Forwarded from گفتوشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6
Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17
Forwarded from گفتوشنود
خدای قهّار، حاکم قهّار:
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍5
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤28👎7👍1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاربر همراهی با ارسال این ویدئو برای ما نوشته
وقتی رئیس قوه قضائیه مملکت دنبال راه برای فشار بر زنان و دختران برای پوشش اجباری بهخاطر رضایت برخی از آقایان است ، مشخصه که قورباغه هم هفتتیر میکشه. و نفسکش میطلبه.
حقا که شهر هرته و داعش شیعه هم باید قد علم کنه.
تصاویر مربوط به تجمع تهدید سلیمانی اردستانی پس از اضهارات انتقادی وی نسبت به مناسکسازی جعلی و عزاداری های نو و بدعتهای نوین امروزی شیعه در دین و حاشیههای آن در قم است.
#آزاداندیش #داعش_شیعه #بدعت #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی رئیس قوه قضائیه مملکت دنبال راه برای فشار بر زنان و دختران برای پوشش اجباری بهخاطر رضایت برخی از آقایان است ، مشخصه که قورباغه هم هفتتیر میکشه. و نفسکش میطلبه.
حقا که شهر هرته و داعش شیعه هم باید قد علم کنه.
تصاویر مربوط به تجمع تهدید سلیمانی اردستانی پس از اضهارات انتقادی وی نسبت به مناسکسازی جعلی و عزاداری های نو و بدعتهای نوین امروزی شیعه در دین و حاشیههای آن در قم است.
#آزاداندیش #داعش_شیعه #بدعت #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔20🕊3❤2👎2💯1
Forwarded from گفتوشنود
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3
Forwarded from گفتوشنود
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👎19😍2
Forwarded from گفتوشنود
مظلومگرایی و مظلومنمایی دائمی
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22❤4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از صحبتهای عجیب یک معمم پربازدید شده که در منبر میگوید: کاش حرام خوار و شرابخوار بودید اما با حجاب بودید!
کاربری برای ما نوشت:
بر این اساس و بر همین منطق آخوندی، شما حجاب و ریش داشته باش،کنارش هم هر فسق و فجوری خواستی بکن.
مثل همین آقایان و آقازادهها.
#حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فساد #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
کاربری برای ما نوشت:
بر این اساس و بر همین منطق آخوندی، شما حجاب و ریش داشته باش،کنارش هم هر فسق و فجوری خواستی بکن.
مثل همین آقایان و آقازادهها.
#حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فساد #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
👎33💯7👍2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اداره کشور با علم و عقل، یعنی تکیه بر داده، شفافیت، پاسخگویی و منافع عمومی؛ جایی که قانون برای همه یکسان است و سیاستگذاری بر پایه تجربه و اصلاحپذیری پیش میرود.
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
👍17❤3👌1