Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریدریش نیچه:
«…و اما این است آنچه روی داده: از تنه آن درخت انتقام و نفرت، آن درخت نفرت یهودی، آن عمیقترین و والاترین همه نفرتها، آن نفرت که آرمانها میآفریند و ارزشها را دگرگون میسازد، و هرگز همتایی بر زمین نداشت، چیزی به همان بیهمتایی رویید، عشقی تازه، عمیقترین و والاترین نوع عشق: و از کدام تنه به جز این میتوانست روییده باشد؟ اما گمان نبریم که آن عشق در مقام نفی آن عطش انتقام و در ضدیت با نفرت یهودی بالیده است.
نه! درست برعکس، این عشق چونان تاجی بر سر آن نفرت بود. تاجی ظفرنمون که در روشنای محض و آفتاب جهانتاب در پهندشت عالم پدیدار گشت. گویی این عشق در بلندای روشنی، در پی غایات آن نفرت میرفت. در پی ظفر و غارت و اغفال با همان میل شدید که ریشههای آن نفرت را واداشت در هرآنچه عمق داشت و شر بود کاملتر و حریصتر فرو رود. این عیسای ناصری، این انجیل زنده عشق، این منجی موعود که برای فقیران و بیماران و گناهکاران، بهجت و ظفر به ارمغان آورد. آیا او مظهر شومترین و مقاومتسوزترین اغفال نبود؟! اغفال و انحرافی به جانب آن ارزشهای یهودی و جعل آرمانهای تازه!؟ آيا بنیاسرائیل به میانجی همین منجی، این به ظاهر خصم ویرانگر اسرائیل، به هدف نهایی کینهجویی والای خویش نرسیده است!؟»
برای شنیدن نسخهی کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/0ORSkk97X5M?si=7VUkswpdXArJexOz
و در ساند کلود به:
on.soundcloud.com/6ppJx
و در کستباکس به:
castbox.fm/vb/660834624
و برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/podcast_others_13/
#عشق #نفرت #عشق_مسیحی #مسیحیت #نیچه #کینتوزی #عیسی
@Dialogue1402
«…و اما این است آنچه روی داده: از تنه آن درخت انتقام و نفرت، آن درخت نفرت یهودی، آن عمیقترین و والاترین همه نفرتها، آن نفرت که آرمانها میآفریند و ارزشها را دگرگون میسازد، و هرگز همتایی بر زمین نداشت، چیزی به همان بیهمتایی رویید، عشقی تازه، عمیقترین و والاترین نوع عشق: و از کدام تنه به جز این میتوانست روییده باشد؟ اما گمان نبریم که آن عشق در مقام نفی آن عطش انتقام و در ضدیت با نفرت یهودی بالیده است.
نه! درست برعکس، این عشق چونان تاجی بر سر آن نفرت بود. تاجی ظفرنمون که در روشنای محض و آفتاب جهانتاب در پهندشت عالم پدیدار گشت. گویی این عشق در بلندای روشنی، در پی غایات آن نفرت میرفت. در پی ظفر و غارت و اغفال با همان میل شدید که ریشههای آن نفرت را واداشت در هرآنچه عمق داشت و شر بود کاملتر و حریصتر فرو رود. این عیسای ناصری، این انجیل زنده عشق، این منجی موعود که برای فقیران و بیماران و گناهکاران، بهجت و ظفر به ارمغان آورد. آیا او مظهر شومترین و مقاومتسوزترین اغفال نبود؟! اغفال و انحرافی به جانب آن ارزشهای یهودی و جعل آرمانهای تازه!؟ آيا بنیاسرائیل به میانجی همین منجی، این به ظاهر خصم ویرانگر اسرائیل، به هدف نهایی کینهجویی والای خویش نرسیده است!؟»
برای شنیدن نسخهی کامل این اپیزود در یوتیوب به:
https://youtu.be/0ORSkk97X5M?si=7VUkswpdXArJexOz
و در ساند کلود به:
on.soundcloud.com/6ppJx
و در کستباکس به:
castbox.fm/vb/660834624
و برای خواندن متن کامل این اپیزود به صفحهی گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/podcast_others_13/
#عشق #نفرت #عشق_مسیحی #مسیحیت #نیچه #کینتوزی #عیسی
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خسرو آذربیگ، هنرمند منتقد، از نیروهای سایبری خواسته است که چند کتاب را بخوانند. او ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
« #امیرکبیر_و_ایران #فریدون_آدمیت
#زندگی_من #مهاتما_گاندی #ترجمه #مسعود_برزین
#زندگینامه_خودنوشت_مارتین_لوترکینگ ترجمه دوست فرهیخته، نازنین و متفکرم #محمدرضا_معمارصادقی
#راه_دراز_آزادی ( #راه_دشوار_آزادی ) زندگی نامه #نلسون_ماندلا ترجمه #مهوش_غلامی
و
#چنین_گفت_زرتشت #نیچه ترجمه #داریوش_آشوری
زندگی مسالمت آمیز و بی خشم و خشونت از راه آگاهی و شناخت بزرگان بدست می آید. ما محکوم به خواندن و کسب اطلاعات درست و همزیستی با هموطنان خود هستیم. »
- گفته میشود، وزارت ارشاد جمهوری اسلامی، هر از چندی نیروهای سانسورچی (که مامورند کتابها را بخوانند و سانسور کنند) را تغییر میدهد. چرا که این افراد در اثر مطالعه کتاب، دیدگاهشان تغییر میکند و تحت تاثیر قرار میگیرند.
کاش نیروهای سایبری و حکومتی، به جای کمک به دستگاه سرکوب، با ذهن باز، کتاب میخواندند.
سری به کتابخانه مجازی توانا بزنید. آنجا علاوه بر گتاب، مطالب جالب دیگری هم پیدا خواهید کرد:
http://bit.ly/2GssGwQ
همچنین در سایت آموزشکده توانا هم کتابها و مطالب زیادی در دسترس هستند:
https://tavaana.org/category/publications/
#کتاب #نه_به_خشونت #همزیستی #یاری_مدنی_توانا
#خسرو_آذربیگ
@Tavaana_TavaanaTech
« #امیرکبیر_و_ایران #فریدون_آدمیت
#زندگی_من #مهاتما_گاندی #ترجمه #مسعود_برزین
#زندگینامه_خودنوشت_مارتین_لوترکینگ ترجمه دوست فرهیخته، نازنین و متفکرم #محمدرضا_معمارصادقی
#راه_دراز_آزادی ( #راه_دشوار_آزادی ) زندگی نامه #نلسون_ماندلا ترجمه #مهوش_غلامی
و
#چنین_گفت_زرتشت #نیچه ترجمه #داریوش_آشوری
زندگی مسالمت آمیز و بی خشم و خشونت از راه آگاهی و شناخت بزرگان بدست می آید. ما محکوم به خواندن و کسب اطلاعات درست و همزیستی با هموطنان خود هستیم. »
- گفته میشود، وزارت ارشاد جمهوری اسلامی، هر از چندی نیروهای سانسورچی (که مامورند کتابها را بخوانند و سانسور کنند) را تغییر میدهد. چرا که این افراد در اثر مطالعه کتاب، دیدگاهشان تغییر میکند و تحت تاثیر قرار میگیرند.
کاش نیروهای سایبری و حکومتی، به جای کمک به دستگاه سرکوب، با ذهن باز، کتاب میخواندند.
سری به کتابخانه مجازی توانا بزنید. آنجا علاوه بر گتاب، مطالب جالب دیگری هم پیدا خواهید کرد:
http://bit.ly/2GssGwQ
همچنین در سایت آموزشکده توانا هم کتابها و مطالب زیادی در دسترس هستند:
https://tavaana.org/category/publications/
#کتاب #نه_به_خشونت #همزیستی #یاری_مدنی_توانا
#خسرو_آذربیگ
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
در واکنش به نقلی که از نیچه کردیم، مخاطبی چنین نوشته است: «برادر لوسیفر و نوچههاش و وسوسههای شیطانیاش جهان رو بلعیده…»
آنچه از کتاب «تبارشناسی اخلاق» اثر نیچه نقل کرده بودیم درباره ربط بیخدایی با احساس بیگناهی بود. نیچه میگوید که ادیان با بدوجدانی کار میکنند؛ بنابراین ادیان و به ویژه باورمندی به خداوند یکتا، با تزریق بدوجدانی به انسانها همراه بوده است. آیین «اعتراف» در مسیحیت بازتاب اهمیت همین بدوجدانی در مسیحیست. کشیشان «اقرارنیوش» استخدام میشدند و یکی از وظایف روزانه این کشیشان، شنیدن اعتراف شهروندان به گناه بود! آنها برای شهروند اقرارکرده به گناه، دعایی میخواندند و از خداوند برای او طلب آمرزش میکردند.
حرف نیچه این است که دین با تزریق بدوجدانی به آدمها کار میکند. به همین علت میگوید که بیخدا بودن، یا بیدین بودن، با بیپروایی در لذت بردن از زندگی قرین است. کسی که دین و پیغمبر ندارد، در لذدت بردن از زندگی احساس گناه نخواهد کرد.
این مخاطب ما با نام بردن از «لوسیفر»، مطرح شدن این مضامین را به شیطان نسبت داده است؛ بعضی دیگر از مخاطبان گفتوشنود، راجع به سرنوشت تراژیک نیچه، سوالات کنایهآمیز پرسیدهاند. شما چه فکر میکنید؟ آیا «شیطان» شک در وجود خداوند را گسترش میدهد؟ یا عقیده نیچه، «قابل تامل» است؟
#گفتگو #رواداری #بی_خدایی #آتئیسم #نیچه #شیطان #لوسیفر
@Dialogue1402
آنچه از کتاب «تبارشناسی اخلاق» اثر نیچه نقل کرده بودیم درباره ربط بیخدایی با احساس بیگناهی بود. نیچه میگوید که ادیان با بدوجدانی کار میکنند؛ بنابراین ادیان و به ویژه باورمندی به خداوند یکتا، با تزریق بدوجدانی به انسانها همراه بوده است. آیین «اعتراف» در مسیحیت بازتاب اهمیت همین بدوجدانی در مسیحیست. کشیشان «اقرارنیوش» استخدام میشدند و یکی از وظایف روزانه این کشیشان، شنیدن اعتراف شهروندان به گناه بود! آنها برای شهروند اقرارکرده به گناه، دعایی میخواندند و از خداوند برای او طلب آمرزش میکردند.
حرف نیچه این است که دین با تزریق بدوجدانی به آدمها کار میکند. به همین علت میگوید که بیخدا بودن، یا بیدین بودن، با بیپروایی در لذت بردن از زندگی قرین است. کسی که دین و پیغمبر ندارد، در لذدت بردن از زندگی احساس گناه نخواهد کرد.
این مخاطب ما با نام بردن از «لوسیفر»، مطرح شدن این مضامین را به شیطان نسبت داده است؛ بعضی دیگر از مخاطبان گفتوشنود، راجع به سرنوشت تراژیک نیچه، سوالات کنایهآمیز پرسیدهاند. شما چه فکر میکنید؟ آیا «شیطان» شک در وجود خداوند را گسترش میدهد؟ یا عقیده نیچه، «قابل تامل» است؟
#گفتگو #رواداری #بی_خدایی #آتئیسم #نیچه #شیطان #لوسیفر
@Dialogue1402
👍11
Forwarded from گفتوشنود
فردریش نیچه:
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
💯11👍5❤3👌2
Forwarded from گفتوشنود
فریدریش نیچه
آفرینش ارزشهای زمینی و رهایی از بند مذهب
فریدریش نیچه (۱۸۴۴–۱۹۰۰)، فیلسوف و منتقد بزرگ آلمانی، از پیشگامان بنیادین تفکر مدرن است که با نقد ساختارهای سنتی، زنگ خطر را برای فروپاشی نظامهای ارزشی کهنه به صدا درآورد. او با نگاهی رادیکال به تاریخ فرهنگ غرب، بر این باور بود که اخلاقیات و باورهای مسلط، حیات زمینی انسان را به بند کشیده و مانع شکوفایی واقعی پتانسیلهای بشری شدهاند.
محور اصلی اندیشه نیچه، نقد ارزشهای سنتی و نظامهای مذهبی و اخلاقی پیشین بود. او استدلال میکرد که بسیاری از این ارزشها بر پایه انکار زندگی واقعی، ترس از واقعیت و ترویج ضعف شکل گرفتهاند؛ از اینرو، برای رهایی انسان، نیازمند یک «باز ارزشگذاری فراگیر» در تمام ارکان تفکر بشری هستیم.
او در کانون فلسفه خود، مفهوم «ابرانسان» (Übermensch) را طرح کرد. از دیدگاه نیچه، ابرانسان نماد انسانی است که از بحران نیهیلیزم (پوچگرایی) عبور کرده، بر ترسهای درونیاش غلبه نموده و با تکیه بر اراده معطوف به قدرت، معنا و ارزشهای اصیل را در همین جهان زمینی خلق میکند.
نیچه بر توانایی اراده فردی پافشاری میکرد و معتقد بود که انسان نباید برای معنا بخشیدن به زندگیاش به آسمانها یا احکام از پیشتعیینشده تکیه کند. او دعوت میکرد که انسانها با شجاعت از محدودیتهای مذهبی و اخلاقی سنتی عبور کنند و مسئولیت کامل آفرینش ارزشهای خود را بر عهده بگیرند.
او هرگونه جزماندیشی، انفعال و تسلیم در برابر سرنوشت را رد میکرد. در نگاه نیچه، زندگی اصیل مستلزم پذیرش رنجها و تضادهای هستی و تبدیل آنها به نیرویی برای رشد و تعالی فردی است؛ رویکردی که انسان را از یک دنبالهروی کورکورانه، به آفرینندهای خودآگاه تبدیل میکند.
اندیشه نیچه هرچند دارای پیچیدگی، اما دعوت پرشوری است به بیداری اراده و آزادی از بندهاست. او به ما میآموزد که با عبور از بندهای کهنه، جهان را نه بر اساس توهمات مابعدالطبیعی، بلکه با اتکا به خلاقیت، توانمندی و اصالت درون خود از نو معنا ببخشیم.
#نیچه #فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آفرینش ارزشهای زمینی و رهایی از بند مذهب
فریدریش نیچه (۱۸۴۴–۱۹۰۰)، فیلسوف و منتقد بزرگ آلمانی، از پیشگامان بنیادین تفکر مدرن است که با نقد ساختارهای سنتی، زنگ خطر را برای فروپاشی نظامهای ارزشی کهنه به صدا درآورد. او با نگاهی رادیکال به تاریخ فرهنگ غرب، بر این باور بود که اخلاقیات و باورهای مسلط، حیات زمینی انسان را به بند کشیده و مانع شکوفایی واقعی پتانسیلهای بشری شدهاند.
محور اصلی اندیشه نیچه، نقد ارزشهای سنتی و نظامهای مذهبی و اخلاقی پیشین بود. او استدلال میکرد که بسیاری از این ارزشها بر پایه انکار زندگی واقعی، ترس از واقعیت و ترویج ضعف شکل گرفتهاند؛ از اینرو، برای رهایی انسان، نیازمند یک «باز ارزشگذاری فراگیر» در تمام ارکان تفکر بشری هستیم.
او در کانون فلسفه خود، مفهوم «ابرانسان» (Übermensch) را طرح کرد. از دیدگاه نیچه، ابرانسان نماد انسانی است که از بحران نیهیلیزم (پوچگرایی) عبور کرده، بر ترسهای درونیاش غلبه نموده و با تکیه بر اراده معطوف به قدرت، معنا و ارزشهای اصیل را در همین جهان زمینی خلق میکند.
نیچه بر توانایی اراده فردی پافشاری میکرد و معتقد بود که انسان نباید برای معنا بخشیدن به زندگیاش به آسمانها یا احکام از پیشتعیینشده تکیه کند. او دعوت میکرد که انسانها با شجاعت از محدودیتهای مذهبی و اخلاقی سنتی عبور کنند و مسئولیت کامل آفرینش ارزشهای خود را بر عهده بگیرند.
او هرگونه جزماندیشی، انفعال و تسلیم در برابر سرنوشت را رد میکرد. در نگاه نیچه، زندگی اصیل مستلزم پذیرش رنجها و تضادهای هستی و تبدیل آنها به نیرویی برای رشد و تعالی فردی است؛ رویکردی که انسان را از یک دنبالهروی کورکورانه، به آفرینندهای خودآگاه تبدیل میکند.
اندیشه نیچه هرچند دارای پیچیدگی، اما دعوت پرشوری است به بیداری اراده و آزادی از بندهاست. او به ما میآموزد که با عبور از بندهای کهنه، جهان را نه بر اساس توهمات مابعدالطبیعی، بلکه با اتکا به خلاقیت، توانمندی و اصالت درون خود از نو معنا ببخشیم.
#نیچه #فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌5