دموکراسی در حصر ۴۶ ساله حاکمیت تمامیتخواه دینی
✍️مطهرهگونهای
مطهره گونهای، فعال دانشجویی و زندانی
سیاسی، در جستاری تحلیلی به تشریح خیزش «زن، زندگی، آزادی» که توسط ایران اینترنشنال منتشر شده است، تبعات سرکوبهای سیستماتیک جمهوری اسلامی و ضرورت گذار به دموکراسی پرداخته است. او با اشاره به خشمی اصیل و انباشته از سالها دروغ، پنهانکاری و حذف کرامت انسانی از سوی حکومت، این خشم را محور اصلی جنبشهای مدنی و اجتماعی میداند.
گونهای با نقد ساختار تمامیتخواه دینی جمهوری اسلامی و تشریح سرکوبهای دهه ۶۰ و سیاستهای ایدئولوژیک، به ضرورت ایجاد «میز دموکراسی» با مشارکت گروههای متکثر اپوزیسیون تأکید میکند و بر لزوم شفافیت، خشونتپرهیزی، و اتحاد در راستای گذار به دموکراسی اصرار دارد.
او با تحلیل تاریخی انقلاب ۵۷ و حوادث پس از آن، تأکید میکند که اصلاحات در حکومت ولایت مطلقه فقیه به سرکوب بیشتر منجر شده و تنها راهحل، سرنگونی کامل این نظام و ایجاد حکومتی بر پایه دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر است.
مطهره گونهای با تجربه شخصی خود از سرکوب حکومتی، به اهمیت نافرمانی مدنی و آگاهیبخشی برای تقویت جامعه مدنی اشاره میکند و بر توانایی مردم ایران در عبور از استبداد و نیل به آزادی تأکید دارد.
او در مقدمه این یادداشت نوشته:
«آزادی، رایگان نیست!» به یاد ندارم این جمله دقیقا از کیست اما همیشه در ذهنم به مثابه شمعی پرفروغ که به راهی مبهم و مهآلود جان تازه میبخشد، روشن است؛ خاصه این روزها که حکم غیرانسانی قتل حکومتی (اعدام) دو همبندیام، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و دهها جان عزیز دیگر صادر شده است
با تایید حکم اعدام پخشان در دیوان عالی قضایی و ابلاغ آن به اجرای احکام طبق پروندهسازیها و کیفرخواستی واهی و در راستای انتقام گرفتن جمهوری اسلامی از خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تضعیف موقعیتش در منطقه و جوامع بینالمللی، بیش از همیشه بر عهد خود استوار شدهام که برای سرنگونی این حکومت و پایان تاریخ رعب و وحشت و سیاهی، با امید به ایران آگاه، آزاد و آباد تا پای جان از هیچ تلاشی فروگذار نکنم.
متن کامل نوشته مطهره گونهای را در سایت آموزشکده توانا بخوانید:
https://tavaana.org/democracy-and-totalitarianism-iran
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانبه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهرهگونهای
مطهره گونهای، فعال دانشجویی و زندانی
سیاسی، در جستاری تحلیلی به تشریح خیزش «زن، زندگی، آزادی» که توسط ایران اینترنشنال منتشر شده است، تبعات سرکوبهای سیستماتیک جمهوری اسلامی و ضرورت گذار به دموکراسی پرداخته است. او با اشاره به خشمی اصیل و انباشته از سالها دروغ، پنهانکاری و حذف کرامت انسانی از سوی حکومت، این خشم را محور اصلی جنبشهای مدنی و اجتماعی میداند.
گونهای با نقد ساختار تمامیتخواه دینی جمهوری اسلامی و تشریح سرکوبهای دهه ۶۰ و سیاستهای ایدئولوژیک، به ضرورت ایجاد «میز دموکراسی» با مشارکت گروههای متکثر اپوزیسیون تأکید میکند و بر لزوم شفافیت، خشونتپرهیزی، و اتحاد در راستای گذار به دموکراسی اصرار دارد.
او با تحلیل تاریخی انقلاب ۵۷ و حوادث پس از آن، تأکید میکند که اصلاحات در حکومت ولایت مطلقه فقیه به سرکوب بیشتر منجر شده و تنها راهحل، سرنگونی کامل این نظام و ایجاد حکومتی بر پایه دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر است.
مطهره گونهای با تجربه شخصی خود از سرکوب حکومتی، به اهمیت نافرمانی مدنی و آگاهیبخشی برای تقویت جامعه مدنی اشاره میکند و بر توانایی مردم ایران در عبور از استبداد و نیل به آزادی تأکید دارد.
او در مقدمه این یادداشت نوشته:
«آزادی، رایگان نیست!» به یاد ندارم این جمله دقیقا از کیست اما همیشه در ذهنم به مثابه شمعی پرفروغ که به راهی مبهم و مهآلود جان تازه میبخشد، روشن است؛ خاصه این روزها که حکم غیرانسانی قتل حکومتی (اعدام) دو همبندیام، پخشان عزیزی و وریشه مرادی و دهها جان عزیز دیگر صادر شده است
با تایید حکم اعدام پخشان در دیوان عالی قضایی و ابلاغ آن به اجرای احکام طبق پروندهسازیها و کیفرخواستی واهی و در راستای انتقام گرفتن جمهوری اسلامی از خیزش «زن، زندگی، آزادی» و تضعیف موقعیتش در منطقه و جوامع بینالمللی، بیش از همیشه بر عهد خود استوار شدهام که برای سرنگونی این حکومت و پایان تاریخ رعب و وحشت و سیاهی، با امید به ایران آگاه، آزاد و آباد تا پای جان از هیچ تلاشی فروگذار نکنم.
متن کامل نوشته مطهره گونهای را در سایت آموزشکده توانا بخوانید:
https://tavaana.org/democracy-and-totalitarianism-iran
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانبه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22
یادداشت مطهره گونهای از زندان اوین؛ نه به اعدام به مثابه نه به اساس جمهوری اسلامی است
مطهره گونهای
فعال دانشجویی و زندانی سیاسی
در سالگرد کارزار گسترده و فراگیر «سهشنبههای نه به اعدام» که از سوی زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و با همراهی بند زنان اوین آغاز شد و هماکنون به بسیاری از زندانهای سراسر کشور رسیده است، دهها نفر از زندانیان، در خطر اجرای حکم قتل حکومتی به اتهام «بغی» هستند.
مهدی حسنی و بهروز احسانی، دو تن از زندانیان محکوم به اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج منتقل شدهاند و در شرایطی نامعلوم بهسر میبرند.
پخشان عزیزی و وریشه مرادی نیز با وجود اعتصابات گسترده و افتخارآمیز کردستان با هدف «لغو حکم اعدام» و ایجاد کمپین آزادی آنها، هنوز تحت اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان عزیزشان در خطر است.
«باغی» در فقه شیعه و قانون قضایی جمهوری اسلامی به فرد یا افرادی اطلاق میشود که در برابر «اساس» جمهوری اسلامی شورش کنند و موجب «ترساندن» و «ارعاب» مردم و «سلب امنیت» آنها شوند.
استنباط اصلی و بنیادین اتهام «بغی» از آیه معروف سوره حجرات است که مفهوم و تفسیر آن نیست و اتفاقا متشابه است؛ بدین معنا که اولا خطاب آیه به «مومنین» است، ثانیا حکم متقن و محکم در خصوص «بغی» یا پرداخت بیشتر در مورد معنی آن داده شده است.
بحث فقهی در مورد حقوق شهروندی یک کشور، مسالهای مهم است که همکاری نواندیشان دینی و روحانیون معترض و مخالف با نظام را میطلبد اما استناد به آیهای پرابهام از یک کتاب مقدس هزار و ۴۰۰ ساله که بر اساس «وضعیت» و «اقتضای» انسانها و نه «طبیعت» آنها در زمانه «محمد» نازل شد، برای وضع و توضیح و تبیین قانونی جهت سلب راحتتر حیات افراد، آن هم صرفا با تشخیص و «استنباط» قاضی و فقیه بر مبنای نیتخوانی و کیفرخواستهایی که حتی اصول ابتدایی حقوقی و قانونی را در روندهای امنیتی بازجویی و بازپرسی طی نکردهاند، با مفهوم «قسط» و «عدالت» که در انتهای آیه مذکور بیان شده، در تضاد و تناقض آشکار است.
مردمی که از سرکوب و خشونت سیستماتیک روزافزون در ساحتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رنج میبرند و از خشم بیامان، در برابر «اساس» جمهوری اسلامی قد علم میکنند، مرتکب بغی نشدهاند.
هنگامی که خبر ترور آن دو قاضی شرع [علی رازینی و محمد مقیسه] منتشر شد، افسوس خوردم که دریغا که باید در دادگاهی عادل و منصف محاکمه میشدند و چه بسا مرگ برایشان سهلترین مجازات بود.
آنها که بیمحابا سالها حکم قتل صدها انسان را با افتخار امضا کردند، امروز با سیل خشم و انباشت خشونتی مواجه شدند که جمهوری اسلامی، آن را با سرکوب و کشتار و اعدام بازتولید کرده است؛ غافل از آنکه روز محاکمه به اراده و خواست مردم سرانجام فرا خواهد رسید.
از قضا «باغی»، همین حکومت جائر و مستبد دینی است که در مقابل اعتراض و مطالبه بهحق مردم جان به لب رسیده، آتش خشم و کینه و انتقام میگشاید و برای بقای سیاسی خود، با صفآرایی نیروهای سرکوبگر و آتشبهاختیار «فضای رعب و وحشت و ناامنی» را در جامعه استیلا میبخشد و برای مقابله با تهدید و تضعیف بنیان پوشالی خود، از به کار بردن هر دستاویز غیرانسانی برآمده از «اسلام فقاهتی شیعی» و به نام «مصلحت امت اسلامی» هیچ ابایی ندارد.
بنابراین امروزه شعار «نه به اعدام» به منزله مخالفت و «نه» به تمامیت ساختار و «اساس» جمهوری اسلامی است که باید نقطه ثقل و اتکا برای اشتراک فکری گروههای مختلف و متکثر و جامعه مدنی در راستای همبستگی هر چه بیشتر شود.
اکنون اعتصاب عمومی و گسترده و منسجم مردم کردستان در هفته گذشته به عنوان ایستادگی و مقاومتی ستودنی و شکلی از نافرمانی مدنی باید سرلوحه همه گروههای حقوقبشری و سیاسی مخالف اعدام قرار گیرد.
حمایتهای بینالمللی نیز میتواند همدلی و روحیه فعالان مدنی را تقویت کند اما در نهایت این اراده و مقاومت مردم است که سرانجام به ثمر خواهد نشست.
به امید ایران آگاه، آزاد و آباد و به امید «زن، زندگی، آزادی» ...
.
مطهره گونهای، دانشجوی رشته دندانپزشکی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران است که در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد.
این فعال دانشجویی بار دیگر در ۱۲ اردیبهشت سال جاری پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
او نهایتا در تیر سال جاری از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس محکوم شد و از مهر ماه دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند.
منتشر شده در ایران اینترنشنال
@IranIntltv
#مطهره_گونه_ای #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای
فعال دانشجویی و زندانی سیاسی
در سالگرد کارزار گسترده و فراگیر «سهشنبههای نه به اعدام» که از سوی زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و با همراهی بند زنان اوین آغاز شد و هماکنون به بسیاری از زندانهای سراسر کشور رسیده است، دهها نفر از زندانیان، در خطر اجرای حکم قتل حکومتی به اتهام «بغی» هستند.
مهدی حسنی و بهروز احسانی، دو تن از زندانیان محکوم به اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج منتقل شدهاند و در شرایطی نامعلوم بهسر میبرند.
پخشان عزیزی و وریشه مرادی نیز با وجود اعتصابات گسترده و افتخارآمیز کردستان با هدف «لغو حکم اعدام» و ایجاد کمپین آزادی آنها، هنوز تحت اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان عزیزشان در خطر است.
«باغی» در فقه شیعه و قانون قضایی جمهوری اسلامی به فرد یا افرادی اطلاق میشود که در برابر «اساس» جمهوری اسلامی شورش کنند و موجب «ترساندن» و «ارعاب» مردم و «سلب امنیت» آنها شوند.
استنباط اصلی و بنیادین اتهام «بغی» از آیه معروف سوره حجرات است که مفهوم و تفسیر آن نیست و اتفاقا متشابه است؛ بدین معنا که اولا خطاب آیه به «مومنین» است، ثانیا حکم متقن و محکم در خصوص «بغی» یا پرداخت بیشتر در مورد معنی آن داده شده است.
بحث فقهی در مورد حقوق شهروندی یک کشور، مسالهای مهم است که همکاری نواندیشان دینی و روحانیون معترض و مخالف با نظام را میطلبد اما استناد به آیهای پرابهام از یک کتاب مقدس هزار و ۴۰۰ ساله که بر اساس «وضعیت» و «اقتضای» انسانها و نه «طبیعت» آنها در زمانه «محمد» نازل شد، برای وضع و توضیح و تبیین قانونی جهت سلب راحتتر حیات افراد، آن هم صرفا با تشخیص و «استنباط» قاضی و فقیه بر مبنای نیتخوانی و کیفرخواستهایی که حتی اصول ابتدایی حقوقی و قانونی را در روندهای امنیتی بازجویی و بازپرسی طی نکردهاند، با مفهوم «قسط» و «عدالت» که در انتهای آیه مذکور بیان شده، در تضاد و تناقض آشکار است.
مردمی که از سرکوب و خشونت سیستماتیک روزافزون در ساحتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رنج میبرند و از خشم بیامان، در برابر «اساس» جمهوری اسلامی قد علم میکنند، مرتکب بغی نشدهاند.
هنگامی که خبر ترور آن دو قاضی شرع [علی رازینی و محمد مقیسه] منتشر شد، افسوس خوردم که دریغا که باید در دادگاهی عادل و منصف محاکمه میشدند و چه بسا مرگ برایشان سهلترین مجازات بود.
آنها که بیمحابا سالها حکم قتل صدها انسان را با افتخار امضا کردند، امروز با سیل خشم و انباشت خشونتی مواجه شدند که جمهوری اسلامی، آن را با سرکوب و کشتار و اعدام بازتولید کرده است؛ غافل از آنکه روز محاکمه به اراده و خواست مردم سرانجام فرا خواهد رسید.
از قضا «باغی»، همین حکومت جائر و مستبد دینی است که در مقابل اعتراض و مطالبه بهحق مردم جان به لب رسیده، آتش خشم و کینه و انتقام میگشاید و برای بقای سیاسی خود، با صفآرایی نیروهای سرکوبگر و آتشبهاختیار «فضای رعب و وحشت و ناامنی» را در جامعه استیلا میبخشد و برای مقابله با تهدید و تضعیف بنیان پوشالی خود، از به کار بردن هر دستاویز غیرانسانی برآمده از «اسلام فقاهتی شیعی» و به نام «مصلحت امت اسلامی» هیچ ابایی ندارد.
بنابراین امروزه شعار «نه به اعدام» به منزله مخالفت و «نه» به تمامیت ساختار و «اساس» جمهوری اسلامی است که باید نقطه ثقل و اتکا برای اشتراک فکری گروههای مختلف و متکثر و جامعه مدنی در راستای همبستگی هر چه بیشتر شود.
اکنون اعتصاب عمومی و گسترده و منسجم مردم کردستان در هفته گذشته به عنوان ایستادگی و مقاومتی ستودنی و شکلی از نافرمانی مدنی باید سرلوحه همه گروههای حقوقبشری و سیاسی مخالف اعدام قرار گیرد.
حمایتهای بینالمللی نیز میتواند همدلی و روحیه فعالان مدنی را تقویت کند اما در نهایت این اراده و مقاومت مردم است که سرانجام به ثمر خواهد نشست.
به امید ایران آگاه، آزاد و آباد و به امید «زن، زندگی، آزادی» ...
.
مطهره گونهای، دانشجوی رشته دندانپزشکی و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران است که در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی بازداشت شد.
این فعال دانشجویی بار دیگر در ۱۲ اردیبهشت سال جاری پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و پس از چند روز با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
او نهایتا در تیر سال جاری از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس محکوم شد و از مهر ماه دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند.
منتشر شده در ایران اینترنشنال
@IranIntltv
#مطهره_گونه_ای #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤3
مطهره گونهای، زندانی سیاسی: دادخواهی جنایت را نباید و نمیتوان به پیشگاه حاکمیت جنایتکار برد
مطهره گونهای، زندانی سیاسی، در یادداشتی تأکید میکند که مجازات اعدام ابزاری برای سرکوب و ارعاب مردم توسط جمهوری اسلامی است و نمیتوان از این حاکمیت جنایتکار انتظار عدالت داشت. او با اشاره به روندهای ناعادلانه دادرسی و سرکوبهای گسترده، مخالفت با اعدام را جدای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی بیمعنا میداند و بر لزوم اتحاد در برابر این نظام تمامیتخواه تأکید میکند.
متن کامل یادداشت مطهره گونهای به شرح زیر است:
هنگامی که از "نه به اعدام برای هر کسی و در هر شرایطی" سخن میرانیم، به عبارتی تمامی ابعاد آسیبزای این مجازات را در نظر گرفتهایم. مجازات غیرانسانی اعدام، یک مسألهی مهم سیاسی است، چرا که در بطن آن، دولتها و حکومتهای اقتدارگرا خود را در چنان وضعیت مسلطی میبینند که حتی حق سلب حیات شهروندان را دارند. فارغ از نگاه تفصیلی آسیبشناسانه به مسألهی قتل و مجازات آن و قربانی بودن مجرمان، آیا به راستی جمهوری اسلامی از روندهای قضائی عادلانه برخوردار است که بتوان از رئیس دولت و دستگاه قضائی آن، مطالبهی احقاق عدالت داشت؟ سعید مدنی در کتاب دربارهی اعدام به خوبی این مسأله را تبیین میکند:
"زمینههای بسیاری برای ادعای قربانی بودن آن محکومان اعدام وجود دارد. بررسیهای تجربی گسترده به وضوح کاربرد نابرابر و خودسرانهی حکم اعدام را نشان میدهد. مجازات اعدام به شکل نامتناسبی به اعضای اقلیتها و گروههای به حاشیه راندهشده، از جمله اقلیتهای نژادی و قومیتی، مذهبی، محلی، کارگران مهاجر، فقرا یا افراد با ناتوانی هوشی و روانی گرایش دارد. برخی افراد به دلیل ویژگیهای قومی و ملیت و یا به دلیل عدم استطاعت برای برخورداری از وکیل قانونی توانا و باانگیزه، حکم اعدام دریافت میکنند."
اکنون مایهی تأسف است که برخی دانشگاهیان، به جای بررسی جامعهشناختی و سیاسی رخداد اخیر که منجر به کشتهشدن یک دانشجو شده است، توأمان با موضع محکم "نه به اعدام"، خواستار قتل و اعدام انسانی دیگر شدهاند که تنها صورت مسألهی سالها سیاستگذاری و حکمرانی خطا و استبدادی جمهوری اسلامی را پاک میکنند.
در جامعهای که از منظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از سوی حکومت، تحت اختناق و سرکوب حداکثری قرار دارد و حاکمیتی تا بُن دندان مسلح و حامی سرسخت کشتار و مرگ در مسند قدرت است، انگشت اتهام باید به سوی متهم و عامل اصلی این بازتولید خشونت یعنی جمهوری اسلامی نشانه رود.
هدف حکومت از اجرای هر حکم اعدامی، مشروعیتبخشی به سایر احکام اعدام، خاصه فعالان سیاسی و مدنی، و بازنمایی اقتدار تضعیفشدهی خود در راستای ارعاب پیشگیرانهی مردم از هرگونه اعتراض علیه خویش است. بنابراین، قربانی اعدامها فقط محکومان نیستند، بلکه تمامی مردم مشمول عواقب سهمگین آن خواهند بود.
گمانهزنیهای بسیاری نیز در خصوص ابعاد این حادثه وجود دارد؛ از جمله اینکه در منطقهی امیرآباد، که خوابگاههای دانشجویی و اماکن استراتژیک، به عنوان مثال خانهی امن اطلاعات سپاه و ساختمان انرژی هستهای در آن قرار دارد و در صورت وقوع هرگونه تجمع و یا اعتراضات دانشجویی، نیروهای سرکوبگر امنیتی با اشراف همهجانبه و با تمام قوا مردم را سرکوب میکنند و فجایع کوی دانشگاه و خیزش ۱۴۰۱ را رقم میزنند، چطور از برقراری امنیت عادی آن عاجزند؟ به علاوه، همزمانی این رخداد دلخراش و رپرتاژ عظیم رسانههای داخلی برای پوشش آن با برگزاری تجمع دانشگاهیان و فعالان سیاسی در محل سردر دانشگاه تهران در ظهر همان روز و بازداشت وحشیانه همراه با ضرب و شتم دهها نفر از معترضان، از جمله جانبازان و ایثارگران و دانشجویان، که وضعیت و نهاد بازداشتکنندهی بسیاری از آنان تاکنون نامشخص است، باید مورد تأمل جدی قرار گیرد.
علیایحال، با توجه به بیانیههای منتشرشده از سوی برخی نهادهای دانشجویی و مطالبهی تسریع در مجازات عاملین قتل، و همچنین صدور فرمانهای پزشکیان مبنی بر عدم جلوگیری از تجمع در داخل دانشگاه اما خارجنشدن اعتراضات از فضای آن و تشکیل کمیتهی ویژهی بررسی، به نظر میرسد دستگاه امنیتی-قضائی در صدد انحراف جریانات دانشجویی از کارزار "نه به اعدام"، خاصه پس از تأیید حکم اعدام شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی، و رد اعادهی دادرسی حکم اعدام پخشان عزیزی، و همچنین کنترل بیش از پیش دانشگاهها و امنیتیتر کردن فضای آن با رویکردی پیشگیرانه است.
دادخواهی جنایت را نمیتوان به پیشگاه جنایتکار برد. ...
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/motahareh-gonei-nameh/
#مطهره_گونه_ای #بیانیه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، زندانی سیاسی، در یادداشتی تأکید میکند که مجازات اعدام ابزاری برای سرکوب و ارعاب مردم توسط جمهوری اسلامی است و نمیتوان از این حاکمیت جنایتکار انتظار عدالت داشت. او با اشاره به روندهای ناعادلانه دادرسی و سرکوبهای گسترده، مخالفت با اعدام را جدای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی بیمعنا میداند و بر لزوم اتحاد در برابر این نظام تمامیتخواه تأکید میکند.
متن کامل یادداشت مطهره گونهای به شرح زیر است:
هنگامی که از "نه به اعدام برای هر کسی و در هر شرایطی" سخن میرانیم، به عبارتی تمامی ابعاد آسیبزای این مجازات را در نظر گرفتهایم. مجازات غیرانسانی اعدام، یک مسألهی مهم سیاسی است، چرا که در بطن آن، دولتها و حکومتهای اقتدارگرا خود را در چنان وضعیت مسلطی میبینند که حتی حق سلب حیات شهروندان را دارند. فارغ از نگاه تفصیلی آسیبشناسانه به مسألهی قتل و مجازات آن و قربانی بودن مجرمان، آیا به راستی جمهوری اسلامی از روندهای قضائی عادلانه برخوردار است که بتوان از رئیس دولت و دستگاه قضائی آن، مطالبهی احقاق عدالت داشت؟ سعید مدنی در کتاب دربارهی اعدام به خوبی این مسأله را تبیین میکند:
"زمینههای بسیاری برای ادعای قربانی بودن آن محکومان اعدام وجود دارد. بررسیهای تجربی گسترده به وضوح کاربرد نابرابر و خودسرانهی حکم اعدام را نشان میدهد. مجازات اعدام به شکل نامتناسبی به اعضای اقلیتها و گروههای به حاشیه راندهشده، از جمله اقلیتهای نژادی و قومیتی، مذهبی، محلی، کارگران مهاجر، فقرا یا افراد با ناتوانی هوشی و روانی گرایش دارد. برخی افراد به دلیل ویژگیهای قومی و ملیت و یا به دلیل عدم استطاعت برای برخورداری از وکیل قانونی توانا و باانگیزه، حکم اعدام دریافت میکنند."
اکنون مایهی تأسف است که برخی دانشگاهیان، به جای بررسی جامعهشناختی و سیاسی رخداد اخیر که منجر به کشتهشدن یک دانشجو شده است، توأمان با موضع محکم "نه به اعدام"، خواستار قتل و اعدام انسانی دیگر شدهاند که تنها صورت مسألهی سالها سیاستگذاری و حکمرانی خطا و استبدادی جمهوری اسلامی را پاک میکنند.
در جامعهای که از منظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از سوی حکومت، تحت اختناق و سرکوب حداکثری قرار دارد و حاکمیتی تا بُن دندان مسلح و حامی سرسخت کشتار و مرگ در مسند قدرت است، انگشت اتهام باید به سوی متهم و عامل اصلی این بازتولید خشونت یعنی جمهوری اسلامی نشانه رود.
هدف حکومت از اجرای هر حکم اعدامی، مشروعیتبخشی به سایر احکام اعدام، خاصه فعالان سیاسی و مدنی، و بازنمایی اقتدار تضعیفشدهی خود در راستای ارعاب پیشگیرانهی مردم از هرگونه اعتراض علیه خویش است. بنابراین، قربانی اعدامها فقط محکومان نیستند، بلکه تمامی مردم مشمول عواقب سهمگین آن خواهند بود.
گمانهزنیهای بسیاری نیز در خصوص ابعاد این حادثه وجود دارد؛ از جمله اینکه در منطقهی امیرآباد، که خوابگاههای دانشجویی و اماکن استراتژیک، به عنوان مثال خانهی امن اطلاعات سپاه و ساختمان انرژی هستهای در آن قرار دارد و در صورت وقوع هرگونه تجمع و یا اعتراضات دانشجویی، نیروهای سرکوبگر امنیتی با اشراف همهجانبه و با تمام قوا مردم را سرکوب میکنند و فجایع کوی دانشگاه و خیزش ۱۴۰۱ را رقم میزنند، چطور از برقراری امنیت عادی آن عاجزند؟ به علاوه، همزمانی این رخداد دلخراش و رپرتاژ عظیم رسانههای داخلی برای پوشش آن با برگزاری تجمع دانشگاهیان و فعالان سیاسی در محل سردر دانشگاه تهران در ظهر همان روز و بازداشت وحشیانه همراه با ضرب و شتم دهها نفر از معترضان، از جمله جانبازان و ایثارگران و دانشجویان، که وضعیت و نهاد بازداشتکنندهی بسیاری از آنان تاکنون نامشخص است، باید مورد تأمل جدی قرار گیرد.
علیایحال، با توجه به بیانیههای منتشرشده از سوی برخی نهادهای دانشجویی و مطالبهی تسریع در مجازات عاملین قتل، و همچنین صدور فرمانهای پزشکیان مبنی بر عدم جلوگیری از تجمع در داخل دانشگاه اما خارجنشدن اعتراضات از فضای آن و تشکیل کمیتهی ویژهی بررسی، به نظر میرسد دستگاه امنیتی-قضائی در صدد انحراف جریانات دانشجویی از کارزار "نه به اعدام"، خاصه پس از تأیید حکم اعدام شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی، و رد اعادهی دادرسی حکم اعدام پخشان عزیزی، و همچنین کنترل بیش از پیش دانشگاهها و امنیتیتر کردن فضای آن با رویکردی پیشگیرانه است.
دادخواهی جنایت را نمیتوان به پیشگاه جنایتکار برد. ...
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/motahareh-gonei-nameh/
#مطهره_گونه_ای #بیانیه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مطهره گونهای:
ما که میدانیم جان انسانها در جمهوری اسلامی از آب بینی بز هم بیارزشتر است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، درباره سخنان وزیر بهداشت دولت پزشکیان نوشت:
«وزیر بهداشت میگوید دولت برای جان انسانها، احترام و ارزش قائل است! و پویش "نه به تصادف" را باید حرکتی با خیر عمومی در راستای وفاق ملی دانست.
آقای ظفرقندی، ما که میدانیم دولت فقط کارگزار ذوب در خامنهای است و این پویش هم صرفا برای مضحکه و تخطئه کردن #نه_به_اعدام به راه افتاده است.
چرا دروغ میبافید؟!
ما که میدانیم جان انسانها در جمهوری اسلامی از آب بینی بز هم بیارزشتر است.
میدانیم که معنای "خیر عمومی" در قاموس این حکومت چیست و تماما به بقای این شر مطلق بازمیگردد.
حداقل خود من بهتر از هرکسی لمس کردهام که "وفاق ملی" به منزله خفه کردن صدای مخالف و سرکوب هرگونه اعتراض بوده است.
از کدام موفقیت دم میزنید وقتی از ۲۵ اسفند تاکنون، تصادفات جادهای ۵۰۵ نفر کشته و بیش از ۱۲هزار مجروح برجای گذاشته است؟!
دروغ میگویید، چون آگاهید که آمار مهاجرت پزشکان و پرستاران، به دلیل ناکارآمدی بیامان سیستم درمانی کشور، اگر خودکشی نکنند، سرسامآور است.
فریب میدهید، چرا که حتما به خاطر دارید تجمع نظام پزشکی با چه سرکوب بیسابقهای مواجه شد و چند پزشک و پرستار و عضو کادر درمان کشته، کور و زندانی و یا محروم از تحصیل و فعالیت شدند.
تقویت سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی با وجود سرکوب همهجانبه و تمام عیار از سوی حاکمیت و نهادهای امنیتی و خاموش کردن صدای معترضان و برخورد شدید با فعالان سیاسی، قابل تحقق نیست.»
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ما که میدانیم جان انسانها در جمهوری اسلامی از آب بینی بز هم بیارزشتر است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، درباره سخنان وزیر بهداشت دولت پزشکیان نوشت:
«وزیر بهداشت میگوید دولت برای جان انسانها، احترام و ارزش قائل است! و پویش "نه به تصادف" را باید حرکتی با خیر عمومی در راستای وفاق ملی دانست.
آقای ظفرقندی، ما که میدانیم دولت فقط کارگزار ذوب در خامنهای است و این پویش هم صرفا برای مضحکه و تخطئه کردن #نه_به_اعدام به راه افتاده است.
چرا دروغ میبافید؟!
ما که میدانیم جان انسانها در جمهوری اسلامی از آب بینی بز هم بیارزشتر است.
میدانیم که معنای "خیر عمومی" در قاموس این حکومت چیست و تماما به بقای این شر مطلق بازمیگردد.
حداقل خود من بهتر از هرکسی لمس کردهام که "وفاق ملی" به منزله خفه کردن صدای مخالف و سرکوب هرگونه اعتراض بوده است.
از کدام موفقیت دم میزنید وقتی از ۲۵ اسفند تاکنون، تصادفات جادهای ۵۰۵ نفر کشته و بیش از ۱۲هزار مجروح برجای گذاشته است؟!
دروغ میگویید، چون آگاهید که آمار مهاجرت پزشکان و پرستاران، به دلیل ناکارآمدی بیامان سیستم درمانی کشور، اگر خودکشی نکنند، سرسامآور است.
فریب میدهید، چرا که حتما به خاطر دارید تجمع نظام پزشکی با چه سرکوب بیسابقهای مواجه شد و چند پزشک و پرستار و عضو کادر درمان کشته، کور و زندانی و یا محروم از تحصیل و فعالیت شدند.
تقویت سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی با وجود سرکوب همهجانبه و تمام عیار از سوی حاکمیت و نهادهای امنیتی و خاموش کردن صدای معترضان و برخورد شدید با فعالان سیاسی، قابل تحقق نیست.»
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28❤1
مساله "حاشیه امن" و فعالیت سیاسی در برابر جمهوری اسلامی
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی مفهوم "حاشیه امن" در کنش سیاسی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نقش نیروهای درونحاکمیتی موسوم به "کبوترها" را در گذار دموکراتیک خشونتپرهیز تحلیل میکند. او ابتدا میان "کنشگر مدنی" و "جامعه مدنی" تمایز قائل میشود و تأکید میکند که در نظام اقتدارگرایی چون جمهوری اسلامی، جامعه مدنی مستقل اساساً امکان بروز ندارد.
گونهای با اشاره به ابتذال مفاهیم مدنی در جمهوری اسلامی مینویسد: «خامنهای مردمی جز امت تودهوار خویش متصور نیست و امکان دیالوگ میان ملت و حکومت را به بنبست کشانده است.» او معتقد است در شرایط فقدان جامعه مدنی کارآمد، کبوترها – که حاشیه امن دارند – میتوانند نقشی واسطهای میان مردم و حاکمیت ایفا کنند.
او با اشاره به کسانی چون موسوی و تاجزاده که هزینه ایستادگی پرداختهاند، مینویسد: «در این میان هستند کسانی که حد یقفی برای صراحت لهجه خود در برابر ولایت مطلقه فقیه قائل نبودند و همچنان در حبس و حصر به سر میبرند.» و در تقابل، از چهرههایی میگوید که علیرغم امنیت سیاسی و امکان اعتراض، در برابر ظلم سکوت کردهاند: «آن جمهوری اسلامیزادهای که... هنوز جرئت به زبان آوردن کلامی از ستم حکومت را ندارد، شرمسار تاریخ خواهد بود.»
او از تجربه زیستهاش در خانوادهای ولایی و فعالیت دانشجوییاش در انجمن اسلامی مینویسد و هشدار میدهد که در غیاب جامعه مدنی، باید "کبوترها" شناسایی و به ایفای نقش تشویق شوند، اما «پیوند میان دموکراسیخواهان و کبوترها باید غیرمحسوس و در هدف نیل به دموکراسی و عبور از سلطه و اقتدارگرایی باشد.»
او بهشدت به امکان اصلاح در چارچوب جمهوری اسلامی بدبین است و مینویسد: «دولت وفاق ملی پزشکیان... نمیتواند این نقش را ایفا کند حتی اگر به کذب وانمود کند که میخواهد شرایط "گذار" را فراهم کند.»
در پایان، با تأکید بر لزوم حذف اقتدارگرایی دینی و گذار به دموکراسی، مینویسد: «این پیوندها هم میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، مشروط به آنکه هدف اصلی، گذار به دموکراسی و حذف حاکمیت اقتدارگرای دینی باشد و هم بتواند گامی ابتدایی اما بسیار مهم برای "نجات ایران" تلقی گردد.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/yc3z8vtc
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد #جامعه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی مفهوم "حاشیه امن" در کنش سیاسی علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نقش نیروهای درونحاکمیتی موسوم به "کبوترها" را در گذار دموکراتیک خشونتپرهیز تحلیل میکند. او ابتدا میان "کنشگر مدنی" و "جامعه مدنی" تمایز قائل میشود و تأکید میکند که در نظام اقتدارگرایی چون جمهوری اسلامی، جامعه مدنی مستقل اساساً امکان بروز ندارد.
گونهای با اشاره به ابتذال مفاهیم مدنی در جمهوری اسلامی مینویسد: «خامنهای مردمی جز امت تودهوار خویش متصور نیست و امکان دیالوگ میان ملت و حکومت را به بنبست کشانده است.» او معتقد است در شرایط فقدان جامعه مدنی کارآمد، کبوترها – که حاشیه امن دارند – میتوانند نقشی واسطهای میان مردم و حاکمیت ایفا کنند.
او با اشاره به کسانی چون موسوی و تاجزاده که هزینه ایستادگی پرداختهاند، مینویسد: «در این میان هستند کسانی که حد یقفی برای صراحت لهجه خود در برابر ولایت مطلقه فقیه قائل نبودند و همچنان در حبس و حصر به سر میبرند.» و در تقابل، از چهرههایی میگوید که علیرغم امنیت سیاسی و امکان اعتراض، در برابر ظلم سکوت کردهاند: «آن جمهوری اسلامیزادهای که... هنوز جرئت به زبان آوردن کلامی از ستم حکومت را ندارد، شرمسار تاریخ خواهد بود.»
او از تجربه زیستهاش در خانوادهای ولایی و فعالیت دانشجوییاش در انجمن اسلامی مینویسد و هشدار میدهد که در غیاب جامعه مدنی، باید "کبوترها" شناسایی و به ایفای نقش تشویق شوند، اما «پیوند میان دموکراسیخواهان و کبوترها باید غیرمحسوس و در هدف نیل به دموکراسی و عبور از سلطه و اقتدارگرایی باشد.»
او بهشدت به امکان اصلاح در چارچوب جمهوری اسلامی بدبین است و مینویسد: «دولت وفاق ملی پزشکیان... نمیتواند این نقش را ایفا کند حتی اگر به کذب وانمود کند که میخواهد شرایط "گذار" را فراهم کند.»
در پایان، با تأکید بر لزوم حذف اقتدارگرایی دینی و گذار به دموکراسی، مینویسد: «این پیوندها هم میتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، مشروط به آنکه هدف اصلی، گذار به دموکراسی و حذف حاکمیت اقتدارگرای دینی باشد و هم بتواند گامی ابتدایی اما بسیار مهم برای "نجات ایران" تلقی گردد.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/yc3z8vtc
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد #جامعه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20
مطهره گونهای، فعال سیاسی، از حق تحصیل محروم شده است. او در پستی که در شبکه اکس منتشر کرد نوشته است که برای احقاق حق خود به دانشگاه رفته و قصد داشته با ظفرقندی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی، حرف بزند که نیروهای امنیتی او را محاصره کردهاند و مانع او شدهاند.
مطهره گونهای از دانشگاه اخراج شد در حالیکه در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد اخراج شد و حتی زندانی شد. او بهتازگی پس از تحمل ۶ ماه حبس از زندان آزاد شده است. با این حال به مبارزه با دیکتاتور ادامه میدهد.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مطهره_گونه_ای
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای از دانشگاه اخراج شد در حالیکه در آستانه دفاع از پایاننامه دکترای دندانپزشکی بود. او ایستادگی و شرافت را به سر خم کردن ترجیح داد اخراج شد و حتی زندانی شد. او بهتازگی پس از تحمل ۶ ماه حبس از زندان آزاد شده است. با این حال به مبارزه با دیکتاتور ادامه میدهد.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مطهره_گونه_ای
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊6👍3❤1
مطهره گونهای، دانشجوی اخراجی رشته دندانپزشکی دانشگاه تهران، به مناسبت روز پزشک نوشت:
«روز دندانپزشک بر خامنهای و خدم و حشم، که مدرکمو بردن و پس نمیدن، مبارک! :))»
مطهره گونهای در سال ۱۳۹۵ با رتبه ۱۱۷ وارد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران شد. اما با وجود گذراندن بیش از ۹۰٪ واحدهای درسی و باقی ماندن تنها ۱۶ واحد تا دریافت مدرک دکترای حرفهای، به دلیل فعالیتهای سیاسی و دانشجویی، از تحصیل محروم شد. او دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشکده علوم پزشکی بود و پس از انتشار بیانیهای در پی جانباختن مهسا امینی، در مهر ۱۴۰۱ بازداشت و مدتی در بند ۲۰۹ اوین زندانی شد. پس از آزادی با قرار کفالت، با ممانعت از ورود به دانشگاه، ضبط کارت دانشجویی و محرومیت از امتحانات مواجه شد. بازجوییهای پیاپی در محیط دانشگاه، تهدیدها و فشارها باعث شد چند واحد درسی را از دست بدهد و مشروط شود. در سال ۱۴۰۳، بهدلیل توییتی در انتقاد از حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل، بار دیگر بازداشت و حکم یک سال حبس او اجرا شد. در زندان، ابلاغیه اخراج از دانشگاه و پنج سال محرومیت از کلیه آزمونها به او نشان داده شد.
مطهره ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ پس از پنج ماه و نیم از زندان آزاد شد. او از همان روز دنبال بازگشت به دانشگاه بوده است. در اولین تماس اما به او گفته میشود که پرونده او فوق امنیتی است و فعلاً امکان بازگشت به دانشگاه را ندارد. مطهره برای صحبت با وزیر روز یکشنبه ۱۷ فروردین راهی دانشگاه میشود. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در صحن دانشگاه با دانشجوها دیدار میکند و عکس یادگاری میگیرد اما وقتی مطهره میخواهد صحبت کند، میگوید او را نمیشناسد و او اجازه صحبت کردن ندارد.
مطهره روز یکشنبه بار دیگر توسط نیروهای حراست دانشگاه در حضور یکی از معاونان وزارت بهداشت بازجویی میشود به او توصیه کردند مهاجرت کند حتی گفتند.شرایطش را فراهم میکنیم. همه کار میکنیم در آسایش باشی ولی از این خاک برو. او در پاسخ گفت: من دو تا پرونده باز در دادسرای امنیت دارم که هنوز به جریان نیفتاده و اصلاً ممکن است ممنوعالخروج باشم. گفتند: مسالهای نیست و با یک تماس حل میشود.
به او گفتند درباره بازگشتن تو به دانشگاه کمیته انضباطی باید تصمیم بگیرد، مطهره گفت من هر جرمی هم مرتکب شده باشم، مجازات شدهام حالا چرا باید از تحصیل که حق من است، محروم شوم و چرا کمیته انضباطی باید درباره جرمی که قبلاً قوه قضاییه برای آن تصمیم گرفته، تصمیم بگیرد. جواب خاصی ندادند.
#مطهره_گونه_ای #روز_دندانپزشک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«روز دندانپزشک بر خامنهای و خدم و حشم، که مدرکمو بردن و پس نمیدن، مبارک! :))»
مطهره گونهای در سال ۱۳۹۵ با رتبه ۱۱۷ وارد دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران شد. اما با وجود گذراندن بیش از ۹۰٪ واحدهای درسی و باقی ماندن تنها ۱۶ واحد تا دریافت مدرک دکترای حرفهای، به دلیل فعالیتهای سیاسی و دانشجویی، از تحصیل محروم شد. او دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشکده علوم پزشکی بود و پس از انتشار بیانیهای در پی جانباختن مهسا امینی، در مهر ۱۴۰۱ بازداشت و مدتی در بند ۲۰۹ اوین زندانی شد. پس از آزادی با قرار کفالت، با ممانعت از ورود به دانشگاه، ضبط کارت دانشجویی و محرومیت از امتحانات مواجه شد. بازجوییهای پیاپی در محیط دانشگاه، تهدیدها و فشارها باعث شد چند واحد درسی را از دست بدهد و مشروط شود. در سال ۱۴۰۳، بهدلیل توییتی در انتقاد از حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل، بار دیگر بازداشت و حکم یک سال حبس او اجرا شد. در زندان، ابلاغیه اخراج از دانشگاه و پنج سال محرومیت از کلیه آزمونها به او نشان داده شد.
مطهره ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ پس از پنج ماه و نیم از زندان آزاد شد. او از همان روز دنبال بازگشت به دانشگاه بوده است. در اولین تماس اما به او گفته میشود که پرونده او فوق امنیتی است و فعلاً امکان بازگشت به دانشگاه را ندارد. مطهره برای صحبت با وزیر روز یکشنبه ۱۷ فروردین راهی دانشگاه میشود. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در صحن دانشگاه با دانشجوها دیدار میکند و عکس یادگاری میگیرد اما وقتی مطهره میخواهد صحبت کند، میگوید او را نمیشناسد و او اجازه صحبت کردن ندارد.
مطهره روز یکشنبه بار دیگر توسط نیروهای حراست دانشگاه در حضور یکی از معاونان وزارت بهداشت بازجویی میشود به او توصیه کردند مهاجرت کند حتی گفتند.شرایطش را فراهم میکنیم. همه کار میکنیم در آسایش باشی ولی از این خاک برو. او در پاسخ گفت: من دو تا پرونده باز در دادسرای امنیت دارم که هنوز به جریان نیفتاده و اصلاً ممکن است ممنوعالخروج باشم. گفتند: مسالهای نیست و با یک تماس حل میشود.
به او گفتند درباره بازگشتن تو به دانشگاه کمیته انضباطی باید تصمیم بگیرد، مطهره گفت من هر جرمی هم مرتکب شده باشم، مجازات شدهام حالا چرا باید از تحصیل که حق من است، محروم شوم و چرا کمیته انضباطی باید درباره جرمی که قبلاً قوه قضاییه برای آن تصمیم گرفته، تصمیم بگیرد. جواب خاصی ندادند.
#مطهره_گونه_ای #روز_دندانپزشک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔20👍7
«هرگاه در شر مطلق بودن حاکمیت شک کردید، بدانید که جمهوری اسلامی به انحای گوناگون، ما را میکشد.
بعضی با گلوله و شلیک مستقیم و موشک و "خطای انسانی" و بقیهمان هم با حبس و اعدام و محرومیت.
بلیه و مصیبت اصلی، ولی مطلقه فقیه است که انسانها را به معنای دقیق کلمه، از زندگی ساقط میکند.
شما را به حقارت و خفت میکشاند که مقابل تمامیتخواهی دینی آغشته خون و کثافتش زانو بزنید وگرنه، پایتان را قلم میکند.
اگر بنویسید، قلمتان را میشکند و اگر فریاد بزنید، پا بر روی گردهتان میگذارد و آنقدر فشار میدهد تا خیالش راحت شود که واقعا خفهخون گرفتهاید.
اگر بازهم بایستید، آجر به آجر میچیند که غایت دغدغه شما بشود حقوق سر ماه و اجارهبها و ... تا به نفس نفس زدن بیفتید.
برای همین است که بارها گفتهام جمهوری اسلامی انگارهای جز "مرگ" انسان ندارد و اگر قصد انسان بودن کنید، همهچیزتان را به یغما خواهد برد...
آنقدر که حتی از خودتان منزجر شوید و در یک سیستم ناکارآمد و فشل و معیوب، به درماندگی و عجز بیفتید.
خامنهای میخواهد سقوط ما را ببیند. سقوط و افول و مرگ انسانی تک تکمان را!
ما ایرانیها!
با هر زبان و قومیت و نژاد.
از هر شهر و روستا و خانهای که در آن به رنج زاده شدیم...
این یک جبر سیاسی است که باید "امت" باشید، نه "ملت".
امتوارگی، به مثابه الکن بودن حتی در اجابت مزاج و بدیهی و ابتداییترین جزئیات "بقا"، و نه زندگی!
که باید خامنهای دیکته بگوید و شما سرمشق بگیرید.
اگر اراده "ملت" بودن کنید، در قاموس ولی مطلقه فقیه، محکوم به مرگی سخت و دردناک خواهید شد...
با اینهمه گامهایم که سست میشوند به "ایران" فکر میکنم و بر این پلاک که در تمام بازجوییها و احضارها و بازداشتها و زندان همراهم بوده، بوسه میزنم.
ایمان و اراده ما، نجات تو از شر خودکامهای است که با استبداد دینی، خاکت را به ویرانی کشانده.
اینها را نوشتم که بگویم همه ما، از جمله من، داریم دست و پا میزنیم که خودمان را از این باتلاق بلعنده و هولناک نجات دهیم.
که خاکمان را از نو بیافرینیم!
این است روایت من و ما و جمهوریاسلامی خامنهای!
اما تا ابد "ایران، ایران ماست!"»
ـ نویسنده متن مطهره گونهای، دانشجوی اخراجی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران و فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق است که این متن را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
#ایران #برای_ایران #استبداد_دینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بعضی با گلوله و شلیک مستقیم و موشک و "خطای انسانی" و بقیهمان هم با حبس و اعدام و محرومیت.
بلیه و مصیبت اصلی، ولی مطلقه فقیه است که انسانها را به معنای دقیق کلمه، از زندگی ساقط میکند.
شما را به حقارت و خفت میکشاند که مقابل تمامیتخواهی دینی آغشته خون و کثافتش زانو بزنید وگرنه، پایتان را قلم میکند.
اگر بنویسید، قلمتان را میشکند و اگر فریاد بزنید، پا بر روی گردهتان میگذارد و آنقدر فشار میدهد تا خیالش راحت شود که واقعا خفهخون گرفتهاید.
اگر بازهم بایستید، آجر به آجر میچیند که غایت دغدغه شما بشود حقوق سر ماه و اجارهبها و ... تا به نفس نفس زدن بیفتید.
برای همین است که بارها گفتهام جمهوری اسلامی انگارهای جز "مرگ" انسان ندارد و اگر قصد انسان بودن کنید، همهچیزتان را به یغما خواهد برد...
آنقدر که حتی از خودتان منزجر شوید و در یک سیستم ناکارآمد و فشل و معیوب، به درماندگی و عجز بیفتید.
خامنهای میخواهد سقوط ما را ببیند. سقوط و افول و مرگ انسانی تک تکمان را!
ما ایرانیها!
با هر زبان و قومیت و نژاد.
از هر شهر و روستا و خانهای که در آن به رنج زاده شدیم...
این یک جبر سیاسی است که باید "امت" باشید، نه "ملت".
امتوارگی، به مثابه الکن بودن حتی در اجابت مزاج و بدیهی و ابتداییترین جزئیات "بقا"، و نه زندگی!
که باید خامنهای دیکته بگوید و شما سرمشق بگیرید.
اگر اراده "ملت" بودن کنید، در قاموس ولی مطلقه فقیه، محکوم به مرگی سخت و دردناک خواهید شد...
با اینهمه گامهایم که سست میشوند به "ایران" فکر میکنم و بر این پلاک که در تمام بازجوییها و احضارها و بازداشتها و زندان همراهم بوده، بوسه میزنم.
ایمان و اراده ما، نجات تو از شر خودکامهای است که با استبداد دینی، خاکت را به ویرانی کشانده.
اینها را نوشتم که بگویم همه ما، از جمله من، داریم دست و پا میزنیم که خودمان را از این باتلاق بلعنده و هولناک نجات دهیم.
که خاکمان را از نو بیافرینیم!
این است روایت من و ما و جمهوریاسلامی خامنهای!
اما تا ابد "ایران، ایران ماست!"»
ـ نویسنده متن مطهره گونهای، دانشجوی اخراجی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران و فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق است که این متن را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
#ایران #برای_ایران #استبداد_دینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍35❤9💯8
مطهره گونهای:
خامنهای حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی به موضوع مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا پرداخته و آن را ناشی از ضعف فزاینده حکومت در پی فروپاشی نیروهای نیابتی در منطقه، فشارهای اقتصادی، و اعتراضات مدنی داخلی میداند. او میگوید خامنهای در شرایطی تن به مذاکره داده که بقای نظام را در خطر دیده، اما همچنان به تمامیتخواهی و حفظ قدرت شخصی خود وفادار مانده است. گونهای معتقد است جمهوری اسلامی برای بقا، ناگزیر از عبور از بسیاری از آرمانهای ادعایی خود شده و حتی قبح مذاکره مستقیم با آمریکا را نیز فرو ریخته است.
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
«مهمترین مساله، در اثنای مذاکرات، "اعتماد" به حاکمیت جمهوری اسلامی و خامنهای است. آیا تاریخ حکمرانی ۴۶ساله آن جایی از اطمینان بخشی به طرف مقابل باقی میگذارد؟
همانطور که هیچگاه فکرش را نمیکردیم که هواپیمای اوکراینی را با دو موشک خاکستر کند، حالا هم بعید نیست که سلاح هستهای بسازد!
بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی خلاف مقررات مذاکرات عمل کند و اقدام به عملی دور از ذهن کند.
بیراه نیست اگر بگوییم خامنهای از جانش ترسیده و حکومت، با از بین رفتن نیروهای نیابتی در منطقه و اعتراضات مدنی داخلی چنان تضعیف شده که ناگزیر به نشستن پای میز شده است.
البته مولفه فشار همه جانبه خارجی هم بیتاثیر نبوده. مثلا تحریمها علیه ارگانهای حکومتی و تسلیحات نظامی جمهوری اسلامی میتواند پیشرانه تسلیم خامنهای در برابر آمریکا باشد. به شرط آنکه کمترین تاثیر را بر معیشت و اقتصاد داخلی بگذارد، که البته غیرممکن به نظر میرسد.
چرا که ما در ایران با اقتصاد تماما نظامی که در ید اختیار سپاه پاسداران و بیت خامنهای است روبرو هستیم. نوعی از اقتصاد رانتی که مشارکت در آن متوجه قشر متوسط و معمولی مردم هم نیست چه رسد به قشر فرودست که دارند زیر فشار تورم و گرانی دست و پا میزنند.
با این حال نباید از فروریختن قبح "مذاکره مستقیم" با آمریکا ناامید بود و به شخصه آن را به فال نیک میگیرم.
گرچه روند گفتگوها استهلاکی و کند شده باشد، همینکه هیمنه ولی مطلقه فقیه پس از سالها ساخت و پرداخت هویت سلبی با پوشش "مرگ بر آمریکا" فروریخته، خود دستاوردی بزرگ به شمار میرود.
گشایش سیاسی-اقتصادی که احتمالا در ادامه مذاکرات پیگیری شود، میتواند مسیر گذار دموکراتیک به دموکراسی را هم هموار سازد.
نظر به اینکه در ضمن آن، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد تا با تهدید و ارعاب حمله نظامی، آرمان فلسطین را هم کنار بگذارد و اسرائیل را حداقل در پشت پرده به رسمیت بشناسد.
جمهوری اسلامی، تمام عیار به دنبال راهی برای بقای حکومت خود است و نمیتواند از آن دست بکشد. گمان میکنم که خامنهای آنقدر شیفتهی تمامیتخواهی خویش است که حتی از انتقال قدرت به جانشینی همچون پسرش، مجتبی، هم ابا دارد و "عاشورا وار" تا انتها خواهد ایستاد، اما آنقدر شجاع نیست که جانش را بدهد!
ولی حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند.
در این راه آرمانهای خود را هم یکی پس از دیگری به قربانگاه نزاع بینالمللی خواهد فرستاد.
باید پرسید مگر ج.ا بدون آرمانهایش معنی پیدا میکند؟
و باید بگویم: بله!
حکمرانی خامنهای شاید در پوستهی خود رنگ و نقش آرمانخواهی امتوار و انقلابیگری به سیاق ۵۷ داشته باشد، اما در بطن آن، نشانی جز رانت و فساد سیستماتیک نیست. تمامیت ایران، نظام، انقلاب و آرمان در یک شخص خلاصه میشود و آن کسی جز خامنهای نیست.
علی ای حال به مذاکرات و دام سیاسی که ترامپ برای خامنهای و قماشش پهن کرده، امیدوارم. نه از بابت آنکه نگاهمان معطوف به دست یاری و دلسوزی آمریکا باشد، بلکه از آن سو که نهادهای بینالمللی، ج.ا را در فرآیند شیفت پارادایم سیاسی منطقه هزینهزا میبینند و آن را ملزم به تغییر خواهند کرد.»
نظر شما چیست؟
#مطهره_گونه_ای #خامنه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خامنهای حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی به موضوع مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا پرداخته و آن را ناشی از ضعف فزاینده حکومت در پی فروپاشی نیروهای نیابتی در منطقه، فشارهای اقتصادی، و اعتراضات مدنی داخلی میداند. او میگوید خامنهای در شرایطی تن به مذاکره داده که بقای نظام را در خطر دیده، اما همچنان به تمامیتخواهی و حفظ قدرت شخصی خود وفادار مانده است. گونهای معتقد است جمهوری اسلامی برای بقا، ناگزیر از عبور از بسیاری از آرمانهای ادعایی خود شده و حتی قبح مذاکره مستقیم با آمریکا را نیز فرو ریخته است.
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
«مهمترین مساله، در اثنای مذاکرات، "اعتماد" به حاکمیت جمهوری اسلامی و خامنهای است. آیا تاریخ حکمرانی ۴۶ساله آن جایی از اطمینان بخشی به طرف مقابل باقی میگذارد؟
همانطور که هیچگاه فکرش را نمیکردیم که هواپیمای اوکراینی را با دو موشک خاکستر کند، حالا هم بعید نیست که سلاح هستهای بسازد!
بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی خلاف مقررات مذاکرات عمل کند و اقدام به عملی دور از ذهن کند.
بیراه نیست اگر بگوییم خامنهای از جانش ترسیده و حکومت، با از بین رفتن نیروهای نیابتی در منطقه و اعتراضات مدنی داخلی چنان تضعیف شده که ناگزیر به نشستن پای میز شده است.
البته مولفه فشار همه جانبه خارجی هم بیتاثیر نبوده. مثلا تحریمها علیه ارگانهای حکومتی و تسلیحات نظامی جمهوری اسلامی میتواند پیشرانه تسلیم خامنهای در برابر آمریکا باشد. به شرط آنکه کمترین تاثیر را بر معیشت و اقتصاد داخلی بگذارد، که البته غیرممکن به نظر میرسد.
چرا که ما در ایران با اقتصاد تماما نظامی که در ید اختیار سپاه پاسداران و بیت خامنهای است روبرو هستیم. نوعی از اقتصاد رانتی که مشارکت در آن متوجه قشر متوسط و معمولی مردم هم نیست چه رسد به قشر فرودست که دارند زیر فشار تورم و گرانی دست و پا میزنند.
با این حال نباید از فروریختن قبح "مذاکره مستقیم" با آمریکا ناامید بود و به شخصه آن را به فال نیک میگیرم.
گرچه روند گفتگوها استهلاکی و کند شده باشد، همینکه هیمنه ولی مطلقه فقیه پس از سالها ساخت و پرداخت هویت سلبی با پوشش "مرگ بر آمریکا" فروریخته، خود دستاوردی بزرگ به شمار میرود.
گشایش سیاسی-اقتصادی که احتمالا در ادامه مذاکرات پیگیری شود، میتواند مسیر گذار دموکراتیک به دموکراسی را هم هموار سازد.
نظر به اینکه در ضمن آن، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد تا با تهدید و ارعاب حمله نظامی، آرمان فلسطین را هم کنار بگذارد و اسرائیل را حداقل در پشت پرده به رسمیت بشناسد.
جمهوری اسلامی، تمام عیار به دنبال راهی برای بقای حکومت خود است و نمیتواند از آن دست بکشد. گمان میکنم که خامنهای آنقدر شیفتهی تمامیتخواهی خویش است که حتی از انتقال قدرت به جانشینی همچون پسرش، مجتبی، هم ابا دارد و "عاشورا وار" تا انتها خواهد ایستاد، اما آنقدر شجاع نیست که جانش را بدهد!
ولی حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند.
در این راه آرمانهای خود را هم یکی پس از دیگری به قربانگاه نزاع بینالمللی خواهد فرستاد.
باید پرسید مگر ج.ا بدون آرمانهایش معنی پیدا میکند؟
و باید بگویم: بله!
حکمرانی خامنهای شاید در پوستهی خود رنگ و نقش آرمانخواهی امتوار و انقلابیگری به سیاق ۵۷ داشته باشد، اما در بطن آن، نشانی جز رانت و فساد سیستماتیک نیست. تمامیت ایران، نظام، انقلاب و آرمان در یک شخص خلاصه میشود و آن کسی جز خامنهای نیست.
علی ای حال به مذاکرات و دام سیاسی که ترامپ برای خامنهای و قماشش پهن کرده، امیدوارم. نه از بابت آنکه نگاهمان معطوف به دست یاری و دلسوزی آمریکا باشد، بلکه از آن سو که نهادهای بینالمللی، ج.ا را در فرآیند شیفت پارادایم سیاسی منطقه هزینهزا میبینند و آن را ملزم به تغییر خواهند کرد.»
نظر شما چیست؟
#مطهره_گونه_ای #خامنه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍36💯3❤1
مطهره گونهای، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، بازداشت شد.
اکانت توییتر این فعال مدنی ساسپند شده است. کاربران تصویری از آخرین پست او را منتشر کردهاند که نسبت به جنگطلبی و جنگافروزی جمهوری اسلامی هشدار داده است.
او نوشته:
«زمان دقیقشدن در واکنشها و موضعگیریهاست. اینکه چه کسانی پشت مردم و ایران ایستادند و چه گروههایی از ترس جنگ به آغوش ج.ا پناه بردند.
این جهنم ممکن است هیزمکشان بسیاری داشته باشد، اما تنها یک شیطان آن را برپا کرده:
استبداد دینی.»
او پیشتر هم گفته بود:
«خامنهای حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که از حق تحصیل محروم شد.
صدای ایران باشیم
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
اکانت توییتر این فعال مدنی ساسپند شده است. کاربران تصویری از آخرین پست او را منتشر کردهاند که نسبت به جنگطلبی و جنگافروزی جمهوری اسلامی هشدار داده است.
او نوشته:
«زمان دقیقشدن در واکنشها و موضعگیریهاست. اینکه چه کسانی پشت مردم و ایران ایستادند و چه گروههایی از ترس جنگ به آغوش ج.ا پناه بردند.
این جهنم ممکن است هیزمکشان بسیاری داشته باشد، اما تنها یک شیطان آن را برپا کرده:
استبداد دینی.»
او پیشتر هم گفته بود:
«خامنهای حاضر است تا آخرین ذرهی این خاک را خاکستر کند و جان ۹۰ میلیون انسان را بفروشد که جمهوری اسلامی بماند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که از حق تحصیل محروم شد.
صدای ایران باشیم
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
🕊35❤18💔11👍3