Forwarded from گفتوشنود
ژان-لوک نانسی (Jean-Luc Nancy) یکی از فیلسوفان معاصر فرانسوی است که تفکر او حول محور هویت، اجتماع و رابطه با دیگری شکل میگیرد. نانسی معتقد است که انسان هرگز بهصورت یک جزیره مستقل و کامل وجود ندارد، هویت فردی همیشه با دیگری و با حضور دیگران شکل میگیرد. او بر این نکته تاکید میکند که وجود انسانی اساسا چندصدایی (plural) و رابطهای است و هیچ فرد یا گروهی نمیتواند خود را از تفاوتها و حضور دیگران جدا بداند. به گفته او، «بودن-با» (Being-with) وضعیت بنیادی انسان است و پذیرش دیگری، نه یک انتخاب اخلاقی صرف، بلکه شرط امکان زندگی جمعی و تجربه اجتماعی است.
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍1
Forwarded from گفتوشنود
سازوکار انسانزدایی در نظامهای توتالیتر مذهبی؛ واکاوی استبداد در ایران
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
Forwarded from گفتوشنود
در اقدامی که مقامات قضایی آن را «اسلامستیزانه» توصیف کردهاند،
افراد ناشناس بامداد جمعه به مسجد متعلق به جامعه اسلامی «دیتیب» در شهر ممینگن حمله کرده و با نصب سر یک خوک و پرتاب بادکنکهای حاوی خون، به این مکان خبرساز شدند.
به گزارش پلیس شوابن جنوب/غرب، عاملان این حمله سر یک خوک را دقیقاً روی نماد هلال ماه در ورودی مسجد نصب کرده بودند. همچنین نمای ساختمان با بادکنکهایی که احتمالاً با خون خوک پر شده بود، هدف قرار گرفت و آلوده شد.
در پی این حادثه، نیروهای شهرداری و آتشنشانی منطقه بلافاصله در محل حاضر شده و پیش از ظهر، ساختمان مسجد را پاکسازی کردند.
دادستانی کل مونیخ با جدی ارزیابی کردن این پرونده، انگیزه این اقدام را «نفرتپراکنی و اسلامستیزی» عنوان کرد. در حال حاضر، تحقیقات گستردهای با همکاری پلیس جنایی ممینگن تحت عناوین اتهام اهانت به یک جامعه دینی و باورهای مذهبی، آسیب به اموال عمومی و خصوصی در جریان است.
مسئولان مسجد ممینگن که تحت پوشش اتحادیه «دیتیب» (ترکی-آلمانی) فعالیت میکنند، این حرکت را فراتر از یک تخریب ساده دانسته و آن را «حملهای مستقیم علیه همزیستی مسالمتآمیز» در ایالت بایرن توصیف کردند.
این حمله در حالی صورت میگیرد که آمارهای رسمی از رشد تصاعدی خشونت علیه مسلمانان در آلمان حکایت دارد. بر اساس دادههای ائتلاف Claim (مرکز گزارشدهی اسلامستیزی) در سال ۲۰۲۴، حدود ۳,۰۸۰ مورد حمله و تبعیض علیه مسلمانان ثبت شده است.
این آمار نسبت به سال گذشته میلادی، افزایشی ۶۰ درصدی را نشان میدهد.
کارشناسان معتقدند تکرار چنین حوادثی نشاندهنده لزوم تقویت تدابیر امنیتی برای مراکز مذهبی و برخورد قاطعتر دستگاه قضایی با عاملان نفرتپراکنی است.
#اسلام_هراسی #اسلام_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افراد ناشناس بامداد جمعه به مسجد متعلق به جامعه اسلامی «دیتیب» در شهر ممینگن حمله کرده و با نصب سر یک خوک و پرتاب بادکنکهای حاوی خون، به این مکان خبرساز شدند.
به گزارش پلیس شوابن جنوب/غرب، عاملان این حمله سر یک خوک را دقیقاً روی نماد هلال ماه در ورودی مسجد نصب کرده بودند. همچنین نمای ساختمان با بادکنکهایی که احتمالاً با خون خوک پر شده بود، هدف قرار گرفت و آلوده شد.
در پی این حادثه، نیروهای شهرداری و آتشنشانی منطقه بلافاصله در محل حاضر شده و پیش از ظهر، ساختمان مسجد را پاکسازی کردند.
دادستانی کل مونیخ با جدی ارزیابی کردن این پرونده، انگیزه این اقدام را «نفرتپراکنی و اسلامستیزی» عنوان کرد. در حال حاضر، تحقیقات گستردهای با همکاری پلیس جنایی ممینگن تحت عناوین اتهام اهانت به یک جامعه دینی و باورهای مذهبی، آسیب به اموال عمومی و خصوصی در جریان است.
مسئولان مسجد ممینگن که تحت پوشش اتحادیه «دیتیب» (ترکی-آلمانی) فعالیت میکنند، این حرکت را فراتر از یک تخریب ساده دانسته و آن را «حملهای مستقیم علیه همزیستی مسالمتآمیز» در ایالت بایرن توصیف کردند.
این حمله در حالی صورت میگیرد که آمارهای رسمی از رشد تصاعدی خشونت علیه مسلمانان در آلمان حکایت دارد. بر اساس دادههای ائتلاف Claim (مرکز گزارشدهی اسلامستیزی) در سال ۲۰۲۴، حدود ۳,۰۸۰ مورد حمله و تبعیض علیه مسلمانان ثبت شده است.
این آمار نسبت به سال گذشته میلادی، افزایشی ۶۰ درصدی را نشان میدهد.
کارشناسان معتقدند تکرار چنین حوادثی نشاندهنده لزوم تقویت تدابیر امنیتی برای مراکز مذهبی و برخورد قاطعتر دستگاه قضایی با عاملان نفرتپراکنی است.
#اسلام_هراسی #اسلام_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌6😍2
Forwarded from گفتوشنود
اخطار مستقیم نخست وزیر بریتانیا به جمهوری اسلامی درپی حملات یهودستیزانه: دامن زدن به نفرت و خشونت تحمل نخواهد شد
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در پی وقوع زنجیرهای از حملات یهودیستیزانه و آتشسوزیهای عمدی در لندن، هشداری صریح و «مستقیم» به جمهوری اسلامی ایران صادر کرد. استارمر تأکید کرد که هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا با واکنش قاطع دولت روبرو خواهد شد.
در پی آتشسوزی عمدی در یک کنیسه سابق در شرق لندن، پلیس ضدتروریسم بریتانیا تحقیقات گستردهای را آغاز کرده است. نخستوزیر بریتانیا در نشست ویژه با رهبران جامعه یهودی و مقامات پلیس اعلام کرد که یکی از محورهای اصلی تحقیقات، بررسی احتمال نقش داشتن یک «دولت خارجی» در هدایت این حملات است. او هشدار داد که در صورت اثبات دخالت خارجی، این اقدامات «پیامدهای جدی» به دنبال خواهد داشت.
یکی از نقاط کلیدی این پرونده، بازداشت دو نفر در ارتباط با حمله به یک دیوار یادبود در شمال لندن است. پلیس بریتانیا تأیید کرد که این دیوار شامل تصاویر معترضانی است که در جریان خیزشهای مردمی ایران کشته شدهاند. حمله به این مکان که در قلب منطقه یهودینشین واقع شده، فرضیه ارتباط میان شبکه عاملان جمهوری اسلامی با حملات یهودیستیزانه اخیر را تقویت کرده است.
به دنبال وقوع این حوادث و چاقوکشی علیه شهروندان یهودی، دولت لندن سطح تهدید تروریستی ملی را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش داد؛ وضعیتی که نشاندهنده احتمال بسیار بالای وقوع حملات تروریستی است.
رئیس پلیس لندن اعلام کرد که یهودیان بریتانیا در حال حاضر با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبرو هستند. از زمان آغاز این موج در ماه مارس، ۳۰ نفر بازداشت شدهاند که پلیس آن را فشردهترین عملیات حفاظت اجتماعی در تاریخ این کشور توصیف کرده است.
واکنش لندن نشان میدهد بریتانیا اجازه نخواهد داد که خاک این کشور به میدان جنگی برای ترویج یهودیستیزی و صدور خشونت توسط قدرتهای خارجی تبدیل شود.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در پی وقوع زنجیرهای از حملات یهودیستیزانه و آتشسوزیهای عمدی در لندن، هشداری صریح و «مستقیم» به جمهوری اسلامی ایران صادر کرد. استارمر تأکید کرد که هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا با واکنش قاطع دولت روبرو خواهد شد.
در پی آتشسوزی عمدی در یک کنیسه سابق در شرق لندن، پلیس ضدتروریسم بریتانیا تحقیقات گستردهای را آغاز کرده است. نخستوزیر بریتانیا در نشست ویژه با رهبران جامعه یهودی و مقامات پلیس اعلام کرد که یکی از محورهای اصلی تحقیقات، بررسی احتمال نقش داشتن یک «دولت خارجی» در هدایت این حملات است. او هشدار داد که در صورت اثبات دخالت خارجی، این اقدامات «پیامدهای جدی» به دنبال خواهد داشت.
یکی از نقاط کلیدی این پرونده، بازداشت دو نفر در ارتباط با حمله به یک دیوار یادبود در شمال لندن است. پلیس بریتانیا تأیید کرد که این دیوار شامل تصاویر معترضانی است که در جریان خیزشهای مردمی ایران کشته شدهاند. حمله به این مکان که در قلب منطقه یهودینشین واقع شده، فرضیه ارتباط میان شبکه عاملان جمهوری اسلامی با حملات یهودیستیزانه اخیر را تقویت کرده است.
به دنبال وقوع این حوادث و چاقوکشی علیه شهروندان یهودی، دولت لندن سطح تهدید تروریستی ملی را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش داد؛ وضعیتی که نشاندهنده احتمال بسیار بالای وقوع حملات تروریستی است.
رئیس پلیس لندن اعلام کرد که یهودیان بریتانیا در حال حاضر با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبرو هستند. از زمان آغاز این موج در ماه مارس، ۳۰ نفر بازداشت شدهاند که پلیس آن را فشردهترین عملیات حفاظت اجتماعی در تاریخ این کشور توصیف کرده است.
واکنش لندن نشان میدهد بریتانیا اجازه نخواهد داد که خاک این کشور به میدان جنگی برای ترویج یهودیستیزی و صدور خشونت توسط قدرتهای خارجی تبدیل شود.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️در بخشی از فیلم مستند «نسرین» ساخته جف کافمن، نویسنده و کارگردان آمریکایی، نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر، روایتی از یک تماس تلفنی از فردی که خود را «پژوهشگر» عنوان کرده و حاضر به معرفی و افشای هویت واقعی خود نشده را بازگو میکند و شرح میدهد که چگونه این فرد تلاش کرده در ابتدای گفتگو او را با «تفتیش عقیده» مجبور به بیان هویت دینی خود کند و در ادامه ستوده تحلیل میکند که این رفتار چه مسیری را طی خواهد کرد.
▪️«تفتیش عقاید» در نظامهای تمامیتخواه و دیکتاتوریهای مذهبی، نه یک پرسشگری ساده، بلکه نخستین حلقه از زنجیره سرکوب و «دیگریسازی» است.
در این ساختارها، اجبار فرد به مرزبندی دقیق هویت عقیدتیاش، ابزاری است برای خارج کردن او از دایره «خودیهای مجاز» و الصاق برچسبهایی که مسیر را برای سلب حقوق شهروندی و مشروعیتزدایی اجتماعی هموار میکند. این مکانیسم با هدف تقلیل هویت انسانی به یک چهارچوب ایدئولوژیک صلب، تلاش میکند تا هرگونه تفکر متکثر را به مثابه یک «تهدید» بازنمایی کند؛ بدین ترتیب، حاکمیت با به حاشیه راندن باورهای متفاوت، نه تنها بر فضای عمومی مسلط میشود، بلکه از طریق ایجاد هراس و انزوای سیستماتیک، کنترل مطلق خود را بر روان و اندیشه آحاد جامعه تحمیل مینماید تا هرگونه امکان مخالفت یا زیست متفاوت را پیشاپیش ناممکن سازد.
این فیلم را اینجا ببینید
https://youtu.be/RZ0fQpU0fg8?si=WLceJzF_8QtIxnzi
#نسرین_ستوده #تفتیش_عقاید #دیگری_سازی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️«تفتیش عقاید» در نظامهای تمامیتخواه و دیکتاتوریهای مذهبی، نه یک پرسشگری ساده، بلکه نخستین حلقه از زنجیره سرکوب و «دیگریسازی» است.
در این ساختارها، اجبار فرد به مرزبندی دقیق هویت عقیدتیاش، ابزاری است برای خارج کردن او از دایره «خودیهای مجاز» و الصاق برچسبهایی که مسیر را برای سلب حقوق شهروندی و مشروعیتزدایی اجتماعی هموار میکند. این مکانیسم با هدف تقلیل هویت انسانی به یک چهارچوب ایدئولوژیک صلب، تلاش میکند تا هرگونه تفکر متکثر را به مثابه یک «تهدید» بازنمایی کند؛ بدین ترتیب، حاکمیت با به حاشیه راندن باورهای متفاوت، نه تنها بر فضای عمومی مسلط میشود، بلکه از طریق ایجاد هراس و انزوای سیستماتیک، کنترل مطلق خود را بر روان و اندیشه آحاد جامعه تحمیل مینماید تا هرگونه امکان مخالفت یا زیست متفاوت را پیشاپیش ناممکن سازد.
این فیلم را اینجا ببینید
https://youtu.be/RZ0fQpU0fg8?si=WLceJzF_8QtIxnzi
#نسرین_ستوده #تفتیش_عقاید #دیگری_سازی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
اکسل هونت و اخلاق پذیرش
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2
Forwarded from گفتوشنود
بریتانیا میگوید دو مرد پس از ضبط ویدیوهایی یهودستیزانه برای انتشار شبکه اجتماعی تیکتاک، به «آزار شهروندان با انگیزه مذهبی» متهم شدند.
پلیس بریتانیا روز شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که این افراد به قصد فیلمبرداری ویدیوهای یهودستیزانه به منطقهای یهودینشین در شمال لندن رفته بودند.
بنا بر بیانیهای که دادستانی بریتانیا منتشر کرده است، دو متهم، که آدام بدویی ۲۰ ساله و عبدالقادر امیر بوسلوب ۲۱ ساله معرفی شدهاند، در دادگاهی در شهر تیمز حاضر خواهند شد.
این حادثه در پی افزایش رفتارها و خشونتهای یهودستیزانه در بریتانیا عمدتاً در منطقه بزرگ لندن رخ داده است.
موارد حملات یهودستیزانه در بریتانیا در ماههای اخیر افزایش یافته است. در یکی از تازهترین موارد یک مرد مسلح در محله پرجمعیت گلدِرز گرین با چاقو دو یهودی را مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. مظنون که مردی ۴۵ ساله بود در حالی که با چاقو میدوید و تلاش میکرد به یهودیان حمله کند، توسط افراد محلی و نیروهای پلیس بازداشت کردند.
پیشتر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در هشداری مستقیم به جمهوی اسلامی گفت هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا «تحمل نخواهد شد.»
#یهودستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس بریتانیا روز شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که این افراد به قصد فیلمبرداری ویدیوهای یهودستیزانه به منطقهای یهودینشین در شمال لندن رفته بودند.
بنا بر بیانیهای که دادستانی بریتانیا منتشر کرده است، دو متهم، که آدام بدویی ۲۰ ساله و عبدالقادر امیر بوسلوب ۲۱ ساله معرفی شدهاند، در دادگاهی در شهر تیمز حاضر خواهند شد.
این حادثه در پی افزایش رفتارها و خشونتهای یهودستیزانه در بریتانیا عمدتاً در منطقه بزرگ لندن رخ داده است.
موارد حملات یهودستیزانه در بریتانیا در ماههای اخیر افزایش یافته است. در یکی از تازهترین موارد یک مرد مسلح در محله پرجمعیت گلدِرز گرین با چاقو دو یهودی را مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. مظنون که مردی ۴۵ ساله بود در حالی که با چاقو میدوید و تلاش میکرد به یهودیان حمله کند، توسط افراد محلی و نیروهای پلیس بازداشت کردند.
پیشتر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در هشداری مستقیم به جمهوی اسلامی گفت هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا «تحمل نخواهد شد.»
#یهودستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه؛ جشن تفاوتها برای ساختن آیندهای مشترک
۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت)، فرصتی است تا تنوع فرهنگی بشر را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین سرمایههای تمدن انسانی گرامی بداریم. «روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه» (World Day for Cultural Diversity for Dialogue and Development) یادآور این حقیقت است که غنای جهان ما در تفاوتهای ما نهفته است.
▪️پیشینه؛ ریشههای جهانی این روز
این روز پس از تصویب «اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی» توسط یونسکو در سال ۲۰۰۱، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد. از سال ۲۰۰۲، این روز به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی درباره اهمیت گفتوگوی بینفرهنگی و نقشی که فرهنگ در دستیابی به صلح و توسعه پایدار ایفا میکند، در سراسر جهان گرامی داشته میشود.
▪️اهداف اصلی؛ چرا باید تنوع فرهنگی را جشن بگیریم؟
سازمان ملل با تعیین این روز، اهداف استراتژیک زیر را دنبال میکند:
▫️تقویت گفتوگوی بینفرهنگی: ایجاد فضایی برای تبادل اندیشهها و تجربیات که به کاهش سوءتفاهمها و شکافهای اجتماعی کمک میکند.
▫️ارتقای درک متقابل: شناخت ارزشهای نهفته در سنتها، هنرها و سبکهای زندگی متفاوت، که پایه اصلی همدلی جهانی است.
▫️حمایت از توسعه پایدار: استفاده از ظرفیتهای فرهنگی برای حل بحرانهای جهانی؛ چرا که تنوع فرهنگی موتور محرک خلاقیت و نوآوری در جوامع است.
▪️چرا امروز پذیرش تنوع فرهنگی یک ضرورت است؟
در دنیای درهمتنیده امروز، ما با چالشهایی روبرو هستیم که هیچیک از مرزهای جغرافیایی یا فرهنگی را به رسمیت نمیشناسند. از تغییرات اقلیمی گرفته تا نابرابریهای اقتصادی و بحرانهای مهاجرتی، همگی نیازمند راهکارهای جمعی هستند.
پذیرش تنوع فرهنگی به معنای یکسانسازی نیست؛ بلکه به معنای احترام به هویتهای متفاوت در عینِ درکِ سرنوشتِ مشترکِ بشری است. وقتی یاد میگیریم به «دیگری» گوش دهیم و به دانش و دیدگاههای متفاوت احترام بگذاریم، دیوارهای تعصب فرو میریزند. جوامعی که تنوع را به عنوان یک فرصت پذیرا میشوند، خلاقتر، تابآورتر و در نهایت، صلحآمیزتر هستند. امروز فرصتی است تا متعهد شویم که نه تنها تفاوتها را تحمل کنیم، بلکه برای غنای زندگیمان، از آنها بیاموزیم و در کنار هم جهانی بسازیم که در آن، هر صدایی شنیده شود.
به امید روزی که تنوع، نه عامل تفرقه، بلکه زیباترین نقش در بوم زندگی انسان باشد.
#تنوع_فرهنگی #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت)، فرصتی است تا تنوع فرهنگی بشر را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین سرمایههای تمدن انسانی گرامی بداریم. «روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه» (World Day for Cultural Diversity for Dialogue and Development) یادآور این حقیقت است که غنای جهان ما در تفاوتهای ما نهفته است.
▪️پیشینه؛ ریشههای جهانی این روز
این روز پس از تصویب «اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی» توسط یونسکو در سال ۲۰۰۱، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد. از سال ۲۰۰۲، این روز به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی درباره اهمیت گفتوگوی بینفرهنگی و نقشی که فرهنگ در دستیابی به صلح و توسعه پایدار ایفا میکند، در سراسر جهان گرامی داشته میشود.
▪️اهداف اصلی؛ چرا باید تنوع فرهنگی را جشن بگیریم؟
سازمان ملل با تعیین این روز، اهداف استراتژیک زیر را دنبال میکند:
▫️تقویت گفتوگوی بینفرهنگی: ایجاد فضایی برای تبادل اندیشهها و تجربیات که به کاهش سوءتفاهمها و شکافهای اجتماعی کمک میکند.
▫️ارتقای درک متقابل: شناخت ارزشهای نهفته در سنتها، هنرها و سبکهای زندگی متفاوت، که پایه اصلی همدلی جهانی است.
▫️حمایت از توسعه پایدار: استفاده از ظرفیتهای فرهنگی برای حل بحرانهای جهانی؛ چرا که تنوع فرهنگی موتور محرک خلاقیت و نوآوری در جوامع است.
▪️چرا امروز پذیرش تنوع فرهنگی یک ضرورت است؟
در دنیای درهمتنیده امروز، ما با چالشهایی روبرو هستیم که هیچیک از مرزهای جغرافیایی یا فرهنگی را به رسمیت نمیشناسند. از تغییرات اقلیمی گرفته تا نابرابریهای اقتصادی و بحرانهای مهاجرتی، همگی نیازمند راهکارهای جمعی هستند.
پذیرش تنوع فرهنگی به معنای یکسانسازی نیست؛ بلکه به معنای احترام به هویتهای متفاوت در عینِ درکِ سرنوشتِ مشترکِ بشری است. وقتی یاد میگیریم به «دیگری» گوش دهیم و به دانش و دیدگاههای متفاوت احترام بگذاریم، دیوارهای تعصب فرو میریزند. جوامعی که تنوع را به عنوان یک فرصت پذیرا میشوند، خلاقتر، تابآورتر و در نهایت، صلحآمیزتر هستند. امروز فرصتی است تا متعهد شویم که نه تنها تفاوتها را تحمل کنیم، بلکه برای غنای زندگیمان، از آنها بیاموزیم و در کنار هم جهانی بسازیم که در آن، هر صدایی شنیده شود.
به امید روزی که تنوع، نه عامل تفرقه، بلکه زیباترین نقش در بوم زندگی انسان باشد.
#تنوع_فرهنگی #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌1
Forwarded from گفتوشنود
ناباورمندان به عنوان دیگری
رویکردها و جریانهای مذهبی در ایالات متحده برای دهههاست که موضوع مطالعه جامعهشناسان قرار دارد. آزادی مذهبی مصرح در قانون اساسی این کشور راه شهروندان را برای انتخاب راه و روش زندگی باز گذاشته است. افراد خداناباور و بدون دین در ایالات متحده بدون محدودیت قانونی میتوانند کار و زندگی کنند. در کنار آنان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان و نیز فرقههای نوظهور در این کشور حضور دارند. در سالهای اخیر به نظر میرسد که شور ساختن و پیوستن به فرقههای متفاوت مرتبط یا بیارتباط با مسیحیت کاهش یافته باشد، اما جامعه آمریکا در حد و اندازه جامعههایی چون سوئد یا فنلاند به سمت زندگی آزاد از مذهب حرکت نکرده است.
بعضی ناظران چنین میپندارند که علیرغم کاهش اختلافات میان گروههای مذهبی، مرز بین مومنان و بیایمانان در آمریکا همچنان قوی است. دادههای نظرسنجیهایی که در سطحی ملی صورت گرفتهاند، نشان میدهد در ایالات متحده افراد بدون مذهب کمتر از سایرین مورد پذیرش اجتماعی هستند. این روند عدم پذیرش یا حتی بیاعتمادی که روبروی افراد بدون مذهب قرار دارد در مقایسه با فهرست بلندبالایی از گروههای قومی، مذهبی و سایر اقلیتها – که در مجموع تا حد نسبتا بیشتری از پذیرش اجتماعی برخوردارند – همچنان حکمفرما است. به نظر میرسد بیاعتمادی به افراد بدون مذهب ریشه در زمینههای فرهنگی اخلاقی و فرآیندهایی دارد که در جامعهشناسی به آنها عنوان سازوکارهای «نمادین» داده شده است.
لامونت و مولنار در پژوهش و مطالعه خود در سال ۲۰۰۲ چنین پیشنهاد دادهاند که سوالاتی که افراد در مورد مرزهای میان مردم از خود میپرسند – مانند اینکه چه کسی شبیه من است و چه کسی نیست؟ چه نوع رابطهای با آنهایی که متفاوت هستند دارم؟ – و پاسخهایی که به آنها میدهند تمایزات نمادینی است که ما در ابعاد چندگانه بین خود و دیگران قائل میشویم. چنین تمایزهایی زمانی پیامدهای اجتماعی دارند که به طور گسترده به عنوان ابعاد مشروع تفاوت شناخته و پذیرفته شوند و دسترسی به منابع و فرصتها را سازماندهی کنند. پژوهشگران دیگری مانند الکساندر (۱۹۹۲) یا تیلور (۲۰۰۲) بر این دیدگاه هستند که در جریان تغییرات اجتماعی مرزهای مذکور ممکن است هم ساخته شوند و هم نابود یا جابجا شوند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/nonbelievers-as-the-other/
#ناباورمندان #آتئیسم #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رویکردها و جریانهای مذهبی در ایالات متحده برای دهههاست که موضوع مطالعه جامعهشناسان قرار دارد. آزادی مذهبی مصرح در قانون اساسی این کشور راه شهروندان را برای انتخاب راه و روش زندگی باز گذاشته است. افراد خداناباور و بدون دین در ایالات متحده بدون محدودیت قانونی میتوانند کار و زندگی کنند. در کنار آنان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان و نیز فرقههای نوظهور در این کشور حضور دارند. در سالهای اخیر به نظر میرسد که شور ساختن و پیوستن به فرقههای متفاوت مرتبط یا بیارتباط با مسیحیت کاهش یافته باشد، اما جامعه آمریکا در حد و اندازه جامعههایی چون سوئد یا فنلاند به سمت زندگی آزاد از مذهب حرکت نکرده است.
بعضی ناظران چنین میپندارند که علیرغم کاهش اختلافات میان گروههای مذهبی، مرز بین مومنان و بیایمانان در آمریکا همچنان قوی است. دادههای نظرسنجیهایی که در سطحی ملی صورت گرفتهاند، نشان میدهد در ایالات متحده افراد بدون مذهب کمتر از سایرین مورد پذیرش اجتماعی هستند. این روند عدم پذیرش یا حتی بیاعتمادی که روبروی افراد بدون مذهب قرار دارد در مقایسه با فهرست بلندبالایی از گروههای قومی، مذهبی و سایر اقلیتها – که در مجموع تا حد نسبتا بیشتری از پذیرش اجتماعی برخوردارند – همچنان حکمفرما است. به نظر میرسد بیاعتمادی به افراد بدون مذهب ریشه در زمینههای فرهنگی اخلاقی و فرآیندهایی دارد که در جامعهشناسی به آنها عنوان سازوکارهای «نمادین» داده شده است.
لامونت و مولنار در پژوهش و مطالعه خود در سال ۲۰۰۲ چنین پیشنهاد دادهاند که سوالاتی که افراد در مورد مرزهای میان مردم از خود میپرسند – مانند اینکه چه کسی شبیه من است و چه کسی نیست؟ چه نوع رابطهای با آنهایی که متفاوت هستند دارم؟ – و پاسخهایی که به آنها میدهند تمایزات نمادینی است که ما در ابعاد چندگانه بین خود و دیگران قائل میشویم. چنین تمایزهایی زمانی پیامدهای اجتماعی دارند که به طور گسترده به عنوان ابعاد مشروع تفاوت شناخته و پذیرفته شوند و دسترسی به منابع و فرصتها را سازماندهی کنند. پژوهشگران دیگری مانند الکساندر (۱۹۹۲) یا تیلور (۲۰۰۲) بر این دیدگاه هستند که در جریان تغییرات اجتماعی مرزهای مذکور ممکن است هم ساخته شوند و هم نابود یا جابجا شوند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/nonbelievers-as-the-other/
#ناباورمندان #آتئیسم #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
پل ریکور و گشودگی زبانی
پذیرش دیگری در ساحت گفتگو
پل ریکور (۱۹۱۳–۲۰۰۵)، فیلسوف برجسته فرانسوی، یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان «پدیدارشناسی» و «هرمنوتیک» است. او با پیوند زدن فلسفه با ادبیات، تاریخ و روانکاوی، نگاهی انسانی به جهان داشت. ریکور در آثار خود همواره به دنبال درک معنای «خویشتن» در مواجهه با «دیگری» بود و یکی از تاثیرگذارترین نظریهها را درباره رواداری و مدارای فرهنگی ارائه داد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش در ساحت زبان و تجربه
از دیدگاه ریکور، رواداری تنها یک سیاست حقوقی نیست، بلکه یک «فضیلت اخلاقی» است. او برای تبیین پذیرش، از استعاره «میهماننوازی» استفاده میکند:
۱. میهماننوازی زبانی:
ریکور معتقد است که ما در برخورد با زبان دیگری، با یک «غریبه» مواجه میشویم. پذیرشِ دیگری به معنای انجام یک «ترجمه» است؛ یعنی اجازه دهیم زبان و جهانبینی غریبه در فضای ذهنی ما ساکن شود. این میهماننوازی زبانی یعنی ما هویت خود را در مواجهه با دیگری از دست نمیدهیم، بلکه در «خانه زبان» خود، جایی برای او میگشاییم.
۲. خود به مثابه دیگری:
ریکور معتقد است هویت ما ثابت و صلب نیست. ما از طریق گفتگو با دیگری است که به خودشناسی میرسیم. پذیرش دیگری برای او یک ضرورت است، زیرا من بدون «دیگری» اساسا نمیتوانم «خودم» باشم. بنابراین، رواداری در نگاه ریکور، ابزاری برای کامل شدن و گسترش افقهای فکری خود است.
۳. عفو و بخشش به مثابه پذیرش:
در مباحث متاخر، ریکور بر «حافظه و بخشش» تاکید میکند. برای او، رواداری یعنی توانایی جدا کردن «عمل بد» از «فرد». ما باید بتوانیم با پذیرشِ روایت دیگران از رنجهایشان، راهی برای همزیستی آینده باز کنیم. پذیرش در اینجا یعنی ظرفیت «فراموش نکردن هویت دیگری» و در عین حال «رها کردن کینه» برای ساختن جامعهای انسانیتر.
در نگاه ریکور، رواداری یعنی «گشودگی». او معتقد است که هیچکس نباید در «خودبسته» خویش باقی بماند. پذیرش دیگری به معنای به رسمیت شناختن این است که حقیقت یک امر تکبعدی نیست، بلکه در مسیر گفتگو و ترجمه میان افراد شکل میگیرد. از نظر او، جامعهای که میهماننواز نباشد، در حقیقت در حال زوال و نابودی میراث انسانی خویش است.
#پل_ریکور #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری در ساحت گفتگو
پل ریکور (۱۹۱۳–۲۰۰۵)، فیلسوف برجسته فرانسوی، یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان «پدیدارشناسی» و «هرمنوتیک» است. او با پیوند زدن فلسفه با ادبیات، تاریخ و روانکاوی، نگاهی انسانی به جهان داشت. ریکور در آثار خود همواره به دنبال درک معنای «خویشتن» در مواجهه با «دیگری» بود و یکی از تاثیرگذارترین نظریهها را درباره رواداری و مدارای فرهنگی ارائه داد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش در ساحت زبان و تجربه
از دیدگاه ریکور، رواداری تنها یک سیاست حقوقی نیست، بلکه یک «فضیلت اخلاقی» است. او برای تبیین پذیرش، از استعاره «میهماننوازی» استفاده میکند:
۱. میهماننوازی زبانی:
ریکور معتقد است که ما در برخورد با زبان دیگری، با یک «غریبه» مواجه میشویم. پذیرشِ دیگری به معنای انجام یک «ترجمه» است؛ یعنی اجازه دهیم زبان و جهانبینی غریبه در فضای ذهنی ما ساکن شود. این میهماننوازی زبانی یعنی ما هویت خود را در مواجهه با دیگری از دست نمیدهیم، بلکه در «خانه زبان» خود، جایی برای او میگشاییم.
۲. خود به مثابه دیگری:
ریکور معتقد است هویت ما ثابت و صلب نیست. ما از طریق گفتگو با دیگری است که به خودشناسی میرسیم. پذیرش دیگری برای او یک ضرورت است، زیرا من بدون «دیگری» اساسا نمیتوانم «خودم» باشم. بنابراین، رواداری در نگاه ریکور، ابزاری برای کامل شدن و گسترش افقهای فکری خود است.
۳. عفو و بخشش به مثابه پذیرش:
در مباحث متاخر، ریکور بر «حافظه و بخشش» تاکید میکند. برای او، رواداری یعنی توانایی جدا کردن «عمل بد» از «فرد». ما باید بتوانیم با پذیرشِ روایت دیگران از رنجهایشان، راهی برای همزیستی آینده باز کنیم. پذیرش در اینجا یعنی ظرفیت «فراموش نکردن هویت دیگری» و در عین حال «رها کردن کینه» برای ساختن جامعهای انسانیتر.
در نگاه ریکور، رواداری یعنی «گشودگی». او معتقد است که هیچکس نباید در «خودبسته» خویش باقی بماند. پذیرش دیگری به معنای به رسمیت شناختن این است که حقیقت یک امر تکبعدی نیست، بلکه در مسیر گفتگو و ترجمه میان افراد شکل میگیرد. از نظر او، جامعهای که میهماننواز نباشد، در حقیقت در حال زوال و نابودی میراث انسانی خویش است.
#پل_ریکور #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5
Forwarded from گفتوشنود
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌7❤1
Forwarded from گفتوشنود
دیگرینامه
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
Forwarded from گفتوشنود
دیگری دشمن نیست
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پنج مطالعه موردی درباره ایمان، ناباورمندی و هنر همزیستی و رواداری
آدمی فقط به نان زنده نیست؛ با معنا نیز زندگی میکند. یکی معنا را در نیایش میجوید، یکی در خرد، یکی در سنت، یکی در پرسش و شک و دیگری در باور و نگاهی شخصی. جهان انسانی از همین راههای گوناگون ساخته شده است؛ راههایی که گاه از کنار هم میگذرند، گاه به هم میرسند و گاه که خرد و مدارا نباشد، به میدان رنج و ستیز بدل میشوند.
این کتابچه تلاشی است برای یادآوری همین تنوع و یادآوری این حقیقت ساده و دشوار که هیچ جامعهای آزاد نمیشود مگر وقتی انسان، پیش از باورش دیده شود و کرامت او، پیش از نام و نشان دینی یا فکریاش، به رسمیت شناخته شود.
مجموعه حاضر شامل پنج مطالعه موردی است؛ پنج پنجره به تجربههای دور و نزدیک بشر برای ممکنکردن زیستن با دیگری: دیگریای که شاید چون ما نیندیشد و جهان را تفسیر نکند اما همواره در حق زیستن، اندیشیدن، گفتن و محترمماندن با ما برابر است. این پنج جستار ما را با یک پرسش بنیادین روبرو میکند: آیا میتوان تفاوت را نه تهدید، بلکه نقطهای برای به بلوغ رساندن یک جامعه دانست؟
این مجموعه کوتاه دعوتی است به درنگ درباره جهانی که در آن آزادی وجدان حق همگان است. زیرا جامعهای که برای همه جا نداشته باشد، نمیتواند خانه امنی برای انسان باشد.
پنج مطالعه موردی این مجموعه عبارتند است:
– از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید، درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
– ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
– خلافت کوردوبا؛ رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟
– نیایشگاه لوتوس در دهلی؛ نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی
– انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
کتابچه «دیگری دشمن نیست» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/other-not-enemy/
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
مارتین بوبر
دیالوگ وجودی و پذیرش دیگری به مثابه «تو»
ورق بزنید
مارتین بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵)، فیلسوف و متکلم اتریشی-اسرائیلی، یکی از پیشگامان فلسفه گفتگو (Dialogical Philosophy) در قرن بیستم است. او بیش از هر چیز به خاطر اثر ماندگارش، کتاب «من و تو» (I and Thou)، شناخته میشود. بوبر با نگاهی پدیدارشناسانه به روابط انسانی، معتقد بود که «بودن» همواره «همراه بودن» است و حقیقت وجود انسان در فضای میان «من» و «دیگری» نهفته است.
نظریه «من و تو»؛
پذیرش به مثابه ملاقات هستیشناسانه
از دیدگاه بوبر، رواداری و پذیرش دیگری تنها یک رفتار اجتماعی نیست، بلکه یک «رخداد وجودی» است. او برای تبیین این پذیرش، دو نوع رابطه را تفکیک میکند:
۱. رابطه «من-آن» (I-It):
در این رابطه، ما دیگری را به مثابه یک ابزار، یک شی یا یک موجود طبقهبندیشده میبینیم. وقتی دیگری را در قالبهایِ پیشفرض (ملیت، دین، یا نقش اجتماعی) میبینیم، او را به «آن» تبدیل کردهایم. اینجاست که رواداری بیمعنا میشود، زیرا ما صرفا با یک ابژه روبرو هستیم.
۲. رابطه «من-تو» (I-Thou):
رواداری حقیقی در این ساحت متولد میشود. در این رابطه، ما با دیگری نه به عنوان یک هدف برای رسیدن به چیزی، بلکه به عنوان یک «موجود زنده و بیهمتا» روبرو میشویم. پذیرش دیگری در نگاه بوبر یعنی حضور کامل من در برابر او؛ بدون قضاوت و بدون واسطه. این پذیرش، دیدن «چهره» و «تفرد» دیگری است.
۳. گفتگو به مثابه فضای میانی (The Between):
بوبر معتقد است که رواداری در «فضای میان دو نفر» شکل میگیرد. در یک گفتگوی اصیل، ما به دنبال غلبه بر دیگری یا تحمیلِ عقیده نیستیم، بلکه به دنبال «ملاقات» هستیم. پذیرش دیگری یعنی گشودن این فضا تا حقیقت بتواند در گفتگو میان ما ظهور کند.
پذیرش در نگاه بوبر، یک کنش فعال و ایثارگرانه است. او معتقد است که ما تنها زمانی انسان کاملی هستیم که بتوانیم به دیگری «سلام کنیم» و او را در تمامیت وجودش بپذیریم. جامعه روادار از منظر بوبر، جامعهای نیست که قوانین سختگیرانه برای مدارا دارد، بلکه جامعهای است که در آن «گفتگوی من و تو» زنده است و افراد، دیگری را نه به عنوان یک «دیگر غریبه»، بلکه به عنوان یک «تو» ارزشمند به رسمیت میشناسند.
#مارتین_بوبر #دیگری #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیالوگ وجودی و پذیرش دیگری به مثابه «تو»
ورق بزنید
مارتین بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵)، فیلسوف و متکلم اتریشی-اسرائیلی، یکی از پیشگامان فلسفه گفتگو (Dialogical Philosophy) در قرن بیستم است. او بیش از هر چیز به خاطر اثر ماندگارش، کتاب «من و تو» (I and Thou)، شناخته میشود. بوبر با نگاهی پدیدارشناسانه به روابط انسانی، معتقد بود که «بودن» همواره «همراه بودن» است و حقیقت وجود انسان در فضای میان «من» و «دیگری» نهفته است.
نظریه «من و تو»؛
پذیرش به مثابه ملاقات هستیشناسانه
از دیدگاه بوبر، رواداری و پذیرش دیگری تنها یک رفتار اجتماعی نیست، بلکه یک «رخداد وجودی» است. او برای تبیین این پذیرش، دو نوع رابطه را تفکیک میکند:
۱. رابطه «من-آن» (I-It):
در این رابطه، ما دیگری را به مثابه یک ابزار، یک شی یا یک موجود طبقهبندیشده میبینیم. وقتی دیگری را در قالبهایِ پیشفرض (ملیت، دین، یا نقش اجتماعی) میبینیم، او را به «آن» تبدیل کردهایم. اینجاست که رواداری بیمعنا میشود، زیرا ما صرفا با یک ابژه روبرو هستیم.
۲. رابطه «من-تو» (I-Thou):
رواداری حقیقی در این ساحت متولد میشود. در این رابطه، ما با دیگری نه به عنوان یک هدف برای رسیدن به چیزی، بلکه به عنوان یک «موجود زنده و بیهمتا» روبرو میشویم. پذیرش دیگری در نگاه بوبر یعنی حضور کامل من در برابر او؛ بدون قضاوت و بدون واسطه. این پذیرش، دیدن «چهره» و «تفرد» دیگری است.
۳. گفتگو به مثابه فضای میانی (The Between):
بوبر معتقد است که رواداری در «فضای میان دو نفر» شکل میگیرد. در یک گفتگوی اصیل، ما به دنبال غلبه بر دیگری یا تحمیلِ عقیده نیستیم، بلکه به دنبال «ملاقات» هستیم. پذیرش دیگری یعنی گشودن این فضا تا حقیقت بتواند در گفتگو میان ما ظهور کند.
پذیرش در نگاه بوبر، یک کنش فعال و ایثارگرانه است. او معتقد است که ما تنها زمانی انسان کاملی هستیم که بتوانیم به دیگری «سلام کنیم» و او را در تمامیت وجودش بپذیریم. جامعه روادار از منظر بوبر، جامعهای نیست که قوانین سختگیرانه برای مدارا دارد، بلکه جامعهای است که در آن «گفتگوی من و تو» زنده است و افراد، دیگری را نه به عنوان یک «دیگر غریبه»، بلکه به عنوان یک «تو» ارزشمند به رسمیت میشناسند.
#مارتین_بوبر #دیگری #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2💔1
Forwarded from گفتوشنود
ژاک دریدا
واسازی بیگانگی
با نگاهی به مفهوم پذیرش
ژاک دریدا (۱۹۳۰–۲۰۰۴)، فیلسوف فرانسوی و بنیانگذار جریان «واسازی» (Deconstruction)، یکی از بحثبرانگیزترین و تاثیرگذارترین متفکران پستمدرن است. او با به چالش کشیدن تقابلهای دوگانه (مانند خود/دیگری، مرکز/حاشیه)، ساختارهای اندیشه غربی را نقد کرد. دغدغه اصلی دریدا در سالهای پایانی عمر، مفهوم «اخلاق دیگری» و چگونگی مواجهه با «ناشناخته» بود؛ مواجههای که او آن را در قالب میهماننوازی تبیین کرد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش فراتر از قانون
از دیدگاه دریدا، رواداری سیاسی رایج، همیشه با «شرط و شروط» همراه است (مثلا تحمل دیگری تا زمانی که قانون را رعایت کند). او در مقابل، بر مفهومی رادیکالتر تاکید میکند:
۱. میهماننوازی بیقید و شرط (Unconditional Hospitality):
دریدا معتقد است میهماننوازی حقیقی یعنی استقبال از «دیگری» بدون پرسیدن نام، ملیت یا عقیدهاش. پذیرش در نگاه او، گشودن بیقید و شرط خانه (ذهن و جامعه) به روی کسی است که با من متفاوت است. این یک آرمان ناممکن اما ضروری است که به ما یادآوری میکند همیشه باید به دنبال بازتر کردن مرزهای پذیرش باشیم.
با این حال، دریدا تاکید میکند که میهماننوازی حقیقی همیشه با آپوریا (تناقض حلنشدنی) همراه است: میهماننوازی بیقیدوشرط آرمانی ناممکن است، زیرا خطر ویرانی خانه و هویت میزبان را به همراه دارد، در حالی که میهماننوازی مشروط (قانونی) ضروری اما ناکافی است؛ بنابراین، پذیرش واقعی همواره در مذاکره و تنش دائمی میان این دو قرار دارد.
۲. مواجهه با «دیگری مطلق» (The Wholly Other):
دریدا معتقد است دیگری هرگز به طور کامل برای ما قابل شناخت نیست. رواداری حقیقی یعنی پذیرش این «رازآلودگی دیگری». ما نباید سعی کنیم دیگری را در مفاهیم خود هضم یا تعریف کنیم. پذیرش دریدایی، احترام گذاشتن به آن بخش از دیگری است که همیشه برای ما «ناشناخته» و «تفاوت محض» باقی میماند.
۳. واسازی مرزهای «خودی»:
واسازی به ما میآموزد که مرز میان «خودی» و «غریبه» از پیش تعیین شده نیست. دریدا معتقد است در درون خود ما نیز، همیشه یک «دیگری» وجود دارد. بنابراین، پذیرش دیگری در فضای عمومی، آینهای است که به ما کمک میکند با تفاوتهای درون خودمان نیز مواجهه شویم.
پذیرش در اندیشه دریدا، یک «گشودگی همیشگی» است. او معتقد است که قانون به تنهایی نمیتواند عدالت را برقرار کند؛ بلکه نیاز به «اخلاق میهماننوازی» داریم که فراتر از قوانین خشک عمل کند. جامعه روادار از منظر دریدا، جامعهای نیست که مرزهایش را به روی غریبه میبندد، بلکه جامعهای است که همواره در حال پرسش از این مرزهاست و اجازه میدهد «دیگری»، هویت آن را تغییر دهد و غنیتر کند.
#ژاک_دریدا #پذیرش #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
واسازی بیگانگی
با نگاهی به مفهوم پذیرش
ژاک دریدا (۱۹۳۰–۲۰۰۴)، فیلسوف فرانسوی و بنیانگذار جریان «واسازی» (Deconstruction)، یکی از بحثبرانگیزترین و تاثیرگذارترین متفکران پستمدرن است. او با به چالش کشیدن تقابلهای دوگانه (مانند خود/دیگری، مرکز/حاشیه)، ساختارهای اندیشه غربی را نقد کرد. دغدغه اصلی دریدا در سالهای پایانی عمر، مفهوم «اخلاق دیگری» و چگونگی مواجهه با «ناشناخته» بود؛ مواجههای که او آن را در قالب میهماننوازی تبیین کرد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش فراتر از قانون
از دیدگاه دریدا، رواداری سیاسی رایج، همیشه با «شرط و شروط» همراه است (مثلا تحمل دیگری تا زمانی که قانون را رعایت کند). او در مقابل، بر مفهومی رادیکالتر تاکید میکند:
۱. میهماننوازی بیقید و شرط (Unconditional Hospitality):
دریدا معتقد است میهماننوازی حقیقی یعنی استقبال از «دیگری» بدون پرسیدن نام، ملیت یا عقیدهاش. پذیرش در نگاه او، گشودن بیقید و شرط خانه (ذهن و جامعه) به روی کسی است که با من متفاوت است. این یک آرمان ناممکن اما ضروری است که به ما یادآوری میکند همیشه باید به دنبال بازتر کردن مرزهای پذیرش باشیم.
با این حال، دریدا تاکید میکند که میهماننوازی حقیقی همیشه با آپوریا (تناقض حلنشدنی) همراه است: میهماننوازی بیقیدوشرط آرمانی ناممکن است، زیرا خطر ویرانی خانه و هویت میزبان را به همراه دارد، در حالی که میهماننوازی مشروط (قانونی) ضروری اما ناکافی است؛ بنابراین، پذیرش واقعی همواره در مذاکره و تنش دائمی میان این دو قرار دارد.
۲. مواجهه با «دیگری مطلق» (The Wholly Other):
دریدا معتقد است دیگری هرگز به طور کامل برای ما قابل شناخت نیست. رواداری حقیقی یعنی پذیرش این «رازآلودگی دیگری». ما نباید سعی کنیم دیگری را در مفاهیم خود هضم یا تعریف کنیم. پذیرش دریدایی، احترام گذاشتن به آن بخش از دیگری است که همیشه برای ما «ناشناخته» و «تفاوت محض» باقی میماند.
۳. واسازی مرزهای «خودی»:
واسازی به ما میآموزد که مرز میان «خودی» و «غریبه» از پیش تعیین شده نیست. دریدا معتقد است در درون خود ما نیز، همیشه یک «دیگری» وجود دارد. بنابراین، پذیرش دیگری در فضای عمومی، آینهای است که به ما کمک میکند با تفاوتهای درون خودمان نیز مواجهه شویم.
پذیرش در اندیشه دریدا، یک «گشودگی همیشگی» است. او معتقد است که قانون به تنهایی نمیتواند عدالت را برقرار کند؛ بلکه نیاز به «اخلاق میهماننوازی» داریم که فراتر از قوانین خشک عمل کند. جامعه روادار از منظر دریدا، جامعهای نیست که مرزهایش را به روی غریبه میبندد، بلکه جامعهای است که همواره در حال پرسش از این مرزهاست و اجازه میدهد «دیگری»، هویت آن را تغییر دهد و غنیتر کند.
#ژاک_دریدا #پذیرش #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍2👌1
Forwarded from گفتوشنود
دو مرد ۵۷ و ۵۰ ساله در دو حمله جداگانه در محله آپر وست ساید نیویورک زخمی شدند. به گزارش تایمز اسرائیل، یکی از قربانیان یهودی و دیگری آسیاییتبار و غیر یهودی است و هر دو در وضعیت باثبات قرار دارند.
پلیس گفت مهاجم هنگام حمله به مرد یهودی که کیپا بر سر داشت، فریاد «اللهاکبر» سر داده است. رائول مورالس، مظنون ۵۱ ساله، اندکی بعد در نزدیکی محل بازداشت شد.
پلیس نیویورک در حال بررسی انگیزه احتمالی یهودستیزانه و همچنین نقش مشکلات سلامت روان در این حملات است.
مقامهای شهری نیز احتمال وقوع جرم ناشی از نفرت را مطرح کردهاند. این حملات در روز «تیشا بئاو» و در منطقهای با جمعیت قابلتوجه یهودی رخ داد.
بر اساس آمار پلیس، از ابتدای سال تا پایان ماه گذشته ۱۷۸ جرم یهودستیزانه در نیویورک ثبت شده که ۵۵ درصد کل جرایم ناشی از نفرت در این شهر را تشکیل میدهد.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس گفت مهاجم هنگام حمله به مرد یهودی که کیپا بر سر داشت، فریاد «اللهاکبر» سر داده است. رائول مورالس، مظنون ۵۱ ساله، اندکی بعد در نزدیکی محل بازداشت شد.
پلیس نیویورک در حال بررسی انگیزه احتمالی یهودستیزانه و همچنین نقش مشکلات سلامت روان در این حملات است.
مقامهای شهری نیز احتمال وقوع جرم ناشی از نفرت را مطرح کردهاند. این حملات در روز «تیشا بئاو» و در منطقهای با جمعیت قابلتوجه یهودی رخ داد.
بر اساس آمار پلیس، از ابتدای سال تا پایان ماه گذشته ۱۷۸ جرم یهودستیزانه در نیویورک ثبت شده که ۵۵ درصد کل جرایم ناشی از نفرت در این شهر را تشکیل میدهد.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊6👍2
Forwarded from گفتوشنود
سایه دیگری
چرا هویت جمعی ما به دشمنتراشی گره خورده است؟
تاریخ انسان پر از مرزهایی است که با خط خون و انزجار کشیده شدهاند. گویی هویت جمعی، پیش از آنکه نیازمند عشق به خویش باشد، به نفرت از «آن دیگری» بند است.
انگار آرامش درونی و انسجام گروهی، به بهای قربانی کردن چهرهای غریبه ارزان تمام میشود که قرار است تمام کاسهکوزههای خشم و ناامیدی جامعه روی سر او بشکند.
از منظر روانشناسی فرویدی، این فرآیند مکانیزمی برای برونریزی خشم فروخورده است. جوامع مختلف در طول قرنها برای پالایش دردهای روانی خود به سراغ «دیگری متخاصم» رفتهاند، نقشی که در بسیاری از فرهنگهای غربی و اسلامی به طور سنتی روی دوش یهودیان سنگینی میکرد.
اما در بستر تاریخ معاصر ایران، از اواخر دوره قاجار به این سو، این نقشمحوری با تغییر قطبنما به سمت گروههایی چون بابیها و بهاییان چرخید.
اینجاست که دیگریسازی از مرزهای مذهبی فراتر رفته و به ابزاری برای قوامبخشی و جوشش کاذب همبستگی جمعی بدل میشود.
نتیجه این بازی خطرناک، تعمیق شکافها و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
تا زمانی که هویت ما با خطکش دشمنی با دیگری تعریف شود، صلح و پایداری در هالهای از ابهام خواهد ماند. رهایی از این چرخه تکرارشونده، نیازمند شجاعت در بازشناسی تنوع و جایگزینی کینهتوزی با گفتوگو است.
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا هویت جمعی ما به دشمنتراشی گره خورده است؟
تاریخ انسان پر از مرزهایی است که با خط خون و انزجار کشیده شدهاند. گویی هویت جمعی، پیش از آنکه نیازمند عشق به خویش باشد، به نفرت از «آن دیگری» بند است.
انگار آرامش درونی و انسجام گروهی، به بهای قربانی کردن چهرهای غریبه ارزان تمام میشود که قرار است تمام کاسهکوزههای خشم و ناامیدی جامعه روی سر او بشکند.
از منظر روانشناسی فرویدی، این فرآیند مکانیزمی برای برونریزی خشم فروخورده است. جوامع مختلف در طول قرنها برای پالایش دردهای روانی خود به سراغ «دیگری متخاصم» رفتهاند، نقشی که در بسیاری از فرهنگهای غربی و اسلامی به طور سنتی روی دوش یهودیان سنگینی میکرد.
اما در بستر تاریخ معاصر ایران، از اواخر دوره قاجار به این سو، این نقشمحوری با تغییر قطبنما به سمت گروههایی چون بابیها و بهاییان چرخید.
اینجاست که دیگریسازی از مرزهای مذهبی فراتر رفته و به ابزاری برای قوامبخشی و جوشش کاذب همبستگی جمعی بدل میشود.
نتیجه این بازی خطرناک، تعمیق شکافها و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
تا زمانی که هویت ما با خطکش دشمنی با دیگری تعریف شود، صلح و پایداری در هالهای از ابهام خواهد ماند. رهایی از این چرخه تکرارشونده، نیازمند شجاعت در بازشناسی تنوع و جایگزینی کینهتوزی با گفتوگو است.
#دیگری #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌3💯3
Forwarded from گفتوشنود
«فرهنگ حذف»
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی «دیگربودن» جرم ناتمام میشود
تاریخ معاصر ایران با زخم عمیق عدم مدارا گره خورده است، زخمی که محمد مختاری، نویسنده و منتقد، خود قربانی آگاه آن، ریشههایش را عمیقتر از سطح ساختارهای حکومتی میدید. از نگاه او، سانسور و حذف تنها ابزارهای یک دستگاه سیاسی خودکامه نیستند، بلکه معلول یک بیماری تاریخی و ساختاری به نام «فرهنگ حذف» هستند.
این فرهنگ، ریشه در سنت دیرینهای دارد که در آن برخورد فیزیکی یا ذهنی با هر پدیده مخالف و «دیگری»، نه یک جرم یا تجاوز به حقوق انسانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی انگاشته میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک در این بستر تاریخی، با ابزارهای تمامیتخواهانه خود به میدان میآیند تا پروژه بزرگ «یکسانسازی جامعه» را محقق کنند. هدف ایدئولوژی حاکم، ذوب کردن تکثر انسانی در قالب یک الگوی ازپیشتعیینشده است.
در این فرآیند، هر نوع «دیگری» خواه دگراندیش سیاسی، اقلیت مذهبی، صاحب سبک هنری متفاوت یا حتی سبک زندگی مغایر با استانداردهای رسمی به عنوان تهدیدی برای تمامیت نظام معنایی قدرت تلقی میشود.
حکومتهای ایدئولوژیک برای صیانت از این یکدستی جعلی، ماشین سانسور، سرکوب و حذف را به راه میاندازند.
اما تراژدی اصلی در نگاه مختاری این است که ماشین حذف تنها از بالا تحمیل نمیشود، بلکه موتور محرک آن در لایههای درونی جامعه نیز بازتولید میشود. وقتی «حذف دیگری» به یک هنجار تاریخی تبدیل شود، جامعه نیز به سهم خود به بازتولید این خشونت ذهنی و فرهنگی میپردازد.
نهادهای رسمی سانسور و کارگزاران ممیزی، در واقع مولود همین بستر تاریخی خودکامه هستند. تا زمانی که این ساختار ذهنی حذفگرایانه در بافت فرهنگی و تاریخی جامعه ریشهدار است، تغییر ظاهری عاملان سیاستهای سرکوبگرانه گرهی از کار باز نمیکند، چرا که آبشخور خشونت و نابودی تفاوتها، همچنان در ژرفای فرهنگ غیرروادار باقی میماند.
#فرهنگ_حذف #نارواداری #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌1
Forwarded from گفتوشنود
آلفرد نورث وایتهد
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
آنچه علوم اعصاب درباره «ترس از تفاوت» میگوید
ریشههای زیستی تعصب و راههای عبور از آن
هنری تاجفل، روانشناس اجتماعی لهستانی-بریتانیایی، در دههی ۱۹۷۰ با آزمایش معروف «پارادایم گروه حداقلی» ثابت کرد حتی تقسیمبندی کاملا بیمعنا و تصادفی افراد به دو گروه (مثلا بر اساس ترجیح یک نقاشی انتزاعی) کافی است تا افراد به همگروهیهای خود جانبداری نشان دهند و به گروه دیگر با فاصله برخورد کنند.
این آزمایش نشان داد بخشی از تعصب، نه لزوما ریشه در تفاوت واقعی، که در خود سازوکار دستهبندی ذهنی «ما» و «آنها» دارد.
مطالعات کارستن دو دریو، روانشناس هلندی، در نشریهScience (۲۰۱۰) نشان داد هورمون اکسیتوسین، که معمولا به اعتماد و پیوند اجتماعی مرتبط دانسته میشود، وقتی بهصورت آزمایشی به افراد داده شد، همزمان دلبستگی به گروه خودی و بدگمانی به گروه بیرونی را تقویت کرد.
یافتهای که نشان داد حتی هورمون «پیوند» میتواند مرز میان خودی و غریبه را پررنگتر کند، نه لزوما محو.
نمونهای که این یافتهها را ملموس میکند، تجربهی «تماس بینگروهی» (Intergroup Contact) است که گوردون آلپورت در کتاب «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) صورتبندی کرد: در جوامعی که افراد از گروههای متفاوت در محیط کار یا محله بهطور مکرر و برابر با هم تعامل داشتند، سطح تعصب اندازهگیریشده بهمرور کاهش یافت، برخلاف جوامعی که این گروهها صرفا در فضای موازی و بدون تماس واقعی زندگی میکردند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، تصویری است از تعصب نه بهعنوان یک صفت ثابت شخصیتی، که بهعنوان واکنشی زیستی و قابل تغییر در برابر ناآشنایی. واکنشی که مسیرش، دستکم تا حدی، به میزان و کیفیت مواجهه واقعی با «دیگری» گره خورده است.
#تعصب #رواداری #علوم_شناختی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ریشههای زیستی تعصب و راههای عبور از آن
هنری تاجفل، روانشناس اجتماعی لهستانی-بریتانیایی، در دههی ۱۹۷۰ با آزمایش معروف «پارادایم گروه حداقلی» ثابت کرد حتی تقسیمبندی کاملا بیمعنا و تصادفی افراد به دو گروه (مثلا بر اساس ترجیح یک نقاشی انتزاعی) کافی است تا افراد به همگروهیهای خود جانبداری نشان دهند و به گروه دیگر با فاصله برخورد کنند.
این آزمایش نشان داد بخشی از تعصب، نه لزوما ریشه در تفاوت واقعی، که در خود سازوکار دستهبندی ذهنی «ما» و «آنها» دارد.
مطالعات کارستن دو دریو، روانشناس هلندی، در نشریهScience (۲۰۱۰) نشان داد هورمون اکسیتوسین، که معمولا به اعتماد و پیوند اجتماعی مرتبط دانسته میشود، وقتی بهصورت آزمایشی به افراد داده شد، همزمان دلبستگی به گروه خودی و بدگمانی به گروه بیرونی را تقویت کرد.
یافتهای که نشان داد حتی هورمون «پیوند» میتواند مرز میان خودی و غریبه را پررنگتر کند، نه لزوما محو.
نمونهای که این یافتهها را ملموس میکند، تجربهی «تماس بینگروهی» (Intergroup Contact) است که گوردون آلپورت در کتاب «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) صورتبندی کرد: در جوامعی که افراد از گروههای متفاوت در محیط کار یا محله بهطور مکرر و برابر با هم تعامل داشتند، سطح تعصب اندازهگیریشده بهمرور کاهش یافت، برخلاف جوامعی که این گروهها صرفا در فضای موازی و بدون تماس واقعی زندگی میکردند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، تصویری است از تعصب نه بهعنوان یک صفت ثابت شخصیتی، که بهعنوان واکنشی زیستی و قابل تغییر در برابر ناآشنایی. واکنشی که مسیرش، دستکم تا حدی، به میزان و کیفیت مواجهه واقعی با «دیگری» گره خورده است.
#تعصب #رواداری #علوم_شناختی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2👌1💯1