This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کاش به خودمون بیاییم. هر روز با دستای خودمون زمین رو زخمیتر میکنیم؛ زبالهها رو تو طبیعت رها میکنیم، درختا رو میبُریم، هوا و آب رو آلوده میکنیم. این زمین خونه ماست، خونه فرزندانمون. اگه به خودمون نیاییم، یه روزی که شاید خیلی دور نباشه، چیزی از این زیباییها باقی نمیمونه.
*در ویدئو نام پیست اسکی شیرباد به اشتباه شیروان گفته شده*»
ویدیو و متن ارسالی هامره مرادی، قصهگو و فعال محیط زیست
hameremoradi
#محیط_زیست #مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
*در ویدئو نام پیست اسکی شیرباد به اشتباه شیروان گفته شده*»
ویدیو و متن ارسالی هامره مرادی، قصهگو و فعال محیط زیست
hameremoradi
#محیط_زیست #مسئولیت_فردی #مسئولیت_اجتماعی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28👍5👌4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه روباهها مثل این یکی خوش شانس نیستند که کسی اتفاقی پیدایشان کند و نجاتشان دهد، موارد زیادی مشاهده شده که حیوان اینگونه تلف شده است و علت آن هم عدم مسئولیتپذیری حکومت و شهروندان در قبال حفظ محیط زیست است.
لطفا در طبیعت زبالههای خود را نربزیم و جا نگذاریم.
#بی_زباله #محیط_زیست #مسئولیت_شهروندی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
لطفا در طبیعت زبالههای خود را نربزیم و جا نگذاریم.
#بی_زباله #محیط_زیست #مسئولیت_شهروندی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍52❤14💯3
شیرین عبادی، در متنی که به مناسبت سالگرد انقلاب ۵۷ منتشر کرد، بر مسئولیتپذیری و اتحاد تاکید کرد.
متن یادداشت ایشان به شرح زیر است:
«🔸۴۶ سال پیش در چنین روزی، مردم ایران کمتر از ۲۴ ساعت با پیروزی انقلابی که نتیجهی هزینههای بسیار و حضور خیابانی و سازماندهی گسترده آنها بود، فاصله داشتند. از امید بسیار در آن ایام و ناامیدی بزرگ در روزهای بعد از آن زیاد گفتهاند. با روشن شدن وضعیت و بلایی که روحانیون با رهبری روحالله خمینی داشتند بر سر کشور میآوردند، همان زمان تصمیم گرفتم از صف انقلابیون جدا شوم. شاید زنان اولین کسانی بودند که فهمیدند کسانی که حالا قدرت را در دست گرفتهاند، باوری به برابری و ارزشهای انسانی ندارند. خمینی اما با زیرکی سرکوب را مرحله به مرحله انجام داد. ابتدا کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان را سرکوب کرد. بعد سراغ چپ ها رفت. آنجا هم همه را از ابتدا حذف نکرد، جریان های مخالف را با همدیگر دشمن کرد. بعد سراغ نیروهای مسلمان مخالف خودش رفت. همه را قلع و قمع کرد. دهه سیاه شصت، آغشته به جنایتی است که تا امروز تنها قسمتهای بسیار کوتاهی از آن افشا شده است.
🔸من از قضاوت خلع شدم. به خاطر قهر حکومت، سالها طول کشید تا بتوانم وارد حرفه وکالت شوم. در این میان سراغ فعالیت در حوزه نشر با هدف آگاهی رسانی و همچنین دفاع از حقوق کودکان رفتم. جمهوری اسلامی در هر دهه به نحوی شکل و نقاب عوض کرد تا مشروعیتش را از دست ندهد. اما بعد از نقاب «سازندگی» و بعد از آن «إصلاحات» جنبش سبز نشان داد که با دروغ و تزویر نمیتوان مردم را تا ابد فریب داد. بعد نقاب «اعتدال» آمد. اما دی ۹۶ و آبان خونین ۹۸ پاسخ جامعهای خشمگین به حکومت بود و جنبش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ دستآخر تیر خلاص را به مشروعیت جمهوری اسلامی وارد کرد.
🔸برای گذار از حکومت جهل و استبداد، همانطور که پیشتر گفته ام به مسئولیت پذیری اخلاقی و اتحاد منسجم و سازماندهی نیاز دارد. به نوبه خودم در سال ۹۸، بابت حضورم در انقلابی که نتیجهی آن رنج مضاعف برای مردم و آیندهای تاریک برای جوانان امروز شد عذرخواهی کردم. من نه قانون اساسی جمهوری اسلامی را نوشتم و نه حتی یک روز در جمهوری اسلامی در مشاغل دولتی کار کردم؛ اما می دانم انقلابی با آن عظمت، بدون حضور أمثال من ممکن نمیشد. از دیگران هم میخواهم به نقش و جایگاه خود توجه کنند و مسئولیت خود را در آنچه امروز ایران با آن مواجه است بپذیرند.»
🔹خانم عبادی همچنین نامهای که در سال۹۸ خطاب به دخترانش و همنسلانشان نوشته بود را بازنشر کرد:
t.me/shirinebadiofficial/21258
#شیرین_عبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مسئولیت_پذیری #اتحاد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن یادداشت ایشان به شرح زیر است:
«🔸۴۶ سال پیش در چنین روزی، مردم ایران کمتر از ۲۴ ساعت با پیروزی انقلابی که نتیجهی هزینههای بسیار و حضور خیابانی و سازماندهی گسترده آنها بود، فاصله داشتند. از امید بسیار در آن ایام و ناامیدی بزرگ در روزهای بعد از آن زیاد گفتهاند. با روشن شدن وضعیت و بلایی که روحانیون با رهبری روحالله خمینی داشتند بر سر کشور میآوردند، همان زمان تصمیم گرفتم از صف انقلابیون جدا شوم. شاید زنان اولین کسانی بودند که فهمیدند کسانی که حالا قدرت را در دست گرفتهاند، باوری به برابری و ارزشهای انسانی ندارند. خمینی اما با زیرکی سرکوب را مرحله به مرحله انجام داد. ابتدا کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان را سرکوب کرد. بعد سراغ چپ ها رفت. آنجا هم همه را از ابتدا حذف نکرد، جریان های مخالف را با همدیگر دشمن کرد. بعد سراغ نیروهای مسلمان مخالف خودش رفت. همه را قلع و قمع کرد. دهه سیاه شصت، آغشته به جنایتی است که تا امروز تنها قسمتهای بسیار کوتاهی از آن افشا شده است.
🔸من از قضاوت خلع شدم. به خاطر قهر حکومت، سالها طول کشید تا بتوانم وارد حرفه وکالت شوم. در این میان سراغ فعالیت در حوزه نشر با هدف آگاهی رسانی و همچنین دفاع از حقوق کودکان رفتم. جمهوری اسلامی در هر دهه به نحوی شکل و نقاب عوض کرد تا مشروعیتش را از دست ندهد. اما بعد از نقاب «سازندگی» و بعد از آن «إصلاحات» جنبش سبز نشان داد که با دروغ و تزویر نمیتوان مردم را تا ابد فریب داد. بعد نقاب «اعتدال» آمد. اما دی ۹۶ و آبان خونین ۹۸ پاسخ جامعهای خشمگین به حکومت بود و جنبش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ دستآخر تیر خلاص را به مشروعیت جمهوری اسلامی وارد کرد.
🔸برای گذار از حکومت جهل و استبداد، همانطور که پیشتر گفته ام به مسئولیت پذیری اخلاقی و اتحاد منسجم و سازماندهی نیاز دارد. به نوبه خودم در سال ۹۸، بابت حضورم در انقلابی که نتیجهی آن رنج مضاعف برای مردم و آیندهای تاریک برای جوانان امروز شد عذرخواهی کردم. من نه قانون اساسی جمهوری اسلامی را نوشتم و نه حتی یک روز در جمهوری اسلامی در مشاغل دولتی کار کردم؛ اما می دانم انقلابی با آن عظمت، بدون حضور أمثال من ممکن نمیشد. از دیگران هم میخواهم به نقش و جایگاه خود توجه کنند و مسئولیت خود را در آنچه امروز ایران با آن مواجه است بپذیرند.»
🔹خانم عبادی همچنین نامهای که در سال۹۸ خطاب به دخترانش و همنسلانشان نوشته بود را بازنشر کرد:
t.me/shirinebadiofficial/21258
#شیرین_عبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مسئولیت_پذیری #اتحاد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍33
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا ایفای مسئولیت شهروندی، برای تغییر سیاستها یک وظیفه است
در ابتدای این ویدیو، دکتر حسن باقرینیا با پرسش و نقد یک قاضی دادگاه انقلاب را بیان میکند:
«شما روانشناس هستید؛ چرا درباره سیاست و مسائل اجتماعی اظهارنظر میکنید؟ مگر در این زمینهها تخصص دارید؟»
و در ادامه پاسخ خود را شرح میدهد:
زمانی که در اتاق درمان مینشینم، میبینم بسیاری از رنجهای روانی مراجعان، ناشی از مشکلات فردی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب اجتماعی، سیاسی و قانونی دارد.
والدینی که با فرزند نوجوان خود در تعارضاند، اغلب تحت تأثیر آموزههایی هستند که از طریق نظام آموزشی یا رسانهای رسمی ترویج شدهاند.
کودکی که از حریم شخصی خود محافظت نمیکند و آسیب میبیند، قربانی خلأهای آموزشی است.
زنی که در کلینیک از نابرابری در ارث با برادر خود میگوید، قربانی قوانینیست که عدالت جنسیتی را نادیده گرفتهاند.
زوجهایی که روابطشان تحتتأثیر تفسیرهای تحمیلی و نادرست از متون دینی دچار بحران شدهاند، نتیجه مستقیم فقدان آموزشهای سالم و سیاستگذاریهای نادرستاند.
همانطور که هانا آرنت میگوید، «هیچکس واقعاً غیرسیاسی نیست.»
امنیت، سلامت، آموزش و حتی حال روانی انسانها، مستقیماً تحتتأثیر تصمیمات سیاسیاند.
حتماً، در ادامه متن شما با لحنی رسمیتر و منسجمتر بازنویسی شده است:
ما انسانها در دل ساختارهای اجتماعی زندگی میکنیم؛ بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت که حالِ خوب یا بدِ ما تنها به خودمان وابسته است و اگر بخواهیم، میتوانیم حالمان را بهبود ببخشیم.
«سایکولوژیسم» یا روانشناسیگرایی، نگاهی تقلیلگرایانه به مسائل انسانیست که همهچیز را به فرد و مسئولیت شخصی او تقلیل میدهد؛ گویی هر کس اگر حال بدی دارد، مقصر اصلی خودش است.
در حالیکه انسانها کنشگرانی هستند که عملکردشان در بستر ساختارهای اجتماعی معنا پیدا میکند. و اگر این ساختارهای کلان، معیوب و ناکارآمد باشند، عاملیت فردی نیز بینتیجه خواهد بود.
از اینرو، ایفای نقش و مسئولیت شهروندی برای اصلاح و تغییر سیاستهای کلان، وظیفهای ضروریست؛ چرا که تنها در سایه ساختارهای عادلانه و انسانی، میتوان امید به تجربه حال خوب و پایدار داشت.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_اجتماعی #مسئولیت_شهروندی #کنشگری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در ابتدای این ویدیو، دکتر حسن باقرینیا با پرسش و نقد یک قاضی دادگاه انقلاب را بیان میکند:
«شما روانشناس هستید؛ چرا درباره سیاست و مسائل اجتماعی اظهارنظر میکنید؟ مگر در این زمینهها تخصص دارید؟»
و در ادامه پاسخ خود را شرح میدهد:
زمانی که در اتاق درمان مینشینم، میبینم بسیاری از رنجهای روانی مراجعان، ناشی از مشکلات فردی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب اجتماعی، سیاسی و قانونی دارد.
والدینی که با فرزند نوجوان خود در تعارضاند، اغلب تحت تأثیر آموزههایی هستند که از طریق نظام آموزشی یا رسانهای رسمی ترویج شدهاند.
کودکی که از حریم شخصی خود محافظت نمیکند و آسیب میبیند، قربانی خلأهای آموزشی است.
زنی که در کلینیک از نابرابری در ارث با برادر خود میگوید، قربانی قوانینیست که عدالت جنسیتی را نادیده گرفتهاند.
زوجهایی که روابطشان تحتتأثیر تفسیرهای تحمیلی و نادرست از متون دینی دچار بحران شدهاند، نتیجه مستقیم فقدان آموزشهای سالم و سیاستگذاریهای نادرستاند.
همانطور که هانا آرنت میگوید، «هیچکس واقعاً غیرسیاسی نیست.»
امنیت، سلامت، آموزش و حتی حال روانی انسانها، مستقیماً تحتتأثیر تصمیمات سیاسیاند.
حتماً، در ادامه متن شما با لحنی رسمیتر و منسجمتر بازنویسی شده است:
ما انسانها در دل ساختارهای اجتماعی زندگی میکنیم؛ بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت که حالِ خوب یا بدِ ما تنها به خودمان وابسته است و اگر بخواهیم، میتوانیم حالمان را بهبود ببخشیم.
«سایکولوژیسم» یا روانشناسیگرایی، نگاهی تقلیلگرایانه به مسائل انسانیست که همهچیز را به فرد و مسئولیت شخصی او تقلیل میدهد؛ گویی هر کس اگر حال بدی دارد، مقصر اصلی خودش است.
در حالیکه انسانها کنشگرانی هستند که عملکردشان در بستر ساختارهای اجتماعی معنا پیدا میکند. و اگر این ساختارهای کلان، معیوب و ناکارآمد باشند، عاملیت فردی نیز بینتیجه خواهد بود.
از اینرو، ایفای نقش و مسئولیت شهروندی برای اصلاح و تغییر سیاستهای کلان، وظیفهای ضروریست؛ چرا که تنها در سایه ساختارهای عادلانه و انسانی، میتوان امید به تجربه حال خوب و پایدار داشت.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_اجتماعی #مسئولیت_شهروندی #کنشگری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍24🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا: چگونه شهروندان در نظامهای تمامیتخواه مسئولیت فردی خود را رها میکنند؟
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قدرت اتوریته، مسئولیت فردی را از بین میبرد
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا، رواندرمانگر و استاد اخراجشدهی دانشگاه، در این ویدیو میگوید:
چگونه ممکن است یک انسان عادی، تنها با دریافت یک دستور، به دیگری شوک مرگبار وارد کند؟ آیا تنها یک جملهی ساده، مانند «لطفاً ادامه بده»، میتواند وجدان انسانی را خاموش کند؟
او با اشاره به کتاب اطاعت از اتوریته نوشتهی استنلی میلگرام، تأکید میکند که این کتاب گزارشی تکاندهنده از یک آزمایش روانشناختی است که نشان میدهد چگونه قدرت دستور میتواند افراد عادی را به اجرای اعمال مرگبار وادار کند؛ حتی زمانی که این اعمال با اصول اخلاقی و انسانی در تضاد کامل است.
او توضیح میدهد: در این آزمایش، فردی در نقش «معلم» قرار میگرفت و مأمور بود به «شاگرد» که در واقع یک بازیگر بود، در صورت پاسخ نادرست، شوک الکتریکی وارد کند. میزان این شوکها با هر پاسخ اشتباه افزایش مییافت تا نهایتاً به ۴۵۰ ولت میرسید – ولتاژی که با برچسب «خطرناک – کشنده» مشخص شده بود.
او میافزاید: با وجود التماسها و فریادهای شاگرد، ۶۵ درصد شرکتکنندگان تا پایان آزمایش ادامه دادند، تنها به این دلیل که مردی با روپوش سفید از آنها خواسته بود ادامه دهند. این یافته نشان میدهد که در حضور یک مقام قدرتمند، افراد اغلب مسئولیت اعمالشان را به آن مقام واگذار میکنند و تنها خود را «مجری دستور» میدانند.
او یادآوری میکند که این سازوکار روانی، محدود به آزمایشگاه نیست؛ بلکه در ارتش، در نظامهای اداری، در بیمارستانها و حتی در زندگی روزمره نیز تکرار میشود.
آقای باقرینیا در پایان میگوید: اطاعت کورکورانه، آتشیست زیر خاکستر. دستور، اخلاق را توجیه نمیکند. گاهی قهرمان بودن یعنی «نه» گفتن؛ نه به اتوریتهای که تلاش میکند وجدان ما را خاموش کند.
#حسن_باقری_نیا #قدرت #روانشناسی #مسئولیت_فردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍19
من، علی جهانیان، از ۱۴سالگی با اسلحه از خاک وطن دفاع کردم و امروز نیز بیسلاح اما با فریادی از دل، برای کرامت انسان ایرانی و آزادی تلاش میکنم.
در این راه، بسیار تاوان دادهام،
دردها کشیدهام، زخمها خوردهام،
من و همسرم، فرشته سوری، به اتهام تبلیغ علیه نظام ، هر یک به یکسال حبس که تجدیدنظر هم آنرا تأیید کرده محکوم شدیم.
آیا اعتراض بیخشونت، جرم است؟ آیا زنی بیمار و افسرده ،باید به جای تیمار، زندان برود؟
این صدا فقط فریاد من نیست، صدای زخمیست که بر تن همه ما نشسته. اگر هنوز قلبتان برای حقیقت میتپد، این فریاد را بشنوید و بازتاب دهید.
فریادم از این ستمها،
گوش شنوایی نیافته؛
اما شاید همین واژهها،
اندکی مرهم باشد بر دلی خسته،
اندکی تسلا برای روح زخمی همسرم و موارد مشابه.
در این صفحه، صدای خود را فریاد میزنم
تا بدانند،
هنوز ایمان دارم به فردایی روشن،
به ایرانی آزاد،
و به مردمی که روزی،
حقشان را از تاریخ باز خواهند گرفت.
ای مدعیان دین، غاصبان حکومت،
اگر به آنچه میگویید ایمان داشتید، عدالت اینگونه نمیخشکید و فقر اینچنین فراگیر نمیشد.
چگونه به نام اسلام، بیتالمال را میبخشید و مظلوم را خاموش میخواهید؟
شما اسلام را نقاب کردهاید، نه آیینه.
اما تاریخ بیرحمانه چهرهها را آشکار میکند، و نامتان را با سیاهی به یاد خواهد سپرد.
اگر پرسیدن و مطالبهگری بیخشونت جرم است، پس خطر اصلی برای این نظام، اندیشهی آزاد است نه دشمن خارجی.
کجاست رافت اسلامیتان، وقتی زنی بیمار به جای درمان، زندان میبیند؟
چگونه از کرامت زن و خانواده میگویید، اما مادران را بهخاطر یک "چرا" از عزیزانشان جدا میکنید؟
این فقط درد من نیست، درد ماست؛ زخمی مشترک که درمانش همدلی میطلبد.
سکوت را شکستهام تا پژواک صدای وجدان جمعیمان باشم—صدایی که دیگر نمیخواهد خاموش بماند.
اگر هنوز به حقیقت و مسئولیت باور دارید، این فریاد کوچک را بازتاب دهید؛
شاید گوشهای بسته اینبار بشنوند، و آنان که مردم را ناآگاه میپندارند، بدانند که ما بیدار و هوشیاریم.
با مهر، علی جهانیان.
#خشونت_علیه_زنان
#جمهوری_اسلامی_انتخاب_من_نیست
#انسانیت #وطن #مسئولیت_اجتماعی #علی_جهانیان
#فرشته_سوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این راه، بسیار تاوان دادهام،
دردها کشیدهام، زخمها خوردهام،
من و همسرم، فرشته سوری، به اتهام تبلیغ علیه نظام ، هر یک به یکسال حبس که تجدیدنظر هم آنرا تأیید کرده محکوم شدیم.
آیا اعتراض بیخشونت، جرم است؟ آیا زنی بیمار و افسرده ،باید به جای تیمار، زندان برود؟
این صدا فقط فریاد من نیست، صدای زخمیست که بر تن همه ما نشسته. اگر هنوز قلبتان برای حقیقت میتپد، این فریاد را بشنوید و بازتاب دهید.
فریادم از این ستمها،
گوش شنوایی نیافته؛
اما شاید همین واژهها،
اندکی مرهم باشد بر دلی خسته،
اندکی تسلا برای روح زخمی همسرم و موارد مشابه.
در این صفحه، صدای خود را فریاد میزنم
تا بدانند،
هنوز ایمان دارم به فردایی روشن،
به ایرانی آزاد،
و به مردمی که روزی،
حقشان را از تاریخ باز خواهند گرفت.
ای مدعیان دین، غاصبان حکومت،
اگر به آنچه میگویید ایمان داشتید، عدالت اینگونه نمیخشکید و فقر اینچنین فراگیر نمیشد.
چگونه به نام اسلام، بیتالمال را میبخشید و مظلوم را خاموش میخواهید؟
شما اسلام را نقاب کردهاید، نه آیینه.
اما تاریخ بیرحمانه چهرهها را آشکار میکند، و نامتان را با سیاهی به یاد خواهد سپرد.
اگر پرسیدن و مطالبهگری بیخشونت جرم است، پس خطر اصلی برای این نظام، اندیشهی آزاد است نه دشمن خارجی.
کجاست رافت اسلامیتان، وقتی زنی بیمار به جای درمان، زندان میبیند؟
چگونه از کرامت زن و خانواده میگویید، اما مادران را بهخاطر یک "چرا" از عزیزانشان جدا میکنید؟
این فقط درد من نیست، درد ماست؛ زخمی مشترک که درمانش همدلی میطلبد.
سکوت را شکستهام تا پژواک صدای وجدان جمعیمان باشم—صدایی که دیگر نمیخواهد خاموش بماند.
اگر هنوز به حقیقت و مسئولیت باور دارید، این فریاد کوچک را بازتاب دهید؛
شاید گوشهای بسته اینبار بشنوند، و آنان که مردم را ناآگاه میپندارند، بدانند که ما بیدار و هوشیاریم.
با مهر، علی جهانیان.
#خشونت_علیه_زنان
#جمهوری_اسلامی_انتخاب_من_نیست
#انسانیت #وطن #مسئولیت_اجتماعی #علی_جهانیان
#فرشته_سوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43👍6😍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا، روانشناس و مشاور خانواده، در ویدیویی که اخیراً منتشر شده، به بازآفرینی گفتوگوی خود با قاضی پرونده در جریان دادگاه تجدیدنظر که در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار شد، پرداخته است. او در پاسخ به پرسش قاضی مبنی بر اینکه «چرا در حوزهای خارج از تخصص خود سخن میگوید»، تأکید میکند که مسئولیت اجتماعی، مرز تخصص نمیشناسد.
باقرینیا با طرح استعارهای میگوید: «فرض کنید پایین رودخانهای ایستادهاید و مدام آدمهایی را میبینید که در حال غرق شدناند. در حالی که آنها را نجات میدهید، بالاخره باید بپرسید چه کسی بالای پل ایستاده و مردم را به پایین هل میدهد؟» او تأکید میکند که در یک سال اخیر، مراجعی داشته که به دلیل حمایت از جنبش "زن، زندگی، آزادی" یا به خاطر تصویر پروفایل بدون حجاب از دانشگاه فرهنگیان اخراج شدهاند؛ نه به دلیل خطاهای علمی یا انضباطی.
او همچنین به زنان قربانی خشونت خانگی اشاره میکند که قانون از حمایت از آنها ناتوان است. دکتر باقرینیا میگوید: «درمانگری برای من صرفاً یک تخصص نیست، یک مسئولیت انسانی است. من با انسان در متن جامعه کار میکنم و اگر ریشه درد را در ساختار و سیاست ببینم، سکوت دیگر بیطرفی نیست، همدستی است.»
او در پایان با اشاره به جان اسنو، پزشک قرن نوزدهم که با یافتن منبع شیوع وبا جان بسیاری را نجات داد، میگوید: «او هم میتوانست فقط در مطب بماند، اما تصمیم گرفت به دنبال ریشه درد برود. من هم همین کار را میکنم.»
نتیجه دادگاه تجدیدنظر دکتر باقرینیا هنوز اعلام نشده است.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_فردی #انسانیت #مسئولیت_انسانی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
باقرینیا با طرح استعارهای میگوید: «فرض کنید پایین رودخانهای ایستادهاید و مدام آدمهایی را میبینید که در حال غرق شدناند. در حالی که آنها را نجات میدهید، بالاخره باید بپرسید چه کسی بالای پل ایستاده و مردم را به پایین هل میدهد؟» او تأکید میکند که در یک سال اخیر، مراجعی داشته که به دلیل حمایت از جنبش "زن، زندگی، آزادی" یا به خاطر تصویر پروفایل بدون حجاب از دانشگاه فرهنگیان اخراج شدهاند؛ نه به دلیل خطاهای علمی یا انضباطی.
او همچنین به زنان قربانی خشونت خانگی اشاره میکند که قانون از حمایت از آنها ناتوان است. دکتر باقرینیا میگوید: «درمانگری برای من صرفاً یک تخصص نیست، یک مسئولیت انسانی است. من با انسان در متن جامعه کار میکنم و اگر ریشه درد را در ساختار و سیاست ببینم، سکوت دیگر بیطرفی نیست، همدستی است.»
او در پایان با اشاره به جان اسنو، پزشک قرن نوزدهم که با یافتن منبع شیوع وبا جان بسیاری را نجات داد، میگوید: «او هم میتوانست فقط در مطب بماند، اما تصمیم گرفت به دنبال ریشه درد برود. من هم همین کار را میکنم.»
نتیجه دادگاه تجدیدنظر دکتر باقرینیا هنوز اعلام نشده است.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_فردی #انسانیت #مسئولیت_انسانی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍37👌3❤1🕊1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انکار و فرافکنی؛ زبان مشترک همهی مستبدها!
دکتر باقرینیا: استبداد، مستبد را پیش از جامعه نابود میکند
در اظهاراتی صریح و انتقادی، دکتر حسن باقرینیا با اشاره به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی در جلسه با استانداران، از «مهندسی واقعیت» در رأس حاکمیت انتقاد کرد. رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که «خوشبختانه فرصتها در کشور زیاد است» و «فضای عمومی کشور مسئله خاصی ندارد»؛ اما دکتر باقرینیا این سخنان را نشانهای از بیاطلاعی حاکم از وضعیت واقعی جامعه دانست.
او با اشاره به بحرانهای گسترده، از جمله قطعی برق، اعتصاب کامیونداران، ورشکستگی منابع آبی، تورم افسارگسیخته، فقر عمومی، زبالهگردی و کودکان کار، تأکید کرد که اوضاع کشور به هیچوجه عادی نیست و انکار این واقعیت، حاصل جدا شدن حاکم از تجربه زیسته مردم است.
به گفته دکتر باقرینیا، فردی که دههها در رأس قدرت بوده، کمکم باور میکند که هرچه میگوید، حقیقت است و مسئولیتناپذیری را با فرافکنی و دشمنتراشی پنهان میکند. او افزود: «آقای خامنهای نه در صف نان ایستاده، نه قبض برق دیده، نه با حقوق کارمندی زندگی کرده. اطلاعاتش حاصل گزارشهای سانسورشده و چاپلوسی اطرافیان است.»
دکتر باقرینیا این وضعیت را حاصل «مهندسی واقعیت» نامید؛ جایی که حاکم و رسانههای وابسته، تصویری خیالی از جامعه میسازند تا هم خود و هم مردم را به باور آن وادارند. او هشدار داد که استبداد پیش از آنکه جامعه را نابود کند، خود مستبد را از توان تشخیص واقعیت محروم میسازد.
این استاد دانشگاه اخراجشده، دلایل فرافکنی و انکار را در افراد مستبد به شرح زیر فهرست کرد:
نیاز روانی به حفظ توهم کنترل و شکستناپذیری
جدایی کامل از تجربه زیسته مردم
محاصره شدن در دایرهای از چاپلوسان و سانسورها
ناتوانی سیاسی و روانی در پذیرش مسئولیت
تأثیر مخرب استبداد بر ادراک و قضاوت فرد
وی در پایان گفت: «در جهانی که دروغها به واقعیت تبدیل میشوند، گفتن حقیقت، خود یک عمل انقلابی است.»
#استبداد #استبداد_دینی #حسن_باقری_نیا #قدرت #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر باقرینیا: استبداد، مستبد را پیش از جامعه نابود میکند
در اظهاراتی صریح و انتقادی، دکتر حسن باقرینیا با اشاره به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی در جلسه با استانداران، از «مهندسی واقعیت» در رأس حاکمیت انتقاد کرد. رهبر جمهوری اسلامی گفته بود که «خوشبختانه فرصتها در کشور زیاد است» و «فضای عمومی کشور مسئله خاصی ندارد»؛ اما دکتر باقرینیا این سخنان را نشانهای از بیاطلاعی حاکم از وضعیت واقعی جامعه دانست.
او با اشاره به بحرانهای گسترده، از جمله قطعی برق، اعتصاب کامیونداران، ورشکستگی منابع آبی، تورم افسارگسیخته، فقر عمومی، زبالهگردی و کودکان کار، تأکید کرد که اوضاع کشور به هیچوجه عادی نیست و انکار این واقعیت، حاصل جدا شدن حاکم از تجربه زیسته مردم است.
به گفته دکتر باقرینیا، فردی که دههها در رأس قدرت بوده، کمکم باور میکند که هرچه میگوید، حقیقت است و مسئولیتناپذیری را با فرافکنی و دشمنتراشی پنهان میکند. او افزود: «آقای خامنهای نه در صف نان ایستاده، نه قبض برق دیده، نه با حقوق کارمندی زندگی کرده. اطلاعاتش حاصل گزارشهای سانسورشده و چاپلوسی اطرافیان است.»
دکتر باقرینیا این وضعیت را حاصل «مهندسی واقعیت» نامید؛ جایی که حاکم و رسانههای وابسته، تصویری خیالی از جامعه میسازند تا هم خود و هم مردم را به باور آن وادارند. او هشدار داد که استبداد پیش از آنکه جامعه را نابود کند، خود مستبد را از توان تشخیص واقعیت محروم میسازد.
این استاد دانشگاه اخراجشده، دلایل فرافکنی و انکار را در افراد مستبد به شرح زیر فهرست کرد:
نیاز روانی به حفظ توهم کنترل و شکستناپذیری
جدایی کامل از تجربه زیسته مردم
محاصره شدن در دایرهای از چاپلوسان و سانسورها
ناتوانی سیاسی و روانی در پذیرش مسئولیت
تأثیر مخرب استبداد بر ادراک و قضاوت فرد
وی در پایان گفت: «در جهانی که دروغها به واقعیت تبدیل میشوند، گفتن حقیقت، خود یک عمل انقلابی است.»
#استبداد #استبداد_دینی #حسن_باقری_نیا #قدرت #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17👍5💯1