آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.6K photos
40.8K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جاویدنام قتل جاویدنام یاسر عزتی، ۳۳ ساله، با اصابت گلوله سرکوبگران به پشت و تیر خلاص به سر کشته شد

جاویدنام یاسر عزتی، ۳۳ ساله، روز ۱۹ دی‌ماه در فاز ۳ شهر اندیشه هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات تکمیلی، یاسر ابتدا با شلیک یک گلوله از فاصله دور از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفته است. پس از آن، گلوله دیگری از روبه‌رو به او شلیک شده که به‌عنوان تیر خلاص تلقی می‌شود. هنوز مشخص نیست این تیر خلاص در همان محل و در خیابان شلیک شده یا پس از انتقال او به مرکز درمانی صورت گرفته است، اما شواهد موجود نشان می‌دهد که جان او عمداً و آگاهانه گرفته شده است.
پیکر او پس از ناپدید شدن، به کهریزک منتقل شده و نهایتاً در میان انبوه جان‌باختگان در همان محل شناسایی شده است؛ موضوعی که بار دیگر از ابعاد گسترده کشتار و نحوه پنهان‌سازی قربانیان توسط نهادهای امنیتی حکایت دارد.
یاسر عزتی مجرد بود. او ۱۲ سال صاحب یک کترینگ بود که به دلیل فشارهای اقتصادی و وضعیت نابسامان کشور ناچار به تعطیلی آن شد و در یک سال گذشته یک سوپرمارکت کوچک راه‌اندازی کرده بود تا امرار معاش کند.


شلیک از پشت به یک شهروند غیرمسلح و سپس تیر خلاص از روبه‌رو، مصداق روشن قتل فراقضایی و جنایتی سازمان‌یافته است که در جریان سرکوب‌های حکومتی علیه مردم ایران به‌صورت گسترده و سیستماتیک تکرار شده است.

گزارش‌های زیادی از تیرخلاص زدن به مجروحان در بیمارستان‌ها دریافت کرده‌ایم و تصاویر پیکرهای جان‌باختگان در سردخانه‌ها نیز آهن گواه پزشکان و‌ متخصصان، تایید کننده این جنایت هستند.

نام یاسر عزتی در کنار دیگر جان‌باختگان راه آزادی، به‌عنوان سندی از جنایت و ایستادگی مردم ایران ثبت خواهد شد.

پی‌نوشت:
اصلاحیه، تیرخلاص به ناحیه سر زده نشده، بلکه به جلوی بدن (احتمالا قلب) زده شده است.


#یاسر_عزتی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔253
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

جاویدنام حامد برجیس با شلیک گلوله جنگی در اصفهان کشته شد

حامد برجیس، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان برازنده اصفهان با اصابت مستقیم گلوله جنگی به ناحیه گردن جان خود را از دست داد و در جریان سرکوب‌های خونین جمهوری اسلامی به جانش را در راه آزادی گذاشت.

پیکر او پس از چند روز نگه‌داری، سرانجام در تاریخ ۲۶ دی‌ماه به خانواده‌اش تحویل داده شد؛ تأخیری که بار دیگر الگوی تکراری پنهان‌کاری و فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان را نشان می‌دهد.

حامد برجیس را اگر نکشته بودند، ۲۳ دی ماه، تولد ۴۰ سالگی خود را جشن می‌گرفت. تولدی که می‌توانست آغاز فصل تازه‌ای از زندگی باشد، اما با گلوله جنگی حکومت به پایان رسید.

شلیک به گردن یک شهروند با سلاح جنگی در خیابان، مصداق آشکار قتل فراقضایی و جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که همچنان بدون پاسخگویی عاملان آن ادامه دارد و نام قربانیانش به عنوان اسناد زنده این سرکوب در حافظه جمعی مردم ایران ثبت می‌شود.

#حامد_برجیس #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #اصفهان

@Tavaana_TavaanaTech
💔183🕊3
قتل جاویدنام امیرحسین خاندوزی پس از بازداشت در گرگان توسط نهاد امنیتی

جاویدنام امیرحسین خاندوزی، ۲۶ ساله، مجرد و کارمند یک شرکت خصوصی، روز ۱۸ دی‌ماه در شهر گرگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. پنج روز بعد، در تاریخ ۲۳ دی‌ماه، پیکر بی‌جان او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده امیرحسین تحت فشار شدید امنیتی قرار دارند تا در هیچ‌جا درباره نحوه کشته شدن فرزندشان صحبت نکنند و روایت رسمی از مرگ او را نپذیرند. این فشارها نشان‌دهنده تلاش نهادهای امنیتی برای پنهان‌سازی حقیقت و جلوگیری از افشای ابعاد این جنایت است.

بازداشت یک جوان ۲۶ ساله و تحویل پیکر بی‌جان او تنها چند روز بعد، بدون ارائه توضیح شفاف و مستقل، مصداق روشن قتل فراقضایی و نقض فاحش حقوق بشر است؛ الگویی که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی بارها تکرار شده است.

متاسفانه اخبار ناخوشایندی از قتل یا شکنجه شدید افراد بازداشت شده، به دستمان رسیده که در حال تنظیم برای انتشار هستیم.

نام امیرحسین خاندوزی در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان سندی از خشونت سیستماتیک جمهوری اسلامی علیه شهروندان غیرمسلح ثبت خواهد شد.

#گرگان #امیرحسین_خاندوزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊81
مشهد؛ روایت یک قتل‌عام سازمان‌یافته
شهادت‌ها از کشتار و بازداشت هزاران شهروند، شلیک عامدانه به آلت تناسلی، اخاذی از خانواده‌ها و دفن پنهانی قربانیان


یکی از مخاطبان توانا از مشهد ضمن ارسال ویدیوهایی از اعتراضات روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه درباره تعداد کشته‌شدگان نوشته است که اگرچه آمار دقیق و مستند در اختیار ندارد، اما شواهد عینی و آنچه با چشم خود دیده نشان می‌دهد ابعاد فاجعه بسیار فراتر از هر عدد رسمی است. او تأکید می‌کند فقط در صبح روز ۱۹ دی، زمانی که برای تشییع به آرامستان بهشت رضا رفته، با بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانواده مواجه شده که هر کدام عزیزی را از دست داده بودند. به گفته او، با در نظر گرفتن وقایع سه روز ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی، تعداد جان‌باختگان مشهد به‌تنهایی باید بالای ۴۰۰۰ نفر باشد.
این شاهد به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که در شلیک‌ها، هدف‌گیری کاملاً حساب‌شده و به نقاط مشخصی از بدن انجام می‌شده است؛ سر، چشم و آلت تناسلی. او می‌نویسد این شیوه شلیک نشان می‌دهد هدف فقط متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه کشتن، معلول کردن دائمی و ایجاد وحشت عمیق در جامعه مد نظر بوده است.
او همچنین خبر می‌دهد که از داخل زندان با او تماس گرفته شده و گفته‌اند در بازداشتگاه سروش، بازداشت‌شدگان را کنار دیوار ردیف می‌کردند و با اسلحه ساچمه‌ای عمداً به آلت تناسلی آن‌ها شلیک می‌کردند؛ رفتاری که آشکارا به‌عنوان شکنجه سیستماتیک به کار گرفته می‌شده است. به گفته این فرد، مأموران در همان‌جا به‌صورت علنی می‌گفتند:
«نسل شماها باید منقرض بشه.»
این جمله، به‌روشنی بیانگر نیت حذف فیزیکی و نسلی معترضان است؛ نیتی که در حقوق بین‌الملل می‌تواند در چارچوب جنایت علیه بشریت و حتی نشانه‌هایی از قصد نسل‌زدایانه مورد بررسی قرار گیرد.
او ادامه می‌دهد اگر مناطق اطراف مشهد و شهرهای حومه نیز در نظر گرفته شوند، از جمله چناران، گلبهار، قوچان، گناباد، اسفراین، تربت و روستاهای اطراف، تعداد جان‌باختگان در کل استان خراسان رضوی ممکن است به ۷ تا ۸ هزار نفر برسد.
به گفته این شاهد، بهشت رضا تنها یکی از محل‌های دفن است. مکان‌های دیگری نیز برای دفن پیکرها استفاده شده، از جمله بهشت رضوان که جدیدتر و بزرگ‌تر از بهشت رضاست، قطعه موسوم به «منافقین» در خود بهشت رضا، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامستان اطراف حرم و نقاط متعدد دیگر.
او توضیح می‌دهد که قطعه موسوم به «منافقین» در بهشت رضا برای دفن افرادی استفاده می‌شده که هویت قابل شناسایی نداشتند، یا خانواده‌هایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند، یا حاضر به پرداخت پول موسوم به «حق تیر» نمی‌شدند. به گفته او، خانواده‌ها عملاً در برابر سه انتخاب اجباری قرار داده می‌شدند: یا باید مصاحبه می‌کردند، یا باید مبلغی بین ۴۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان به‌عنوان «حق تیر» می‌پرداختند، یا پیکر عزیزشان در گورهای جمعی قطعه «منافقین» دفن می‌شد.
این شاهد می‌گوید دیروز به بهشت رضا رفته، آنجا مراسم هفتم و چهلم بسیاری از کشته‌شدگان بوده است. به قدری بهشت رضا شلوغ بوده که مقابل در ورودی ترافیک ایجاد شده و به محض خروج یک خودرو، خودروی دیگری وارد می‌شده است. او تأکید می‌کند این حجم فقط مربوط به یک آرامستان بوده و سایر محل‌های دفن نیز به‌طور هم‌زمان فعال بوده‌اند.

شاهد دوم از مشهد نیز در پیامی جداگانه نوشته است که اطلاعات دقیقی درباره گورهای دسته‌جمعی ندارد، اما آنچه در محله‌های طبرسی، ابوطالب، گاز و جاده سیمان دیده شده، به‌تنهایی عمق فاجعه را نشان می‌دهد. به گفته او، این محله‌ها که از مناطق کم‌برخوردارتر مشهد محسوب می‌شوند، درگیری بسیار شدیدی با نیروهای سرکوب داشتند و «در هر کوچه حداقل ۱۰ نفر کشته دادیم». او تأکید می‌کند نیروهای امنیتی به هیچ‌کس رحم نکردند.

او نقل می‌کند که یکی از دوستانش برای تحویل پیکر برادرش مراجعه کرده و با این جمله روبه‌رو شده است:
«توی این ۷۰۰۰ نفر چطوری می‌خوای پیداش کنی؟»
سپس او را به پزشکی قانونی برده‌اند و به سوله‌هایی که پیش‌تر محل نگهداری وسایل ورزشی بوده و اکنون مملو از پیکر جان‌باختگان بوده است. به گفته این شاهد، برای تحویل پیکر مبلغی حدود ۷۰۰ میلیون تومان به‌عنوان «پول تیر» مطالبه می‌شده است. برخی خانواده‌ها از پرداخت این مبلغ خودداری کرده‌اند و گفته‌اند حاضر نیستند پولی به قاتلان فرزندشان بدهند، و در نتیجه پیکر عزیزشان را تحویل نگرفته‌اند.
او همچنین می‌گوید از بعضی خانواده‌ها تعهد گرفته شده که امضا کنند فرزندشان «بسیجی» بوده است، در حالی که حقیقت نداشته و قربانی از معترضان بوده است. این کار با هدف تحریف هویت قربانیان و پاک کردن مسئولیت حکومت انجام می‌شده است.

#مشهد #حنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔4015🕊6
Forwarded from گفت‌وشنود

غزل مرزبان، فعال مدنی و نوکیش کاتولیک مسیحی، نیمه‌شب چهارشنبه ۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش خشونت‌آمیز مأموران لباس‌شخصی وابسته به اطلاعات سپاه به منزل شخصی‌اش در تهران بازداشت شد. این بازداشت در حالی صورت گرفت که او در خواب بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده، مأموران با شکستن درِ منزل، او را با فحاشی، اجبار و خشونت از خواب بیدار کرده و تنها به او فرصت پوشیدن یک دست لباس داده‌اند. در جریان این یورش، برخی وسایل شخصی او از جمله کتاب مقدس (انجیل) و حتی درخت کریسمس نیز توقیف و به انباری منتقل شده است.

غزل مرزبان کارمند یک فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای بوده و طبق گفته نزدیکانش، از صبح زود تا غروب مشغول کار روزانه بوده است. مأموران در زمان بازداشت هیچ‌گونه توضیحی درباره اتهام یا دلایل بازداشت ارائه نکرده‌اند.

از زمان بازداشت تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت، محل نگهداری یا شرایط جسمی و روانی او در دست نیست. تنها تماس کوتاه او با همسرش حاکی از نگهداری‌اش در بازداشتگاه اطلاعات بوده است. نگرانی‌ها درباره احتمال اعتراف اجباری و شکنجه به‌شدت افزایش یافته است.

با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت (تا سوم بهمن‌ماه)، همسر او به دلیل بی‌خبری مطلق، اقدام به اعلام مفقودی و ثبت شکایت رسمی در دادسرا کرده است.

غزل مرزبان پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های مذهبی و اعتقاداتش با فشارهای امنیتی مواجه بوده و در سال ۱۴۰۲ بازداشت شده بود. اتهامات او معمولاً تحت عناوینی چون «تبلیغ علیه نظام» یا «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل کلیساهای خانگی» مطرح شده؛ اتهاماتی که به‌طور گسترده علیه نوکیشان مسیحی در ایران به‌کار می‌رود.

فعالان حقوق بشر خواستار اطلاع‌رسانی فوری درباره وضعیت او و پایان بازداشت‌های خودسرانه مبتنی بر باورهای دینی هستند.

#نوکیش_مسیحی #سرکوب_آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔107
قتل جاویدنام امیر بشیری، ۱۹ ساله، با شلیک گلوله نیروهای جمهوری اسلامی در رشت

امیر بشیری، ۱۹ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان معلم رشت با اصابت گلوله هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات موجود، علت مرگ او «اصابت گلوله» اعلام شده و این موضوع صراحتا در جوار دفن او نیز ثبت شده است؛ امری که به‌روشنی نشان می‌دهد کشته شدن او نتیجه شلیک مستقیم بوده است.

کشته شدن یک نوجوان ۱۹ ساله با گلوله در خیابان، نمونه دیگری از استفاده مرگبار از سلاح گرم علیه شهروندان غیرمسلح و ادامه سیاست سرکوب خشونت‌بار جمهوری اسلامی در مواجهه با معترضان است. نام امیر بشیری در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان یکی از قربانیان سرکوب خونین مردم ایران ثبت خواهد شد.

#امیر_بشیری #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊3👍1

جاویدنام علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلمی که یک هفته پس از شلیک مستقیم گلوله جنگی، جان باخت

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلم و کارمند رسمی آموزش و پرورش، دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در منطقه مارلیک هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به مغز او اصابت کرد و به‌شدت مجروح شد. مردم او را به بیمارستان شهدای سلامت ملارد منتقل کردند.

علیرضا به مدت یک هفته در حالت کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری بود. خانواده‌اش با توجه به اینکه او کارت اهدای عضو داشت، امیدوار بودند بتوانند اعضای بدنش را اهدا کنند تا جان انسان‌های دیگری نجات یابد. اما نیروهای سپاه با این موضوع مخالفت کردند و اعلام کردند افرادی که در جریان اعتراضات (به قول خودشان «اغتشاشات») هدف گلوله قرار گرفته‌اند، اجازه اهدای عضو ندارند.

به خانواده گفته شد که باید کالبدشکافی انجام شود تا گلوله خارج و مشخص شود از چه نوع سلاحی شلیک شده است و بر اساس آن «قیمت حق تیر» تعیین شود. در همین چارچوب از خانواده مبلغی در حدود دو میلیارد تومان مطالبه شده است.

علیرضا یک هفته کامل زیر دستگاه‌های پزشکی در بیمارستان نگه داشته شد و قلبش می‌تپید، اما در نهایت بدون آن‌که اجازه اهدای اعضای بدنش داده شود، جان خود را از دست داد. این در حالی است که او فردی ورزشکار، سالم و دارای شرایط کامل برای اهدای عضو بود و بسیاری از اعضای بدنش می‌توانست جان انسان‌های دیگر را نجات دهد.

پس از جان‌باختن، پیکر او در نهایت به خانواده تحویل داده شد و در بهشت فاطمه شهر قدس (قلعه حسن‌خان) به خاک سپرده شد.

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر متولد سال ۱۳۶۷، ۳۷ ساله و مجرد بود.
قتل او با شلیک مستقیم گلوله جنگی، جلوگیری از اهدای اعضای بدنش، و مطالبه مبالغ سنگین تحت عنوان «حق تیر»، نمونه‌ای روشن از نقض فاحش حقوق انسانی، بی‌حرمتی به کرامت انسان و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت در جریان سرکوب اعتراضات مردمی است.

#علیرضا_انصاربفر #یاسین_انصاریفر #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔254👍1
جاویدنام عارفه بیگی؛ تیر خلاص به رؤیاهای یک دختر ۲۰ ساله
روایت شلیک از پهلو، اعدام با گلوله به سر و اخاذی «حق تیر» در زرین‌شهر

جاویدنام عارفه بیگی، ۲۰ ساله، اهل زرین‌شهر اصفهان، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، ابتدا گلوله‌ای به پهلوی او شلیک شد و در حالی که هنوز زنده بود، با شلیک گلوله‌ای دیگر به سرش، کشته شد. این شیوه کشتن، مصداق آشکار تیر خلاص و قتل فراقضایی است.

عارفه بیگی تنها یک روز پیش از کشته شدنش در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«حس خیلی عجیبی دارم و مطمئنم این حسو ۱۴۰۱ تجربه نکردم.»
جمله‌ای که امروز به شکلی تلخ، پیش‌آگاهی از سرنوشتی خونین به نظر می‌رسد.

او دختری پرشور، سرشار از زندگی و امید بود. آرزو داشت عاشق شود و دوست داشته شود، دنیا را ببیند، سفر کند، شفق قطبی را از نزدیک تماشا کند و روز آزادی ایران را در خیابان‌ها با رقص و شادی جشن بگیرد. عارفه برای اطرافیانش «خودِ زندگی» بود و در میدان اعتراض، «شیرزن شجاع»ی که با جسارت ایستاد.

طبق گزارش‌های منتشر شده، خانواده عارفه اعلام کرده‌اند برای تحویل پیکر او مجبور به پرداخت مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان تحت عنوان «حق تیر» شده‌اند. پیکر این دختر جوان هشت روز پس از کشته شدن، ساعت شش صبح، تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

قتل عارفه بیگی، شلیک از پهلو و سپس تیر خلاص به سر، اخاذی مالی از خانواده، و دفن امنیتی پیکر او، نمونه‌ای روشن از جنایت سازمان‌یافته علیه شهروندان غیرمسلح و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت است. نام او در حافظه مردم ایران، به‌عنوان دختر شجاعی که با جان خود بهای آزادی را پرداخت، جاودانه خواهد ماند.

#عارفه_بیگی #زرین_دشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
18💔14
جاویدنام یاسر مدیرروستا، مدرس و نوازنده تار و سه تار، با شلیک گلوله جنگی به سر در گوهردشت کرج توسط جمهوری اسلامی کشته شد

جاویدنام یاسر مدیرروستا، متولد ۱۳۶۲، فرزند بهروز و اهل کمالشهر کرج، روز ۱۸ دی‌ماه روبه‌روی پاسگاه گوهردشت از ناحیه سر هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

پیکر او به مدت ۷ روز مفقود بود تا اینکه روز پنجشنبه با خانواده تماس گرفته شد و از آن‌ها خواسته شد برای شناسایی به بهشت سکینه مراجعه کنند. در آنجا مشخص شد که پیکر یاسر به اشتباه به جای فرد دیگری دفن شده بوده است. جسد او با لباس‌های پاره و بدن خون‌آلود پیدا شد و به دلیل شدت جراحات، چهره‌اش قابل شناسایی نبود. هویت او تنها از طریق اثر انگشت و تطبیق با ثبت احوال تأیید شد.

یاسر مدیرروستا موزیسین و مدرس موسیقی بود. او استاد تار و سه‌تار، مدیر آموزشکده موسیقی «پژواک هنر» و مدرس این سازها بود. آثار نوازندگی او در قالب فعالیت با گروه «کوچه‌باغ» و گروه «راه نو» در صفحه اینستاگرامش موجود است. یاسر تمام زندگی خود را صرف موسیقی، آموزش و فرهنگ کرده بود.

با این حال، پس از کشته شدن او، از پدرش تعهد گرفته شد که مراسمی برایش برگزار نشود و اعلام کنند که یاسر «بسیجی» بوده است. این در حالی است که همه آن‌ها که او را می‌شناسند، تأکید کرده‌اند یاسر هرگز بسیجی نبوده و یک هنرمند و موزیسین مستقل بوده است.

قتل یک مدرس موسیقی با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر، مفقودسازی چندروزه پیکر، دفن اشتباهی، شناسایی از طریق اثر انگشت، فشار بر خانواده برای سکوت و تحریف هویت قربانی، همگی نشان‌دهنده الگوی روشن سرکوب، پنهان‌کاری و تحریف حقیقت است.

یاسر مدیرروستا بسیجی نبود.
یاسر یک موزیسین بود.
یاسر یک معلم هنر بود.
او معلم یک معترض بود، یک مخالف رژیم و حالا با جان‌باختن در راه آزادی، معلم ایثار شد.

#یاسر_مدیرروستا #گوهردشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊51
کاملیا سجادیان، مادر دادخواه محمدحسن ترکمان، پس از اتصال موقت اینترنت در ایران پستی در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت:
«روزی در تاریخ می‌نویسند آن‌قدر قدرت‌شان را از دست داده بودند که از اشک ما هم می‌ترسیدند.
داشتند بر کدام پیکر و بر مزار کدام شهید، اسید می‌ریختند؟
مردم دلیر ایران، داور و غیور ایران با شجاعت کنار حقیقت قرار گرفتند؛ آن‌ها را در آغوش کشیدند و فریاد زدند.
و در نهایت، حقیقت را شجاعانه به تصویر کشیدند.
تمام این مدت قلبم با تک‌تک‌تان بود.
سپاس از تمام عزیزانی که از طریق تلفنی جویای احوال‌مان بودند، عزیزان همراه.
باخبر شدم که خیلی از همراهان این پیج همسرم محمدحسن ترکمان و دیگر فرزندان بی‌گناه‌اند.
نمی‌توانم نور این عزیزان را تصویر کنم چرا که من معتقدم آن‌ها بیش از حضور خود و با شجاعت و روشنایی به منبع نور و روشنایی رسیده‌اند.
شجاعان و آزادگان همیشه سبز هستند.
لطفاً قوی بمانید و محکم و استوار در برابر تاریکی‌ها مقاومت کنید و در روشنایی‌ها قرار بگیرید.
مطمئن باشید که این ظلمت و تاریکی دوام نخواهد آورد.
به صبر و دل و به خدا مطمئن باشید که خداوند با صابران است.» #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
1💔23👍63
جاویدنام رضا شریفی، پدر دو فرزند، با شلیک گلوله جنگی عوامل جمهوری اسلامی در اراک کشته شد

جاویدنام رضا شریفی، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه حوالی ساعت ۸ و ربع شب، مقابل بیمارستان ولیعصر اراک هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به ناحیه شکم او اصابت کرد و باعث مرگش شد.
رضا شریفی ۴۴ ساله بود، در اراک مغازه داشت و پدر دو فرزند؛ یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۸ ساله بود.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده آقای شریفی، او یکی از معترضان مردمی بود که در آغاز موج کشتار در اراک، توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد و از نخستین جان‌باختگان آن شب به شمار می‌آید.
این آشنا می‌گوید آثار اصابت گلوله به‌وضوح روی کاپشن رضا شریفی دیده می‌شد؛ جای سوراخ و سوختگی ناشی از تیر جنگی روی لباس او باقی مانده بود که نشان‌دهنده شلیک مستقیم از فاصله نزدیک یا با قدرت بالا بوده است.

بر اساس این روایت، پس از کشته شدن رضا شریفی، خانواده‌اش تحت فشار و تهدید قرار گرفتند تا روایت رسمی حکومت درباره مرگ او را تأیید کنند. به آن‌ها گفته شده بود در صورت مخالفت یا بیان روایت واقعی، فرزندان آقای شریفی از ادامه تحصیل محروم خواهند شد. این فشارها با هدف وادار کردن خانواده به سکوت و تحریف حقیقت صورت گرفته است.

به گفته این منبع، با وجود اینکه رضا شریفی اهل اراک بود، اجازه داده نشد پیکرش در آرامستان این شهر به خاک سپرده شود. مراسم خاکسپاری او سه روز بعد، در روز سه‌شنبه، و در روستای قانیاروق در نزدیکی اراک، تحت شرایط خاص و محدودیت برگزار شد.
این آشنا تأکید می‌کند که رضا شریفی یک شهروند معترض بود که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی کشته شد؛ پدری که جانش را در خیابان‌های شهرش از دست داد و خانواده‌اش پس از آن نیز با تهدید، فشار و محرومیت روبه‌رو شدند تا حقیقت قتل او پنهان بماند.


#رضا_شریفی #اراک #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
1💔17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا با ارسال ویدیوهایی از راهپیمایی با خضور گسترده معترضان در تهران، منطقه قلهک، درباره رویدادهای روز ۱۸ دی‌ماه نوشته است که خیابان شریعتی در محدوده قلهک شاهد «سیل جمعیت» بوده است؛ به‌طوری که بسیاری از مردم با دیدن این حجم از حضور خیابانی گریه‌شان گرفته بود، به یکدیگر تبریک می‌گفتند و از امید به پیروزی و آزادی صحبت می‌کردند.
به گفته او، در همان شب دو گروه بزرگ از معترضان که از بالا و پایین خیابان می‌آمدند به هم رسیدند و جمعیت به‌هم پیوست. او زمان این صحنه را حدود ساعت ۲۲ شب در روز ۱۸ دی اعلام کرده و می‌گوید در آن ساعات، مأموران جرأت نزدیک شدن به جمعیت را نداشتند و فقط از دور نظاره‌گر بودند.
این شاهد می‌نویسد که تا حوالی ساعت ۱۲ شب در خیابان شریعتی حضور داشته‌اند. پس از آن، به‌تدریج نیروهای سرکوب وارد شدند و با گاز اشک‌آور تلاش کردند مردم را متفرق کنند، اما معترضان کوتاه نمی‌آمدند و درگیری‌های شدید و «وحشتناک» رودررو میان مردم و نیروها شکل گرفت. او اضافه می‌کند چون کودک همراهش بوده، مجبور شده از محدوده درگیری دور شود، اما اعتراضات از خیابان اصلی به کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی کشیده شده است؛ از جمله خیابان نفت شمالی. او همچنین به «شکستن شیشه‌های اداره مالیات» در جریان این رخدادها اشاره می‌کند.
این مخاطب تأکید می‌کند که کشتار اصلی در روز جمعه ۱۹ دی‌ماه رخ داد؛ روزی که به گفته او «واقعاً ترسناک» بوده و از هر طرف صدای تیراندازی می‌آمد. او می‌نویسد در کوچه‌ها، دسته‌های مختلف مردم مورد تهاجم چندین موتورسوار، نیروهای لباس‌شخصی و بسیج قرار می‌گرفتند؛ مردم با سنگ مقاومت می‌کردند و نیروها با تجهیزات کامل وارد می‌شدند، اما در مواردی مردم توانسته بودند آن‌ها را عقب برانند.
به گفته این شاهد، آنچه او با چشم خود دیده این بوده که در روز جمعه تعداد کشته‌ها بیشتر بوده، چون سطح درگیری رودررو بسیار بالا رفته بود. او توضیح می‌دهد که نیروها در کوچه‌ها گیر می‌افتادند و راه عقب‌نشینی نداشتند، به سوی مردم تیراندازی کردند و مردم بی سلاح را کشتند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
14
بازداشت و بی‌خبری از بابک مرادی‌فرد پس از حضور در اعتراضات تهران
بابک مرادی‌فرد، روز ۱۸ دی‌ماه در پی فراخوان‌های مردمی در تهران در تجمعات اعتراضی حضور داشته است. صبح روز جمعه ۱۹ دی‌ماه، گروهی از افراد لباس‌شخصی با یورش به منزل او و با اعمال ضرب‌وشتم، وی را بازداشت کردند. بنا بر اطلاعات موجود، این بازداشت در حالی انجام شده که از پیش برای او حکم جلب صادر شده بود.
پس از بازداشت، خانواده او حدود یک هفته هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری‌اش نداشتند تا اینکه بابک مرادی‌فرد در یک تماس تلفنی بسیار کوتاه اعلام کرد که در زندان اوین نگهداری می‌شود.
با گذشت زمان و پیگیری‌های خانواده، به آن‌ها گفته شده که پرونده او در شعبه ۲ بازپرسی دادگاه انقلاب قرار دارد، اما تأکید شده که در حال حاضر حق دسترسی به وکیل و حق اطلاع‌رسانی درباره وضعیت او وجود ندارد.
تا تاریخ ۴ بهمن‌ماه، هیچ خبر رسمی و روشنی از وضعیت جسمی، حقوقی و شرایط نگهداری بابک مرادی‌فرد در دست نیست و خانواده او در نگرانی کامل به‌سر می‌برند.

@Tavaana_TavaanaTech
💔19👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آی جَلاد، من تروریستم؟
آنگاه که تو شلیک می‌کنی و من کشته می‌شوم!
آنگاه که تو خنجر می‌زنی و منم که زخم می‌خورم!
آنگاه که تو حکم می‌کنی و منم که بر دار!
آنگاه که تو عربده می‌کشی و منم که خاموش!
آنگاه که تو جولان می‌دهی و منم که در حبس!
آی جَلاد!
این خون ماست فرش زیر پای تو.
این جان‌های ماست که سنگفرش کرده‌ای.
این اوج زندگی بود که به گور کرده‌ای.
آی جَلاد، من تروریستم. آری!
با دست‌های خالی‌ام، قلبی پُر از آتش.
با پایی برهنه و سری پُر از خشم.
با دهانی دوخته و نعره‌ای در چشم.
من تروریستم.
آی جَلاد!
هر لحظه مرگ تو را در رویای خود می‌پرورانم. آی جَلاد!
از رویای من بترس!
فشنگ‌های تو پایان می‌پذیرد و خشم من هرگز!


ارسالی مخاطبان توانا

#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
20💯9
جاویدنام قاسم کتان، نخستین جان‌باخته شوشتر در ۱۸ دی‌ماه با شلیک ساچمه و گلوله جنگی از سوی نیروهای حکومتی

قاسم کتان، ۳۸ ساله و مجرد، در روز ۱۸ دی‌ماه به‌عنوان نخستین جان‌باخته اعتراضات در شهر شوشتر، به شکلی وحشیانه هدف حمله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، ابتدا با بیش از ۱۰۰ ساچمه به بدن او شلیک شد و پس از زمین افتادن، با دو گلوله جنگی از سلاح کلاشینکف به قتل رسید. یکی از گلوله‌ها از پشت به او اصابت کرده و گلوله دوم از روبه‌رو و مستقیم به قلبش شلیک شده است؛ شلیکی که به‌وضوح تیر خلاص محسوب می‌شود.

پس از کشته شدن قاسم کتان، پیکر او چندین روز در اختیار نهادهای امنیتی نگه داشته شد و خانواده‌اش در این مدت تحت فشار و آزار قرار گرفتند. در نهایت، پیکر او تنها پس از گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد، آن هم با شرایطی کاملاً امنیتی.

به خانواده اعلام شده بود که مراسم خاکسپاری باید فقط در فاصله زمانی بین ساعت ۲ بامداد تا پیش از ۷ صبح انجام شود. همچنین اجازه دفن او در آرامستان شهر شوشتر داده نشد و خانواده مجبور شدند پیکر را خارج از آرامستان شهر به خاک بسپارند.

در زمان خاکسپاری نیز محدودیت‌های شدید اعمال شد و تنها با فشار و اجبار، اجازه داده شد خواهران و برادران او در مراسم حضور داشته باشند. مراسم در سکوت، ترس و تحت کنترل کامل نیروهای امنیتی برگزار شد.

شلیک بیش از صد ساچمه، سپس دو گلوله جنگی، نگه‌داشتن پیکر، تحمیل تعهد به خانواده و دفن شبانه خارج از آرامستان شهر، همگی نشان‌دهنده یک قتل فراقضایی و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی جنایت است.

#قاسم_کتان #شوشتر #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
1💔222
پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، مشهد شاهد یکی از گسترده‌ترین و کم‌سابقه‌ترین اعتراضات خیابانی خود بود. این شب هم‌زمان با نخستین فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، محله احمدآباد و محورهای اصلی متصل به آن به کانون تجمعات اعتراضی بدل شد.

از حدود ساعت ۷ عصر، جمعیت از مسیرهای بلوار رضا و بلوار ملاصدرا به سمت بلوار احمدآباد حرکت کرد. نیروهای سرکوب که از پیش در احمدآباد مستقر بودند، با شلیک گسترده گاز اشک‌آور تلاش کردند مانع پیشروی مردم شوند، اما حجم جمعیت به‌طرز بی‌سابقه‌ای زیاد بود و این تلاش‌ها نتیجه نداد.

شعارها عمدتاً در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و در نفی جمهوری اسلامی سر داده می‌شد. حدود ساعت ۸:۳۰ شب، با افزایش چشمگیر جمعیت، نیروهای امنیتی ناچار به عقب‌نشینی شدند. در این مقطع، محدوده‌ای وسیع شامل بلوار احمدآباد از میدان فلسطین تا میدان تقی‌آباد، بلوار راهنمایی، بلوار رضا، بلوار ابوذر و تمامی کوچه‌ها و خیابان‌های منتهی به احمدآباد عملاً در اختیار مردم قرار گرفت.

به گفته شاهدان، احساس امید، همبستگی و قدرت جمعی در این شب بی‌سابقه بود. سه اتوبوسی که پیش‌تر برای بازداشت معترضان در احمدآباد مستقر شده بودند، به‌همراه چندین موتورسیکلت نیروهای سرکوب به آتش کشیده شد. مردم با آتش‌زدن سطل‌های زباله، از دود برای کاهش اثر گاز اشک‌آور استفاده می‌کردند و کمک‌رسانی متقابل میان معترضان به‌وضوح دیده می‌شد؛ از حمایت از سالمندان و کودکان تا انتقال مجروحان. زن و مرد، جوان و پیر در کنار هم بودند.

دو پل هوایی در ابتدای خیابان رضا، بلوار راهنمایی و مقابل بیمارستان قائم که پیش‌تر به محل شلیک نیروهای سرکوب تبدیل شده بود، به آتش کشیده شد. در مسیر حرکت جمعیت، تابلوهای راهنمایی از جا کنده و برای مسدود کردن راه نیروهای امنیتی در خیابان رها می‌شد.

در ادامه، جمعیت به مسجد الزهرا در بلوار احمدآباد رسید. پس از انتشار خبر حضور نیروهای بسیج در مسجد، درِ آن شکسته شد، تصاویر و نمادهای وابسته به سپاه و بسیج تخریب و بخشی از وسایل مسجد به بیرون منتقل و به آتش کشیده شد. هم‌زمان، دوربین‌های ترافیکی، امنیتی و دوربین‌های بانک‌ها در مسیر تخریب شد و ایستگاه‌های اتوبوس، آسانسور پل‌های هوایی و بانک‌های وابسته به نهادهای نظامی هدف قرار گرفتند.

جمعیت سپس به سمت میدان فلسطین حرکت کرد. با وجود حضور پادگان نیروی انتظامی در مسیر بلوار ملک‌آباد، به دلیل انبوه جمعیت، نیروها از آن سمت وارد عمل نشدند. در نهایت، تصمیم جمعی بر حرکت به سمت ساختمان صداوسیمای مشهد گرفته شد.

در بلوار منتظری، تابلوها برای مسدود کردن مسیر کنده شد و جمعیت آن‌قدر گسترده بود که ابتدا و انتهای آن قابل تشخیص نبود. حدود ساعت ۱۰ شب، نخستین گروه از معترضان به ساختمان صداوسیما رسیدند؛ درها، نرده‌ها و پنجره‌ها شکسته شد و عده‌ای وارد ساختمان شدند، اما با رسیدن نیروهای سرکوب و شلیک مستقیم، این گروه با خشونت بیرون رانده شد.


با این حال، شمار معترضان همچنان رو به افزایش بود. نیروهای سرکوب از داخل محوطه صداوسیما و از سمت بلوار پیروزی، نوفل‌لوشاتو و باغ ملک‌آباد با شلیک ساچمه، گلوله جنگی و گاز اشک‌آور به مردم حمله کردند. از حدود ساعت ۱۰:۱۵ شب، انتقال مجروحان آغاز شد. شاهدان از تیرخوردن دست‌کم یک جوان حدوداً ۲۰ ساله از ناحیه پا و خون‌ریزی شدید او خبر داده‌اند.

به دلیل ساختار بسته بلوار منتظری، امکان فرار محدود بود و بسیاری از معترضان به تنها کوچه فرعی منطقه پناه بردند. با افزایش شمار نیروهای سرکوب و شدت تیراندازی، وضعیت به‌تدریج وخیم‌تر شد. تا حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب، همچنان جمعیت انبوهی در اطراف صداوسیما حضور داشت، اما بخشی از معترضان در نهایت به دلیل شدت شلیک‌ها به سمت احمدآباد عقب‌نشینی کردند.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
18

جاویدنام ابوالفضل کیا، از جان‌باختگان اعتراضات در شهرستان چمستان با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران

جاویدنام ابوالفضل کیا، ۲۷ ساله، مجرد و شاغل در یک مشاور املاک، شامگاه جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی شهر چمستان با شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد. او یکی از دو برادر خانواده بود.
بر اساس روایت نزدیکان، ابوالفضل در همان شب ابتدا در جریان اعتراضات از ناحیه صورت و بدن هدف شلیک ساچمه قرار گرفته و مجروح شده بود. پس از آن خود را به داخل یک خودرو می‌رساند، خون را از سر و صورتش پاک می‌کند و با وجود اصرار دوستانش که به او می‌گفتند ساچمه خورده و نباید دوباره به خیابان بازگردد، پاسخ می‌دهد:
«نه، باید امشب تا آخرش بریم.»
او از خودرو پیاده می‌شود و دوباره به جمع معترضان بازمی‌گردد. از آن لحظه به بعد خبری از او در دست نبود تا زمانی که خبر کشته شدنش با اصابت گلوله جنگی به خانواده‌اش اعلام شد.

بازگشت آگاهانه یک جوان زخمی به صحنه اعتراض، نشان‌دهنده شجاعت، احساس مسئولیت و پایبندی او به مطالبه آزادی و عدالت است. کشته شدن ابوالفضل کیا با سلاح جنگی، نمونه‌ای دیگر از استفاده مرگبار از تسلیحات نظامی علیه شهروندان غیرمسلح و مصداق روشن قتل فراقضایی در سرکوب اعتراضات مردمی است.

#ابوالفضل_کیا #چمستان #نه_به_جمهورى_اسلامى
#انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_عليه_بشريت

@Tavaana_TavaanaTech
1💔188