمان در سال ۲۰۰۳ میلادی انتشار یافت و در آمریکا و اروپا فروش خوبی داشت. در همین سال این رمان به عنوان سومین #رمان پرفروش شناخته شد.
خالد حسینی در این مورد در گفتوگویی با «جیمز نوتی» از خبرنگاران بیبیسی میگوید: «یکی از سوء تفاهم ها این است که ستم علیه زنان #افغان از دوران طالبان آغاز شده. اما واقعیت این است که در بیشتر جوامع روستایی افغانستان قرنهاست که این شیوه زندگی رواج داشته است. البته ۸۵ درصد افغانها در روستاها زندگی می کنند. موضوع آزادی زنان دست کم یکصد سال است که مطرح است. پادشاهانی بر سر این موضوع تاج و تخت خود را از دست داد اند. بین کابل #لیبرال و و جوامع بسیار #محافظهکار عشیرهای و #روستایی در این مورد تفاوت وجود دارد. در این جوامع زنان صدها سال است که همانطور که نظر طالبان است زندگی کردهاند. هر تغییری در مورد #زنان باید از داخل افغانستان صورت بگیرد و باید آرامآرام و در طول چند نسل انجام شود. باید به صدا ها و عناصر میانهرو در #افغانستان میدان داد و از آنها استفاده کرد.»
ایزابل آلنده، روزنامهنگار و نویسندهی اهل آمریکای لاتین کتاب «بادبادکباز» را یک رمان فراموشنشدنی و فوقالعاده میداند و میگوید که این داستان چنان نیرومند است که مدتها پس از خواندن آن هر چه میخوانده، بیروح به نظر میرسیده است. برخی از منتقدان میگویند از آنجا که #خالدحسینی به زبان #فارسی نمینویسد نمیتوان او را #افغانستانی به حساب آورد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/cM07Og
#توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«خب هرچی #ملا یادت داده ول کن، فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم #دزدی است. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است. میفهمی چی میگویم؟» مایوسانه آرزو کردم و گفتم کاش میفهمیدم و گفتم «نه بابا جون»!
بابا گفت: «اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی. حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچههایش را از داشتن پدر میدزدی. وقتی #دروغ میگویی، حق کسی را از #دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی، میفهمی؟» - بادبادکباز
خالد حسینی #نویسنده سرشناس افعانستانی-آمریکایی در چهارم مارس سال ۱۹۶۵ در شهر کابل به دنیا آمد. حسینی به خاطر نوشتن دو #کتاب «بادبادکباز» و «هزار خورشیدرو» شهرت یافت. پدر و مادر خالد حسینی هر دو اهل هرات بودند. مادرش معلم فراسی و تاریخ در یک دبیرستان (لیسه) دخترانه در کابل بود. پدرش نیز دیپلمات بود که در سال ۱۹۷۶ به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان به پاریس اعزام شد. خالد نیز به همراه خانوادهاش به پاریس رفت. در سال ۱۹۸۰ که کمونیستها در افغانستان کودتا کردند پدر خالد نیز از سفارت افغانستان برکنار شد و در پی این کودتا خانوادهی خالد از ایالات متحده تقاضای #پناهندگی سیاسی کردند که پناهندگیشان پذیرفته شد و در آمریکا ساکن شدند.
از معروفترین آثار #خالد_حسینی باید به رمان «#بادبادکباز» اشاره کرد که در افغانستان به «کاغذپران باز» ترجمه شده است و اولین کتاب خالد حسینی است. این رمان در سال ۲۰۰۳ میلادی انتشار یافت و در آمریکا و اروپا فروش خوبی داشت. در همین سال این رمان به عنوان سومین #رمان پرفروش شناخته شد.
خالد حسینی در این مورد در گفتوگویی با «جیمز نوتی» از خبرنگاران بیبیسی میگوید: «یکی از سوء تفاهم ها این است که ستم علیه زنان #افغان از دوران طالبان آغاز شده. اما واقعیت این است که در بیشتر جوامع روستایی افغانستان قرنهاست که این شیوه زندگی رواج داشته است. البته ۸۵ درصد افغانها در روستاها زندگی می کنند. موضوع آزادی زنان دست کم یکصد سال است که مطرح است. پادشاهانی بر سر این موضوع تاج و تخت خود را از دست داد اند. بین کابل #لیبرال و و جوامع بسیار #محافظهکار عشیرهای و #روستایی در این مورد تفاوت وجود دارد. در این جوامع زنان صدها سال است که همانطور که نظر طالبان است زندگی کردهاند. هر تغییری در مورد #زنان باید از داخل افغانستان صورت بگیرد و باید آرامآرام و در طول چند نسل انجام شود. باید به صدا ها و عناصر میانهرو در #افغانستان میدان داد و از آنها استفاده کرد.»
ایزابل آلنده، روزنامهنگار و نویسندهی اهل آمریکای لاتین کتاب «بادبادکباز» را یک رمان فراموشنشدنی و فوقالعاده میداند و میگوید که این داستان چنان نیرومند است که مدتها پس از خواندن آن هر چه میخوانده، بیروح به نظر میرسیده است. برخی از منتقدان میگویند از آنجا که #خالدحسینی به زبان #فارسی نمینویسد نمیتوان او را #افغانستانی به حساب آورد.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/cM07Og
#توانا
@Tavaana_TavaanaTech
توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
خالد حسینی؛ خالق بادبادکباز - توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
خالد حسینی نویسنده سرشناس افغانی-آمریکایی در چهارم مارس سال ۱۹۶۵ در شهر کابل به دنیا آمد. حسینی به خاطر نوشتن دو کتاب «بادبادکباز» و «هزار خورشیدرو» شهرت یافت. پدر و مادر خالد حسینی هر دو اهل هرات بودند. مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک دبیرستان (لیسه) دخترانه…
جرمانگاری «حقیقت»، در جمهوری اسلامی
✍️مطهره گونهای
۲۴ مارس، «روز جهانی حق دانستن حقیقت» است. هنگامی که صاحبان ایدئولوژی تبدیل به صاحبان قدرت میشوند، «حقیقت» را هم به انقیاد خود درمیآورند؛ یعنی اربابان قدرت، تعریفی برساخته و دروغین از حقیقت را بر شهروندان جامعه تحمیل میکنند و اگر فردی این «کذب بدل به حقیقت» را انکار کند، غیرخودی شناخته شده و مطرود میشود.
رژیمهای استبدادی ایدئولوژیک، اولاً باور به منحصر بهفرد بودن انسانها و تکثر اندیشه آنها ندارند و در راستای سلب آن، اصالت «حقیقت» را کتمان میکنند و خود را مسلط بر جان و مال و زندگی مردم میدانند. ثانیاً بر این باور موهوم استوارند که «آزادی»، از جمله آزادی بیان، موجب از دست رفتن نظم حاکم و در نهایت به وجود آمدن هرجومرج میشود. بنابراین هم از برملا شدن حقیقتِ جاری در حاکمیت میهراسند – چرا که شالودهی استبداد را تهدید میکند – و هم با تمامی قوا و توان، مقابل آن میایستند.
جمهوری اسلامی نیز ۴۶ سال است که این حق را از مردم دریغ داشته است: از کارنامهی سیاه دههی ۶۰ و گورهای دستهجمعی خاوران تا پروندهی قتلهای زنجیرهای؛ از انتخابات ۸۸ تا شلیک دو موشک به هواپیمای اوکراینی؛ از فجایع رخداده در زمان کرونا و دستورالعمل و حکم خامنهای مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن و از دست رفتن جان انسانها، تا قتل سبعانه و وحشیانهی مهسا امینی و نیکا شاکرمی؛ و تمام حقایقی که زیر قالی بقای خود پنهان کرده است.
نظامی که نهتنها حقیقت را کتمان میکند، بلکه آن را وارونه و دگرگون جلوه میدهد یا متوسل به «شبهحقیقت»ها توسط بارش رسانهای گسترده میشود، تا مردم آن چیزی را باور کنند و بدانند که او میخواهد. اگر هم فعالان سیاسی و مدنی در صدد افشای حقیقت برآیند، آنها را تحت اتهام نشر اکاذیب یا تبلیغ علیه نظام سرکوب میکند. بدین ترتیب، در تمامی ارکان قدرت، این فریب «حقیقتسازی» یا «انکار» آن وجود دارد.
خامنهای، که خود را ولیامر مسلمین جهان میداند، در تمامی این سالها حتی در یک نشست خبری هم حضور نیافته؛ چرا که از پاسخگویی عاجز و هراسان است. در سخنرانیهای مونولوگ خود نیز صرفاً به تحکیم همان موهومات به نام حقیقت میپردازد و مخاطبان «متحدالشکل» پیرامون خود را هم «مردم» میپندارد، حال آنکه فردیت و منحصر بودن خویش را در شخص و نظامی ایدئولوژیک خلاصه کردهاند.
اما جامعهی شبکهای، محصول گسترش فراگیر اینترنت و رسانههای جمعی، مردم را از حقیقت و بیان آن باز نمیدارد؛ اگرچه نظام فریبکار و متوهم جمهوری اسلامی، آن را به انحای گوناگون منکوب کند.
زنده باد نام و یاد تمام کسانی که علیرغم شمشیر آختهی سرکوب استبداد دینی، از افشای حقیقت و روشنگری افکار عمومی سرباز نزدند.
ـ مطهره گونهای دانشجوی اخراجی و فعال سیاسی است که در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد و اخراج و زندانی شد و اخیرا پس از تحمل ۶ ماه حبس آزاد شد.
#روز_جهانی_حق_دانستن_حقیقت #دانستن_حق_مردم_است
#نه_به_دروغ
#مطهره_گونهای #مهسا_امینی #هواپیمای_اوکراینی #نیکا_شاکرمی #دهه_شصت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
۲۴ مارس، «روز جهانی حق دانستن حقیقت» است. هنگامی که صاحبان ایدئولوژی تبدیل به صاحبان قدرت میشوند، «حقیقت» را هم به انقیاد خود درمیآورند؛ یعنی اربابان قدرت، تعریفی برساخته و دروغین از حقیقت را بر شهروندان جامعه تحمیل میکنند و اگر فردی این «کذب بدل به حقیقت» را انکار کند، غیرخودی شناخته شده و مطرود میشود.
رژیمهای استبدادی ایدئولوژیک، اولاً باور به منحصر بهفرد بودن انسانها و تکثر اندیشه آنها ندارند و در راستای سلب آن، اصالت «حقیقت» را کتمان میکنند و خود را مسلط بر جان و مال و زندگی مردم میدانند. ثانیاً بر این باور موهوم استوارند که «آزادی»، از جمله آزادی بیان، موجب از دست رفتن نظم حاکم و در نهایت به وجود آمدن هرجومرج میشود. بنابراین هم از برملا شدن حقیقتِ جاری در حاکمیت میهراسند – چرا که شالودهی استبداد را تهدید میکند – و هم با تمامی قوا و توان، مقابل آن میایستند.
جمهوری اسلامی نیز ۴۶ سال است که این حق را از مردم دریغ داشته است: از کارنامهی سیاه دههی ۶۰ و گورهای دستهجمعی خاوران تا پروندهی قتلهای زنجیرهای؛ از انتخابات ۸۸ تا شلیک دو موشک به هواپیمای اوکراینی؛ از فجایع رخداده در زمان کرونا و دستورالعمل و حکم خامنهای مبنی بر ممنوعیت ورود واکسن و از دست رفتن جان انسانها، تا قتل سبعانه و وحشیانهی مهسا امینی و نیکا شاکرمی؛ و تمام حقایقی که زیر قالی بقای خود پنهان کرده است.
نظامی که نهتنها حقیقت را کتمان میکند، بلکه آن را وارونه و دگرگون جلوه میدهد یا متوسل به «شبهحقیقت»ها توسط بارش رسانهای گسترده میشود، تا مردم آن چیزی را باور کنند و بدانند که او میخواهد. اگر هم فعالان سیاسی و مدنی در صدد افشای حقیقت برآیند، آنها را تحت اتهام نشر اکاذیب یا تبلیغ علیه نظام سرکوب میکند. بدین ترتیب، در تمامی ارکان قدرت، این فریب «حقیقتسازی» یا «انکار» آن وجود دارد.
خامنهای، که خود را ولیامر مسلمین جهان میداند، در تمامی این سالها حتی در یک نشست خبری هم حضور نیافته؛ چرا که از پاسخگویی عاجز و هراسان است. در سخنرانیهای مونولوگ خود نیز صرفاً به تحکیم همان موهومات به نام حقیقت میپردازد و مخاطبان «متحدالشکل» پیرامون خود را هم «مردم» میپندارد، حال آنکه فردیت و منحصر بودن خویش را در شخص و نظامی ایدئولوژیک خلاصه کردهاند.
اما جامعهی شبکهای، محصول گسترش فراگیر اینترنت و رسانههای جمعی، مردم را از حقیقت و بیان آن باز نمیدارد؛ اگرچه نظام فریبکار و متوهم جمهوری اسلامی، آن را به انحای گوناگون منکوب کند.
زنده باد نام و یاد تمام کسانی که علیرغم شمشیر آختهی سرکوب استبداد دینی، از افشای حقیقت و روشنگری افکار عمومی سرباز نزدند.
ـ مطهره گونهای دانشجوی اخراجی و فعال سیاسی است که در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد و اخراج و زندانی شد و اخیرا پس از تحمل ۶ ماه حبس آزاد شد.
#روز_جهانی_حق_دانستن_حقیقت #دانستن_حق_مردم_است
#نه_به_دروغ
#مطهره_گونهای #مهسا_امینی #هواپیمای_اوکراینی #نیکا_شاکرمی #دهه_شصت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech