Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دین نداشته باشید بهتر است اگر معرفت ندارید…»
سخن این آخوند شیعه که دینداری همواره مثبت نیست و تحت شرایطی، بیدین بودن بهتر است، همانطور که خود میگوید در فضای امروز ایران حرف سنگینیست. اما این حرف سنگین، به زبانهای مختلف چه در فرهنگ ما چه در ادبیات فلسفی اروپا بیان شده است. آنجا که در فرهنگ دینی ما از قول پیامبر نقل کردهاند که دین هم برای تمام کردن فضائل و مکارم اخلاقی آمده است، به آسانی استنباط میشود که آن نوع دینداری معارض با اخلاق متعارف، خود نقض دین است.
نیچه، اندیشمند آلمانی در «تبارشناسی اخلاق» جملات تکاندهندهای دارد؛ او میگوید که اصولاً شرارت با انسان دیندار، رنگ و بوی تازهای میگیرد و به مرحلهای جدید وارد میشود به طوری که میتوان گفت این تنها انسان دیندار است که از حیث شرارت، به جانوری نظرگیر (Interessantes Thier) تبدیل میشود:
«… با پیدایش دینیاران همهچیز خطرناکتر میشود؛ نه تنها دواها و درمانها، که همچنین غرور و انتقام و تیزبینی و ریخت و پاش و عشق و آزِ فرمانروایی، و فضیلت و بیماری. اما کمی انصاف باید داد و گفت که بر خاک این زندگانیِ بشریِ به ذات خطرناک، یعنی زندگانی دینیارانه بوده است که بشر هرگز جانوری نظرگیر شده است و نخست اینجا بود که روان بشری به معنایی عالیتر، ژرفا یافت و شریر شد…»
تبارشناسی اخلاق، نیچه، برگردان از داریوش آشوری، جستار یکم: «خیر و شر»، «خوب و بد»، بند ششم.
#ناباورمندان #باورمندان #دین #دیندار #خداناباوری #بی_خدایی
@Dialogue1402
سخن این آخوند شیعه که دینداری همواره مثبت نیست و تحت شرایطی، بیدین بودن بهتر است، همانطور که خود میگوید در فضای امروز ایران حرف سنگینیست. اما این حرف سنگین، به زبانهای مختلف چه در فرهنگ ما چه در ادبیات فلسفی اروپا بیان شده است. آنجا که در فرهنگ دینی ما از قول پیامبر نقل کردهاند که دین هم برای تمام کردن فضائل و مکارم اخلاقی آمده است، به آسانی استنباط میشود که آن نوع دینداری معارض با اخلاق متعارف، خود نقض دین است.
نیچه، اندیشمند آلمانی در «تبارشناسی اخلاق» جملات تکاندهندهای دارد؛ او میگوید که اصولاً شرارت با انسان دیندار، رنگ و بوی تازهای میگیرد و به مرحلهای جدید وارد میشود به طوری که میتوان گفت این تنها انسان دیندار است که از حیث شرارت، به جانوری نظرگیر (Interessantes Thier) تبدیل میشود:
«… با پیدایش دینیاران همهچیز خطرناکتر میشود؛ نه تنها دواها و درمانها، که همچنین غرور و انتقام و تیزبینی و ریخت و پاش و عشق و آزِ فرمانروایی، و فضیلت و بیماری. اما کمی انصاف باید داد و گفت که بر خاک این زندگانیِ بشریِ به ذات خطرناک، یعنی زندگانی دینیارانه بوده است که بشر هرگز جانوری نظرگیر شده است و نخست اینجا بود که روان بشری به معنایی عالیتر، ژرفا یافت و شریر شد…»
تبارشناسی اخلاق، نیچه، برگردان از داریوش آشوری، جستار یکم: «خیر و شر»، «خوب و بد»، بند ششم.
#ناباورمندان #باورمندان #دین #دیندار #خداناباوری #بی_خدایی
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
در واکنش به نقلی که از نیچه کردیم، مخاطبی چنین نوشته است: «برادر لوسیفر و نوچههاش و وسوسههای شیطانیاش جهان رو بلعیده…»
آنچه از کتاب «تبارشناسی اخلاق» اثر نیچه نقل کرده بودیم درباره ربط بیخدایی با احساس بیگناهی بود. نیچه میگوید که ادیان با بدوجدانی کار میکنند؛ بنابراین ادیان و به ویژه باورمندی به خداوند یکتا، با تزریق بدوجدانی به انسانها همراه بوده است. آیین «اعتراف» در مسیحیت بازتاب اهمیت همین بدوجدانی در مسیحیست. کشیشان «اقرارنیوش» استخدام میشدند و یکی از وظایف روزانه این کشیشان، شنیدن اعتراف شهروندان به گناه بود! آنها برای شهروند اقرارکرده به گناه، دعایی میخواندند و از خداوند برای او طلب آمرزش میکردند.
حرف نیچه این است که دین با تزریق بدوجدانی به آدمها کار میکند. به همین علت میگوید که بیخدا بودن، یا بیدین بودن، با بیپروایی در لذت بردن از زندگی قرین است. کسی که دین و پیغمبر ندارد، در لذدت بردن از زندگی احساس گناه نخواهد کرد.
این مخاطب ما با نام بردن از «لوسیفر»، مطرح شدن این مضامین را به شیطان نسبت داده است؛ بعضی دیگر از مخاطبان گفتوشنود، راجع به سرنوشت تراژیک نیچه، سوالات کنایهآمیز پرسیدهاند. شما چه فکر میکنید؟ آیا «شیطان» شک در وجود خداوند را گسترش میدهد؟ یا عقیده نیچه، «قابل تامل» است؟
#گفتگو #رواداری #بی_خدایی #آتئیسم #نیچه #شیطان #لوسیفر
@Dialogue1402
آنچه از کتاب «تبارشناسی اخلاق» اثر نیچه نقل کرده بودیم درباره ربط بیخدایی با احساس بیگناهی بود. نیچه میگوید که ادیان با بدوجدانی کار میکنند؛ بنابراین ادیان و به ویژه باورمندی به خداوند یکتا، با تزریق بدوجدانی به انسانها همراه بوده است. آیین «اعتراف» در مسیحیت بازتاب اهمیت همین بدوجدانی در مسیحیست. کشیشان «اقرارنیوش» استخدام میشدند و یکی از وظایف روزانه این کشیشان، شنیدن اعتراف شهروندان به گناه بود! آنها برای شهروند اقرارکرده به گناه، دعایی میخواندند و از خداوند برای او طلب آمرزش میکردند.
حرف نیچه این است که دین با تزریق بدوجدانی به آدمها کار میکند. به همین علت میگوید که بیخدا بودن، یا بیدین بودن، با بیپروایی در لذت بردن از زندگی قرین است. کسی که دین و پیغمبر ندارد، در لذدت بردن از زندگی احساس گناه نخواهد کرد.
این مخاطب ما با نام بردن از «لوسیفر»، مطرح شدن این مضامین را به شیطان نسبت داده است؛ بعضی دیگر از مخاطبان گفتوشنود، راجع به سرنوشت تراژیک نیچه، سوالات کنایهآمیز پرسیدهاند. شما چه فکر میکنید؟ آیا «شیطان» شک در وجود خداوند را گسترش میدهد؟ یا عقیده نیچه، «قابل تامل» است؟
#گفتگو #رواداری #بی_خدایی #آتئیسم #نیچه #شیطان #لوسیفر
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
ادیان شرقی و ادیان غربی
خدا، همزیستی، سلطهگری
رویکردهای دینی گاهی به دو گروه "شرقی" و "غربی" تقسیم میشوند. ادیان غربی شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام هستند که همگی در خاورمیانه (غرب آسیا) پدید آمدهاند. ادیان شرقی مانند هندوئیسم، بودیسم، تائوئیسم و کنفوسیانیسم بیشتر در جنوب و شرق آسیا گسترش یافتهاند.
نگاه به زندگی و جایگاه انسان در هستی
ادیان غربی بر اراده یک خدای پدرگونه و قهار و رابطه انسان با خدا تأکید دارند. در مقابل، ادیان شرقی بیشتر بر شناخت درونی، چرخههای حیات و رسیدن به رهایی ذهنی و معنوی تأکید دارند.
مهمترین باورهای ادیان غربی (مانند اسلام) عبارتاند از:
- اعتقاد به خدای واحد
- وحی الهی و متنهای مقدس بهعنوان راهنمای زندگی
- مفهوم نجات و آخرت
ادیان شرقی تفاوتهای مهمی با ادیان غربی دارند:
- چندخدایی یا بیخدایی؛ برخی مانند هندوئیسم چندین خدای گوناگون دارند، در حالی که بودیسم به خدایی شخصی باور ندارد
- رستگاری از طریق روشنگری و درک حقیقت (به جای وحی و عفو الهی)
- تأکید بر تعادل و هماهنگی درونی و بیرونی (مانند یین و یانگ در تائوئیسم)
نگرش به حکومت دینی و قدرت سیاسی
در ادیان غربی، بهویژه در مسیحیت و اسلام، سنتهای تاریخی متعددی از پیوند دین و حکومت دیده میشود. کلیسای کاتولیک در قرون وسطی قدرت زیادی داشت، و در اسلام نیز تجربههای خلافت و حکومتهای دینی دیده میشود. دین در بسیاری از این جوامع، نهتنها یک امر فردی بلکه یک ابزار حکومتی و سیاسی بوده است. این ادیان چالشهایی در زمینه همزیستی با هم و یا سایرین داشتهاند.
در مقابل، ادیان شرقی مانند بودیسم و تائوئیسم معمولاً کمتر به حکومت دینی و قدرت سیاسی علاقهمند بودهاند و بیشتر بر اخلاق فردی، تعادل و هماهنگی اجتماعی تأکید داشتهاند. در عین حال هندوئیسم در برخی دورانها در قدرت سیاسی تأثیرگذار بوده و هست.
آیا این تقسیمبندی هنوز منطقی است؟
این دستهبندی سنتی با انتقادهایی روبهرو است:
- برخی ادیان مانند زرتشتیگری نه کاملاً در یکی از این دو دسته قرار میگیرند و نه تأثیر آنها بر ادیان دیگر قابل چشمپوشی است.
- در مناطقی مانند آفریقا، یا میان بومیان آمریکا یا بومیان استرالیا و ... انواع دیگری از مذهب و معنویت دیده میشود.
#بی_خدایی #بودیسم #اسلام #مسیحیت #هندوئیسم #تائوئیسم #شینتو #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ادیان شرقی و ادیان غربی
خدا، همزیستی، سلطهگری
رویکردهای دینی گاهی به دو گروه "شرقی" و "غربی" تقسیم میشوند. ادیان غربی شامل یهودیت، مسیحیت و اسلام هستند که همگی در خاورمیانه (غرب آسیا) پدید آمدهاند. ادیان شرقی مانند هندوئیسم، بودیسم، تائوئیسم و کنفوسیانیسم بیشتر در جنوب و شرق آسیا گسترش یافتهاند.
نگاه به زندگی و جایگاه انسان در هستی
ادیان غربی بر اراده یک خدای پدرگونه و قهار و رابطه انسان با خدا تأکید دارند. در مقابل، ادیان شرقی بیشتر بر شناخت درونی، چرخههای حیات و رسیدن به رهایی ذهنی و معنوی تأکید دارند.
مهمترین باورهای ادیان غربی (مانند اسلام) عبارتاند از:
- اعتقاد به خدای واحد
- وحی الهی و متنهای مقدس بهعنوان راهنمای زندگی
- مفهوم نجات و آخرت
ادیان شرقی تفاوتهای مهمی با ادیان غربی دارند:
- چندخدایی یا بیخدایی؛ برخی مانند هندوئیسم چندین خدای گوناگون دارند، در حالی که بودیسم به خدایی شخصی باور ندارد
- رستگاری از طریق روشنگری و درک حقیقت (به جای وحی و عفو الهی)
- تأکید بر تعادل و هماهنگی درونی و بیرونی (مانند یین و یانگ در تائوئیسم)
نگرش به حکومت دینی و قدرت سیاسی
در ادیان غربی، بهویژه در مسیحیت و اسلام، سنتهای تاریخی متعددی از پیوند دین و حکومت دیده میشود. کلیسای کاتولیک در قرون وسطی قدرت زیادی داشت، و در اسلام نیز تجربههای خلافت و حکومتهای دینی دیده میشود. دین در بسیاری از این جوامع، نهتنها یک امر فردی بلکه یک ابزار حکومتی و سیاسی بوده است. این ادیان چالشهایی در زمینه همزیستی با هم و یا سایرین داشتهاند.
در مقابل، ادیان شرقی مانند بودیسم و تائوئیسم معمولاً کمتر به حکومت دینی و قدرت سیاسی علاقهمند بودهاند و بیشتر بر اخلاق فردی، تعادل و هماهنگی اجتماعی تأکید داشتهاند. در عین حال هندوئیسم در برخی دورانها در قدرت سیاسی تأثیرگذار بوده و هست.
آیا این تقسیمبندی هنوز منطقی است؟
این دستهبندی سنتی با انتقادهایی روبهرو است:
- برخی ادیان مانند زرتشتیگری نه کاملاً در یکی از این دو دسته قرار میگیرند و نه تأثیر آنها بر ادیان دیگر قابل چشمپوشی است.
- در مناطقی مانند آفریقا، یا میان بومیان آمریکا یا بومیان استرالیا و ... انواع دیگری از مذهب و معنویت دیده میشود.
#بی_خدایی #بودیسم #اسلام #مسیحیت #هندوئیسم #تائوئیسم #شینتو #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402